دست هایم به آرزوهایم نرسید
آنها بسیار دورند !
اما درخت سبز صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ دعایی هست ؛ خدایی هست ...
ادامه مطلب
چه خاکی می خوره اینجا
یاد اون ایام بخیر!
اما جدا چقدر بچه بودم.... نکه به خاطر اعتقاداتم کلا بچه بازی هام و قهر و آشتی هام با خدا!
خیلی وقته ک باهاش قهر نکردم! شاید چون دیگه مثل قبل ازش انتظار ندارم!
خدا جونم ناراحت نشو
اما من و تو ک غریبه نیستیم
اینطوری ک میگم نیست واقعا؟!
خب منم به همون نسبت کمتر بندگیت رو می کنم!
می دونم هنوز هوامو داری و به جاش کمکم می کنی
اما همین ک باعث شده به یه جای ثابت برسم خوبه دیگه نه؟!
رابطمون در همین حد بمونه
من دوست دارم تو هم دوسم داری
زندگیم رو سعی می کنم بدون قانون طی کنم
روزگار الان ما ک دیگه جوری شده آدم از دو روز بعدش خبر نداره چی برسه ک برنامه ریزی کنه
و رو همون برنامه ریزی هم آرزو و دعا کنه!!
اصلا خدا جون کی گفت باید فقط وقتی دعا و خواسته ای داریم سراغت بیایم یا دوست داشته باشیم؟!
من همین جوری دوست دارم! بدون اینکه آرزوهام رو واست بگم
ادامه مطلب

