بنیانگذار هر مکتب و مرامی، به پایدار بودن و ثمر بخشیدن آن مکتب و مرام علاقه مند است. و بهترین تدبیر برای تأمین این منظور، آن است که رهبری بینا و دلسوز بر آن بگمارد و او را به وضعی روشن در میان توده مردم، برای این مقام پراهمیت معرفی کند. این عملی خردمندانه و روشی فطری است که خداوند حکیم نیز پیامبران را به آن مأمور ساخته است. در بسیاری از آیات قرآن کریم، حقایقی در این باره به تعبیرهای گوناگون ذکر شده است که پیامبران پیشین نیز، پس از نشر دعوت توحید و روشن کردن افکار، برای استوار ماندن دین خدا به پا می خاستند، و بدین وظیفه گرانبار توجهی بسزا می کردند و می کوشیدند که شالوده ریخته شده و نتایج رنج های تربیتی خود را به دست پیشرو وارسته و لایقی بسپارند و سرنوشت انقلاب پرارجی را که به بهای هستی و حاصل عمرشان تمام شده است ، به پیشامدهای تاریخ که پر از لغزش و خطاست وانگذارند. )1( ابن سینا در کتاب شفا، پس از اثبات نبوت و تشریح وظایف دقیق دارنده این مقام، می گوید: «... سپس این شخص که پیغمبر است ، چنین نیست که مانند اویی مکرر به وجود آید و در هر زمانی بدو دسترسی باشد، زیرا ماده ای که شایسته پذیرش وحی است کمتر در مزاج ها به وقوع می پیوندد. پس ناگزیر واجب است که پیغمبر ، برای بقای سنن و شریعتی که برای مصالح امور انسان آورده است ، تدبیری عظیم بیندیشد.» ابن سینا پس از این بیان، حکمت عبادات و سایر دستورات اسلامی را تذکر می دهد و پاره ای از قوانین مدنی را که به گفته خود او شارع اسلام به بهترین وجه مقرر کرده است، یاد می کند، سپس در مورد مسئله خلافت و امامت می گوید: «... آنگاه بر سنت گذار )پیامبر( واجب است اطاعت کسی را که جانشین خود قرار می دهد، فرض و لازم گرداند. بعد به شرح اجماع می پردازد، و با بیانی پر مغز و گفتاری حکیمانه درباره چگونگی و کمیت اجماع کنندگان سخن می گوید، و معنی اجماع حقیقی و مقصود از آن را توضیح می دهد، و شرایط کسی را که باید بر او اجماع و اتفاق آرا شود، ذکر می کند، و با استدلالی محکم و الزام آور به بطلان اجماعی که در تاریخ اسلام گفت و شنود می شود اشاره می کند. سپس می گوید: «خلیفه و جانشین قرار دادن با نص، به صواب دید نزدیکتر است.» )2(
باز امواج پردامنه غدیر را در امتداد زمان می نگریم، که به صورت روایت و حدیث پیش رفته با بسطی جالب و حیرت زا در کتب اسلامی منعکس گشت، و با وجود موانع بسیار و تهدیدات فراوان نسبت به طرفداران غدیر، از گفت وشنود درباره آن خودداری نشد، بلکه نقل آن را نور و حکمت می دانستند، و مسلمین دور از مدینه، افرادی برای شنیدن و آموختن حدیث غدیر بدان شهر اعزام می کردند، تا آن را از اصحاب بشنوند و فراگیرند و برایشان بازگویند ... )3( تابعان نیز بر این منوال بودند، و در نشر آثار غدیر و ذکر حقایق آن اهتمامی بسزا می ورزیدند، چنان که پس از گذشت قرن ها، روایت هشتادوچهار نفر از آنان به ما رسیده است. )4(
پیشینیان تنها به نقل حدیث اکتفا نمی کردند، بلکه با تمام نیرو و امکانات خود در تشیید مبانی غدیر می کوشیدند و با هر پیشامد و مانعی شدیداً مبارزه می کردند و در این راه فداکاری هایی از خود نشان دادند که هیچ گاه با گذشت زمان و طلوع و غروب خورشید فراموش نمی گردد. پس از دوره تابعان، وظیفه ضبط و تعلیم روایات غدیر، به عهده دانشمندان قرون اسلامی نهاده شد، و آنان در گردآوردن اسناد و مآخذ آن، کوششی عمیق کردند و علاقه ای وافر نشان دادند، چنانکه پیش از این گفتیم. و به جهت ثبوت مسلم، و اشتهار وسیع این حدیث بود که دانشمندانی از قبیل شریف مرتضی)5( و علامه میر حامد حسین هندی )6( و عده ای از علمای بزرگ سنت )7( آن را از معتبرترین احادیث اسلام دانسته اند. زیرا کمتر حدیثی است که دارای این همه اسناد و مدارک باشد.
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب