فدائيان امام خامنه اي
 
  اللهم الحفظ قائدنا الامام خامنه ای
 



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.

 خیلی خوش آمدید مردم عزیز قم، برادران و خواهرانی از مردم قم، از حوزه‌ی علمیّه‌ی شریفه‌ی قم؛ به همه‌ی شما خوشامد عرض میکنم؛ زحمت کشیدید، لطف کردید.

 یاد این حادثه‌ی بزرگ و اثرگذار و مستمر در تاریخ را گرامی میدارم. درباره‌ی نوزدهم دی و مناقب مردم قم زیاد حرف زده‌ایم. هرچه عرض بکنیم تکراری است و بارها گفته شده. خلاصه‌اش همین آیه‌ی شریفه‌ای است که این قاری محترم خواندند: لا یَستَوی مِنکُم مَن اَنفَقَ مِن قَبلِ الفَتحِ وَ قاتَلَ [اولٰئِکَ اَعظَمُ دَرَجَةً] مِنَ الَّذینَ اَنفَقوا مِن بَعدُ وَ قاتَلوا.(۱) مردم قم قبل از آنکه حرکت بزرگی از ملّت ایران دیده بشود و شروع بشود، قیام کردند. خب، حرکت مردم قم حرکت بسیار اثرگذاری بود و ایران را لرزاند؛ همه‌ی دلهای آماده را متوجّه یک فرصتی و یک امکانی و یک حقیقتی کرد و نهضت به راه افتاد، تا بقیّه‌ی قضایایی که میدانید. تکرار مطلب لازم نیست، آنچه لازم است، درس گرفتن از این قضایا است. از این‌جور قضایا باید درس گرفت. درسها هم نوبه‌نو مطرح میشود. هر روزی ما -من، شما، آحاد مردم- احتیاج داریم به اینکه از حوادث گذشته درس بگیریم.

 نکته‌ی اصلی‌ای که در قضیّه‌ی قم وجود دارد که من آن نکته را هم بارها عرض کرده‌ام و تکرار میکنم، این است که مردم قم در آن مقطع، بهنگام عمل کردند. همیشه کار وقتی‌که در وقت خود انجام گرفت، تأثیر میکند یا تأثیر آن افزایش پیدا میکند. همان کار را اگر گذاشتیم بیات شد، مدّتی گذشت و بعداً انجام گرفت، گاهی اثر نمیکند یا اثر کمی میکند. هنر قمی‌ها این بود که نکته را فوراً گرفتند، دشمنی را فوراً شناختند و در همان وقت اوّل به آن پاسخ دادند، وَالّا اگر بعد از آنکه آن رفتار خباثت‌آمیزِ توطئه‌آمیزِ دشمن نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت، این دست آن دست میکردند، [میگفتند] حالا میکنیم، فردا میکنیم، یک ماه دیگر میکنیم، این حوادث بعدی اصلاً به وجود نمی‌آمد. فریضه وقت دارد، در وقت خود باید فریضه را انجام داد؛ بهترین وقت انجام فریضه هم اوّل وقت -وقت فضیلت- است. خب، بعضی اصلاً فریضه را انجام نمیدهند، [میگویند] بی‌خیال؛ بعضی انجام میدهند امّا با تأخیر؛ بعضی میگذارند وقت که گذشت انجام میدهند، مثل توّابین؛ توّابین آن‌وقتی که باید می‌آمدند -که عاشورا بود- نیامدند، وقتی آمدند که کار از کار گذشته بود. یا قیام مردم مدینه با رهبری عبدالله بن حنظله. آمدند در مقابل یزید ایستادند، قیام کردند، حاکم مدینه را بیرون کردند، امّا دیر؛ آن‌وقتی که شنیدند که حسین‌بن‌علی (علیهماالسّلام) از مدینه خارج شد، آن‌وقت باید به این فکر می‌افتادند، نیفتادند؛ دیر به فکر افتادند، یک سال بعد [به فکر افتادند]؛ نتیجه هم همانی شد که تاریخ ثبت کرده است؛ قتل‌عام شدند، تارومار شدند، نابود شدند، هیچ کاری هم نتوانستند بکنند. کار را در وقت باید انجام داد. خب، اگر بخواهیم کار را در وقت انجام بدهیم، بایستی فریضه را بشناسیم، بدانیم چه کاری باید انجام داد تا آن را در وقت خود انجام بدهیم.

 من عرضم این است که این انقلاب یک خیز بلندی بود که ملّت ایران برداشت برای اینکه خود را از ذلّت وابستگی و ذلّت عقب‌ماندگی نجات بدهد. این انقلاب یک حرکت عظیمی بود برای اینکه وابستگی و عقب‌ماندگی‌ را -این دو ذلّت بزرگ را- به برکت اسلام و با راهنمایی و رهبری اسلام، از این ملّت بزداید؛ دو درد طولانیِ مزمن بود، اینها را علاج بدهد؛ انقلاب برای این به وجود آمد و نظام جمهوری اسلامی بر این اساس تشکیل شد. خب، درست توجّه کنید، وقتی که یک حرکتی برای این مقصود به وجود آمده است که وابستگی را و عقب‌‌ماندگی را از این ملّت بزداید -و موفّق هم شده است، پیشرفت هم کرده است- آن کسانی که عقب‌ماندگی و وابستگی به نفع آنها بود، در مقابل این حرکت، این انقلاب، و این نظام می‌ایستند؛ این طبیعی است. این[طور] نیست که ما دشمن درست میکنیم‌؛ بعضی‌ها تکیه‌کلامشان این است که آقا دائم دشمن نتراشید‌! دشمن را حرکت ملّت میتراشد. فرض کنید یک قلدری آمده است خانه‌ی شما را، دکان شما را، محلّ استراحت شما را، زندگی شما را غصب کرده است؛ وقتی شما آمدید او را بیرون کردید، خب شما حقّتان را انجام داده‌اید، حقّتان را گرفته‌اید امّا او با شما دشمنی میکند. تا وقتی‌که امید داشته باشد که بتواند بر شما غلبه پیدا کند، به شما ضربه میزند. ما با کسی دشمنی جدیدی ایجاد نکرده‌ایم؛ اینها دشمنی میکنند. آن کسانی که از وابستگی ایران به خودشان بهره میبردند، امروز با ما دشمنند؛ دشمن خونی! آن ‌کسانی که از عقب‌ماندگی ملّت ایران منتفع میشدند، امروز با ما دشمنند؛ دشمن خونی، دشمن آشتی‌‌ناپذیر. البتّه این دشمنی ممکن است تا قیامت طول نکشد، عَسَى اللّهُ اَن یَجعَلَ بَینَکُم وَ بَینَ الَّذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَّة؛(۲) ممکن است یک وقتی اتّفاق بیفتد در آینده -صد سال دیگر، پنجاه‌ سال دیگر، نمیدانیم- که این دشمنی از بین برود؛ امّا شرط از بین رفتن دشمنی چیست؟ این که او ناامید بشود یا اصلاح بشود؛ که حالا این [اصلاح شدن] بعید است، اصلاح شدن ابرقدرت‌ها بعید است. خب پس این دشمنی هست. آن درسی که ما باید بگیریم که بهنگام عمل بکنیم، آن مبنی بر این است که دشمن را بشناسیم، سمت و سوی کار دشمن را بدانیم، آن‌قدر بصیرت پیدا کنیم که هر حرکتی که دشمن انجام میدهد، بفهمیم که هدفش چیست. اگر متوجّه ما و متعرّض به ما است، علاج کنیم آن را، بِایستیم، مقاومت کنیم؛ این وظیفه‌ی ما است. حالا من درباره‌ی همین موضوع، چند جمله‌ای را، کلماتی را امروز عرض میکنم.

 اوّلاً دشمن کیست؟ دشمن، امروز مشخّصاً عبارت است از آمریکا، انگلیس، زرسالاران بین‌المللی، صهیونیست‌ها و دنباله‌هایشان؛ حالا دنباله‌هایشان خیلی اهمّیّتی ندارند، ارزشی ندارند که آدم اسم از آنها بیاورد؛ اصلی‌ها اینها هستند. آمریکا دشمن است با جمهوری اسلامی، با ایران مستقل، با ایران روبه‌جلو و پیش‌رونده؛ انگلیس که مستعمرِ پیرِ ازکارافتاده‌ی دوره‌ی قبل است و حالا باز مجدّداً به این منطقه میخواهد نفوذ کند، دشمن است؛ صهیونیست‌ها دشمنند؛ سرمایه‌داران بین‌المللی و زرسالاران بین‌المللی دشمنند؛ اینها دشمنهای اصلی [هستند].

 البتّه این را هم عرض بکنم که فقط اینها هم دشمن نیستند، علاوه‌ی بر اینها یک دشمن دیگری وجود دارد و او درون خود ما است. خود ما یعنی چه؟ یعنی من، شما، فلان مسئول، فلان جوان. آن دشمن درونی چیست؟ آن دشمن درونی عبارت است از بی‌انگیزگی، ناامیدی، بی‌حالی، بی‌نشاطی‌، تنبلی؛ اینها دشمن ما است. اَللّهُمَّ‌ اِنّى‌ اَعوذُ بِکَ‌ مِنَ‌ الکَسَلِ‌ وَ الهَرَمِ وَ الجُبنِ وَ البُخلِ وَ الغَفلَةِ وَ القَسوَةِ وَ الفَترَةِ وَ المَسکَنَة؛(۳) اینها دشمنهای ما هستند. اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِن نَفسٍ لا تَشبَع وَ مِن قَلبٍ لا یَخشَع وَ مِن دُعاءٍ لا یُسمَع و مِن صَلاةٍ لا تَنفَع؛(۴) اینها دشمنان درونی ما هستند؛ همه را به گردن بیرونی‌ها نمی‌اندازیم. ما هم اگر بد عمل کنیم، اگر به وقت عمل نکنیم، اگر تنبلی کنیم، اگر دشمن را اشتباه بگیریم، اگر به جای شیطان اکبر واقعی، یک برادر ناباب یا ناراهی -که حالا برادر ما است، ولو ناباب و ناراه است- شیطان اکبر ما شد، ضربه خواهیم خورد. پس این هم دشمن ما است، حواسمان باشد. وقتی ما میگوییم دشمن خارجی، معنایش این نیست که در خودمان هیچ‌گونه نقصی وجود ندارد؛ نه، سیاستهای غلط، سیاستهای بد، رفتارهای بد، اختلافات گوناگونِ بی‌وجه، تنبلی کردن، اقدام نکردن، تنگ‌نظری، اینها دشمنان ما است؛ اینها هم هست.

 خب، [وقتی] گفتیم آمریکا، انگلیس، فلان دشمن خارجی، [آیا] همین‌طور شعار میدهیم یا نه؟ من عرض بکنم به شما، شعار نیست؛ این متّکی به واقعیّات است. خب، از قضایای دنیا ما مطّلع میشویم؛ وقتی که فرض کنید وزیر خارجه‌ی(۵) خوش‌اخلاق!(۶) آمریکا در نامه‌ی وداعیّه‌ی خود توصیه میکند به دولت بعدی که به ایران سخت بگیرید، هرچه میتوانید سخت‌گیری کنید، تحریمها را حفظ کنید، نگه دارید، بدانید با سخت‌گیری میشود از ایران امتیاز گرفت کمااینکه ما گرفتیم -او میگوید- خب این دشمن است؛ حالا این دشمن، دشمن خندان است؛ یک دشمن بود که می‌آمد صریحاً میگفت که ایران محور شرارت است،(۷) او این را صریحاً نمیگوید امّا رفتار او همین رفتار است. این شد دشمن. پس ما که دائم میگوییم دشمن، دشمن، نه این است که میخواهیم شعار بدهیم، نه اینکه به قول بعضی‌ آدمهای بی‌انصاف میگویند اینها در کار داخلی خودشان درمانده‌اند، ناچارند دشمن بتراشند؛ نه، دشمن‌تراشی نیست؛ خب دشمن است، چشمت را باز کن تا ببینی؛ ببندی چشمت را، البتّه نمی‌بینی؛ سرت را داخل برف فروکنی، نمی‌بینی؛ امّا سرت را بلند کن، نگاه کن، می‌بینی.

