یک شنبه 25 بهمن 1388 ساعت 8:13 AM
مباني اصلاح الگوي مصرف
مباني اصلاح الگوي مصرف را ميتوان در دو مبنا خلاصه كرد:
1. مباني عقلي: رفاه و توسعة اقتصادي پايدار جامعه، راهي جز اصلاح الگوي مصرف ندارد؛ زيرا اگر الگوي مصرف، اصلاح نشود، مصرف بيرويه، موجب تباهي منابع سرمايهگذاري و مانع مشاركت همگان در هزينههاي عمومي و بهبود توزيع درآمد ميشود و بدون منابع سرمايهگذاري و مشاركت همگاني، توسعة پايدار امكانپذير نيست. از اين رو، در روايتي از امام صادق(ع) ميانهروي ـ كه از لوازم اصلاح الگوي مصرف است ـ از سپاهيان عقل، و مصرف بيرويه و اسراف از سپاهيان جهل شمرده شده است.
همچنين در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «العقل انك تقتصد فلا تسرف: خردمندي اين است كه ميانهروي كني و اسراف نكني.»بنابر اين اگر هيچ دليل شرعياي براي اثبات ضرورت اصلاح الگوي مصرف نداشته باشيم، مقتضاي عقل و تدبير براي رسيدن به توسعه و رفاه پايدار، وجوب اصلاح الگوي مصرف و اجتناب از مصرف بيرويه است.
2. مــباني دينــي: از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوي مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــاي محكـــم اعتقـــادي و اخلاقي دارد:
يك. اعتقاد به مالكيت خداوند متعال: باور داشتن به اين اعتقاد كه مالكيت انسان، اساساً اعتباري و در طول مالكيت حقيقي آفريدگار هستي است. اين باور بدين معناست كه انسان اجازه ندارد اموال در اختيارش را هرگونه كه ميخواهد، مصرف كند، چنان كه در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفريدگان خويش امانت نهاده است و فرمانشان داده كه از آن، با ميانهروي بخورند و با ميانهروي بنوشند و با ميانهروي بپوشند و با ميانة روي ازدواج كنند و با ميانهروي، وسيلة سواري بخرند و سوار شوند و بيش از آن را به مؤمنان نيازمند ببخشند. هركه از اين حد [اعتدال و ميانهروي] فراتر رود، آنچه از آن مال ميخورد، حرام است و آنچه مينوشد، حرام و آنچه ميپوشد، حرام و آنچه به وسيلة آن مال، ازدواج ميكند، حرام و آنچه سوار ميشود، حرام است.» اين سخن بدين معناست كه اسراف و مصرف بيرويه مال، با اعتقاد به مالكيت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوي مصرف از لوازم توحيد عملي است.
دو. اعتقاد به برادري ديني
از چشمانداز قرآن، همه اهل ايمان برادر يكديگرند. پيوند برادري اهل ايمان از نگاه روايات اسلامي،آنقدر قوي است كه آحاد جامعه همانند اعضاي پيكر يك انساناند: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد،ان اشتكي شيئاً منه و جد الم ذلك في سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند يك پيكرند كه اگر عضوي از آن به درد آيد، ساير اعضايش نيز آن درد را در خود احساس ميكنند. روح آن دو مؤمن، از يك روح است. پيوند روح مؤمن به روح خداوند، بيشتر از پيوند پرتو خورشيد به خورشيد است.»اين باور ايجاب مينمايد كه در جامعه اسلامي، توسعه و رفاه به صورت متعادل در ميان يكايك مردم تقسيم گردد.
سه. تلازم تكامل معنوي و كنترل لذتهاي مادي
در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوي، و الحمية عن لذات الدنيا: دواي نفس، باز ايستادن از هوس و منع نمودن از لذتهاي دنياست.» در مقابل، لذت گرايي و زيادهروي در مصرف قرار دارد كه موجب انحطاط معنوي و مانع كمالات نفساني است. براين اساس، كنترل خواستههاي مادي، به منظور تكامل معنوي، لازم و ضروري است.
