فدائيان امام خامنه اي
 
  اللهم الحفظ قائدنا الامام خامنه ای
 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه‌ی تهران، «هدایت فکری و دینی»، «هدایت سیاسی و بصیرت‌افزایی» و «راهنمایی و حضور در عرصه‌ی خدمات اجتماعی» را سه وظیفه‌ی عمده‌ی روحانیت برشمردند و تأکید کردند: طلاب باید با کسب صلاحیت‌ها و آگاهی‌های لازم، در دنیای متفاوت امروز، خود را برای ایفای مسئولیت‌های تعیین‌کننده در جامعه آماده کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با توصیه به طلاب برای قدر دانستن ارزش‌ها و مسئولیت‌های طلبگی افزودند: اگر همه‌ی تخصص‌های مورد نیاز یک جامعه به بهترین شکل وجود داشته باشد اما جامعه، دینی نباشد، آن ملت در دنیا و آخرت دچار خسران و مشکلات واقعی خواهد بود و این مسئولیت عظیم یعنی تبدیل جامعه به جامعه‌ای دینی، بر عهده‌ی علما، روحانیت و طلاب است.
ایشان مفهوم هدایت دینی را «تبیین اندیشه‌های ناب اسلامی» خواندند و با اشاره به تأثیر فضای مجازی بر افزایش شبهات دینی و وجود انگیزه‌های سیاسی برای تزریق افکار منحرف و غلط در ذهن جوانان تأکید کردند: این میدان، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده، وارد عرصه‌ی مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند.
رهبر انقلاب، «اسلام ارتجاعی، متعصب، بدون فهم حقایق معنوی و دچار جمود در ظواهر» را، نمود واقعی تفکرات انحرافی برشمردند و افزودند: در لبه‌ی دیگر این قیچی، «اسلام التقاطی» و «اسلام آمریکایی» مشغول مقابله با «اسلام ناب» هستند.
رهبر انقلاب، «درک اسلام ناب و متکی بر کتاب و سنت» را با ابزار خرد و اندیشه‌ی اسلامی، وظیفه‌ی مهم روحانیون برشمردند و افزودند: راه انبیا، ترویج این تفکر اصیل است و روحانیون نیز ادامه‌دهنده‌ی همین راه سعادت‌بخش یعنی هدایت دینی مردم هستند.
ایشان، هدایت عملی مردم را مکمل هدایت اندیشه‌ای آنان دانستند و افزودند: با بهترین روش‌ها، مردم را به عبادات و ظواهر و مصادیق دینی از جمله صدق، امانت، تقوا، ترک منکر، امر به معروف و سبک زندگی صحیح، هدایت کنید.
ایشان در همین زمینه عمق بخشیدن به اعتقادات موروثی مردم را مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: باید با استدلال صحیح، اعتقادات موروثی را که ممکن است در گذر زمان دچار زوال شده باشند، عمق ببخشید و به مسیر صحیح بکشانید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «هدایت سیاسی» را دیگر وظیفه‌ی مهم علما و روحانیون خواندند و افزودند: علت تأکید مکرر بر ضرورت انقلابی بودن حوزه‌های علمیه این است که استمرار حرکت صحیح و انقلابیِ کشور و جامعه، بدون حضور مستمر روحانیت امکان‌پذیر نیست.
رهبر انقلاب با اشاره به قضایای «تنباکو، مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت» افزودند: مشروطیت و نهضت ملی به‌علت استمرار نیافتن حضور روحانیت به اهداف خود نرسید اما هنر امام خمینی (رحمه‌الله) این بود که نگذاشت دشمن، حضور روحانیت را در حرکت عظیم انقلاب و پس از آن متوقف کند چرا که در غیر این صورت، نه انقلاب پیروز می‌شد و نه جمهوری اسلامی به حرکت خود ادامه می‌داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها از اول انقلاب نیز مانند امروز درصدد حذف روحانیت از حرکت عمومی ملت ایران بوده‌اند تا در مرحله‌ی بعد، حضور مردم در صحنه از بین برود و سپس انقلاب به شکست بینجامد اما تاکنون موفق به تحقق این هدف نشده‌اند و به فضل الهی نخواهند شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در زلزله‌ی بیداری اسلامی هم، «دین»، مردم را به میدان کشاند اما چون دستگاه‌های دینی در آن کشورها متفرّق هستند، این کار استمرار نیافت و بیداری به نتیجه‌ی لازم نرسید اما در جمهوری اسلامی، تداوم حضور علما و روحانیون و در نتیجه، حضور مردم در عرصه‌ها، استمرار حرکت انقلاب را ممکن کرده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از تبیین هدایت دینی و هدایت سیاسی، به سومین وظیفه‌ی مهم روحانیت یعنی «حضور هدایتگر و نیز میدانی در عرصه‌ی خدمات اجتماعی» پرداختند.
ایشان افزودند: حضور طلاب در خدمات‌رسانی به مردم، مدرسه‌سازی، بیمارستان‌سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه‌ها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه می‌آورد و منشأ خدمات خواهد شد.
رهبر انقلاب با توصیه به طلاب برای «درس خواندن خوب و تهذیب نفس»، خاطرنشان کردند: همت خود را برای ایفای مسئولیت‌های روحانیت که هیچ تخصص دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود، به‌کار گیرید؛ البته این کار نباید به معنای هدف‌گیری مناصب و مقامات و عناوین باشد بلکه در همه‌ی اوقات باید کسب رضایت پروردگار و امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) هدف اصلی قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مطالب برخی از اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه‌ی تهران، گفتند: «مراقبت از اینکه حوزه‌های علمیه از شیوه‌ی طلبگی به شیوه‌ی دانشگاهی گرایش پیدا نکنند»، «طرح آموزش اخلاق در حوزه‌ها» و «منطقه‌ای کردن گزینش و جذب طلاب»، از مسئولیت مدیران حوزه‌ها است که باید پس از بررسی‌های لازم درخصوص این موضوعات تصمیم‌گیری کنند.
رهبر انقلاب همچنین با اشاره به قدمت و اهمیت حوزه‌ی علمیه‌ی تهران و علما و فضلای برجسته‌ای که در این حوزه حضور داشته‌اند، خاطر نشان کردند: حوزه‌ی علمیه‌ی تهران اکنون دارای هویت است و این هویت نیز باید قدر دانسته شود تا برجستگانی در فقه و علوم عقلی و تفسیر و حدیث، در این حوزه پرورش یابند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین صادقی رشاد رئیس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران با اشاره به سابقه‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی تهران و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی، گفت: این حوزه با ۱۳۳ مدرسه، شش مرکز تخصصی و ۱۵ هزار طلبه و ۱۶۰۰ استاد در سطح استان تهران فعال است.
حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد با بیان اینکه حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران ۳۶۰ شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده‌اند، برخی از فعالیت‌ها و موفقیت‌های این حوزه را برشمرد و افزود: البته یکی از نگرانی‌هایی که امروز حوزه‌های علمیه با آن مواجه هستند، فاصله گرفتن از هویت اصلی و تبدیل هویت آنها به هویت دانشگاهی است.
همچنین حجج اسلام والمسلمین آقایان صدیقی، حسینی، پناهی، روحانی، تحصیلی، رستمی، بیرانوند، رفیعی، پناهیان و خانم‌ها راستی و میرمؤمنی، دیدگاه‌های خود را درخصوص موضوعات مختلف طلاب و حوزه‌های علمیه بیان کردند.
برخی نکات مهمی که اساتید و طلاب در سخنان خود به آنها اشاره کردند عبارت بود از:
- لزوم معنویت‌محوری در حوزه‌های علمیه، اهتمام به اخلاق، معرفی الگوهای موفق و شناساندن سبک زندگی آنها
- تأکید بر پای‌بندی به زیّ طلبگی، برخورداری از روحیه و عمل انقلابی، نگاه حداکثری به دین و شناخت مقتضیات زمان
- اهمیت تعامل حوزه و دانشگاه در قالب کرسی‌های آزاداندیشی
- تقویت ارتباط مستقیم طلاب و روحانیون با مردم
- معرفی طرح جامع «بنیان مرصوص» با هدف تقویت و به‌روزرسانی توانایی‌ها و آمادگی‌های علمی، اخلاقی و اجتماعی طلاب
- مشکلات معیشتی طلاب و پیشنهاد تقویت حوزه‌های علمیه در مناطق غیر مرکزی با هدف کاهش مهاجرت طلاب برای تحصیل علوم حوزوی
- ضرورت تحول در نظام آموزشی حوزه‌های علمیه با هدف افزایش بهره‌وری علمی و جلوگیری از فرسایش انگیزه‌های طلاب جوان
- حضور موفق بانوان طلبه در تحصیل و تبلیغ معارف دینی و پیشنهاد تشکیل «قرارگاه زن جهادی مسلمان» به‌منظور مقابله با آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی
- لزوم پاسخگویی دقیق و حکیمانه‌ی حوزه‌های علمیه به شبهات و مسائل مورد نیاز جامعه و بهره‌گیری از مبانی استنباطی و قویِ فقه جواهری
- ضرورت ایجاد مراکز تخصصی تبلیغ و آموزش مهارت‌های خطابه و اقناع
در انتهای این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه‌ی تهران، «هدایت فکری و دینی»، «هدایت سیاسی و بصیرت‌افزایی» و «راهنمایی و حضور در عرصه‌ی خدمات اجتماعی» را سه وظیفه‌ی عمده‌ی روحانیت برشمردند و تأکید کردند: طلاب باید با کسب صلاحیت‌ها و آگاهی‌های لازم، در دنیای متفاوت امروز، خود را برای ایفای مسئولیت‌های تعیین‌کننده در جامعه آماده کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با توصیه به طلاب برای قدر دانستن ارزش‌ها و مسئولیت‌های طلبگی افزودند: اگر همه‌ی تخصص‌های مورد نیاز یک جامعه به بهترین شکل وجود داشته باشد اما جامعه، دینی نباشد، آن ملت در دنیا و آخرت دچار خسران و مشکلات واقعی خواهد بود و این مسئولیت عظیم یعنی تبدیل جامعه به جامعه‌ای دینی، بر عهده‌ی علما، روحانیت و طلاب است.
ایشان مفهوم هدایت دینی را «تبیین اندیشه‌های ناب اسلامی» خواندند و با اشاره به تأثیر فضای مجازی بر افزایش شبهات دینی و وجود انگیزه‌های سیاسی برای تزریق افکار منحرف و غلط در ذهن جوانان تأکید کردند: این میدان، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده، وارد عرصه‌ی مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند.
رهبر انقلاب، «اسلام ارتجاعی، متعصب، بدون فهم حقایق معنوی و دچار جمود در ظواهر» را، نمود واقعی تفکرات انحرافی برشمردند و افزودند: در لبه‌ی دیگر این قیچی، «اسلام التقاطی» و «اسلام آمریکایی» مشغول مقابله با «اسلام ناب» هستند.
رهبر انقلاب، «درک اسلام ناب و متکی بر کتاب و سنت» را با ابزار خرد و اندیشه‌ی اسلامی، وظیفه‌ی مهم روحانیون برشمردند و افزودند: راه انبیا، ترویج این تفکر اصیل است و روحانیون نیز ادامه‌دهنده‌ی همین راه سعادت‌بخش یعنی هدایت دینی مردم هستند.
ایشان، هدایت عملی مردم را مکمل هدایت اندیشه‌ای آنان دانستند و افزودند: با بهترین روش‌ها، مردم را به عبادات و ظواهر و مصادیق دینی از جمله صدق، امانت، تقوا، ترک منکر، امر به معروف و سبک زندگی صحیح، هدایت کنید.
ایشان در همین زمینه عمق بخشیدن به اعتقادات موروثی مردم را مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: باید با استدلال صحیح، اعتقادات موروثی را که ممکن است در گذر زمان دچار زوال شده باشند، عمق ببخشید و به مسیر صحیح بکشانید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «هدایت سیاسی» را دیگر وظیفه‌ی مهم علما و روحانیون خواندند و افزودند: علت تأکید مکرر بر ضرورت انقلابی بودن حوزه‌های علمیه این است که استمرار حرکت صحیح و انقلابیِ کشور و جامعه، بدون حضور مستمر روحانیت امکان‌پذیر نیست.
رهبر انقلاب با اشاره به قضایای «تنباکو، مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت» افزودند: مشروطیت و نهضت ملی به‌علت استمرار نیافتن حضور روحانیت به اهداف خود نرسید اما هنر امام خمینی (رحمه‌الله) این بود که نگذاشت دشمن، حضور روحانیت را در حرکت عظیم انقلاب و پس از آن متوقف کند چرا که در غیر این صورت، نه انقلاب پیروز می‌شد و نه جمهوری اسلامی به حرکت خود ادامه می‌داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها از اول انقلاب نیز مانند امروز درصدد حذف روحانیت از حرکت عمومی ملت ایران بوده‌اند تا در مرحله‌ی بعد، حضور مردم در صحنه از بین برود و سپس انقلاب به شکست بینجامد اما تاکنون موفق به تحقق این هدف نشده‌اند و به فضل الهی نخواهند شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در زلزله‌ی بیداری اسلامی هم، «دین»، مردم را به میدان کشاند اما چون دستگاه‌های دینی در آن کشورها متفرّق هستند، این کار استمرار نیافت و بیداری به نتیجه‌ی لازم نرسید اما در جمهوری اسلامی، تداوم حضور علما و روحانیون و در نتیجه، حضور مردم در عرصه‌ها، استمرار حرکت انقلاب را ممکن کرده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از تبیین هدایت دینی و هدایت سیاسی، به سومین وظیفه‌ی مهم روحانیت یعنی «حضور هدایتگر و نیز میدانی در عرصه‌ی خدمات اجتماعی» پرداختند.
ایشان افزودند: حضور طلاب در خدمات‌رسانی به مردم، مدرسه‌سازی، بیمارستان‌سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه‌ها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه می‌آورد و منشأ خدمات خواهد شد.
رهبر انقلاب با توصیه به طلاب برای «درس خواندن خوب و تهذیب نفس»، خاطرنشان کردند: همت خود را برای ایفای مسئولیت‌های روحانیت که هیچ تخصص دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود، به‌کار گیرید؛ البته این کار نباید به معنای هدف‌گیری مناصب و مقامات و عناوین باشد بلکه در همه‌ی اوقات باید کسب رضایت پروردگار و امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) هدف اصلی قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مطالب برخی از اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه‌ی تهران، گفتند: «مراقبت از اینکه حوزه‌های علمیه از شیوه‌ی طلبگی به شیوه‌ی دانشگاهی گرایش پیدا نکنند»، «طرح آموزش اخلاق در حوزه‌ها» و «منطقه‌ای کردن گزینش و جذب طلاب»، از مسئولیت مدیران حوزه‌ها است که باید پس از بررسی‌های لازم درخصوص این موضوعات تصمیم‌گیری کنند.
رهبر انقلاب همچنین با اشاره به قدمت و اهمیت حوزه‌ی علمیه‌ی تهران و علما و فضلای برجسته‌ای که در این حوزه حضور داشته‌اند، خاطر نشان کردند: حوزه‌ی علمیه‌ی تهران اکنون دارای هویت است و این هویت نیز باید قدر دانسته شود تا برجستگانی در فقه و علوم عقلی و تفسیر و حدیث، در این حوزه پرورش یابند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین صادقی رشاد رئیس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران با اشاره به سابقه‌ی حوزه‌ی علمیه‌ی تهران و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی، گفت: این حوزه با ۱۳۳ مدرسه، شش مرکز تخصصی و ۱۵ هزار طلبه و ۱۶۰۰ استاد در سطح استان تهران فعال است.
حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد با بیان اینکه حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران ۳۶۰ شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده‌اند، برخی از فعالیت‌ها و موفقیت‌های این حوزه را برشمرد و افزود: البته یکی از نگرانی‌هایی که امروز حوزه‌های علمیه با آن مواجه هستند، فاصله گرفتن از هویت اصلی و تبدیل هویت آنها به هویت دانشگاهی است.
همچنین حجج اسلام والمسلمین آقایان صدیقی، حسینی، پناهی، روحانی، تحصیلی، رستمی، بیرانوند، رفیعی، پناهیان و خانم‌ها راستی و میرمؤمنی، دیدگاه‌های خود را درخصوص موضوعات مختلف طلاب و حوزه‌های علمیه بیان کردند.
برخی نکات مهمی که اساتید و طلاب در سخنان خود به آنها اشاره کردند عبارت بود از:
- لزوم معنویت‌محوری در حوزه‌های علمیه، اهتمام به اخلاق، معرفی الگوهای موفق و شناساندن سبک زندگی آنها
- تأکید بر پای‌بندی به زیّ طلبگی، برخورداری از روحیه و عمل انقلابی، نگاه حداکثری به دین و شناخت مقتضیات زمان
- اهمیت تعامل حوزه و دانشگاه در قالب کرسی‌های آزاداندیشی
- تقویت ارتباط مستقیم طلاب و روحانیون با مردم
- معرفی طرح جامع «بنیان مرصوص» با هدف تقویت و به‌روزرسانی توانایی‌ها و آمادگی‌های علمی، اخلاقی و اجتماعی طلاب
- مشکلات معیشتی طلاب و پیشنهاد تقویت حوزه‌های علمیه در مناطق غیر مرکزی با هدف کاهش مهاجرت طلاب برای تحصیل علوم حوزوی
- ضرورت تحول در نظام آموزشی حوزه‌های علمیه با هدف افزایش بهره‌وری علمی و جلوگیری از فرسایش انگیزه‌های طلاب جوان
- حضور موفق بانوان طلبه در تحصیل و تبلیغ معارف دینی و پیشنهاد تشکیل «قرارگاه زن جهادی مسلمان» به‌منظور مقابله با آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی
- لزوم پاسخگویی دقیق و حکیمانه‌ی حوزه‌های علمیه به شبهات و مسائل مورد نیاز جامعه و بهره‌گیری از مبانی استنباطی و قویِ فقه جواهری
- ضرورت ایجاد مراکز تخصصی تبلیغ و آموزش مهارت‌های خطابه و اقناع
در انتهای این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه شد.

[دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ]  [8:36 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، «امنیت» را موضوعی «درجه یک» خواندند و با تأکید بر نظارت کامل و جدی مسئولان نیروی انتظامی بر «سلامت فکر و عمل و اخلاق کارکنان» و «تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی»، افزودند: برنامه‌ها را بر «عقل و منطق»، «عزم و اقتدار» و «قانون‌گرایی و عطوفت» استوار کنید تا تصویری کاملاً مطلوب از ناجا در ذهن مردم قدرشناس ترسیم شود.
رهبر انقلاب با اشاره به چند رویداد مهم ماه‌های اخیر از زحمات و تلاش‌های فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی و وزیر محترم کشور در برقراری امنیت در مراسم دهه‌ی فجر و راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، برگزاری همراه با آرامش و امنیت دو مرحله‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی و همچنین انتخابات مجلس خبرگان، و حضور مسئولانه در راه‌های مواصلاتی کشور در ایام سفرهای نوروزی، تشکر و قدردانی کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص سفرهای نوروزی این نکته را نیز متذکر شدند که اگرچه آمار تلفات تصادف‌های جاده‌ای کاهش یافته است اما آمار تلفات همچنان بالا است و نیروی انتظامی و دستگاه‌های مسئول باید تلاش کنند این آمار به‌‌طور مستمر کاهش یابد.
رهبر انقلاب، موضوع امنیت را بسیار مهم و در درجه‌ی اول اولویت خواندند و با تأکید بر اینکه بدون امنیت، زندگی روزمره‌ی مردم و فعالیت‌های علمی، دانشگاهی، اقتصادی و اداره‌ی کشور امکان‌پذیر نیست، گفتند: اقدام و عمل در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی و شکل‌گیری شجره‌ی طیبه‌ی اقتصاد درون‌زا نیز نیازمند امنیت است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بررسی ریشه‌های ناامنی توسط نیروی انتظامی و دستگاه‌های مسئول را حائز اهمیت دانستند و با تأکید بر لزوم کمک همه‌ی دستگاه‌ها به نیروی انتظامی، خاطرنشان کردند: سلامت، دقت و احساس انگیزه‌ی بالا در فرماندهان رده بالای نیروی انتظامی و رفتارِ انصافاً پدرانه‌ی وزیر محترم کشور با نیروی انتظامی، فرصت‌های مغتنمی است که باید بیش از پیش از آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظر استفاده کرد.
ایشان با تأکید بر لزوم کمک دولت برای ارتقای کمی و کیفی نیروی انتظامی، لزوم توجه جدی به موضوع کمک‌های مردمی را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: نیروی انتظامی و وزارت کشور باید با بررسی دقیق، عرصه‌های حضور و کمک مردمی را مشخص و اعلام کنند.
رهبر انقلاب با اشاره به گستردگی ارتباط نیروی انتظامی با آحاد مردم، سلامت این نیرو را بسیار مهم برشمردند و گفتند: «سلامت فکر، عمل و اخلاق در نیروی انتظامی»، ضمن جلب پشتیبانی مردم، ارتباط نیرو با قشرهای مختلف مردم را صمیمانه خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه‌ی سلامت نیروی انتظامی را، «وجود نظارت دقیق، همه‌جانبه و دائمی» دانستند و گسترش دایره‌ی حضور نیروی انتظامی در سراسر کشور و برقراری امنیت در همه‌ی مناطق سکونتی و محیط‌های زیستی مردم اعم از مناطق حاشیه‌ای شهرها، مناطق دوردست و شهرهای کوچک را مورد تأکید قرار دادند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه موضوع «امنیت اخلاقی» و دغدغه‌های مردم در این زمینه، از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه نیروی انتظامی قرار گیرد، گفتند: اعتیاد، شرارت‌ها، و هنجارشکنی‌ها، موجب تهدید امنیت جسمی، جانی و اخلاقی جامعه می‌شود؛ بنابراین باید با استفاده از دیدگاه‌های کارشناسانه‌ی انسان‌های متفکر و صاحب‌نظر به‌خصوص در درون نیروی انتظامی، برای مقابله با این مسائل، برنامه‌ریزی دقیق کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در موضوعات مربوط به امنیت اخلاقی، بعد از برنامه‌ریزی دقیق، مستحکم، عقلانی و صحیح، دیگر نباید به مخالفت برخی افراد یا فضاسازی‌های رسانه‌ای توجه شود بلکه باید با توکل بر خدا کار را پیش برد.
ایشان شکل‌گیری یک تصویر کاملاً مطلوب از نیروی انتظامی را در ذهن مردم ضروری دانستند و تأکید کردند: باید تصویر یک «یار مهربان و مقتدر» از نیروی انتظامی در ذهن مردم ترسیم شود.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: «اقتدار و قاطعیت بدون بی‌رحمی»، «سلامت درونی»، «حضور به‌هنگام و سریع»، «عطوفت و کمک به مردم»، و «قانون‌گرایی» عواملی هستند که موجب ارائه‌ی تصویری مثبت از نیروی انتظامی خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحقق این موارد را زمینه‌ساز پیشرفت نیروی انتظامی و سهیم شدن این نیرو در پیشرفت عمومی کشور دانستند.
رهبر انقلاب، روند پیشرفت‌های کشور را با وجود تلاش‌های ۳۷ ساله‌ی دشمنان، «خوب» و «مداوم» ارزیابی کردند و افزودند: نظام اسلامی به پشتوانه‌ی ملت، بینی دشمنان را به خاک مالیده است و سعی دشمنان برای ایجاد ناامیدی، بدبینی و اختلاف در کشور نیز در عصبانیت آنها از پیشرفت‌های ایران ریشه دارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همه‌ی مسئولان و مردم را به مراقبت از وحدت موجود در کشور فراخواندند و افزودند: ایجاد دوجریانی، دوفرقه‌ای و دوقطبی از ضربه‌های مهلکی است که دشمن به‌دنبال آن است.
ایشان، وجود برخی ناهنجاری‌ها و کج‌روی‌ها در جامعه را مانند هر کشور دیگری دانستند و افزودند: برای تحلیل کلی اوضاع ایران، باید حرکت عمومی را مورد توجه قرار داد که به فضل الهی، این حرکت و نگاه غالب، بسیار خوب است.
رهبر انقلاب همچنین فعالیت‌های بخش عقیدتی - سیاسی نیروی انتظامی را در تقویت ظرافت‌مندانه‌ی انگیزه‌های دینی در ناجا، با ارزش و قابل تقدیر خواندند.
ایشان از صبر و بردباری خانواده‌های فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی نیز که زمینه‌ساز خدمات گسترده‌ی آنان می‌شوند، تشکر کردند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، سردار سرتیپ اشتری فرمانده نیروی انتظامی با تبریک اعیاد شعبانیه، اعلام کرد: «اشراف و کنترل بر مرزها»، «افزایش ظرفیت عملیاتی برای مبارزه با اشرار، تروریست‌ها و قاچاقچیان»، «هوشمندسازی سامانه‌ها»، «کاهش تعداد جان‌باختگان تصادفات رانندگی»، «توجه به انضباط در همه‌ی ابعاد»، «صیانت از نیروی انسانی» و «کمک به تحقق اقتصاد مقاومتی» از برنامه‌ها و فعالیت‌های نیروی انتظامی است.
سردار اشتری افزود: پاسخ به دغدغه‌ها و مطالبات عمومی مبنی بر برخورد با ناهنجاری‌ها و فساد سازمان‌یافته در اولویت برنامه‌های کاری نیروی انتظامی قرار گرفته که البته نیازمند پیگیری مداوم و همدلی قوای سه‌گانه و دستگاه‌های مختلف کشور است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، «امنیت» را موضوعی «درجه یک» خواندند و با تأکید بر نظارت کامل و جدی مسئولان نیروی انتظامی بر «سلامت فکر و عمل و اخلاق کارکنان» و «تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی»، افزودند: برنامه‌ها را بر «عقل و منطق»، «عزم و اقتدار» و «قانون‌گرایی و عطوفت» استوار کنید تا تصویری کاملاً مطلوب از ناجا در ذهن مردم قدرشناس ترسیم شود.
رهبر انقلاب با اشاره به چند رویداد مهم ماه‌های اخیر از زحمات و تلاش‌های فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی و وزیر محترم کشور در برقراری امنیت در مراسم دهه‌ی فجر و راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، برگزاری همراه با آرامش و امنیت دو مرحله‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی و همچنین انتخابات مجلس خبرگان، و حضور مسئولانه در راه‌های مواصلاتی کشور در ایام سفرهای نوروزی، تشکر و قدردانی کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص سفرهای نوروزی این نکته را نیز متذکر شدند که اگرچه آمار تلفات تصادف‌های جاده‌ای کاهش یافته است اما آمار تلفات همچنان بالا است و نیروی انتظامی و دستگاه‌های مسئول باید تلاش کنند این آمار به‌‌طور مستمر کاهش یابد.
رهبر انقلاب، موضوع امنیت را بسیار مهم و در درجه‌ی اول اولویت خواندند و با تأکید بر اینکه بدون امنیت، زندگی روزمره‌ی مردم و فعالیت‌های علمی، دانشگاهی، اقتصادی و اداره‌ی کشور امکان‌پذیر نیست، گفتند: اقدام و عمل در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی و شکل‌گیری شجره‌ی طیبه‌ی اقتصاد درون‌زا نیز نیازمند امنیت است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بررسی ریشه‌های ناامنی توسط نیروی انتظامی و دستگاه‌های مسئول را حائز اهمیت دانستند و با تأکید بر لزوم کمک همه‌ی دستگاه‌ها به نیروی انتظامی، خاطرنشان کردند: سلامت، دقت و احساس انگیزه‌ی بالا در فرماندهان رده بالای نیروی انتظامی و رفتارِ انصافاً پدرانه‌ی وزیر محترم کشور با نیروی انتظامی، فرصت‌های مغتنمی است که باید بیش از پیش از آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظر استفاده کرد.
ایشان با تأکید بر لزوم کمک دولت برای ارتقای کمی و کیفی نیروی انتظامی، لزوم توجه جدی به موضوع کمک‌های مردمی را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: نیروی انتظامی و وزارت کشور باید با بررسی دقیق، عرصه‌های حضور و کمک مردمی را مشخص و اعلام کنند.
رهبر انقلاب با اشاره به گستردگی ارتباط نیروی انتظامی با آحاد مردم، سلامت این نیرو را بسیار مهم برشمردند و گفتند: «سلامت فکر، عمل و اخلاق در نیروی انتظامی»، ضمن جلب پشتیبانی مردم، ارتباط نیرو با قشرهای مختلف مردم را صمیمانه خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه‌ی سلامت نیروی انتظامی را، «وجود نظارت دقیق، همه‌جانبه و دائمی» دانستند و گسترش دایره‌ی حضور نیروی انتظامی در سراسر کشور و برقراری امنیت در همه‌ی مناطق سکونتی و محیط‌های زیستی مردم اعم از مناطق حاشیه‌ای شهرها، مناطق دوردست و شهرهای کوچک را مورد تأکید قرار دادند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه موضوع «امنیت اخلاقی» و دغدغه‌های مردم در این زمینه، از موضوعات مهمی است که باید مورد توجه نیروی انتظامی قرار گیرد، گفتند: اعتیاد، شرارت‌ها، و هنجارشکنی‌ها، موجب تهدید امنیت جسمی، جانی و اخلاقی جامعه می‌شود؛ بنابراین باید با استفاده از دیدگاه‌های کارشناسانه‌ی انسان‌های متفکر و صاحب‌نظر به‌خصوص در درون نیروی انتظامی، برای مقابله با این مسائل، برنامه‌ریزی دقیق کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در موضوعات مربوط به امنیت اخلاقی، بعد از برنامه‌ریزی دقیق، مستحکم، عقلانی و صحیح، دیگر نباید به مخالفت برخی افراد یا فضاسازی‌های رسانه‌ای توجه شود بلکه باید با توکل بر خدا کار را پیش برد.
ایشان شکل‌گیری یک تصویر کاملاً مطلوب از نیروی انتظامی را در ذهن مردم ضروری دانستند و تأکید کردند: باید تصویر یک «یار مهربان و مقتدر» از نیروی انتظامی در ذهن مردم ترسیم شود.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: «اقتدار و قاطعیت بدون بی‌رحمی»، «سلامت درونی»، «حضور به‌هنگام و سریع»، «عطوفت و کمک به مردم»، و «قانون‌گرایی» عواملی هستند که موجب ارائه‌ی تصویری مثبت از نیروی انتظامی خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحقق این موارد را زمینه‌ساز پیشرفت نیروی انتظامی و سهیم شدن این نیرو در پیشرفت عمومی کشور دانستند.
رهبر انقلاب، روند پیشرفت‌های کشور را با وجود تلاش‌های ۳۷ ساله‌ی دشمنان، «خوب» و «مداوم» ارزیابی کردند و افزودند: نظام اسلامی به پشتوانه‌ی ملت، بینی دشمنان را به خاک مالیده است و سعی دشمنان برای ایجاد ناامیدی، بدبینی و اختلاف در کشور نیز در عصبانیت آنها از پیشرفت‌های ایران ریشه دارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همه‌ی مسئولان و مردم را به مراقبت از وحدت موجود در کشور فراخواندند و افزودند: ایجاد دوجریانی، دوفرقه‌ای و دوقطبی از ضربه‌های مهلکی است که دشمن به‌دنبال آن است.
ایشان، وجود برخی ناهنجاری‌ها و کج‌روی‌ها در جامعه را مانند هر کشور دیگری دانستند و افزودند: برای تحلیل کلی اوضاع ایران، باید حرکت عمومی را مورد توجه قرار داد که به فضل الهی، این حرکت و نگاه غالب، بسیار خوب است.
رهبر انقلاب همچنین فعالیت‌های بخش عقیدتی - سیاسی نیروی انتظامی را در تقویت ظرافت‌مندانه‌ی انگیزه‌های دینی در ناجا، با ارزش و قابل تقدیر خواندند.
ایشان از صبر و بردباری خانواده‌های فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی نیز که زمینه‌ساز خدمات گسترده‌ی آنان می‌شوند، تشکر کردند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، سردار سرتیپ اشتری فرمانده نیروی انتظامی با تبریک اعیاد شعبانیه، اعلام کرد: «اشراف و کنترل بر مرزها»، «افزایش ظرفیت عملیاتی برای مبارزه با اشرار، تروریست‌ها و قاچاقچیان»، «هوشمندسازی سامانه‌ها»، «کاهش تعداد جان‌باختگان تصادفات رانندگی»، «توجه به انضباط در همه‌ی ابعاد»، «صیانت از نیروی انسانی» و «کمک به تحقق اقتصاد مقاومتی» از برنامه‌ها و فعالیت‌های نیروی انتظامی است.
سردار اشتری افزود: پاسخ به دغدغه‌ها و مطالبات عمومی مبنی بر برخورد با ناهنجاری‌ها و فساد سازمان‌یافته در اولویت برنامه‌های کاری نیروی انتظامی قرار گرفته که البته نیازمند پیگیری مداوم و همدلی قوای سه‌گانه و دستگاه‌های مختلف کشور است.

[دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ]  [12:18 AM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (دوشنبه) در دیدار خانم «پارک گئون هی» رئیس جمهوری کره‌ی جنوبی، با اشاره به نگاه مثبت جمهوری اسلامی ایران به افزایش همکاری با کشورهای آسیایی، «ارتباطات مستمر و پایدار میان ایران و کره‌ی جنوبی» را برای هر دو کشور مفید خواندند و تأکید کردند: تفاهم‌ها و قراردادها بین دو کشور باید به‌گونه‌ای منعقد شوند که عوارض خارجی و تحریم‌ها بر روی آنها اثر منفی نگذارد، زیرا شایسته نیست که روابط کشورهایی همچون ایران و کره‌ی جنوبی، تحت تأثیر و اراده‌ی آمریکا باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همکاری و تبادل تجربیات در بخش‌های گوناگون علمی، فناوری، سیاسی، اجتماعی و امنیتی را به نفع هر دو کشور خواندند و گفتند: ما در سیاست خارجی تمایل بیشتری در نگاه به آسیا به‌دلیل برخورداری از مشترکات فرهنگی و تاریخی داریم و بر همین اساس معتقدیم امکان تفاهم، توافق و همکاری با این کشورها از جمله کره‌ی جنوبی که جزء کشورهای پیشرفته‌ی آسیا است، بیشتر است.
رهبر انقلاب با اشاره به مشکلات مهم امنیتی موجود در منطقه و جهان، خاطرنشان کردند: اگر با خطر تروریسم و ناامنی، برخورد حقیقی و صحیح نشود، علاج آن در آینده دشوارتر خواهد شد و هیچ کشوری در برابر این خطر، مصونیت نخواهد داشت.
ایشان با اشاره به تقسیم‌بندی تروریسم به دو نوع «خوب» و «بد» از سوی آمریکایی‌ها گفتند: آمریکا، شعار مبارزه با تروریسم می‌دهد اما در عمل، صادقانه برخورد نمی‌کند؛ درحالی‌که تروریسم در هر شکلی بد، و برای ملت‌ها و امنیت کشورها خطرناک است؛ زیرا بدون وجود امنیت، پیشرفت مطلوب رخ نخواهد داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص همکاری‌ها و توافق‌های دو کشور، به مسئله‌ی اولویت‌ها در همکاری‌های دوجانبه اشاره کردند و افزودند: امکان شکل‌گیری همکاری‌های سودمند بین ایران و کره‌ی جنوبی وجود دارد اما اولویت‌های ما در همکاری، فقط موضوع تجارت و دادوستد نیست بلکه باید قراردادهایی بسته شود که مورد نیاز ایران در بخش‌های زیرساختی و اقتصاد عمومی باشد.
رهبر انقلاب، تأثیر نپذیرفتن تفاهم‌ها و توافق‌های دو کشور از عوارض خارجی را یکی از الزامات اساسی در همکاری‌های دو کشور برشمردند و تأکید کردند: نباید روابط ایران و کره‌ی جنوبی وابسته به تحریم‌ها و تحت نفوذ و غرض‌ورزی آمریکا قرار بگیرد، بلکه باید ارتباطات دو کشور، «مستمر، پایدار، قوی و صمیمی» باشد.
ایشان با اشاره به سابقه‌ی نسبتاً طولانی اما همراه با فراز و نشیب روابط دو کشور، خاطرنشان کردند: خوشبختانه اکنون دولت کره‌ی جنوبی، دولت مساعد و همراهی است و ایران نیز از ظرفیت‌های فراوانی همچون برخورداری از نیروی انسانی جوان، با استعداد و تحصیلکرده برای افزایش همکاری‌های پایدار برخوردار است.
در این دیدار که آقای روحانی رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، خانم «پارک گئون هی» رئیس جمهوری کره‌ی جنوبی، سفر به تهران را فرصتی ارزشمند برای توسعه‌ی روابط دوجانبه و افزایش اعتماد متقابل خواند و گفت: ما در دوران تحریم نیز سعی کردیم تا آنجا که می‌توانیم به حضور خود در ایران ادامه دهیم.
رئیس جمهوری کره‌ی جنوبی، ایران را برخوردار از ظرفیت نیروی انسانی کارآمد و مؤثر، و موقعیت جغرافیایی استثنایی دانست و افزود: امیدواریم در آینده روابط دو کشور به‌ویژه در بخش اقتصادی توسعه پیدا کند.
خانم «پارک گئون هی» با اشاره به نظرات رهبر انقلاب اسلامی درخصوص توسعه‌ی اقتصادی ایران و نیز تأکیدات ایشان بر توسعه‌ی علمی، اقتصادی و صنعتی مبتنی بر خودکفایی، گفت: اطمینان دارم که تأکیدات شما بر توسعه و رشد اقتصادی ایران، آینده‌ی بسیار خوبی را برای کشورتان رقم خواهد زد و ما نیز آماده‌ی افزایش همکاری در بخش‌های مختلف نظیر محیط زیست، علوم و فناوری، و اقتصاد هستیم.

 


[دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ]  [9:04 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح  امروز (دوشنبه) در دیدار هزاران نفر از معلمان و نومعلمان سراسر کشور ضمن تجلیل از تلاش‌ها و زحمات جامعه‌ی معلمی، «تربیت نسل آینده‌ای با هویت مستقل، عزتمند، دینی و دارای شاخص‌های ممتاز و جریان‌ساز» را وظیفه‌ی اصلی و بسیار خطیر آموزش و پرورش و معلمان دانستند و تأکید کردند: اگر جامعه‌ای با چنین ویژگی‌هایی شکل بگیرد، قطعاً اقتصاد مقاومتی و بدون نفت، برخورداری از فرهنگ مستقل، اصلاح الگوی مصرف و روحیه‌ی ایستادگی و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌ها معنا پیدا خواهد کرد.
رهبر انقلاب، کار معلمی را کاری دشوار  توصیف کردند و گفتند: کار مخلصانه و برای خدا، ماندگار و موجب نجات است و زمینه‌ی کار مخلصانه در شغل معلمی، کاملاً وجود دارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حرکت و آثار شهید آیت‌الله مطهری را نمونه‌ی درخشانی از کار مخلصانه و با برکت برشمردند و افزودند: نتیجه‌ی اخلاص آن عالم زمان‌شناس و نیازشناس، ماندگاریِ آثار برجسته‌ی اوست؛ به‌گونه‌ای که ده‌ها سال پس از شهادتش، همچنان اهل فکر از آثار آن بزرگوار، بهترین بهره‌ها را می‌جویند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: البته اخلاص و قناعت جامعه‌ی معلمان نباید موجب غفلت مسئولان از مسائل مادی و معیشتی این جامعه‌ی سخت‌کوش شود و همچنان که بارها گفته‌ایم و باز هم می‌گوییم، هر هزینه و بودجه‌ای که در آموزش و پرورش صرف می‌شود، در واقع سرمایه‌گذاری است.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به طرح بحث اصلی خود پرداختند و گفتند: موضوع اساسی این است که آموزش و پرورش نسل آینده را با چه ویژگی‌هایی می‌خواهد تربیت کند و کشور برای ادامه‌ی مسیر خود به چگونه نسلی نیاز دارد؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قبل از بیان ویژگی‌های مورد نیاز برای تربیت نسل آینده به یک نکته اشاره کردند و افزودند: ما برای تربیت نسل آینده در یک فضا و میدان خالی از رقیب قرار نداریم، بلکه با حریفی به نام «نظام سلطه‌ی بین‌المللی» مواجه هستیم.
 ایشان خاطرنشان کردند: ممکن است برخی تعجب کنند که چه ارتباطی میان آموزش و پرورش و «نظام سلطه‌ی بین‌المللی» وجود دارد، درحالی‌که واقعیت این است که نظام سلطه برای نسل جوانِ ملت‌ها به‌ویژه ملتِ ایران برنامه دارد.
رهبر انقلاب اسلامی، آمریکا، سرمایه‌داران صهیونیسم و برخی دولت‌های مستکبر را مظهر «نظام سلطه‌ی بین‌المللی» دانستند و تأکید کردند: نظام سلطه می‌خواهد نسل آینده‌ی کشورها، نسلی باشند که فکر، فرهنگ، نگاه و سلیقه‌ی مورد نظر او را در مسائل جهانی داشته باشند و در نهایت نخبگان، سیاستمداران و افراد تأثیرگذار همان‌گونه فکر و عمل کنند که او تمایل دارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به قدمت این برنامه‌ی فرهنگی استعمار، گفتند: متفکران غربی بارها گفته‌اند که به‌جای کشورگشایی‌های استعماریِ قرن نوزدهم، بهترین و کم‌هزینه‌ترین روش، تزریق فکر و فرهنگ خود به نسل جوان کشورها و تربیت زبدگان و نخبگانی است که همچون سربازان نظام سلطه عمل خواهند کرد.
ایشان برخی دولت‌های منطقه را نمونه‌ی بارز این برنامه‌ریزی استکباری دانستند و افزودند: این دولت‌ها اکنون همان کاری را انجام می‌دهند که آمریکا می‌خواهد و حتی همه‌ی هزینه‌های آن را هم متقبل می‌شوند و هیچ امتیازی نیز نمی‌گیرند و فقط در مقابلِ آن، آمریکایی‌ها، این دولت‌ها را حفظ می‌کنند و مانع از سقوط آنان می‌شوند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حریف ما چنین برنامه‌ای برای نسل آینده‌ی کشورمان دارد، لزوم ترویج فکر و فرهنگ و زبان بومی را خاطرنشان کردند و گفتند: متأسفانه در برخی مواقع به‌جای ترویج زبان فارسی، زبان انگلیسی ترویج می‌شود و اکنون کار به جایی رسیده است که آموزش زبان انگلیسی به مهد کودک‌ها کشیده شده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرشان کردند: این موضوع به‌معنای مخالفت با یادگیری زبان خارجی نیست بلکه بحث اصلی، ترویج فرهنگ بیگانه در کشور و در میان کودکان، نوجوانان و جوانان است.
ایشان با تأکید بر اینکه کشورهای دیگر برای مقابله با ترویج زبان و فرهنگ بیگانه برنامه دارند، گفتند: متأسفانه در کشور ما برای مقابله با این موضوع برنامه‌ی خاصی وجود ندارد و میدان را برای گسترش فرهنگ بیگانه باز گذاشته‌ایم.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ایجاد انواع موانع و سختی‌ها برای ترویج زبان فارسی در برخی از کشورهای غربی، افزودند: در شرایطی که آنها اجازه‌ی ترویج زبان فارسی را نمی‌دهند، ما زبان و فرهنگ آنها را ترویج می‌کنیم، آیا این کار واقعاً عقلانی است؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: این سخنان به‌معنای تعطیل کردن آموزش زبان انگلیسی در مدارس نیست، بلکه بحث اصلی این است که بدانیم با چه حریفی مواجه هستیم و طرف مقابل چه برنامه‌ریزی‌های دقیقی برای تأثیرگذاری بر نسل آینده‌ی کشور دارد.
ایشان سپس به بیان شاخص‌ها و ویژگی‌های مورد نیاز برای تربیت نسل آینده‌ی کشور پرداختند و گفتند: مهمترین شاخصه‌ای که باید در تربیت دانش‌آموزان مد نظر قرار گیرد، شکل‌گیری «هویت مستقل، عزتمند و دینی» در نسل آینده است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید نوجوانان و جوانان کشور را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که به‌دنبال سیاست، اقتصاد و فرهنگ مستقل باشند و هرگونه وابستگی در این مسائل مذموم به‌شمار بیاید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کشور را از لحاظ این موضوع، دچار آسیب دانستند و افزودند: علاقه‌ی بیش از حد به استفاده از تعابیر فرنگی یک نمونه از این آسیب‌دیدگی است که از دوران طاغوت برای ما به ارث رسیده است.
ایشان یکی از لوازم اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی را شکل‌گیری هویت مستقل در نوجوانان و جوانان دانستند و خاطرنشان کردند: تا زمانی که روحیه‌ی استقلال و مقاومت و ایستادگی وجود نداشته باشد، اگر مسئولان صدها جلسه هم برای اقتصاد مقاومتی بگذارند، در نهایت کار به نتیجه‌ی کامل و صحیح نخواهد رسید.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اقتصاد مقاومتی، اقتصاد بدون نفت و فرهنگ مستقل، هنگامی معنا پیدا می‌کند که هویت مستقل در جامعه شکل بگیرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای احیای «شاخص‌های ممتاز و مفاهیم جریان‌ساز» در دانش‌آموزان را یکی دیگر از وظایف سنگین معلمان و آموزش‌وپرورش دانستند و گفتند: ایمان، اندیشه‌ورزی، مشارکت و همکاری اجتماعی، و اصلاح الگوی مصرف از جمله‌ی این شاخص‌های برجسته است که باید در نسل آینده رشد پیدا کند.
ایشان با اشاره به مشکلات موجود در کشور درخصوص الگوی مصرف، چند نمونه را بیان کردند و افزودند: مصرف کالاهای خارجی و قاچاق ده‌ها و صدها میلیاردی کالاهای لوکس، نمونه‌هایی از الگوی مصرف غلط در کشور است که باید اصلاح شوند و یکی از زیرساخت‌های اصلی برای اصلاح آنها، فرهنگ‌سازی در نسل جوان است.
رهبر انقلاب اسلامی، «تحمل مخالف» را یکی دیگر از شاخص‌های برجسته برای نسل آینده برشمردند و گفتند: تحمل مخالف در جامعه نهادینه نشده است زیرا تا فردی مختصر طعنه‌ای می‌زند، با مشت به سینه‌ی او کوبیده می‌شود؛ این، یعنی عدم تحمل مخالف.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «ادب و مؤدب بودن» و «تدین و اشرافی بار نیامدن» را از دیگر شاخص‌های مورد نیاز برای تربیت دانش‌آموزان دانستند و تأکید کردند: نهادینه کردن این شاخص‌ها در نسل آینده و فرهنگ‌سازی درباره‌ی آنها از وظایف بزرگ معلمان و آموزش‌وپرورش است.
ایشان با تأکید بر اینکه آموزش‌وپرورش به‌تنهایی نمی‌تواند این «وظیفه‌ی مقدس» را انجام دهد، به نقش بخش‌ها و دستگاه‌های مختلف اشاره کردند و افزودند: معاونت پرورشی آموزش‌وپرورش از جمله بخش‌هایی است که در این زمینه نقش تأثیرگذار و وظیفه‌ی سنگینی دارد و باید با اقدامات پرتلاش، هدفمند، هوشمند و سالم از لحاظ اعتقادی، سیاسی و اخلاقی در این مسیر گام بردارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه ضربه به آموزش‌وپرورش و نسل آینده خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی صداوسیما را یکی از دستگاه‌های دارای مسئولیت درخصوص نهادینه کردن شاخص‌های ممتاز در نسل آینده و فرهنگ‌سازی در این زمینه دانستند و با انتقاد از عملکرد رسانه‌ی ملی گفتند: سال گذشته هم درباره‌ی لزوم برنامه‌ریزی دقیق و صحیح صداوسیما برای نسل جوان مطالبی بیان شد اما متأسفانه عمل نشده است.
ایشان افزودند: صداوسیما باید با استفاده از افراد صاحب اندیشه و متخصص، یک سرفصل کاری ویژه برای آموزش‌وپرورش داشته باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نامه‌ی یکی از دانش‌آموزانی که هفته‌ی پیش با ایشان دیدار داشتند و گلایه‌ی وی از نبود برنامه‌های مناسب و تأثیرگذار برای جوانان دبیرستانی در صداوسیما گفتند: باید در رسانه‌ی ملی با شیوه‌های هنرمندانه و کارشناسانه، برنامه‌هایی برای اقناع فکری، روحی، دینی و علمی جوانان تهیه شود و برنامه‌های کنونی در برخی شبکه‌ها به‌هیچ‌وجه با نیازها در این زمینه همخوانی ندارد.
ایشان وزارت ارتباطات را نیز یکی دیگر از دستگاه‌های مسئول در زمینه‌ی تربیت نسل آینده برشمردند و با اشاره به گستردگی فضای مجازی و سرعت روزافزون تحولات در این عرصه و ارتباط مستمر جوانان با فضای مجازی خاطرنشان کردند: کسی مخالف استفاده از فضای مجازی نیست بلکه موضوع اصلی این است که در چنین عرصه‌ای که لغزشگاه است باید زمینه‌ی استفاده‌ی صحیح فراهم شود نه آنکه فضای مجازی به‌صورت رها و غیر قابل کنترل باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با گلایه از وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی گفتند: کسی به‌دنبال بستن فضای مجازی نیست؛ زیرا این کار عاقلانه نیست اما چرا هنگامی که کشورهای دیگر برای حفاظت از فرهنگ خود، در استفاده از فضای مجازی چارچوب‌هایی قرار می‌دهند، ما فضای مجازی را رها کرده‌ایم؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکی دیگر از کارهای لازم در آموزش‌وپرورش را تزریق روحیه‌ی شادابی و جوانی در معلمان خواندند و از همین زاویه بر نوسازی نظام آموزشی کشور تأکید کردند.
رهبر انقلاب با اشاره به فرسوده و کهنه بودن نظام آموزشی، گفتند: نظام آموزشی کنونی برگرفته از نظام آموزشی اروپا است و همچون «اثری موزه‌ای» دست‌نخورده باقی مانده و کهنه شده است، درحالی‌که لازم است نوسازی شود.
ایشان، نوسازی نظام آموزشی به شیوه‌ی تقلیدی و رونویسی از دست غربی‌ها را کاری غلط برشمردند و افزودند: البته استفاده از تجربیات خوب است اما صاحبان فکر و اندیشه باید در قالب طرح تحول آموزش‌وپرورش، نظام نوین آموزشی را طراحی  و اجرا کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، توجه به اهمیت مراکز فنی‌وحرفه‌ای در «مهارت‌افزایی و کارآمدی نسل جوان» را یکی از دیگر اولویت‌های آموزش‌وپرورش برشمردند و افزودند: طبق گزارش‌ها، ۱۲ هزار نوع شغل در جامعه وجود دارد، اما آیا باید همه‌ی دانش‌آموزان با استعدادهای گوناگون، مسیر واحد و یکسانی را در تحصیلات خود طی کنند؟
رهبر انقلاب تأکید کردند: باید استعدادهای دانش‌آموزان شناسایی و پرورش داده شوند تا استعدادهای پرورش‌یافته بتوانند منشأ ابتکار در مشاغل و حرفه‌های گوناگون شوند.
انتقاد از «استفاده‌ی برخی نام‌ها و نشان‌های مربوط به دوران طاغوت همچون پیشاهنگان» یکی دیگر از محورهای سخنان رهبر انقلاب خطاب به مسئولان آموزش‌وپرورش بود.
ایشان افزودند: در آموزش‌وپرورش با وجود عناوین و تشکل‌هایی همچون بسیج دانش‌آموزی و اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، نباید از تعابیر و الفاظ گذشته که معانی خاصی را به‌دنبال خود منتقل می‌کنند، استفاده شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه به موضوع مدارس دولتی و غیر انتفاعی اشاره کردند و گفتند: آموزش‌وپروش در قانون اساسی، مسئله‌ای «حاکمیتی» است؛ البته این به‌معنای قرار گرفتن همه‌ی بار و وظایف بر دوش دولت نیست اما دولت باید در آموزش‌وپرورش نقش‌آفرینی کند و بر همین اساس، تبدیل کردن روزافزون مدارس دولتی به مدارس غیر انتفاعی که بعضی از آنها نیز شهریه‌های سنگینی می‌گیرند، لزوماً کار درست و سنجیده‌ای نیست.
رهبر انقلاب تأکید کردند: باید سطح و کیفیت مدارس دولتی آن‌چنان ارتقا یابد که رغبت خانواده‌ها به این مدارس افزایش پیدا کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سلامت فکری و عملی وزیر محترم آموزش و پرورش بر لزوم استفاده از این فرصت برای انجام وظایف سنگین در این دستگاه تأکید کردند و گفتند: دانشگاه فرهنگیان یکی از مراکز بسیار مهم است که باید برای توسعه‌ی کمی و کیفی آن هر آنچه که می‌توان، سرمایه‌گذاری کرد.
ایشان در جمع‌بندی سخنان خود با تأکید بر اهمیتِ ساختن و قدرتمند کردن کشور و نقش برجسته‌ی معلمان در این مسیر، مهمترین عنصر قدرت‌ساز را «علم» خواندند و خاطرنشان کردند: قدرت، فقط به داشتن سلاح نیست بلکه «علم، ایمان، شخصیت ملی، ایستادگی و هویت انقلابی»، عناصر تولید قدرت هستند.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: دشمن وقتی قدرت شما را ببیند، ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد اما وقتی در نشان دادن مبانی و عناصر قدرت خود در مقابل دشمن، ملاحظه و اجتناب کنیم و یا بترسیم، دشمن «گستاخ» می‌شود.
ایشان با اشاره به طرحی که در کنگره‌ی آمریکا علیه رزمایش‌های دریایی ایران در جریان است، افزودند: امروز دشمنان حرف‌هایی می‌زنند که بزرگ‌تر از دهانشان است و مثلاً طراحی می‌کنند که «ایران در خلیج فارس نباید رزمایش نظامی داشته باشد»؛ درحالی‌که این سخنان، غلط اضافی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همه‌ی این زیاده‌خواهی‌ها را از سوی ملت بزرگ و بیدار ایران قابل پاسخگویی دانستند و خاطرنشان کردند: خلیج فارس، خانه و محل حضور ملت ایران، و ساحل خلیج فارس و سواحل زیادی از دریای عمان متعلق به این ملت قدرتمند است؛ بنابراین ما باید در این منطقه حضور، رزمایش و اظهار قدرت داشته باشیم؛ و این آمریکایی‌ها هستند که باید بگویند چرا از آن سوی دنیا به اینجا آمده و رزمایش به‌راه می‌اندازند؟
رهبر انقلاب تأکید کردند: این‌گونه باید با قدرت‌های زیاده‌خواه مواجه شد و برخورد کرد.
ایشان، ماندگاری و قدرتمندتر شدن روزافزون جمهوری اسلامی را نشانه‌ی شکست دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: قرآن به ما آموخته است باید به‌گونه‌ای خود را آماده کنیم که دشمن، همواره ترس و واهمه داشته باشد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، وزیر آموزش و پرورش با گرامیداشت یاد شهیدان مطهری، رجایی و باهنر و با تبریک هفته‌ی معلم، تاکید کرد: وزارت آموزش و پرورش تلاش می‌کند از طریق فرهنگ‌سازی، بستری مناسب برای تحقق عملی اقتصاد مقاومتی فراهم کند.
آقای فانی با بیان اینکه برنامه‌های راهبردی آموزش‌وپرورش در طول برنامه‌ی ششم مبتنی بر اجرای سند تحول بنیادین خواهد بود، گفت: تدوین نقشه‌ی راه سند تحول آموزش و پرورش، طراحی رشته‌های جدید، ارتقای منزلت معلمان، تدوین برنامه راهبردی دانشگاه‌های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی، تقویت مشارکت‌های مردمی و توسعه‌ی پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی از مهمترین فعالیت‌های آموزش‌وپرورش در سال گذشته بوده است.

 


[دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ]  [9:03 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین و هیأت همراه، در تحلیلی جامع از شرایط کنونی منطقه، واقعیت تحولات جاری را، تلاش جبهه‌ی غرب به سرکردگی آمریکا برای تسلط بر منطقه از طریق جنگ وسیع و گسترده با جبهه‌ی اسلام دانستند و تأکید کردند: جنگ گسترده‌ای که امروز در منطقه در جریان است، ادامه‌ی جنگی است که از ۳۷ سال پیش، بر ضدّ جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است و در این رویارویی، مسئله‌ی فلسطین، مسئله‌ی اصلی و محوری است و جمهوری اسلامی ایران همان‌گونه که از ابتدا، حمایت از فلسطین را وظیفه‌ی خود می‌دانست، در آینده نیز به این وظیفه عمل خواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه موضع جمهوری اسلامی ایران در قضیه‌ی فلسطین، موضعی مقطعی نبوده و نیست، گفتند: از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران مبارزه، موضوع حمایت از فلسطین و لزوم مقابله با رژیم صهیونیستی در مواضع امام خمینی (ره) به کرّات بیان می‌شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حمایت از مردم فلسطین، جزء اولین کارهای ما بود، بنابراین دفاع از آرمان فلسطین، به‌طور طبیعی در ذات جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید که آمریکایی‌ها در اوج اقتدار خود در منطقه بودند و همه‌ی امور در ظاهر، به نفع آمریکا در جریان بود، اما انقلاب اسلامی، روحی جدید در کالبد جامعه‌ی اسلامی دمید و شرایط منطقه را به‌کلی دگرگون کرد.
ایشان با اشاره به فشارهای مختلف و گسترده‌ی سیاسی، تبلیغاتی، اقتصادی و حتی نظامی برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی و یا برگشت نظام اسلامی از مواضع خود، تأکید کردند: آنچه که امروز در منطقه در جریان است، در واقع ادامه‌ی رویارویی آمریکا با نظام اسلامی ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی هدف اصلی از جنگ گسترده‌ی کنونی جبهه‌ی غرب به سرکردگی آمریکا بر ضدّ جبهه‌ی اسلامی را، تسلط بر منطقه دانستند و گفتند: باید تحولات منطقه را از این منظر بررسی و تحلیل کرد و در این چهارچوب، مسائل سوریه، عراق، لبنان و حزب‌الله، جزئی از این رویارویی گسترده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه در چنین شرایطی، «دفاع از فلسطین، نماد دفاع از اسلام است»، افزودند: جبهه‌ی استکبار تلاش گسترده‌ای به‌کار گرفته است تا این رویارویی را «جنگ میان شیعه و سنی» معرفی کند.
ایشان با اشاره به اینکه در سوریه، دولت شیعی بر سر کار نیست، خاطرنشان کردند: اما جمهوری اسلامی ایران از دولت سوریه حمایت می‌کند، زیرا کسانی که در مقابل سوریه قرار گرفته‌اند، در واقع معاند با اصل اسلام و در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی، تقابل شیعه و سنی را، طرحی استعماری و آمریکایی خواندند و تأکید کردند: مهم‌ترین مسئله در شرایط کنونی منطقه، شناخت صحیح دو جبهه‌ی اصلیِ این درگیری گسترده و شناخت موقعیت درست خود است؛ زیرا اگر حدّ فاصل میان دو جبهه به‌درستی شناخته نشود، ممکن است ناخواسته در مقابل جبهه‌ی اسلام قرار بگیریم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران با چنین نگاه کلانی به مسائل منطقه، آمریکا را دشمن اصلی و رژیم صهیونیستی را پشت سر او می‌داند، خاطرنشان کردند: ایران، دفاع از قضیه‌ی فلسطین را همواره وظیفه‌ی خود می‌داند و به انجام این وظیفه ادامه خواهد داد.
ایشان با اشاره به تحریم‌های گسترده و بی‌سابقه‌ی آمریکا و دنباله‌روهای او بر ضدّ نظام اسلامی در سال‌های اخیر، گفتند: هدف اصلی از این تحریم‌ها، منصرف کردن جمهوری اسلامی ایران از مسیری است که در آن قرار گرفته است، اما آنها نتوانستند به اهداف خود برسند و در آینده نیز به نتیجه نخواهند رسید.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ما براساس وعده‌ی الهی معتقدیم که در این رویارویی گسترده، پیروز خواهیم شد و تا به امروز هم پیروز بوده‌ایم؛ زیرا دشمنان به‌دنبال نابودی جمهوری اسلامی بودند اما اکنون نظام اسلامی نه‌تنها وجود دارد بلکه روزبه‌روز در ابعاد مختلف پیشرفت کرده و در عمق، گسترش یافته است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به سخنان دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین درخصوص برخی تلاش‌ها برای فشار بیشتر به حزب‌الله لبنان خاطرنشان کردند: حزب‌الله لبنان قوی‌تر از آن است که با این اقدامات دچار آسیب شود و امروز قطعاً هراس و وحشت رژیم صهیونیستی از حزب‌الله، بسیار بیشتر از گذشته است.
ایشان با تأکید بر تحقق سنت الهی مبنی بر پیروزی جبهه‌ی حق گفتند: این پیروزی قطعی است، اگرچه فراز و نشیب، و ریزش و رویش دارد، اما وعده‌ی الهی برای یاری‌کنندگان دین خدا تخلف‌ناپذیر است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/32946/qods-m.jpg

در ابتدای این دیدار، آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، ضمن تشکر از حمایت‌ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال موضوع فلسطین، گزارشی از آخرین تحولات نوار غزه و کرانه‌ی باختری بیان کرد و گفت: مردم غزه با وجود ادامه‌ی محاصره و سخت‌تر شدن شرایط، همچنان ثابت‌قدم و استوار ایستاده‌اند و در کرانه‌ی باختری نیز با وجود سرکوب شدید و گسترده‌ی رژیم صهیونیستی، شعله‌های انتفاضه با همت و اراده‌ی نسل جدید جوانان فلسطینی سربرآورده است.
وی با تأکید بر آمادگی‌های روزافزون نیروهای مقاومت در فلسطین و توانایی‌های غیر قابل تصور آنان، به تحولات منطقه اشاره کرد و گفت: آمریکایی‌ها و کشورهای دنباله‌روِ آنها در طراحی خود به دنبال ارائه‌ی چهره‌ای غیر واقعی از جمهوری اسلامی ایران و به فراموشی سپرده شدن رژیم صهیونیستی، و همچنین به‌دنبال تجزیه‌ی منطقه از طریق القای جنگ شیعه و سنی هستند و بر همین اساس، فشارها بر حزب‌الله لبنان، افزایش پیدا کرده است اما جهاد اسلامی فلسطین، ضمن شناخت صحیح از تحولات، بر حمایت از حزب‌الله و مقاومت در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی تأکید کرده است.