گفتیم انگلیس! انگلیس‌ها مجدّداً به خلیج فارس [آمده‌اند]؛ البتّه ما از یکی دو سال قبل خبر داشتیم؛ شنیده بودیم که اینها بنا دارند دوباره به خلیج فارس بیایند؛ حالا آمدند. می‌آیند اینجا به یک عدّه از حکّام خلیج فارس -که هیچ صمیمیّتی هم بینشان نیست؛ این‌جور نیست که خیال کنیم واقعاً آنها با این حکّام خلیج فارس صمیمی‌اند؛ نه، میخواهند استفاده کنند، میدانند آنها را میشود زیر بار گرفت؛ می‌آیند با آنها این‌جوری حرف میزنند- میگویند ایران تهدید است! خب، تهدید خود انگلیس‌هایند. امروز محافل انگلیسی می‌نشینند برای منطقه و برای ایران اسلامی تصمیم‌گیری میکنند؛ یکی از تصمیمهایشان تجزیه‌ی کشورهای منطقه است. این چیزی که عرض میکنم، تحلیل نیست، حدس نیست؛ اینها اطّلاعات است. میگویند دوران یک عراق، یک سوریه، یک یمن، یک لیبی گذشته؛ یعنی عراق تجزیه بشود، سوریه تجزیه بشود، لیبی تجزیه بشود، یمن تجزیه بشود؛ اسم ایران را نمی‌آورند، چون جرئت نمیکنند، میترسند. از افکار عمومی ایران بشدّت میترسند وَالّا همان حرفی را که محمّدرضا قبل از رفتن گفت که «اگر ما برویم، ایران میشود ایرانستان» -منظورش این بود که مثل افغانستان، مثل ترکمنستان، مثل مانند اینها، اینجا هم یک قسمتی به نام ایرانستان میمانَد، بقیّه هم تقسیم میشود بین دولتهای متفرّق- اینها [هم] میخواهند همان حرف را بزنند؛ در این امید بودند، تلاششان را هم کردند، توی دهنشان هم خورد لکن در ذهنشان هنوز هست؛ [امّا] به زبان نمی‌آورند. خب این دشمن است، [مگر] دشمن شاخ و دُم دارد؟ از حالا نشسته‌اند، دارند برای دوران بعد از پایان برجام فکر میکنند که بعد از آن چه محدودیّت‌هایی را بر ایران تحمیل کنیم -که دوران برجام به خیال آنها ده سال، دوازده سال مثلاً باید طول بکشد- از حالا دارند فکر آن‌وقت را میکنند که ما با ایران، آن‌وقت چه کار کنیم، چه بگوییم، چه‌جوری عمل کنیم که محدودیّت ایجاد کنیم. دیگر دشمن از این بدتر؟ از این خبیث‌تر‌؟ اینکه بنده میگویم انگلیسِ خبیث، این خباثت اینها است.

 یکی از برنامه‌های اینها که تصریح میکنند، آموزش و تسلیحِ افرادِ بومیِ انتخاب‌‌شده است؛ یعنی [میگویند] ما در این کشورها، ازجمله در ایران، افرادی از خود ایران را انتخاب میکنیم، با اینها ارتباط برقرار میکنیم، اینها را آموزش میدهیم، تجهیزشان میکنیم -امروز هم تجهیز کردن آسان است، اینترنت هست و فضای مجازی هست و ارتباطات گوناگون هست- تا به جان کشور بیفتند، به جان نظام اسلامی بیفتند، به جان ملّت بیفتند؛ اینها حرفهایی است که اینها دارند میگویند؛ خب این شد دشمن.

 این دشمن را بایستی شناخت. عرض کردیم، هم دشمن را باید شناخت، هم شیوه‌های دشمنی را. راه‌‌‌ورسم‌ها و سمت‌وسوهایی را که اینها برای دشمنی در نظر گرفته‌اند، [همه] باید بدانند؛ مسئولین هم باید بدانند، مردم هم باید بدانند، جوانهای ما هم باید بدانند، کارگرهای ما هم باید بدانند، دانشگاهی‌های ما هم باید بدانند؛ بدانند که هدف دشمن -حالا گاهی در رادیوها و در تشکیلاتشان میگویند که هدف ما شخص فلانی است، مثلاً فرض کنید علی خامنه‌ای، ولی دروغ میگویند- هدفشان ملّت ایران است، هدفشان ایران اسلامی است، هدفشان نظام اسلامی است. اگر با فلان زیدی، با فلان عمروی، با فلان دستگاهی و سازمانی هم دشمنی میکنند، به‌خاطر این [است] که احساس میکنند این مثلاً سینه سپر کرده، ایستاده؛ باید پس بزنند او را؛ که حالا در این زمینه هم عرض خواهم کرد.

 خب، ما باید درمقابل چه کار کنیم؟ وظیفه‌ی ما این است که ما کشور را، هم نیرومند کنیم، هم مقاوم کنیم؛ قدرت کشور را بالا ببریم و آن را مقاوم‌سازی کنیم. قدرت کشور چه‌جوری بالا میرود؟ اینها حرفهایی است که باید روی آن فکر کنیم و برنامه‌ریزی کنیم؛ این برنامه‌ریزی به عهده‌ی همه است؛ به عهده‌ی مسئولین هست، به عهده‌ی سیاستمداران هست، به عهده‌ی حوزه‌های علمیّه هست، به عهده‌ی دانشگاه‌ها هست، به عهده‌ی عناصر فعّال فرهنگی هست، به عهده‌ی عناصر فعّال سیاسی هست؛ باید روی اینها برنامه‌ریزی کنند. ما باید مقاوم‌سازی کنیم و کشور را نیرومند کنیم.

 چه‌جوری نیرومند کنیم؟ عناصر اقتدار برای کشور چه چیزهایی است؟ من چند موردش را میشمرم: یکی‌ ایمان اسلامی است، ایمان دینی است. ایمان دینی جزو مهم‌ترین عناصر مقاومت و تحرّک این کشور است؛ مال امروز هم نیست، از ۱۳۰ ‌سال، ۱۴۰ سال پیش به این‌طرف، هر حرکتی در این کشور انجام گرفته است که اثرگذار، جریان‌ساز و مؤثّر بوده است، عنصر ایمان دینی حرف اوّل را در آن میزده است. شما از قضیّه‌ی تنباکو شروع کنید، قضیّه‌ی تنباکو که یک حرکت عظیم مردمی در کشور بود، عنصر دینی داشت؛ مرجع تقلید حکم کرد، مردم بر طبق حکم او به‌خاطر ایمان دینی عمل کردند و یک خیانت بزرگ را که برای سالهای متمادی پدر این ملّت را درمی‌آورد، از سر این ملّت دور کردند؛ این یکی.

مشروطیّت؛ مشروطیّت حرکتی بود که با پیش‌آهنگی علما که مظهر دین‌داری مردم بودند، توانست پیش برود. بله، فلان روشنفکر، فلان نویسنده، فلان محفلِ پنهانی در کشور بود، نه‌اینکه نبود امّا پیش نمیرفت، کاری نمیتوانستند بکنند، نفوذی در مردم نداشتند. آنچه در مشروطه مردم را به میدان آورد، عبارت بود از حضور علمای تراز اوّلی مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری، مثل مرحوم سیّدمحمّد طباطبائی، مثل مرحوم سیّدعبدالله بهبهانی؛ اینها علمای بزرگ بودند؛ در تهران و در تبریز علمای بزرگ، در اصفهان علمای بزرگ، در بعضی از شهرهای دیگر هم همین‌جور، در فارس همین‌جور، علمای بزرگ جلو افتادند و مردم دنبال اینها آمدند؛ منتها خب انگلیس‌ها اینجا زرنگ‌تر از ما بودند؛ هم بین علما اختلاف ایجاد کردند [هم بین مردم]. در تهران بین آن دو بزرگوار و شهید بزرگوار شیخ فضل‌الله نوری اختلاف ایجاد کردند. شیخ فضل‌الله نوری که پیش‌قدم‌ترین عالم برای برقراری مشروطه بود، به اتّهام ضدّیّت با مشروطه به دار کشیده شد! این کاری بود که آنها کردند. مردم را کشاندند به سفارت و یک عدّه‌ای دودستی مشروطه را تقدیم انگلیس‌ها کردند؛ و مشروطه آن شد که دنبالش رضاخان بود و پنجاه ‌سال، شصت‌ سال عقب‌ماندگی این کشور، امّا شروع حرکت با دین بود.

 نهضت ملّی شدن صنعت نفت؛ ببینید اینها تاریخ است. اینکه من مدام میگویم تاریخ را بخوانید، در تاریخ تأمّل کنید، برای اینها است. اگر علما نبودند و انگیزه‌ی دینی نبود، قطعاً نهضت ملّی شدن صنعت نفت پیش نمیرفت؛ این را همه بدانند. در مقدّمه‌ی این نهضت آیت‌الله کاشانی بود. پشتیبان او مرجع تقلیدی مثل مرحوم آسیّدمحمّدتقی خوانساری در قم بود. مروّجان این فکر، یک جمعی در قم و در مشهد ما یک عالم دینی، یک منبریِ درجه‌ی یک و یک فعّال مذهبی گوینده‌ی متفکّر درجه‌ی یک [بودند]؛ اینها مروّجین نهضت ملّی بودند، مردم به‌خاطر دین آمدند. بعد که مرحوم کاشانی را جدا کردند، علما را طرد کردند، مذهبی‌ها را کنار گذاشتند، مصدّق شکست خورد. تا دین بود، تا عنصر ایمان دینی بود، حرکت به جلو بود؛ وقتی این [عنصر] از آن گرفته شد، حرکت متوقّف شد، شکست خورد، تبدیل به عکس شد. یک آمریکایی با یک چمدان اسکناس آمد در تهران و همه‌ی قضایا را به هم زد.

 عنصر ایمان دینی در همه‌ی حرکتها [روشن است]؛ در پانزده خرداد که روشن است، در انقلاب اسلامی که روشن است، در قضیّه‌ی دفاع مقدّس که روشن است. در قضایای گوناگون، دین و انگیزه‌ی دینی مردم را کشاند. آن‌ که چهار پسر یا سه‌ پسرش در راه خدا شهید شدند، خوشحال است که در راه خدا شهید شدند. انگیزه‌ی دینی و انگیزه‌ی ایمانی یک عامل اقتدار است.

 این را باید نگه داشت، با این دشمنی میکنند. امروز از همه طرف با انگیزه‌ی دینی مردم دارد دشمنی میشود؛ برای اینکه ایمانها را اوّل در جوانها و بعد در طبقات گوناگون دیگر به عناوین مختلف، به اَشکال مختلف از بین ببرند. این کاری است که دارد امروز به‌وسیله‌ی دشمن انجام میگیرد.

 علاوه بر ایمان دینی، معرفت دینی [لازم] است. ایمان دینی باید با معرفت همراه باشد؛ معرفت دینی چیست؟ همین مطلبی که مرحوم مدرّس فرمود که «دیانت ما عین سیاست ما است، سیاست ما عین دیانت ما است» -و امام بزرگوار ما هم همین معنا را و همین مفهوم را، هم گفت و هم عملی کرد- این یکی از عناصر اقتدار کشور است. امروز یکی از توصیه‌های اساسی‌ای که هیئتهای اندیشه‌ورز آمریکایی و انگلیسی دُور هم می‌نشینند، فکر میکنند، طرّاحی میکنند، دارند ارائه میدهند و به فعّالان مطبوعاتی و رسانه‌ای و اینترنتی و سیاسی و غیره تعلیم میدهند، این است که میگویند با دینِ سیاسی باید مخالفت کرد؛ یعنی تبلیغِ جدایی دین از سیاست؛ یعنی جدایی دین از زندگی؛ دینِ گوشه‌ی مسجد، دین داخل خانه، دین فقط در دل، نه در عمل، که اقتصاد غیر دینی باشد، سیاست غیر دینی باشد، زیر بار دشمن رفتن غیر دینی باشد، با دوست جنگیدن، با دشمن همراه شدن -بر خلاف نصّ دین- وجود داشته باشد، امّا ظاهر هم ظاهر دینی باشد؛ این را میخواهند. معرفت دینی یعنی اینکه دین -همه‌ی ادیان؛ ادّعای ما این است که همه‌ی ادیان این‌جور هستند، حتّی مسیحیّت، امّا آنکه مسلّم و واضح و روشن است، دین اسلام است که پیغمبر اکرم اوّلْ‌کاری که بعد از غربت دوران مکّه انجام داد، ایجاد حکومت بود و دین را با ریختن در قالب حکومت توانست ترویج بکند- جدای از حکومت نیست. معنای اینکه دینی از حکومت جدا باشد، این است که دین بنشیند دائم نصیحت بکند، دائم حرف بزند و قدرتمندان هم هر کار که دلشان میخواهد برخلاف دین و بر ضدّ دین بکنند؛ هر وقت هم که خواستند یک لگدی به سر اینها بزنند؛ دین غیر سیاسی یعنی این. این را میخواهند، این را دنبال میکنند. نخیر، این معرفت باید وجود داشته باشد که دین منفکّ از سیاست نیست؛ و دشمن دین، از آن دینی میترسد که دولت دارد، قدرت دارد، ارتش دارد، اقتصاد دارد، سیستم مالی دارد، تشکیلات گوناگون اداری دارد؛ از این دین میترسد؛ وَالّا آن دینی که مردم میروند و در مسجد عبادت میکنند، خب بکنند، صد سال بکنند؛ پس این هم یک از عوامل [اقتدار کشور]. این را بدانید که عدم انفکاک دین از زندگی و از سیاست و جریان دین در همه‌ی شراشر(۸) زندگی جامعه، یک معرفت درست دینی است؛ این باید تحقّق پیدا بکند و باید دنبال این بود. وَالّا اسم دین و اسم روحانی‌صفتیِ ماها و عمّامه‌به‌سریِ ماها و مانند اینها که کاری نمیکند؛ باید حقیقتاً حرکت کنیم.

 یکی از عوامل قدرت، حرکت سریع علمی است؛ قدرت علمی. حدیث «اَلعِلمُ سُلطان»(۹) را من مکرّر خوانده‌ام. با قدرت علمی ما هم مخالفند.

 همان عناصر بومی‌ای که آن انگلیسیِ خبیث توصیه کرد و تأکید کرد که باید در داخل کشورها اینها را به کار بگیریم و مجهّزشان بکنیم، همان عناصر گاهی در دانشگاه‌ها سعی میکنند جوان ما را مأیوس کنند، برای اینکه حرکت علمی انجام ندهد؛ اگر بااستعداد است، او را کوچ بدهند به طرف خارج‌؛ [میگویند] «آقا! برو فلان‌جا، اینجا مانده‌ای که چه؛ خودت را ضایع میکنی»؛ و پول هم بدهند، پاداش هم بدهند‌. البتّه جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند‌؛ این را من میتوانم شهادت بدهم. علی‌رغم خباثتهایی که بعضی از عناصر خود‌فروخته‌ی دشمن در سطح دانشگاه‌ها و بیرون دانشگاه‌ها انجام میدهند برای اینکه بذر نومیدی را بپاشند‌، جوانهای ما، جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند. چند روز قبل از این، مدال‌گیران و برجستگان یک دانشگاه برجسته‌ی کشور آمده بودند،(۱۰) جوری حرف میزدند که انسان واقعاً مبهوت میمانْد از زیبایی و صحّت و اتقان حرف زدن اینها. حالا عرض خواهم کرد که اینها مردم ما را نشناخته‌اند امّا توطئه‌هایشان را باید شناخت. یکی از راه‌های مقاوم کردن کشور عبارت است از حرکت علمی، که نه باید متوقّف بشود، نه باید شتاب آن کاهش پیدا بکند.

 یک مسئله‌ی دیگر، پیشرفت اقتصادی و حلّ مشکلات مردم است. یکی از اهداف آنها از این تحریمها همین است که مردم را از نظام جدا کنند؛ مردم دچار مشکلات باشند؛ بیکاری باشد، رکود باشد، مشکلات گوناگون اقتصادی باشد؛ ما همین‌طور حرف بزنیم، مردم هم دچار مشکلات‌ [باشند]. تحریم میکنند برای اینکه این کارها اتّفاق بیفتد و تحریم را هم که بظاهر برمیدارند، جوری برمیدارند که این مشکلات برطرف نشود. ما باید در مقابل چه کار کنیم؟ پادزهر ما این است که ما کاری کنیم که اقتصاد، اقتصاد قوی، مقاوم و پایدار [بشود]، یعنی همان «اقتصاد مقاومتی» که بارها گفته‌ایم و گفته‌ایم و گفته‌ایم. این هم از عوامل اقتدار کشور است. کشوری که اقتصاد قوی داشته باشد، پولش هم ارزش پیدا میکند، مسئولینش هم ارزش پیدا میکنند، مردمش هم اعتبار پیدا میکنند و دیگر نمیشود بر اینها تحمیل کرد. بارها گفته‌ایم که باید خودمان را از این مکیدن نفت و وابسته بودن به نفت بتدریج جدا کنیم و این را باید بتدریج کم کنیم. سیاست نفت و بالا پایین شدن نفت، دست دیگران است؛ نفت مال ما است امّا اختیارش دست دیگران است. باید بتوانیم اقتصاد کشور را مقاوم کنیم، جوری کنیم [که آن را] استحکام ببخشیم. این یکی از عوامل اقتدار است.

 حفظ عزّت ملّی در مذاکرات بین‌المللی، در رفت‌وآمدها، زیر بار زور نرفتن، عزّت ملّی را حفظ کردن، یکی از عوامل اقتدار کشور است. در آن جلسه‌ای که ما نشسته‌ایم و داریم با طرف مقابلمان حرف میزنیم، او نگاه میکند ببیند روحیّه‌ی ما چه‌جوری است، انگیزه‌ی ما چقدر است، همّت ما چقدر است‌‌؛ بر اساس آن برآوردی که میکند، با ما رفتار خواهد کرد. باید عزّت ملّت را، عزّت کشور را حفظ کنیم؛ [آن‌وقت] مردم هم احساس عزّت میکنند؛ این میشود توانمندی و مایه‌ی اقتدار کشور.

 خب‌‌، اگر چنانچه حقیقتاً این وسایل مقاومت را شناختیم، سمت و سوی کار دشمن را شناختیم، آن‌وقت در مقابل دشمن میتوانیم برنامه‌ریزی کنیم‌، نقشه بکشیم، همین عوامل اقتدار را در خودمان به وجود بیاوریم؛ اگر نشناختیم، گاهی ممکن است به دشمن کمک هم بکنیم. بارها من عرض کرده‌ام، اگر در جبهه‌ی جنگ سرباز رزمنده خوابش ببرد، بعد از خواب بیدار بشود گیج و ویج، نمیداند چه کار میکند، توپخانه را روشن کند، ممکن است به خودی ضربه بزند. شما اگر ندانی دشمن کدام طرف است، دوست کدام طرف است، توپخانه را که روشن کردی، به جای اینکه به دشمن بخورد، به دوست میخورد؛ بصیرت که لازم است [برای] این است.

 دشمن دنبال این است که این عوامل اقتدار ملّی را -که بنده عرض کردم- از بین ببرد؛ هدف دشمن این است. ایمان را از بین ببرد، حیا و عفاف را از بین ببرد، پایبندی به مبانی دینی را از بین ببرد، اعتقاد راسخ به حاکمیّت دین را از بین ببرد، عزّت ملّی را مخدوش کند، حرکت علمی را متوقّف کند، دستگاه‌ها و مجموعه‌هایی که مظهر اقتدار کشور و اقتدار ملّتند، اینها را تضعیف کند. شما می‌بینید به سپاه حمله میشود، به بسیج حمله میشود، به شورای نگهبان حمله میشود، اینها همین است؛ من کاری به این بگومگوهای اخیر بین رؤسای دو قوّه ندارم، اینها چیزهای مهمّی نیست، اینها تمام میشود به حول و قوّه‌ی الهی؛ چیز اهمّیّت‌داری نیست، دشمن میخواهد این چیزها را بزرگ کند؛ لکن وجود یک قوّه‌ی قضائیّه‌ی مستقل و شجاع و قاطع را همه باید قدر بدانند؛ همه باید کمک کنند. بنده، هم از دولتها حمایت میکنم، هم از قوّه‌ی قضائیّه حمایت میکنم، هم از مجلس شورای اسلامی حمایت میکنم -من از همه حمایت میکنم- امّا باید دید، آن‌چیزی که میتواند دشمن را در اهداف خودش ناکام کند چیست؟ ما اگر بتوانیم یک دستگاه امنیّتی قوی داشته باشیم، یک دستگاه نظامیِ مردمیِ مقتدر داشته باشیم، یک حرکت عظیم مردمی به نام بسیج داشته باشیم، یک روحانیّت آگاه متوجّه به زمان و زمان‌شناس و داخل صحنه داشته باشیم، یک قوّه‌ی قضائیّه‌ی مقتدرِ کامل داشته باشیم، یک دولت برنامه‌ریز دقیقِ شجاع داشته باشیم؛ اگر این‌چیزها را داشته باشیم، حرکت ملّت ایران و حرکت کشور، حرکت موفّقی خواهد شد. اینها را باید تأمین کرد، دنبال اینها باید بود. هرکدام را که داریم خدا را شکر کنیم و نگه داریم؛ هرکدام را که نداریم تأمین کنیم؛ برای خودمان فراهم بکنیم.

 امروز خوشبختانه حرکتهای خیلی خوبی هست؛ هم در حوزه‌ی علم و فرهنگ -همان‌طور که عرض کردم- [هم در حوزه‌های دیگر]؛ بهترین مدال‌آوران کشور بچّه‌های بسیجی‌اند. اینجا من با دانشجوها ملاقاتهای متعدّدی دارم؛ یک نمونه‌اش همین چند روز قبل از این بود که مدالگیران و جوانهای بسیجیِ دانشگاه شریف آمدند اینجا. ده‌ها مدال، ده‌ها جوان برجسته و نخبه، یک نمونه‌اش بود؛ نمونه‌های فراوان دیگری داریم. جوانهای نخبه، جوانهای فعّال، جوانهای زنده، باهوش، دانشگاهی، دانشجو و همچنین در میان اساتید، [افراد] دارای فکر انقلابی، دارای انگیزه‌ی انقلابی و عزم انقلابی، این امروز وجود دارد؛ در حوزه‌ی فرهنگ هم همین‌جور است، در حوزه‌ی هنر هم همین‌جور است، در حوزه‌ی سیاست هم همین‌جور است. هرچه میتوانیم بایستی به این جوانهای پرانگیزه، در همه‌ی این حوزه‌هایی که اسم آوردم کمک کنیم.

البتّه این را قاطعاً عرض میکنم که دشمن با همه‌ی برنامه‌ریزی‌هایش، مردم ما را نشناخته، ملّت ایران را نشناخته؛ اشتباه میکنند. دیدید در سال ۸۸ خطا کردند و آن فتنه را راه انداختند و کار را به جاهایی رساندند که به خیال خودشان جاهای بسیار باریک و حسّاس و دقیقی بود، [امّا] ناگهان حرکت عمومی نهم دی همه را مبهوت کرد. این حرکت نهم دیِ سال ۸۸ از جنس همان حرکت نوزدهم دی شماها در سال ۵۶ است.

 ‌بنابراین همه‌ی قشرهای فعّال کشور، از روحانیّون، دانشگاهیان، مسئولان کشور، مدیران کشور، بخصوص مدیران ارشد کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، روشنفکران، نویسندگان، همه وظیفه داریم که عوامل اقتدار را در کشور -که شمردم- تقویت کنیم. آن که ایران را دوست دارد، باید بداند حمله‌ی به ایمانِ اسلامیِ جوانان، یک خیانت به ایران است. بعضی‌ها هستند که ایران را دوست دارند، کشور را دوست دارند، [امّا] خیلی پایبندی و دلبندی به دین و شریعت و مانند این چیزها ندارند؛ آنها هم باید بدانند که اگر واقعاً ایران را دوست دارند، اگر حقیقتاً خائن نیستند و دشمن در لباس دوست نیستند، نباید دین را -دین جوانان را، ایمان جوانان را- تضعیف کنند. آن که ایمان جوانان را تضعیف میکند، دارد به کشور خیانت میکند؛ نه‌فقط به دین. این عوامل اقتدار کشور و ملّت باید از سوی همه‌ی این اقشار تقویت بشود، حفظ بشود، دنبال بشود.

 و خوشبختانه امروز یک مجموعه‌ی عظیمی این وظیفه را دارند انجام میدهند و بعد از این هم بیشتر خواهد شد. درس امروزِ من و شما از حادثه‌ی نوزدهم دی این باشد که بدانیم باید دشمن را شناخت، شیوه و سمت‌وسوی کار دشمن را دانست و بهنگام، بوقت با هر وسیله‌ای که در اختیار من و شما هست، در مقابل او باید ایستاد. اگر این کار را کردیم، بدانید دشمنان جهانی و بین‌المللی ما -همانهایی که گفتم؛ از آمریکا و انگلیس و صهیونیسم و کمپانی‌های بین‌المللی و زرسالاران بین‌المللی و دشمنان عنود- در مقابل ملّت ایران هیچ غلطی نخواهند توانست بکنند.(۱۱) (خب، الحمدلله آنهایی که دلشان میخواست شعار بدهند، این دَم آخر کاملاً کاری که دلشان میخواست انجام دادند.)(۱۲)

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
 
۱) سوره‌ی حدید، بخشی از آیه‌ی ۱۰؛ «... کسانی از شما که پیش از فتح [مکّه] انفاق و جهاد کرده‌اند، [با دیگران] یکسان نیستند. آنان از [حیث] درجه بزرگ‌تر از کسانی‌اند که بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند ...»
۲) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۷ «امید است که خدا میان شما و میان کسانی از آنان که [ایشان را] دشمن داشتید، دوستی برقرار کند...»
۳) کافی، ج ۲، ص ۵۸۶
۴) کافی، ج ۲، ص ۵۸۶ (با اندکی تفاوت)
۵) جان کری
۶) خنده‌ی حضّار
۷) جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا
۸) پاره‌های هر چیز، سراسر
۹) ابن ابی الحدید. شرح نهج‌البلاغه، ج ۲۰،‌ص ۳۱۹
۱۰) بیانات در دیدار اساتید و نخبگان بسیجی دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۹۵/۱۰/۱۳)
۱۱) تکبیر حضّار
۱۲) خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار


[سه شنبه 21 دی 1395 ]  [3:42 PM]  [احمدرضا ناظمی]

۱۳۹۵/۱۰/۱۶

 

 

 

خانواده‌های هفت شهید مدافع حرم از تکاوران شجاع ارتش، این هفته با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند. این شهدای گران‌قدر در دفاع از حرم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در سوریه به شهادت رسیده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با تجلیل از مقام والای شهدا گفتند: این شهدا نه‌تنها برای ارتش بلکه برای همه‌ی ملّت مایه‌ی افتخارند.

رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: همسران محترم برخی از این شهدا در تشییع جنازه‌ی همسرانشان مطالبی گفتند که فوق سطح فهم معمول ما انسان‌های مادی است.

ایشان در ادامه افزودند: اگر جلوی بدخواهان و فتنه‌گران که دستمایه‌ی دشمنی آمریکا و صهیونیسم هستند، در آنجا گرفته نمی‌شد، باید در تهران و فارس و خراسان و اصفهان جلوی آنها را می‌گرفتیم. اینها دشمن را زمین‌گیر کردند.


[سه شنبه 21 دی 1395 ]  [3:38 PM]  [احمدرضا ناظمی]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دوشنبه با جمعی از نخبگان و مدال‌آوران علمی دانشگاه صنعتی شریف دیدار کردند و در این دیدار، مدال‌های کسب‌شده از سوی نخبگان در مسابقات و المپیادهای کشوری و جهانی به رهبر معظم انقلاب اسلامی اهدا شد.