ب ـ الگوي تخصيص درآمد
در اينجا به تبيين الگوي تخصيص درآمد، و توضيح مواردي كه درآمد بايد در آنها مصرف شود، ميپردازيم كه عبارتند از:
1. نيازهاي شخصي: آيات و روايات فراواني تأكيد دارند كه انسان بايد از لذتهاي حلال مادي استفاده كند و در شماري از روايات، با اين تعبير كه «خداوند متعال دوست دارد بهرهگيري از نعمتي را كه به بندهاش داده،ببيند»، مردم را به استفاده از اين لذتها، به اندازة نياز، تشويق مينمايند و نيز كساني را كه خود را از لذتهاي مشروع زندگي محروم كردهاند، به شدت نكوهش مينمايند. البته تخصيص درآمد به نيازهاي شخصي بايدها و نبايدهايي دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
2. گشاده دستي براي خانواده: دومين مورد تخصيص درآمد ـ كه در روايات اسلامي به آن توصيه شده ـ گشادهدستي در تأمين نيازهاي خانواده است. اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه در روايتي از امام زينالعابدين(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علي عياله: خشنودترين شما نزد خداوند كسي است كه خانوادة خود را بيشتر در رفاه قرار بدهد. در روايتي ديگر نيز امام رضا(ع) ميفرمايد: «صاحب النعمه يجب عليه التوسعة علي عياله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانوادهاش گشادهدستي كند.»
3. پسانداز: آيندهنگري ايجاب ميكند كه انسان، همة درآمد خود را يكجا مصرف نكند، بلكه آينده خود را نيز در نظر بگيرد و براي تأمين آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشي از درآمدش را پسانداز كند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمي هرگاه وسايل زندگياش به قدر نياز فراهم باشد، روانش آسايش مييابد.»همچنين در موردي ديگر،آن حضرت در پاسخ گروهي از صوفيان ـ كه زهد اسلامي را تحريف كرده بودند ـ به پسانداز سلمان، براي زندگي ساليانة خود، به عنوان يك زاهد نمونهاي كه الگوي مصرف اسلامي را رعايت ميكرد، اشاره ميفرمايد.
بديهي است كه آيندهنگري و پسانداز در سطح كلان براي تأمين نيازهاي جامعه، از اهميت دوچنداني برخوردار است و با آيندهنگري فردي قابل مقايسه نيست. نمونه قرآني آن نيز،آيندهنگري حضرت يوسف(ع) در ذخيرة گندم براي تأمين نيازهاي آينده مردم است.
4. سرمايهگذاري در توليد و تجارت: نكته بسيار مهم و قابل توجه اين است كه توصيه روايات در تخصيص بخشي از درآمد به پسانداز، اين نيست كه پول به صورت نقدي پسانداز شود، بلكه با تأكيد به اصلاح و ساماندهي مال و بهرهوري از آن، مردم به سرمايهگذاري در زمينههاي مختلف توليدي و تجاري تشويق شدهاند تا آنجا كه ساماندهي ثروت بخشي از ايمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الايمان: نگاهداري نيكو از مال نشانه ايمان است.»
5. مشاركت اجتماعي: يكي از موارد تخصيص درآمد ـ كه قرآن و احاديث اسلامي بر آن تأكيد دارند ـ هزينه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام اين افراد از نظر اسلام، آنقدر اهميت دارد كه در قرآن، در رديف ايمان آورندگان به غيب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون: [پرهيزگاران ايناناند:] كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا ميكنند و از آنچه روزيشان كردهايم، انفاق ميكنند.» (بقره/3)
در روايات اسلامي، مكرر تأكيد شده كه اين بخش از هزينهها، در واقع، موجب باقي ماندن مال و ذخيرهسازي آن براي جهان پس از مرگ انسان است.در روايتي آمده كه گوسفندي را در خانة پيامبر(ص) ذبح كردند و گوشت آن را به ديگران دادند. پيامبر(ص) از عايشه پرسيد: «چيزي از آن مانده است؟» وي پاسخ داد: «چيزي جز كتف (سردست) آن باقي نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقي مانده است!»اين روايت به اين نكته اشاره دارد كه آنچه براي خداوند، به ديگران داده شده، براي جهان پس از مرگ باقي ميماند و آنچه در راه مصارف شخصي هزينه شده، فاني ميگردد.
خداوند متعال وعده داده است كه پاداش آنچه را انسان براي خداوند هزينه كرده، به مراتب، بيش از آنچه هزينه كرده، در زندگي ابدي به او بازميگرداند: «مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله وسع عليم: مَثَل [صدقاتِ] كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق ميكنند، همانند دانهاي است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشهاي، صد دانه باشد. و خداوند براي هر كس كه بخواهد، [آن را] چند برابر ميكند و خداوند گشايشگرِ داناست.» (بقره/261)
اما از آنجا كه خداوند متعال بينياز مطلق است، هزينه كردن در راه خدا در واقع، به معناي هزينه كردن در جهت منافع ديگران و مشاركت در خدمات اجتماعي براي جلب رضاي حقتعالي است؛ بنابراين شخص مسلمان، در صورت امكان، بايد درآمد خود را به سه بخش تقسيم كند: بخشي را صرف نيازهاي شخصي و رفاه خانوادة خود كند، بخشي را به پسانداز اختصاص دهد؛ آن هم پساندازها در جهت سرمايهگذاري توليدي و تجاري، و بخشي را صرف كمك به نيازمندان و خدمات اجتماعي نمايد. البته همة اين موارد، ضوابط و بايدها و نبايدهايي دارند كه به آنها اشاره خواهد شد.
ج ـ بايدهاي الگوي مصرف، از امكانات شخصي:
اصليترين اقداماتي كه انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوي مصرف ـ البته از درآمدها و امكانات شخصي ـ لازم و ضروري است، عبارتند از:
1. برنامهريزي: نخستين رهنمود اسلام براي اصلاح الگوي مصرف، برنامهريزي براي هزينه كردن و ايجاد تعادل ميان دخل و خرج زندگي است. قرآن در اين باره ميفرمايد: «لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق مما ءاتله الله: بر توانگر است كه از دارايي خود هزينه كند،و هر كه روزياش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،خرج كند.» (طلاق/7)اين سخن بدين معناست كه هر كس بايد فراخور درآمد خود، براي هزينههاي زندگي خويش برنامهريزي كند؛ زيرا درآمد همة مردم يكسان نيست. از اين رو، هركس براي رسيدن به توازن و تعادل ميان دخل و خرج زندگي، بايد برنامة خاص خود را داشته باشد. رعايت اين توازن، حتي در شرايط مختلف اقتصادي زندگي يك فرد، نيز ضروري است.
اين اقدام يكي از مصاديق بارز تدبير در امور معيشتي است كه بيش از ثروت، در رفاه و آسايش انسان مؤثر است و در كنار دينشناسي و مقاومت در سختيها، به دست آوردن آن براي اهل ايمان ضروري است و عدمبرخورداري از اين ويژگي، گاه موجب ميگردد كه برخي از بينوايان از ثروتمندان اسرافكارتر شمرده شوند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقير أسرف من غني:بسا فقيري كه از توانگر اسرافكارتر باشد.» گفتم: چگونه چنين چيزي ممكن است؟ فرمود: «إن الغني ينفق مما اوتي، والفقير ينفق من غير ما اوتي: توانگر از آنچه به وي عطا شده، خرج ميكند؛ ولي فقير بدون آنكه به وي انفاق شود، خرج ميكند.»
2. ميانهروي: دومين رهنمود براي اصلاح الگوي مصرف، ميانهروي (اعتدال) در مصرف است. ممكن است درآمدِ شخصي به گونهاي باشد كه هر قدر كه مايل است، بتواند هزينه كند؛ اما اسلام اجازه نميدهد بيش از نياز مصرف نمايد، البته بايد توجه داشت كه نياز مراتبي دارد. دانشمندان نيازهاي انسان را به سه مرتبه تقسيم كردهاند: ضرورت، كفايت و رفاه.
مراتب نياز
يك. ضرورت (نياز به امكانات ضروري): مرتبة نخستِ نياز، نياز انسان به امكانات اولية ضروري است؛ يعني چيزهايي كه ادامة زندگي بدون آنها امكانپذير نيست يا با مشكل جدي روبهروست.
دو. كفايت (نياز به امكانات مُكفي): مرتبة دوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه براي ادارة يك زندگي متوسط، اعم از نيازهاي اقتصادي، علمي و فرهنگي، كافي است.
سه. رفاه (نياز به رفاه نسبي): مرتبة سوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه افزون بر برخورداري از يك زندگي متوسط، رفاه و آسايش او را نيز در حد معقول و منطقي تأمين نمايد.
گفتني است كه هرچند در روايات اسلامي تأمين نيازهاي زندگي در حدّ كفاف و برخورداري از يك زندگي متوسط مورد تأكيد قرار دارد، اما برخورداري از رفاه نسبي نيز با ميانهروي در مصرف منافاتي ندارد، لذا در روايتي از اسحاقبن عمار نقل شده كه: به امام صادق(ع) گفتم:«آيا مؤمن ميتوانده ده پيراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آري». گفتم: بيست پيراهن چه؟ فرمود: «آري [اشكالي ندارد]» گفتم: «سي تا چه؟» فرمود: «آري. اين اسراف نيست؛ اسراف آن است كه لباس بيرونيات (ميهمانيات) را لباس كار و دمدستي قرار دهي.» بنابراين در اسلام، مصرف بيش از حدّ رفاه نسبي اسراف و غيرمجاز شمرده شده است.
3. رعايت اولويتها
يكي از نكات بسيار مهم در اصلاح الگوي مصرف، درنظر گرفتن اولويتهاست. بيتوجهي به اين امر، هدر دادن سرمايه و گونهاي اسرافكاري است كه مشكلات گوناگوني را در پي خواهد داشت. در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «من اشتغل بغير المهم ضيع الأهم: هر كس به چيزي كه مهم نيست بپردازد، آنچه را كه اهميت بيشتري دارد، از دست ميدهد.»2بنابراين در تأمين نيازهايي كه از درآمدهاي شخصي صورت ميگيرد، توجه به دو نكته ضروري است:
يكم. درنظر گرفتن اولويت در شخص مصرف كننده؛ چنانكه در روايتي از پيامبر(ص) آمده است: «اذا كان احدكم فقيراً فليبدا بنفسه، فان كان فضلا فعلي عياله، فان كان فضلاً فعلي قرابته أو علي ذي رحمه، فان كان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر يك از شما كه فقير است، نخست به خود بپردازد. اگر مالي افزون آمد، به خانوادهاش بدهد، اگر بيشينهاي ماند، به خويشاوندان يا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند، اين سو و آن سو هزينه كند.» همانطور كه در اين روايت آمده، انسان به طور طبيعي، بايد در درجه اول نيازهاي خود را تأمين كند، سپس نزديكان و پس از آن، ديگران. اما گاه ضرورت ايجاب ميكند كه نياز ديگران را مقدم دارد كه اين، از نظر اخلاقي، در اسلام پسنديده است و ايثار ناميده ميشود.
دوم. درنظر گفتن اولويت در نياز مصرفكننده. بايد تأمين نيازهاي ضروريتر بر نيازهايي كه تأمين آنها ضرورت كمتري دارد، مقدم شود.
مباني اصلاح الگوي مصرف را ميتوان در دو مبنا خلاصه كرد:
1. مباني عقلي: رفاه و توسعة اقتصادي پايدار جامعه، راهي جز اصلاح الگوي مصرف ندارد؛ زيرا اگر الگوي مصرف، اصلاح نشود، مصرف بيرويه، موجب تباهي منابع سرمايهگذاري و مانع مشاركت همگان در هزينههاي عمومي و بهبود توزيع درآمد ميشود و بدون منابع سرمايهگذاري و مشاركت همگاني، توسعة پايدار امكانپذير نيست. از اين رو، در روايتي از امام صادق(ع) ميانهروي ـ كه از لوازم اصلاح الگوي مصرف است ـ از سپاهيان عقل، و مصرف بيرويه و اسراف از سپاهيان جهل شمرده شده است.
همچنين در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «العقل انك تقتصد فلا تسرف: خردمندي اين است كه ميانهروي كني و اسراف نكني.»بنابر اين اگر هيچ دليل شرعياي براي اثبات ضرورت اصلاح الگوي مصرف نداشته باشيم، مقتضاي عقل و تدبير براي رسيدن به توسعه و رفاه پايدار، وجوب اصلاح الگوي مصرف و اجتناب از مصرف بيرويه است.
2. مــباني دينــي: از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوي مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــاي محكـــم اعتقـــادي و اخلاقي دارد:
يك. اعتقاد به مالكيت خداوند متعال: باور داشتن به اين اعتقاد كه مالكيت انسان، اساساً اعتباري و در طول مالكيت حقيقي آفريدگار هستي است. اين باور بدين معناست كه انسان اجازه ندارد اموال در اختيارش را هرگونه كه ميخواهد، مصرف كند، چنان كه در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفريدگان خويش امانت نهاده است و فرمانشان داده كه از آن، با ميانهروي بخورند و با ميانهروي بنوشند و با ميانهروي بپوشند و با ميانة روي ازدواج كنند و با ميانهروي، وسيلة سواري بخرند و سوار شوند و بيش از آن را به مؤمنان نيازمند ببخشند. هركه از اين حد [اعتدال و ميانهروي] فراتر رود، آنچه از آن مال ميخورد، حرام است و آنچه مينوشد، حرام و آنچه ميپوشد، حرام و آنچه به وسيلة آن مال، ازدواج ميكند، حرام و آنچه سوار ميشود، حرام است.» اين سخن بدين معناست كه اسراف و مصرف بيرويه مال، با اعتقاد به مالكيت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوي مصرف از لوازم توحيد عملي است.
دو. اعتقاد به برادري ديني
از چشمانداز قرآن، همه اهل ايمان برادر يكديگرند. پيوند برادري اهل ايمان از نگاه روايات اسلامي،آنقدر قوي است كه آحاد جامعه همانند اعضاي پيكر يك انساناند: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد،ان اشتكي شيئاً منه و جد الم ذلك في سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند يك پيكرند كه اگر عضوي از آن به درد آيد، ساير اعضايش نيز آن درد را در خود احساس ميكنند. روح آن دو مؤمن، از يك روح است. پيوند روح مؤمن به روح خداوند، بيشتر از پيوند پرتو خورشيد به خورشيد است.»اين باور ايجاب مينمايد كه در جامعه اسلامي، توسعه و رفاه به صورت متعادل در ميان يكايك مردم تقسيم گردد.
سه. تلازم تكامل معنوي و كنترل لذتهاي مادي
در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوي، و الحمية عن لذات الدنيا: دواي نفس، باز ايستادن از هوس و منع نمودن از لذتهاي دنياست.» در مقابل، لذت گرايي و زيادهروي در مصرف قرار دارد كه موجب انحطاط معنوي و مانع كمالات نفساني است. براين اساس، كنترل خواستههاي مادي، به منظور تكامل معنوي، لازم و ضروري است.
ب ـ الگوي تخصيص درآمد
در اينجا به تبيين الگوي تخصيص درآمد، و توضيح مواردي كه درآمد بايد در آنها مصرف شود، ميپردازيم كه عبارتند از:
1. نيازهاي شخصي: آيات و روايات فراواني تأكيد دارند كه انسان بايد از لذتهاي حلال مادي استفاده كند و در شماري از روايات، با اين تعبير كه «خداوند متعال دوست دارد بهرهگيري از نعمتي را كه به بندهاش داده،ببيند»، مردم را به استفاده از اين لذتها، به اندازة نياز، تشويق مينمايند و نيز كساني را كه خود را از لذتهاي مشروع زندگي محروم كردهاند، به شدت نكوهش مينمايند. البته تخصيص درآمد به نيازهاي شخصي بايدها و نبايدهايي دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
2. گشاده دستي براي خانواده: دومين مورد تخصيص درآمد ـ كه در روايات اسلامي به آن توصيه شده ـ گشادهدستي در تأمين نيازهاي خانواده است. اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه در روايتي از امام زينالعابدين(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علي عياله: خشنودترين شما نزد خداوند كسي است كه خانوادة خود را بيشتر در رفاه قرار بدهد. در روايتي ديگر نيز امام رضا(ع) ميفرمايد: «صاحب النعمه يجب عليه التوسعة علي عياله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانوادهاش گشادهدستي كند.»
3. پسانداز: آيندهنگري ايجاب ميكند كه انسان، همة درآمد خود را يكجا مصرف نكند، بلكه آينده خود را نيز در نظر بگيرد و براي تأمين آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشي از درآمدش را پسانداز كند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمي هرگاه وسايل زندگياش به قدر نياز فراهم باشد، روانش آسايش مييابد.»همچنين در موردي ديگر،آن حضرت در پاسخ گروهي از صوفيان ـ كه زهد اسلامي را تحريف كرده بودند ـ به پسانداز سلمان، براي زندگي ساليانة خود، به عنوان يك زاهد نمونهاي كه الگوي مصرف اسلامي را رعايت ميكرد، اشاره ميفرمايد.
بديهي است كه آيندهنگري و پسانداز در سطح كلان براي تأمين نيازهاي جامعه، از اهميت دوچنداني برخوردار است و با آيندهنگري فردي قابل مقايسه نيست. نمونه قرآني آن نيز،آيندهنگري حضرت يوسف(ع) در ذخيرة گندم براي تأمين نيازهاي آينده مردم است.
4. سرمايهگذاري در توليد و تجارت: نكته بسيار مهم و قابل توجه اين است كه توصيه روايات در تخصيص بخشي از درآمد به پسانداز، اين نيست كه پول به صورت نقدي پسانداز شود، بلكه با تأكيد به اصلاح و ساماندهي مال و بهرهوري از آن، مردم به سرمايهگذاري در زمينههاي مختلف توليدي و تجاري تشويق شدهاند تا آنجا كه ساماندهي ثروت بخشي از ايمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الايمان: نگاهداري نيكو از مال نشانه ايمان است.»
5. مشاركت اجتماعي: يكي از موارد تخصيص درآمد ـ كه قرآن و احاديث اسلامي بر آن تأكيد دارند ـ هزينه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام اين افراد از نظر اسلام، آنقدر اهميت دارد كه در قرآن، در رديف ايمان آورندگان به غيب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون: [پرهيزگاران ايناناند:] كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا ميكنند و از آنچه روزيشان كردهايم، انفاق ميكنند.» (بقره/3)
در روايات اسلامي، مكرر تأكيد شده كه اين بخش از هزينهها، در واقع، موجب باقي ماندن مال و ذخيرهسازي آن براي جهان پس از مرگ انسان است.در روايتي آمده كه گوسفندي را در خانة پيامبر(ص) ذبح كردند و گوشت آن را به ديگران دادند. پيامبر(ص) از عايشه پرسيد: «چيزي از آن مانده است؟» وي پاسخ داد: «چيزي جز كتف (سردست) آن باقي نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقي مانده است!»اين روايت به اين نكته اشاره دارد كه آنچه براي خداوند، به ديگران داده شده، براي جهان پس از مرگ باقي ميماند و آنچه در راه مصارف شخصي هزينه شده، فاني ميگردد.
خداوند متعال وعده داده است كه پاداش آنچه را انسان براي خداوند هزينه كرده، به مراتب، بيش از آنچه هزينه كرده، در زندگي ابدي به او بازميگرداند: «مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله وسع عليم: مَثَل [صدقاتِ] كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق ميكنند، همانند دانهاي است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشهاي، صد دانه باشد. و خداوند براي هر كس كه بخواهد، [آن را] چند برابر ميكند و خداوند گشايشگرِ داناست.» (بقره/261)
اما از آنجا كه خداوند متعال بينياز مطلق است، هزينه كردن در راه خدا در واقع، به معناي هزينه كردن در جهت منافع ديگران و مشاركت در خدمات اجتماعي براي جلب رضاي حقتعالي است؛ بنابراين شخص مسلمان، در صورت امكان، بايد درآمد خود را به سه بخش تقسيم كند: بخشي را صرف نيازهاي شخصي و رفاه خانوادة خود كند، بخشي را به پسانداز اختصاص دهد؛ آن هم پساندازها در جهت سرمايهگذاري توليدي و تجاري، و بخشي را صرف كمك به نيازمندان و خدمات اجتماعي نمايد. البته همة اين موارد، ضوابط و بايدها و نبايدهايي دارند كه به آنها اشاره خواهد شد.
ج ـ بايدهاي الگوي مصرف، از امكانات شخصي:
اصليترين اقداماتي كه انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوي مصرف ـ البته از درآمدها و امكانات شخصي ـ لازم و ضروري است، عبارتند از:
1. برنامهريزي: نخستين رهنمود اسلام براي اصلاح الگوي مصرف، برنامهريزي براي هزينه كردن و ايجاد تعادل ميان دخل و خرج زندگي است. قرآن در اين باره ميفرمايد: «لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق مما ءاتله الله: بر توانگر است كه از دارايي خود هزينه كند،و هر كه روزياش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،خرج كند.» (طلاق/7)اين سخن بدين معناست كه هر كس بايد فراخور درآمد خود، براي هزينههاي زندگي خويش برنامهريزي كند؛ زيرا درآمد همة مردم يكسان نيست. از اين رو، هركس براي رسيدن به توازن و تعادل ميان دخل و خرج زندگي، بايد برنامة خاص خود را داشته باشد. رعايت اين توازن، حتي در شرايط مختلف اقتصادي زندگي يك فرد، نيز ضروري است.
اين اقدام يكي از مصاديق بارز تدبير در امور معيشتي است كه بيش از ثروت، در رفاه و آسايش انسان مؤثر است و در كنار دينشناسي و مقاومت در سختيها، به دست آوردن آن براي اهل ايمان ضروري است و عدمبرخورداري از اين ويژگي، گاه موجب ميگردد كه برخي از بينوايان از ثروتمندان اسرافكارتر شمرده شوند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقير أسرف من غني:بسا فقيري كه از توانگر اسرافكارتر باشد.» گفتم: چگونه چنين چيزي ممكن است؟ فرمود: «إن الغني ينفق مما اوتي، والفقير ينفق من غير ما اوتي: توانگر از آنچه به وي عطا شده، خرج ميكند؛ ولي فقير بدون آنكه به وي انفاق شود، خرج ميكند.»
