تنها معدودی از این زنان ِ طرفدار مشروطیت، هوادار حقوق زنان بودند اما نخستین زنانی که در جنبش حقوق زنان ایران شرکت کردند یا خودشان از مشروطهخواهان و فعالان جنبش ملی دهه ۱۲۸۰ بودند (مانند صدیقه دولتآبادی و بانو امیر صحی ماهسلطان) و یا از خانوادههای روشنفکر ملیگرا بودند (مانند محترم اسکندری). بعد از سرد شدن تب مشروطهخواهی، «انبوه زنان بیسواد به اندرونیهای سابق خود بازگشتند» و تنها زنان تحصیلکرده و روشنفکر جنبش حقوق زنان را پی گرفتندی.[۱]
در این زمان مردان مشروطهخواه روشنفکری همچون میرزاده عشقی، ملکالشعرا بهار، ایرج میرزا و... نیز از جنبش نوخواسته حقوق زنان حمایت میکردند به ویژه در حق تحصیل و کنار گذاشتن حجاب. مثلاً در ۱۲ مرداد ۱۲۹۰ حاج محمدتقی وکیلالرعایا، نماینده مجلس نخستین بار در ایران برابری زن و مرد را در مجلس شورا مطرح کرده و خواستار حق رای برای زنان شد که مجلس را شوکه کرد و با مخالفت یکی از روحانیان مجلس مواجه شد. [۱] هرچند که این حمایتها نتوانست نتیجه چندانی داشته باشد، اما درمقایسه با حمایت از خواستههای زنان در جریان انقلاب ۱۳۵۷ قابل توجهتر بود.
ادامه مطلب
سردار بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عدهای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان میپرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب میشد. وی طی نامهها و تلگرافهای مختلف بین سران ایل و سخنرانیهای مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده میکرد و به عنوان یکی از شخصیتهای ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بودهاست.
سردار بی بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عدهای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهٔ سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
ادامه مطلب
نویسندگان بزرگ مشروطیت مانند کسروی، ملک زاده، آدمیت، نظام مافی، محیط مافی، ناظم الاسلام کرمانی، صفائی، دولت آبادی، رضوانی در آثار خود اشاراتی به تشکلهای زنان در انقلاب مشروطیت میکنند[۲]:
هرچند که به دلیل مخفی عمل کردن بسیاری از این انجمنها اطلاعاتی از آنها در دست نیست. مورگان شوستر نیز در کتاب اختناق ایران مینویسد چند بار با این انجمنهای مشروطه خواه زنان برخورد نزدیک داشتهاست. مثلاً یک بار از طریق یکی از منشیان دفتر خزانه به او پیغام میدهند که خود و همسرش نباید با سلطنت طلبان رفتوآمد داشته باشد. هنگامی که میپرسد شما چطور از رفتوآمد همسر من اطلاع دارید پاسخ میگیرد مادرم که عضو انجمنهای مخفی زنانهاست این پیغام را داده است[۹].
- انجمن آزادی زنان در ۱۹۰۷ [۲]
- انجمن مخدرات وطن در ۱۲۸۹ [۱۰]
- اتحادیه غیبی نسوان در ۱۹۰۷[۲]
- انجمن نسوان ایران در ۱۹۱۰[۲]
- انجمن نسوان وطن در ۱۹۱۰ [۲]
- شرکت خیریه خواتین ایران ۱۹۱۰[۲]
- اتحادیه نسوان در ۱۹۱۱ [۲]
- انجمن همّت خواتین در ۱۹۱۱ [۲]
- شورای هیأت خواتین مرکزی در ۱۹۱۱[۲]
ادامه مطلب
در مراحل ابتدایی انقلاب مشروطه (اواخر دهه ۱۲۷۰ – اوایل دهه ۱۲۸۰) زنان بیشتر تحت تاثیر روحانیان بودند و به دلیل حمایت آنان از مشروطیت، از خانههایشان بیرون آمدند و در تظاهرات و رفتارهای دیگری که غیرزنانه تلقی میشد شرکت میکردند، مانند جریان «شورش نان». کمکم حرکت زنان محسوستر شده و استقلال بیشتری یافت. آنها انجمنها و دورههای خصوصی برپا میکردند و آگاهی اجتماعی و فعالیت غیرخانگیشان بالاتر میرفت[۴].
برخی از انجمنها و سازمانهای مخفی زنان به نبردهای مسلحانه برای مشروطیت دست میزدند. برای مثال، در مبارزهای مسلحانه بین موافقان و مخالفان مشروطه در آذربایجان جسد ۲۰ زن در لباس مردانه یافت شدهاست. در سال ۱۲۹۰ وقتی شایعه شد برخی نمایندگان مجلس به خواستههای روسها تن دادهاند حدود ۳۰۰ تن از زنان با تپانچه به مجلس رفتند تا آنان را مجبور به «حراست از آزادی و تمامیت ارضی کشور» کنند[۷]. در آذربایجان قیام زینب پاشا را در دهه ۱۳۱۰ قمری مشاهده میکنیم و هنگام اوجگیری مبارزات مسلحانه مشروطیت زنان بسیاری مخفیانه در لباس مردان در مبارزات شرکت کردهاند و برخی از آنان به طور اتفاقی شناخته شدهاند، مثلاً سربازی بود که جراحت برداشته بود و در درمانگاه از مداوای زخمش امتناع میکرد. کار به آنجا رسید که ستارخان به بالین او میآید و از او میخواهد که «پسرم تو نباید بمیری. ما به نیروی تو، به اراده آهنین تو نیاز داریم. چرا راضی نمیشوی زخمت را مداوا کنند؟» و سرباز در گوش او میگوید که من زن هستم. مثال ثبت شده دیگر حاکی است که در جریان یکی از مبارزههای آذربایجان پس از یافتن اجساد یک گروه ۲۰ نفره از سربازان مشروطهخواه، مشخص شد که تمامی آنها زن بودند.[۸].
انجمنهای زنان اقدامات غیرقهرآمیز زیادی نیز در دفاع از مشروطیت و نیز وادار کردن انگلیس و روسیه به ترک ایران انجام دادند. از جمله فروختن جواهرات و خرید سهام از دولت در جریان تاسیس بانک ملی توسط مجلس. زنان مبتکر تحریم کالاهای خارجی بودند، مثلاً سعی کردند قهوهخانهها را متقاعد کنند برای کاهش مصرف شکر وارداتی تعطیل شوند. این انجمنها میتینگهای بزرگی درباره نقش زنان در جنبش ملی ۱۲۹۰ برای خارج ساختن انگلیس و روسیه از ایران برگزار میکردند. جالب آنکه در یکی از مراودههای میان انمنهای زنان و هیئت روسی، این هیئت تلاش کرده بود زنان را متقاعد کند به دلیل اینکه قانون اساسی ایران حقوق زنان ایران را رعایت نکردهاست، آنها نیز نباید برای حراست آن تلاش کنند. پاسخ گروههای زنان این بودهاست که آنها خود نیز از شرایط خودشان ناراضی هستند اما مقصر، پیچیدگیهای سیاسی ناشی از حضور قدرتهای خارجی است. [۷]. گروههای زنان در سال ۱۲۹۰ با فعالان حق رای زنان در انگلستان تماس گرفتند و از آنان تقاضا کرده بودند دولت انگلیس از نفوذ سیاسی خود برای حمایت از ایرانیها استفاده کند، که این فعالان پاسخ داده بودند متأسفانه هیچ امتیاز سیاسی در دولت خود و قدرتی برای حمایت مردم ایران ندارند
ادامه مطلب
سلسلهٔ قاجار در طول حیات خود دارای مشکلات عدیدهای بود که از میان آنها، مشکل استبداد و انحطاط اقتصادی از همه شاخصتر بود. قجرها که از یک سو با نفوذ استعمار انگلیس و از سوی دیگر با شکستهای ایرانیان از روسیه رو به رو شده بودند، پیوسته تحت تأثیر بیگانگان و امپراتوری آلمان قرار داشتند. در این بین رقابت سنتی انگلیس ،روسیه و امپراتوری آلمان برای به دست آوردن امتیازات گوناگون در ایران به ویژه در دوران ناصرالدینشاه، به اوج خود رسید. مسافرتهای شاه به خارج از کشور که اغلب به دلیل آشنایی وی با تجدد و شیوههای نوین حکومتداری صورت میگرفت، به دلیل فراهم نمودن هزینههای سفر، معمولاً با اعطای امتیازات بزرگی نیز به روس و انگلیس همراه بود.
