روزی مجنون از میان سجاده مرد نمازگزاری عبور کرد.


 مرد گفت: هی!


 مگر نمی بینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم؟


 مجنون گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم


 تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟!



تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 8:04 PM | نويسنده : فاطمه عسکری | نظرات 0
.: Weblog Themes By BlackSkin :.