یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 7:41 AM
الزامات الگوی صحیح مصرف
 
با عنایت به پیام رهبر فرزانه انقلاب در سال جدید و اهمیت اصلاح در الگوی مصرف، در بحث چگونگی انجام این امر مهم مسائل مختلفی قابل طرح و بررسی است.
دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی نیازمند الزامات صحیح استفاده بهینه از منابع طبیعی و افزایش رشد و توسه پایداری نیز در گرو شناسایی و گزینش بهترین فرصت‌های و امکانات به منظور تجهیز منابع مالی جامعه است. از دیگر سو اصلاح در ابعاد مختلف به ویژه بعد اقتصادی به معنای بهتر شدن، حرکت کردن و پندآموزی، شناسایی آسیب‌ها و رفع چالش‌ها در مسیر تکامل است.
کشورهایی که با بی‌پروایی ضمن هدر دادن سرمایه ملی، از منافع طبیعی خویش برای بهبود و توسعه استفاده نمی‌کنند، همچنین کشورهایی که به تز اصلاح و بهبود امور اعتقاد ندارند و از نقد و انتقادپذیری گریزانند نمی‌تواند خود را با جهان خارج وفق بدهند. از این رو، با عنایت به نامگذاری امسال تحت عنوان اصلاح الگوی مصرف موارد ذیل قابل تامل است.
1. به نظر می‌رسد در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف و صرفه‌جویی واقعی، فاقد ارائه راهکارهای عملی هستیم، این امر از عوامل اصلی به هدر رفتن انرژی و صرف هزینه‌های هنگفت است. از این رو برای اینکه از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب حرکت کنیم باید ضمن تدوین برنامه علمی مدون، از کارشناسان اقتصادی و صاحب‌نظران دانشگاهی در تدوین استراتژی هدفمند استفاده کنیم.
2. در مورد مدیریت اصلاح الگوی مصرف و پیشرفت همه جانبه، به جای مدیریت ساختار محور باید به محوریت پروسه محور روی آوریم. چرا که کشورهای توسعه یافته از طریق مدیریت قطره‌ای و یا پروسه‌ای توانسته‌اند ضمن فرهنگ سازی در جامعه به اصلاحات لازم برسند. البته این امر به حوصله، کار تدریجی و به فضای غیرسیاسی و آموزشی و تربیتی نیازمند است.
3. برای کاربردی نمودن پیام رهبر فرزانه انقلاب و دوری از هرگونه هیجان و التهاب کاذب در اجرا لازم است به جای فرهنگ نقلی به فرهنگ علمی و خودباوری روی آوریم، یعنی برای بهینه نمودن مصرف انرژی و پرهیز از هدر دادن منافع ملی آموزش‌های لازم را به آحاد جامعه بدهیم و این امر را فراموش نکنیم اصلاح در این بخش با سخنرانی و بخشنامه‌ قابل حل و فصل نیست. از این رو مروجان و مجریان این امر مهم باید برنامه تربیتی و آموزشی دقیقی را تدوین و اجرا کنند.
4. نکته دیگر در اجرایی نمودن اصلاح الگوی مصرف، تجربه‌اندوزی از کشورهای پیشرفته دنیا است، یعنی ما ببینیم دنیا چه کاری انجام داده که به اصلاحات موردنظر دست یافته است. ما باید یاد بگیریم بدون تعامل معقول با جهان خارج و بهره‌مندی از تجربیات آنان نمی‌توانیم تحول مثبت در داخل کشور به وجود آوریم، کشورهای جنوب شرق آسیا نظیر، کره، مالزی و تا حدودی چین نمونه‌های مناسبی برای تجربه‌اندوزی هستند، کشورهایی که مسیر مناسبی برای اصلاح الگوی مصرف پیش گرفته‌اند، در واقع رمز موفقیت آنها این بوده است که طراحی استراتژی الگوی مصرف بهینه در درون نخبگان این کشورها نهادینه شده است.
5. از آنجا که فرهنگ و آموزه‌ها دینی، تاکید فراوانی بر صرفه‌جویی و بهینه هزینه نمودن نعمت‌های الهی داشته، می‌توان گفت که برای دستیابی به این امر مهم و ایجاد وفاق ملی در میان نخبگان سیاسی باید به روش و منش فرهنگ اسلامی و ایرانی خود رجوع کنیم،‌ به یاد داشته باشیم برای تداوم رشد و تبدیل به کشور توسعه یافته بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله کشور، نیازمند رفرم واقعی در امور مختلف به ویژه امور اقتصادی و اجتماعی هستیم.
دکتر محمدمهدی مظاهری
سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 7:41 AM
الگوی غربی نا مناسب برای زندگی اسلامی
 
رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی با تأکید بر اینکه اصلاح الگوی مصرف از طریق شکل‌گیری یک حرکت فرهنگی قوی و اصلاح دورنی امکانپذیر است، بهره‌وری دستگاههای فرهنگی را پایین اعلام و یادآور شد: الگوی پیشرفت غربی تناسبی با زندگی ایرانی اسلامی ندارد.
حجت الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: معتقدم کار فرهنگی در عرصه اصلاح الگوی مصرف، مستلزم مواجهه ریشه ای تر با موضوع است و الا امکان دارد دچار حرکتهای مقطعی و ناموفق در این عرصه شویم.
الگوی مصرف؛ مولود جهان بینی
وی افزود: الگوی مصرف در میان ملت ها به شدت از جهان بینی آنها متاثر است. به عبارت دیگر، نوع نگاه به انسان، زندگی فردی و اجتماعی و به ویژه طبیعت، خواسته یا ناخواسته، نحوه مصرف مردم را تعیین می کند. در واقع، فکر و اندیشه از بطن جهان بینی متولد می شود؛ هسته مرکزی و سخت همه فرهنگ ها اندیشه و فکر آنها است؛ اقتصاد بر فرهنگ رایج تکیه دارد و در نتیجه الگوی مصرف در جوامع گوناگون بیش از هر چیز به فکر و فرهنگ آن جوامع وابسته است.
گسترش مصرف زدگی محصول فکر و اندیشه غربی است
حجت الاسلام غلامی اظهار داشت: غرب از زمان ظهور انسان باوری رنسانسی که نقطه کانونی جهان بینی سکولار محسوب می شود، با اعتماد به نفسی جدیدی که در مورد توانایی خود بر استیلای بر جهان کسب کرده بود، زمینه انتقال اندیشه کمال و پیشرفت انسان از طریق صعود به سمت خداوند یعنی سنت را به بُعد دنیوی و زودگذر یعنی تجدد مهیا کرد که این تغییر اساسی را باید شروع جریان خطرناک مصرف زدگی در دنیای جدید تلقی کرد.
وی یادآور شد: باید توجه داشت که جهان بینی الحادی، جهان مادی را واقعیتی می داند که از مراتب عالی تر وجود مستقل است و لذا بشر می تواند بر آن سیطره مطلق و بی چون و چرا پیدا کرده و آن را در جهت پیشرفت خود به خدمت درآورد.
رئیس مرکز پژوهش های فرهنگی و اجتماعی با بیان اینکه تجدد از قرن هجدهم و هم زمان با انقلاب صنعتی به سرعت از اروپا خارج و به اقصی نقاط جهان ترویج شد گفت: تجدد به دلیل جذابیت های دنیوی خود، به عُمق زندگی روزمره و به تبع آن شخصیت و رفتار انسان ها نفود کرده و تغییراتی ریشه ای در سبک زندگی انسان ها بوجود آورد. در حقیقت، خود شیفتگی که علم و تکنولوژی جدید از قرن هفدهم به بعد در به اوج رساندن آن سهمی به سزا داشت، انسان را به سرعت به عنصری لذت جو و طالب امتیازات مادی چشمگیر و بی چون و چرا تبدیل کرد که به دست آوردن آن جز از طریق مصرف بی رحمانه ذخائز طبیعت که جهان بینی جدید بر خلاف جهان بینی الهی دیگر به او به چشم دوست نمی نگریست، ممکن نبود.
وی همچنین بحران جهانی زیست محیطی را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: به نظر می رسد مهمترین پیام بحران محیط زیست این است که در تصور انسان از خود و ارتباطش با طبیعت، که زمینه آن از قرن هفدهم به این طرف در غرب فراهم شد، و همچنین در به فراموشی سپردن دین که انسان و جهان را در یک وفاق و هماهنگی عظیم می دید، خطایی بزرگ در کار است.
مصرف بالا و مستمر خواست نظام سرمایه داری است
غلامی در ادامه گفت: نظام سرمایه داری که نسبت تنگاتنگی با رشد علم و تکنولوژی و به تبع آن شکوفایی صنعت در غرب دارد، با اتکا به لیبرالیسم که به عنوان دین جدید انسان غربی، از جهت فکری، فرهنگی و سیاسی زمینه تداوم نظام سرمایه داری را فراهم می کند، توانست با خارج کردن رقبای سرسخت خود به ویژه کمونیسم، خود را به نظامی جهانی برای پیشرفت تبدیل نماید.
وی اضافه کرد: این نظام سرمایه داری که از جدا شدن اخلاق از اقتصاد لیبرالیستی به شدت منتفع است، با تعریف تازه از قدرت که بر محور انباشت ثروت و ثروت اندوزی صورت گرفت، بالا بردن تولید به بیشترین حد را مبنای پیشرفت معرفی کرده است که این جز با تشویق افزایش بی رویه مصرف ممکن نیست. مصرف بالا علاوه بر آنکه می تواند به ارتقای تولید منجر شود، به انحصار ثروت در دست طبقه ای خاص از جامعه یا همان متولیان خودخوانده دنیا نیز کمک می کند. ضمن اینکه باید توجه داشت سیاست برای سرمایه داران به منزله امتداد مدیریت منابع خصوصی است و دولت لیبرالی به نحوی تناقض آمیز، به مدد آزادی به دفاع از موقعیت های مادی به دست آمده می پردازد.
وی گفت: نظام سرمایه داری که حیات خود را در تولید بالاتر و تکثیر ثروت می داند، تا کنون با در اختیار داشتن بنگاه های تبلیغی و رسانه های صوتی و تصویری دنیا و لگدمال کردن معیارهای اخلاقی، از هر روشی برای تشویق مردم به مصرف بیشتر استفاده کرده است . در حال حاضر، دستگاه های تبلیغی نظام جهانی سرمایه داری افزایش مصرف را به مثابه لذت بیشتر و در نتیجه خوشبختی معرفی می کنند چنانکه بسیاری از مردم جهان به این موضوع باور پیدا کرده و مصرف بیشتر را علامت خوشبختی و همچنین هویت‌مند شدن و تشخص یافتن در دنیای متجدد تلقی می کنند.
منبع: مهر
 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 11 بهمن 1388  ساعت 7:39 AM

آويني و الگوي صحیح مصرف
 
سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".
البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين يادداشت برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.
قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:
«آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.
نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.
مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.
چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.
در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»

منبع: برنا
 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net