2. ميانهروي: دومين رهنمود براي اصلاح الگوي مصرف، ميانهروي (اعتدال) در مصرف است. ممكن است درآمدِ شخصي به گونهاي باشد كه هر قدر كه مايل است، بتواند هزينه كند؛ اما اسلام اجازه نميدهد بيش از نياز مصرف نمايد، البته بايد توجه داشت كه نياز مراتبي دارد. دانشمندان نيازهاي انسان را به سه مرتبه تقسيم كردهاند: ضرورت، كفايت و رفاه.
مراتب نياز
يك. ضرورت (نياز به امكانات ضروري): مرتبة نخستِ نياز، نياز انسان به امكانات اولية ضروري است؛ يعني چيزهايي كه ادامة زندگي بدون آنها امكانپذير نيست يا با مشكل جدي روبهروست.
دو. كفايت (نياز به امكانات مُكفي): مرتبة دوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه براي ادارة يك زندگي متوسط، اعم از نيازهاي اقتصادي، علمي و فرهنگي، كافي است.
سه. رفاه (نياز به رفاه نسبي): مرتبة سوم نياز، نياز انسان به امكاناتي است كه افزون بر برخورداري از يك زندگي متوسط، رفاه و آسايش او را نيز در حد معقول و منطقي تأمين نمايد.
گفتني است كه هرچند در روايات اسلامي تأمين نيازهاي زندگي در حدّ كفاف و برخورداري از يك زندگي متوسط مورد تأكيد قرار دارد، اما برخورداري از رفاه نسبي نيز با ميانهروي در مصرف منافاتي ندارد، لذا در روايتي از اسحاقبن عمار نقل شده كه: به امام صادق(ع) گفتم:«آيا مؤمن ميتوانده ده پيراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آري». گفتم: بيست پيراهن چه؟ فرمود: «آري [اشكالي ندارد]» گفتم: «سي تا چه؟» فرمود: «آري. اين اسراف نيست؛ اسراف آن است كه لباس بيرونيات (ميهمانيات) را لباس كار و دمدستي قرار دهي.» بنابراين در اسلام، مصرف بيش از حدّ رفاه نسبي اسراف و غيرمجاز شمرده شده است.
3. رعايت اولويتها
يكي از نكات بسيار مهم در اصلاح الگوي مصرف، درنظر گرفتن اولويتهاست. بيتوجهي به اين امر، هدر دادن سرمايه و گونهاي اسرافكاري است كه مشكلات گوناگوني را در پي خواهد داشت. در روايتي از امام علي(ع) آمده است: «من اشتغل بغير المهم ضيع الأهم: هر كس به چيزي كه مهم نيست بپردازد، آنچه را كه اهميت بيشتري دارد، از دست ميدهد.»2بنابراين در تأمين نيازهايي كه از درآمدهاي شخصي صورت ميگيرد، توجه به دو نكته ضروري است:
يكم. درنظر گرفتن اولويت در شخص مصرف كننده؛ چنانكه در روايتي از پيامبر(ص) آمده است: «اذا كان احدكم فقيراً فليبدا بنفسه، فان كان فضلا فعلي عياله، فان كان فضلاً فعلي قرابته أو علي ذي رحمه، فان كان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر يك از شما كه فقير است، نخست به خود بپردازد. اگر مالي افزون آمد، به خانوادهاش بدهد، اگر بيشينهاي ماند، به خويشاوندان يا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند، اين سو و آن سو هزينه كند.» همانطور كه در اين روايت آمده، انسان به طور طبيعي، بايد در درجه اول نيازهاي خود را تأمين كند، سپس نزديكان و پس از آن، ديگران. اما گاه ضرورت ايجاب ميكند كه نياز ديگران را مقدم دارد كه اين، از نظر اخلاقي، در اسلام پسنديده است و ايثار ناميده ميشود.
دوم. درنظر گفتن اولويت در نياز مصرفكننده. بايد تأمين نيازهاي ضروريتر بر نيازهايي كه تأمين آنها ضرورت كمتري دارد، مقدم شود.