یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 10:41 AM


اصلاح الگوى مصرف و عدالت
 
نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رويكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهايى نظام يعنى استقرار عدالت است. در اين يادداشت سعى ما بر اين است كه فلسفه اين نامگذارى را در دو حوزه اخلاق و اقتصاد مورد بحث قرار دهيم؛ دو حوزه اى كه مطالعه رابطه آنها مى تواند چهره واقعى بسيارى از روش هاى اقتصادى كه بدون ملاحظات اخلاقى و فرهنگى به كار گرفته مى شوند را نمايان سازد. گرچه ممكن است از ديدگاه اقتصاد مدرن بحث از اخلاق، جايگاهى نداشته باشد اما مهم اين است كه در نظام اقتصادى كشورمان، قوانين اسلامى جايگاه ويژه اى يافته است و ملاحظات اخلاقى كاملاً عجين با روش هاى اقتصادى بوده و نامگذارى سال اصلاح الگوى مصرف مدعاى اين دليل است.
بند ششم اصل 43 قانون اساسى مبنى بر «منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمايه گذارى، توليد، توزيع و خدمات» به عنوان يكى از ضوابط مهم پايه اقتصاد كشور براى تأمين استقلال اقتصادى جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاى انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگى او (انسان) ذكر شده است و قانونگذار با بيان اين بند در كنار هشت بند ديگر يعنى:
1ـ تأمين نيازهاى اساسى
2ـ تأمين شرايط و امكانات كار براى همه
3ـ تنظيم برنامه اقتصادى كشور
4ـ رعايت آزادى انتخاب شغل
5ـ منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام
6 ـ استفاده از علوم و فنون و تربيت افراد ماهر
7ـ جلوگيرى از سلطه اقتصادى بيگانه بر اقتصاد كشور
8 ـ تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزى، دامى و صنعتى» برآن بوده است كه تأثيرگذارى جلوگيرى از اسراف را بيان نمايد زيرا هم به لحاظ شرعى و هم از نظر تئورى هاى پيشرفته، انسان كنونى به اين نتيجه رسيده است كه مصرف گرايى حاكم بر زندگى انسان امروز علاوه بر اينكه انسان را از چارچوب هاى اقتصاد معيشتى دور ساخته، عرصه هايى را مقابل او گشوده است كه فضاى تقابل انسان را با ارزش هاى انسانى فراهم آورده و به عبارت ديگر انسان در مقابل ما به ازاى خود و هويت خود قرار گرفته است. از اين رو از ديدگاه اقتصاد اسلامى، حتى با حق اينكه هر فردى با جهت گيرى هاى مثبت و موافق اسلام توانسته شرايط مكتسبه اى را براى خود فراهم آورد اما حق ندارد كه آن را معدوم كرده يا در جهت نامشروع مصرف نمايد.
چرا كه اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از اموال، ممنوع است و اين موضوع از آن زمينه ناشى مى شود كه منشأ افعال انسان، خداوند متعال است و انسان قائم به ذات نيست و مخلوقى است كه به اذن خداوند متعال، حق تصرف در اموال تحت مالكيت خود را دارد و به لحاظ عقلى حتى اگر انسان، رأساً توانايى خلق اموال و محصولات خود را دارا بود نيز حق اسراف و تبذير را نداشت.
همچنين در تعاليم اسلامى بر اين نكته تأكيد شده است كه انسان نبايد عمر و مال خود را صرف خيالات باطل و شيطانى نمايد زيرا مُبذِّران و مُسرفان، برادران شيطانند و شيطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود را كرد. (سوره مباركه اسراء ـ آيه شريفه 27) و از اين منظر، نعمت، به چيزى اطلاق مى شود كه انسان را براى نيل به سعادت يارى رسانده و مسير زندگى را هموار سازد و ضمن فراهم آوردن موجبات آسايش و آرامش، موانع و مشكلات را از پيش پاى آدمى بردارد. زيرا گام نهادن انسان در اين مسير، همانا رنگ خدايى يافتن و تشكر از خالق يكتا، آدمى را در شمار پويندگان واقعى قرار مى دهد.
بدين جهت پروردگار متعال در سوره مباركه ابراهيم آيه شريفه ?? مى فرمايد: وَ إِن تَعدُّوا نَعمتَ اللهِ لاتُحصُوها يعنى اگر نعمت هاى بى شمار خداوند را بخواهيد بشماريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد. بنابراين در فرهنگ اسلامى ارائه يك برنامه عادلانه و جلوگيرى از اسراف به عنوان مبناى صحيحى از شكرگزارى در مقابل پروردگار متعال به حساب مى آيد و هر انسانى مكلف است خود را از مظاهر اسراف و تبذير دور كند.


پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: نشانه مسرف چهار چيز است:

1- باليدن به باطل
2- خوراك آنچه در خور او نيست
3- بى رغبتى به كار خير
4- انكار هر كه سودش نرساند (تحف العقول) و اميرالمؤمنين على عليه السلام نيز تصريح مى كند: تدبير با كفاف روزى، بهتر است از بسيار با اسراف.(تحف العقول)
و فرهنگ مصرف در اسلام مبتنى بر رعايت اعتدال و دورى از اسراف است زيرا اسراف، انسان را از خط انصاف دور مى كند و زمينه هاى بى ميلى به كار خير و جانبدارى از ظالمان را فراهم مى آورد. از اين رو در جامعه مصرف گرا كه نمونه اى از جامعه اسراف زده است و مانور تجمل و مصرف در آن رواج دارد شاهد تبعيض ها و نابرابرى هايى هستيم كه افراد برخوردار، بدون توجه به آسيب هايى كه به طبقات ديگر وارد مى كنند منشأ و الگوى ترويج ظلم هايى هستند كه ديگران را حريص به «منكر» مى نمايند و اين موضوع نشان مى دهد كه مصرف زدگى و اسراف علاوه بر تبعات اقتصادى، پيامدهاى منفى فرهنگى را نيز به همراه دارد. در جامعه مصرف گرا «خريد كالا» به عنوان يك ارزش تلقى مى شود و هر كه خريدهاى بيشتر و متنوع ترى داشته باشد، الگو قرار گرفته و گرامى داشته مى شود و البته در جوامع پيشرفته مصرف زده، مصرف گرايى «يك فعاليت اصلى اجتماعى» به شمار مى آيد. براى خريد و مصرف وقت بسيار و انرژى و پول و نوآورى هاى فنى صرف مى شود و حتى از اينكه راهكارهاى پيشرفته ترى براى مصرف گرايى خلق شود، مطالعات بسيارى صورت مى گيرد زيرا در جامعه مصرف زده، خط توليد و توزيع مى بايست مبتنى بر مصرف بيشتر، فعاليت كند.
در جامعه مصرف گرا، هر كه پول بيشترى دارد، افزون تر خرج مى كند و هر كه ندارد بايستى در حسرت هزينه ها بماند و اين مدل مصرف، نشانه آسيب ها و نابرابرى هاى اجتماعى نيز هست. البته در كشورمان تا كنون برنامه هاى مختلفى در جهت توسعه و رشد اقتصادى و اجتماعى ارائه شده كه تأثيرات آن نيز تا كنون در حوزه گسست هاى اجتماعى نمايان شده و اين موضوع، على رغم تأكيدات مكررى است كه از سوى علماو دانشمندان اين عرصه بيان شده است. در بند ششم خط مشى هاى اساسى و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى به دولت آقاى هاشمى رفسنجانى جهت تدوين برنامه دوم پنج ساله آمده است:«جهت دادن به كليه فعاليت هاى اجرايى و تبليغى به سمت رشد معنويت و فضيلت اخلاقى در جامعه تعميق و گسترش حساسيت ها و باور دينى، گسترش ارزشهاى انقلابى، حفظ كرامت انسانى، ايجاد نظم و قانون پذيرى و روحيه كار و تلاش و خوداتكايى و قناعت و جلوگيرى از اسراف و مصرف گرايى و پرداختن به زوائد.»
و متأسفانه آنچه تاكنون طراحان برنامه هاى توسعه ارائه كرده اند، نتوانسته است خط مشى يادشده را تحقق بخشد و تأكيد معظم له مبنى بر نامگذارى سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوى مصرف بيانگر اين نكته مهم است كه اعلام يك سرى خطوط تئوريك در برنامه هاى توسعه، صرفاً متضمن اجراى آنها در راستاى تحقق عدالت به معناى جلوگيرى از ترويج مصرف زدگى نيست و آنچه تاكنون تحت عنوان مانور تجمل از سوى برخى داعيه داران كار و اعتدال و سازندگى و اصلاحات صورت گرفته، ابتناى بر تأكيدات اسلام نداشته و راهبردهاى كشور را تأمين نمى كند. چنانچه در چهار دوره رياست جمهورى پس از پايان دفاع مقدس، ملت ما شاهد رشد فزاينده سياست هايى بوده اند كه تبليغات مصرف گرايى در رسانه هاى بزرگ و در و ديوار شهرها و بدنه اتوبوسها و تغيير ذائقه ها از قناعت به مصرف و از مصرف به اسراف، تبلور اين سياست ها به شمار مى آيد.
همين روند نيز قبلاً در جوامع غربى تجربه شده است. گسترش زندگى شهرنشينى و دورى از زندگى روستايى مبتنى بر توليد، زمينه مصرف گرايى را به عنوان يك روش رسمى زندگى فراهم آورد و ظهور طبقه متوسط و بالا، تأسيس فروشگاه هاى بزرگ كه انبوهى از كالاهاى غيرضرورى و لوكس را در خود جاى داده بود و ترويج شعار « تا مى توانى بخر و هرچه بيشتر مصرف كن» اين روند را تشديد كرده و «مسابقه مصرف» يك پرستيژ به شمار آمد و با اين وصف، اين زنجيره ويرانگر توسط تبليغات كالاها در وسايل ارتباط جمعى تكميل شد و دو نوع ابزار مصرف گرايى يعنى حراج كالاها و اشاعه كارت هاى اعتبارى به كمك اين روند آمد و مردم در فروشگاه ها و حراجى هاى بزرگ در معرض كالاهاى متنوع و احساس نيازهاى كاذب قرار گرفتند. مشترى، جنسى را كه در حراجى مى بيند، احساس مى كند كه نياز دارد و از طرف ديگر مشترى بايستى احساس كند كه هميشه پول براى خريدكردن دارد و از اينجا موضوع كارت هاى اعتبارى شكل گرفت (در ايران قبل از ظهور كارت هاى اعتبارى، تبليغ فروش كالا از طريق چك هاى كارمندى بسيار شايع شده بود) درحالى كه تعداد قابل توجهى از كالاهاى خريدارى شده از فروشگاه هاى بزرگ يا حراجى ها در خانه ها مصرف نمى شوند و با وجود آپارتمان هاى كوچك و عدم توانايى نگهدارى كالاهاى بلامصرف، چرخه مصرف گرايى با ظهور كارخانه هاى بازيافت و افراد دوره گردى كه كالاهاى دست دوم را مى خرند به گردش درآمده و اين داستان، بار ديگر از ابتدا تكرار مى شود و ما ناخواسته مدلى از سرمايه دارى را تجربه مى كنيم كه به قول ماكس وبر، جامعه شناس غربى، مبتنى بر توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذارى بيشتر و مجدداً توليد بيشتر است. اين فاجعه، هنگامى گسترش مى يابد كه بدانيم پديده چند شغلى كارمندان در ايران از رهگذار فرهنگ مصرف گرايى شكل گرفته است، زيرا اغلب حقوق بگيران، ناتوان از ادامه اين مسابقه اند و براى باقى ماندن در اين چرخه مى بايست كار و تلاش بيشترى را از خود به نمايش بگذارند (البته پرداختن به پيامدهاى روانى مصرف زدگى و پديده چندشغلى و استرس هاى ناشى از آن در حوصله اين بحث نمى گنجد، اما ناگفته نماند كه تحقيقات نشان داده است چندشغلى ها نمى توانند به خوبى از عهده وظايف خود برآيند و موضوع مصرف زدگى از اين زاويه نيز آسيب هاى ديگرى را در پى دارد.)
ممكن است برخى از افراد و دست اندركاران مدعى شوند كه طى برنامه هاى توسعه و در دولت هاى قبلى طرح هايى را براى اصلاح الگوى مصرف ارائه داده اند، اما شواهد موجود و تأكيد مقام معظم رهبرى در سال 88 گوياى فقدان تأثير اين طرح ها و به عبارت بهتر ناكافى بودن اقدامات انجام شده است. مطمئناً برنامه ها و طرح هايى مى بايست در اين زمينه مورد عنايت قرار گيرد كه بتواند همه طبقات جامعه اعم از برخوردار و فقير را به يك الگوى واحد مصرف نزديك كند تا نمونه عينى يك روش اجرايى براى استقرار عدالت پديد آيد.
از سوى ديگر استفاده از برنامه صحيح براى اجراى الگوى مصرف، نشانه اعتقاد به وجود ملاحظات اخلاقى در فرهنگ مصرف و اقتصاد است و الگوى واقعى، رشد اقتصادى صحيحى را در پى خواهد داشت، همچنان كه اين الگو مى تواند دو وجه اصلى بازار يعنى مصرف كننده و توليد كننده را با يك روش متحد منطبق نمايد و هدف از توليد بيشتر را مصرف بيشتر قرار ندهد و مسلماً اجراى يك الگوى دقيق، نيازمند شجاعت و تدبير خردمندانه اى است كه كشورمان را در جهت كاهش وابستگى در منابع تعريف شده به كشورهاى ديگر قرار مى دهد و آنچه در اين مسير از همه بيشتر تأثيرگذار است، الگويى است كه حضرت امام (رحمت الله علیه) و پيروان راستين آن حضرت به عنوان «ساده زيستى» در زندگى خود پياده كرده اند و در همين راستا مؤثرترين افراد براى اصلاح الگوى مصرف، مسئولين نظام در هر رده اى هستند. همان طور كه مقام معظم رهبرى نيز تأكيد كرده اند بايد مسئولان كشور راه صرفه جويى و مقابله با اسراف را به مردم ياد بدهند. خود مسئولان دولتى هم بايد اسراف نكنند. اسراف مسئولان دولتى از اسراف مردم عادى مضرتر است، زيرا كه اسراف در بيت المال است.
در اينجا بايستى سخنى از حضرت على عليه السلام را يادآور شويم كه خطاب به كارگزاران خود مى فرمود: «نوك قلم هايتان را نازك كنيد كه مركب بيت المال كمتر مصرف شود.» و در جاى ديگر: «هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودى، بر تو باد كه اقتصاد و قناعت و پرهيزكارى را پيشه كنى.» چرا كه قطعاً اسلام نه با اسراف (خروج از خط اعتدال) موافق است و نه تبذير (تضييع مال) را براى تدبير زندگى مناسب مى داند. آيا عقلانى است در كشورى كه مى خواهد روى پاى خودش باقى بماند مطابق برخى آمارها سالانه بيش از چند ميليون تن نان ضايع شود يا سرانه مصرف آب بيشتر از همه كشورها باشد قطعاً جلوگيرى از اتلاف منابع انرژى كه مصرف آن در ايران چند برابر متوسط جهانى است يكى از راه هاى دستيابى به شكوفايى اقتصادى در هر كشورى است ولى چرا تاكنون اقدامات جدى و مؤثر در جريان برنامه هاى اجرايى صورت نگرفته بودند چرا سهميه بندى و اصلاح الگوى مصرف بنزين كه توسط دولت نهم به اجرا درآمد دولتمردان قبلى اجراى آن را به مصلحت نمى ديدند. چرا طرح هدفمند كردن يارانه ها به مذبح مصلحت سپرده شد آيا مصلحتى بالاتر از اين وجود دارد كه سرمايه هاى اصلى كشور در معرض نابودى قرار دارند و متأسفانه از كلمه «مصلحت» تاكنون برداشت هاى نادرستى شده است كه گويى عده اى نان خود را فقط از اين راه درمى آورند و به تعبيری «هميشه مصلحت، روپوش دروغين زيبايى بوده است تا دشمنان حقيقت، حقيقت را درونش مدفون كنند (زيرا) مصلحت، هميشه مونتاژ دين و دنيا بوده است.‎ و تشيع مصلحت، نابودكننده تشيع حقيقت است (مجموعه آثار، مسئوليت شيعه بودن) و مطمئناً نامگذارى سال 88 به عنوان اصلاح الگوى مصرف، تدبيرى شجاعانه براى شكستن تابوى مصلحت هايى است كه همواره مانع از پيشرفت كشورمان شده اند.
اگر مجلس شوراى اسلامى راه اجراى طرح تحول اقتصادى دولت را مسدود كرد اما مقام معظم رهبرى با اين نامگذارى، فراخوانى عمومى و مردمى را براى اين مسير برگزيدند و راه تحول و اصلاح را باز كردند.
از اين رو نبايد بيش از اين، فرصت ها را از دست بدهيم و با تلاش مستمر و برنامه هاى مؤثر و عملى و آموزش هاى كارآمد و با استفاده از رسانه هاى بزرگ مى بايست سازوكار مصرف در كشورمان را به گونه اى طراحى كنيم كه ابتدا فرد و بخصوص كودكان در معرض اين الگوها قرار گيرند و با برنامه ريزى صحيح در حوزه تبليغات كلان و رسانه اى و نظارت بر كالاهاى وارداتى و فروشگاه هاى بزرگ و نيز جلوگيرى از توليدات غيراستاندارد و مصرفى مانع از تضييع سرمايه هاى گرانقدر كشورمان شويم.


