![]() |
دسته ای از جمعیت این شهر پیوسته حیله ورزان را می ترساندند و آنها را به کیفری دردناک تهدید می نمودند (( دسته ای دیگر بنا بر روایت تفسیر برهان ساکت بودند و به نهی کنندگان می گفتند ((سوره اعراف آیه 164 : لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديدا )) ( چرا اندرز می دهید کسانی را که خداوند آنها را هلاک خواهد کرد یا به کیفری شدید مبتلا میسازد ) در جواب ایشان می گفتند چون ما ماموریم امر به معروف و نهی از منکر نمائیم آنها را تذکر می دهیم تا { حق بر آنها } آشکار شود با ایشان هم آهنگ نیستیم و عملشان را دوست نداریم و شاید پند و اندرز ما آنها را سودی بخشد و از عمل زشت خود بپرهیزند.ولی گفتار این دسته در حیله گران تاثیر نمی کرد و به کردار زشت خود ادامه می دادند آنگاه که تکبر ورزیدند از قبول پند و اندرز جمعیتی که امر به معروف میکردند وقتی اثری از گفتار خویش در آنها ندیدند.از آن محل دور شده در قریه دیگری مسکن گرفتند.با خود گفتند هیچ اطمینان نیست از اینکه نیمه شبی عذاب نازل شود و ما در میان آنها باشیم.