رهبر انقلاب اسلامی، دیدار با جمعی از نخبگان جوان علمی کشور را، باز شدن پنجره‌ای به سوی یک باغ دلگشا و ورود هوای تازه، و فروزان‌تر شدن امیدها به تحقق اهداف والای نظام و کشور، توصیف کردند و گفتند: من شکرگزار خداوند متعال به سبب وجود جوان‌های خوب، صالح و نخبه‌ی کشور هستم و این جوانان نیز باید شکرگزار نعمت نخبگی و ظرفیت‌ها و استعدادهای بالای خود باشند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطالب مطرح‌شده از جانب نخبگان علمی را مطالبی پخته، صحیح، دقیق و منطبق با آرمان‌ها خواندند و تأکید کردند: هسته‌های نخبگی که همچون گلخانه‌هایی در سراسر کشور پراکنده هستند، قطعاً آینده‌ی کشور را سرشار از عطر علم و تجربه و استعداد و تدین و انقلابی‌گری خواهند کرد.

ایشان با اشاره به فراگیر شدن گفتمان تولید علم در کشور و پدیدار شدن نتایج عملی آن، افزودند: تلاش و حرکت علمی در کشور به‌هیچ‌وجه نباید کُند یا متوقف شود بلکه باید با شتاب بیشتری ادامه یابد.

رهبر انقلاب اسلامی مدال‌های نخبگان علمی را بسیار باارزش و نماد استعداد درونی و هویت والای این جوانان دانستند و خاطرنشان کردند: ارزش معنوی این مدال‌ها بسیار بالاتر از ارزش مادی آن است و به همین دلیل من مدال‌های اهدایی جوانان نخبه را با کمال میل و با افتخار می‌پذیرم اما بعد به خود آنان باز خواهم گرداند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، موضوعِ تعهد دینی و انقلابی را در کنار تلاش علمی، بسیار مهم ارزیابی و تأکید کردند: پیشرفت علمی، به‌تنهایی، یک ملت و کشور را سعادتمند نخواهد کرد بلکه همراه شدن حرکت علمی با آرمان‌های والای معنوی و انقلابی، زمینه‌ساز به سامان رسیدن مسائل کشور و الگو شدن آن برای منطقه و دنیای اسلام و جهان خواهد بود.

ایشان دلیل شکاف‌ها، کمبودها و سستی‌های کنونی بنیان تمدن غرب را با وجود پیشرفت‌های فراوان مادی آن، نبود معنویت و آرمان‌های الهی دانستند و گفتند: انحراف‌های گوناگون فکری، عملی و اخلاقی، متلاشی شدن بنیان خانواده، خشونت روزافزون، فساد اخلاقی و خودکشی‌ها در جوامع غربی به‌ویژه آمریکا، ناشی از همین موضوع است؛ برخی از متفکرین و اندیشمندان آمریکایی صراحتاً به این شکاف‌ها و آسیب‌ها و نبود اخلاق، اذعان می‌کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خشونت‌های روزافزون در جامعهی آمریکا و کشتار به‌وسیله‌ی سلاح، افزودند: آدمکشی و رواج اسلحه در آمریکا به یک مشکل جدی تبدیل شده است که علاج آن، توقف استفاده از سلاح در میان مردم است اما به‌دلیل سلطه‌ی مافیای کمپانی‌های اسلحه‌سازی در آمریکا، هیأت حاکمه‌ی این کشور جرئت غیرقانونی کردن استفاده از سلاح را ندارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «اهتمام جدی به آرمان‌های دینی و الهی و تعهد انقلابی» را لازمه‌ی پیشرفت واقعی کشور دانستند و تأکید کردند: این موضوع باید در همه‌ی عرصه‌های کشور اعم از اقتصاد، سیاست، کار علمی، اداره‌ی کشور و گزینش مدیران مورد توجه ویژه قرار گیرد.

ایشان سومین عامل برای پیشرفت کشور را، «ثبات و ایستادگی در راه دین و انقلاب» برشمردند و گفتند: انجام کارهای بزرگ همچون پیروزی انقلاب اسلامی و یا موفقیت در هشت سال دفاع مقدس و همچنین مقابله با فشارها و تعارض‌ها علیه نظام اسلامی، به‌دلیل انسان‌هایی بوده است که دارای ثبات قدم و ایستادگی بودند و در مسیر دین و انقلاب دچار انحراف و تزلزل نشدند و از افراد متزلزل در راه دین و انقلاب باید حذر و پرهیز کرد.

رهبر انقلاب اسلامی، «حضور جهادی» در عرصه‌های گوناگون، خصوصاً میدان‌های تأثیرگذار برای آینده‌ی کشور را از دیگر عوامل موفقیت و پیشرفت دانستند و افزودند: اقدام جهادی به معنای خسته نشدن در مقابل سختی‌ها و موانع، ایمان به مسیر و حرکت بر اساس فکر و منطق است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نسل جوان کنونی را بسیار توانا‌تر، آگاه‌تر و هوشمندتر از نسل اول انقلاب برشمردند و با اشاره به جنبش دانشجویی تأکید کردند: جنبش دانشجویی به معنای حرکت جهادی در مسیر و در خدمت آرمان‌های انقلاب است و نه بر ضد آرمان‌ها سخن گفتن.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: من جوان‌های مؤمن و انقلابی را بسیار دوست دارم و از آنها، در هر کجا باشند پشتیبانی  می‌کنم و وظیفه‌ی رؤسا و مسئولین دانشگاه‌ها و وزرای مربوطه، حمایت مضاعف از جوانان مؤمن و انقلابی در دانشگاه‌ها است.

ایشان همچنین با اشاره به سخنان یکی از دانشجویان نخبه درخصوص ایجاد شرایط لازم برای بانوان نخبه خاطرنشان کردند: مسئولان دانشگاه‌ها باید تسهیلات و شرایطی را فراهم کنند که زنان دانشجو و محقق، علاوه بر انجام کارهای علمی خود، بتوانند وظیفه‌ی همسرداری و نگهداری از فرزندان را نیز انجام دهند و مجبور به کنار گذاشتن مسیر علمی خود نشوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به سخنان یکی از نخبگان علمی درخصوص اقتصاد مقاومتی اشاره کردند و گفتند: اقتصاد مقاومتی یک اندیشه‌ی تجربه‌شده در دنیا است و فقط اختصاص به ما ندارد.

ایشان چگونگی بهره‌برداری از اقتصاد مقاومتی را منوط به اهداف کشورها دانستند و افزودند: جدای از نحوه‌ی جهت‌گیری و بهره‌برداری، این موضوع که اقتصاد مقاومتی، کشور را در برابر تکانه‌های گوناگون جهانی اعم از بدخواهانه یا غیر بدخواهانه حفظ خواهد کرد یک اصل پذیرفته‌شده است.

رهبر انقلاب اسلامی دلیل پیشرفت‌های علمی و صنعتی آمریکا در ۱۵۰ سال گذشته را، به‌کارگیری اقتصاد مقاومتی دانستند و خاطرنشان کردند: البته آمریکایی‌ها این اندیشه را در جهت مادی‌گری و پول به‌کار گرفتند اما همین تجربه‌ی پذیرفته‌شده‌ی جهانی را می‌توان با جهت‌گیری متعالی‌تری به‌کار گرفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امکانات و ظرفیت‌های طبیعی کشور را بسیار متنوع و گسترده و البته ناشناخته خواندند و تأکید  کردند: وجود چنین ظرفیت‌هایی، یک اقبال بلند برای نسل جوان است که با بهره‌گیری از آنها، کشور را به پیشرفت هم‌زمان مادی و معنوی برسانند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، دکتر فتوحی رئیس دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به نقش برجسته‌ی این دانشگاه در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و اقتدار و شکوفایی علمی کشور و با بیان گزارشی از دستاوردها و برنامه‌های دانشگاه صنعتی شریف گفت: دانشگاه صنعتی شریف تلاش دارد در پیشرفت و ارتقای علمی پایدار و درون‌زای کشور و مشارکت در حل مسائل ملی، نقش مؤثر داشته باشد.

در ابتدای این دیدار نیز آقایان:
- مرتضی حسنی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف و دارنده‌ی مدال برنز المپیاد فیزیک کشوری
- محمدسعید سرافراز، دانشجوی دکترای مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف و دارنده‌ی مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری
- مهدی یوسفی، برگزیده و فعال اقتصادی جهان اسلام
و خانم سارا مشحون، دانشجوی دکترای نانوفناوری و دارنده‌ی مدال طلای المپیاد نجوم کشوری و نیز تعداد دیگری از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود را بیان کردند.

مهم‌ترین محورهای سخنان دانشجویان به این شرح است:
- انتقاد از تعارض ساختارهای علمی کشور با جهت‌گیری توحیدی انقلاب اسلامی و لزوم قرار گرفتن حداکثری دانشگاه بر روی ریل انقلاب اسلامی
- امکان‌پذیر بودن تحول در دانشگاه با تکیه بر هسته‌های خودجوش انقلابی و ضرورت اعتماد به جوانان مؤمن
- انتقاد از میدان ندادن به جوانان انقلابی توسط مسئولان
- لزوم اتحاد کشورهای اسلامی و کاهش اتکا به نظام سلطه با اشتراک‌گذاری مدل اقتصاد مقاومتی
- لزوم انعطاف‌پذیری بیشتر نظام دانشگاهی در رابطه با دانشجویان متأهل و ضرورت فراهم آوردن زمینه‌های تحصیل و اشتغال این دسته از دانشجویان
- ضرورت برنامه‌ریزی برای ارائه‌ی آموزش‌هایی که دانشجویان را برای زندگی توانمند می‌کند
- انتقاد از عدم توازن در انتخاب رشته و ضرورت برگزاری المپیادهای معتبر در همه‌ی رشته‌ها
- پیشنهاد راه‌اندازی دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی
- ضرورت اصلاح و تجدیدنظر در برخی ساختارها و مبانی برنامه‌ریزی کشور


[سه شنبه 21 دی 1395 ]  [3:32 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران همایش ملی «صدف کوثر» بزرگداشت حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) که در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ برگزار شده بود، صبح امروز (پنجشنبه) در محل برگزاری این همایش در قم منتشر شد.


[سه شنبه 21 دی 1395 ]  [3:30 PM]  [احمدرضا ناظمی]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه و در آستانه‌ی سالروز حماسه‌ی ۹ دی ۸۸، با اشاره به دشمنی و کینه‌ورزی عملی مستکبران با حاکمیت اسلام و تلاش آنان برای سلب مؤلفه‌های قدرت نظام اسلامی، حادثه‌ی بی‌نظیر ۹ دی را ازجمله نمونه‌های قدرت جمهوری اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: امروز هندسه‌ی تقابل قدرت‌های استکباری با جمهوری اسلامی در جهت سلب قدرت مادی و معنوی، و عزم و اراده‌ی ملت ایران است و در مقابل، باید این قدرت را حفظ و روزبه‌روز تقویت کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، دستیابی به خیر و سعادت در جوامع بشری را در سایه‌ی برخورداری از قدرت دانستند و افزودند: قدرت‌های مستکبر همچون آمریکا، سعادت جامعه و آنچه را که «ارزشهای آمریکایی» می‌خوانند، در جمع‌آوری ثروت و تسلط بر عالم دنبال می‌کنند اما اسلام، سعادت بشر را در رسیدن به کمالات انسانی و جریان داشتن فکر و عمل قرآنی در تمام اجزای جامعه می‌داند.

رهبر انقلاب اسلامی، وجود نظامی برآمده از اسلام و دارای قدرت و نفوذ در مسائل گوناگون منطقه را موجب برانگیخته شدن دشمنی و کینه‌ی قدرت‌های جهانی خواندند و افزودند: نظام سلطه با هر تفکر و جریان ضد ظلم و تبعیض در دنیا مخالف است اما زمانی در مقابل جریانی با تمام وجود به معارضه برمی‌خیزد که آن جریان توانسته باشد اقیانوس یک ملت را به حرکت درآورد.

ایشان ریشه‌ی توطئه‌ها و دشمنی‌های گوناگون با جمهوری اسلامی را تبلور مخالفت با نظام سلطه در ایرانِ برخوردار از «منابع فراوان طبیعی و انسانی و اقتصادی، حرف و منطق و منبر سیاسی، و ابزار و نیروی لایق نظامی» دانستند و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی در مقابل این دشمنی‌ها باید بر قدرت خود بیفزاید و علت تأکید مکرر بر افزایش قدرت داخلی و استحکام ساخت داخل نیز همین مسئله است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به لزوم مجهز شدن به انواع قدرت ازجمله «قدرت فکری، اقتصادی، اجتماعی و بسیج مردمی» افزودند: به خیابان آمدنِ میلیون‌ها نفر در ۲۲ بهمن با گذشت حدود ۴۰ سال از انقلاب اسلامی، نشانه‌ی قدرت نظام اسلامی در بسیج مردمی است که این موضوع در دنیا بی‌نظیر است.

رهبر انقلاب اسلامی، حادثه‌ی ۹ دی را نمونه‌ی دیگری از عناصر قدرت نظام برشمردند و افزودند: در آن حادثه‌ی بی‌نظیر، هیچ‌کس دست‌اندرکار نبود و قدرت فکری که شاکله‌ی اصلی نظام اسلامی است، مردم را به خیابان‌ها کشاند و آن حادثه‌ی بی‌نظیر پدید آمد.