به نقل از خبرگزاري فارس
منبع : http://www.rcirib.ir
نويسنده:مسعود ابراهيمى
 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 10:39 AM

الگوهاى صحيح مصرف
 
شايد اگر بخواهيم به هدف اصلي و اساسي انقلاب جهاني از آدم(علیه السلام) تا خاتم(صلوات الله علیهم) تا عصر حاضر برسيم و اهداف آموزه هاي وحياني را در طول تاريخ بشريت تحقق بخشيم و تمدن اسلامي را چنان که فلسفه دين و حکمت آفرينش است در زمين مستقر سازيم و امکان رشد و تعالي و تکامل براي همه بشريت فراهم آوريم، مي بايست به الگوهاي مصرف به عنوان يکي از مولفه هاي اصلي تمدن سازي توجه کنيم. از اين رو بخش عمده اي از آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام، بيان اصول و مطالبي است که به حوزه اقتصاد و چگونگي مديريت آن باز مي گردد.
اگر رهبر معظم انقلاب چندين سال پيش فرمان بسيج عمومي براي تمدن سازي مي دهد و هر سال براساس آن راهبرد اساسي و اصلي در نامگذاري سال ها براي مديريت کشوري، نامي خاص برمي گزيند، همه اين نامگذاري ها در راستاي دستيابي به تمدن جهاني اسلامي است که آرمان همه بشريت در طول تاريخ و فلسفه و حکمت حرکت ها و قيام هاي همه پيامبران و امامان(علیهم السلام) بوده است.
انقلاب مهدوي(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و مسئله انتظار نيز تنها در راستاي اين مقصد و مقصود، معناي درست مي يابد؛ زيرا ظهور، چيزي جز تحقق تمدن دولت جهاني و عدالت پرور به دست انساني کامل و خليفه الهي نيست.
يکي از مهم ترين بخش هايي که در محقق ساختن تمدن اسلامي بسيار نقش کليدي دارد، مسئله چگونگي مصرف توليدات و بهره مندي از امکانات و نعمت هاي الهي است. از اينرو بيان الگوي صحيح مصرف و اصلاح دايمي و هميشگي آن براساس نيازها و توانايي هاي هر زمان، به عنوان دغدغه اصلي، خود را بر جامعه انساني و به ويژه دولت اسلامي تحميل مي کند.
بازخواني آيات و آموزه هاي وحياني قرآن در راستاي شناخت الگوهاي صحيح مصرف و اصلاح آن، امري است که نويسنده در اين نوشتار بر آن تأکيد دارد.اينک با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.


گستره معناي مصرف

مصرف به معناي استفاده و خرج کردن در ادبيات فارسي کاربرد تازه اي نيست. اين واژه هر چند که در ادبيات عربي در معاني و مفاهيمي که ما فارسي زبانان به کار مي بريم، به کار نرفته و نمي رود، ولي هم چون واژگان ديگري که از زبان عربي وارد زبان فارسي شده و معناي تازه اي يافته مي باشد. از اين رو مي توان آن را همانند واژه صرفه جويي دانست که داراي معناي خاصي در ادبيات فارسي است.
در فرهنگ نامه هاي فارسي مي توان اين معناي فارسي شده را به خوبي يافت. فرهنگ آنندراج، مصرف را اسم ظرف به معني جاي خرج کردن دانسته است و ناظم الاطباء نيز مي نويسد: محل صرف و خرج که جمع آن مصارف مي باشد. بنابراين مي توان گفت که مصرف به معناي جاي خرج کردن و به کار بردن و نيز محل هزينه کردن است. حافظ مي سرايد:
رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيذ
هنگامي که از مصرف چيزي، سخن مي گوييم، اين معنا را در نظر داريم که چگونه مي توانيم به بهترين شکل آن را براي برآورد نيازهاي خويش به کار گيريم. بنابراين شناخت بهترين شکل مصرف هر چيزي، به معناي شناخت شيوه اي است که از آن به الگوي مصرف آن چيز تعبير مي شود. شخص مي کوشد تا با بهره گيري از تجربيات و دانش هاي ديگران و تجربيات شخصي، بهترين شيوه و الگوي مصرف را به دست آورد تا افزون بر بهره گيري کامل و برآورد نيازها، بخشي را نيز براي آينده و يا فعاليت هاي ديگر ذخيره سازي کند.
اين گونه است که انسان همواره در انديشه شناخت الگوهاي بهتر مصرف، بازسازي دايمي و اصلاح آن در راستاي اهداف پيش گفته مي باشد.


اسوه هاي کامل

بي گمان هر چه شناخت انسان به خود و محيط زيست خويش کامل تر شود، ميزان بهره مندي وي نيز از وسايل و امکانات افزايش مي يابد و مصرف بهينه و آسان و ساده آن چيز را نيز بهتر مي آموزد. با اين همه به عللي شناخت انسان نه تنها نسبت به محيط زيست خويش بسيار ناقص و ابتدايي است بلکه حتي نسبت به خود و نيازها و توانمندي ها و ظرفيت هاي خويش نيز شناخت کامل و درستي ندارد. از اين رو نيازمند آن است تا کس و يا کساني او را به مسير درست سوق دهند و به او در اين امر ياري رسانند. اين جاست که پاي پيامبران در زندگي انسان باز مي شود تا به وي راه درست زندگي کردن و اهداف و حکمت آن را بياموزاند.
پيامبران (علیهم السلام) نه تنها به انسان ها در حوزه شناختي، ياري رسانده و مي رسانند بلکه در عمل به آنان نشان مي دهند که بهترين شيوه زيست کدام است. اين همان چيزي است که ما از آن به الگوها و اسوه هاي زندگي ياد مي کنيم.
اسوه، شخصي است که به سبب خصلت ها يا خصلت هايي چند، لياقت و شايستگي آن را مي يابد تا الگو و سرمشق علمي و عملي ديگر يا ديگران باشد. از نظر اسلام، هم شخص و هم جامعه مي تواند الگو و سرمشق و پيشواي ديگران باشد. از اين رو از اسوه هاي پسنديده اي چون آسيه و مريم(سلام الله علیها) و ابراهيم(علیه السلام) و ديگر پيامبران(علیهم السلام)/ در آياتي چون آيه 11 و 12 سوره تحريم و 83 و 90 سوره انعام و 4 و 6 سوره ممتحنه سخن به ميان مي آورد و در آيه 143 سوره بقره امت اسلام را به عنوان امتي معتدل و اسوه اي براي توده هاي مردم معرفي مي کند.
جامعه آرماني که خداوند در آيه 112 سوره نحل معرفي مي کند، جامعه اي برخوردار از آرامش، امنيت، آسايش فراوان و رفاه مطلوب مي باشد. اين بدان معناست که از نظر قرآن، جامعه نمونه و مطلوب، جامعه اي است که برخوردار از سعادت و خوشبختي باشد که مولفه و عناصر اصلي آن را امنيت و آرامش و آسايش تشکيل مي دهد. بنابراين، جامعه نمونه و برتر، جامعه اي است که از نظر فرهنگي و تمدني به کمال دسته يافته باشد و بتواند با بهترين شيوه توده هاي مردم را به آسايش و آرامش برساند. اين شدني نيست مگر آن که اقتصاد آن از الگوهاي کامل در توليد و توزيع و مصرف برخوردار باشد.
خداوند مي فرمايد: قريه کانت آمنه مطمئنه يأتيها رزقها رغدا من کل مکان؛ شهري که از امن و امان و آرامش برخوردار است و روزيش از هر سو فراوان مي رسد. اين جامعه از گرسنگي و ترس يعني فقدان آسايش و آرامش رنج نمي برد. بنابراين جامعه اي خوشبخت است و از سعادت بهره مند مي باشد.
افراد چنين جامعه اي نيز انسان هايي هستند که در مسير درست قرار گرفته و در همه عرصه ها، روش اعتدال را در پيش گرفته اند؛ زيرا آنان نيز همانند پيامبر گرامي(صلوات الله علیهم) در مسير الهي و آموزه هاي وحياني گام برمي دارند و اسوه و مقتدا و پيشواي خويش را چنين شخصي قرار داده اند. (احزاب آيه 12)


اعتدال گرائي، ويژگي اسوه هاي زندگي

آيه 341 سوره بقره با تفسير روايي که نورالثقلين از امام صادق(علیه السلام) نقل مي کند، تبيين مي کند که اهل بيت پيامبر(علیهم السلام) همان انسان هاي معتدل و الگو و نيز شاهداني براي راستي و درستي هستند که جامعه برتر در مسير آنان گام برمي دارند و به آسايش و آرامش دست مي يابند.
اسوه هاي زندگي که در آيات قرآني معرفي مي شوند، کساني هستند که اعتدال گرايي در زندگي آنان اصل بنيادين را در کنار توحيد و توکل و معاد (ممتحنه آيه 4) تشکيل مي دهد؛ زيرا دين اسلام به عنوان دين برتر و کامل و الگوي الهي براي زندگي بشري، آييني معتدل و ميانه است (بقره آيه 341 و نيز انعام آيه 161 و يونس آيه 501 و طه آيه 531) و اين اعتدال از دروني ترين و شخصي ترين احکام و قوانين زندگي تا عمومي ترين مسايل اقتصادي و سياسي، جامعه را در بر مي گيرد. (نساء آيه 72)
در تمامي اين آيات يادشده و آيات ديگر، خداوند با بهره گيري از واژگان و اصطلاحاتي چون حنيف، سوي، قيم، عدم اعتداء و نيز عدم ميل عظيم، مي کوشد تا اعتدال گرايي در اسلام و قوانين و نيز الگوهاي آن را بيان کند.
تعبير زيباي «قصدالسبيل» که در آيه 9سوره نحل بيان شده به خوبي تبيين مي کند که التزام خداوند به بيان راه راست و ميانه براي آن است که آدمي تنها در اين مسير است که مي تواند جامعه تمدني و برتر خويش را بسازد و به عنوان خلافت الهي بر زمين، هستي را مديريت و تدبير و ربوبيت نمايد.
آيه 30 و 31 سوره حج و نيز 5سوره بينه به رعايت اعتدال به عنوان تنها راه درست اشاره مي کند و مردم را بدان مي خواند و جالب آن که در آيه 572 سوره بقره رباخواري را سبب خروج از اعتدال رواني بر مي شمارد. اين بدان معناست که ميان رفتارهاي آدمي در حوزه اقتصادي با حوزه روان شناختي، ارتباط تنگاتنگي وجود دارد که نمي توان از آن چشم پوشيد. بنابراين هرگونه رفتار نادرست اقتصادي به معناي دورشدن از حدود انسانيت بوده و آدمي و جامعه را دچار بيماري هاي رواني و آسيب هاي جدي در حوزه شخصي و روحي و رواني مي کند.
از نظر قرآن بسياري از جوامع به سبب خروج از اعتدال در حوزه هاي مختلف اقتصادي و اعتقادي و رفتاري، گرفتار بحران هاي شديد شدند که در نهايت تمدن و جامعه آنان را نابود ساخته و يا مي سازد. (مائده آيه 27 و 77) از اين رو هرگونه خروج از حد اعتدال و ميانه روي را سبب کفر (بقره آيه 801) و گمراهي (مائده آيه 77) و نابودي بشريت مي شمارد و از آن نهي مي کند (مائده آيه 77) زيرا ريشه خروج از حد اعتدال در همه کارها حتي امور ديني را مي بايست در تمايلات نفساني و وسوسه هاي شيطاني جست که چيزي جز نابودي بشر را نمي خواهد. (همان)