 


[دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ]  [9:03 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الارضین.

 روز کارگر بر شما عزیزان مبارک باد! براى من همه‌ساله این دیدارى که با جمعى از کارگران در اینجا داریم، دیدار مطلوبى است؛ حرفهاى گفتنى‌اى هست و برتر و بالاتر از همه‌ى آنها اظهار تشکّر و ارادت به جامعه‌ى کارگرى کشور. امروز هم به همه‌ى شما و به همه‌ى جامعه‌ى کارگرى کشور عرض ارادت میکنم و از خداى متعال عمیقاً درخواست میکنم به ما توفیق بدهد تا بتوانیم وظیفه‌ى خودمان را در قبال جامعه‌ى کارگرى انجام بدهیم؛ وظایف سختى داریم، وظایف سنگینى داریم.

 اوّلاً ماه رجب است؛ میان میلاد پُربرکت امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) و مبعث پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) قرار داریم؛ ماه توسّل است، ماه دعا است، ماه ذکر است. این آیات شریفه‌اى که این قارى عزیزمان اینجا تلاوت کردند: یااَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اذکُرُوا اللهَ ذِکراً کَثیراً * وَ سَبِّحوهُ بُکرَةً وَ اَصیلاً * هُوَ الََّذِى یُصَلّى عَلَیکُم وَ مَلٰئِکَتُه،(۲) [میفرماید] شما ذکر خدا بگویید، خداى متعال هم بر شما صلوات میفرستد، به شما درود میگوید؛ هم خود ذات اقدس الهى، هم ملائکه‌ى او به شما مؤمنین درود میگویند. و بدانیم که ذکر خدا، یاد خدا راهنما است، راه‌گشا است، دست‌گیر است، میتواند ما را قادر بر گره‌گشایى کند؛ گره زیاد داریم و دست قدرت و پنجه‌ى توانایىِ خود ما انسانها است که باید این گره‌ها را باز کند امّا این قدرت را، این توانایى را خدا به ما میدهد. ذکر خدا به ما کمک میکند که بتوانیم بن‌بست‌ها را باز کنیم و راه‌ها را بگشاییم.

 امروز من چند جمله و چند مطلب یادداشت کرده‌ام که به شما عرض بکنم. یک بحث درباره‌ى مفهوم عمومى کار، مفهوم گسترده‌ى کار است؛ یک بحث درباره‌ى جامعه‌ى کارگرى به معناى مصطلح است. درباره‌ى بحث اوّل که معناى گسترده‌ى کار است، هر کسى که در جامعه به کارى مشغول است، به این معنا کارگر است؛ کارهاى تولیدى، کارهاى خدماتى، کارهاى مدیریّتى، کارهاى علمى؛ اینها همه کارگرند. یک مدیر هم در کار مدیریّتى خود کارگر است؛ یک استاد دانشگاه، یک استاد حوزه، یک دانشجو، یک طلبه، کسانى که این کارها را میکنند، کارهاى دینى، کارهاى تبلیغاتى، به این معنا همه کارگرند.

 خب، کار به این معنا یک برکتى دارد که این برکت در هیچ‌چیز دیگر نیست. کار به این معناى گسترده‌اى که عرض کردیم، سازنده است؛ هم سازنده‌ى خود انسان است، هم سازنده‌ى جامعه است، سازنده‌ى دیگران است؛ بنابراین ارزش است. بیکارى، تنبلى، وقت‌گذرانى‌هاى بیجا، بى‌مورد، هدر دادن نیروى جوانى، نیروى فکرى، نیروى بدنى مذموم است، ضدّ ارزش است؛ این منطق اسلام است. هرکسى در هرجایى که دارد یک کارى را انجام میدهد، دارد یک ارزش مى‌آفریند. اگر با نیّت خدایى همراه باشد، عبادت است، ثواب است.

 خب، در مورد این معناى کار، توصیه‌ى عمومى این است که ما کار را گسترش بدهیم؛ به همه توصیه کنیم هرکس هرجا هست، کار کند، کیفیّت کار را بالا ببرد، حقّ کار را اداء کند. فرض بفرمایید یک دانشجو اگرچنانچه درست درس نخواند، حقّ کار را اداء نکرده؛ همچنان‌که اگر یک استاد وقت نگذارد براى تدریس، خودش را آماده نکند، مطالعه نکند، وقت‌گذارى نکند، حقّ کار را اداء نکرده؛ اگر یک مدیر که در یک جایى نصب شده است -به‌عنوان وزیر، به‌عنوان مدیر، به‌عنوان نماینده‌ى مجلس- خود را وقف این کار نکند، حقّ کار را اداء نکرده. اینکه ما مسئولیّت یک مدیریّت را به عهده بگیریم منتها خودمان را، وقتمان را، تمام نیرویمان را صرف آن کارى که مسئولیّتش را به عهده گرفته‌ایم نکنیم و به کارهاى دیگر بپردازیم، حقّ کار اداء نشده است. لذاست که همیشه توصیه‌ى بنده به مدیران دولتى، به مسئولان حکومتى -چه در قوّه‌ى مجریّه، چه در قوّه‌ى قضائیّه، چه در قوّه‌ى مقنّنه، چه در نهادهاى گوناگون- این بوده است که این مسئولیّتى را که قبول میکنید، با همه‌ى وجود دنبالش بروید. این نباشد که یک مسئولیّتى را بنده قبول بکنم، بعد یک مقدار از وقت را صرف آن مسئولیّت بکنم، مابقى را هم صرف کارهاى شخصى و کارهاى دیگر؛ نه، حقّ آن کار اداء نشده است. بنابراین در باب کار به این معناى عمومى، این توصیه‌هاى کلّى است که داریم؛ حرف هم زیاد زده‌ایم، مطلب هم در این زمینه‌ها خیلى گفته‌ایم؛ نمیخواهیم تکرار کنیم.

 بحث عمده‌ى ما، بحث اصلى ما در مورد جامعه‌ى کارگرى است؛ کار به معناى خاص، یعنى کار تولیدى، کار خدماتى، صنعتى یا کشاورزى؛ امروز موضوع بحث براى ما عمدتاً این است.

 خب، اوّلاً من وظیفه‌ى خودم میدانم در مناقب جامعه‌ى کارگرى کشور خودمان دو سه کلمه بگویم؛ تا حالا صد بار گفته‌ایم امّا اگر صد بار دیگر هم بگوییم زیاد نیست. جامعه‌ى کارگرى ما یک جامعه‌ى وفادار به کشور و وفادار به نظام بودند؛ این را من به‌خاطر تماس نزدیک با مسائل کارگرى در طول این ۳۷ یا ۳۸ سال عرض میکنم. جامعه‌ى کارگرى در انقلاب وفادارى نشان داد، حضور نشان داد؛ در حوادث بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ى اوایل انقلاب حضور نشان داد.

 در اوایل انقلاب چپهاى آن روز، مارکسیست‌هاى آن روز که بعد همه‌ى آنها شدند نوکر و مزدور استکبار آمریکایى و غیره، در داخل کشور سعى میکردند حرکت عمومى ملّت ایران را به همان شکلهاى بسته و منجمدِ به‌اصطلاح خودشان «انقلابهاى کارگرى» تبدیل کنند و زمام کار را از دست مردم، از دست دین، از دست اسلام خارج کنند و بسپارند دست یک عدّه‌اى به‌عنوان حکومت کارگرى و به‌عنوان انقلاب کارگرى؛ اوایل انقلاب این کارها بود. بنده خودم در یک کارخانه‌اى در همین جادّه‌ى قدیم کرج رفتم، [در جمعشان‌] شرکت کردم، کارگرها را آنجا دیدم؛ عناصر غیر کارگرى را که آنجا آمده بودند براى اینکه آنجا را یک مبدأ حرکتى قرار بدهند تا کارگرهاى کشور را -اوّل کارگرهاى تهران را، بعد هم به‌تَبَع آن، کشور را- بکشانند به مقابله‌ى با امام و با انقلاب و با مردم، از نزدیک دیدم. رفتم آنجا -روز رفتم، شب رفتم- دیدم که کارگر مؤمن، کارگر مسلمان و مسلمان‌زاده چطور در مقابل توطئه‌هاى دشمنان آگاهى و بصیرت نشان میدهد؛ و این بصیرت را کارگرهاى ما نشان دادند؛ آن در انقلاب بود، این در حوادث اوّل انقلاب بود، بعد مسئله‌ى جنگ تحمیلى بود، بعد مسائل گوناگون سیاسى و جریانهاى مختلف سیاسى در این کشور بود؛ در همه‌ى اینها کارگران ما نسبت به نظام وفادارى نشان دادند؛ نه‌فقط وفادارى زبانى، [بلکه‌] با تن خودشان، با جسم خودشان وارد میدان شدند و حضور خودشان را نشان دادند و تأثیرگذار شدند؛ این یک واقعیّتى است؛ تا امروز هم همین‌جور [است‌].

 مشکلات زندگى کارگران هست -که وزیر محترم به بخشى از آنها اشاره کردند؛ خب، تلاشهایى هم دارد میشود و من امیدوارم خداى متعال به ایشان و همه‌ى مسئولین توفیق بدهد تا بتوانند این مطالبى را که اشاره کردند ان‌شاءالله به مرحله‌ى عمل دربیاورند؛ آنچه انجام شده است که خب خدا قبول کند، برکت بدهد؛ آنچه انجام نشده را بتوانند انجام بدهند؛ باید کار کرد- مشکلات هست، درعین‌حال جامعه‌ى کارگرى به پیام ضدّ انقلاب اعتنا نکرد، گوش نکرد؛ آنها میخواستند آحاد مردم در مقابل نظام بِایستند، جامعه‌ى کارگرى بِایستد، جامعه‌ى دانشگاهى بِایستد؛ [امّا] جامعه‌ى کارگرى نَایستاد، بلکه پشت سرِ نظام ایستاد و دفاع کرد. این منقبت جامعه‌ى کارگرى است.

 بنده در درجه‌ى اوّل پیشانى بر خاک میسایم براى شکر خداى متعال -چون این دست قدرت الهى است، دلها دست او است- ثانیاً با همه‌ى وجود از جامعه‌ى کارگرى تشکّر میکنم؛ خوب عمل کردید، خوب دارید عمل میکنید درباره‌ى مسائل انقلاب و مسائل نظام اسلامى. این حرف اوّل.

 امّا در مورد نقش کارگران و مسئله‌ى کار و بنگاه‌هاى کارى و کارگرى در اقتصاد مقاومتى که این مسئله‌ى مهمّى است. اقتصاد مقاومتى یک کلمه حرف نیست؛ اینکه گفتیم «اقدام و عمل»، معنایش این است که بایستى به یکایک بندهاى سیاستهاى اقتصاد مقاومتى(۳) به‌طور واقعى و حقیقى عمل بشود؛ یعنى براى هرکدام، همین برادران، آقایان مسئول که بحمدالله علاقه‌مندند، بنشینند برنامه‌ریزى کنند و قدم‌به‌قدم برنامه را دنبال کنند؛ مسئله‌ى کار نقش دارد در اقتصاد مقاومتى.

 خب، کارگر چه‌کار کند تا در اقتصاد مقاومتى بتواند سهیم باشد؟ همه نقش دارند؛ کارگر هم نقش دارد، کارفرما هم نقش دارد، دولت هم نقش دارد، مسئولین گوناگون هم همه نقش دارند. نقش کارگر در درجه‌ى اوّل احساس مسئولیّت است؛ یعنى کارگر در آن کارى که به او محوّل است باید احساس مسئولیّت کند -همه‌مان باید احساس مسئولیّت کنیم- و کارى را که به او سپرده شده است باید مسئولانه انجام بدهد؛ کیفیّت را باید افزایش بدهد. همه‌ى آحاد کارگرى باید در فکر این باشند، درصدد این باشند که کیفیّت کار را بالا ببرند؛ این برکت ایجاد میکند، هم براى خود او، هم براى جامعه. در بازار بزرگ مشهد کفّاشى بود که معروف بود کفشهایى که میسازد، چرم کفش و کف کفش پاره میشود امّا دوخت کفش از بین نمیرود؛ یعنى محکم‌کارى این‌جورى است. کارى کنیم که دوخت ما، آن کارى که دست ما است، درست و با کیفیّت و با استحکام انجام بگیرد؛ این وظیفه‌ى کارگر است. خب، گفتن این [حرف‌] آسان است، عمل کردنش چه‌جورى است؟ اینکه خداى متعال از زبان پیغمبر فرمود: رَحِمَ اللهُ اِمرَأً عَمِلَ عَمَلاً فَاَحکَمَه(۴) -که بنده این حدیث را شاید دَه‌ها بار تا حالا خوانده‌ام- رحمت خدا بر آن انسانى که کارى را انجام میدهد و آن را محکم انجام میدهد، محکم‌کارى میکند، خب این الزاماتى دارد.

 چه‌کار کنیم که کارگر این توانایى را پیدا کند که کیفیّت کار را بالا ببرد؟ یک مقدار از این الزامات بر عهده‌ى دولت است، یک مقدار بر عهده‌ى مدیران است، یک مقدار بر عهده‌ى مردم است، یک مقدار هم بر عهده‌ى خود کارگر است. یکى از کارهایى که باید انجام بگیرد تا کارگر بتواند کیفیّت کار را بالا ببرد مهارت‌افزایى است؛ همین فنّى‌حرفه‌اى که ایشان گفتند؛ بنده سالها است هر وزیر آموزش‌وپرورشى، هر وزیر کارى که بر سر کار آمده است، روى مسئله‌ى فنّى‌حرفه‌اى‌ها تکیه کردم، تأکید کردم؛ این را باید جدّى گرفت، این یک کار اساسى است. مهارت کارگر را باید بالا برد؛ کارگر ساده که نمیتواند صرفاً با تجربه‌ى خودش پیش برود؛ خب، البتّه تجربه هم مؤثّر است امّا آموزش لازم است. مهارت کارى بر عهده‌ى مسئولان است؛ همین فنّى‌حرفه‌اى‌ها و انواع کارهاى دیگرى که میشود انجام داد براى مهارت‌افزایى کارگر؛ کارفرما هم مؤثّر است، دولت هم مؤثّر است.

 یک مسئله مسئله‌ى امنیّت شغلى کارگر است؛ اگر ذهن کارگر مشغول باشد که آیا فردا در این کارگاه خواهد بود یا نه، دستش به کار نمیرود؛ باید امنیّت شغلى به وجود بیاید؛ این هم راه‌هایى دارد، این هم باز از مسئولیّتهاى مسئولین گوناگون دولتى و مدیران و کارفرمایان و دیگران است؛ فقط هم مربوط به وزارت کار نیست؛ به بخشهاى مختلف ارتباط پیدا میکند؛ باید کارى کنند که امنیّت شغلى وجود داشته باشد. تعطیلى کارگاه‌ها جزو آفتهاى بزرگ است؛ جزو مصیبت‌هاى کارگر، یکى این است که این کارگاه تعطیل بشود. تعطیلى دو جور است: یک تعطیلى به‌خاطر این است که امکانات کارفرما کفاف کار را نمیدهد. فرض بفرمایید نقدینگى‌اش کم است یا موادّ اوّلیّه ندارد یا ماشینهایش فرسوده است و نمیتواند؛ خب، این یک وظایفى را ایجاد میکند براى کسانى که موادّ اوّلیّه دست آنها است، نقدینگى دست آنها است، ساختن و تبدیل کردن ماشینها دست آنها است؛ وظیفه‌ى آنها است و باید کمک کنند به این کارفرما. بانک‌ها مسئولند، دستگاه‌هاى واردات و صادرات مسئولند، بخشهاى صنعتى و فنّاورى مسئولند، شرکتهاى دانش‌بنیان و مجموعه‌ى این جریانها مسئولند. این یک‌جور تعطیلى کارگاه‌ها است؛ کارفرما در اینجا تقصیرى ندارد که کارگاه تعطیل میشود امّا عواملى موجب تعطیل میشود؛ این عوامل را میشود برطرف کرد؛ سخت است امّا میشود. باید این عوامل را بگردند پیدا کنند و برطرف کنند؛ یکى از کارهاى مهم و بزرگ دستگاه‌هاى ما و مدیران ما این است. این یک‌جور تعطیلى است، یک‌جور تعطیلى کارگاه‌ها تعطیلى‌هاى از روى سوءاستفاده است. طرف، کارخانه‌اى را خریده است -مثلاً از دستگاه‌هاى دولتى منتقل شده یا یک‌جورى خریده- بعد میبیند صرفه‌ى او به این است که از زمین این استفاده کند، از متراژ آن استفاده کند، این کارگاه به ضررش است؛ کارگاه را به یک بهانه‌اى تعطیل میکند. از اینها هم داریم؛ بنده گزارش دارم. با اینها هم باید برخورد کرد؛ با اینها باید برخورد جدّى کرد. این را من شاید یک بار دیگر در همین جمع کارگرى گفتم؛ وام را میگیرد -مثلاً فرض کنید براى واردات موادّ اوّلیّه یا براى تولید کارگاه- بعد این وام را میرود صرف ساختمان‌سازى در فلان نقطه‌اى میکند که درآمدش چندین برابر آن است. با اینها باید برخورد بشود؛ اینها باید دنبال بشود؛ دستگاه قضائى مسئول است، دولت مسئول است، دستگاه‌هاى گوناگون مسئولند، دستگاه‌هاى اطّلاعاتى مسئولند. مسئله این نیست که یک نفرى میخواهد پول‌دار بشود و از یک راهى دارد استفاده میکند؛ ما که با پول‌دار شدن زید و عمرو مخالفتى نداریم؛ خب، بروند پول‌دار بشوند امّا چرا این پول‌دارى را از راه لگد گذاشتن و قدم گذاشتن بر سر جامعه‌ى کارگرى و جماعت مردم محروم باید انجام بدهند؟ جلوى این باید گرفته بشود.

 ببینید، اینجا  دستگاه‌ها مثل زنجیر به هم وصلند؛ بانک‌ها، دستگاه نظام بانکى کشور، دستگاه مربوط به واردات و صادرات، دستگاه مربوط به تولید و صنعت، اینها همه به همدیگر متّصلند؛ هرکدام میتوانند نسبت به دیگرى هم‌افزایى کنند، میتوانند کارشکنى کنند؛ مدیریّت کلان کشور باید سعى کند که جلوى کارشکنى‌ها را بگیرد. همه هم‌افزایى کنند، کار انجام بگیرد.

 یکى از چیزهایى که موجب میشود که حرکت کارگرى حرکت موفّقى باشد، ترویج محصولِ کارِ کارگر ایرانى است. این را بعد عرض میکنم، بنده در مورد ترویج محصول کار حرف خیلى دارم که چند جمله‌اى بعداً عرض خواهم کرد. یکى از چیزهایى که براى موفّقیّت کارگر در ایجاد کارِ مناسب لازم است، سلامت محیط کار است؛ یکى از چیزهایى که لازم است، افزایش سهم دستمزد در هزینه‌ى تولید است. این ممکن است جورى برنامه‌ریزى بشود که به کارفرما هم هیچ صدمه‌اى نزند؛ از هزینه‌هاى اضافى و زائد کاسته بشود و به سهم دستمزد کارگر افزوده بشود؛ اگر این انجام بگیرد، کارگر تشویق میشود. روشهاى درستى وجود دارد؛ بعضى‌ها در دنیا هم اینها را تجربه کرده‌اند. خوشبختانه مسئولین ما واقعاً میخواهند خدمت کنند. ما میتوانیم با نیروى ایمان و شوق و علاقه‌اى که وجود دارد این روشها را پیدا کنیم؛ میتوانیم در این زمینه‌ها کار کنیم.

 خب، یک بخش دیگر، نگاه به کارفرما است. بنده بارها، از سالها پیش تکرار کرده‌ام، کارفرما و کارگر مکمّل یکدیگرند، نه معارض یکدیگر. اساس تفکّر مارکسیستى و دیالکتیک مارکسیستى بر تضاد و تعارض بود، اساس تفکّر اسلامى و دیالکتیک اسلامى بر همراهى و همگامى و همکارى و مزدوج شدن و همراه شدن است. کارفرما و کارگر دو عضوى هستند که میتوانند به هم کمک کنند؛ دو معارض و دو دشمن نیستند؛ دو همکارند و هرکدام هم حقّى دارند. بالاخره کارفرما کسى است که میتوانست این سرمایه را ببرد بگذارد مثلاً در فلان بانک و بدون دغدغه از سود آن استفاده کند؛ شاید بیشتر از درآمد کار هم براى او سود داشت؛ [امّا] نکرده، وارد میدان کار شده؛ این چیز بسیار خوبى است. اگر نیّت خدایى در این کار باشد، خداى متعال بهشت خواهد داد به‌خاطر این کار؛ من مى‌شناختم کسى را، مرد مؤمنى را که زندگى‌اش زندگى ساده‌اى بود، پول‌دار بود لکن زندگى ساده‌اى داشت، به من گفت که بارها به من میگویند تو مگر دیوانه شدى که آمدى پولت را گذاشتى در این دستگاه‌هاى تولیدى با این خطر -به قول خودشان- و با این ریسکى که دارد؛ برو در بانک بگذار و سودش را بگیر، استفاده کن؛ من گفتم نه، من باید از این پول استفاده کنم براى پیشرفت کشور و تولید. خیلى خب، این چیز بسیار با ارزشى است. یکى از حقوقى که اینجا وجود دارد، همکارى صمیمانه‌ى کارگر با کارفرما است؛ باید با هم همکارى صمیمانه بکنید.

 یکى از حقوق کارفرما این است که دولت و دستگاه‌هاى مربوط اجرائى، کار را براى کارفرما تسهیل کنند؛ همان که عرض کردم؛ فرض کنید [اگر] نقدینگى ندارد، برایش فراهم بکنند؛ [اگر] موادّ اوّلیّه ندارد، کارگاه‌اش یا ماشینش فرسوده است و امثال اینها، کمک کنند تا بتواند اینها را تأمین کند. یکى از کمکهایى که میشود به کارفرما کرد، فراهم کردن زمینه‌ى صادرات است. البتّه زمینه‌ى خود فعّالیّت صادرات را خود دارنده‌ى کالا -کارفرما- انجام میدهد امّا زمینه‌ساز آن، دستگاه‌هاى دولتى هستند؛ میتوانند کمک کنند، زمینه‌سازى کنند. اینجا وزارت خارجه‌ى ما میتواند نقش ایفا کند، وزارتهاى گوناگون میتوانند نقش ایفا کنند. یکى از کمکهایى که دولت میتواند به کارفرما بکند، این است که از کارفرما در مقابله‌ى با مشترى خارجى حمایت بکند. گاهى جنسى را صادرکننده‌ى ما صادر میکند، در آن کشور خارجى، سرش بازى درمى‌آورند، اذیّتش میکنند؛ اینجا مسئولیّت دولت این است که برود سینه سپر کند، بِایستد، کمک کند، نگذارد حقّ او در فلان کشور به‌خاطر اینکه یک نفر -یا دولتشان یا تاجرشان- یک سوءاستفاده میخواهد بکند، ضایع بشود؛ نباید بگذارد. اینها از کمکهایى است که به کارفرما میشود کرد؛ حقّ او اینها است.

 یکى از کارهایى که باید انجام بگیرد، نظارت لازم بر سلامت و کیفیّت کالاى صادراتى است. بعضى‌ها با صادر کردن اجناس ناسالم کشور را بدنام میکنند؛ وقتى این جنس رفت در بازار صادراتى خارجى و عدم سلامت آن معلوم شد، این ضربه به آبروى کشور است؛ نه‌فقط [به‌] آبرو، ضربه به خود صادرات کشور هم هست. باید نظارت بشود بر سلامت. اینها کارهایى است که باید انجام بگیرد.

 خب، حالا بیاییم سر تولید داخلى. بنده براى تولید داخلى حقّ زیادى را قائلم. تولید داخلى بایستى به‌عنوان یک چیز مقدّس شمرده بشود. حمایت از تولید داخلى باید یک وظیفه شناخته بشود؛ همه خودشان را موظّف بدانند از تولید داخلى حمایت بکنند. یکى از راه‌ها این است که جنسى که مشابه داخلى دارد، مطلقاً از خارج وارد نشود؛ این را من بارها گفته‌ام -حالا مسئله‌ى قاچاق را بعد عرض خواهم کرد؛ مسئله‌ى قاچاق هم خودش یک مسئله‌ى مهمّى است- به شکل رسمى وارد نشود. روشهایى [هم‌] دارد؛ بالا بردن تعرفه‌ها یا جلوگیرى از واردات در آنجایى که مشابه داخلى وجود دارد. [البتّه] بهانه‌هایى آورده میشود -من آن بهانه‌ها را هم میدانم، آنها را هم شنیده‌ام؛ حالا اشاره هم خواهم کرد- [امّا] اصل باید این باشد که تولید داخلى ترویج بشود. من اطّلاع پیدا کردم که در تهران -حالا شاید در شهرستان‌ها هم هست- بعضى از فروشگاه‌ها مقیّد شده‌اند که جز تولید داخلى را نفروشند؛ تابلو هم زده‌اند؛ عکسش را گرفتند براى من آوردند و من دیدم. تابلو زده‌اند، تابلوى بزرگ، که در این فروشگاه فقط تولید داخلى فروش میرود. بارک‌الله! آفرین بر این انسان باغیرت، بر این انسان مصلح! هرچه در این فروشگاه هست، تولید داخلى است. نقطه‌ى مقابلش، فروشگاه‌هایى هستند که وقتى انسان وارد میشود، هرچه چشم میگرداند، تولید خارجى است. متأسّفانه بعضى از این فروشگاه‌ها که فروشگاه‌هاى بزرگ هم هستند، مربوط به خود دستگاه‌هاى حکومتى‌اند! چرا این کار را میکنند؟ این کار باید زشت شمرده بشود. شما میخواهى کارگر داخلى را بیکار کنى، کارگر بیگانه را بهره‌مند و برخوردار کنى براى پُز دادن! جنسهاى داراى نشان خارجى را [مى‌آورند]، یک عدّه پولدار هم -پولدارهاى نوکیسه‌ى تازه‌به‌دوران‌رسیده که متأسّفانه در کشور کم نداریم- دنبال نشانهاى خارجى‌اند؛ به قول خودشان برندهاى خارجى. بنده از این کلمه‌ى «برند» هم خیلى بدم مى‌آید. فروش کالاى خارجى و مصرف کالاى خارجى باید در جامعه به‌عنوان یک ضدّ ارزش شناخته بشود، مگر آنجایى که مشابه داخلى‌اش نیست. آنجایى که مشابه داخلى‌اش نیست، خب بله، اشکالى ندارد؛ ما که دور خودمان حصار نکشیده‌ایم؛ ما با دنیا ارتباط داریم، تعامل داریم، میخریم، میفروشیم؛ ممکن است یک جاهایى هم باشد که تولید داخلى اصلاً به‌صرفه نباشد -از این قبیل هم داریم مواردى را- [واردات‌] اشکالى ندارد. آنجایى که ما تولید داخلى داریم و میخواهیم داشته باشیم و کارگر ما مشغول آن کار است و ارزش افزوده ایجاد میکند، آنجا ما برویم این تولید داخلى را کنار بگذاریم، شبیه این را از خارج بیاوریم با قیمت گاهى چندبرابر و به‌خاطر اینکه این نشان خارجى دارد، نشان فلان کارخانه‌ى معروف فلان کشور اروپایى را دارد، این را مصرف بکنیم، این باید ضدّ ارزش شمرده بشود.

 از کالاهاى وارداتى، همین‌طور که عرض کردیم، به‌طور معقول جلوگیرى بشود. من طرف‌دار افراط در این قضایا نیستم؛ طرف‌دار حکمت و تدبیر در این قضایا هستم. نمیگویم دروازه‌ها را [ببندید]؛ نه، مراقبت کنید؛ ببینید چه چیزى باید وارد بشود، وارد کنید و چه چیزى نباید وارد بشود، وارد نکنید. من نمیدانم این قضیّه‌ى واردات خودروهاى آمریکایى چیست که حالا سر زبانها افتاده و بعضى‌ها میگویند. خودروهاى آمریکایى را خود آمریکایى‌ها مصرف نمیکردند؛ این در مطبوعات آمریکایى‌ها منعکس شد و ما دیدیم؛ میگفتند مصرفش زیاد است، سنگین است. مثلاً فرض کنید ما، از [محصول‌] فلان کارخانه‌ى خودروسازىِ رو به ورشکستگىِ آمریکا استفاده کنیم؛ آن‌هم آمریکا!(۵) جلوى اینها بایستى به‌طور جدّى ایستاد. چه کسى بِایستد؟ خود مسئولین، خود وزراى محترم. من میدانم که افرادى هستند، از پشت فشار مى‌آورند -منفعت دارند، سود دارند، [لذا] فشار مى‌آورند- جلوى این فشارها بِایستند، قبول نکنند. من نمیدانم اینکه میگویند واردات لوازم آرایشى در کشور چند میلیارد دلار است، راست است یا نه؟ من تحقیق نکرده‌ام، شما هم گمان نمیکنم خیلى تحقیق کرده باشید؛ اگر راست باشد بد است. [واردات‌] لوازم آرایشى، چند میلیارد [دلار]! آن‌هم در کشور ما که حالا این‌همه موانع و اشکالات برایش درست میکنند؛ براى اینکه فرض کنید فلان خانواده‌ى پول‌دارِ نوکیسه‌ى تازه‌به‌دنیارسیده دلشان میخواهد این را داشته باشند. شنیده‌ام بعضى‌هایش هم ناسالم است. [در مقابل] اینها بِایستند، مقاومت کنند و نگذارند.

 یک مسئله هم مسئله‌ى قاچاق است. بنده مکرّر با مسئولین دولتى در دولتهاى مختلف راجع به همین مسئله‌ى واردات که صحبت میکنیم، میگویند اگر ما تعرفه‌ها را خیلى بالا ببریم یا جلوى واردات را بگیریم، همین جنس [به‌صورت‌] قاچاق مى‌آید. به نظر شما این دلیل درستى است؟ خب، جلوى قاچاق را جدّى باید گرفت. ما تا حالا در مبارزه‌ى با قاچاق خیلى جدّى عمل نکرده‌ایم؛ در مبارزه‌ى با قاچاق جدّى عمل کنید. مراد من از قاچاق، فلان کوله‌بَرِ ضعیفِ بلوچستانى نیست که میرود آن‌طرف یک چیزى را برمیدارد روى کول خودش مى‌آورد این‌طرف؛ اینها که چیزى نیست، اینها اهمّیّتى ندارد؛ با آنها مبارزه هم نشود اشکالى ندارد. من قاچاقهاى سازمان‌یافته‌ى بزرگ را میگویم؛ ده‌ها کانتینر یا صدها کانتینر اجناس گوناگون قاچاق وارد کشور بشود؟ خب، باید برویم برخورد کنیم با اینها؛ ما دولتیم، ما قدرت داریم، ما میتوانیم؛ به‌طور جدّى با اینها برخورد کنیم. چند مرتبه که برخورد جدّى بشود، یا جلویش گرفته خواهد شد یا لااقل بسیار کاهش خواهد یافت. قاچاق بلاى بزرگى است براى کشور؛ قاچاق از واردات دولتى و گمرکى بسیار بدتر است: اوّلاً سلامت جنس معلوم نیست؛ ثانیاً درآمدى از آن عاید دولت نمیشود؛ ثالثاً همان اِشکال واردات را دارد که کساد کردن بازار تولید داخلى است. اینها آسیبهاى کوچکى نیست؛ باید با قاچاق به‌طور جدّى مقابله کرد. دستگاه مقابله‌ى با قاچاق را باید خیلى جدّى گرفت؛ قوى‌ترین آدمهایمان را باید بگذاریم براى این کار؛ و میشود؛ عقیده‌ى بنده این است که میشود؛ یا جلویش گرفته خواهد شد یا اگر بکلّى هم جلوگیرى نشود، بخش مهمّى‌اش کاهش خواهد یافت. این یک مسئله‌ى بسیار اساسى است.

 یک مسئله‌ى دیگرى که خیلى مهم است و من این را هم باز با تعدادى از وزراى ذى‌ربط -چه وزراى کشاورزى، چه وزراى صنعتى و چه بعضى از مسئولین دیگر دولتى- مکرّر در گذشته درمیان گذاشته‌ام، [این است که‌] گاهى اوقات یک جنسى در داخل میتواند تولید بشود، [امّا] بعضى‌ها که از واردات آن جنس سودهاى کلانى میبرند مى‌آیند جلوى این تولید داخلى را میگیرند؛ اگر شد با رشوه -آقا، این کارخانه را تعطیل کن یا نساز و این پول را بگیر- اگر زیر بار نرفت، با تهدید، با جنایت. من نمیخواهم حالا اسم کالاها را بیاورم؛ کالاهایى را مى‌شناسیم که توان داخلى تولید در آنها هست امّا وارد میشود به‌خاطر اینکه یک عدّه‌اى از واردات منتفعند و نمیگذارند در داخل تولید بشود. یک نفر آدم مبتکر مى‌آید، سرمایه‌اى هم دارد، فلان جنسى را که بسیار مصرفش در کشور زیاد است میخواهد تولید کند؛ میروند میگویند آقا! این را شما تولید نکن! ده میلیارد یا سى میلیارد بگیر تولید نکن؛ یا آن‌طرف زیر بار میرود و خودش را راحت میکند، یا اگر زیر بار نرفت، به او فشار مى‌آورند و انواع و اقسام مشکلات را برایش درست میکنند، موانع قانونى سر راهش سبز میکنند، یا بالاخره در نهایت جنایت میکنند، به او ضربه میزنند و طرف را پشیمان میکنند. اینها چیزهاى مهمّى است، اینها چیزهاى امنیّتى است، اینها چیزهاى ساده‌اى نیست، با این چیزها نمیشود ساده برخورد کرد. قاچاق این‌جورى است؛ سمّ تولید داخلى، قاچاق است.

 یک مسئله‌ى دیگر مسئله‌ى فنّاورى پیشرفته است. گاهى ما میگوییم که چرا فلان جنس را و فلان کالا را وارد میکنید درحالى‌که تولید داخلى هست، میگویند فنّاورىِ تولیدِ داخلىِ ما قدیمى است، امروز دنیا تحوّل پیدا کرده است، کارهاى جدیدى آمده، فنّاورى‌هاى جدیدى آمده که ناچاریم از خارج وارد کنیم. من جواب دارم براى این حرف. من البتّه با وارد کردن مخالف نیستم؛ بنده با وارد کردن، بخصوص با وارد کردن فنّاورى، هیچ مخالف نیستم؛ خود من در این کشور رئیس‌جمهور بودم، با مسائل اجرائى در ارتباط بودم و میدانم؛ اشکالى ندارد، یک‌وقت‌هایى لازم است، امّا به‌اندازه و بمیزان. هرجا کم مى‌آورند میگویند فنّاورىِ تولیدِ داخلى عقب‌افتاده است؛ خب ما این‌همه ذهن فعّال در کشور داریم، ذهنى که میتواند یک موشک درست کند که این موشک دو هزار کیلومتر طى میکند و با کمتر از ده متر خطا به هدف میرسد؛ این چیز کوچکى است؟(۶) (بنده [فقط] خواستم مثال بزنم؛ حالا اسم موشک آمد و جوانها به هیجان آمدند.) من میگویم آن مغزى که میتواند یک چنین موشکى را تولید بکند که دشمنان ما اعتراف میکنند به اهمّیّت این کار، آیا این مغز نمیتواند خودرویى را که فرض بفرمایید مصرفش سیزده لیتر در صد کیلومتر است، برساند به پنج لیتر در صد کیلومتر؟ نمیتواند بکند؟ این مغز عاجز است از این کار؟ چرا به جوانها مراجعه نمیکنید؟ چرا به این ذهنهاى خلّاق مراجعه نمیکنید؟ چرا از اینها کمک نمیگیرید؟

 بنده چند سال است دائماً دارم میگویم «همکارى بین صنعت و دانشگاه»؛ نتیجه‌ى همکارى صنعت و دانشگاه اینجا ظاهر میشود. صنعت به دانشگاه کمک میکند براى اینکه دانشگاه شیوه‌هاى جدیدى را براى آن ارائه بدهد و بیافریند؛ هم این سود میبرد، هم آن سود میبرد. صنعت را به دانشگاه وصل کنید، به مجموعه‌ى نخبگان وصل کنید، همین‌طور که الان خوشبختانه کارهاى زیادى در زمینه‌ى شرکتهاى دانش‌بنیان انجام گرفته و مى‌بینیم که جوان ایرانى میتواند کار کند. اینجا در همین حسینیّه براى من نمایشگاه گذاشتند، بنده آمدم بازدید کردم؛ یک عدّه پسربچّه -جوانهاى دبیرستانى- اینجا جمع بودند، کار کرده بودند. من آمدم گفتم شماها چه کار میکنید، این گفت من این را تولید کرده‌ام، آن گفت آن را من تولید کرده‌ام؛ جوان دبیرستانى! خب ذهن ما این‌جور است، سرمایه‌ى انسانى ما این است؛ چرا از این سرمایه‌ى انسانى استفاده نکنیم و برویم سراغ خودروى خارجى براى اینکه فنّاورى پیشرفته‌اى دارد؟ خب این فنّاورى پیشرفته را در داخل به وجود بیاوریم. من مثالهاى زیادى دارم که نمیخواهم بگویم و نمیشود گفت، بعضى از اینها محرمانه است؛ اگر شما میدانستید که جوانهاى ما کجاها و در چه عرصه‌هایى چه کارهاى بزرگى انجام داده‌اند، واقعاً تعجّب میکردید؛ ما ازاین‌قبیل فراوان داریم و اطّلاعات بنده در این زمینه خیلى زیاد است؛ از اینها استفاده کنیم. اینکه [بگوییم‌] ما فنّاورى عقب‌افتاده داریم، بهانه‌اى براى واردات نمیشود.

 خب، اینها حرفهاى ما است. من نسبت به کارگرها و نسبت به کارفرماها و نسبت به مدیران و نسبت به مسئولان دولتى -نسبت به همه‌ى اینها- خوش‌بینم؛ من به کسى بدبین نیستم. منتها کارها یک جاهایى میلنگد؛ ببینید این لَنگِش کار کجا است، چرا میلنگد و اشکال کار کجا است. شما دارید با چند لوله‌ى قطور در این استخر بزرگ دائماً آب میریزید، [امّا] مدام از سقف پُر نمیشود؛ خب بگرد ببین شکافش کجا است، رخنه‌اى که در این استخر است کجا است که آب از آنجا میرود و استخر پُر نمیشود؛ مسئولین بگردند این چیزها را پیدا کنند.

 عزیزان من! کشور میتواند پیش برود. اینکه من بارها میگویم تمدّن اسلامى و بارها میگویم ایران میتواند قلّه‌ى تمدّن اسلامى قرار بگیرد، شعار و رجزخوانى نیست، این نگاه به واقعیّتهاى کشور است. ما میتوانیم؛ ما میتوانیم اقتصادمان را پیشرفت بدهیم، صنعتمان را پیشرفت بدهیم، کشاورزى‌مان را پیشرفت بدهیم و خودکفایى را در آنجاهایى که خودکفایى لازم است به وجود بیاوریم؛ مسئولین باید تلاش کنند. همان‌طور که اوّل گفتم، هرکس مسئول است حقّ آن مسئولیّت را اداء کند و تلاش لازم را انجام بدهد.

 البتّه دشمن داریم و دشمن دارد دشمنى میکند. ما در یک جادّه‌ى آسفالته حرکت نمیکنیم؛ مدام در مقابل ما موانع درست میکنند. چه کسى موانع درست میکند؟ دشمنان ما و در رأس دشمنان ما آمریکا و صهیونیسم؛ اخلال میکنند، خدعه میکنند، دلشان هم میخواهد ما نفهمیم این خدعه را؛ گاهى از دور گلایه میکنند که چرا نسبت به ما بدبینید. خب مى‌بینیم چیزهایى را که باید بدبین باشیم؛ نمیشود چشم خودمان را ببندیم. الان در معاملات بانکى کشور ما اختلال وجود دارد که این را همه‌ى مسئولین دارند میگویند. ارتباطات و معاملاتِ متوقّف به مبادلات بانکى، الان اینجا با کندى و با زحمت انجام میگیرد؛ چرا؟ میگویند بانک‌هاى بزرگ دنیا حاضر نیستند. خب چرا حاضر نیستند؟ مگر مرض دارند؟ بانک براى این به وجود آمده که تعامل ایجاد کند. فلان بانک معروف و بزرگ دنیا چرا نخواهد با بازار هشتاد میلیونىِ یک کشورى با این‌همه ثروت معامله کند؟ یک مانعى وجود دارد؛ این مانع کیست؟ آمریکا. با کم‌وزیادش، بنده صد بار گفته‌ام که به آمریکا نمیشود اعتماد کرد؛ حالا دارد کاملاً روشن میشود. روى کاغذ مینویسند که بروند بانک‌ها با ایران معامله کنند -که این روى کاغذ است و ارزشى ندارد- امّا در عمل جورى در دل بانک‌ها هراس مى‌اندازند که آنها نزدیک نیایند؛ ایران‌هراسى. میگوید که ایران یک کشور تروریست است و ما ممکن است مثلاً به‌خاطر روشهاى تروریستى [این‌] کشور، ایران را تحریم کنیم؛ خب، معناى این چیست؟ این پیام به بانک‌ها است که حواستان جمع باشد؛ ایران ممکن است تحریم بشود؛ جلو نروید. روى کاغذ مینویسند: بانک‌ها بروید معامله کنید، بخشنامه صادر میکنند امّا در عمل کارى میکنند که بانک جرئت نکند جلو بیاید، سرمایه‌دار خارجى جرئت نکند بیاید سرمایه‌گذارى کند؛ عملاً دارند این کار را میکنند. حالا خودشان از همه‌ى تروریست‌ها بدترند؛ خودشان به تروریست‌هاى نام‌ونشان‌دار کمک کردند، هنوز هم طبق اطّلاعات ما دارند کمک میکنند؛ آن‌وقت به ایران میگویند تروریست! طرف -جناب آمریکایى- میگوید که علّت اینکه سرمایه‌دارها و سرمایه‌گذارها نمى‌آیند در ایران سرمایه‌گذارى کنند اوضاع داخلى ایران است؛ اوضاع داخلى ایران چه‌اش است؟ در این منطقه امن‌تر از ایران کجا است؟ خود آمریکا امن‌تر از اینجا است؟ آمریکا که طبق آمارهاى خودشان هر روز چند نفر از مردم کشته میشوند با ترور، امن‌تر از اینجا است؟ کشورهاى اروپایى با این تظاهرات مردمى، با این مشکلات کارگرى، با این مشکلات اقتصادى امن‌تر از اینجا هستند؟ [ایران،] کشورى امن، کشورى متّحد.

 اوضاع داخلى ایران به‌رغم دشمنان، به کورى چشم دشمنان، اوضاع بسیار خوبى است. وقتى مسئول آمریکایى میگوید که نظام تحریمهاى ضدّ ایرانى از بین نرفته است، معنایش چیست؟ معنایش این است که سرمایه‌گذار خارجى بترسد و نزدیک نیاید؛ اینها دارند ایران‌هراسى راه مى‌اندازند. با صراحت دارند مردم را از ایران میترسانند براى اینکه کسى نزدیک نشود؛ این دشمن ما است. خب، این دشمن هست؛ ما براى هر فعّالیّتى که انجام میدهیم، باید وجود این دشمن را مفروض بگیریم.

 ما ۳۷ یا ۳۸ سال است که این دشمن را داشتیم و پیشرفت کردیم. من عرض میکنم [اگر] این دشمنى تا صد سال دیگر هم باقى بماند، به کورى چشم آنها ما تا صد سال دیگر مرتّب پیشرفت خواهیم کرد. آمریکا دشمن است؛ چه ما به رو بیاوریم چه نیاوریم دشمن است؛ چه بنده‌ى حقیر در سخنرانى بگویم آمریکا دشمن است، چه نگویم. میگویند چرا شما مدام «دشمن دشمن» میکنید؛ خب، حالا گیرم بنده نمیگویم دشمن؛ دشمنى تمام شد؟ دشمن است؛ دشمنِ با اصل این حرکت عمومى مردمى و با اصل انقلاب و با اصل نظام است. آمریکا یک روز در اینجا همه‌کاره‌ى این کشور بوده؛ امروز حتّى یک سفارتخانه در این کشور ندارد؛ به‌خاطر اینکه نظام اسلامى سرِ کار آمده؛ خب با نظام اسلامى دشمن است و میخواهد همان وضع قبلى برقرار باشد. میگویند که پنجره‌ها را باز کنید. آن جناب،(۷) در تبریک عید یک شعرى از یک شاعر ایرانى خوانده بود که «پنجره‌ها را بگشایید»؛ بنده گفتم بله، پنجره‌ها را بگشایید که ما را که از در بیرون کرده‌اید داخل بیاییم؛ پنجره‌ها را باز کنید که ما بتوانیم راحت داخل بیاییم!

 مسئولین توجّه کنند -هم مسئولین دولتى و قوّه‌ى مجریّه توجّه کنند، هم مجلس شوراى اسلامى توجّه کند، هم مسئولین قضائى توجّه کنند، هم نهادهاى انقلابى، هم آحاد مردم- ما مظلومیم امّا قوى هستیم؛ مثل مولایمان امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین مظلوم‌ترین بود امّا قوى‌ترین بود. ما اگر قدر خودمان را بدانیم، قدرت خودمان را بشناسیم، از این قدرت به بهترین شکل و انسانى‌ترین و اسلامى‌ترین شکل استفاده بکنیم، بر همه‌ى این موانع فائق خواهیم آمد. بله، راه ما آسفالت نیست امّا ما توانایى حرکت در سنگلاخ را هم داریم؛ امروز خوشبختانه سنگلاخ هم نیست؛ اوایل انقلاب راه ما سنگلاخ بود. امروز مسئولین توجّه کنند، مردم توجّه کنند که به قدرت خودمان تکیه کنیم.

 چند روز دیگر -یعنى دو روز دیگر- در بعضى از شهرهاى کشور انتخابات است؛ انتخابات‌ها را مهم بشمرید؛ در انتخابات‌ها شرکت کنید؛ انتخابات‌ها را رها نگذارید؛ انتخابات مهم است. بنده بارها گفته‌ام و به مردم عزیزمان عرض کرده‌ام -هم در این انتخابات که در اسفند بود، هم قبل از آن در انتخابات‌هاى مجلس و انتخاباتهاى ریاست‌جمهورى- که در انتخابات‌ها شرکت کنید؛ شرکت در انتخابات تعیین‌کننده است. بعضى توجّه نمیکنند؛ وقتى شما پاى صندوق رأى نیامدید، این احساسات را، این میل را، این کشش را، این هویّت را منتقل نکردید به صندوق رأى، کار مشکل خواهد شد؛ در انتخابات شرکت کنید. اهمّیّت نوبت دوّمِ انتخابات کمتر از نوبت اوّل نیست؛ همچنان‌که ما آنجا عرض کردیم که لازم است همه شرکت کنند، اینجا هم لازم است همه شرکت کنند. از خداى متعال هم کمک بخواهید، خداى متعال هم ان‌شاءالله به همه‌ى شما کمک خواهد کرد.

والسّلام علیکم و رحمةالله‌


۱) در ابتداى این دیدار، آقاى على ربیعى (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعى) گزارشى ارائه کرد.
۲) سوره‌ى احزاب، آیات ۴۱ و ۴۲ و بخشى از آیه‌ى ۴۳؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را یاد کنید، یادى بسیار. و صبح و شام او را به پاکى بستایید. او است کسى که با فرشتگان خود بر شما درود میفرستد ...»
۳) سیاستهاى کلّى اقتصاد مقاومتى ابلاغ شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۹.
۴) مسائل علىّ‌بن‌جعفر و مستدرکاتها، ص ۹۳ (با کمى تفاوت)
۵) شعار حاضرین: مرگ بر آمریکا
۶) تکبیر حضّار
۷) باراک اوباما (رئیس‌جمهور آمریکا)

[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395 ]  [3:34 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز (دوشنبه) در دیدار اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، هدف انقلاب اسلامی را «تحقق تمدن اسلامی» خواندند و با اشاره به مبانی غلط و ناکارآمدیِ الگوهای توسعه‌ی جهانی و ضرورت ارائه‌ی الگوی جدید اسلامی - ایرانی، «کار جهادی و انقلابی»، «استفاده از ظرفیت غنی و قوی منابع اسلامی و حوزه‌های علمیه»، «برخورداری از قوت علمی» و «گفتمان‌سازی» را از الزامات تولید و تدوین «الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت» برشمردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین مراحل پنجگانه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نسبت آن با الگوی پیشرفت، گفتند: مرحله‌ی اول در این فرایند، شکل‌گیری انقلاب اسلامی است و پس از آن باید بلافاصله نظام اسلامی تشکیل شود که هنر بزرگ امام خمینی رحمه‌الله نیز ایجاد نظام اسلامی بود.
رهبر انقلاب، مرحله‌ی سوم را که اکنون در آن قرار داریم، «تشکیل دولت اسلامی» یعنی تشکیل دولتی براساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی خواندند و افزودند: تا وقتی این مرحله به‌طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه‌ی اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند.
ایشان، گام نهایی در مراحل پنجگانه‌ی اهداف انقلاب اسلامی را تحقق «تمدن اسلامی» دانستند و خاطرنشان کردند: تمدن اسلامی، کشورگشایی نیست بلکه به معنای تأثیر پذیرفتن فکری ملت‌ها از اسلام است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تولید الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی را لازمه‌ی تحقق «تمدن اسلامی» خواندند و در پاسخ به این سؤال که «چرا الگوهای موجود و آزموده‌شده در دنیا نمی‌توانند الگوی مطلوبی برای ما باشند؟»، گفتند: الگوهای رایج توسعه، از لحاظ مبانی، غلط و بر پایه‌ی اومانیسم و اصول غیر الهی هستند و از لحاظ آثار و نتایج نیز نتوانسته‌اند وعده‌هایی را که درخصوص ارزش‌هایی نظیر «آزادی» و «عدالت» داده بودند، محقق کنند.
رهبر انقلاب، وضعیت نامناسب برخی کشورهای دنبال‌کننده‌ی این الگوها در شاخص‌هایی نظیر بدهی‌های کلان مالی دولت‌ها، بیکاری، فقر و اختلاف طبقاتی شدید را نشانه‌هایی از ناکارآمدی الگوهای رایج خواندند و افزودند: این جوامع اگرچه پیشرفت‌هایی نیز داشته‌اند اما پیشرفت‌ها تا اعماق آن جوامع نفوذ نکرده و به «اخلاق، عدالت، معنویت و امنیت» منتهی نشده است؛ بنابراین ما باید الگوی پیشرفت بومی خود را متکی بر مبانی اسلامی و فرهنگ ایرانی، تعریف و ارائه کنیم.
ایشان، «اسلامی بودن» الگوی پیشرفت را اساس کار خواندند و تأکید کردند: لازمه‌ی تحقق این موضوع، تحقیقات عمیق اسلامی و ارتباط وثیق و پیوسته با حوزه‌های علمیه و فضلای متفکر، آگاه و مسلط بر مبانی فلسفی، کلامی و فقهی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، توجه به وَجه ایرانی در عنوان الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: ایران، زمینه‌ی تحقق این الگو است و اگر به فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، اقلیم، آداب و سنن و سرمایه‌های انسانی و طبیعی کشور توجه نشود، الگوی پیشرفت، سندی غیر قابل تحقق و بدون استفاده خواهد شد.
رهبر انقلاب پس از بیان اهمیت و ضرورت الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی به بیان الزامات تولید آن پرداختند.
ایشان، «تنظیم و تدوین علمی»، «ایجاد زمینه برای بحث و تضارب آرا درباره‌ی الگو»، «مشخص شدن مرزبندی‌ها و تمایزات الگو با نسخه‌های فراوان و مکاتب موجود در دنیا»، «توجه توأمان به آرمان‌ها و واقعیات»، «کاربردی بودن» و «برخورداری از قوت و مقاومت علمی در برابر نظرات معارض و مخالف» را از جمله الزامات تدوین الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی خواندند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه چند توصیه نیز خطاب به اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت بیان کردند.
«عجله نکردن در تهیه و تدوین الگو»، «آسیب‌شناسی عملکرد پنج‌ساله‌ی مرکز»، «نقد جدی و قوی الگوهای رایج توسعه‌ی جهانی»، «کار جدی، جهادی و انقلابی و استفاده از محققان جوان، خوش‌فکر، مؤمن و انقلابی»، «ارتباط با دستگاه‌ها و بدنه‌ی مدیریتی کشور» و «گفتمان‌سازی» توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی به اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اهمیت «گفتمان‌سازی» افزودند: باید با استفاده از دستگاه‌ها و امکانات، به‌نحوی گفتمان‌سازی شود که الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی، به گفتمانی حاکم بر ذهن‌ها و دل‌های جوانان یعنی نسل آینده‌ی مدیران کشور تبدیل شود.
ایشان همچنین شرط لازم برای موفقیت در هر اقدامی را «ایمان و اعتقاد راسخ» خواندند و از فعالیت‌های رئیس و اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی تشکر کردند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای دکتر واعظ زاده رئیس شورای عالی مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌های مرکز و مراحل تهیه و تدوین الگوی پایه‌ی پیشرفت اسلامی - ایرانی بیان کرد.

 


[سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 ]  [9:51 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای «جاکوب زوما» رئیس جمهوری آفریقای جنوبی، با تأکید بر ضرورت افزایش همکاری‌های متنوع اقتصادی و سیاسی، خاطرنشان کردند: کشورهای مستقل باید هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند و همکاری‌های خود را به‌رغم اخلالگری‌های بعضی از قدرت‌های استکباری افزایش دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به قطع رابطه با رژیم تبعیض نژادی آفریقای جنوبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کردند و گفتند: جمهوری اسلامی به‌صورت تقریباً هم‌زمان، هم با رژیم صهیونیستی و هم با رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی قطع رابطه کرد.
رهبر انقلاب با یادآوری نقش برجسته‌ی نلسون ماندلا در ساقط کردن رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی و سابقه‌ی روابط دیرین و صمیمی او با جمهوری اسلامی، افزودند: با استمرار مبارزات ماندلا و مردم آفریقای جنوبی، آن رژیم ظالم و ضد بشری از بین رفت و ماندلا با این کار، در واقع روح تازه‌ای به صحنه‌ی مبارزاتی کل آفریقا دمید.
ایشان، نگاه جمهوری اسلامی به آفریقای جنوبی را نگاهی مثبت و سازنده خواندند و گفتند: روابط ایران و آفریقای جنوبی بسیار گرم، و همکاری‌های دو کشور در مجامع جهانی با یکدیگر بسیار کارساز و مؤثر است اما باید مبادلات اقتصادی و تجاری نیز متناسب با ظرفیت‌های دو کشور افزایش یابد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تعامل دو کشور در جنبش غیرمتعهدها را یکی دیگر از زمینه‌های همکاری برشمردند و افزودند: این همکاری‌ها به نفع همه‌ی کشورهای غیرمتعهد خواهد بود.
رهبر انقلاب تأکید کردند: منافع کشورهای مستقل در افزایش تعاون و همکاری در عرصه‌های مختلف است و باید با موانعی که برخی قدرت‌ها در برابر این همکاری‌ها ایجاد می‌کنند، مقابله کرد.
در این دیدار که آقای روحانی رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای جاکوب زوما رئیس جمهوری آفریقای جنوبی با قدردانی از حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران از مردم کشورش در مبارزه با رژیم آپارتاید، گفت: مردم آفریقای جنوبی هیچ‌گاه این حمایت‌ها را فراموش نخواهند کرد و سفر ماندلا به ایران نیز در قدردانی عملی از همین حمایت‌ها بود.
آقای زوما با بیان اینکه ما همواره مخالف تحریم‌های غرب علیه ایران بوده‌ایم، گفت: زمینه‌های فراوان و بِکری برای افزایش همکاری‌های دو کشور وجود دارد و ما تلاش می‌کنیم آغازی دوباره در روابط اقتصادی و تجاری داشته باشیم.
رئیس جمهوری آفریقای جنوبی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب درخصوص ضرورت همکاری کشورهای مستقل، افزود: برخی قدرت‌ها با بهانه‌های غیرموجه، مانع شکل‌گیری روابط کشورهای مستقل هستند ولی ما با اتحاد و هم‌صدایی در مسائل جهانی، می‌توانیم بسیاری از مشکلات را حل کنیم.
آقای زوما تلاش برای تغییر ساختار سازمان ملل و شورای امنیت را یکی از عرصه‌های همکاری دانست و افزود: کشورهای عضو شورای امنیت بدون توجه به افکار عمومی جهان و مصوبات مجمع عمومی، از سازوکار نامناسب این شورا برای صدمه زدن به کشورهای دیگر استفاده می‌کنند.
رئیس جمهوری آفریقای جنوبی با تجلیل از تفکر روشن و مقاومت رهبری و ملت ایران، افزود: جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که می‌تواند با اتکا به خود در محیط خصمانه‌ی دنیا، مسائلش را حل کند و اسوه‌ای برازنده برای همه باشد.

 


[سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 ]  [9:50 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

 خیلی خوش‌آمدید عزیزان من! جلسه جلسه‌ی بسیار شیرین و مطلوبی است برای من؛ حضور جوانها با این نشاط، با این شور، با این حرفهای خوب، با این منطقهای شیوا، با این برنامه‌هایی که انجام گرفت، حقیقتاً جلسه‌ی ما را جلسه‌ی شیرینی کرد و امروز برای من روز به‌یادماندنی‌ای خواهد بود ان‌شاءالله.

 اوّلاً یک کلمه در باب ماه رجب عرض بکنیم. یک بُعد لطیف معناگرا در هر انسانی وجود دارد. خب، انسان مجموعه‌ی ابعاد مختلف است؛ غرایز هست، امیال هست، نیازها هست؛ یک بُعد، بُعد معناگرا است در هر انسانی، همه‌ی انسانها. این بُعد، بُعد بسیار لطیفی است و در سنین جوانی لطافت این بُعد و شفّافیّتش بیشتر و زلال‌تر است. این بُعد را اگر ما آحاد بشر بتوانیم در خودمان تقویت کنیم، بقیّه‌ی ابعاد ما را هدایت خواهد کرد. نه اینکه بُعد معنوی و معناگرا جلوی غرایز را، جلوی نیازها را، جلوی تعقّل و خردورزی را بگیرد؛ نه، همه‌ی اینها به جای خود محفوظ است، این بُعد معنویّت و معناگرایی در انسان همه‌ی این ابعاد دیگر را هدایت میکند، اگر در ما باقی بماند، اگر تقویت بشود. آدمهای خبیثی که در دنیا مشاهده میکنید که یا ظالمند، یا سفّاکند، یا پول‌پرستند، یا شهوت‌پرستند، یا شکم‌پرستند و ابعاد مادّی بر وجود اینها غلبه کرده، اینها کسانی هستند که آن بُعد معناگرا را، معنویّت‌گرا را در خودشان رشد ندادند، بتدریج ضعیف شده و از بین رفته. من به شما جوانها عرض میکنم از ماه رجب استفاده کنید، بهره ببرید برای تقویت این بُعد معنویّت‌گرا.

 بعد از ماه رجب هم ماه شعبان است، بعد ماه رمضان است، بهار معنویّت است. شماها هم -همان‌طور که آقای حاج علی‌اکبری فرمودند- مظهر بهار انسانیّت هستید؛ چون در بهار عمر قرار دارید؛ از این بهار معنویّت هرچه میتوانید استفاده کنید. یاد خدا، ذکر خدا، دعاهایی که وارد شده، توجّه به مضامین این دعاها، تلاوت قرآن، نماز اوّل وقت، پرهیز از گناه، اخلاق نیک، در این ماه فرصتهای بزرگی است که در اختیار همه‌ی ما هست امّا شما جوانها از این فرصتها بهتر میتوانید استفاده کنید؛ درست مثل این فرصتهای مادّی. یک میدانی را فرض کنید، یک شاخصی را در ته آن میدان گذاشته‌اند، یک چیزی هم آنجا گذاشته‌اند، به بنده‌ی حقیر و به شما میگویند که هرکدام زودتر رسیدید، بردارید؛ خب، چه کسی زودتر میرسد؟ معلوم است که شما جوانید، نیرو دارید، نشاط دارید، تا بنده بیایم به خودم بجنبم شما رسیدید و برداشتید. معنویّت هم عیناً همین‌جور است؛ این را بدانید. در معنویّات هم شماها زودتر، راحت‌تر، سریع‌تر، شیرین‌تر میتوانید به مقصود دست پیدا کنید. این کسانی که شما دیدید، انسانهای نورانی‌ای که در زمان ما بودند، مثل مرحوم آیت‌الله بهجت -مِن‌باب‌مثال- که یک انسان نورانی‌ای بود؛ پیرمرد و بسیار نورانی؛ اینها همان کسانی هستند که از جوانی، یعنی از همین سطح زندگی شما مراقب خودشان بودند. آنهایی که دیر به فکر می‌افتند، توفیقاتشان کمتر است. آنهایی که اصلاً به فکر نمی‌افتند، از آن نورانیّت و شفّافیّت و زلالی محروم میمانند؛ میشوند مثل خیلی از آدمهایی که در دنیا هستند؛ این حرف اوّل ما.

 خب، با شما جوانهای عزیز -شما خودتان به خودتان میگویید نوجوان، من همه‌ی شما را میگویم جوان- ما خیلی حرف داریم؛ در بخشهای گوناگون، حرفهای گوناگونی با شما هست. بالاخره شماها به یک اعتبار، برادران و خواهران این حقیر هستید؛ به یک اعتبار فرزندان من هستید؛ به یک اعتبار هم در حکم نوه‌های این بنده محسوب میشوید؛ عزیزان ما هستید. هم شما که اینجا حضور دارید، هم عقبه‌ی شما، همان چندهزار دانش‌آموز انجمنها و دوازده میلیون دانش‌آموز -آن‌طوری که این جوان عزیزمان گفتند- همه‌ی شما در این حکم هستید که ما عرض کردیم. خب، حرفهای زیادی داریم با شما. امروز من یک حرف محوری را میخواهم مطرح کنم که متضمّن یک مطالبه از انجمنها و از اتّحادیّه‌ی انجمنها است. مقدّمه‌ای را عرض میکنم: ما با یک جبهه‌ی دشمن که جبهه‌ی استکبار و دنباله‌ها و حواشی‌اش است، درگیریم؛ این معلوم است. محورش آمریکا و صهیونیسم است، دنباله‌ها و آویزه‌ها و حاشیه‌هایش هم بعضی از این قدرتها و نیمه‌قدرت‌های موجودی هستند که مشاهده میکنید؛ ما با اینها درگیریم؛ انقلاب اسلامی و نظام اسلامی با اینها درگیر است. این درگیری بر سر چیست؟ یا به عبارت دیگر، این درگیری ما با استکبار در چه عرصه‌هایی است؟ اگر بخواهیم عرصه‌هایی که ما در آن عرصه‌ها با آنها درگیری داریم بشمریم، شاید من الان بتوانم ده مورد را بگویم؛ اگر بنشینیم فکر کنیم و مطالعه کنیم، بیشتر هم میشود؛ بیست مورد، سی مورد یا بیشتر، نقاط درگیری ما با استکبار است.

 حالا مثلاً فرض کنید یک مسئله مسئله‌ی استقلال کشور است -استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی- این یکی از عرصه‌های درگیری ما با استکبار است. استکبار و قدرتهای مستکبر طبیعت‌شان دست‌اندازی است؛ چه در دوران استعمار که مربوط به قرن هجدهم و نوزدهم و ادامه‌اش تا قرن بیستم است، چه به شکلهای جدیدتر و مدرن‌تری که بعدها تأسیس کردند و الان دارند مدام روزبه‌روز، نوبه‌نو وارد میدان میکنند. هدفشان دست‌اندازی است؛ دست‌اندازی به منافع ملّتها، به کشورها و سلطه و نفوذ. هدف استکبار این است. خب، اگر یک کشوری بخواهد در مقابل این هدف ایستادگی کند، و از استقلال خودش -چه استقلال فرهنگی، چه استقلال سیاسی، چه استقلال اقتصادی- دفاع کند، طبعاً درگیری به وجود می‌آید؛ یکی از میدانهای درگیری ما با استکبار این است.

 یکی از میدانهای درگیری ما مسئله‌ی پیشرفت است. اگر کشور ایران با بی‌نیازی‌ای که از قدرتهای جهانی از خودش نشان داده و به اینها اعتنا نکرده، به آنها وابسته نشده و به آنها تکیه نکرده -با این خصوصیّات- به پیشرفت برسد، این میشود پیشرفت الگوساز؛ یعنی الگو میشود برای کشورهای دیگر، برای ملّتهای دیگر. این پیشرفت یکی از مراکز و عرصه‌های دعوای بین ما و استکبار است؛ ما میخواهیم به این پیشرفت دست پیدا کنیم، آنها میخواهند ما به این پیشرفت دست پیدا نکنیم.

 یکی از اساسی‌ترین انگیزه‌هایی که قدرتهای مستکبر را در قضیّه‌ی هسته‌ای در مقابل ما به صف‌آرایی وادار کرد همین بود؛ حالا بهانه‌های دیگری می‌آوردند امّا چند انگیزه‌ی اصلی داشتند. یکی از آنها همین بود که یک کشوری بدون اینکه به آمریکا یا انگلیس یا هر قدرت دیگری متّکی باشد، بتواند خودش به یک عرصه‌ی علمیِ فوق‌العادّه حسّاسی مثل عرصه‌ی هسته‌ای، دست پیدا کند؛ این برایشان خیلی مهم بود، خطرناک بود و نمیخواستند این اتّفاق بیفتد. و بنده مطمئنّم که اگر ما رو بدهیم به اینها، اینها فردا سرِ قضیّه‌ی مسائل زیست‌فنّاوری، سرِ مسئله‌ی نانو، سرِ مسائل گوناگون علمی دیگر هم بازی درمی‌آورند و اِشکال درست میکنند. پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت تمدّنی، جزو عرصه‌های اختلاف و دعوای جمهوری اسلامی با استکبار است.

 یکی از مسائل مورد اختلاف و عرصه‌های اختلاف، مسئله‌ی حضور قدرتمندانه‌ی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان است؛ این حضور قدرتمندانه، جلوی نقشه‌های استکبار را میگیرد. آمریکا الان برای منطقه‌ی غرب آسیا -که خودشان به آن میگویند خاورمیانه، و بنده اصرار دارم که این کلمه را به کار نبرم به دلایلی که گفتم، یک وقتی ذکر کردم(۲)- نقشه دارد؛ دیدید تحت عنوان خاورمیانه‌ی بزرگ، خاورمیانه‌ی جدید، که در دوران ده دوازده سال گذشته این عناوین را مدام تکرار کردند، برنامه دارند.

 این برنامه‌ها موجب شده تا یک کارهایی را شروع کنند [امّا] حضور قدرتمندانه‌ی جمهوری اسلامی مانع از پیشرفت کارهای آنها است. این هم یکی از عرصه‌های دعوا و اختلاف و مانند اینها است.

 یکی دیگر از عرصه‌ها مسئله‌ی فلسطین است؛ یکی از عرصه‌ها مسئله‌ی مقاومت است؛ یکی از عرصه‌ها مسئله‌ی رواج فرهنگ غربی و سبک زندگی غربی است که اگر در یک کشوری سبک زندگی مورد قبول و مورد ترویج غربی‌ها یا آمریکایی‌ها رواج پیدا بکند، نخبگان آن جامعه تبدیل میشوند به برّه‌های رامی در مقابل سیاستهای آمریکا و غرب و همان قدرت مقابل؛ اصرار دارند که این اتّفاق بیفتد، و جمهوری اسلامی میخواهد نگذارد این اتّفاق بیفتد.

 خب، حالا من چند [نمونه‌] از این عرصه‌های درگیری را شمردم؛ عرض کردم اگر من الان بخواهم همین‌طور ذهنی بگویم، شاید ده عرصه را بتوانم بگویم امّا اگر بنشینیم فکر کنیم -شما فکر کنید، ما فکر کنیم- ده بیست سی یا بیشتر هم اضافه خواهد شد.

 خب، حالا میرسیم به مسئله‌ی اصلی مورد نظر من. یکی از عرصه‌های اختلاف و درگیری بین جمهوری اسلامی و استکبار مسئله‌ی جوانها است؛ مسئله‌ی جوانها. امروز سرِ قضیّه‌ی جوانها، یک جنگ نرمِ زیرپوستیِ بسیار فراگیری بین جمهوری اسلامی و آمریکا و همدستان آمریکا و صهیونیست‌ها برقرار است. من چند سال پیش خطاب به جوانهای دانشجو گفتم: «شماها افسران جنگ نرم هستید»؛(۳) شما هم هستید، شماها هم همه‌تان افسران جنگ نرم هستید. وقتی جوان، انگیزه دارد و اعتماد به نفس دارد و قدرت اندیشیدن دارد و شجاعت دارد، افسر است -افسر در درگیری‌های رزمِ نرم، جنگ نرم- خصوصیّت جوان این است.

 خب، حالا شما فرض کنید افسری را با یک هویّتی که مطلوب جمهوری اسلامی است و افسری را با هویّتی که مطلوب دشمنِ جمهوری اسلامی است؛ اینها را با هم مقایسه کنید، ببینید چه‌جوری درمی‌آید؛ حالا محلّ بحث ما جنگ نرم است که خطرناک‌تر از جنگ سخت است؛ گاهی اوقات ما را به جنگ سخت و بمباران و حمله و مانند این چیزها هم تهدید میکنند امّا غلط زیادی میکنند؛ [این] نیست، زمینه‌ی این کار را ندارند، جرئتش را هم ندارند و [اگر] هم بکنند تودهنی میخورند.

 امّا جنگ نرم چرا؛ جنگ نرم همین الان برقرار است، طرف مقابل مشغول حمله است؛ ما هم از این طرف مشغولیم؛ حالا ما مشغول حمله‌ایم یا مشغول دفاعیم، آن [یک‌] بحث دیگری است که عقیده‌ی من این است که این طرف هم به جای دفاع باید حمله کند، ضمن اینکه مراکز دفاعی خودش را هم باید حفظ کند. پس یک جنگی وجود دارد؛ حالا شما این جنگ نرم را تشبیه کنید به جنگ سخت و جبهه‌ی جنگ؛ مثل همان [وضعی‌] که الان فرض کنید که در سوریه یا عراق یا یمن یا هرجای دیگر هست؛ این جنگهایی که الان هست یا در دوران دفاع مقدّس، هشت سال در ایران بود. افسری را در نظر بگیرید که در قرارگاه خودش یا در سنگر خودش نشسته؛ این افسر دو جور میتواند باشد؛ دو نوع هویّت یا دو نوع تعریف برای این افسر وجود دارد: یک‌وقت این افسر در هیئت یک انسان مصمّم، هوشیار، پُرانگیزه، امیدوار، پُرکار، دارای اندیشه، اندیشه‌ورز، شجاع و فداکار است. خب اگرچنانچه افسری در قرارگاه خود یا در سنگر خود با این خصوصیّات باشد، میتوان یک نتیجه‌ای را برای این جنگ حدس زد. افسر شجاع است، رشید است، بافکر است، باایمان است، باامید است، تصمیم دارد، انگیزه دارد؛ این یک‌جور افسر است. همین افسر را میشود با یک شاکله‌ی دیگری و با یک هویّت دیگری فرض کرد. فرض کنید آدمی است ناامید؛ یعنی معتقد است که [جنگیدن‌] فایده‌ای ندارد؛ [میگوید] بیخود ایستاده‌اید، فایده‌ای ندارد؛ ناامید است. یا آدمی است تسلیم‌پذیر، حال معارضه کردن و ایستادگی کردن ندارد؛ حالا یک مقداری ممکن است بِایستد ولی وقتی فشار زیاد شد و زور زیاد شد تسلیم میشود؛ روحیه‌اش این است. یا آدمی است فریب‌خور؛ به لبخند دشمن اعتماد میکند، به فریب دشمن اعتماد میکند یا اصلاً فریب دشمن را نمیفهمد. خب جنگ پُر از فریب و پُر از خدعه است؛ همه‌ی جنگها همین‌جور است: اَلحَربُ خُدعَة.(۴) در همین جنگهای سخت، یکی از کارهای اساسی، که یک فرمانده مقتدر میتواند انجام بدهد، این است که با یک عملیّاتی و با یک حرکتی دشمن را فریب بدهد؛ دشمن خیال کند از آنجا میخواهد حرکت کند و حواسش به آنجا پرت بشود، بعد از پشت حرکت کند. حالا فرض کنید این افسر، افسری است فریب‌خور؛ نمیفهمد معنای فریب دشمن را و تشخیص نمیدهد. یا یک آدمی است اصلاً بی‌حال؛ دلش میخواهد بگیرد استراحت کند و بخوابد. یا معتاد است؛ یا معتاد به موادّ مخدّر، یا معتاد به شهوت‌رانی، یا معتاد به بعضی از این بازی‌های کامپیوتری که اخیراً باب شده -شنیده‌ام بعضی‌ها به این اعتیاد پیدا میکنند- و بی‌فکر و بی‌اعتنا به سرنوشت خود و دیگرانی که به او چشم دوخته‌اند. یا سرگرم غرایز [است‌]؛ مثلاً همین آقای افسر، در سنگر به فکر اشباع غرایز مادّی خود و غرایز حیوانی خودش باشد؛ سرگرم عیش‌ونوش. پس این افسر را در این شکل و در این هیئت و در این شاکله هم میشود تصوّر کرد. نتیجه‌ی جنگ چیست؟ معلوم است دیگر. پس هویّت افسران جنگ نرم دو جور میتواند تعریف بشود.

 این یکی از موارد سخت اختلاف بین ما و دشمنان ما است.

 دشمن، افسر جنگ نرم ما را، که جوانها هستند، یک جور می‌پسندد، جمهوری اسلامی یک جور می‌پسندد. این را که در جمهوری اسلامی بر روی تدیّن، پاک‌دامنی، پارسایی و پرهیز از افراط غرایز تکیه میشود، حمل نکنند بر تعصّب و، به قول خودشان، دگم‌اندیشی و تحجّر و مانند اینها؛ نه، این شیوه‌ی تربیتی است، این برگرفته و برخاسته‌ی از تعریف افسر و فرمانده جنگ نرم است. یکی از عرصه‌های چالش ما با آمریکا این است. آمریکایی‌ها دلشان میخواهد جوانهای ما آن شجاعت را نداشته باشند، آن امید را نداشته باشند، آن انگیزه را نداشته باشند، آن تحرّک را نداشته باشند، آن توان جسمی را نداشته باشند، آن توان فکری را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوش‌بین باشند، نسبت به فرماندهی خودی و عقبه‌ی خودی بدبین باشند؛ جوان ما را دشمن این‌جوری می‌پسندد. هدف تبلیغات رادیویی و تلویزیونی و اینترنتی دشمن و همه‌ی کارهای گوناگونی که میکند، که مخاطبش جوانهای ما باشند، این است؛ جوان ایرانی را میخواهد تبدیل کند به آن‌چنان عنصری؛ عنصری که نه ایمان درستی دارد، نه شجاعت آن‌چنانی دارد، نه انگیزه‌ای دارد، نه امیدی دارد؛ میخواهد تبدیل کند به این. جمهوری اسلامی درست نقطه‌ی مقابل [است‌]؛ میخواهد این جوان تبدیل بشود به یک عنصر فعّال و اثرگذار.

 حالا اینجا مطالبه‌ی بنده از شما عزیزان من و فرزندان من: شما باید نقش ایفا کنید برای اینکه همسالان خودتان را -جوانان دوران دبیرستان را که با شما همسال هستند- طبق این تعریف درست، بار بیاورید و کمک کنید آنها این‌جوری بشوند؛ وظیفه‌ی انجمنهای اسلامی این است. طبعاً، [این‌] در صورتی امکان‌پذیر است که در ساخت خود و در خودسازی توفیقی به دست آورده باشید. بحمدالله، آن‌طور که الان آقای حاج‌علی‌اکبری فرمودند -بنده واقعاً خرسند شدم از گزارش ایشان، کم‌وبیش هم گزارش داشتم، اطّلاع هم داشتم لکن ایشان امروز اینجا صریح بیان کردند- تا حدود زیادی این‌جوری است. هم خودسازی کنید، هم دگرسازی کنید. انجمنهای اسلامی مخصوص شماها هم نیست؛ شما انجمنهای اسلامی دانش‌آموزی هستید، انجمنهای اسلامی دانشجویی هم همین وظیفه را دارند. هرجا، هر انجمن اسلامی‌ای -چه دانش‌آموزی، چه دانشجویی- به‌جای تربیت جوان ایرانی با این هویّت و با این شاکله‌ای که ذکر شد، اگرچنانچه حرکتی در جهت عکس بکند یا در این جهت کوتاهی بکند، برخلاف وظیفه‌اش عمل کرده است؛ برخلاف آنچه خدا از او میخواهد، عمل کرده است. در دعای مکارم‌الاخلاق، انسان ده‌ها چیز را از خدا میخواهد که خیلی هم مهم است؛ از جمله: وَ استَعمِلنی لِما تَسأَلُنی غَدًا عَنه؛(۵) من را به کار بگیر در آن چیزی که فردا درباره‌ی آن از من در قیامت سؤال خواهی کرد. مسئولیم ما؛ همه مسئولند. شما جوان، ما پیر، امّا همه مسئولیم؛ جوانها هم مثل پیرها مسئولند، فرقی نمیکند. شما باید تلاشتان این باشد، اتّحادیّه تلاشش این باشد که جوان و مخاطبِ خود را اوّلاً هرچه میتوانید از لحاظ کمّیّت گسترش بدهید؛ نمیگویم انجمنها را گسترش بدهید [بلکه] دایره‌ی تبلیغ و اثرگذاری انجمنها بر روی جوانهای همسال را گسترش بدهید. ممکن است طرف مقابل شما جزو انجمنها هم نباشد و نخواهد باشد، عیبی ندارد امّا انجمنها کاری کنند که مخاطبان بسیاری پیدا کنند، سطح وسیعی از مخاطبان را پیدا کنند و روی آنها اثرگذار باشند، و آن اثر عبارت باشد از همین که گفتیم، یعنی تشکیل هویّت و شخصیّت جوان اسلامی، آن‌چنان‌که جمهوری اسلامی میطلبد، آن‌چنان‌که جمهوری اسلامی تعریف میکند؛ نه آن‌جوری که آمریکا و سرمایه‌دار صهیونیستی تعریف میکند. این وظیفه است؛ این کار را باید دنبال کنید. البتّه برنامه‌های اتّحادیّه را من مطّلعم؛ گزارش هم به من داده‌اند؛ گزارش را هم نگاه کردم؛ گزارش هم خوب بود؛ برنامه‌ها، برنامه‌های خوبی است لکن روزبه‌روز بایستی تقویت کنید؛ کمّاً و کیفاً این برنامه‌ها را باید تقویت کنید.

 کشور به شما احتیاج دارد؛ کشور به این میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجویی که امروز ما در کشور داریم احتیاج مُبرم(۶) دارد. ما به جوان مؤمن، وفادار، امیدوار، بانشاط، فعّال، باابتکار احتیاج داریم، کشور احتیاج دارد، آینده‌ی کشور احتیاج دارد. درست است که ۳۷ سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته است و دشمن در این ۳۷ سال با همه‌ی تلاشها هیچ غلطی نتوانسته بکند؛ این درست است امّا «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد»؛(۷) برنامه‌های درازمدّت دارند. همین‌طور که ما میگوییم پنجاه سال دیگر -[مثلاً] من سه چهار سال قبل از این گفتم،(۸) که برنامه‌ی ما برای پنجاه سال دیگر در زمینه‌ی علمی این است- یعنی ما برای پنجاه سال آینده فکر میکنیم، او هم برای پنجاه سال آینده فکر میکند؛ او هم درصدد است، در فکر است که تداوم این حرکت را -که این حرکت در ایران منحصر نماند، محصور نماند، تداوم پیدا کرد و در جاهای مختلف و به شکلهای مختلف گسترش پیدا کرد- درهم بشکند؛ ما بایستی نگذاریم؛ چه کسی باید نگذارد؟ شما؛ شما جوانها؛ فردا مال شما است. هم خودتان را به‌معنای واقعی کلمه بسازید، هم ثابت‌قدم بمانید. فردا شما میروید دانشگاه، حضور در دانشگاه بایستی آن هویّت دینی و انقلابی را در شما تقویت کند، نه اینکه تضعیف کند. بعضی‌ها این‌جوری‌اند؛ تا قبل از رفتن به دانشگاه یک جور هستند، وقتی رفتند دانشگاه یک جور دیگر میشوند! نه، باید این هویّت تقویت پیدا کند. دانشگاه هم، دانشگاه اسلامی است؛ دانشگاه هم متعلّق به اسلام است؛ دانشگاه متعلّق به انقلاب است، متعلّق به همین ملّت انقلابی است. [این هویّت‌] تداوم پیدا کند؛ ثبات قدم پیدا کنید. این ثبات قدم خیلی مهم است.

 و ارتباطاتتان نگسلد. الان انجمنها با هم ارتباطاتی دارند، این ارتباطات نباید گسسته بشود. سعی کنید این ارتباطات را حفظ کنید. این زنجیره‌ی مبارک را، این ارتباطات را -هم حالا، هم بعد از عبور از مسیر دانش‌آموزی و ورود به مسیر دانشجویی یا هرجا که خواهید رفت- حفظ کنید؛ مصداق «وَ تَواصَوا بِالحَقِ‌ّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر»(۹) بشوید؛ همدیگر را حفظ کنید و نگه دارید؛ مثل کوه‌نوردها در جاهای خطرناک که با ریسمان یکدیگر را، کمرها را، به هم وصل میکنند؛ یکی اگر پایش بلغزد، پرت نمیشود تا آخر کوه؛ وقتی به همدیگر وصل شدند، ریسمان بستند، اگر یکی لغزید، دیگران که هنوز نلغزیده‌اند، او را نگه میدارند و بالا میکشند؛ ارتباط و اتّصال، این‌جوری است. تَواصَوا بِالحَقِ‌ّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر؛ هم به پیمودن راه حق یکدیگر را توصیه کنید، هم به صبر؛ صبر یعنی استقامت، ایستادگی، ثبات قدم، در مقابل حوادث تلخ نلغزیدن، نلرزیدن، مردّد نشدن؛ این عرض ما با شما است.

 خب، البتّه مسئولین هم وظایفی دارند. خوشبختانه آموزش‌وپرورش، امروز از مدیریّت متدیّن برخوردار است؛ این یک فرصت است، که از این فرصت باید استفاده کرد. وقتی در رأس مجموعه، تدیّن فرمانروا است، خیلی کارهای خوب را میشود انجام داد -این بچّه‌ها، این دو فرزند عزیز من، این دختر و پسر، حرفهای بسیار خوبی زدند؛ یعنی نکاتی را که اینها تذکّر دادند، حقیقتاً نکات درستی است و من توصیه میکنم، هم به دفتر خودمان که اینها را یادداشت کنند و توجّه کنند و دنبال کنند، و هم به آموزش‌وپرورش که روی این نکاتی که اینها گفتند تکیه کنند- آنچه من عرض میکنم، اوّلاً برای دانش‌آموزان، نه‌فقط برای انجمنهای اسلامی، فرصت فراغتی برای پرداختن به کار انقلابی داده بشود. شیوه‌ی کار تعلیم و تربیت را، و عمدتاً تعلیم را، جوری بکنند که جوان دانش‌آموز ما همه‌ی وقت و توان و قدرت و استعداد و نیروی فکری و جسمی‌اش، صرف همین اوراقی که در این کتاب هست نشود؛ گاهی این‌جوری است؛ انسان میبیند که همه‌ی قدرت جسمی و روحی و فکری و عصبی [دانش‌آموز]، صرف همین کتاب میشود؛ نه فراغت تفریح پیدا میکند، نه فراغت ورزش پیدا میکند، نه فراغت کارهای انقلابی پیدا میکند؛ خب این یک ایراد است؛ کاری کنند که دانش‌آموز ما فراغت پیدا کند. البتّه این، کار یک روز و دو روز نیست، این کار نیازمند برنامه‌ریزی است. ممکن است امروز و فردا دست ندهد امّا باید دنبال بکنند که این کار بشود. بچّه‌ها را باید انقلابی بار بیاورند؛ پس فرصت کار انقلابی بدهند، فرصت تفکّر انقلابی بدهند؛ این یک.

 دوّم [اینکه‌] به تشکّلهای امین دانش‌آموزی میدان بدهند؛ مثل همین انجمنهای اسلامی، مثل همین اتّحادیّه؛ که اینها یک تشکّلند؛ تشکّل امین و متدیّن، یا بسیج، بسیج دانش‌آموزی؛ یک تشکّل است، تشکّل امین و متدیّن؛ به اینها میدان بدهند، میدان بدهند که کار کنند؛ فرصت بدهند، امکانات بدهند -[همان‌طور که‌] اینجا این جوانها گفتند- امکانات مادّی، امکانات معنوی؛ به اینها میدان بدهند، قدر بدانند. ما اگر میخواستیم این انگیزه‌هایی را که شما دارید، با پول و با تبلیغ و مانند اینها درست کنیم، هرگز امکان نداشت؛ لَو اَنفَقتَ ما فِی الاَرضِ جَمیعًا مآ اَلَّفتَ بَینَ قُلوبِهِم.(۱۰) اینجا هم بنده عرض میکنم اگر همه‌ی ثروت را هم خرج میکردیم، نمیتوانستیم این همه انگیزه و این همه توان و این همه شوق و علاقه را جمع کنیم. این از درون دارد میجوشد؛ این را خدا کرده؛ دلها دست خدا است، دلهای من و شما دست خدا است. این را قدر بدانیم. اینها الان آمدند در میدان؛ جوانهای ما، چه در اتّحادیّه‌ی انجمنهای اسلامی، چه در بسیج و امثال اینها، آمدند وارد میدان شدند و میخواهند کار کنند برای خدا، برای انقلاب، برای کشور؛ به اینها باید میدان داد، باید به اینها کمک مادّی و معنوی کرد.

 نکته‌ی سوّم، در بعضی از مدارس -اینجا هم یکی از این دو جوان عزیزمان گفتند؛ بنده هم اطّلاع داشتم، شنیده‌ام- با کارهای انقلابی مخالفت میشود. فرض کنید بچّه‌ها میخواهند برای بیست‌ودوّم بهمن -من‌باب‌مثال- برنامه‌ریزی کنند و آماده‌سازی کنند؛ مسئولین مدرسه به‌جای کمک، مانع‌تراشی میکنند؛ گاهی رسماً مانع میشوند؛ نه، با این رویکرد باید برخورد بشود. بچّه‌ها درسشان را باید بخوانند، خوب هم باید بخوانند؛ بنده طرف‌دار درس خواندنم؛ میدانید، امّا در کنار درس خواندن این کار انقلابی هم باید انجام بگیرد.

 عزیزان من! جوان کشور ما امیدبخش است؛ محیط جوانی در کشور ما امیدبخش است؛ نه اینکه بنده خبر نداشته باشم که حالا یک مشت جوانهایی هستند که راه‌های غلطی میروند، کارهای بدی میکنند؛ چرا، آنها را هم بنده اطّلاع دارم امّا سرجمع وقتی‌که نگاه میکنم به محیط جوانیِ کشور، از خدای متعال سپاسگزاری میکنم. با این همه عوامل انحراف، با این همه انگیزه، با این جبهه‌ی وسیع دشمنی و تمرکز روی جوانها، ما یک مجموعه‌ی بزرگ جوان داریم که مؤمنند، متدیّنند، انقلابی‌اند، اهل توسّلند، اهل شور و عشق به معنویّتند؛ این چیز کمی نیست؛ این چیز خیلی مهمّی است؛ خیلی چیز بزرگی است. عدّه‌ای اهل قرآنند، عدّه‌ای اهل اعتکافند، عدّه‌ای اهل پیاده‌رویِ اربعینند، عدّه‌ای اهل ایستادگی در میدانهای انقلاب و در مظاهر انقلابند. این خیلی با عظمت است، خیلی با ارزش است؛ دشمن با همه‌ی اینها مخالف است.

 و به شما عرض بکنم، دشمنِ نظام جمهوری اسلامی تا حالا که شکست خورده؛ در این هیچ تردیدی نیست؛ این را بدانید. تا حالا شکست خورده، این را من بارها گفته‌ام، دلیلش هم جلوی چشم همه است؛ واضح است، استدلالش یک استدلال پیچیده‌ی غیر قابل فهم و مبهمی نیست. دلیلش این است که وقتی این انقلاب به وجود آمد، وقتی نظام اسلامی تشکیل شد، اینها از روز اوّل تصمیم گرفتند این نظام را از بین ببرند؛ حدّاقل اینکه نگذارند رشد کند. ۳۷ سال گذشته، این نظام روزبه‌روز رشد کرده، روزبه‌روز قوی‌تر شده، این درخت تناور شده، برگ و بار پیدا کرده، دشمن هم هیچ غلطی نتوانسته بکند.

 پس تا حالا نتوانسته کاری بکند. مخصوص اینجا هم نیست؛ در دنیای اسلام شما ببینید علیه جوانان مبارزِ مؤمن در لبنان و فلسطین چه کردند؛ چه کار توانستند بکنند؟ علیه حزب‌الله در لبنان چقدر اینها فعّالیّت تبلیغی و عملی کردند، تهدید کردند، تهدیدها را به عمل آوردند. درعین‌حال حزب‌الله پیکره‌ی رشید خود را در دنیای اسلام دارد نشان میدهد. حالا گیرم که فلان دولت وابسته‌ی فاسدِ تو خالی پوک، در فلان بیانیّه، با پول و دلار نفتی، حزب‌الله را مثلاً محکوم بکند. خب به درک! چه اهمّیّت دارد. حزب‌الله آنجا مثل خورشیدی دارد میدرخشد. حزب‌الله مایه‌ی افتخار دنیای اسلام است. جوانهای حزب‌الله و گروه حزب‌الله در لبنان مایه‌ی افتخار دنیای اسلامند. اینها کاری کردند که ارتشهای سه کشور عربی در دو سه جنگ نتوانستند انجام بدهند؛ اینها اسرائیل را شکست دادند. قبل از شکستی که اینها به اسرائیل وارد کنند، حدّاقل در دو جنگ -در جنگ اوّل همه‌ی کشورها شریک نبودند امّا در دو جنگ، مصر و اردن و سوریه ارتشهایشان را آوردند در مقابل اسرائیل و شکست خوردند- ارتشهای سه کشور، آن هم کشوری مثل مصر که ارتش قوی‌ای هم داشت یا مثل سوریه که ارتش قوی‌ای داشت، و کشور اردن، در مقابل رژیم صهیونیستی صف‌آرایی کردند و در جنگ نظامی شکست خوردند. همین رژیم صهیونیستی را بعد از آنکه قوی‌تر هم شده بود، حزب‌الله در ظرف ۳۳ روز شکست داد. این چیز کوچکی است؟ این چیز کمی است؟ غلط است که ما بگوییم اینها مایه‌ی افتخار دنیای اسلامند؟ حالا یک ورق‌پاره‌ای هم یک جا اینها را محکوم بکند، خب کرده باشد، چه اهمّیّتی دارد؟

 حقیقت رو به رشد است، حقیقت رو به بالندگی است. حقیقت ممکن است دچار سختی‌هایی در راه خود بشود امّا در نهایت پیروز خواهد شد. قرآن فرمود: فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفآء؛ کف روی آب ظاهرِ چشمگیری دارد؛ در رودخانه روی آب وقتی شما نگاه میکنید، وقتی‌که میجوشد این آب و به همدیگر میخورد، کف جلوی چشم می‌آید امّا این کف ماندنی نیست. فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفآء؛ این کف روی آب میرود پی کارش نابود میشود. وَ اَمّا مایَنفَعُ النّاسَ فَیمکُثُ فِی الاَرض؛(۱۱) آن چیزی که نافع است، آن چیزی که حیات مردم به آن است، یعنی آن آب روان، آب زلال، آن میماند. حقیقت این‌جوری است، حقیقت پیروز خواهد شد، حقیقت به اهداف خود دست خواهد یافت. بله، در راهش مشکلاتی وجود دارد. شرطش این است که در مقابل این مشکلات خودش را نبازد؛ سرباز حقیقت، افسر حقیقت، رهرو حقیقت خودش را در مقابل این مشکلات نبازد. وقتی نباخت، ایستاد، تحمّل مشکل کرد، به نتیجه خواهد رسید؛ کمااینکه به نتیجه رسید؛ هم در صدر اسلام، هم در هرجا که ایستادگی بود و هم در زمان ما که زمان غلبه‌ی مادّیّت است.

 عزیزان! حقیقت مال شما است، شما رهرو حقیقتید. آینده مال شما است، ان‌شاءالله روزی خواهد رسید که این مشکلات هم به برکت ایستادگی شما کم خواهد شد و کمتر خواهد شد و بتدریج از بین خواهد رفت و ان‌شاءالله شما در قلّه قرار میگیرید. به بچّه‌هایی که نیامدند، سلام من را برسانید. اینکه گفتند این جلسه هرسال برگزار بشود، حالا من نمیدانم تاریخش را امّا من حرفی ندارم، هرچه شماها را بیشتر ببینیم، برای ما هم بهتر است.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌


۱) در ابتدای این دیدار حجّت‌الاسلام حاج علی‌اکبری (نماینده‌ی ولیّ فقیه در اتّحادیّه‌ی انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان) گزارشی ارائه کرد.
۲) بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و اتّحادیّه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی (۱۳۹۴/۵/۲۶)
۳) بیانات در دیدار با دانشجویان (۱۳۹۱/۵/۱۶)
۴) کافی، ج ۷، ص ۴۶۰
۵) صحیفه‌ی سجّادیّه، دعای بیستم (با اندکی تفاوت)
۶) شدید، زیاد
۷) سعدی. گلستان، باب اوّل‌
۸) از جمله، بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هفتمین همایش ملّی نخبگان جوان (۱۳۹۲/۷/۱۷)
۹) سوره‌ی عصر، بخشی از آیه‌ی ۳؛ «...و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌اند.»
۱۰) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۳؛ «...اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج میکردی، نمیتوانستی میان دلهایشان الفت برقرار کنی ...»
۱۱) سوره‌ی رعد بخشی از آیه‌ی ۱۷

 


[سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 ]  [9:49 PM]  [احمدرضا ناظمی]
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه‌شنبه) در دیدار آقای «متئو رنتزی» نخست‌وزیر ایتالیا با اشاره به روابط خوب دو کشور در گذشته و استقبال از افزایش همکاری‌ها، مشکل و ضعف رفت‌وآمدهای اخیر هیأت‌های اروپایی به ایران را محسوس نبودن نتایج عملی مذاکرات خواندند و خاطرنشان کردند: نگاه ما در همکاری با ایتالیا و دولت شما، نگاهی متفاوت و مثبت است و امیدواریم این سفر نیز در جهت تقویت همین دیدگاه باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفتار ایتالیا را در دوران اِعمال تحریم‌های تحمیلی علیه ایران، منطقی‌تر از برخی کشورهای غربی برشمردند و گفتند: جمهوری اسلامی از پیشرفت روابط با ایتالیا در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در بخش همکاری‌های اقتصادی استقبال می‌کند.
رهبر انقلاب، مسئله‌ی مهم در رفت‌وآمد و مذاکرات خارجی را عملیاتی و اجرایی شدن توافقات خواندند و خاطرنشان کردند: بعضی دولت‌ها و شرکت‌های اروپایی در رفت‌وآمد به ایران و مذاکره هستند اما محصول این مذاکرات تاکنون محسوس نبوده است!
رهبر انقلاب افزودند: عده‌ای تقصیر این مسئله را به گردن آمریکایی‌ها می‌اندازند که با توجه به سابقه و رفتار آنها این ارزیابی قابل قبول به نظر می‌رسد؛ همچنان‌که اکنون نیز در اجرای تعهدات خود در مذاکرات هسته‌ای آن‌چنان که باید، عمل نمی‌کنند و با اظهارات و اقداماتشان، طرف‌های مقابل را از همکاری با ایران می‌ترسانند.
رهبر انقلاب با اشاره به اولین سفر اروپایی آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان به ایتالیا، نگاه ایران به ایتالیا را نگاهی مثبت و خوش‌بینانه خواندند و افزودند: البته ما این نگاه مثبت را به برخی کشورهای اروپایی نداریم، زیرا نگاه آنها فقط به آمریکا است تا طبق دیکته‌ی او عمل کنند.
ایشان مبارزه با تروریسم را موضوع دیگری در همکاری‌های دو کشور دانستند و گفتند: تعدادی از کشورهای اروپایی از بعضی گروه‌های خشن تروریستی تا مدت‌ها حمایت می‌کردند و امروز موج خطرناک و فراگیر تروریسم به اروپا نیز رسیده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کمک‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا به گروه‌های تروریستی را از موانع حل مسئله‌ی تروریسم برشمردند و افزودند: اخبار مستند و دقیقی از کمکهای آمریکا به داعش و برخی گروههای تررویستی دیگر وجود دارد و همین حالا هم که ائتلاف ضد داعش تشکیل داده‌اند، برخی دستگاههای آمریکایی به‌شکل دیگری در حال کمک به داعش هستند.
رهبر انقلاب با تأیید اظهارات نخست‌وزیر ایتالیا در خصوص «مبارزه‌ی فرهنگی با تروریسم در کنار مبارزه‌ی نظامی و مالی» خاطرنشان کردند: دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی در دنیا که تحت سلطه‌ی سیاستمداران غربی هستند، به بهانه‌ی اقدامات عده‌ای شرور و تروریست، اسلام‌ستیزی به راه می‌اندازند و توطئه‌های پشت‌پرده‌ی سیاسی، کار را در مبارزه‌ی فرهنگی مشکل می‌کند.
در این دیدار که آقای روحانی رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای «متئو رنتزی» نخست‌وزیر ایتالیا گفت: در ملاقات‌های امروز درباره‌ی مسائل مهمی به‌ویژه موضوعات اقتصادی صحبت کردیم و باید سازوکارهای اقتصادی و مالی را اصلاح و تقویت کنیم.
آقای رنتزی گفت: اراده‌ی ایتالیا کاملاً در جهت احترام به توافقات قرار دارد و بر همین اساس معتقدیم که با توافق هسته‌ای باید تحریم‌ها علیه ایران برداشته شود و ما نیز نگران نبوده و مصمم هستیم که بر طبق قولی که داده‌ایم، عمل ‌کنیم.
آقای رنتزی در ادامه با اشاره به گسترش دامنه‌ی تروریسم به اروپا، راه مقابله با آن را ریشه‌کنی نظامی سازمان‌های تروریستی و قطع منابع مالی آنان در فروش نفت و آثار باستانی خواند و گفت: ریشه‌کنی داعش برای ما در اولویت قرار دارد و خرسندیم که در این زمینه نظرات مشترکی با ایران داریم.
نخست‌وزیر ایتالیا با ابراز تأسف از تخریب وجهه‌ی اسلام به بهانه‌ی تروریسم، گفت: امروز وقتی اقدامی تروریستی در اروپا انجام می‌شود، بعضی مسئولین به‌جای محکوم کردن تروریسم، اسلام را محکوم می‌کنند و مثلاً نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در تبلیغات خود ادعا می‌کند مقصر مسئله‌ی تروریسم، اسلام است!
آقای رنتزی، کار فرهنگی را بخش دیگری از مبارزه با تروریسم دانست و افزود: ما باید نشان دهیم که ادیان در پی صلح، گفت‌وگو و همزیستی مسالمت‌آمیز بشر هستند و اقتدار و نقش جنابعالی به‌عنوان رهبر عالی جهان اسلام در ترویج این نگاه، بسیار حائز اهمیت است.

 


[یک شنبه 29 فروردین 1395 ]  [12:24 AM]  [احمدرضا ناظمی]
تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >