امروز:                                    امام صادق علیه‌السلام فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است                             امام صادق علیه‌السلام فرمود: ... روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است                          امام رضا علیه‌السلام فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق علیه‌السلام ) نقل کرد که فرمود: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است

             


غدیر از نگاه چهارده معصوم                                                

 

 اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین (1) ، که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مى‏توان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مى‏شود.
اهمیت دادن به غدیر، اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مى‏دهیم.

رسول خدا و غدیر
شیخ صدوق در کتاب « امالى » از امام باقر(ع) و آن حضرت از جدش چنین نقل مى‏کند: روزى رسول گرامى اسلام(ص) به امیرمومنان(ع) فرمود: اى على، خداوند آیه « یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک » (2) را در باره ولایت تو بر من نازل کرد. اگر آنچه به من امر شده تبلیغ نکنم، عملم باطل است و کسى که خدا را بدون ولایت تو ملاقات کند، کردارش باطل است. اى على، من جز سخن خدانمى‏گویم . (3)

امام على و غدیر
سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیرمومنان (4) باابوبکر اشاره کرده، مى‏گوید:
« ثم اقبل علیهم على‏فقال: یا معشرالمسلمین و المهاجرین و الانصار انشد کم الله اسمعتم رسول الله یقول یوم غدیرخم کذا و کذا فلم یدع شیئا قال عنه رسول الله الا ذکرهم ایاه قالوا نعم » (4)
پس على(ع) به مردم فرمود: اى مسلمانان و مهاجران و انصار، آیا نشنیدید که رسول خدا(ص) روز غدیرخم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را که پیامبر(ص) در آن روز فرموده بود به مردم یاد آورى کرد. همگى گفتند: آرى.
در این زمینه مى‏توان به استدلالهاى امیرمومنان على(ع) اشاره کرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبکر که فرمود: بر اساس حدیث پیامبر(ص) در روز غدیر، آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبکر گفت: شما. (5)
ابى الطفیل مى‏گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم که على(ع) گفت: آیا غیر از من کسى در میان شما هست که پیامبر(ص) به او گفته باشد: « من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. » همگى گفتند: نه. (6)

حضرت زهرا(س) و غدیر
ابن عقده در کتاب معروفش « الولایه » از محمد بن اسید چنین روایت کرده است: از فاطمه زهرا پرسیدند: آیا پیامبر(ص) پیش از رحلتش در باره امامت امیرمومنان چیزى فرمود؟ آن حضرت جواب داد: « و اعجباانسیتم یوم غدیرخم؟ » (7) شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردید؟!
فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الکاظم(ع) و او از فاطمه بنت الصادق(ع) چنین نقل کرد: ام کلثوم، دختر فاطمه زهرا(س) نقل کرد که پیامبر در روز غدیر فرمود: « من کنت مولاه فعلى مولاه » (8)

امام حسن مجتبى(ع) و غدیر
ازامام جعفر صادق(ع) چنین روایت شده است: امام حسن(ع) هنگامى که مى‏خواست با معاویه آتش بس اعلام کند، به او فرمود: امت مسلمان از پیامبر(ص) شنیدند که در باره پدرم فرمود : « انه منى بمنزله هارون من موسى » ؛ همچنین دیدند که پیامبر(ص) وى را در غدیرخم به عنوان امام نصب فرمود. (9)

امام حسین(ع) و غدیر
سلیم بن قیس مى‏نویسد: امام حسین(ع) قبل از مرگ معاویه خانه خدا را زیارت کرد. سپس بنى‏هاشم را جمع کرده فرمود: آیا مى‏دانید پیامبر اکرم(ص) على(ع) را در روز غدیر خم نصب کرد؟ همگى گفتند: آرى. (10)

امام زین العابدین(ع) و غدیر
ابن اسحاق، تاریخ نویس معروف، مى‏گوید: به على بن حسین گفتم: « من کنت مولاه فعلى مولاه » یعنى چه؟ حضرت فرمود: « اخبرهم انه الامام بعده » ؛ به آنها خبر داد که اوست امام بعد از خودش. (11)
 

 



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 4:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



عید غدیر در سیره اهل‏بیت علیهم السلام                                                

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد. 