عوامل رشد و شکوفايي تمدني

چنان که بيان شد شکوفايي تمدني در گرو شکوفايي اقتصادي به عنوان يکي از مولفه ها و کليدهاي اصلي است. بر اين اساس در آموزه هاي وحياني، بخش اقتصادي از اهميت و اولويت بسياري برخوردار شده و حتي در برخي از روايات به اين نکته توجه داده شده است که ريشه کفر را مي بايست در فقر جست. البته اين فقر مي تواند فقر فرهنگي و شناختي نيز باشد ولي فقر اقتصادي است که بسياري از مردم را به ذلت و خواري مي کشاند و آنان را وادار مي سازد تا عقايد پاک و فطرت سالم خويش را به کناري نهند؛ زيرا نخستين دغدغه انسان، اقتصادي است که به شکل برآورد نياز غذا و تغذيه، خود را نشان مي دهد؛ از اين رو امنيت غذايي براي انسان در درجه نخست اهميت قرار دارد.
از نظر قرآن، رشد اقتصادي جامعه که از آن به عنوان نعمت الهي ياد مي شود (سبا آيه 51) در آن درجه از اهميت قرار دارد که دعاکردن براي پيشرفت اقتصادي را در آيه 102 سوره بقره و نيز 23 سوره نساء و همچنين 651 سوره اعراف به عنوان امري شايسته مورد تاييد و تشويق قرار مي دهد؛ زيرا سعادت دنيا و آخرت آدمي در بسياري از جهات در گرو اين پيشرفت است. به سخن ديگر نه تنها رشد اقتصادي از نظر قرآن اهميت و ارزش داشته و امري مطلوب وارزشي است (بقره آيه 102 و اعراف آيه 69 و هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01تا 21) بلکه تا آن حد اعتبار دارد که انسان مي بايست هم در دعا و نيايش هاي خويش آن را بخواهد و هم به عنوان هدف اصلي و ماموريت کليدي بشر در زمين، بدان توجه داشته باشد.
از امام صادق(علیه السلام) در ذيل آيه 102 سوره بقره اين روايت نقل شده که مقصود از دعا براي حسنه در دنيا و آخرت، رضايت و خشنودي خدا و بهشت در آخرت و توسعه در رزق و معاش و اخلاق نيک در دنياست. (نور الثقلين ذيل آيه)
البته از نظر قرآن بهره مندي و توسعه اقتصادي جوامع ملازم با حقانيت و معنويت داشتن آن جوامع نيست (کهف آيات 23 تا 63 و مريم آيات 37 و 47 و مومنون آيات 55و 65 و سبا آيات 43 تا 73 و زخرف آيات 33و 43) از اين رو هرگونه پيشرفت هاي اقتصادي جوامع کفر پيشه در نجات بخشي آنان از نابودي بي تأثير است. (انعام آيه 6و توبه آيه 96 و مريم آيات 37 و 47 قصص آيه 85 و سبا آيه 54)؛ زيرا زماني پيشرفت اقتصادي مي تواند براي جامعه اي مفيد و سازنده باشد و آنان را به سوي تعالي و کمال سوق دهد که از معنويت توحيدي برخوردار باشد. بنابراين، هرگونه پيشرفت اقتصادي جامعه برتر و نمونه مي بايست در راستاي کمالي باشد که اسلام و قرآن ترسيم کرده است. اين مطلبي است که در بسياري از جوامع اسلامي به ويژه در برنامه ريزي ها و سياست هاي برخي از برنامه ها در داخل کشور در برخي از زمان ها ناديده گرفته شده است.
از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادي و پيشرفت تمدني را مي بايست در دو دسته از علل و عوامل مادي و معنوي جست. عوامل مادي اموري چون آب مناسب و فراوان (هود آيه 25 و نوح آيه 01 تا 21 و نيز جن آيه 61)، زمين مناسب و مرغوب (اعراف آيه 85 و سبا آيه 51) و کار و تلاش بر زمين (ملک آيه 51) مي باشد که در کنار عوامل معنوي چون امنيت و آرامش اجتماعي (بقره آيه 621 و نحل آيه 211)، ايمان و معرفت به خدا و حکمت آفرينش (اعراف آيه 69) تقوا و مراعات حدود الهي و عدم تجاوز به حق و حقوق ديگران (مائده آيه 66و اعراف آيه 69 و طلاق آيات 2و 3) انفاق و کمک و ياري به ناتوانان (بقره آيه 276 و روم آيه 93 و سبا آيه 93 و طلاق آيه 7) و استقامت بر دين و باورهاي ديني که مديريت اصلي بشر را براي رستگاري و کمال به عهده دارد (جن آيه 61) و استغفار و توبه از کارهاي زشت و نابهنجار (هود آيه 3و 25 و نوح آيات 01 تا 21) مي تواند تضمين کننده رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني باشد.
از نظر قرآن ايجاد عدالت اقتصادي که از برنامه هاي اصلي پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت بوده و هست (حديد آيه 52و حشر آيه 7) مي تواند در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر باشد.


شيوه هاي دست يابي به رشد اقتصادي

اگر به علل و عواملي که قرآن به عنوان علل و عوامل شکوفايي و پيشرفت اقتصادي و تمدني اشاره کرده توجه شود، به خوبي روشن مي شود که بهترين شيوه دست يابي به رشد اقتصادي چيست و چه الگوي مناسب براي توليد و توزيع و مصرف مي بايست در پيش گرفت.
از نظر اسلام و قرآن بر مديران و رهبران جامعه است که از علم اقتصاد، آگاهي داشته باشند تا بتوانند جامعه را براي دست يابي به رشد اقتصادي و شکوفايي تمدني مديريت و راهنمايي کنند. از اين رو يکي از شروط رهبري جامعه، آگاهي به دانش اقتصادي و ياري گرفتن از انديشمندان و دانشمندان علم اقتصاد است. (يوسف آيه 55)
از آيات 67 و 87 سوره قصص بر مي آيد که همين علم اقتصاد موجب شد تا قارون بتواند به ثروتي عظيم دست يابد که چشمان توده هاي مردم را خيره مي ساخت. هرچند که غرور وي در کنار فساد و غفلت از وظيفه و ماموريت اصلي، موجب شد تا دچار خشم و غضب الهي شود و خود و زندگي اش را تباه سازد.
اما آن چه مهم است آن که علم اقتصاد نيازي است که هر جامعه و رهبري بدان نيازمند است تا بتواند جامعه اش را به سوي بهترين شيوه هاي مديريت توليد و توزيع و مصرف سوق دهد. دعوت شعيب(علیه السلام) بر اين اساس است که در حوزه بازرگاني و توزيع مي بايست مديريت به درستي انجام پذيرد؛ زيرا سوءمديريت در بخش توزيع عامل مهمي براي بحران اقتصادي جامعه اي بود که شعيب در آن مي زيست و مردم در تنگناهاي معيشتي به سر مي بردند. (شعراء آيات 177 تا 183)
از نظر شعيب(علیه السلام) رعايت عدل و انصاف در امور اقتصادي به ويژه توزيع و معاملات بازرگاني، شرط دست يابي جوامع به خير و سعادت جمعي و شکوفايي تمدني است. (هود آيات 58 و 68 و اسراء آيه 53) بر اين اساس آن حضرت براي اصلاح وضعيت اقتصادي جامعه، بر لزوم اصلاح وضعيت معاملات و تغيير شيوه ها تأکيد داشت.
از نظر قرآن مبارزه با مفاسد اقتصادي در جامعه (بقره آيه 188 و 278 و 279 و آل عمران آيه 130 و آيات ديگر) امري لازم و ضروري است و بي آن نمي توان اميد داشت که جامعه اي رنگ سعادت و خوشبختي را به خود ببيند.
مبارزه اي که اسلام و قرآن در حوزه اقتصادي با مفاسد اقتصادي پيشنهاد مي کند شامل همه عرصه هاي توليد و توزيع و مصرف مي باشد. از اين رو براي دست يابي به شيوه درست و الگوي صحيح، به عناصر و علل و عوامل مهم آن توجه داشته و براي هر يک، برنامه و دستورالعملي خاص تعريف مي کند. در بخش مصرف نيز با تأکيد بر درست مصرف کردن، از هرگونه اتراف و اسراف و تبذير و ريخت و پاش بر حذر مي دارد و آن را به عنوان گناهي نابخشودني شناسايي و معرفي مي کند.


اصلاح الگوي مصرف

از اين رو اصلاح الگوي مصرف به عنوان راهکاري براي جلوگيري از فساد در عرصه اقتصادي مورد تأکيد قرار مي گيرد. بر اين اساس در حوزه مديريت اقتصادي افزون بر لزوم برنامه ريزي درست مديران (يوسف آيات 74 و 55)، بر نظارت مستمر مسئولان بر توليد و توزيع و مصرف (کهف آيات 39 تا 79 و سبا آيات 21 و 31) تأکيد دارد.
قرآن در آيه 5 سوره نساء، رشد و خردمندي اشخاص را از جمله شرايط واگذاري مسئوليت مالي به شخص مي داند و بر امانت داري به عنوان شرطي ديگر به ويژه در بخش تصدي گري دولتي در آيه 55 سوره يوسف پا مي فشارد. اين همه براي آن است که بخش هاي مهم حوزه اقتصادي به درستي مديريت شود.
از جمله بخش هاي مهم در حوزه اقتصادي که لازم است همواره اصلاح شود، بخش مصرف است؛ زيرا به علل و عوامل دروني و بيروني چون غرور و تفاخر و خودخواهي، انسان ها در بخش مصرف، گرايش شديدي به اسراف و اتراف پيدا مي کنند و از حد اعتدال و ميانه روي در مصرف خارج مي شوند.
از نظر اسلام، در حوزه مصرف آن چه مهم است کم مصرف کردن نيست بلکه درست و به جا مصرف کردن است؛ زيرا اگر کم مصرف کردن به معناي ناديده گرفتن بخشي از نيازهاي فطري و طبيعي بشر باشد، مي تواند آسيب جدي به رشد و کمال آن بخش وارد سازد که اين مسئله خود بر خلاف اهداف و حکمت آفرينش و ربوبيت الهي بشر است.
هنگامي که از اصلاح در چيزي سخن به ميان مي آيد به اين معناست که فساد و تباهي در آن حوزه راه يافته است که مي بايست به شيوه هاي مختلف، آن را اصلاح و بازسازي کرد؛ زيرا اصلاح در برابر افساد به معناي برطرف کردن فساد و تباهي و انجام دادن کار شايسته است. (لسان العرب؛ ابن منظور، ذيل واژه صلح)
کاربرد اصلاح در حوزه اقتصادي به اين معناست که ميان توليد و مصرف رابطه منطقي و درستي ايجاد شود و نوعي آشتي و وفاق ميان آن دو بخش پديدار شود به گونه اي که با کاستي روبه رو نشويم.
به سخن ديگر، ايجاد ارتباط درست و منطقي ميان درآمد و هزينه و توليد و مصرف کردن، همان چيزي است که از آن به اصلاح در مصرف ياد مي شود. البته اين به معناي صرفه جويي نيست هرچند که صرفه جويي يکي از راه هاي ايجاد تعادل ميان دو بخش مي باشد ولي تنها راه نيست.


نقش مصلحان واقعي جامعه

هر جامعه اي اگر بخواهد به شکوفايي تمدني و رشد مناسب و مطلوب اقتصادي دست يابد، نيازمند رهبراني است که در مقام اصلاح دايمي برآيند تا با ارايه راهکارهايي در همه بخش ها، هدايت جامعه را به عهده گيرند و از نابودي و نيستي رهايي بخشند (هود آيات 116 و 117)
اين مصلحان واقعي، با بهره گيري از علوم مختلف چون علم مديريت و علم اقتصاد و مانند آن، با افساد و فساد مبارزه مي کنند و راه هاي اصلاحي را ارايه مي دهند.
مصلحان واقعي از آن جا مهم مي باشند که در هر جامعه اي عده اي مدعيان دروغين وجود دارند که با طرح هاي اقتصادي نادرست و غلط و مديريت باطل، جامعه را به سوي تباهي سوق مي دهند (بقره آيات 8 تا 11) بنابراين مصلحان واقعي با ارايه الگوهاي درست مي کوشند تا هم به اصلاحات دايمي بپردازند و هم جلوي مصلحان دروغين را سد کنند.
اگر حضرت شعيب(علیه السلام) در بخشي از اقتصاد با ارايه الگوهاي درست مي کوشد تا به اصلاحات اقتصادي بپردازد (هود آيه 58 تا 88) پيامبر اکرم(صلوات الله علیهم) با ارايه الگوهايي درست در همه بخش ها از توليد تا مصرف کوشيد تا جامعه کامل و نمونه آرماني را ايجاد کند.
بسياري از آيات قرآني چون آياتي که به چگونگي بهره گيري از زمين و منابع توليد و گردش سرمايه (حشر آيه 7) و اسراف و تبذير و انفاق مي پردازد، در حقيقت به ارايه الگوي مصرف اشاره مي کند. آياتي چون آيه 06 و 168 و 172 سوره بقره تبيين مي کند که چگونه مي بايست از همه نعمت هاي الهي در زمين برخوردار شد؛ چنان که آيه 141 سوره انعام و نيز 13 سوره اعراف تبيين مي کند که از چه الگوي مصرفي مي بايست پيروي کرد. در اين آيات به خوبي بيان شده که هرگونه مصرفي مي بايست به دور از اسراف باشد. اسراف به معناي تجاوز از حد در هر کاري است که انسان انجام مي دهد. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) اسراف در حوزه اقتصادي، زياده روي اي است که موجبات تباهي نعمت مي شود و از مصرف بهينه و درست آن باز مي دارد.
خداوند رفاه و آسايش چون رفاه اشراف را عاملي براي پيدايش اسراف برمي شمارد (يونس آيه 21) اين گونه است که برخي از مردم با زياده روي در آشاميدني ها و خوردني ها و زينت هاي زمين اجازه بهره مندي درست از آن را از ديگران سلب مي کنند (اعراف آيه 13) از اين رو خداوند چنين افرادي را دوست نمي دارد و اسراف را گناه معرفي مي کند. از نظر قرآن مصرف کنندگاني چون مسرفان مايه فساد و تباهي در زمين هستند (شعراء آيات 151 و 152) چنان که ايشان عامل محروميت انسان از محبوبيت خداوند نيز مي باشند. (انعام آيه 141)
به هر حال اصلاح الگوي مصرف يکي از وظايف مهمي است که پيامبر(صلوات الله علیهم) وظيفه خود مي دانست. تا زمينه شکوفايي اقتصادي و تمدني و بهره مندي درصد بيش تري از مردم نسبت به نعمت هاي خداوندي را فراهم آورد. بر اين اساس اگر بخواهيم جامعه نمونه و تمدني معاصر داشته باشيم مي بايست با بهره گيري از الگوهاي اصلاحي پيامبر(صلوات الله علیهم) زمينه اي دوباره براي رشد و شکوفايي اقتصادي و تمدني فراهم آوريم.


منبع : http://www.bpdanesh.ir
نویسنده: مجيد صادق زاده
 
 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 10:37 AM

الگوی صحیح مصرف از منظر امام و رهبری و بزرگان
 
الگوی مصرف از دیدگاه امام

زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.
عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است.
اسلام تعديل مي‌خواهد، نه جلو سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.


الگوی مصرف از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح ، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه ، الگوی مصرف را از " تولید تا مصرف و باز یافت " اصلاح کنند
این حرکت ، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف ، از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند .
مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛
هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد.


18سال تلاش رهبري براي اصلاح الگوي مصرف

شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
رهبر انقلاب از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. ايشان در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد.
اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.
اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.


سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال

سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.
در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ام:
برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد. 1
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست. 2
در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد. 3
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد. 4
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند .5
ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.
من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود. 6
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد. 7
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛ 8
مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. 9
توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند 10
«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش» جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست 11
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت. 12
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. 13
ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش مي فرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم. 14
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله‎ي اسراف است 15
ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد. 16
الگوی مصرف از دیدگاه بزرگان
كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
كه وراي تو هيچ نعمت نيست
سقراط : يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد...
ژاك دوال : اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ،بنده هيچ چيز مشو...
با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ
هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
گوته:كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود.
ويكتور هوگو: بدي هاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.


پی نوشت ها :

1- ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370
2- ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن» 25/9/1371
3- خطبه‏ هاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372
4- خطبه‏ هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 (14/11/1373 )
5- اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ (1/1/1376 )
6- در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) (1/1/1377 )
7- خطبه ‏هاى نمازجمعه تهران‏ (23/2/1379 )
8- در خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران‏ (25/9/1379 )
9- در خطبه ‏هاى نماز عيد فطر (15/9/1381 )
10- ديدار معلّمان و كارگران‏ (10/2/1382 )
11- ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت (6/6/1385 )
12- ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان (18/8/1385 )
13- ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ (30/11/1385 )
14- خطبه ‏هاى نماز عيد سعيد فطر (21/7/1386 )
15- ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني (15/2/1387 )
16- ديدار رئيس‏ جمهوري و اعضاى هيئت دولت (2/6/1387 )

منبع : http://www.rcirib.ir
 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net