یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:10 AM

ـ آسيب‌شناسي الگوي مصرف

در مقوله مصرف بايد به سمت مديريت صحيح حركت كرد. در غير اين صورت نمي توان بين توليد و مصرف، توازن برقرار نمود و به دليل مصرف بي رويه و غيرضروري به اشكال مختلف، منابع و امكانات موجود در جامعه در سطوح مختلف سازماني، خانوادگي و فردي از دست خواهد رفت.

براي نهادينه شدن الگوي درست مصرف، نياز به كار فرهنگي است. در واقع زماني مردم بر اساس يك الگوي صحيح، مصرف خواهند كرد كه آن الگو در باورهاي فرهنگي مردم نهادينه شده باشد، به همين دليل است كه در بسياري از كشورها در مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش آموزان را با مؤلفه‌هاي مختلف الگوي مصرف آشنا مي-كنند.

يك مدرس دانشگاه كه سابقه تدريس در دانشگاه‌هاي خارج از كشور را نيز دارد، در اين باره مي‌گويد: "در كتاب‌هاي درسي بسياري از كشورها، موضوعي تحت عنوان پيمان با مملكت، جامعه، خانواده و خود افراد مطرح مي‌شود كه در اين پيمان، افراد متعهد مي‌شوند كه از منابع و امكانات كشور به درستي استفاده كنند ".

در كشور هندوستان به دانش آموزان ياد داده مي شود كه درصد قابل توجهي از مردم آن كشور، زير خط فقر زندگي مي كنند. و آنان بايد در مصرف مواد غذايي و انرژي، دقّت كافي داشته باشند. بنابراين دانش آموزان در جريان تحصيل به اين باور مي رسند كه بسياري از منابع انرژي غيرقابل برگشت است و در مصرف آن ها بايد نهايت دقّت را داشته باشند.

حتّي آنان مي آموزند كه چگونه در امر تفريح، صرفه جويي كنند و به اين باور مي رسند كه زمان هدررفته در تفريحات غيرقابل برگشت است و اين كه دانش آموزان ياد بگيرند كه كار را عبادت بدانند. همه اين شواهد در دنيا نشان مي دهد كه فرهنگ درست مصرف كردن بايد از همان ابتدا به دانش آموزان آموخته شود تا سرمايه هاي ملّي براي نسل هاي آينده يك جامعه، ذخيره شود. دانش آموزان بايد از مقاطع ابتدايي و راهنمايي، با الگوي درست مصرف آشنا شوند تا از طريق فرآيند اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري ياد بگيرند ميز، صندلي، كلاس و امكانات مدرسه، سرمايه هاي ملّي يك كشور محسوب مي شود و بايد از آن ها به درستي محافظت كنند؛ چون بدون ترديد هر چه اين نوع آموزش ها جدّي گرفته شوند، بهتر از ثروت هاي ملّي صيانت خواهد شد. متأسفانه حساسيت نگهداري از منابع ملّي در برخي از افراد ضعيف است و هزينه هاي بي رويه در بعضي از سازمان ها و مؤسسات نشان مي دهد كه عده اي نسبت به هدر رفتن منابع كشور، بي تفاوت هستند. بنابراين بايد از همان مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش آموزان را با الگوهاي مصرف صحيح آشنا كرد تا از هدر رفتن ثروت هاي ملّي جلوگيري كرد.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت.

يكي از شيوه هاي مهم آموزه هاي ديني، براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحكيم ارزش هاي ديني، تقويت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. اين اعتقاد هم چون ناظري دروني، اجراي صحيح دستورهاي الهي را تضمين مي كند. آيه هاي مربوط به اسراف، با نهي و نكوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسراف-كاران را خاطر نشان مي سازد. پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز در روايت هايي، با يادآوري پي آمدهاي اخروي اسراف، همگان را از اين عمل ناشايست باز مي دارند. امام علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: "بدانيد كه بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است كه قدر بخشنده را در دنيا بالا مي برد و در آخرت پايين مي آورد. او را در ديده مردمان گرامي مي كند و نزد خدا خوار ".

تقويت ارزش هايي چون زهد، قناعت، ميانه روي و مانند آن، از يك سو و ترغيب به مبارزه جدّي با هواپرستي، خودنمايي و فخرفروشي از سوي ديگر، شيوه هاي درمان دروني اسراف و تبذير است. يكي ديگر از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين، اطلاع رساني و دادن آگاهي هاي صحيح و كافي درباره موضوع به مردم و نيز بازشناسي آثار و پي آمدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن، در كاهش روحيه اسراف كاري بسيار مؤثر است. هم چنين، نظارت همگاني بر رفتار و اعمال افراد كه در آموزه هاي ديني با تعبير امر به معروف و نهي از منكر از آن ياد مي شود، از كارآمدترين شيوه هاي تثبيت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز گاهي با نهي صريح و مستقيم و زماني با واكنش هاي اخلاقي، بر اين مهم نظارت داشتند. افزون بر اين، خانواده تأثير بسيار مهمي بر پرورش شخصيت و عملكرد فردي و اجتماعي آدمي دارد. چنان چه بزرگسالان اهل اسراف و تبذير باشند، خواه ناخواه اين روحيه به فرزندان منتقل مي شود. ائمه معصوم ـ عليهم السلام ـ با ديدن اسراف و تبذير در خانواده ها، واكنش مناسب و به موقع از خود نشان مي دادند. در حديثي آمده است كه امام صادق ـ عليه السلام ـ ميوه‌اي را ديد كه ناخورده، بيرون خانه اي انداخته شده است، ايشان با ناراحتي فرمودند: "اين چيست؟ اگر شما خود سير بوديد، قطعاً بسياري از مردم سير نيستند. آن را به كسي بخورانيد كه نيازمند است ".

نبود عدالت اقتصادي و جلوگيري نكردن از انباشته شدن ثروت در دست عده اي خاص، از عوامل مهم بروز پديده اسراف است. از اين رو، اجراي عدالت و توزيع عادلانه ثروت، زمينه شيوع و گسترش آن را مي كاهد و يا نابود مي-سازد. امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ عامل اصلاح و ساماندهي امور جامعه را دادگستري مي‌داند و مي‌فرمايند: "توده‌هاي مردم را جز عدالت، اصلاح نكند ".

ناگفته نماند كه كنترل صحيح تبليغات بازرگاني و پيش گيري از رشد روحيه مصرف گرايي نيز تأثير بسزايي در جلوگيري از اسراف و تبذير دارد. بنابراين، توجه جدّي به اين مقوله نيز حائز اهميت است.

تحكيم باورهاي ديني، تقويت ارزش ها، نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منكر، پيش گيري از انباشت سرمايه در دست عده اي خاص و توجه به عدالت گستري و كنترل تبليغات بازرگاني، از راه هاي كنترل اسراف و تبذير است.

ـ برنامه‌ريزي براي دروني‌كردن الگوي بهينه مصرف بايد در چند بُعد صورت گيرد:

1ـ مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

2ـ مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

3 ـ ‌توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگي توأم شود. نبايد گذاشت هر كالايي در جامعه توليد گردد.

4ـ نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد، اعمال شود.

5ـ عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه  اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت، دسترسي نسبتاً مشابهي به آن‌ها داشته باشند.

6 ـ  تبليغات بايد به گونه‌اي باشد كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهد، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازد.

7ـ مطالعات علمي ملّي و منطقه‌اي پيرامون مصرف‌گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و از مردم نظرسنجي شود.

8 ـ فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف، به جاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.

9ـ فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور، ابزار جمع آوري مازاد مصرف در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

10ـ بازيافت، به عنوان يك ارزش تلقّي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

مصرف‌گرايي به عنوان يك فرآيند اجتماعي مهم در قرن بيستم، در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه بالاي جامعه آن را به عنوان يك الگوي براي نشان دادن هويت بالا بكار بردند. طبقه متوسط از ديگر سو براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده كرده و طبقه پايين، بدون توجه به مسئله نيازهاي واقعي و غيرواقعي، در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هر چه بيش تر گذشت، بيش تر در اين دام فرو رفته و مي روند.

اگر دولت‌مردان با همكاري علماي اجتماعي، چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف‌گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است، آموزش هاي جديد در اين زمينه مي تواند كارساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است، به ويژه براي بخش توليدي كه بايد با كنترل‌هاي كارشناسي همراه گردد. سوم، استفاده از اهرم-هاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:

1ـ برنامه‌ريزي در نهادهاي آموزشي؛

2ـ برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد؛

3ـ برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها.

بدون شك نفوذ از خارج؛ كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبه رو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

مصرف گرايي يكي از پديده‌هاي اقتصادي است كه پس از انقلاب صنعتي رونق چشم‌گيري پيدا كرد. از جمله عوارض اين پديده مي‌توان به تهديد منابع، آلودگي‌هاي محيط زيست و فاصله اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون "اسراف " اشاره كرد. سؤال اساسي اين است كه چرا جامعه ما گرايش به مصرف‌گرايي دارد؟ چرا مصرف‌گرايي براي عده‌اي، نوعي افتخار محسوب مي‌شود؟ آيا ميان مصرف‌گرايي و توسعه نيافتگي اقتصادي رابطه‌اي وجود دارد؟ چگونه مي‌توان گرايش به مصرف‌گرايي را در سطح جامعه كاهش داد؟ چگونه مي‌توان مردم را در مسير درست مصرف كردن هدايت كرد؟ چه موانعي معضل مصرف گرايي را تشديد مي‌كند؟

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:

به نظر مي‌رسد، هدايت و كنترل مصرف از راه‌هاي زير امكان‌پذير است:

1ـ ايجاد انگيزه‌هاي مثبت كه انسان را به سوي شيوه‌هاي صحيح آن هدايت كند.