ایشان با اشاره به ترفند و خدعه‌ی دشمنان در سلب مؤلفه‌های قدرت نظام اسلامی، گفتند: دشمن همچون دزدی است که قصد تصرف خانه را دارد اما این‌طور وانمود می‌کند که دلیل دشمنی، سلاحی است که صاحبخانه برای دفاع در دست دارد و اگر آن سلاح را زمین بگذارد، نزاع تمام می‌شود، بنابراین تلاش می‌کند با حیله‌گری و استفاده از انواع روش‌ها ازجمله حرف زدن، شوخی کردن، لبخند زدن، و تشر زدن، صاحبخانه را خلع سلاح کند و به خانه وارد شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین سعادت و شقاوت را در گروی چگونگی استفاده از قدرت دانستند و درخصوص قدرت ناشی از سلاح هسته‌ای، افزودند: منع سلاح هسته‌ای مبانی بسیار مهم فقهی و عقلانی دارد اما امکان تلاش برای کسب انواع دیگر قدرت در اختیار دولت و ملت قرار دارد.

 

 


[سه شنبه 7 دی 1395 ]  [9:03 PM]  [احمدرضا ناظمی]

بسم‌الله‌لرّحمن‌الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و علی صحبه المنتجبین و علی من تابعهم باحسان الی یوم الدّین.

 تبریک عرض میکنم میلاد مسعود پیامبر اعظم، سرور کائنات و سیّد مخلوقات در عالم وجود، حضرت محمّد بن عبدالله و همچنین ولادت باسعادت حضرت ابی‌عبدالله الصّادق، فرزند [پیامبر] و حجّت خدا در زمین در دوران امامت. امیدواریم که خداوند به همه‌ی ما، به همه‌ی مسلمین، به همه‌ی روشن‌بینان عالَم توفیق بدهد که قدر این نعمتها را، قدر این عظمتها را بشناسیم، بفهمیم و سعی کنیم در همان صراط مستقیمی که این استوانه‌های(۲) عالم وجود به ما نشان دادند، حرکت کنیم.
 
 اهمّیّت وجودیِ وجود مقدّس پیغمبر اعظم ‌بقدری است که خدای متعال به‌خاطر دادن این نعمت به بشر، بر او منّت میگذارد؛ لَقَد مَنَّ اللّهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم.(۳) امام سجّاد (علیه‌الصّلاةوالسّلام) در صحیفه‌ی سجّادیّه این‌جور عرض میکند به خدای متعال: اَلحَمدُلِلّهِ الَّذی مَنَّ عَلَینا بِمُحَمَّدٍ نَبیِّه دونَ الاُمَمِ الماضیَة وَ القُرونِ السّالِفَة.(۴) منّت الهی برای این عطیّه‌ی بزرگ به بشریّت، تصریح قرآن و کلام ائمّه‌ی معصومین است؛ این خیلی عظمت است. «رَحمَةً لِلعٰلَمین»(۵) تعبیری است که خدای متعال برای پیغمبر بیان فرموده است، نه «لِفِرقَةٍ مِنَ البَشَر» یا «لِجَمعٍ مِنَ العالَمین»؛ نه، رَحمَةً لِلعٰلَمین؛ برای همه رحمت است. آن پیامی که او از سوی خداوند متعال آورده است، هدیه میکند به بشریّت؛ این بصیرت را، این راه را در اختیار همه‌ی آحاد بشر قرار میدهد.

 البتّه هستند کسانی که صاحبان قدرتند، صاحبان زر و زورند، مایل نیستند که این سفره‌ی گسترده‌ی رحمت الهی مورد استفاده‌ی آحاد مردم قرار بگیرد؛ با قدرت آنها مخالفند؛ لذا در مقابل این حرکت الهی می‌ایستند. آن‌وقت خدای متعال میفرماید: یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ المُنٰفِقین‌؛(۶) دنبال آنها مرو، مراقب باش؛ در جای دیگر میفرماید: یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ جٰهِدِ الکُفّارَ وَ المُنٰفِقینَ وَ اغلُظ عَلَیْهِم‌؛(۷) با کفّار و با منافقین مبارزه کن. میفرماید «جاهِد»؛ نمیفرماید «قاتِل»؛ «قاتِلِ الکُفّارَ وَ المُنافِقین» [قتال] همیشه لازم نیست، امّا جهاد همیشه لازم است.

 گاهی جهاد، جهاد سیاسی است، گاهی جهاد فرهنگی است، گاهی جهاد نرم است، گاهی جهاد سخت است، گاهی با سلاح است، گاهی با علم است؛ همه‌ی اینها جهاد است امّا در همه‌ی اینها باید توجّه داشت که این جهاد، علیه دشمن است، علیه دشمن بشریّت است، علیه دشمنانی است که به اتّکاء قدرت خود و زر و زور خود، وجود سنگین و مطامع(۸) خودشان را بر بشریّت تحمیل میکنند. سازش با آنها معنا ندارد؛ اِتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ المُنٰفِقین.

 آیات کریمه‌ی قرآن درباره‌ی پیغمبر و درباره‌ی تعالیمی که به پیغمبر میدهد و بنای جامعه‌ی اسلامی نوپا را قدم به قدم و کلمه به کلمه به پیغمبر تعلیم میدهد، خیلی زیاد است. توصیه‌ی ما به خودمان، به جوانهایمان، به مبلّغین امور دینی، به کسانی که سررشته‌های فکر مردم دست اینها است، این است که به همه‌ی این آیات مراجعه کنند، همه‌ی این مفاهیم را در قرآن ببینند؛ یک مجموعه است، یک مجموعه‌ی کامل است. اشکال کار ما این است که ما از مجموعه‌ی کامل تعالیم الهی خطاب به پیغمبر و توصیفی که خدا از پیغمبر میکند، غفلت میکنیم. اگر این مجموعه‌ی کامل را مقابل نظر قرار بدهیم، آن‌وقت آن رفتار درست، آن صراط مستقیمی که پیغمبر بر آن قرار داشته، جلوی پای ما ظهور پیدا خواهد کرد. اِنَّکَ عَلیٰ صِراطٍ مُستَقیم؛(۹) این صراط مستقیم را باید پیدا کرد.

 چون برادران و خواهران عزیز ما از کشورمان، از کشورهای دیگر، میهمانان عزیز همایش وحدت(۱۰)، سفرای محترم کشورهای اسلامی، از مذاهب مختلف اسلامی -شیعه، سنّی، از انواع نِحَل(۱۱) و شیوه‌های فکری- در این جلسه حضور دارید و بعد هم این حرفها شنیده خواهد شد، آنچه بنده لازم و مناسب میدانم در این جلسه عرض بکنم، این است که برادران عزیز، خواهران عزیز! امروز دنیای اسلام دچار محنتهای بزرگی است و راه‌حلّ ‌آن محنتها، اتّحاد اسلامی است. وحدت، هم‌افزایی، کمک به یکدیگر، از اختلافات مذهبی و فکری عبور کردن. امروز نگاه دستگاه استکبار و استعمار به دنیای اسلام، این است که سعی میکنند دنیای اسلام را هرچه بیشتر از وحدتِ خود دور کنند. این برای آنها تهدید است: یک‌ونیم میلیارد مسلمان، این‌همه کشورهای اسلامی با این‌همه منابع، این نیروی انسانی فوق‌العاده؛ اگر این [مجموعه] متّحد باشد و با وحدت به سمت اهداف اسلامی حرکت بکند، قدرتمندانْ دیگر نمیتوانند در دنیا کوس(۱۲) قدرت بزنند؛ آمریکا دیگر نمیتواند اراده‌ی خود را بر کشورها و بر دولتها و بر ملّتها تحمیل کند؛ شبکه‌ی بدخیمِ خبیثِ صهیونیستی دیگر نمیتواند دولتها و قدرتهای گوناگون را در پنجه‌ی اقتدار خود بگیرد و آنها را  در جهت راه خود و کار خود پیش ببرد؛ اگر مسلمانها متّحد باشند این[طور] است.

 اگر مسلمانها متّحد باشند، وضع فلسطین آن‌چنان که امروز مشاهده میکنیم نخواهد بود؛ امروز وضع فلسطین، وضع سختی است؛ غزّه یک‌جور، ساحل غربی آن یک‌جور. ملّت فلسطین، امروز زیر فشار شدید روزانه است؛ میخواهند مسئله‌ی فلسطین را از اذهان دور کنند و به فراموشی بسپارند. میخواهند منطقه‌ی غرب آسیا را -شامل همین کشورهای ما- که یک منطقه‌ی فوق‌العاده حسّاس راهبردی است، [یعنی] هم از لحاظ جغرافیایی، هم از لحاظ منابع طبیعی، هم از لحاظ گذرگاه‌های آبی یک منطقه‌ی حسّاسی است، به خودشان مشغول کنند؛ مسلمان در مقابل مسلمان، عرب در مقابل عرب بِایستند و همدیگر را هدف بگیرند و یکدیگر را نابود بکنند تا ارتشهای کشورهای مسلمان، مخصوصاً ارتشهایی که در همسایگی صهیونیست‌ها قرار دارند روزبه‌‌‌‌‌‌‌روز تضعیف بشوند؛ هدف آنها این است.

 امروز دو اراده در این منطقه با یکدیگر در تعارضند: یک اراده، اراده‌ی وحدت است؛ یک اراده، اراده‌ی تفرقه است. اراده‌ی وحدت، متعلّق به مؤمنین است؛ فریاد اتّحاد و اجتماع مسلمین از حنجره‌های بااخلاص بلند است و مسلمانها را دعوت میکنند به اینکه به مشترکاتشان توجّه بکنند؛ اگر این[طور] بشود و اگر این وحدت اتّفاق بیفتد، وضعی که امروز مسلمانها دارند دیگر به این شکل نخواهد بود و مسلمان عزّت پیدا خواهد کرد. امروز شما ملاحظه کنید از منتهاالیه شرق آسیا در میانمار مسلمان‌کشی هست، تا غرب آفریقا در نیجریه و امثال اینها؛ همه‌جا مسلمانها [کشته میشوند]؛ حالا یک‌جا به دست بودایی کشته میشوند، یک‌جا به‌ دست بوکوحرام و داعش و امثال اینها کشته میشوند. یک عدّه‌ای هم در این آتشها میدمند؛ شیعه‌ی انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل هم هستند؛ همه، دولبه‌ی یک قیچی هستند؛ سعیشان این است که مسلمانها را به جان هم بیندازند؛ این پیام اراده‌ی تفرقه است که اراده‌ی شیطانی است؛ امّا پیام وحدت این است که اینها از این اختلافات عبور بکنند، در کنار هم قرار بگیرند، با هم کار کنند.

 [اگر] شما امروز نگاه کنید به اظهاراتی که از مستکبرین و متصرّفین فضاهای حیاتی ملّتها سر میزند، می‌بینید که دعوت به تفرقه است؛ از قدیم، به سیاست انگلیسی‌ها گفته میشد سیاستِ تفرقه بینداز و آقایی کن؛ فَرِّق تَسُد، آقایی کن به برکت تفرقه انداختن؛ آن‌‌و‌قتی که انگلیس قدرتی داشت، این سیاست آنها بود؛ امروز هم این سیاست را قدرتمندان امروز مادّی دنیا دارند؛ چه آمریکا، چه اخیراً باز انگلیس. انگلیس‌ها در منطقه‌ی ما همیشه منبع شر بودند، همیشه منبع نکبت برای ملّتها بودند؛ ضربه‌هایی که اینها به حیات ملّتها در این منطقه زدند، شاید در کمتر نقطه‌ای در دنیا از سوی یک قدرتی نظیر داشته باشد. در شبه قارّه‌ی هند -که امروز هند و بنگلادش و پاکستان است- آن‌جور ضربه زدند، آن‌جور مردم را فشار  دادند؛ در افغانستان یک‌جور، در ایران یک‌جور، در منطقه‌ی عراق یک‌جور؛ بالاخره در فلسطین هم که آن حرکت مشئوم(۱۳) و خباثت‌آلود را انجام دادند و مسلمانها را و در واقع یک ملّت را آواره کردند و از خانه‌ی خودش دور کردند؛ یک کشور تاریخی ثبت‌شده‌ی از چند هزار سال پیش -به نام فلسطین- با سیاست انگلیسی‌ها از بین رفت. در این منطقه از دو قرن پیش به این طرف -دو قرن و اندکی، از حدود ۱۸۰۰ [میلادی] به این طرف- هرچه از انگلیس‌ها سر زده است، شرّ و فساد و تهدید بوده؛ آن‌وقت این مسئول انگلیسی(۱۴) می‌آید اینجا و میگوید ایران تهدید منطقه است؛ ایران تهدید منطقه است؟ این خیلی بی‌شرمی میخواهد که کسانی که خودشان در طول زمان، تهدید و خطر و نکبت برای منطقه بوده‌اند، بیایند کشور مظلوم و عزیز ما را متّهم کنند؛ اینها این‌جوری‌ هستند.

