پنج شنبه 15 بهمن 1388  ساعت 6:36 AM
ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري

تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد .
قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني ( نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند . تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها ( تلويزيون ، سينماو تبليغات ) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري ، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان ، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند . اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد . وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد "سنت " معادل "عقب افتادگي " و "تجدد "، معادل "رشد " آورده مي‌شود.
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند . همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست . مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است .
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند . همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند . از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد . اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم .


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 15 بهمن 1388  ساعت 6:35 AM

سهم فرهنگیان و آموزش و پرورش در ترویج فرهنگ مصرف درست در جامعه

   جامعه بزرگ فرهنگیان و دانش آموزان نقش مهمی در ترویج فرهنگ ، عادات ، رفتار و نگرش ها در سطح ملی دارند ، از نظر عقلانی چنانچه فردی از اوایل دوران تحصیل ،به درستی آموزش داده شود ، نسل آتی نیز پیشرفتهای خوبی خواهند داشت و به تبع آن ، نسل بعد از آنها نیز همینگونه خواهد شد . بنابر این یکی از ارکان موثر و مهم در اصلاح الگوی مصرف و ترویج عمومی آن ، همین مدارس با هدایت و برنامه ریزی مدیران ، معلمان ،مربیان و کلیه فرهنگیان کشور هستند . معلمان به عنوان تاثیر گذارترین افراد در کنار والدین ، می توانند نقش تعیین کننده ای در ایجاد نگرش و رفتارهای درست مصرف دانش آموزان داشته باشند و فرهنگیان با آوردن مثالها و مصادیقی از اسراف در جامعه ، ذکر آیات ،  احادیث و روایات ،عمل و رفتار معصومین ع و غیره در کلاس های درس و الگو بودن خود در این زمینه  در واقع به نقش سرمایه گذار بودن آموزش و پرورش در یک دوره زمانی طولانی  ، بها داده و منشاء خیر در جامعه باشند .

      برخی از اقدامات آموزش و پرورش ، مدارس و معلمان که می تواند  در اصلاح الگوی مصرف ، مفید باشد در زیر آورده می شود ؛

1-      هماهنگی معلمان در جلسه شورای معلمان و در نظر گرفتن اقداماتی با توجه به وضعیت مدرسه و دانش آموزان برای این مورد .

2-   برگزاری سخنرانی هایی برای دانش آموزان در مدرسه و یا خارج از آن و دعوت از افراد مسلط به موضوع اعم از جامعه شناسان ، مهندسین ، روحانیون و آوردن مصادیق قابل فهم دانش آموزان در مورد اسراف و صرفه جویی .

3-      اختصاص دقایقی از کلاس توسط کلیه معلمان برای ذکر مذمت اسراف در جامعه اسلامی

4-   الگو بودن کارکنان مدرسه در صرفه جویی و پرهیز از اسراف مانند اقدامات ساده ای چون : بازنبودن پنجره ها هنگام روشن بودن بخاری یا کولر ،رسیدگی به وضع شیرهای آب ، استفاده از لامپ های کم مصرف در کل مدرسه ، خاموش کردن لامپ های اضافی در مواقع غیر ضرور و...

    5-   برگزاری مسابقات مختلف برای معلمان توسط ادارات آموزش و پرورش و بررسی راههای موثر و پیشنهادات معلمان در ترویج فرهنگ صحیح مصرف و انتقال آن به دانش آموزان

6-      تقدیر از مدیران و معلمانی که اقدامات موثری در این مورد داشته اند .

7-      برگزاری مسابقات مختلف انشاء و مقاله نویسی دانش آموزان ، برنامه های هنری و ادبی در موضوع صرفه جویی و عدم اسراف

     8-   برگزاری سخنرانی و همایش هایی برای کلیه معلمان و ارائه اطلاعات آماری دقیق و مقایسه مصرف در داخل و خارج کشور با مصادیق مستند ، جهت ترغیب آنها به انتقال اطلاعات به دانش آموزان

9-   تهیه تراکت و بوروشورهایی برای دانش آموزان و خانوده های آنان حاوی اطلاعاتی در مورد میزان  اسراف در جامعه یا مذمت آن و نیز ارائه راهکارهای عملی مصرف درست و القاء این نظر که  " صرفه جویی مصرف نکردن نیست ، بلکه درست مصرف کردن است "

10-   برگزاری مسابقات و مراسم هنری اعم از سرود و نمایش و غیره مرتبط با موضوع در سطح مدرسه ، شهر و استان

11-  اختصاص دقایقی از مراسم آغازین مدارس به ارائه آمارهای ساده و قابل فهم به دانش آموزان در رابطه با صرف هزینه های غیر ضروری در امور مفید و سرمایه گذاری های عام المنفعه ، توسط کارکنان مدرسه و یا سخنرانان دیگر

12-   اختصاص ساعاتی از درس انشاء به موضوع اسراف، در کلیه دوره های تحصیلی

      13-   در نظر گرفتن  شعار سال مدرسه در مورد اصلاح الگوی مصرف

14-   تشویق فرهنگیان به افتتاح وبلاگ هایی در رابطه الگوی مصرف درست و دوری از اسراف و انتخاب برترین وبلاگها و تقدیر از آنان.

15-  ترغیب دانش آموزان به ذکر آموخته های مدرسه و عمل بدان در خانواده و ایفای نقشی همانند " همیار پلیس" در هنگام رانندگی والدین در منازل ، مانند پیش قدم شدن برای خاموش کردن لامپهای اضافی ، کم کردن بخاری ، خاموش کردن تلویزیون و وسایل برقی در اوقات غیر ضروری و غیره

16-  برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت کوتاه مدت برای معلمان در مورد راههای اصلاح الگوی مصرف جهت آموزش به دانش آموزان در مدرسه

     17-  تهیه بروشورها ، تراکت ها و پوسترهایی حاوی اطلاعات آماری و مقایسه ای قابل درک دانش آموزان دوره های تحصیلی مختلف در مورد الگوی مصرف رایج .

             علاوه بر آموزش و پرورش ، تمام دستگاههای دولتی و مراکز آموزش عالی و دانشگاهها  ، مبلغان ، روحانیون ، مراکز فرهنگی هنری و ... هریک می توانند با اتخاذ تدابیر و برگزاری مراسم و برنامه های مفید ، در تشریح ابعاد مختلف  صرفه جویی و دوری از اسراف ، موثر واقع شوند . از طرفی  برگزاری همایش ها و سخنرانیهای ساده و به دوراز تجملات در ادارات ، شرکت ها و مراکز اداری و آموزشی  موجب جلب توجه عموم به مسله مهم صرفه جویی شده و به تدریج این نگرش ایجاد خواهد شد که با دوری از اسراف می توان قدمهای بزرگی برای پیشرفت عمومی برداشت . اینجا ذکر یک مطلب می تواند مفید باشد گرچه بر گزاری این نوع همایش ها و عملی کردن پیشنهادات فوق ممکن است هزینه هایی داشته باشد ولی بسیار  ناچیز تر از مصادیق اسراف یا عدم اطلاع از الگوهای مصرف درست می باشد ، بنابراین نباید خیلی نگران هزینه های این نوع برنامه ها بود به عنوان مثال در یک شهر با جمعیت 50 هزار نفر اگر در طی سال 400 همایش و سخنرانی ساده ولی بامحتوا در تالار های اداری ، مراکز آموزشی و غیره برگزار گردد هزینه آن به زحمت از 20 میلیون تومان فراتر می رود( و نیازی به دعوت سخنرانان میلیونی از شهر های دیگر نیست و بهتر است از کارشناسان مسلط بومی استفاده گردد) اما اگر ساکنان دارای تلفن همراه این شهر فرضی ، در هر ماه فقط 1000 تومان از مکالمات غیر ضروری موبایل خود بکاهند در سال مبلغی حدود 250 میلیون تومان هدر نخواهد رفت همچنین اگر هر خانواده در مصرف گاز ، آب ،برق و تلفن منزل خود در ماه فقط حدود 7000 تومان صرفه جویی داشته باشد در طی سال حدود 850 میلیون تومان صرفه جویی صورت خواهد گرفت و موارد و مثالهای دیگر ... نتیجه می گیریم که نفع این همایش ها و آگاه سازی ها بسیار بیشتر از هزینه های آن خواهد بود .

         ارائه راهکارهای عملی و نوآورانه توسط کارشناسان و مسئولان فرهنگی ، اقتصادی و مذهبی در هر شهر ، موجب تشویق آحاد مردم برای اصلاح الگوی مصرف  خواهد شد  به عنوان مثال ترتیبی اتخاذ گردد تا تمام مردم یک شهر بتوانند  معادل صرفه جویی های  خود را با پس انداز در محلی مطمئن و تجمیع این سرمایه ها برای احداث یک کارخانه و جذب تعدادی از بیکاران منطقه خود در آن به نتایج  مشهود این کار خداپسندانه برسند و برای مراحل و اقدامات بعدی با رغبت و جدیت بیشتری پیش قدم شوند .



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 15 بهمن 1388  ساعت 6:33 AM
رعايت حدود مصرف

از آن جا كه يك مصرف كننده مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.

نمونه هايى از اين كالاها و خدمات عبارتند از:

1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده است36 و زيان هاى الكل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، كليه، ريه، اعصاب و شريان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است كه امروزه از نظر علمى، جاى ترديد ندارد، به گونه اى كه برخى از دانشمندان ممنوعيت اكيد آن را در چهارده قرن پيش، يكى از دلايل حقانيت اسلام و قرآن قلمداد مى كنند.37
2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوك و هر حيوان حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور كلى، اسلام گوشت هايى را كه مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانيده و از آنچه ناخوشايند طبع هاى سالم است، برخى را مكروه و برخى را حرام ساخته است.
3. استفاده از هروئين، سم و هر چيزى كه براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حرير خالص و زينت نمودن به طلا براى مردان و پوشيدن لباس شهرت40 مانند پوشيدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عكس.
4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسايل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.
5. مصرف كالاهايى كه موجب تسلط سياسى و اقتصادى كفّار و بيگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد؛ زيرا مسلمانان بايد از كيان سياسى، فرهنگى و اقتصادى كشور خود به هر طريق ممكن دفاع نمايند.41 تحريم تنباكو از سوى مرجع بزرگ مرحوم ميرزاى شيرازى، در زمان ناصرالدين شاه، در جهت تأمين هدف مذكور صورت گرفت و نقشه استعمار انگليس را در آن برهه خنثى كرد.
و. استفاده از خبائث؛ يعنى هر چيزى كه طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در كتاب ارزشمندجواهرالكلام، درباره معناى "خبائث " آمده است: "مقصود از "خبائث " حرام ويژه اى نيست، بلكه عنوانى كلى براى خوراكى ها و نوشيدنى هاى ممنوع است كه طبع سالم از آن ها نفرت دارد. "42
اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است كه همراه با رعايت اعتدال و به قدر كفاف باشد. اعتدال و ميانه روى در مصرف، كه در روايات از آن به "قصد " و "اقتصاد " تعبير شده، حد وسطى است كه اسراف و تقتير (سخت گيرى) در آن نباشد. البته اين حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصيت اجتماعى آنان متفاوت است.
در روايتى از امام باقر(عليه السلام) ميانه روى در حالت بى نيازى و نيازمندى يكى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43
حضرت على(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايد: "هنگامى كه خداوند متعال خير و نيكى را براى بنده اى مقدّر نمايد، اقتصاد و ميانه روى در زندگى را به او الهام مى كند. "44
به طور كلى، واژه "اقتصاد " در لغت عرب، مفهوم عامى است كه در تمام حركات و سكنات انسان مى تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسنديده است.46
"قدر كفاف " آن اندازه از امكانات زندگى است كه انسان را از ديگران و سؤال از آن ها بى نياز كند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پديدآورنده زمينه مناسبى براى رشد صفات و كمالات معنوى در انسان است.49 بنابراين، خوددارى از اسراف و تبذير يكى از محدوديت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه كردن براى معيشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد؛ زيرا افراط و تفريط در هيچ كارى عقلايى نبوده و از نظر دين نيز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.
آياتى از قرآن كريم برا عتدال و ميانه روى تأكيد دارند50 كه از اطلاق و كليّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نيز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقيم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بيش تر بحث، درباره دو طيف مقابل و متضادى كه با خروج از حالت اعتدال در مصرف پديدار مى گردند (اسراف و تبذير و نيز تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه ها) توضيح داده مى شود و ديدگاه قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام) به طور خلاصه تبيين مى گردند:

اسراف و تبذير

اگر كسى در ميزان يا نحوه استفاده از نعمت ها و امكانات خداداد زياده روى نموده، بيش از آنچه مورد نياز و در خور شأن اوست مصرف كند، در زمره مسرفان يا مبذّران خواهد بود و عواقب چنين برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گرديد. اين موضوع تنها به زندگى فردى هر كس مربوط نمى شود، بلكه در سطح كلان، هر جامعه بايد مصارف و نيازهاى خود را بر اساس يك برنامه دقيق و حساب شده مطابق ميزان درآمد و توليد ملى تنظيم كند تا بتواند استقلال اقتصادى و سياسى خود را حفظ نموده، تحكيم و تداوم بخشد.
قرآن كريم به صراحت از اسراف نهى كرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شيطان معرفى كرده است.53
"اسراف " در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر كارى كه از نظر كميّت يا كيفيت از اندازه خود تجاوز كند، "اسراف " است و چيزى كه در راه غير طاعت خدا مصرف گردد، هرچند كم باشد، "اسراف " مى باشد.54
بنابراين، استفاده از نعمت ها و امكانات افزون بر حد نياز يا به كارگيرى آن ها بدون اين كه فايده عقلايى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهينه صورت گيرد، از مصاديق اسراف است. برخى تبذير را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذير اسرافى است كه با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت ديگر، تبذير يعنى صرف مال در موردى كه سزاوار نيست، ولى اسراف يعنى صرف مال بيش از مقدارى كه سزاوار است.55
"اسراف " كلمه جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّت و كيفيت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى پرهيز از اسراف و زياده روى در خوردن و آشاميدن است؛ زيرا بر اساس تحقيقات دانشمندان، بسيارى از بيمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند كه در بدن انسانى باقى مى مانند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى بر قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بيمارى ها هستند. عامل اصلى تشكيل مواد مذكور اسراف و زيادروى در تغذيه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بيمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسايى هاى كبد، تنگ شدن رگ ها و بيمارى قند، جز اعتدال در تغذيه و تحرّك كافى راهى نيست.56
علاوه بر اين، امروزه اين موضوع روشن شده كه اسراف و تبذير عده اى موجب محروميّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه ديگر مى گردد و اين خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net