2ـ ايجاد انگيزه‌هاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري.

3ـ محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرف‌هاي غيرضروري مانند؛ مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي.

4ـ تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند؛ استفاده از شبكه آب‌رساني بهداشتي همگاني يا بهره‌برداري درست از سرمايه‌هاي ملّي چون نفت و گاز.

5ـ جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل‌گرايانه.

6 ـ هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايه‌هاي ملّي.

7ـ حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي.

در ميان متغيرهاي گوناگون اقتصادي، شايد هيچ كدام به اندازه "مصرف " براي عموم مردم مهم نباشد، به گونه‌اي كه بسياري بر اين باورند كه هدف از فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر مانند پس‌انداز، سرمايه‌گذاري، توليد و...، در نهايت مصرف است. متأسفانه دركشور ما ايران، الگوي مصرف به الگوي مصرفي غرب نزديك مي‌شود بدون اين كه بنيان‌هاي توليدي و اقتصادي تقويت شده باشد.

مصرف در اصطلاح اقتصادي؛ به معناي استفاده از كالا در هر دوره معيّن و يا مقدار بهره برداري از خدمات يك كالا در هر دوره اطلاق مي‌شود. اين مفهوم در اسلام، با ساير مفاهيم رايج آن تفاوت دارد، زيرا نگاه اسلام به مصرف، نگاه ابزاري است و در نتيجه روش مصرف، محدوديت‌ها و چارچوب خاصّي را براي آن در نظر گرفته است. در نگرش اسلامي مي‌توان مصرف را استفاده از كالاها و خدمات براي برآوردن نيازهاي انساني ناميد كه او را در راستاي رشد و شكوفايي اخلاقي و رسيدن به قرب و كمال انساني و الهي مورد نظرش ياري مي‌كند.

پديده تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در بين مصرف كنندگان خصوصي بلكه در بين سازمان هاي دولتي هم به چشم مي خورد زيرا با خريد كالاهاي خارجي، انگيزه مصرف نمايشي بالاتر مي رود، در حالي كه براي توليدات صنعت نساجي كشور تقاضاي كافي وجود ندارد، مصرف كنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاك خارجي در بازارهاي كشور استقبال مي‌كنند. مصرف نمايشي موجب مي‌شود، انسان در جامعه، هويتي مصنوعي بيابد و به نوعي، "بت‌پرست مُدرن " گردد. قشرهاي محروم براي سرپوش گذاشتن به درد ناكامي، به محض دريافت اندك درآمد به سمت تقليد مصرفي مي‌روند و درآمد خود را در راستاي تقويت سود توليدكنندگان تجملي، يا واردكنندگان آن به هدر مي‌دهند.

از ديگر آفات‌هاي الگوي مصرف، مصرف نمايشي و پرستيژي است و مصرف زدگي در ايران نوعي تفكر جديد و تجدد به شمار مي آيد. در جامعه امروز ما، بخشي از مصرف، نه به خاطر نياز به كالاهاي خريداري شده، بلكه به دليل كسب موقعيت و منزلت بالاتر صورت مي پذيرد كه در اصطلاح آن را "مصرف پرستيژي " مي‌گويند.

ـ عوامل مؤثر بر الگوي مصرف

ـ توزيع عادلانه درآمدها؛

ـ ترويج الگوي تغذيه؛

ـ استفاده از عوامل فرهنگي مثبت؛

ـ توسعه يافتگي جامعه؛

ـ تبليغات مناسب؛

ـ نوع نگرش و جهان‌بيني‌، كسب منزلت اجتماعي و...



5) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلّغين ديني در رعايت الگوي مصرف در جامعه اسلامي:

تبليغات در معناى وسيع آن، وسيله‌اى براى ورود به عرصه افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شكل گيري افكار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا كرده است. اين نقش تا جايي است كه جنبه هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش برد امور در هر كدام از اين اركان استفاده مي شود و بيش تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افكار عمومي و به منظور برجسته جلوه دادن نگرش هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

تبليغات با توجه به سابقه آن كه قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است كه مخلّ ارزش هاي مورد پذيرش عموم در حوزه هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يك جنبه از تبليغات كه به عنوان ابزار فرهنگي در حوزه اقتصادي عمل مي نمايد و براي تبليغ محصولات و كالاهاي تجارتي بيش تر مورد استفاده قرار مي-گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است كه يكي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي آيد.

يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف و از بين بردن فاصله‌هاي طبقاتي، استفاده از انديشه‌هاي ناب اسلامي در تدوين برنامه‌هاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوه‌هاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينه اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفه الهي و محور آفرينش و امانت  داري الهي و... است كه مي‌تواند راه كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعه اسلامي باشد.

يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌تواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.

الگوي مصرف اسلامي بر پايه اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آن‌ها به اصول خاص مي‌رسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادي‌اش مسئوليت دارد و نمي‌تواند خود را تافته جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گسترده "عدل " مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف‌، از اين رو بيش تر روشن مي‌شود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيال‌هاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليت‌پذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.

يك مبلّغ ديني مي‌تواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي‌ در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزه‌هاي ديني مي‌تواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينه مصرف باشد. عالمان دين مي‌توانند با تكيه بر آموزه‌هاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهت‌گيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرف‌گرايي است.
http://rcirib.ir


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:06 AM
اصلاح الگوي مصرف ضرورتي انکار ناپذير در توسعه ي پايدار است.

اصلاح الگوي مصرف نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع است و سبب کاهش هزينه ها مي گردد و ضرورتي انکار ناپذير در توسعه پايدار تلقي مي شود.

اصلاح الگوي مصرف را در دو بخش "توليد" و "مصرف" بايد مورد بررسي قرار داد. در بخش فرآيند توليد از تهيه و تبديل مواد خام گرفته تا رساندن به دست مصرف کننده، نياز است که فعالان اين بخش چه دولتي و چه خصوصي، فناوري توليد کالاهاي خود را با استاندارد هاي جهاني (البته بومي شده) مطابقت دهند.
بررسي ها نشان مي دهد که روش هاي کنوني در زمينه استفاده از منابع انرژي بخصوص فسيلي در کشور صحيح نيست و سالانه مقاديري از اين منابع ارزشمند که به نسل هاي آتي اختصاص دارد ، در نتيجه رعايت نکردن الگوي صحيح مصرف ،هدر مي رود.
طبق آمار موجود شدت مصرف انرژي در ايران سه برابر متوسط جهاني مي باشد و اين امر به طور جدي نيازمند اصلاح است .
از جمله عواملي که در ميزان مصرف بي رويه حامل هاي انرژي يا برخي ديگر از اقلام مصرفي مانند نان و... مؤثر است، قيمت هاي غير واقعي آنها به سبب رايانه اي است که دولت مي پردازد.
آنچه مسلم است اعمال سياست پرداخت يارانه بخصوص در بخش انرژي، مصرف بي رويه حامل هاي انرژي را موجب شده است و تداوم اين روند با توجه به محدوديت ذخاير منطقي و قابل قبول نيست .
اصلاح الگوي مصرف فقط از طريق مداخله در تغيير ذائقه و مطلوبيت افراد بدست نمي آيد ، بلکه محدوديت هاي بودجه اي و تغيير در قيمت ها در اين زمينه بسيار مؤثر خواهد بود.
تدوين راهبردها و سياست هاي مناسب با در نظر گرفتن معيارهاي پيش بيني آينده و تدوين برنامه هاي مناسب با آن به منظور استفاده بهينه انرژي بسيار حائز اهميت است.
نامگذاري سال 88 از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نشانگر حساسيت موضوع است. آنچه که رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاکيد مي ورزند ، اين است که " همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال 88 در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي، يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حرکت کنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيکوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”
بنابراين تاکيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان مي دهد که اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شکوفايي و دستيابي به اقتدار ملي مي باشد. لذا پرهيز از شعارزدگي و حفظ صيانت از اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرف و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه ي اصلي همه مردم و مسئولان به شمار مي رود.
وجود مديريت صحيح در سطح کلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب راهبردي اساسي ، طبق نقشه راهي که مقام معظم رهبري ترسيم نموده اند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز که حقيقتا پيشرفت کشور و توسعه عدالت در گرو آن است، از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.
دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. مکتب اسلام مي کوشد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آن را براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي‌داند.
قرآن کريم ، اسراف را نمي‌پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي‌شمارد و اجازه نمي‌دهد که افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت‌گيري در مصرف بيفتند.
بنابراين اصلاح الگوي مصرف و فرهنگ بهينه مصرف در کشور نيازمند تعيين خط مشي است که طي آن اين اصل مهم در زندگي انسان ها به يک شعار تبديل نشود.
http://rcirib.ir/


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:01 AM
الگوي مصرف و هويت فرهنگي

خبرگزاري فارس: الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست .

قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر "روشنگري " از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث "بحران هويت " مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .
الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد . لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزوها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف "من " و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است . اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين "سنت و تجدد "نيز پديدار مي‌گردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، "انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند . "
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 40  
  • 41  
  • 42  
  • 43  
  • 44  
  • 45  
  • 46  
  • 47  
  • 48  
  • 49  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net