یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:13 AM
مباني اصلاح الگوي مصرف

مباني اصلاح الگوي مصرف را مي‌توان در دو مبنا خلاصه كرد:

1. مباني عقلي: رفاه و توسعة اقتصادي پايدار جامعه، راهي جز اصلاح الگوي مصرف ندارد؛ زيرا اگر الگوي مصرف، اصلاح نشود، مصرف بي‌رويه، موجب تباهي منابع سرمايه‌گذاري و مانع مشاركت همگان در هزينه‌هاي عمومي و بهبود توزيع درآمد مي‌شود و بدون منابع سرمايه‌گذاري و مشاركت همگاني، توسعة پايدار امكان‌پذير نيست. از اين رو، در روايتي از امام صادق(ع) ميانه‌روي ـ كه از لوازم اصلاح الگوي مصرف است ـ از سپاهيان عقل، و مصرف بي‌رويه و اسراف از سپاهيان جهل شمرده شده است.

همچنين در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «العقل انك تقتصد فلا تسرف: خردمندي اين است كه ميانه‌روي كني و اسراف نكني.»بنابر اين اگر هيچ دليل شرعي‌اي براي اثبات ضرورت اصلاح الگوي مصرف نداشته باشيم، مقتضاي عقل و تدبير براي رسيدن به توسعه و رفاه پايدار، وجوب اصلاح الگوي مصرف و اجتناب از مصرف بي‌رويه است.

2. مــباني دينــي: از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوي مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــاي محكـــم اعتقـــادي و اخلاقي دارد:

يك. اعتقاد به مالكيت خداوند متعال: باور داشتن به اين اعتقاد كه مالكيت انسان، اساساً اعتباري و در طول مالكيت حقيقي آفريدگار هستي است. اين باور بدين معناست كه انسان اجازه ندارد اموال در اختيارش را هرگونه كه مي‌خواهد، مصرف كند، چنان كه در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفريدگان خويش امانت نهاده است و فرمانشان داده كه از آن، با ميانه‌روي بخورند و با ميانه‌روي بنوشند و با ميانه‌روي بپوشند و با ميانة روي ازدواج كنند و با ميانه‌روي، وسيلة سواري بخرند و سوار شوند و بيش از آن را به مؤمنان نيازمند ببخشند. هركه از اين حد [اعتدال و ميانه‌روي] فراتر رود، آنچه از آن مال مي‌خورد، حرام است و آنچه مي‌نوشد، حرام و آنچه مي‌پوشد، حرام و آنچه به وسيلة آن مال، ازدواج مي‌كند، حرام و آنچه سوار مي‌شود، حرام است.» اين سخن بدين معناست كه اسراف و مصرف بي‌رويه مال، با اعتقاد به مالكيت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوي مصرف از لوازم توحيد عملي است.



دو. اعتقاد به برادري ديني

از چشم‌انداز قرآن، همه اهل ايمان برادر يكديگرند. پيوند برادري اهل ايمان از نگاه روايات اسلامي،‌آن‌قدر قوي است كه آحاد جامعه همانند اعضاي پيكر يك انسان‌اند: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد،‌ان اشتكي شيئاً منه و جد الم ذلك في سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند يك پيكرند كه اگر عضوي از آن به درد آيد، ساير اعضايش نيز آن درد را در خود احساس مي‌كنند. روح آن دو مؤمن، از يك روح است. پيوند روح مؤمن به روح خداوند، بيشتر از پيوند پرتو خورشيد به خورشيد است.»اين باور ايجاب مي‌نمايد كه در جامعه اسلامي، توسعه و رفاه به صورت متعادل در ميان يكايك مردم تقسيم گردد.



سه. تلازم تكامل معنوي و كنترل لذت‌هاي مادي

در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوي، و الحمية عن لذات الدنيا: دواي نفس، باز ايستادن از هوس و منع نمودن از لذت‌هاي دنياست.» در مقابل، لذت گرايي و زياده‌روي در مصرف قرار دارد كه موجب انحطاط معنوي و مانع كمالات نفساني است. براين اساس، كنترل خواسته‌هاي مادي، به منظور تكامل معنوي، لازم و ضروري است.



ب ـ الگوي تخصيص درآمد

در اينجا به تبيين الگوي تخصيص درآمد، و توضيح مواردي كه درآمد بايد در آنها مصرف شود، مي‌پردازيم كه عبارتند از:

1. نيازهاي شخصي: آيات و روايات فراواني تأكيد دارند كه انسان بايد از لذت‌هاي حلال مادي استفاده كند و در شماري از روايات، با اين تعبير كه «خداوند متعال دوست دارد بهره‌گيري از نعمتي را كه به بنده‌اش داده،‌ببيند»، مردم را به استفاده از اين لذت‌ها، به اندازة نياز، تشويق مي‌نمايند و نيز كساني را كه خود را از لذت‌هاي مشروع زندگي محروم كرده‌اند، به شدت نكوهش مي‌نمايند. البته تخصيص درآمد به نيازهاي شخصي بايدها و نبايدهايي دارد كه به آن اشاره خواهد شد.

2. گشاده دستي براي خانواده: دومين مورد تخصيص درآمد ـ كه در روايات اسلامي به آن توصيه شده ـ گشاده‌دستي در تأمين نيازهاي خانواده است. اين موضوع آن‌قدر اهميت دارد كه در روايتي از امام زين‌العابدين(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علي عياله: خشنودترين شما نزد خداوند كسي است كه خانوادة خود را بيشتر در رفاه قرار بدهد. در روايتي ديگر نيز امام رضا(ع) مي‌فرمايد: «صاحب النعمه يجب عليه التوسعة علي عياله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانواده‌اش گشاده‌دستي كند.»

3. پس‌انداز: آينده‌نگري ايجاب مي‌كند كه انسان، همة درآمد خود را يكجا مصرف نكند، بلكه آينده خود را نيز در نظر بگيرد و براي تأمين آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشي از درآمدش را پس‌انداز كند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه مي‌فرمايد: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمي هرگاه وسايل زندگي‌اش به قدر نياز فراهم باشد، روانش آسايش مي‌يابد.»همچنين در موردي ديگر،‌آن حضرت در پاسخ گروهي از صوفيان ـ كه زهد اسلامي را تحريف كرده بودند ـ به پس‌انداز سلمان، براي زندگي ساليانة خود، به عنوان يك زاهد نمونه‌اي كه الگوي مصرف اسلامي را رعايت مي‌كرد، اشاره مي‌فرمايد.

بديهي است كه آينده‌نگري و پس‌انداز در سطح كلان براي تأمين نيازهاي جامعه، از اهميت دوچنداني برخوردار است و با آينده‌نگري فردي قابل مقايسه نيست. نمونه قرآني آن نيز،‌آينده‌نگري حضرت يوسف(ع) در ذخيرة گندم براي تأمين نيازهاي آينده مردم است.

4. سرمايه‌گذاري در توليد و تجارت: نكته بسيار مهم و قابل توجه اين است كه توصيه روايات در تخصيص بخشي از درآمد به پس‌انداز، اين نيست كه پول به صورت نقدي پس‌انداز شود، بلكه با تأكيد به اصلاح و ساماندهي مال و بهره‌وري از آن، مردم به سرمايه‌گذاري در زمينه‌هاي مختلف توليدي و تجاري تشويق شده‌اند تا آنجا كه ساماندهي ثروت بخشي از ايمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الايمان: نگاهداري نيكو از مال نشانه ايمان است.»

5. مشاركت اجتماعي: يكي از موارد تخصيص درآمد ـ كه قرآن و احاديث اسلامي بر آن تأكيد دارند ـ هزينه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام اين افراد از نظر اسلام، آن‌قدر اهميت دارد كه در قرآن، در رديف ايمان آورندگان به غيب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون: [پرهيزگاران اينان‌اند:] كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا مي‌كنند و از آنچه روزي‌شان كرده‌ايم، انفاق مي‌كنند.» (بقره/3)

در روايات اسلامي، مكرر تأكيد شده كه اين بخش از هزينه‌ها، در واقع، موجب باقي ماندن مال و ذخيره‌سازي آن براي جهان پس از مرگ انسان است.در روايتي آمده كه گوسفندي را در خانة پيامبر(ص) ذبح كردند و گوشت آن را به ديگران دادند. پيامبر(ص) از عايشه پرسيد: «چيزي از آن مانده است؟» وي پاسخ داد: «چيزي جز كتف (سردست) آن باقي نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقي مانده است!»اين روايت به اين نكته اشاره دارد كه آنچه براي خداوند، به ديگران داده شده، براي جهان پس از مرگ باقي مي‌ماند و آنچه در راه مصارف شخصي هزينه شده، فاني مي‌گردد.

خداوند متعال وعده داده است كه پاداش آنچه را انسان براي خداوند هزينه كرده، به مراتب، بيش از آنچه هزينه كرده، در زندگي ابدي به او بازمي‌گرداند: «مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله وسع عليم: مَثَل [صدقاتِ] كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق مي‌كنند، همانند دانه‌اي است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‌اي، صد دانه باشد. و خداوند براي هر كس كه بخواهد، [آن را] چند برابر مي‌كند و خداوند گشايشگرِ داناست.» (بقره/261)

اما از آنجا كه خداوند متعال بي‌نياز مطلق است، هزينه كردن در راه خدا در واقع، به معناي هزينه كردن در جهت منافع ديگران و مشاركت در خدمات اجتماعي براي جلب رضاي حق‌تعالي است؛ بنابراين شخص مسلمان، در صورت امكان، بايد درآمد خود را به سه بخش تقسيم كند: بخشي را صرف نيازهاي شخصي و رفاه خانوادة خود كند، بخشي را به پس‌‌انداز اختصاص دهد؛ آن هم پس‌اندازها در جهت سرمايه‌گذاري توليدي و تجاري، و بخشي را صرف كمك به نيازمندان و خدمات اجتماعي نمايد. البته همة اين موارد، ضوابط و بايدها و نبايدهايي دارند كه به آنها اشاره خواهد شد.



ج ـ بايدهاي الگوي مصرف، از امكانات شخصي:

اصلي‌ترين اقداماتي كه انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوي مصرف ـ البته از درآمدها و امكانات شخصي ـ لازم و ضروري است، عبارتند از:

1. برنامه‌ريزي: نخستين رهنمود اسلام براي اصلاح الگوي مصرف، برنامه‌ريزي براي هزينه كردن و ايجاد تعادل ميان دخل و خرج زندگي است. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق مما ءاتله الله: بر توانگر است كه از دارايي خود هزينه كند،‌و هر كه روزي‌اش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،‌خرج كند.» (طلاق/7)اين سخن بدين معناست كه هر كس بايد فراخور درآمد خود، براي هزينه‌هاي زندگي خويش برنامه‌ريزي كند؛ زيرا درآمد همة مردم يكسان نيست. از اين رو، هركس براي رسيدن به توازن و تعادل ميان دخل و خرج زندگي، بايد برنامة خاص خود را داشته باشد. رعايت اين توازن، حتي در شرايط مختلف اقتصادي زندگي يك فرد، نيز ضروري است.

اين اقدام يكي از مصاديق بارز تدبير در امور معيشتي است كه بيش از ثروت، در رفاه و آسايش انسان مؤثر است و در كنار دين‌شناسي و مقاومت در سختي‌ها، به دست آوردن آن براي اهل ايمان ضروري است و عدم‌برخورداري از اين ويژگي، گاه موجب مي‌گردد كه برخي از بينوايان از ثروتمندان اسراف‌كارتر شمرده شوند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقير أسرف من غني:بسا فقيري كه از توانگر اسراف‌كارتر باشد.» گفتم: چگونه چنين چيزي ممكن است؟ فرمود: «إن الغني ينفق مما اوتي، والفقير ينفق من غير ما اوتي: توانگر از آنچه به وي عطا شده، خرج مي‌كند؛ ولي فقير بدون آنكه به وي انفاق شود، خرج مي‌كند.»

2. ميانه‌روي: دومين رهنمود براي اصلاح الگوي مصرف، ميانه‌روي (اعتدال) در مصرف است. ممكن است درآمدِ شخصي به گونه‌اي باشد كه هر قدر كه مايل است، بتواند هزينه كند؛ اما اسلام اجازه نمي‌دهد بيش از نياز مصرف نمايد، البته بايد توجه داشت كه نياز مراتبي دارد. دانشمندان نيازهاي انسان را به سه مرتبه تقسيم كرده‌اند: ضرورت، كفايت و رفاه.



مراتب نياز

يك. ضرورت (نياز به امكانات ضروري): مرتبة نخستِ نياز، نياز انسان به امكانات اولية ضروري است؛ يعني چيزهايي كه ادامة زندگي بدون آنها امكان‌پذير نيست يا با مشكل جدي روبه‌روست.

دو. كفايت (نياز به امكانات مُكفي): مرتبة دوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه براي ادارة يك زندگي متوسط، اعم از نيازهاي اقتصادي، علمي و فرهنگي، كافي است.

سه. رفاه (نياز به رفاه نسبي): مرتبة سوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه افزون بر برخورداري از يك زندگي متوسط، رفاه و آسايش او را نيز در حد معقول و منطقي تأمين نمايد.

گفتني است كه هرچند در روايات اسلامي تأمين نيازهاي زندگي در حدّ كفاف و برخورداري از يك زندگي متوسط مورد تأكيد قرار دارد، اما برخورداري از رفاه نسبي نيز با ميانه‌روي در مصرف منافاتي ندارد، لذا در روايتي از اسحاق‌بن عمار نقل شده كه: به امام صادق(ع) گفتم:«آيا مؤمن مي‌توانده ده پيراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آري». گفتم: بيست پيراهن چه؟ فرمود: «آري [اشكالي ندارد]» گفتم: «سي تا چه؟» فرمود: «آري. اين اسراف نيست؛ اسراف آن است كه لباس بيروني‌ات (ميهماني‌ات) را لباس كار و دم‌دستي قرار دهي.» بنابراين در اسلام، مصرف بيش از حدّ رفاه نسبي اسراف و غيرمجاز شمرده شده است.



3. رعايت اولويت‌ها

يكي از نكات بسيار مهم در اصلاح الگوي مصرف، درنظر گرفتن اولويت‌هاست. بي‌توجهي به اين امر، هدر دادن سرمايه و گونه‌اي اسراف‌كاري است كه مشكلات گوناگوني را در پي خواهد داشت. در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «من اشتغل بغير المهم ضيع الأهم: هر كس به چيزي كه مهم نيست بپردازد، آنچه را كه اهميت بيشتري دارد، از دست مي‌دهد.»2بنابراين در تأمين نيازهايي كه از درآمدهاي شخصي صورت مي‌گيرد، توجه به دو نكته ضروري است:

يكم. درنظر گرفتن اولويت در شخص مصرف كننده؛ چنان‌كه در روايتي از پيامبر(ص) آمده است: «اذا كان احدكم فقيراً فليبدا بنفسه، فان كان فضلا فعلي عياله، فان كان فضلاً فعلي قرابته أو علي ذي رحمه، فان كان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر يك از شما كه فقير است، نخست به خود بپردازد. اگر مالي افزون آمد، به خانواده‌اش بدهد، اگر بيشينه‌اي ماند، به خويشاوندان يا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند،‌ اين سو و آن سو هزينه كند.» همان‌طور كه در اين روايت آمده، انسان به طور طبيعي، بايد در درجه اول نيازهاي خود را تأمين كند، سپس نزديكان و پس از آن، ديگران. اما گاه ضرورت ايجاب مي‌كند كه نياز ديگران را مقدم دارد كه اين، از نظر اخلاقي، در اسلام پسنديده است و ايثار ناميده مي‌شود.

دوم. درنظر گفتن اولويت در نياز مصرف‌كننده. بايد تأمين نيازهاي ضروري‌تر بر نيازهايي كه تأمين ‌آنها ضرورت كمتري دارد، مقدم شود.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:12 AM
جستاري در الگوي ‌بهينه‌ مصرف در كلام اولياي‌ الهي و بزرگان ديني قبل از اسلام تا‌‌كنون

خبرگزاري فارس:اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

مقدمه:
انسان در هر عصري براي بهره برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه هايي جهت مصرف بهينه آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره اي جز طراحي راه هايي براي استفاده مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي توان به آموزه هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره برداري مناسب تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.
اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

در اين مقاله كه قسمت اول آن قبلاً تقديم حضورتان شد، سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خواننده‌ گرامي، به اين نتيجه اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.

1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام.

2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام.
3ـ لزوم رعايت الگوي استفاده بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر:

در عصر حاضر از مهم‌ترين مسائل جامعه اسلامي و از پايه‌هاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامه درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامه‌ريزي مدوّن و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايه‌هاي فرهنگي، مذهبي و ملّي يعني حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينه‌هاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصرف‌گرايي در ميان مردم، حذف يارانه‌ها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملّي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ ساده‌زيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مُدگرايي و تجمل‌پرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرف‌انديش جامعه است.



3ـ1) ساده‌زيستي و نگرش اقتصادي اُسوه‌هاي دين در عصر حاضر:

ـ حضرت امام خميني(ره): امام خميني از برجسته‌ترين چهره‌هاي زاهد و وارستة زمان بود. آن چنان در جاذبه معنويات قرار گرفته و به ملكوت عالم نزديك شده و حقيقت باطن دنيا را يافته بود كه ذرّه‌اي به تعلّقات و ماديات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلّق مي‌گرفت، آزاد بود. امام نه تنها خود زندگي ساده و بي‌آلايشي داشت بلكه به علما و مديران كشور نيز هميشه سفارش مي‌كرد كه خود را گرفتار تجملات و تشريفات ننمايند.

امام راحل مي فرمايند: "من اكثر موفقيت‌هاي روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامي، در ارزش علمي و زهد آنان مي‌دانم و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشي سپرده شود، كه بايد بيش تر از گذشته به آن پرداخت، هيچ چيزي به زشتي دنياگرايي روحانيت نيست و هيچ وسيله‌اي هم نمي‌تواند بدتر از دنياگرايي، روحانيت را آلوده كند ".

ـ هم‌ساني با مردم ضعيف

اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند: "خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند ".

دختر امام راحل در خصوص هم‌ساني ايشان با مردم ضعيف مي‌گويند: "ايشان همانند همه افراد كشور، كالابرگ داشتند و همان‌طور كه خيلي خانه‌ها كالابرگ كم مي‌آورند، در خانه امام هم زياد شنيده مي‌شد كه مي‌گويند: روغن ما تمام شده، مرغ نداريم و كالابرگ هم نداريم ".

امام راحل در زماني كه مي‌توانست در يك كاخ زندگي كند، خانه محقّر جماران را برگزيد، خانه‌اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت. ايشان از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفته اطرافيانشان غذاي مورد علاقه ايشان نان، پنير و مغز گردو بود. صرفه‌جويي، زهد و سادگي امام، يادآور زهد علوي بود. به دور از تجمل و ساده مي‌زيست، ‌ساده مي‌پوشيد و ساده مي‌خورد. امام به شدّت صرفه‌جو و اسراف‌گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي‌شد و حتّي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيت‌ها و افراد، متوجه روشني بي‌مورد چراغ دست‌شويي مي‌شدند، بلند شده و بدون آن‌كه به ديگران امر كنند، خودشان آن ‌را خاموش مي‌كردند.

ـ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي): از مرحوم حاج سيداحمد خميني(ره) نقل شده است: "بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظّم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده معظّم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم! "

در همين ارتباط، آيت الله سيدمحمود هاشمي‌ شاهرودي مي‌گويد: "تجملاتي نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظّم‌لَه مرا به كتاب خانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظّم رهبري در كتاب خانه ساده خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي كنند ".

حجت‌‌الاسلام محمدي ‌گلپايگاني در خصوص ساده‌زيستي مقام معظّم رهبري مي‌گويد: "با اينكه مقام معظّم رهبري مي‌توانند از همه امكانات مادّي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان، از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است ".

زندگي مقام معظّم رهبري، آيت‌الله خامنه‌اي، بسيار ساده و در پايين‌ترين سطح و با كم‌ترين امكانات است. معظم‌لَه مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي‌اكبر حسيني مي‌گويد: "ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري كنيم، تامردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند "، آقا فرمودند: "اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد، مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند ".

معظّم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي برند، دائماً به مسئولان سفارش مي‌كنند: "مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد. "

آيت الله خامنه‌اي معتقدند كه مردم را بايد عملاً به ساده‌زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصّي كه برنامه خواندن صيغه عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يك ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: "خرج هاي گزاف نداشته باشيد، تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد ".

خود آقا هم در زندگي خصوصيشان، دقيقاً همين‌طور عمل مي‌كنند. معظّم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌كنند و نه از وجوهاتي كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان مي آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي كنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است كه علاقه مندان و ارادت مندان معظّم‌لَه تقديم مي‌كنند. فرزندان آقا هم همين‌طور زندگي مي‌كنند و همين سادگي و ساده‌زيستي را دارند.


3ـ2) ساده‌زيستي كارگزاران نظام اسلامي

يكي از ويژگي‌هاي مهم كارگزاران نظام اسلامي، ساده‏زيستي است. ساده‏زيستي و دوري از تجمل‏گرايي يكي از ارزش‌هاي پذيرفته مكتب انبياء است. از اين‏رو رهبران الهي، ساده زندگي مي‏كردند و ديگران را نيز به اين مهم دعوت مي‏كردند.

بي‏ترديد براي كارگزاران نظام، رعايت ‏ساده‏زيستي از دو جهت اهميت دارد: اول آن‌كه آنان پاسداران ارزش‌هاي اسلامي هستند، از اين‏رو بايد الگو باشند. دوم، ساده‏زيستي آنان موجب مي‏شود كه كارگزاران با فقر و درد محرومان و فقيران جامعه بيش‌تر آشنا شده و سياست‏هايي را در رفع مشكلات آن‌ها و فقرزدايي اتخاذ نمايند. كارگزاراني كه طعم تلخ فقر را نچشيده‏اند، نمي‏توانند درد فقيران و محرومان را درك كنند. از اين‏رو است كه حضرت علي(ع) فلسفه زهد و ساده‏زيستي حاكمان اسلامي را در همدردي با فقيران و محرومان بيان مي‏كنند: "خداوند بر حاكمان عادل واجب كرده است كه زندگاني خويش را در سطح مردم فقير قرار دهند تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند ".

امام راحل با پيروي از امام علي(ع) فرمود: "رئيس‏جمهور و وكلاي مجلس از طبقه‏اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه‏داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي‏توانند بفهمند. "[i]

با توجه به اهميت ‏ساده‏زيستي است كه حضرت علي(ع)، عثمان ‌بن ‏حنيف ـ استاندار بصره ـ را به خاطر شركت در مجلسي كه فقيران حضور ندارند و از غذاهاي رنگارنگ استفاده شده، سرزنش كرده چنين مي‏فرمايد: "...امام و رهبر شما از دنيا به جامه و از غذا به دو قرص نان اكتفا كرده است. اگر بخواهم مي‏توانم غذاي خويش را از عسل مصفي و مغز گندم و لباس خويش را از ابريشم قرار دهم... چگونه ممكن است هواي نفس بر من غلبه كند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراك ها بكشاند در صورتي كه شايد در حجاز يا يمامه افرادي باشند كه اميد همين يك قرص نان را هم ندارند و ديرزماني است كه شكمشان سير نشده است؛ آيا سزاوار است‏ شب را با سيري صبح كنم در صورتي كه در اطرافم شكم هاي گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد؟ "[ii]

بي‏ترديد يكي از وظايف مهم رئيس دولت، نظارت بر اعمال كارگزاران است. چنان چه از نامه حضرت علي(ع) به عثمان ‏بن‏ حنيف استفاده مي‏شود، آن حضرت(ع) بر اعمال و رفتار عثمان كاملاً نظارت داشته است. در شأن نظام اسلامي نيست كه خداي نكرده برخي از كارگزاران طوري زندگي و رفتار كنند كه محبوبيت‏ خويش را از دست داده و موجب فراهم شدن ثروت هاي بادآورده شود. بي‏ترديد يكي از علل محبوبيت‏ شهيدان رجايي و باهنر در جامعه ما همانا ساده‏زيستي آن‌ها بوده است؛ كه ساده‏زيستي آن‌ها امروزه به عنوان يك فرهنگ در جامعه اسلامي ايران مطرح است.[iii]


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:10 AM
مصرف‌گرايي در عصر حاضر

هنگامي كه زيربناي مناسب توليد و در‌آمدي وجود نداشته باشد و در عين حال بر مصرف تأكيد شود، آسيب‌هاي متعددي در جامعه بروز مي‌كند. در شرايط رونق اقتصادي و بالا ‌رفتن قدرت خريد مردم، مصرف‌گرايي رواج مي‌يابد ولي عوامل فرهنگي در تعيين حدود آن بسيار مؤثرند. از جمله عوامل مهم در كنترل مصرف، تشويق مردم به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري، ارائه الگوهاي صحيح مصرف و ايجاد زمينه مناسب جهت فعاليت اقتصادي ا‌ست. در جامعه ايران پس از انقلاب به رغم ماهيت و جهت‌گيري معنوي انقلاب، به علل مختلف، ارزش‌هاي مادّي رواج يافت و ارزش‌هاي معنوي را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرايي به صورت اخص آن در بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه، عمدتاً بعد از جنگ رواج پيدا كرد. دولت و صاحبان صنايع ابتدا در كشورهاي صنعتي و بعد در كشورهاي در حال توسعه، انسان را به عنوان يك ماشين مصرف كننده مدّ نظر قرار دادند تا از اين رهگذر به اهداف اقتصادي كه همانا افزايش مداوم سود است، نائل شوند. بنابراين مصرف‌گرايي، ضامن چيزي جز نياز‌هاي كاذبي نيست كه در خدمت صنايع و كشورهاي صنعتي قرار گيرد.

البته انسان نيز خود از لحاظ رواني آمادگي براي راحت‌طلبي، تجمل‌پرستي و حتّي متمايز كردن خويش از افراد ديگر را با در اختيار گرفتن كالاها و خدمات بيش تر دارد تا بدين وسيله از ساير گروه‌هاي جامعه متمايز شود و از اين تمايز براي تثبيت وضعيت اجتماعي خود استفاده كند. از آن جا كه مصرف‌گرايي، برداشت بيش از اندازه هر فرد از منابع نادر و كم ياب خانواده است، لاجرم اين موضوع باعث فشارهاي متعددي بر خانواده خواهد شد.

مصرف‌گرايي، سدّي در مقابل توسعه است، زيرا مانع از سرمايه‌گذاري جهت طرح و اجراي زير‌ساخت‌هاي توسعه مي‌شود. هر اندازه كه در درون جامعه تبليغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومي در حدّ پايين باشد، به همان اندازه نيز امكان پذيرش روحيه راحت‌طلبي و تجمل پرستي بيش تر است. انسان‌هايي كه كم تر اعتماد به نفس داشته و كم تر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفكر مي‌كنند، سهل‌تر پذيراي روحيه مصرف‌گرايي در جامعه هستند.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع، ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت. همان‌طور كه بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شكاف طبقاتي كه منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيه مصرف‌گرايي، رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع كسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيه مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي كلان كه از طريق كسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيه مصرف گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، كم تر باشد، امكان ايجاد اين رانت كم تر بوده و در نتيجه كسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشكل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوكس‌گرايي كاسته خواهد شد.

از طرفي تكنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق كرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستور كار قرار داده است. بخشي از وظائف حاكميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف، آموزش اجتماعي‌ است و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در كتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيه تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقه دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است.

شكل گرفتن طبقات اجتماعي، در جوامع در حال توسعه و فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:

1ـ الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.

2ـ وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عوامل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.

3ـ افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالايي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

4ـ به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.

معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها، باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن، تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت، به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر، مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.
http://rcirib.ir


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 40  
  • 41  
  • 42  
  • 43  
  • 44  
  • 45  
  • 46  
  • 47  
  • 48  
  • 49  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net