چهارشنبه 14 بهمن 1388  ساعت 6:27 AM
تبذير برخلاف اسراف تنها واژه اي اقتصادي است و در غير آن كاربردي ندارد. قرآن مجيد فقط در دو آيه متوالي از آن نام برده و يك مورد آن هم اقتصادي و مالي است. مي فرمايد:.
... و تبذير مكن؛ زيرا تبذير كنندگان برادران شيطانند و شيطان به پروردگارش بسيار كفر ورزنده است.(18).
در معناي تبذير، راغب اصفهاني مي گويد:.
تبذير به معناي پراكنده كردن واصل آن پاشيدن بذر است و براي هر كسي كه مالش را ضايع كند به كار مي رود.(19).
و نيز مرحوم طبرسي - عليه الرّحمه - مي گويد:.
تبذير، پراكندن مال از روي اسراف است و ريشه آن پاشيدن بذر است؛ با اين فرق كه تبذير پراكندن همراه با فاسد و ضايع كردن است؛ ولي اگر به گونه اصلاح باشد - هر چند زياد هم باشد - تبذير نيست.(20).
عده ديگري از اهل لغت نيز، تبذير را پراكندن مال به صورت اسراف معنا كرده اند(21) مقدس اردبيلى(ره) آن را به مصرف مال در جايي كه سزاوار نيست، تفسير نموده است.(22).
از مجموع اين نظريّه ها اين چنين برمي آيد كه بين واژه اسراف به معناي اقتصادي آن با واژه تبذير فرق زيادي وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجّه به خصوصيات تعابير لغت شناسان در معناي تبذير، مقصود از اين واژه، تلف و ضايع كردن مال است و زياده روي در انفاقات شخصي و امور خير را شامل نمي شود؛ در حالي كه اسراف فراگيرتر از آن بوده و در برگيرنده همه موارد، از به هدر دادن و زياده روي در مصارف شخصي و خانوادگي و انفاقهاي مستحب مي باشد؛ به عبارت ديگر هر تبذيري اسراف است؛ ولي هر اسرافي تبذير نيست. از امام صادق ژ جمله كوتاهي نقل شده است كه ممكن است، همين نكته را از آن استفاده كرد آن حضرت فرمود:.
إنَّ التَّبْذِيرَ مِن الإِسْرافِ؛(23).
تبذير از اسراف است.
در اين حديث شريف، براي اسراف اقسامي فرض و تبذير شعبه اي از آن معرفي شده است.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 14 بهمن 1388  ساعت 6:25 AM

اسراف = خروج از حدّ.

لغويان و مفسّران در توضيح اين واژه سخنان و تعبيرات مختلفي آورده اند كه در بحث بعدي بدانها اشاره خواهد شد و به نظر مي رسد جامعترين آنها بيان راغب اصفهاني است:.
سرف: تجاوز كردن از حد در هر كاري است كه از انسان سربزند. گرچه استعمال آن در مواردِ زياده روي درانفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي شود ولذا سفيان گفته است آنچه در غير طاعت خدا مصرف شود اسراف است، گرچه مقدار آن كم و ناچيز باشد.(1).
كلمه (اسراف) برخلاف (تبذير) تنها يك واژه اقتصادي نبوده، و كاربرد آن منحصر به امور مالي نيست؛ بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه جرمي در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيّت نامناسب و غير معتدل اخلاقي و فرهنگي شخص و يا جامعه مسرف است و آن حالت تجاوزگري و بي اعتنايي به قوانين و حدود شناخته شده شرعي و انساني است و بر اين اساس به كارگيري اين واژه در قرآن كريم و دعاهاي رسيده از امامان معصوم ه در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلت هاي انساني و گام نهادن در وادي گناه و معصيت، بسيار است.(2) از اين رو كاربرد اقتصادي آن نيز، با توجه به معناي اخلاقي آن كه (تجاوز از حد) است توضيح و تفسير شدني است و تمام معناهاي ذكر شده براي آن، از فروع و مصداق هاي همين معني مي باشد؛ پس معناي كلّي اسراف (خروج از حد) است. اما اين كه اين حد، بر اساس چه ميزان و معياري بايد سنجيده شود تا ملاك عمل قرار گيرد، موضوعي است كه در بحث بعدي بدان خواهيم پرداخت.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 14 بهمن 1388  ساعت 6:23 AM

معيار حد.

از گفته هاي اهل لغت و تفسير در مورد واژه (اسراف) به دست مي آيد كه: با سه ملاك، حدّ معتبر در اسراف - كه رعايت آن ميانه روي است و تجاوز از آن موجب مي شود تا انسان در شمار مسرفين قرار گيرد - تعيين مي شود.

1. گناهان و محرّمات شرعي.

اين بدان دليل است كه حرام ها و معصيت ها خود حدود الهي اند، و ارتكاب آنها اگر بدون صرف مال باشد، اسراف به معناي گناه و تجاوز از دستورهاي ديني است؛ و در صورتي كه همراه با مخارج مالي باشد، اين عمل گذشته از اين كه خود معصيت است، خرج مال در راه آن نيز به عنوان تبذير و اسراف اقتصادي گناه ديگري خواهد بود. لذا بعضي لغت شناسان و مفسّران آن را به خوردن مال حرام‏(3) و برخي به تجاوز از حلال به حرام‏(4) و عدّه اي نيز آن را به انفاق در راه گناه تفسير نموده اند.(5).
همچنين مرحوم نراقى(ره) از علامه حلّى(ره) نقل مي كند كه علماي اسلام اجماع و اتفاق دارند كه مصرف مال در راه گناه اسراف و حرام است.(6).

2. حكم عقل و معيارهاي عقلي.

اين در مواردي است كه عقل بر قبح صرف مال در آنها حكم مي نمايد به گونه اي كه تجاوز از آن به نوعي سفاهت و جهالت رجوع كند؛ مانندانفاق به كسي كه استحقاق آن را ندارد و نيز اتلاف و نابود كردن ثروت و يا خرج آن در موارد نادرست و بي فايده كه حاكي از نارسايي عقلي و ضعف انديشه مرتكب اين عمل است. از اين رو گروهي از لغويان، اسراف را به غفلت و جهل و خطا معنا نموده اند.(7) همچنين مرحوم طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه، كه از بزرگان اهل تفسير است - در توضيح آيه شريفه (...كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا...) مي فرمايد:.
هر انفاق و صرف مالي كه عقلا آن را قبيح شمرند و ضرر بر صاحبش وارد آورد، اسراف و حرام است.(8).
بر اين اساس حكم عقل در تشخيص موارد لازم و مفيد انفاق از غير آن، معتبر و محترم است و تجاوز از آن مصداق اسراف خواهد بود.

3. عرف جامعه.

در مواردي هم، عرف اجتماعي عامل تعيين كننده (حد) در باب اسراف است؛ به عنوان مثال مصرف مال در راه مصالح شخصي و زن و فرزند و يا انفاق آن براي مصالح ديگران، هر كدام محدود به حدي است كه عرف جامعه آن را بر اساس اوضاع اقتصادي هر زمان، و برپايه وضعيت مالي و موقعيّت اقتصادي و اجتماعي هر شخص تعيين و تحديد مي نمايد و همان گونه كه كم رَوي از آن، مصداق بخل است و اگر موجب از بين بردن حق واجبي شود حرام و معصيت است، زياده روي و تجاوز از آن نيز به معناي خروج از حدّ اعتدال، و ورود به جرگه مسرفين خواهد بود. در اين زمينه طريحي مي نويسد:.
گفته شده، اسراف تجاوز از حد در مصرف چيزهاي حلال است و اصبغ بن نباته مي گويد: اميرالمؤمنين ژ فرمود: شخص مسرف سه نشانه دارد: مي خورد آنچه براي او نيست و مي خرد آنچه براي او نيست و مي پوشد آنچه براي او نيست. و معناي حديث اين است: مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن اوست.(9).
نيز مرحوم طبرسى(ره) مي نويسد:.
گفته شده مقصود از نهي از اسراف در آيه مباركه اين است كه: از حدّ ميانه و اعتدال در مصرف مال خارج نشويد.(10).
و همين طور زمخشري در تفسير خود مي گويد:.
اسراف به معناي تجاوز از حد در انفاق است.(11).
خلاصه بحث اين كه: در باب اسراف مال، حدّي كه تجاوز از آن مذموم است چنين است:.
الف) يا همان قوانين و احكام شرعي است؛.
ب) ياحكم و ميزان عقلي آن را تحديد و مشخص مي كند؛.
ج) يا به توسط عرف اجتماعي معين مي شود.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net