 از وقتی در این منطقه نشانه‌های بیداری اسلامی دیده شد، فعّالیّتهای ایجاد تفرقه بیشتر شد؛ اینها تفرقه را یک وسیله‌ای میدانستند برای اینکه بر ملّتها مسلّط بشوند. از زمانی که احساس شد در این منطقه حرفهای نو، افکار  اسلامی نو، ایستادگی ملّتها، زنده شدن و سرپا شدن ملّتها دارد وجود پیدا میکند، حرکت تفرقه‌آمیز دشمنان بیشتر شد؛ وقتی‌که نظام اسلامی در ایران سرپا آمد، که پرچم اسلام را برافراشته کرد، قرآن را سرِ دست گرفت و با افتخار گفت که ما به اسلام عمل میکنیم و قدرت و سیاست و امکانات و ارتش و نیروی مسلّح و همه چیز را با خود همراه داشت و از آنها استفاده کرد و روزبه‌روز آنها را تقویّت کرد، این حرکت تفرقه‌آمیز بیشتر شده است. این حرکت تفرقه‌آمیز را تشدید کردند برای مقابله‌ی با این قیام اسلامی و با این عزّت اسلامی. اسلام برای آنها مایه‌ی خطر بود وقتی بیداری به ملّت مسلمان داد؛ امّا آن اسلامی که دولت ندارد، ارتش ندارد، دستگاه سیاسی ندارد، اموال ندارد، یک ملّت بزرگ و مجاهد ندارد، فرق میکند با آن اسلامی که همه‌ی اینها را دارد. جمهوری اسلامی سرزمین وسیع، ملّت مجاهد، مردم جوان، پرانگیزه، مؤمن، معادن سرشار، استعداد برتر از متوسّط دنیا و حرکت به سمت علم و پیشرفت [دارد]. البتّه چنین ایرانی برای آنها مایه‌ی خطر است؛ [چون] الگو درست میشود در مقابل ملّتهای مسلمان؛ با این دشمنند. اگر ادّعای نرمش هم یک‌ وقتی بکنند، دروغ است؛ باطن کارشان خشونت است. باید اینها را فهمید، باید اینها را شناخت؛ برای مواجهه‌ی با این دشمن -دشمنی که نه اخلاق دارد، نه دین دارد، نه انصاف دارد؛ ظاهر را  آراسته میکند، [امّا] در باطن، یک وحشیِ به‌تمام‌معنا است- ملّتها باید آماده باشند.

 به نظر ما مهم‌ترین آمادگی امروز، عبارت است از اتّحاد بین مسلمین. برحذر باشند مسلمانها از ایجاد اختلاف؛ فرقی نمیکند، همه‌ی فِرَق، شیعه و سنّی ندارد. همه‌ی فِرَق اسلامی باید سعی کنند در اینکه اختلافات فکری خودشان را در زیر مشترکات فراوانی که وجود دارد، مورد اغماض قرار بدهند و از آن اغماض کنند. وجود مقدّس پیامبر اعظم، نقطه‌ی کانونیِ توجّه محبّتها و علائق آحاد ملّتهای مسلمان است. همه عشق می‌ورزند به پیغمبر؛ این نقطه‌ی کانونی است، این نقطه‌ی اصلی است. قرآن محلّ توجّه و اعتقاد همه‌ی مسلمانان است؛ کعبه‌ی شریف همین‌جور؛ چقدر مشترکات بین مسلمانها زیاد است! این مشترکات را مورد توجّه قرار بدهند؛ عوامل دشمنان را، عوامل استکبار را در منطقه بشناسند. متأسّفانه آن دشمنِ صریح، می‌آید میگوید «شماها با هم دشمنید، این کشور تهدید شما است»، یعنی شما دشمن آنها هستید، آنها هم دشمن شما هستند! او دشمن است که این حرف را میزند، خب واضح است؛ آنهایی که می‌شنوند حرف او را -[آنها] که در ظاهرِ اسلامی و با نام اسلامی دارند زندگی میکنند و حکومت میکنند- چرا باید از او قبول کنند؟ چرا باید حرف او را تصدیق کنند؟ چرا باید ممشای بعضی از دولتهای منطقه، متأسّفانه ممشای پیروی از دشمنان صریح اسلام و دشمنان صریح امّت اسلامی باشد؟

 آنچه من به ملّت خودمان عرض میکنم -به ملّت عزیز ایران که واقعاً در این سالهای پس از تشکیل نظام جمهوری اسلامی و همچنین سالهای مبارزاتی که منتهی به تشکیل نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی شد، امتحان خوبی داده- این است که این راه را که راه امام بزرگوار ما است و راه انقلاب ما است، رها نکنید؛ این راه را دنبال کنید. عزّت دنیا و عزّت در ملأ اعلیٰ به این وابسته است که این راه را برویم: راه تمسّک به قرآن و عترت، راه تمسّک به احکام الهی، راه ایستادن در مقابل دشمنان، راه ملاحظه نکردن در اظهار حقیقت و دفاع کردن از حقیقت؛ این آن راهی است که اگر ملّت ما دنبال بکند -که بحمدالله تا امروز این را دنبال کرده‌اند، دنبال سرِ مسئولین کشور حرکت کرده‌اند و این راه پرافتخار را دنبال کرده‌اند- اگر این راه ادامه پیدا بکند و این مبارزه ادامه پیدا بکند، دنیا و آخرت این ملّت تأمین خواهد شد و مسلمانان دیگرِ دنیا هم میتوانند منتفع بشوند. ما همه‌ی دولتهای مسلمان و کشورهای مسلمان را به هم‌افزایی و به کمک یکدیگر دعوت میکنیم و این دعوتی است که به سود همه است.

 امیدواریم خداوند متعال خیر و برکت و رحمت خود را بر همه‌ی آحاد امّت اسلامی و بر همه‌ی کشورهای اسلامی و بر همه‌ی ملّتهای اسلامی نازل فرماید و شرّ دشمنان را ان‌شاءالله از این منطقه کم کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


۱) در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی (رئیس‌جمهور) مطالبی بیان کرد.
۲) ستونها
۳) سوره‌ی آل عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۶۴؛ «به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت ...»
۴) صحیفه‌ی سجّادیّه، دعای دوّم
۵) سوره‌ی انبیاء، بخشی از آیه‌ی ۱۰۷
۶) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۱؛ «ای پیامبر، از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر...»
۷) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۷۳
۸) خواسته‌ها
۹) سوره‌ی زخرف، بخشی از آیه‌ی ۴۳؛ «... تو بر راهی راست قرار داری.»
۱۰) سی‌امین کنفرانس وحدت اسلامی از تاریخ ۱۳۹۵/۹/۲۵ به مدت سه روز در تهران برگزار گردید.
۱۱) مذهب، فرقه
۱۲) طبل بزرگ
۱۳) نامیمون، شوم
۱۴) اشاره به اظهارات ترزا مِی (نخست‌وزیر انگلیس) در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس در بحرین.

 

 


[یک شنبه 28 آذر 1395 ]  [6:13 AM]  [احمدرضا ناظمی]

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (۱)

 برادران عزیز و خواهران عزیزی که اینجا تشریف دارید! خیلی خوش آمدید. تشکّر میکنم از جناب آقای نورمفیدی و همچنین بقیّه‌ی برادران دست‌اندرکار که این کار بزرگ و این حرکت ماندگار را در مورد شهدای عزیزِ آن خطّه بنا نهادید و اقدام کردید.

 مسئله‌ی شهدا مسئله‌ی بسیار مهمّی است و ما هنوز که هنوز است، اهمّیّت کاری را که جوانهای ما در این دوران طولانیِ بعد از پیروزی انقلاب تا امروز انجام داد‌ه‌اند، بخصوص در دوران دفاع مقدّس، تقویم(۲) واقعی نکرده‌ایم؛ یعنی هنوز آن وزن واقعی این کار را در حفاظت از انقلاب، از نظام، از کشور، از عزّت ملّی و از آینده و تاریخمان، شاید حالا تشخیص هم نداده‌ایم امّا ابراز [هم] نکرده‌ایم و نشان نداده‌ایم. لذا این کارهایی که شما میکنید، کارهایی است در این جهت و در این صراط، خیلی ارزشمند است.

 خب، بیانات جناب آقای نورمفیدی، وافی بود و مطالب کاملاً خوب و درستی را در مورد مسائل انقلاب بیان فرمودند و [بیانات] آقایان هم همین‌‌جور. اگرچه بعضی از این مطالبی که گفته شد، باب هیئت دولت و مانند اینها بود، ولی خب به هر حال مطالبی بود راجع به یک منطقه‌ی مهم که منطقه‌ی گلستان است.

 یک چند جمله‌ای ما در مناقب گلستان عرض بکنیم. منطقه‌ی گلستان منطقه‌ای است که از لحاظ نیروی انسانی و مردمی، به دلایل گوناگون، حقّاً یکی از مناطق ممتاز است. اوّلاً یک نکته‌ای که آقای نورمفیدی روی آن تکیه کردند و بسیار مهم است، [مردم] یک همزیستی مطلوب و موثّری را در بین اقوام و مذاهب -در گرگان، در منطقه‌ی گلستان و ترکمن‌صحرا- دارند ارائه میکنند که اینها خیلی مهم است. امروز پولهایی که خرج میشود برای ایجاد اختلاف بین مذاهب اسلامی و بین سنّی و شیعه و به قول فرنگی‌ها اتاقهای فکر -که می‌نشینند و فکر میکنند و طرّاحی میکنند و برنامه‌ریزی میکنند- اگر تشریح بشود برای مردم، واقعاً مردم تعجّب خواهند کرد که این همه کار دارد میشود برای اینکه دو نفر مسلمان که یکی سنّی یا یکی شیعه است، پهلوی همدیگر ننشینند، با هم حرف نزنند، باهم قهر باشند، باهم دشمن باشند، علیه هم سلاح بکشند. علی‌رغم همه‌ی اینها در ایران اسلامی درست به‌عکس آنچه آنها خواسته‌اند، اتّفاق افتاده است و یکی از بهترین مناطق در این زمینه، منطقه‌ی گلستان است که من از قبل از انقلاب آمده‌ام و هم به گنبدقابوس، هم گرگان‌، هم بعضی شهرهای دیگر مثل گالیکِش و مانند اینها رفته‌ام و میدانم که چقدر مردم آنجا در حفظ این همزیستی و این همکاری و این محبّت طرفینی، کوشا و ساعی بوده‌اند. این خیلی باارزش است، این را باید حفظ کرد، این را باید نگه ‌داشت. بنده چند سال قبل از این در سفری که آمدم گرگان، یک روزی یا یک نصف‌روزی -یادم نیست چقدر- رفتم گنبد.(۳) مردمی که در گنبد اظهار محبّت به ما میکردند، اکثریّت قاطعشان برادران اهل سنّت بودند. خب، این درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که امروز سعودی‌ها و تکفیری‌ها و پشت سر آنها  آمریکا  و سرویس‌های جاسوسی سی‌آی‌ای و اینتلیجنس سرویس و مانند اینها دارند کار میکنند؛ این درست نقطه‌ی مقابل آن است؛ یعنی کار سیاسیِ به‌معنای واقعی کلمه هدف‌دار، جهت‌دار، صحیح، بُرنده و قاطع است. این یکی از مناقب منطقه‌ی گلستان است که به نظر من خیلی مهم است.

 همین اواخر -چند ماه قبل از این- یک نامه‌ای برای من آمد از [خانواده‌ی]  آن بانوی ترکمن که در قضایای منا به شهادت رسیده بود.(۴) خانواده‌ی ایشان برای من نوشته بودند که ایشان  مکّه رفته و یکی را استشهاد کرده که از طرف حقیر زیارت رفته -حالا یا همین سفر یا یک سفر قبل- این خیلی مهم است. یک بانوی ترکمن، بدون اینکه من او را بشناسم، نام او را بدانم، به نیابت از این حقیر بلند میشود میرود سفر مکّه و حج میکند و بعد هم این را استشهاد میکند -استشهاد کردند، نوشتند و امضا کردند، چند ماه قبل از این برای ما فرستادند- اینها آن چیزهایی است که در کشور ما و در ملّت ما، آن نقاط قوّت حقیقی است‌. این جنگ نامتقارن که گفته میشود، معنایش این است که یک طرف از یک وسایلی و ابزارهایی برخوردار است که طرف دیگر، آن ابزارها را ندارد و حتّی گاهی نمی‌شناسد؛ یک مصداقش همین است. این محبّتها، این ارتباط‌ها، این هماهنگی‌ها چیزهایی است که طرف مقابل ما -که استکبار جهانی است، صهیونیسم است، آمریکا است- اصلاً اینها را نه میدانند و نه حتّی می‌شناسند و نمیتوانند تحلیل بکنند؛ برایشان قابل تحلیل هم حتّی نیست. این یک نکته است.

 یک نکته هم مسئله‌ی وفاداری این مردم به انقلاب و مسائل انقلاب است. من سال ۴۳ آمدم گرگان، آنجا منبر میرفتم. حدود یک سال بعد از قضایای پانزدهم خرداد بود؛ دهه‌ی دوّم یا سوّم صفر بود؛ آن اجتماع و حرکتی که مردم میکردند و آن استقبالی که مردم میکردند و آن هیجانی که مردم نشان میدادند، برای من شگفت‌آور بود؛ نشان‌دهنده‌ی بیداری و علاقه‌مندی مردم به این حرکت بود؛ هنوز آن‌قت خبر زیادی هم که نبود، هنوز مبارزه همه‌گیر و فراگیر که نشده بود.

 بعد هم قضایای دوران انقلاب. همین مسئله‌ی پنجم آذر -که آقایان اشاره کردید-(۵) روز مهمّی در قضایای گرگان است. مردم در گرگان، قضایای حمله‌ی به حرم امام رضا در مشهد را شنیدند و به‌طور خودجوش به حرکت درآمدند؛ نه کسی دعوت کرد، نه کسی پذیرایی کرد، آمدند وسط میدان که خب به آنها حمله شد. یکی دو هفته بعد در گنبدقابوس هم این اتّفاق افتاد، در گالیکِش هم این اتّفاق افتاد؛ یعنی مردم وسط میدان آمدند. یا اوایل انقلاب در این حرکتی که در آنجا از طرف مارکسیست‌ها اتّفاق افتاد -آن کشتار و آن تجزیه‌طلبی و اینها- عمده‌ی آن چیزی که توانست گرگان را نجات بدهد یا آن منطقه را نجات بدهد یا ترکمن‌صحرا را نجات بدهد، ایستادگی مردم بود. چون آنهایی که آمده بودند آنجا لانه کرده بودند و از خودِ آنجا یک مقدار سربازگیری کرده بودند، اینها پشتوانه‌ی مردمی نداشتند. وقتی یک گروهی پشتوانه‌ی مردمی ندارد، زود شکست میخورَد. مردم با این طرف بودند، مردم با انقلاب بودند، مردم طرف‌دار امام بودند. به‌هر‌حال بحمدالله مناقب مردم زیاد است.

 در دوران دفاع مقدّس هم، هم ارتش -همان لشکر ۳۰ که اشاره کردند(۶)- و هم لشکر ۲۵ سپاه منطقه‌ی گلستان و گرگان، واقعاً خوش درخشیدند و کارهای بزرگی را انجام دادند که حالا ایشان به بعضی از آن کارها اشاره کردند. یک روز آقای نورمفیدی  هم بودند که بنده رفتم مرکز و جمعی از دوستان گرگانی هم آمده بودند آنجا، به نظرم مرحوم آقای طاهری(۷) هم آنجا بود؛ خداوند ان‌شاءالله ایشان را هم رحمت کند و درجاتش را عالی کند،  ایشان هم خیلی نقش داشت. به هرحال این حضور آنها در عرصه‌ی جنگ و فعّالیّتهایی که انجام میدادند، فعّالیّتهای فوق‌العاده‌ای بود. حالا راجع به مردم گرگان، هرچه در این زمینه صحبت بکنیم زیاد نیست؛ من از همین‌جا سلام میفرستم به تک‌تک مردم عزیزمان از شیعه و سنّی و بخصوص به علمای منطقه از شیعه و سنّی؛ این زحمت را جناب آقای نورمفیدی از طرف ما بکشند و به همه‌ی علمای آنجا و به همه‌ی مسئولین فعّال آنجا سلام این حقیر را ابلاغ کنند و [همچنین] به همه‌ی مردم؛ من واقعاٌ به مردم گرگان احساس محبّت و اعتماد و اخلاص میکنم.

 همان‌طور که عرض کردیم مسئله‌ی شهدا را باید خیلی جدّی گرفت. ما برای شهدا همان ارزشهایی را باید قائل باشیم که خدای متعال برای اینها قائل است که [فرمود]: یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلونَ وَعداً عَلَیهِ حَقًّا فِی التّوریٰةِ وَ الاِنجیل وَالقُرآن؛(۸) این کسانی که در راه خدا مجاهدت میکنند و جان خودشان را در کف دست میگیرند، هم دشمن کشتنشان، هم کشته‌شدنشان ارزش دارد؛ پیش خدای متعال وعده‌ی الهی بر رحمت به اینها است. حالا آن‌ که جانش را در این راه از دست میدهد، در روایات داریم که هنوز از این نَشئه(۹) خارج نشده، علائم رحمت الهی را مشاهده میکند؛ یعنی در روایات دارد بمجرّد اینکه شهید از اسب می‌افتد -آن‌وقت با اسب میجنگیدند- هنوز به زمین نرسیده، وعده‌ی الهی را دریافت میکند؛ یعنی حتّی در این نشئه چشمش باز میشود و حقیقت را میبیند و رحمت الهی را، فضل الهی را به‌طور ملموس درک میکند و دریافت میکند؛ این ارزش شهدا است. اگر این شهادتها نبود، اگر این فداکاری‌ها نبود، این نظام باقی نمیماند؛ این نهال، مورد تهاجم طوفانهای سخت بود. علّت اینکه این نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمدالله به این درخت تناور تبدیل شد، فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت. دشمن را باید شناخت، کید دشمن را باید شناخت.

 امروز شما ملاحظه کنید در قضایای جهانی، در آنجایی که استکبار نقشه‌ی اساسی نسبت به این منطقه دارد، آن نقطه‌ی مرکزی عبارت است از ایران؛ چرا؟ به‌خاطر انقلاب اسلامی، به‌خاطر این ملّت مؤمن، به‌خاطر ایمان اسلامی که در اینجا هست. ما آماج حملات زیادی هستیم؛ خوشبختانه خدای متعال به ما قدرت داده، توانایی داده؛ هم نیروی انسانی داریم، هم کشور بابرکتی داریم، کشور بزرگی داریم، جمعیّت زیادی داریم، نسل جوان بااستعداد و بینا و متحرّکی داریم؛ اینها امکانات ما است؛ اینها امکانات کمی نیست، خیلی امکانات باعظمتی است؛ اینها را باید به کار بگیریم. و در درجه‌ی اوّل هم مخاطب این حرفها مسئولین هستند؛ و بعد هم آحاد مردم؛ همه باید احساس کنند که در قبال این حادثه‌ی عظیمی که اتّفاق افتاد -که پرچم اسلام برافراشته شد- وظیفه دارند؛ این چیز کوچکی نیست. در آن دورانی که همه‌ی دستها و سیاستها و قدرتها سعی‌شان بر این بود که مطلق دین را، بخصوص اسلام را منزوی کنند، آن‌وقت زنده‌ترین ادیان یعنی اسلام عزیز و گویاترین متون الهی یعنی قرآن کریم، بتواند در یک کشوری خودش را بالا بکشد و گستره‌ی کشور را در دست بگیرد و علاوه بر این، حدود جغرافیایی را درهم بریزد و وارد مناطق گوناگون دنیا بشود، این خیلی حادثه‌ی عجیب و مهمّی است. دشمن این حادثه را دید و احساس خطر کرد و از روز اوّل هم علیه نظام اسلامی مشغول فعّالیّت و تلاش شدند و تا امروز هم بحمدالله نتوانسته‌اند و بعد از این هم قطعاً به فضل الهی نخواهند توانست [کاری بکنند]؛ لکن شرطش این است که همه‌ی ما ‌احساس مسئولیّت کنیم یعنی همه باید احساس مسئولیّت کنیم و هر کدام در هرجا که هستیم، واقعاً وظیفه‌ی اوّلی و اصلی خودمان را دفاع از نظام اسلامی قرار بدهیم و حرکتمان را با این تنظیم کنیم. این کار شما هم که [نام] شهدا را احیاء میکنید و نام اینها را بلندآوازه میکنید و برای اینها بزرگداشت میگیرید، قطعاً در همین جهت و مؤثّر در این راه است و ان‌شاءالله یک صدقه‌ی جاریه و یک حسنه‌ی ماندگار است و خداوند متعال ان‌شاءالله به شما پاداش خیر خواهد داد.

 سعی کنید این منشورات و این محصولات کار خودتان را به ذهنها برسانید، به مخاطبها برسانید. یعنی ما فقط دلمان به این خوش نباشد که حالا کتابی را تولید کردیم؛ البتّه بلاشک تولید کتاب مهم است یا تولید فیلم و تولید هنری مهم است؛ منتها در کنار این، پیدا کردن مخاطب یا به یک معنا تولید مخاطب [هم] مهم است. سعی کنید کتاب را بتوانید به ذهن مخاطبین برسانید. امروز جوانهای ما احتیاج دارند به خوراکهای فکری. خیلی از این جوانهای امروز ما حتّی جوانهای فعّال و خوب ما هم نه انقلاب را درک کردند، نه امام را درک کردند، نه دوران جنگ را درک کردند، نه از این قضایای گوناگون مطّلعند. حالا شما گفتید پنجم آذر؛ خب جوانهای گرگانی میدانند پنجم آذر چه اتّفاقی افتاده؟ این خیلی مهم است. بدانند روز پنجم آذر چه اتّفاقی افتاده که در تاریخ ثبت شده؛ یعنی این مهم است. اینکه جوانها تاریخ خودشان را، گذشته‌ی خودشان را و در واقع شناسنامه‌ی انقلابی خودشان را بدانند، خیلی مهم است. این را باید سعی کنید که حتّی‌المقدور انجام بدهید. این هم البتّه احتیاج دارد به کار؛ یعنی کار ساده‌ای نیست. مشکل‌تر از کتاب نوشتن، رساندن کتاب به چشم و ذهن مخاطب است؛ این خیلی مهم است. این هنر لازم دارد، دقّت لازم دارد، ظرافتهایی دارد که بایستی بتوانید اینها را وارد ذهن اینها بکنید.

 همین مسئله‌ی سنّی و شیعه که مطرح شد -هم ایشان فرمودند،(۱۰) هم من عرض کردم- خیلی مسئله‌ی مهمّی است؛ جوانهای شیعه و سنّی بدانند که این چقدر مهم است. امروز دشمنان از این اختلافات، از این دلخوری‌هایی که گاهی به وجود می‌آید -یا از این طرف، یا از آن طرف- دارند استفاده میکنند. امثال داعش و تکفیری‌ها و مانند اینها از همین چیزها دارند استفاده میکنند؛ ما باید جلوی استفاده‌ی اینها را بگیریم. این نمیشود مگر اینکه جوان شیعه، جوان سنّی، بدانند که این کاری که الان دارند میکنند، این هماهنگی و هم‌زیستی و هم‌کلامی و همدلی‌ای که بین اینها هست، خیلی چیز بزرگی است؛ این بزرگ‌ترین حربه است بر ضدّ دشمن ایران، دشمن اسلام و دشمن قرآن. این را بدانند و حفظ کنند. اینها را بایستی به شکل ملموسی به ذهن مخاطبان جوان خودمان منتقل و منعکس کنیم.

 ان‌شاءالله خداوند شما را موفّق بدارد. خداوند ان‌شاءالله درجات گذشتگان شما را و علمای بزرگ گرگان را -که ما با بعضی‌شان از نزدیک آشنا بودیم و زیارتشان کرده بودیم- عالی کند. خدا ان‌شاءالله توفیقات دوستانی را که الان هستند -جناب آقای نورمفیدی، شماها و دیگر برادرانی که فعّال هستند- روز‌به‌روز  بیشتر کند و بتوانید ان‌شاءالله در این راه، قدمهای محکم و استواری را بردارید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدارهای دسته‌جمعی برگزار شد- حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدکاظم نورمفیدی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان گلستان و امام جمعه‌ی گرگان)، آقای حسن صادق‌لو (استاندار گلستان و رئیس کنگره) و سرتیپ دوّم پاسدار رحمت‌‌الله صادقی (فرمانده‌ سپاه نینوای گلستان و دبیر کنگره) گزارشی ارائه کردند. اوّلین اجلاسیّه‌ی ملّی این کنگره، بیست‌وپنجم آذرماه سال جاری در گرگان برگزار خواهد شد. 
۲) ارزیابی
۳) سفر به گرگان در تاریخ ۱۳۷۴/۷/۲۶ و سفر به گنبد در تاریخ ۱۳۷۴/۷/۲۷
۴) خانم مرجان نازقلچی (فرماندار سابق شهرستان بندرترکمن)
۵) اشاره به وقایع پنجم آذر سال ۱۳۵۷
۶) اشاره به سخنان دبیر کنگره
۷) حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّد حبیب‌الله طاهری گرگانی (نماینده‌ی مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری)
۸) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱
۹) دنیا
۱۰) نماینده‌ی ولیّ فقیه و امام جمعه‌ی گرگان


[یک شنبه 28 آذر 1395 ]  [6:10 AM]  [احمدرضا ناظمی]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در دیدار آقای جوکو ویدودو رئیس جمهوری اندونزی با اشاره به ظرفیت‌های فراوان دو کشور، بر افزایش مبادلات و همکاری‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تأکید و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی، پیشرفت و عزت اندونزی به‌عنوان کشوری مسلمان و پرجمعیت را مایه‌ی افتخار و عزت امت اسلامی می‌داند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نگاه جمهوری اسلامی به اندونزی را نگاهی بر اساس برادری و همکاری دانستند و با اشاره به پیشرفت‌های خوب این کشور در بخش‌های گوناگون، افزودند: جمهوری اسلامی ایران نیز ظرفیت‌های زیادی در بخش‌های مختلف اقتصادی و منابع زیرزمینی و معدنی دارد و معتقدیم کشورهای اسلامی باید برخلاف خواست دشمنان، یکدیگر را تقویت و از اختلاف پرهیز کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، سطح پایین مبادلات اقتصادی ایران و اندونزی را شایسته و درخور ظرفیت‌های متعدد دو کشور ندانستند و تأکید کردند: باید با تعیین مراحل زمانی، سطح مبادلات اقتصادی را به ارقامی مانند ۲۰ میلیارد دلار ارتقا داد.

ایشان با اشاره به توافق‌ها و قراردادهای منعقدشده میان دو کشور تأکید کردند: باید تلاش شود که این توافقات به اقدام و عمل تبدیل شود، البته این همکاری‌ها، مخالفانی دارد ولی ما باید با جدیت و اراده‌ی قوی بر آنها غلبه کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی، ارتباط و تعامل علمای ایران و اندونزی را نیز مبارک و موجب شکل‌گیری همکاری‌های مستمر دو کشور دانستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه، درگیری‌های موجود در منطقه‌ی غرب آسیا را تحمیلی و بر اساس اهداف خباثت‌آمیز بیرونی دانستند و با تمجید از مواضع اندونزی در قبال مسئله‌ی فلسطین، افزودند: بسیاری از این بحران‌ها با هدف فراموش شدن سخت‌ترین بحران منطقه و مسئله‌ی اصلی دنیای اسلام یعنی فلسطین به‌وجود آمده است، در حالی که نباید اجازه داد این موضوع فراموش شود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با تجلیل از شخصیت برجسته‌ی سوکارنو و نقش‌آفرینی مهم او در شکل‌دهی کنفرانس باندونگ که پایه‌ی اصلی تشکیل نهضت عدم تعهد شد، خاطرنشان کردند: امروز نیز مواضع سیاسی اندونزی و جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی به یکدیگر نزدیک است.

ایشان همچنین با اشاره به زلزله‌ی اخیر در اندونزی برای درگذشتگان این حادثه از درگاه الهی رحمت و مغفرت و برای بازماندگان آنان صبر و آرامش مسئلت کردند.

در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهوری نیز حضور داشت، آقای «جوکو ویدودو» رئیس جمهوری اندونزی ضمن بیان علاقه‌مندی مردم اندونزی به جمهوری اسلامی ایران، هدف اصلی از سفر خود را توسعه‌ی روابط اقتصادی به‌ویژه در حوزه‌ی انرژی بیان کرد و گفت: مذاکرات سازنده‌ای با دولت ایران داشتیم و مقرر شد ضمن همکاری در بخش گاز و پالایشگاه، شرکت‌های ایرانی ازجمله شرکت مپنا در زمینه‌ی احداث نیروگاه برق در اندونزی نیز سرمایه‌گذاری کنند.

آقای ویدودو با اشاره به اینکه این همکاری‌ها فصل جدیدی از روابط دو کشور را رقم خواهد زد، افزود: این سطح از روابط اقتصادی میان دو کشور شایسته‌ی دو کشور بزرگ اسلامی نیست و رسیدن به مرز مبادلات ۲۰ میلیارد دلاری، موضوعی دست‌یافتنی است.

رئیس‌جمهور اندونزی علاوه بر انرژی، سایر حوزه‌ها از قبیل گردشگری و تبادلات علمی و دانشگاهی را از موضوعات مورد علاقه برای همکاری دانست و با ابراز تأسف از بی‌ثباتی و بحران‌های ایجادشده در منطقه تأکید کرد: اعتقاد داریم اگر کشورهای مسلمان، متحد باشند، به یک قدرت اقتصادی بزرگ و اثرگذار تبدیل خواهند شد.

آقای ویدودو همچنین درخصوص مسئله‌ی فلسطین تأکید کرد: اندونزی خود را متعهد به موضوع فلسطین می‌داند و ما در حمایت از حقوق مردم فلسطین جدی و فعال هستیم.

 

 


[یک شنبه 28 آذر 1395 ]  [6:10 AM]  [احمدرضا ناظمی]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر چهارشنبه در دیدار دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین و هیأت همراه تأکید کردند: با وجود بحران‌آفرینی مستمر حامیان رژیم صهیونیستی برای به فراموشی سپرده شدن مسئله‌ی فلسطین، این سرزمین شریف به برکت مقاومت و مجاهدت ملت و گروه‌های فلسطینی، آزاد خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی با تجلیل از انگیزه‌های ایمانی و روحیه‌ی ایستادگی در میان فلسطینی‌ها، افزودند: تنها راه نجات قدس شریف، مبارزه و مقاومت است و دیگر راه‌ها، بی‌سرانجام و عقیم است.

ایشان با ابراز خرسندی از طرح ۱۰ ماده‌ای جنبش جهاد اسلامی برای وحدت و مقاومت در مقابل صهیونیست‌ها، افزودند: تأکید بر مبارزه، نفی کامل قراردادهای سازش، اصرار بر اتحاد گروه‌های فلسطینی و محکوم کردن تلاش برخی کشورهای مرتجع برای سازش با دشمن، از مفاد مهم این طرح است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه این طرح باید اجرایی شود خاطرنشان کردند: بی‌تردید کسانی هستند که مأموریت دارند مانع تحقق مفاد طرح ۱۰ ماده‌ای جنبش جهاد اسلامی شوند، بنابراین باید مراقب بود این طرح، بر روی کاغذ نماند و در پسِ تحسین‌های اولیه و تاکتیکی، به‌تدریج فراموش نشود.

رهبر انقلاب، عامل اصلی مشکلات فراوان منطقه را «مستکبر اعظم و شیطان اکبر» یعنی آمریکا خواندند و با اشاره به دخالت شیطان‌های کوچک منطقه در ایجاد بحران‌های موجود، افزودند: هدف همه‌ی آنها این است که مسئله‌ی فلسطین در افکار عمومی منطقه کم‌رنگ شود و از یاد ملت‌ها برود.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: جمهوری اسلامی با وجود درگیر بودن در برخی قضایای منطقه، همواره و به‌طور صریح اعلام کرده که فلسطین، مسئله‌ی اول دنیای اسلام است و به تکالیف خود در این زمینه عمل می‌کند.

ایشان با اشاره به وظایف «گروه‌های فلسطینی، علما، روشنفکران و نویسندگان عرب» در زنده ماندن مسئله‌ی فلسطین در افکار عمومی ملت‌ها خاطرنشان کردند: باید برای «ایجاد فضای فکری و گفتمان عمومی در جهان اسلام، درباره‌ی اولویت قضیه‌ی فلسطین» تلاش مضاعفی شود به‌گونه‌ای که مسئولان سازشکارِ برخی کشورها از عکس‌العمل ملت‌ها در هراس باشند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با یادآوری تلاش آمریکا و همراهان منطقه‌ای آن برای ایجاد حوادث گوناگون و وارد کردن عامل مذهب در بحران‌ها، افزودند: برخلاف این تبلیغات، مردم سُنّی حلب، موصل و شهرهای دیگر به‌دست تکفیری‌های جنایتکار قتل‌عام شده و می‌شوند، بنابراین این بحران‌ها ربطی به شیعه و سُنّی ندارد.

رهبر انقلاب، سران گروه‌های تکفیری را همچون ائمه‌ی کفر خواندند و افزودند: یکی از مهم‌ترین مسائل منطقه، مقابله‌ی همگانی با گروه‌های تکفیری نظیر داعش، جبهةالنصره و دیگر گروه‌ها است، چراکه در غیر این صورت، به‌علت بحران‌آفرینی مستمر تکفیری‌ها، مسئله‌ی فلسطین در حاشیه خواهد ماند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با ضروری خواندن مبارزه‌ی قاطع با نفوذ تکفیری‌ها در فلسطین اشغالی، افزودند: مأموریت این گروه‌ها، ایجاد فتنه است و باید با هوشیاری و قاطعیّت کامل با آنها مقابله کرد.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان، پیروزی را «وعده‌ی تردیدناپذیر الهی در صورت استمرار مبارزه و تحمل سختی‌ها» خواندند و خاطرنشان کردند: دشمنی با جبهه‌ی حق، طبیعت مستکبران است، بنابراین نباید از ادامه‌ی دشمنی‌ها دچار تعجب شد.

رهبر انقلاب ادامه‌ی مبارزه را نیازمند باز بودن چشم‌ها و تحلیل صحیح از حوادث دانستند و  افزودند: این روش عقلا است و باید با هوشیاری کامل به مبارزه ادامه داد.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری توطئه‌های مستمر سلطه‌گران علیه جمهوری اسلامی ایران افزودند: ما با اطمینان قلبی به وعده‌ی یاری پروردگار، به تکالیفمان در همه‌ی زمینه‌ها عمل می‌کنیم و از مخالفت هیچ زورگویی نمی‌ترسیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جوان بودن جمعیت فلسطین را مهم برشمردند و با اشاره به اهمیت زنده بودن و حرکت کرانه‌ی باختری رود اردن افزودند: رژیم صهیونیستی همچنان‌که قبلاً گفته‌ایم به شرط مبارزه‌ی همگانی و متحد فلسطینی‌ها و مسلمانان با صهیونیست‌ها در ۲۵ سال آینده وجود خارجی نخواهد داشت.

ایشان مراقبت کامل از تلاش دشمنان برای ایجاد انشقاق و مشکلات داخلی در درون جنبش جهاد اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: اهمیت جنبش جهاد اسلامی اکنون از گذشته نیز بیشتر است.

در این دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین ضمن تشکر از مواضع شجاعانه و خردمندانه‌ی رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی و همچنین پشتیبانی و حمایت‌های برادران حزب‌الله لبنان از آرمان و ملت مظلوم فلسطین، به اوضاع آشفته‌ی منطقه اشاره کرد و گفت: متأسفانه برخی دولت‌های عرب از قضیه‌ی فلسطین دست کشیده و برای هم‌پیمانی با رژیم صهیونیستی از یکدیگر سبقت می‌گیرند.

آقای رمضان عبدالله، افزایش سرکوب ملت فلسطین و ادامه‌ی اشغال اراضی به‌دست صهیونیست‌ها به‌ویژه در کرانه‌ی غربی را نتیجه‌ی همین اوضاع نابسامان دانست و با انتقاد از همکاری دولت خودگردان با رژیم صهیونیستی افزود: خوشبختانه جوانان فلسطینی امروز بیدار هستند و ابتکار عمل را به‌دست دارند و انتفاضه را دنبال می‌کنند.

دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، ادامه‌ی محاصره‌ی بیش از دو میلیون فلسطینی در غزه و محروم کردن آنها از امکانات اولیه‌ی زندگی را از دیگر مشکلات خواند و گفت: جنبش جهاد اسلامی بر اساس طرح ۱۰ ماده‌ای که اخیراً منتشر کرد و مورد استقبال روشنفکران و نویسندگان جهان عرب نیز قرار گرفت، معتقد است تنها راه پیروزی، مقاومت در غزه و حمایت از انتفاضه در کرانه‌ی غربی است و دولت خودگردان نیز باید موافقتنامه‌ی اسلو را لغوشده اعلام کند.

آقای رمضان عبدالله با اشاره به افزایش چندین برابری توان رزمی گروه‌های مقاومت در مقایسه با جنگ ۵۱ روزه با رژیم صهیونیستی و ارتقای برد و دقت موشک‌های مقاومت، افزود: فلسطین، سرزمینی سرنوشت‌ساز است و تا حق صاحبان آن بازگردانده نشود، منطقه آرام نخواهد گرفت.

 

 


[یک شنبه 28 آذر 1395 ]  [6:08 AM]  [احمدرضا ناظمی]

رئیس و اعضای اصلی تحالف (ائتلاف) ملی شیعیان عراق روز یکشنبه ۱۳۹۵/۹/۲۱ با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، وظیفه‌ی رئیس و اعضای اصلی و همه‌ی جریان‌های داخل تحالف ملی شیعیان عراق را بسیار سنگین و هرگونه تصمیم و عملکرد آنها را تأثیرگذار بر «عراق، منطقه و اسلام» دانستند. از مهم‌ترین توصیه‌های رهبر انقلاب در این دیدار این جمله بود: «به ؛آمریکایی‌ها اصلاً اعتماد نکنید.»

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR توصیه‌های رهبر انقلاب به ائتلاف ملی شیعیان عراق را در جدول زیر مرور می‌کند.

 

توصیه‌های رهبر انقلاب به ائتلاف ملی شیعیان عراق
۱۳۹۵/۰۹/۲۱
حفظ و استمرار وحدت و مراقبت از آن رسیدن به اهداف ارزشمند تحالف ملی، فقط با حفظ انسجام و وحدت امکان‌پذیر است و باید برای استمرار این موضوع، مراقبت شود.
حمایت از دولت‌های مستقر عراق یکی از وظایف مهم تحالف ملی حمایت از دولت‌های مستقر در عراق است.
حمایت و تقویت حشدالشعبی حشدالشعبی یا همان نیروهای مردمی یک ثروت عظیم و ذخیره‌ی بزرگ برای امروز و فردای عراق است که باید حمایت و تقویت شود.
تقویت دانشگاه‌ها و استحکام پایه‌های علم و تحقیق تقویت دانشگاه‌ها و استحکام بخشیدن به پایه‌های علم و تحقیق در عراق حتماً باید مورد توجه جدی قرار گیرد، به‌خصوص آنکه آمریکایی‌ها و دیگر دشمنان ملت عراق، بسیاری از دانشمندان این کشور را به قتل رسانده‌اند.
اعتماد نکردن به آمریکا و فریب نخوردن از آنها به آمریکایی‌ها اصلاً اعتماد نکنید. آمریکایی‌ها همواره با اقتدار کشورهای اسلامی ازجمله عراق مخالفند و هیچ‌گاه نباید فریب ظاهرسازی‌ها و لبخندهای آنها را خورد.

 


[سه شنبه 23 آذر 1395 ]  [6:07 AM]  [احمدرضا ناظمی]
تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >