در روز هفتم تیر ۱۳۶۰ در حالیکه در دفتر حزب جمهوری اسلامی، اجلاسی از سران آن در حال برگزاری بود، بمب قدرتمندی منفجر شده و 72 تن از مقامات بلندپایه حکومتی از جمله آیتالله محمد بهشتی (دبیرکل حزب و رئیس دیوان عالی کشور)، ۴ تن از وزرای کابینه دولت و ۲۷ نماینده مجلس کشته شدند.[۱۳] جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق را که پس از حوادث خشونتآمیز سیام خرداد ماه، اعلان مبارزه مسلحانه علیه حکومت نموده بود، عامل این اقدامات اعلام کرد و در پی آن سرکوبی شدیدی شامل اعدام هزاران تن از هواداران مجاهدین از سوی حکومت روی داد.
مدتی بعد کرسی ریاست جمهوری به محمدعلی رجایی سپرده شد و او دبیر کل جدید حزب جمهوری اسلامی، محمدجواد باهنر را به مقام نخستوزیری خویش برگزید. بنی صدر و مسعود رجوی که قیام مورد انتظار آنان که منجر به سرنگونی حکومت شود، رخ نداد، از فرودگاه مهرآباد و با هواپیمایی که بهزاد معزی هدایت آن را برعهده داشت از ایران گریخته و وارد فرودگاه پاریس شدند. رجوی و بنی صدر به همراه برخی گروههای دیگر، شورای ملی مقاومت ایران را برای مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی تشکیل دادند.
در رسانههای ایران عکسی از بنی صدر با پوشش زنانه و ابرو برداشته منتشر شد.[۲۷] ولی گزارشگر نیویورک تایمز که بعد از فرار بنی صدر در پاریس با او ملاقات کرد گزارش داد که بنی صدر اقدام به برداشتن ابروهایش نکرده و این شایعه را مردود دانست.[۲۸] نشریه ایران نیوز چاپ امریکا وابسته به ایرانیان سلطنت طلب مقیم ایالت کالیفرنیا همان ایام گزارشی از نحوه فرار بنی صدر نوشت در بخشی از این گزارش به تراشیدن سبیل و زیرابرو برداشتن و موهای رنگ شده بنی صدر اشاره شدهاست.[۲۹] دو ماه پس از حادثه بمبگذاری ماه تیر، در انفجار مهیب دیگری در دفتر ریاست جمهوری به تاریخ ۸ شهریور، رجایی و باهنر کشته شدند و حوادث خشونت آمیز دیگر در آن سال ادامه یافت. برآورد اشتباه مجاهدین خلق از میزان آسیب پذیری حکومت و اقدامات مسلحانه آنان نهایتاً بر قدرت حامیان خمینی افزود، بهطوریکه تمامی مراکز تصمیمگیری در اختیار آنان قرار گرفته و فضای سیاسی کشور بسته شد. بدین ترتیب، همه گروههای سیاسی، جز آنهایی که در ردیف نیروهای «مکتبی» قرار داشتند، از میدان خارج شدند.[۳۰][۳۱]
در پی اقدامات مجاهدین خلق در حمایت از عراق در جریان جنگ این کشور با ایران، در سال ۱۹۸۴ میلادی، بنی صدر از شورای ملی مقاومت خارج شد.[۳][۳۱]
بنیصدر در دادگاهی که برای واقعه ترور میکونوس در آلمان تشکیل شد و مقامات عالی نظام جمهوری اسلامی را به دست داشتن به ترور رهبران مخالف کُرد متهم کرد، علیه نظام جمهوری اسلامی شهادت داد. او اکنون در ورسای، شهری در حومه پاریس، تحت مراقبت امنیتی دولت فرانسه اقامت دارد و به انتشار منظم هفتهنامه «انقلاب اسلامی در هجرت» پرداختهاست.
ادامه مطلب
بنیصدر پس از احراز پست ریاست جمهوری، اهدافی چون دوبارهسازی مراکز قدرت، از دور خارج کردن تدریجی سپاه پاسداران، دادگاههای انقلاب و کمیتهها و ادغام آنها در سایر سازمانهای دولتی، کاستن نفوذ روحانیون و همچنین ایجاد طرحی برای توسعه اقتصادی کشور را در دستور کار خود قرار داد بود. بر خلاف خواست حزب جمهوری اسلامی، روحالله خمینی به بنیصدر اجازه داد تا پیش از تشکیل مجلس، در ماه بهمن ۱۳۵۸ و با ادای سوگند، حکم ریاست جمهوری خویش را دریافت کند. او همچنین یک ماه پس از پیروزی در انتخابات، با حکم خمینی به ریاست شورای انقلاب که هیات سیاستگذار و نظریهپرداز ایران محسوب میشد، منصوب گشت. خمینی همچنین به منظور تثبیت موقعیت او، سمت فرماندهی کل قوا را نیز به او محول کرد.[۱۳] با اینحال کوشش بنیصدر در جهت متمرکزتر کردن قدرت در دست خویش و مسئله وجود مراکز چندگانه قدرت، او را مانند نخست وزیر پیشین مهدی بازرگان، در رویارویی با روحانیون حزب جمهوری اسلامی چون علی خامنهای و علیاکبر هاشمی رفسنجانی قرار داد که میکوشیدند تا او را عاملی تشریفاتی و بینفوذ جلوه دهند.[۳] این منازعات، بر فضای سیاسی کشور در دوران ریاست جمهوری او تاثیر بسیار نهاد. بنیصدر در انحلال دادگاههای انقلاب، سپاه پاسداران و کمیتهها و همچنین تحت کنترل درآوردن قوه قضائیه و رادیو و تلویزیون شکست خورد. خمینی شخصاً، مقام ریاست دیوان عالی کشور را به محمد بهشتی و دادستانی کل را به موسوی اردبیلی که از اعضای بلندپایه حزب جمهوری اسلامی بودند، محول نموده بود.[۱۳]
نخستین انتخابات مجلس پس از انقلاب در روز ۲۴ اسفند ۵۸ (و دور دوم آن ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹) در میان اتهاماتی مبنی بر وجود تقلب در آن، برگزار شد. با اعلام نتایج رسمی انتخابات، نامزدهای حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۰ کرسی از مجموع ۲۴۱ کرسی را از آن خود نمودند و نامزدهای مورد حمایت بنیصدر و بازرگان نیز هرکدام تعدادی هر چند اندک از کرسیها را تصاحب کردند.[۳]
در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹ شورای انقلاب با تایید خمینی و با هدف تصفیه دانشگاهها از اساتید و دانشجویان دگراندیش، به گروههای سیاسی منتقد نیروهای مذهبی حاکم در جمهوری اسلامی که عمدتاً خاستگاه دانشجویی داشته و دانشگاه را فضای امن سیاسی و کانون فعالیتهای خود به شمار میآوردند، مهلتی سه روزه داد تا دفاتر خود را تخلیه کنند. در طی این روزها درگیری و خشونت در دانشگاههای ایران به ویژه در دانشگاه تهران به اوج خود رسیده و چند تن کشته و صدها نفر مجروح شده و این سرآغاز رویدادی شد که ازآن به عنوان «انقلاب فرهنگی ایران» یاد میشود.[۱۴][۱۵] بنیصدر که آن هنگام از حامیان اصلی انقلاب فرهنگی بود و نیروهای چپ، اصلیترین منتقدان وی محسوب میشدند، صبح روز دوم اردیبهشت همراه با انبوهی از مردم تهران به دانشگاه تهران رفت و با سخنرانی خود مصوبه شورای انقلاب را ابلاغ نموده و بر ضرورت انقلاب فرهنگی تأکید کرد. بنیصدر گمان میکرد توانایی کنترل و هدایت کردن انقلاب فرهنگی را دارد، لیکن هدایت آن به دست حامیان روحالله خمینی افتاد.[۱۵][۱۶][۱۷]
مجلس شورای اسلامی که اکثریت آنرا اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل میداد، کاندیداهای بنیصدر را برای احراز پست نخستوزیری نپذیرفت این کشمکش حدود یک ماه ادامه یافت و حتی نخست وزیری مصطفی میرسلیم از اعضای حزب جمهوری نیز مورد موافقت مجلس قرار نگرفت. حزب جمهوری، محمدعلی رجایی را معرفی نمود و بر آن پافشاری میکرد.[۱۸][نیازمند منبع][۱۹] بنیصدر سرانجام از روی اکراه و تحت فشارها، رجایی را که مورد تایید او نبود در مرداد ۱۳۵۹ به سمت نخست وزیری دولت خویش انتخاب کرد. مدتی بعد و با عدم پذیرش نامزدهای منتخب رجایی برای کابینه دولت توسط بنی صدر، روابط این دو به تیرگی گرایید.
در اواخر ماه شهریور همان سال، عراق به خاک ایران یورش برد که آتش جنگی هشت ساله بین این دو کشور را برافروخت.[۳] او در ابتدای جنگ به سیاستهایی معتقد بود که موجب مخالفت حزب جمهوری اسلامی و مجلس و روحانیونی که پیشتر از او حمایت کرده بودند، شد. حزب، روزنامه جمهوری اسلامی را منتشر میکرد و بنی صدر شروع به انتشار روزنامه انقلاب اسلامی نمود.
در نهم ماه آبان، بنیصدر طی نامهای رسمی به خمینی، وزیران کابینه نخست وزیر را که بیکفایت خطاب کرده بود، تهدیدی بزرگتر از تجاوز عراق به خاک کشور خواند. وی همچنین در این نامه از نادیده گرفتن هشدارهایش درمورد وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاریهایش مبنی بر نیاز به سازماندهی مجدد نیروهای مسلح، گله کرد. این نامه و همچنین مخالفتهای او در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، خشم مجلس وقت (که اکثریت آن از اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل میشد) را بر انگیخت.[۳]
بنی صدر در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و از وجود شکنجه در زندانهای ایران خبر داد. این سخنرانی باعث جنجالهای زیادی در فضای سیاسی ایران شد.[۲۰] او در ماههای آغازین سال ۱۳۶۰ دیگر از حمایت خمینی برخوردار نبود. در اوایل خرداد ماه، خمینی بدون نام بردن از بنی صدر، او را تقبیح کرد و شخصی خواند که خویش را بالاتر از قانون میبیند و به مصوبات مجلس بی اعتنا است. چند روز بعد روزنامه انقلاب اسلامی توقیف شد و خمینی بنیصدر را از سمت فرماندهی کل قوا برکنار کرد. همزمان نیروهای حزباللهی به خیابانها آمده و خواستار اعدام بنی صدر شدند. بنی صدر از آنجاکه به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیشتر هیچگاه به ایجاد یک حزب اقدام نکرده و با هیچ حزبی نیز ائتلاف ننموده بود، با سازمان مجاهدین خلق که سازمانی منتقد حکومت وقت و دارای تشکیلاتی سازمان یافته و مسلح بود، متحد شد.[۱۸] مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با حکومت، از بنیصدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰، مسعود رجوی رهبر این سازمان به همراه بنی صدر که در خفا به سر میبرد، مردم را به قیام فراخواندند و از هوادارانشان خواستند تا علیه حکومت در خیابانها حضور یابند.
یک روز پس از آن در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات بزرگی در شهرهای مختلف کشور نظیر تهران، آمل، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد، اهواز، اراک، زاهدان، سنندج، همدان، بندرعباس و ارومیه به راه افتاد، چنانکه درتهران حدود پانصدهزار نفر با سازماندهی مجاهدین خلق، در خیابانها به سردادن شعار، اعتراض و درگیری با نیروهای حزباللهی پرداختند.[۲۱][۲۲][۲۳] حکومت نیز با اعلام خمینی و دیگر روحانیون حامی او به سرعت عکسالعمل نشان داد، چنانکه تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند. چندین نفر از دستگیرشدگان از جمله چند دختر نوجوان، در آن روز بدون محاکمه اعدام شدند.
ادامه مطلب
روز بعد از تظاهرات، مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف رأی بر عدم کفایت بنیصدر داد. مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، احمد سلامتیان، علی گلزاده غفوری، اعظم طالقانی، حسین انصاریراد، احمد صدر حاج سیدجوادی، عزت الله سحابی، علیاکبر معینفر، احمد غضنفرپور، سید محمدمهدی جعفری، محمد مجتهد شبستری و هاشم صباغیان از جمله نمایندگانی بودند که در جلسه عدم کفایت رئیس جمهور حضور نیافتند.[۲۵] عزتالله سحابی با برکناری بنی صدر مخالفت کرد و علیه علی خامنهای از مخالفان بنی صدر در مجلس سخنرانی کرد.[۲۶] حکم مجلس یک روز بعد به امضای خمینی که از همراهی بنیصدر با مجاهدین خلق برآشفته بود، رسید.
ادامه مطلب
بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ خمینی که عهده دار کنترل کشور بود، دولت موقت را به کار گمارد و بنی صدر را ابتدا در ماه تیر ۵۸ به معاونت وزارت اقتصاد و دارایی و سپس در ماه آبان به سمت وزیر اقتصاد و دارایی منصوب کرد.[۳] بنی صدر همچنین از ابتدای بهار ۱۳۵۸ به عضویت شورای انقلاب در آمد و تا خاتمه دوره عملکرد شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۹ به عضویت خود در این شورا ادامه داد. عمده فعالیتهای این شورا به صورت مخفی صورت میگرفت. با بروز بحران گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران، به یکی از تصمیم گیرندگان و مخالفین اصلی آن تبدیل شد. رقابت وی با قطب زاده، باعث شد حل این بحران ۴۴۴ روز به طول بینجامد.[۱۰][۱۱]
مدتی بعد از استعفای دولت موقت مهدی بازرگان، او با حمایت جامعه روحانیت مبارز[۱۲] برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شد و در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۸ با به دست آوردن یازده میلیون رای به عنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران انتخاب گشت.
او دراین انتخابات، ۷۶ درصد آرا را کسب کرد. رقبای وی در این انتخابات آقایان (حسن حبیبی، احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطبزاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوریفرد و حسن آیت بودند و تعداد آرای این افراد مجموعاً بیست و سه درصد آرای باقیمانده را تشکیل میداد.
ادامه مطلب
- کل آرا و اخذ شده در داخل و خارج از کشور ۱۴٫۱۴۶٫۶۲۲ رأی
- ابوالحسن بنیصدر رأی ۱۰٫۷۰۹٫۳۳۰
- سید احمد مدنی رأی ۲٫۲۲۴٫۵۵۴
- حسن حبیبی رأی ۶۷۴٫۸۵۹
- داریوش فروهر رأی ۱۳۳٫۴۷۸
- صادق طباطبایی رأی ۱۱۴٫۷۷۶
- کاظم سامی رأی ۸۹٫۲۲۰
- صادق قطب زاده رأی ۴۸٫۵۴۷
- بقیه کاندیداها رأی ۲٫۱۱۰
وزیر کشور در زمان برگزای انتخابات هاشم صباغیان بود.
ادامه مطلب
بنیصدر در استان همدان به دنیا آمد. پدرش نصرالله بنیصدر، از روحانیون با نفوذ همدان[۲] بود که با روحالله خمینی نیز ارتباط دوستانهای داشت.[نیازمند منبع] او در دانشگاه تهران، در رشتههای اقتصاد و حقوق اسلامی تحصیل کرد و چهار سال در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی فعالیت نمود.[نیازمند منبع]
بنی صدر نماینده دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران در کنگره جبهه ملی ایران در سال ۱۳۴۱ و مسوولین سازمان دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران بود.[نیازمند منبع]
بنیصدر رهبری گروه کوچکی از دانشجویان مخالف رژیم شاه را بهعهده داشت و دو بار به خاطر فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان شد. پس از مجروح شدن در قیامی ناموفق علیه حکومت در خرداد ۱۳۴۲، او کشور را ترک کرد و عازم فرانسه شد.[۳] بنیصدر و همچنین حسن حبیبی (معاون اول اسبق برخی از روسای جمهور ایران) که از شاگردان احسان نراقی، نظریهپرداز، محقق و یکی از موسسان بنیاد فرهنگ ایران زیر ریاست عالیه فرح پهلوی بودند به همت نراقی برای ادامه تحصیل به اروپا رفتند.[۴] با این وجود برخلاف اطلاعات موجود در برخی منابع و استفاده از عنوان دکترا، او هرگز موافق به دریافت این مدرک و یا تدریس ان در دانشگاه نشد.[۳][۵] او به زبانهای عربی، فرانسوی نیز تسلط دارد.[نیازمند منبع]
بنی صدر در دهه هفتاد میلادی و سالهای پیش از پیروزی انقلاب، به عنوان یک ناسیونالیست اسلامی پرشور و اقتصاددان انقلابی با ایراد سخنرانی و چاپ و انتشار مقالات و کتب تالیفی خود، به مبارزه با حکومت شاه میپرداخت.[۶][نیازمند منبع] به عقیده هاشمی رفسنجانی، در طی این سالها بنیصدر که نزدیکی بیشتری با جبهه ملی احساس میکرد و خود را تئوریسین انقلاب میدانست همواره درگیر رقابت با صادق قطبزاده (که او نیز در پاریس اقامت داشت) بود. قطبزاده نزدیکی فکری بیشتری با نهضت آزادی ایران داشت و به همین لحاظ بیشتر مورد تائید مبارزین اسلامی بود.[۷] در سال ۵۷ و اندکی پیش از پیروزی انقلاب، با ورود روحالله خمینی به پاریس، او جزء معدود کسانی بود که در فرودگاه به استقبال او آمد[۸] و سپس به جمع همراهان او پیوست. پس از ناآرامیها و آشوبهای داخلی که سبب فرار شاه از ایران شد، این دو در تاریخ ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ با پرواز ایرفرانس[۹] به کشور بازگشتند.
ادامه مطلب
- عضو انجمن مدیریت پروژه ایران
- عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران
- عضو انجمن مهندسین عمران
- عضو انجمن مهندسین منابع آب ایران
- عضو انجمن مهندسان راه و ساختمان ایران
- عضو کانون فارغالتحصیلان دانشکده فنی دانشگاه تهران
- عضویت در کمیته برنامهریزی آموزشهای علمی-کاربردی شورای گسترش آموزش عالی
- عضویت در کمیته برنامهریزی آموزشهای علمی-کاربردی وزارت نیرو
- عضویت در شورای تحقیقات صنعت برق ایران
- عضویت در شورای تحقیقات آب کشور
- رئیس کمیته آموزش وزارت نیرو
- عضویت در کمیته برنامهریزی آموزشهای علمی-کاربردی وزارت مسکن و شهرسازی
- عضویت در هیئت ممیزه اعضاء هیئت علمی وزارت نیرو
- عضویت در ستاد دانشگاه جامع تکنولوژی
- رئیس شورای گنجینه ملی آب ایران
- رئیس هیئت امناء مؤسسه تحقیقات آب
- رئیس هیئت امناء مؤسسه آموزش عالی علمی-کاربردی صنعت آّب و برق
- رئیس هیئت امناء پژوهشگاه نیرو
- رئیس هیئت امناء دانشکده صنعت آب و برق
- عضویت در هیئت امناء دانشگاههای منطقه جنوب
- عضویت در هیئت امناء سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران
- عضویت در هیئت امناء دانشگاههای منطقه جنوبشرق
- عضویت در هیئت امناء دانشگاه یزد
- عضویت در هیئت امناء مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاع
- عضویت در شواریعالی کانون مهندسین فارغالتحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران
- عضویت در هیئت مدیره بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران
- عضویت در هیئت مدیره مؤسسه اندیشه و احسان توحید
ادامه مطلب
سید ابوالحسن بنیصدر (متولد ۲ فروردین ۱۳۱۲) اقتصاددان و سیاستمدار اهل ایران است که یک سال پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب شد. وی که در ابتدا از حمایت روحالله خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی) برخوردار بود، به سمت فرماندهی کل قوا و ریاست شورای انقلاب رسید. بنیصدر با تثبیت قدرت روحانیون حزب جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی زیر نظر آنان مخالف بود و دوران ریاست جمهوری او با تنشهای بسیار و رویدادهایی چون انقلاب فرهنگی و حمله عراق به ایران همراه شد. او که در استفاده از اختیارات خویش و حمایت رو به افول خمینی، برای مبارزه با رقبایش ناکام ماند، با مجاهدین خلق که سازمانی دارای تشکیلات و منتقد حکومت وقت بود متحد شد و در خرداد ۱۳۶۰، توسط مجلس شورای اسلامی از مقام خویش عزل گردید. متعاقب آن، بنیصدر از ایران خارج شد و در فرانسه به مخالفت خود با حکومت وقت ایران ادامه داد.
ادامه مطلب
- همکاری در راهاندازی مرکز تحقیقات آب جهاد سازندگی، ۱۳۶۵-۱۳۶۴
- استاندار استان یزد، ۱۳۶۸-۱۳۶۵
- عضو هیئت علمی دانشگاه از سال ۱۳۶۸
- معاون آموزشی وزارت نیرو، ۱۳۷۳-۱۳۶۹
- رئیس هیئت مدیره سازمان سازندگی و آموزش، ۱۳۷۳-۱۳۷۰
- مجری طرحهای ملی کارون ۳ و ۴، ۱۳۷۶-۱۳۷۳
- عضو هیئت مدیره شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران، ۱۳۷۶-۱۳۷۳
- وزیر نیرو، ۱۳۸۴-۱۳۷۶
- مشاور ارشد پژوهشگاه نیرو، از سال ۱۳۸۴ تاکنون
- عضو هیئت علمی پژوهشی پژوهشگاه نیرو، از سال ۱۳۸۴ تاکنون
ادامه مطلب
حبیبالله بیطرف متولد ۱۳۳۵ میباشد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر یزد و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع فوق لیسانس و در رشته راه و ساختمان در دانشکده فنی دانشگاه تهران به پایان برده است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از فعالان حرکتهای سیاسی دانشجویان مسلمان دانشگاه ها و از موسسان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بوده است. پس از انقلاب فعالیت اجرایی خود را در سال ۱۳۵۸ با مشارکت در راه اندازی جهاد سازندگی و سپس به عنوان عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داده و از سال ۱۳۶۵ تا سال ۱۳۶۸ در سمت استاندار یزد خدمت کرده است. همچنین از ابتدای سال ۱۳۶۹ تا پایان سال ۱۳۷۳ به مدت پنج سال در سمت معاون آموزشی وزارت نیرو فعالیت داشته و همزمان به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه در مراکز آموزش عالی تدریس کرده است. بیطرف از پایان سال ۱۳۷۳ به عنوان مجری طرح های عظیم سد و نیروگاه کارون ۳ و ۴ در وزارت نیرو مشغول به کار بوده است. وی از سال ۱۳۷۶ و در تمام مدت دوره اول و دوم دولت آقای خاتمی (۱۳۷۶تا مردادماه ۱۳۸۴) بعنوان وزیر نیرو خدمت کردند. بی طرف که عضو اولین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و از اعضای شورای رهبرای شش نفره دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ درحمله به سفارت امریکا شرکت کرد و بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا را آفریدند.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.