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.
رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 4:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



اعمال غدير                                                

 

 حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده است كه به برخي از آنان اشاره مي شود: 

 1ـ تحكيم بيعت با ولايت
 همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
 2ـ اظهار سرور و شادماني
 در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنید و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
 3ـ مصافحه كردن
 مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام .ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمؤمنين علي و ائمه عليهم السلام قرار داد.
 4ـ پيمان اخوت و برادري
 از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
 5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تأكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
 6ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تأكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 4:49 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



غدير شناسي                                                

 

 

داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 4:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



تفسير آيه تبليغ                                                 

 

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ان الله لا يهدى القوم الكافرين(67)

ترجمه آيه

اى فرستاده ما آنچه را از ناحيه پروردگار بتو نازل شده برسان و اگر نكنى(نرسانى)اصلا پيغام‏پروردگار را نرساندى و خدا تو را از(شر)مردم نگه مى‏دارد زيرا خدا كافران را هدايت نمى‏فرمايد(به‏مقاصدشان نمى‏رساند)(67).
بيان آيه

معناى آيه صرفنظر از سياقى كه آيات قبل و بعدش دارند روشن و ظاهر است، زيرا درآيه دو نكته بطور روشن بيان شده يكى دستوريست كه خداى تعالى به رسول الله(ص)داده است(البته دستور أكيدى كه پشت سرش فشار و تهديد است)به اينكه‏پيغام تازه‏اى را به بشر ابلاغ كند، و يكى هم وعده‏اى است كه خداى تعالى به رسول خود داده كه‏او را از خطراتى كه در اين ابلاغ ممكن است متوجه وى شود نگهدارى كند، ليكن كمى دقت‏در موقعيتى كه آيه دارد آدمى را به شگفت وامى‏دارد، زيرا آيات قبل و بعد آن همه متعرض‏حال اهل كتاب و توبيخ ايشانند به اينكه آنان به انحاء مختلف از دستورات الهى تعدى

كرده‏اند، و محرمات الهى را مرتكب شده‏اند، و اين مضمون با مضمون آيه مورد بحث هيچ‏ارتباط ندارد، چه آيه قبلى آن آيه"و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما انزل اليهم من‏ربهم لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم" (1) است كه روى سخن در آن با اهل كتاب‏است، و آيه بعدى هم آيه"قل يا اهل الكتاب لستم على شى‏ء حتى تقيموا التورية والانجيل و ما انزل اليكم..." (2) است كه خطاب در آن نيز به اهل كتاب است، علاوه دقت درجملات خود آيه مورد بحث تعجب آدمى را در اينكه چطور هيچ ربطى بين اين آيه و آيات قبل وبعدش نيست؟!!زيادتر مى‏كند، و اگر آيه مورد بحث به همين ترتيبى كه فعلا با ساير آيات قبل‏و بعد خود دارد نازل شده باشد و همه داراى يك سياق بوده باشند در اينصورت از مجموع آنهااين مطلب بدست مى‏آيد كه اين دستور مؤكد به رسول الله(ص)براى تبليغ پيغامى‏است كه خدا در خصوص اهل كتاب نازل فرموده .

مراد از"ناس"در آيه شريفه، يهود نيست و موضوع ماموريت جديد امرى بسيار مهم و خطير مى‏باشد

و از جهت وحدت سياق بطور متعين مراد از آن پيام، همان چيزى خواهد بود كه در آيه‏بعدش فرموده: "و ما انزل اليكم من ربكم ـ و آنچه از جانب پروردگارتان بسوى شما نازل‏شده"ليكن سياق خود آيه به هيچ وجه با اين احتمال سازگار نيست، و اين ناسازگارى دليل براينست كه اين آيه جايش اينجا نيست، وجه ناسازگارى آن اينست كه از جمله"و الله يعصمك‏من الناس "بر مى‏آيد حكمى كه اين آيه در صدد بيان آنست و رسول الله(ص)

مامور به تبليغ آن شده، امر مهمى است كه در تبليغ آن بيم خطر هست يا بر جان رسول الله و يا برپيشرفت دينيش، و اوضاع و احوال يهود و نصاراى آنروز طورى نبوده كه از ناحيه آنان خطرى‏متوجه رسول الله(ص)بشود تا مجوز اين باشد كه رسول الله(ص)

دست از كار تبليغ خود بكشد، و يا براى مدتى آنرا به تعويق بيندازد و حاجت به اين بيفتد كه‏خدا به رسول خود ـ در صورتى كه پيغام تازه را به آنان برساند ـ وعده حفظ و حراست از خطردشمنش را بدهد، علاوه بر اين، اگر اين خطر، چشم زخمى بوده كه احتمالا ممكن بوده كه ازاهل كتاب به آن جناب برسد جا داشت اين سوره در اوايل هجرت نازل شود، زيرا در اوايل‏هجرت كه رسول الله(ص)در شهر غربت و در بين عده معدودى از مسلمين آن‏شهر بسر مى‏برد از چهار طرفش يهوديان او را محصور كرده بودند، آنهم يهوديانى كه با حدت و

شدت هر چه بيشتر به مبارزه عليه رسول الله(ص)برخاسته و صحنه‏هاى خونينى‏نظير خيبر و امثال آن براه انداختند، اگر در آيه مورد بحث مراد از"ناس"يهود بود جا داشت درآنروزها اين آيه نازل شود، ليكن نزول اين سوره در اواخر عمر شريف آن حضرت اتفاق افتاده كه‏همه اهل كتاب از قدرت و عظمت مسلمين در گوشه‏اى غنوده‏اند، پس بطور روشن معلوم شد كه‏آيه مورد بحث هيچگونه ارتباطى با اهل كتاب ندارد، علاوه بر همه، در اين آيه تكليفى كه ازسنگينى، كمرشكن و طاقت‏فرسا باشد به اهل كتاب نشده تا در ابلاغ آن به اهل كتاب خطرى‏از ناحيه آنها متوجه رسول الله(ص)بشود.