ادامه مطلب
در بررسيهايي كه در رابطه با نقش نيروهاي اجتماعي مؤثر در انقلاب مشروطيت انجام شده اظهارنظرهاي متفاوتي وجود دارد :
برخي صاحب نظران غربي چون سايكس نقش روشنفكران را در انقلاب مشروطه برجسته مي دانند. ماركسيستهاي اصول گراي ايراني و روسي در تفسيرهايشان انقلاب مشروطيت را انقلاب بورژواي معرفي نمودهاند كه توسط طبقه بازرگانان كه طبقات زميندار و قدرتهاي خارجي را سد راه دموكراسي مورد نظر خويش ميديدند رهبري شدند. (فوران،1377: 329)
برعكس اين جماعت مورخان ايراني مثل كسروي و ناظم الاسلام كرماني در آثارشان بر نقش انديشهها به ويژه مفاهيم غربي در مشروطه خواهي و قانون اساسي و ناسيو ناليسم تأكيد ميكنند و تاريخنگاراني مثل كدي و لمبتون كه در مقوله تحليل ماركسيستي قرار نمي گيرند معتقد به اتحاد طبقاتي در انقلاب مشروطه اند.
ديدگاه آبراهاميان كه به بينش ماركسيستي نزديكتر است از «دو طبقه متوسط» به عنوان نيروهاي اجتماعي مؤثر در انقلاب مشروطه نام برده است كه يكي از اين دو شامل بازاريان سنتي، بازرگانان، پيشه وران و روحانيون ميشدند و اينها «طبقه متوسط متمكن» را تشكيل مي دادند و ديگري را روشنفكران جديد تشكيل مي دادند كه به اعتقاد وي طبقه اول بيش از طبقه دوم قدرت و نفوذ داشتند. (فوران،1377 :61)
برخي نيز رهبري جنبش مشروطيت را در عهده علماي تهران و در رأس آن آيت الله سيد محمد طباطبايي و سيد عبدالله بهبهاني دانستهاند.
ادامه مطلب
علما و روحانيت
روحانيت از اواسط دوره صفوي نفوذ سياسي فراواني يافت. به طوري كه مقدس اردبيلي شاه عباس اول را باني ملك عاريه مينامد و شاه عباس با تواضع خود را «كلب آستان علي» ميخواند. در دوران فترت (سقوط صفوي تا ظهور قاجارها) تا حدودي از نفوذ آنها كاسته شد. بعد از آن با كوشش سلاطين قاجار كه از داشتن ريشههاي عميق ملي ـ مذهبي در اين سرزمين بي بهره بودند، براي حكومت تازه تأسيس خويش به اين بسط قدرت كمك كردند و موجب احترام و تكريم بسيار نسبت به علما شدند.
اما به نظرمي رسد علما وروحانيت توانستند از ميان نيروهاي اجتماعي در دوره مشروطه با زمينهها و تمهيداتي كه از قبل فراهم گرديده بود مشاركت و فعاليت برجستهتر و نقش تعيين كنندهاي داشته باشند و تعدادي از آنها در شمار رهبرا ن مشروطه به حساب آيند. اعتقادات مذهبي مردم ونفوذ روحانيت در بين اقشار مختلف جامعه؛ دو عامل مهمي بود كه آنها را قادر ساخت نقش رهبريت بسيج گر را در انقلاب ايفا كنند. آنها از داخل و خارج تاثيرگذار در انقلاب مشروطيت بودند و حداقل تا پايان استبداد صغير نقش محوريشان در بسيج مردم و پيشبرد روند انقلاب غير قابل انكار است. اين واقعيت را موافقين و مخالفين روحانيت به طور صريح يا تلويحي اذعان نموده اند. آن دسته از روحانيون بزرگي كه در خارج از ايران بودند از همان آغاز انقلاب مشروطه از مشروطه خواهان به ويژه رهبران روحاني آن هواخواهي و حمايت ميكردند. واقعيت آن است كه اكثر روحانيون از مجتهدان رده بالا تا درجات پايين تر و طلبههاي جوان انگيزهها و دلايل واحد و يكساني در مراحل مختلف انقلاب نداشتند و دلايل ايدئولوژيكي و انگيزههاي اجتماعي در جانبداري و يا مخالفت آنها از انقلاب در مراحل مختلف خاصه در مراحل اوليه آن دخيل بوده است.
ادامه مطلب
در ابتدا براي ارائه تصوير روشنتري از اين دوره به عنصر جمعيت و مختصات اجتماعي آن ميپردازيم.
1. جمعيت ايران در عصر مشروطيت بين نه تا ده و نيم ميليون برآورد شده است كه در اوايل قرن بيستم بيش از نصف جمعيت ايران را دهقانان، يك چهارم آن را ايلات و يك پنجم را شهرنشينان تشكيل ميدادند كه بخش اعظمي از شهرنشينان نيز به كار كشاورزي اشتغال داشتند؛ به اين ترتيب مي توان گفت ايران يك كشور فلاحتي بود.
ويژگيهاي عمده جمعيت ايران در دوره مشروطيت عبارت است از :
– غالب جمعيت كشور فاقد سواد و تحصيلات بوده اما از هوش و درايت بالايي برخوردار بوده است.
– جمعيت شهري كم و عمده جمعيت كشور در روستاها زندگي مي كنند.
– مردم مذهبي و شيعه هستند و گرايشهاي ديني در تحركات اجتماعي مؤثر بوده است .
– در آغاز جنبش، مطالبات تودههاي اجتماعي مشخص و تعريف شده نبوده است.
– روحانيت گروه اصلي و مرجع در بسيج گروههاي اجتماعي بوده است.
2. ايلات و عشاير
بيش از دو ميليون نفر از جمعيت ايران ايلات و عشاير بودند كه بر اساس مناسبات جامعه عشيره اي از رؤساي ايلات و عشاير اطاعت پذيري محض داشتند. اين وضعيت موجب توانمندي خاص رؤساي ايلات گرديده و آنان را به يكي از بازيگران مهم تحولات سياسي و اجتماعي عصر مشروطه تبديل نمود.
3. كارگزاران دولتي، اعضاي وزارت خارجه و عناصر تحصيلكرده اي كه از نخبگان حكومتي و مؤثردر اداره كشور بودند، گروهي كه از دولت حقوق دريافت ميكردند اما متاثر از تحولات غرب بودند و خواهان تغيير در كشور و عمدتاً موضع مخالف حكومت داشتند.
4. روشنفكران و عناصر تحصيلكرده و متأثر از پيشرفتهاي دنياي غرب كه به دو گروه وابسته و غيروابسته تقسيم ميشوند.
5. سرمايه داران و تجار غيروابسته و وابسته (كمپرادور: دلال): اين طبقه اجتماعي از دوران محمد شاه در ايران شكل گرفته بود. از قدرت اقتصادي رو به تزايدي برخوردارند. افراد متحصن در سفارت انگليس توسط اين گروه پشتيباني مالي مي شدند. و انجمنهاي مخفي را مورد حمايت مالي قرار مي دادند و حبل المتين را خريداري و براي علماي نجف ميفرستادند.
6. از گروههاي ديگر زنان هستند كه در طيف كاملاً گسترده و چشمگيري فعاليت مي كنند.
7. از ديگر گروههاي اجتماعي مؤثر در انقلاب مشروطيت علما هستند که در داخل و خارج از ايران به نحوي درگير با جريانات و تحولات اين دوره بوده اند.
8. دو دولت استعمارگر روسيه و انگليس نيز توانسته بودند در بين اقشار يا گروههاي صاحب نفوذ و مؤثر در انقلاب مشروطيت عوامل نفوذي را جذب و از آنها در راستاي اهدافشان در شرايط مختلف استفاده نمايند.
ادامه مطلب
دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگیهای زیر را داشته باشد:
- در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
- به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
- بهکار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
- فرمانبرداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
- انحصار قدرت در دست یک نفر.
- بهکار بردن ترور بهعنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.
برخی از این ویژگیها همگانیترند؛ چنانکه میتوان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، بهزور بهدستآوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.
ادامه مطلب
| نام | تصویر | آغازوپایان |
|---|---|---|
| مظفرالدین شاه قاجار |
|
از ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ تا ۲۴ مرداد ۱۲۸۵ |
| محمدعلی شاه قاجار |
|
از ۲۸ بهمن ۱۲۸۵ تا ۲۸ تیر ۱۲۸۸ |
| محمدرضاشاه پهلوی |
|
از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ |
| رضاشاه پهلوی |
|
از ۲۱ آذر ۱۳۰۴ تا ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ |
| احمد شاه قاجار |
|
از تیر ۱۲۹۳ تا ۹ آبان ۱۳۰۴ |
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.