از همه اينها گذشته در سالهاى اول بعثت، رسول الله(ص)مامور شدتكاليف بس خطرناكى را گوشزد بشر آنروز سازد، مثلا مامور شد كفار قريش و آن عرب‏متعصب را به توحيد خالص و ترك بت‏پرستى دعوت كند، مشركين عرب را كه بسيار خشن‏تر وخونريزتر و خطرناكتر از اهل كتابند به اسلام و توحيد بخواند، اين تهديد و وعده‏اى كه امروز به‏رسول الله(ص)مى‏دهد آنروز نداد، معلوم مى‏شود پيغام تازه، خطرناكترين‏موضوعاتى است كه رسول الله(ص)به تازگى مامور تبليغ آن شده است.

 



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 4:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



تفسير آيه اكمال دين                                                 



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 3:35 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



خطبه غدير و آيات مطرح شده در آن                                                 

 

خطبه غدير و آيات مطرح شده در آن


 

حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ابدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (عليه السلام) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (عليه السلام) منتهي مي گردد.
در سال دهم هجرت , بعد از اتمام حج , كه آن را به نامهاي متعددي خوانده اند , همچون « حجه الوداع » و « حجه البلاغ » « حجه الكمال » . « حجه التمام » و حجه الاسلام در « غديرخم » قبل از « جحفه » كه راههاي متعددي همچو اهل مدينه , مصر , عراق , از آنجا منشعب و جدا مي شود. حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ابدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (عليه السلام) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (عليه السلام) منتهي مي گردد.
مخالفان نيز اين را به خوبي فهميده اند. لذا از همان آغاز تلاش كردند(و در حدي موفق شدند) كه داستان غدير را تاويل نمايند , چرا كه اگر فقط امامت امير مومنان بود , ممكن بود به نوعي آن را پذيرا شوند , ولي آنچه ترس داشتندو دارند , ادامه كار , و تداوم امامت و ولايت در طول تاريخ است كه سخت مخالفان را خلع سلاح مي كرده است . بنابراين به شدت در مقابل آن قرار گرفتند و ازاول زير بار نرفتندتا جلوي استمرار آن را نيز بگيرند.
و پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) نيز به خوبي به اين مسئله توجه داشته لذا تصريح فرمود كه امامت ادامه دارد « ...ثم من بعدي علي وليكم و امامكم بامرالله ربكم ثم الامامه في ذريتي من ولده الي يوم تلقون الله عز اسمه و رسوله1 سپس بعد از من علي ولي شما و امام شما به فرمان خداست . سپس امامت در نسل من از فرزندان علي تا روزي كه خدا و رسولش را ملاقات كنيد , مي باشد. » .

 



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 3:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



غدير در قرآن                                                

آيه تبليغ و حديث غدير:


«يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس»(مائده 66) اى پيامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بود برسان، و اگر اين ابلاغ را انجام ندهى، رسالت خود را به طور كامل ابلاغ نكرده‏اى؛ و خداوند تو را از مردم بدخواه حفظ مى‏ كند.

همه مفسران شيعه معتقدند آيه فوق در غدير خم درباره نصب على(علیه السلام) نازل شده است و حدود 360 تن از دانشمندان اهل سنت نيز اين مطلب را پذيرفته‏اند. نامهاى برخى از مفسران و مآخذ و مدارك اهل‏سنت چنين است:

1 ـ واحدى در كتاب اسباب النزول ص 150 مى‏گويد: ان آيه (يا ايهاالرسول...) نزلت فى يوم غدير فى على بن ابيطالب.

2 ـ سيوطى در كتاب الدرالمنثور ج 2، ص 298 مى‏نويسد: ان آية (يا ايهاالرسول... ) نزلت فى يوم غدير فى على بن ابيطالب.
 

3 ـ فخر رازى در تفسير خود، ج 3، ص ... 636 مى ‏فرمايد:

مفسران 10 وجه و سبب براى نزول اين آيه بيان كرده‏اند. سپس در ادامه مى‏گويد: «العاشر نزلت هذه الايه فى فضل على‏بن ابى‏طالب، و لما نزلت هذه الايه، اخذ بيده و قال "من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقيه عمر فقال هنيئا لك يابن ابى‏طالب، اصبحت مولاى و مولا كل مومن و مومنه."آنگاه كه اين آيه نازل شد پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دست حضرت على(علیه السلام) را گرفت و فرمود: هركه من مولا و سرپرست و حاكم او هستم، على هم مولاى اوست. خداوندا، دوست بدار هركه على را دوست دارد و دشمن بدار هركه او را دشمن دارد. سپس عمر با حضرت على(علیه السلام) ملاقات كرد و بعد از تبريك، گفت: تو مولاى من و مولاى مرد و زن مومن هستى.



 نگاشته شده توسط ع.و در یک شنبه 22 آبان 1390  ساعت 3:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ولايت در غدير                                                

 

ويژه نامه عيد غدير خم

 

1- پيامبر و ولايت علي عليه‌السلام

عن ابي سعيد قال: لما کان يوم غدير خم امر رسول الله  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مناديا فنادي: الصلوة جامعة، فاخذ بيد علي عليه‌السلام و قال: اللهم من کنت مولاه فعلي مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. بحارالانوار 37: 112، ح 4.

ابو سعيد گويد: در روز غدير خم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دستور داد: منادي ندا دهد که: براي نماز جمع شويد. بعد دست علي عليه‌السلام را گرفت و بلند کرد و فرمود: خدايا کسي که من مولاي اويم پس علي هم مولاي اوست، خدايا دوست بدار کسي را که علي را دوست بدارد و دشمن بدار کسي را که با علي دشمني کند.

 

2- زندگي پيامبرگونه

قال رسول الله  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله: من يريد ان يحيي حياتي، و يموت مماتي،ويسکن جنة الخلد التي وعدني ربي فليتول علي ابن ابي طالب، عليه‌السلام فانه لن يخرجکم من هدي،ولن يدخلکم في ضلالة. الغدير 10: 278.

رسول خدا  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: کسي که مي‌خواهد زندگي و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه اي که پروردگارم به من وعده کرده، ساکن شود، ولايت علي بن ابي طالب عليه‌السلام را انتخاب کند، زيرا او هرگز شما را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهي نمي‌کشاند.

 

3- پيامبر و امامت علي عليه‌السلام

عن جابر بن عبد الله الانصاري قال: سمعت رسول الله  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله يقول لعلي بن ابي طالب عليه‌السلام:

يا علي! انت اخي و وصيي و وارثي وخليفتي علي امتي في حيوتي و بعد وفاتي محبک محبي و مبغضک مبغضي و عدوک عدوي. امالي صدوق: 124، ح 5.

جابربن عبد الله انصاري مي‌گويد: از رسول خدا  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله شنيدم که به علي بن ابي طالب عليه‌السلام فرمود:

اي علي، تو برادر و وصي و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از مرگ مني. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کينه توز تو دشمن من است.



 نگاشته شده توسط ع.و در جمعه 20 آبان 1390  ساعت 1:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



شايستهها و بايسته هاي غدير                                                

 

 

 

غدير

1- روز پيام و ولايت

قال رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله: يا معشر المسلمين ليبلغ الشاهد الغائب، اوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي، الا ان ولاية علي ولايتي و ولايتي ولاية ربي، عهدا عهده الي ربي و امرني ان ابلغکموه. بحارالانوار 37: 141، ح 35.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله (در روز غدير) فرمود: اي مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: کسي را که به من ايمان آورده و مرا تصديق کرده است، به ولايت علي سفارش مي‌کنم، آگاه باشيد ولايت علي، ولايت من است و ولايت من، ولايت خداي من است. اين عهد و پيماني بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم.

 

2- روز اطعام

قال ابو عبد الله عليه‌السلام: ... و انه اليوم الذي اقام رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عليا عليه‌السلام للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شکرا لله عزوجل ذلک اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان. وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث 12.

امام صادق عليه‌السلام فرمود: عيد غدير، روزي است که رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله علي عليه‌السلام را بعنوان پرچمدار براي مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشکار کرد و جانشين خود را معرفي کرد، بعد بعنوان سپاسگزاري از خداي بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه داري و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران ديني رفتن است. آنروز روز کسب خشنودي خداي مهربان و به خاک ماليدن بيني شيطان است.

 

3- روز هديه

عن امير المؤمنين عليه‌السلام قال: ... اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهابوا النعمة في هذا اليوم، و ليبلغ الحاضر الغائب، والشاهد الباين، وليعد الغني الفقير والقوي علي الضعيف امرني رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بذلک. وسائل الشيعه 7: 327.

امير المؤمنين عليه‌السلام (در خطبه روز عيد غدير) فرمود: وقتي که به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه کنيد، و در اين روز به يکديگر هديه بدهيد، اين سخنان را هر که بود و شنيد، به آن که نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود، و قدرتمند به ياري ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر کرده است.



 نگاشته شده توسط ع.و در جمعه 20 آبان 1390  ساعت 1:21 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET