فدائيان امام خامنه اي
 
  اللهم الحفظ قائدنا الامام خامنه ای
 

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم، با تجلیل از قیام تاریخ‌ساز ۱۹دی ۱۳۵۶ مردم این شهر و تشریح علل و عوامل «ماندگاری انقلاب»، تأکید کردند: در پرتو حضور آگاهانه همگانی، ماندگاری انقلاب، آرامش و سکینه‌ی ملت و پیروزی بر توطئه‌های دشمنان امکان‌پذیر خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با تجلیل از قیام تاریخی نوزدهم دی سال ۱۳۵۶ مردم قم بر ضد رژیم دیکتاتوری شاه و در حمایت از مرجعیت و روحانیت، از مردم قم به عنوان «پیشروان و پیشرانان انقلاب» یاد کردند و افزودند: سال‌ها مبارزه و بیانات امام خمینی رحمه‌الله و جایگاه مرجعیت و روحانیت، در مردم زمینه‌های مساعدی برای مبارزه با رژیم ستم‌شاهی فراهم کرده بود که قیام ۱۹دی، این مبارزه‌ی حیاتی را کلید زد.
ایشان «شجاعت و بصیرت مردم و احساس تکلیفِ به‌هنگام برای ورود به میدان»، را عناصر اصلی قیام ۱۹دی خواندند و افزودند: آن قیام تاریخی در دفاع از امام رحمه‌الله شکل گرفت و حوادث بعد از آن منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.
رهبر انقلاب، پیروزی انقلاب اسلامی در شرایط حاکمیت دیکتاتوری وابسته و مورد حمایت قدرت‌های استکباری را از لحاظ محاسبات مادی، غیرممکن و محال خواندند و خاطرنشان کردند: این پیروزی نشان‌دهنده‌ی وجود سنن الهی یعنی قوانینی در عالم خلقت است که انسان‌های مادی از درک آنها عاجزند.
ایشان تأکید کردند: در شرایط کنونی نیز نظام جمهوری اسلامی ایران با جبهه‌ی گسترده دشمنان اعم از آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایادی و عوامل استکبار و عوامل تکفیری و داعش مواجه است که اگر به لوازم سنت الهی یعنی «ایستادگی، بصیرت و عملِ در لحظه‌ی نیاز»، عمل کنیم قطعاً همانند پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان بر این جبهه‌ی گسترده غلبه کرد.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به موضوع علت و چرایی «ماندگاری انقلاب اسلامی» در مقایسه با برخی حوادث مهم تاریخ معاصر ایران و جهان پرداختند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به دو حادثه‌ی «نهضت ملی شدن صنعت نفت» و «قیام مشروطیت» گفتند: در نهضت ملی، خواست مردم، یک خواست حداقلی و عبارت از کوتاه شدن دست انگلیس از سرمایه‌ی ملی نفت بود و در قیام مشروطیت نیز خواست مردم، حداقلی، و عبارت از محدود شدن اختیارات و قدرت مطلقه‌ی پادشاه بود.
ایشان افزودند: این دو حادثه با اینکه دارای اهدافی حداقلی بودند و مردم هم در صحنه حضور داشتند شکست خوردند ولی انقلاب اسلامی ایران با آنکه دارای یک هدفِ حداکثری، یعنی استقلال همه‌جانبه و سرنگونی حکومت پادشاهی و استبدادی بود، به پیروزی رسید و ماندگار شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: اگر جوانان به تحلیل درستی از این واقعیت برسند دیگر تلاش برخی برای نشاندن بذر ترس و رعب و ناامیدی در دل مردم به نتیجه نخواهد رسید و راه صحیح آینده‌ی کشور مشخص خواهد شد.
ایشان همچنین به تغییر مسیر انقلاب‌های فرانسه و شوروی و از بین رفتن آن انقلاب‌ها اشاره و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی است که توانسته است ماندگاری خود را براساس اصول و آرمان‌های اولیه حفظ کند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اصلی‌ترین هدف مراکز فکر و اندیشه در دنیای استکبار، از بین بردن عناصر ماندگاری انقلاب است، افزودند: تمام تلاش دشمنان در طول سال‌های گذشته اعم از جنگ تحمیلی، محاصره‌ی اقتصادی و تحریم‌های گسترده‌ی اخیر، با هدف از بین بردن ماندگاری انقلاب اسلامی بوده است که البته در هر دوره، ابتکارات جدید هم انجام می‌دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، خاطرنشان کردند: آمریکایی ها در سال ۸۸ به‌دنبال آن بودند که تجربه‌ی موفق خود در چند کشور را به بهانه‌ی انتخابات در ایران نیز اجرا کنند و با برجسته‌سازی اقلیتی که رأی نیاورده بود و با حمایت مالی و سیاسی از آنها نتیجه‌ی انتخابات را به هم بزنند اما انقلاب و کودتای رنگی آنها در ایران با حضور مردم، شکست خورد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حمایت رئیس‌جمهور آمریکا از مخالفان نظام و انقلاب در حوادث سال ۸۸، خاطرنشان کردند: دولت آمریکا تا آنجا که توانست از آن حوادث حمایت کرد ولی حضور به‌موقع مردم در صحنه، نقشه‌ی آنان را نقش بر آب کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، گفتند: آمریکایی‌ها اکنون می‌گویند دوره‌ی بعد از مذاکرات هسته‌ای، دوره‌ی سخت‌گیری بر ایران است به‌گونه‌ای که گویا قبل از این بر ایران سخت نمی‌گرفته‌اند، اما جوانان، مردم و مسئولان آگاهانه، هوشیارانه، امیدوارانه و با مقاومت و توکل بر خدا و تکیه بر نقاط قوت کشور، در مقابل دشمنان می‌ایستند و این، بسیار مهم است.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، طبیعت انتخابات را دادنِ نفسِ تازه به ملت برشمردند و افزودند: احساس مسئولیتِ مردم که در حضور در انتخابات جلوه‌گر می‌شود و دشمن را ناکام می‌گذارد از عناصر «ماندگاری انقلاب» است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دو مسئله را در انتخابات دارای اهمیت فراوان خواندند: اول؛ «اصل شرکت در انتخابات» و دوم؛ «درست انتخاب کردن و رأی به نامزدهای اصلح».
ایشان با تأکید مجدد برضرورت شرکت همه‌ی واجدان شرایط رأی دادن در انتخابات افزودند: همچون گذشته اصرار داریم که همه، حتی کسانی که نظام را و رهبری را قبول ندارند پای صندوق‌ها بیایند چرا که انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شرکتِ همگان در انتخابات را موجب پایداری و تقویت نظام اسلامی، استمرار تأمین امنیت کامل، افزایش اعتبار و آبروی ملت در چشم جهانیان و باعث ابهّت جمهوری اسلامی ایران در نزد دشمنان خواندند.
رهبر انقلاب در تبیین اهمیت فراوان رأی دادن به نامزدهای صالح افزودند: آرا و سلایق مختلف، ایراد ندارد، مهم آن است که تلاش و دقت کنیم که انتخاب ما، انتخاب درستی باشد.
ایشان افزودند: اگر این دقت صورت گیرد حتی اگر برخی منتخبان، بعداً مطلوب از آب در نیایند، «تلاش و دقت رأی‌دهنده برای انتخاب نامزدهای شایسته»، مورد رضایت پروردگار خواهد بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی در عرصه‌ی مسائل داخلی و بین‌المللی خاطرنشان کردند: مجلس از زوایای مختلف به‌ویژه از لحاظ تصویب قوانین، ریل‌گذاری برای حرکت دولت‌ها، و تجلی ایستادگی ملت اهمیت بی‌نظیری دارد.
ایشان مواضع مجلس کنونی را در مسائل بین‌المللی «خوب» برشمردند و افزودند: مجلسی که در قضیه‌ی هسته‌ای و دیگر مسائل مقابل دشمنان بایستد و شجاع، مستقل و آزاد، حرف‌ها و مواضع ملت را بیان کند با مجلسی که در مسائل گوناگون حرف‌های دشمن را تکرار می‌کند، از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
رهبر انقلاب، تک تک نمایندگان مجلس را در شکل‌گیری حرکت و مواضع خانه‌ی ملت، دخیل دانستند و افزودند: به‌همین علت، مردم همه‌ی استان‌ها و شهرها، باید در انتخاب نمایندگان خود، کاملاً دقت کنند و در درستی انتخاب، به اطمینان برسند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: البته شناخت کاملِ یکایک نامزدها، واقعاً دشوار است اما می‌توان با دقت در سوابق و مواضعِ کسانی که فهرست‌ها و لیست‌های انتخاباتی را ارائه می‌کنند، درباره‌ی لیست‌ها تصمیم گرفت.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر پیشنهاد دهندگانِ لیست‌ها، مؤمن و انقلابی هستند و خط امام را واقعاً قبول دارند می‌توان به لیست آنها درباره‌ی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان اعتماد کرد اما اگر به انقلاب و دین و استقلال، چندان اهمیتی نمی‌دهند و دلشان دنبال حرف‌های آمریکا و دیگر بیگانگان است، قابل اعتماد نیستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مجلس خبرگان را نیز بسیار مهم خواندند و یادآور شدند: برخلاف برخی تصورها، مجلس خبرگان برای سالی یکی دو بار جلسه و سخنرانی تشکیل نمی‌شود بلکه می‌خواهد روزی که رهبر فعلی در قید حیات نیست، «رهبر» یعنی کلیددارِ حرکت انقلاب را انتخاب کند و این مسئله بسیار مهم است.
ایشان با تأکید بر ضرورت دقت کامل در انتخاب نامزدهای مجلس خبرگان افزودند: بسته به ترکیب خبرگان، آنها ممکن است در هنگام ضرورت، شخصی را به رهبری انتخاب کنند که با توکل به خدا و با شجاعت در مقابل دشمنان بایستد و راه امام را ادامه دهد اما این احتمال نیز وجود دارد که فردی با ویژگی‌های متفاوت را به رهبری برگزینند، بنابراین باید با تحقیق و دقت و شناخت و اطمینان به آنها رأی داد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور در انتخابات و به‌ویژه دقت در انتخاب «نامزدهای صالح یا اصلح» را موجب تحقق دو هدف عالی خواندند: ماندگاری انقلاب و آرامش و سکینه‌ی ملت.
ایشان در تشریح تأثیر انتخاب صحیح بر ماندگاری انقلاب افزودند: از ابتدای انقلاب ریزش‌ها و رویش‌های فروانی داشته‌ایم، عده‌ای از افراد انقلابی به‌خاطر «ظلم فردی احتمالی» که به آنها شده، به ناحق از اصل انقلاب روگردان شده‌اند و عده‌ای هم به‌خاطر مسائل شخصی و خانوادگی مواضع دیگری گرفته‌اند اما مهم این است که رویش‌های انقلاب در زمینه‌های مختلف از جمله وجود نیروهای «مؤمن، انقلابی، متخصص، تحصیل‌کرده، فن‌آور و کارآمد»، بسیار بیشتر از ریزش‌ها بوده است.
رهبر انقلاب افزودند: در مقطع کنونی نیز اگر مردم به وظایف خود در انتخاب نامزدهای صالح برای مجلس و خبرگان، درست عمل کنند «رویش‌های سرسبز و پرطراوت انقلاب»، بیشتر و ماندگاری انقلاب تأمین می‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خصوصیت دوم عمل به وظیفه در باب ماندگاری انقلاب را ایجاد آرامش در دل ملت برشمردند و با استناد به آیات قرآن درباره‌ی نزول سکینه و آرامش بر دل‌های بیعت‌کنندگان با پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم افزودند: هرکس امروز با انقلاب و امام خمینی رحمه‌الله و راه امام بیعت کند به معنای بیعت با پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم است و پروردگار کریم به پاداش این بیعت، دغدغه، نگرانی و نامیدی را از دل ملت می‌زداید و اطمینان و آرامش را جایگزین می‌کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنانشان تأکید کردند: ماندگاری انقلاب و ایستادگی امیدوارانه و پرآرامش مردم، یقیناً باعث پیروزی ملت بر آمریکا و توطئه‌های دشمنان خواهد شد.


[شنبه 19 دی 1394 ]  [8:01 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در دیدار آقای «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان، مسئله‌ی «اتحاد اقوام» در افغانستان را مهمترین راه علاج مشکلات این کشور خواندند و با اشاره به سوابق و ظرفیت‌های فراوان همکاری ایران و افغانستان خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران «امنیت، آرامش و پیشرفت افغانستان» را «امنیت و پیشرفت» خود می‌داند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تحسین ابتکار تشکیل دولت وحدت ملی و اظهار امیدواری درخصوص حل مشکلات افغانستان افزودند: ان‌شاءالله دولت وحدت ملی شکل حقیقی و واقعی پیدا کند، زیرا راه علاج مشکلات افغانستان، ایجاد وحدت واقعی در میان اقوام و مسئولان است.
رهبر انقلاب با اشاره به سابقه‌ی همزیستی مسالمت‌آمیز شیعه و سنی و اقوام مختلف افغانستان گفتند: ما از قدیم مردم افغانستان را به‌عنوان مردمی صبور، قانع، سخت‌کوش و دیندار و برخوردار از ذوق ادبی می‌شناسیم اما اختلافات اقوام و زمینه‌های دوگانگی، هر ملتی را ضعیف می‌کند.
ایشان با یادآوری حمایت‌های ایران از ملت افغانستان از جمله مخالفت منحصربه‌فرد جمهوری اسلامی با اشغالگری شوروی و حمایت از مجاهدان افغانستانی، افزودند: جمهوری اسلامی اکنون نیز در کنار افغانستان و میزبان حدود ۳ میلیون نفر از اتباع آن است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور ۱۶ هزار دانشجو و فارغ‌التحصیل افغانستانی در ایران را فرصتی ارزشمند برای افغانستان برشمردند و خاطرنشان کردند: دولت افغانستان باید با تعیین مشوق‌هایی، این دانش‌آموختگان را برای بازگشت و خدمت به کشورشان ترغیب کند.
رهبر انقلاب با اشاره به ظرفیت‌ها و امکانات فراوان ایران در بخش‌های علمی، فنی و اقتصادی، و همچنین وجود منابع طبیعی و انسانی غنی در افغانستان افزودند: افزایش سطح همکاری‌ها به نفع هر دو طرف است و باید با صمیمیت و همکاری، برخی اختلافات نظیر مسئله‌ی آب‌های مرزی حل شود.
ایشان با انتقاد از سیاست منزوی کردن مجاهدین افغانستان در سال‌های گذشته تأکید کردند: منزوی کردن مجاهدین با عناوینی نظیر «جنگ‌سالاران» سیاست غلطی است و در کشوری که در معرض تهاجم نظامی و فتنه‌ای فراگیر قرار دارد خود مردم باید با روحیه‌ی مجاهدت، آماده‌ی دفاع از کشورشان باشند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قدرت نداشتن در دفاع از خود را زمینه‌ساز ورود و دخالت بیگانگان خواندند و افزودند: دیدیم که آمریکایی‌ها در افغانستان چقدر انسان‌ها را کشتند و ضررهای زیادی وارد کردند و هنوز نیز دست برنمی‌دارند.
رهبر انقلاب با تحسین روحیه‌ی مقاومت مردم افغانستان در مقابل اشغالگری و تجاوزات «انگلیس، شوروی و در سال‌های اخیر آمریکا»، گفتند: روحیه‌ی مقاومت و دینداری در مردم افغانستان بسیار عمیق و در تاریخ معروف است که هیچ اشغالگری نتوانسته در افغانستان دوام بیاورد.
در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان با تشکر از حمایت‌های ایران از دولت و ملت افغانستان، گفت: تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان نسخه‌ی خوبی بود و از مشکلات زیادی جلوگیری کرد.
رئیس اجرایی دولت افغانستان، مشکل اصلی این کشور را ناامنی و وجود گروه‌های تروریستی خواند و گفت: تلاش می‌کنیم با توکل به خداوند، وحدت و حمایت‌های مردم و همچنین با همکاری و حمایت برادران و دوستان ایرانی که از دوران جهاد و مقاومت تاکنون همچنان ادامه داشته است، مشکلات را رفع و عدالت را در تمام بخش‌ها تأمین کنیم.
آقای عبدالله با قدردانی از حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از ملت افغانستان و همچنین دستور اخیر ایشان برای تحصیل دانش‌آموزان افغانستانی، افزود: این حمایت‌های ارزشمند، جایگاه خاص و برجسته‌ای از ایران در میان ملت و دولت افغانستان ایجاد کرده است.
وی افزود: زمینه‌های خوبی برای همکاری ایران و افغانستان وجود دارد که در مذاکرات با مقامات ایرانی تلاش می‌کنیم راه‌های افزایش همکاری‌ها را بررسی و دنبال کنیم.


[چهارشنبه 16 دی 1394 ]  [4:18 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

خیلی جلسه‌ی مطلوب و جذّابی است برای بنده؛ جلسه‌ای که در آن شما برادران عزیز، ائمّه‌ی محترم جمعه، کارگزاران معنوی و فرهنگی انقلاب در سراسر کشور در آن حضور دارید. کاش میتوانستیم با یکایک شما برادران عزیز بنشینیم و صحبت کنیم. افسوس که هم وقت و هم توان و نیروی کارآمد، آن‌چنان نیست که به بنده این توفیق را بدهد که بتوانم با شما یکایک بنشینیم، صحبت کنیم و از شما بشنویم. دوست میداشتم که بتوانم از خطبه‌های نماز جمعه‌ی شما گاهی بشنوم. سابق به بعضی از شهرستان‌ها که میرفتیم، مقیّد بودم خطبه‌ی جمعه‌ی آن شهرستان را که از رادیو پخش میشد بشنوم؛ حالا دیگر مسافرتهایمان هم کم شده، این توفیق هم کمتر به ما دست میدهد. به‌هرحال این جلسه برای من جلسه‌ی مغتنمی است؛ شما را زیارت کردیم؛ گزارش جناب آقای تقوی را هم شنیدیم که مبسوط و مشروح و مفید بود. دو مطلب من عرض میکنم در این دیدار؛ یک مطلب درباره‌ی مسئله‌ی نماز جمعه است که مسئله‌ی مورد ابتلاء ما و شما است و مسئله‌ی بسیار مهمّی است؛ یک مسئله هم اجمالی در باب مسئله‌ی انتخابات است که نزدیک آن هستیم. چند جمله‌ای درباره‌ی هرکدام از این دو مسئله عرض خواهیم کرد.

در مورد مسئله‌ی نماز جمعه باید عرض کنم که نماز جمعه یک قرارگاه است؛ قرارگاه ایمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصیرت، قرارگاه اخلاق. از تعبیر قرارگاه نباید ما وحشت بکنیم، چون قرارگاه جزو تعبیرات و اصطلاحات مربوط به جنگ و مبارزه و این چیزها است. خب، این جنگ وجود دارد، بر ما تحمیل شده -ما درحال جنگیم، منتها جنگ نظامی نیست؛ جنگ معنوی است، جنگ اعتقادی و ایمانی است، جنگ سیاسی است- همچنان‌که در دفاع مقدّس هشت سال بر ما جنگ را تحمیل کردند. ما که دنبال جنگیدن با همسایه‌مان نبودیم، بر ما تحمیل شد؛ حمله کردند. ما ابتدا حمله نمیکنیم؛ حتّی در جایی که دفاع لازم نباشد، دفاع هم نمیکنیم؛ لَئِن بَسَطتَ اِلَیَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنی مآ اَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّی اَخافُ اللهَ رَبَّ العلَمین؛(۲) ما این‌جوری هستیم. آنجایی که دفاع لازم است، چرا، وارد عرصه‌ی دفاع میشویم. و خدا را شکر که ملّت ایران، نیروهای انقلاب، رهبر بزرگ و عزیزِ فقیدِ ما -که بحمدالله نامش، یادش، راهش زنده است- نشان دادند که در زمینه‌ی دفاع، توانا هستند. ما در حال یک چنین نبردی هستیم؛ ما در حال یک چنین جهادی هستیم. به ایمان مردم ما حمله میکنند، به بصیرت مردم ما حمله میکنند، به تقوای ما حمله میکنند، به اخلاق ما حمله میکنند، ویروس‌های گوناگونِ خطرناکِ معنوی را در میان ما پراکنده میکنند؛ خب، ما چه کار کنیم؟ باید دفاع کنیم. این، قرارگاه لازم دارد، مثل قرارگاه‌های میدان جنگ؛ نماز جمعه یکی از مهم‌ترینِ این قرارگاه‌ها است؛ قرارگاه ایمان است، قرارگاه تقوا است. با این چشم به نماز جمعه نگاه کنیم. شما هم فرمانده قرارگاهید؛ قرارگاه‌های میدان جنگ هرکدام فرماندهی دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امام جمعه است.

خب، عمده‌ی [هدف‌] در این قرارگاه تبیین است؛ مسئله‌ی تبیین. عمده‌ی هدف انبیای الهی تبیین بود؛ حقیقت را بیان کنند؛ چون آن چیزی که موجب میشود انسانها گمراه بشوند این است که حقیقت را نمی‌شناسند؛ عمده این است. از این قبیل هم هستند که حقیقت را میدانند امّا انکار میکنند، لکن عمده‌ی انحرافها ناشی از ندانستن حقیقت است و انبیای الهی آمدند تا حقیقت را بیان کنند، واضح کنند، ظاهر کنند، حجّت را تمام کنند بر مردم؛ مسئله‌ی تبیین این است. اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء؛(۳) شما میراث‌بر انبیا هستید، از جمله در این قضیّه؛ مسئله‌ی تبیین.

نماز جمعه همچنان‌که از اسم آن پیدا است، محلّ جمع است، محلّ اجتماع است؛ این هم یک فرصت بزرگی است برای تبیین کردن. گاهی شما ناچارید بروید به درِخانه‌ی این، درِخانه‌ی آن، یا اینکه از راه‌های غیر مستقیم استفاده کنید. این وسایل ارتباط جمعی که امروز وجود دارد، درست است که فراگیر است -اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و بقیّه‌ی چیزها خیلی فراگیر است- لکن نگاه روبه‌رو و چشم‌درچشم و احساس حضور و شنیدن نفَس گوینده و مخاطب یک چیز دیگر است؛ اجتماع، دُور هم جمع شدن، یک چیز دیگر است. ممکن است چند صد هزار نفر یک حرفی را، یک پیامی را در اینترنت یا با پیامک بگیرند، امّا این خیلی فرق میکند با اینکه همین چند صد هزار نفر یک‌جا جمع بشوند، یک نفر با آنها حرف بزند، صحبت کند. این نگاه کردنِ روبه‌رو یک تأثیر فوق‌العاده‌ی دیگری دارد؛ این در اختیار شما است. نماز جمعه فرصت اجتماع است، محلّ تجمّع است؛ مردم را گرد هم جمع میکند؛ میتوانند با هم تبادل کنند؛ میتوانند قرار بگذارند؛ میتوانند اقدام کنند؛ اینها خیلی مهم است. کسانی که از دین بیگانه هستند -چه خارجی‌ها، چه بعضی از عوامل بیچاره‌ی خودمان در داخل که این امکانها را ندارند- حسرت میخورند که چطور نمیتوانند و وسیله‌ای ندارند برای اینکه مردم را یک‌جا جمع کنند، با هم حرف بزنند، با هم تبادل کنند؛ با عناوین مختلف میخواهند این کارها را انجام بدهند؛ تازه [مانند] این درنمی‌آید.

خب، حالا که این‌جور شد، پس نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است؛ مرکز فرهنگی هر شهر، نماز جمعه است؛ البتّه شرایطی دارد که حالا بعضی از اینها را عرض خواهیم کرد. جایی است که آنجا هدایت‌گری انجام میگیرد؛ من تأکید میکنم این هدایت‌گری صرفاً هدایت‌گری سیاسی نیست، هدایت‌گری سیاسی و فرهنگی است. ما گمان نکنیم که اگر فرض کنید در فلان مسئله‌ی سیاسی روز که محلّ ابتلاء هم هست، دادِ سخن دادیم و حرف زدیم و مطالب خودمان را با بیان شیوا بیان کردیم، قضیّه تمام شد؛ نه، ما هدایت‌گری فرهنگی را از هدایت‌گری سیاسی بنیانی‌تر میدانیم؛ هدایت‌گری سیاسی خیلی لازم است و از آن نباید صرف نظر کرد، امّا هدایت‌گری فرهنگی و فرهنگ مردم، اخلاق مردم‌ [مهم‌تر است‌].

فرض بفرمایید که مسئله‌ی سبک زندگی که ما سه چهار سال پیش مطرح کردیم،(۴) یکی از مسائل مهم است. سبک زندگی شُعبی دارد؛ یکی از مهم‌ترین اهداف دشمنان ملّت ایران و دشمنان اسلام این است که سبک زندگی مسلمانها را عوض کنند و شبیه به سبک زندگی خودشان بکنند. واقعیّتهای زندگی، در فکر انسان اثر میگذارد؛ رفتار روزانه در دل و روح انسان اثر میگذارد -هم روح خود انسان، هم روح مخاطبان و معاشران انسان- اینها میخواهند این را تغییر بدهند.

اسلام یک سبک زندگی برای ما آورده است. فرض بفرمایید ادب. یکی از کارهای مهم ادب است. فرنگی‌ها در برخوردهای معمولی‌شان خیلی مقیّد به ادب نیستند؛ ما ایرانی‌ها از قدیم معروف بودیم به اینکه در گفتارهایمان، در مخاطباتمان ملاحظه‌ی ادب را میکنیم؛ احترام طرف مقابل را حفظ میکنیم. اینها میخواهند این را عوض کنند و متأسّفانه یک جاهایی هم موفّق شده‌اند. فرض کنید شما با یکی مخالفید، میخواهید راجع به او حرف بزنید؛ دوجور میشود حرف زد: یک‌جور میشود هتّاکانه و بی‌باکانه و بی‌ادبانه حرف زد؛ یک‌جور هم میشود مؤدّب حرف زد. شما ببینید در قرآن کریم در بسیاری از موارد وقتی صحبت از فاسقین است، صحبت از کافرین است، صحبت از بدهای اشرار عالم است، میفرماید: وَ لکنَّ اَکثَرَهُم لا یَعلَمون؛(۵) نمیگوید همه‌ی آنها؛ ملاحظه میکنید؛ بالاخره یک اقلّی هستند بین همینها که اینها تعقّل دارند؛ قرآن کریم ملاحظه‌ی حقّ آنها را میکند و «اَکثَرَهُم» میفرماید.

یک مسئله در همین سبک زندگی و عادات و روشهای خوب زندگی، مثلاً حالا کتاب‌خوانی [است‌]. البتّه در این گزارشی که فرمودند، یک اشاره‌ای به این معنا هست، منتها این خیلی مهم است که ما مردم را، جوانها را وادار کنیم به کتاب‌خوانی. کتاب خواندن خیلی مهم است؛ کتاب خوب را هم معرّفی کنید. حتّی بنده تصوّر میکنم -حالا البتّه این را باید آقایانی که مسئول هستند، جوانبش را بررسی کنند- و فکر میکنم خوب است که محلهای نماز جمعه، مرکز نمایش کتابهای خوب و کتابهای روز و کتابهای مطلوب باشد؛ که بیایند ببینند این کتابها هست، اگر میخواهند از همانجا یا از جای دیگر تهیّه کنند. مردم را وادار کنیم به کتاب‌خوانی؛ نخبگان را وادار کنیم به تولید کتاب؛ اینها یک چیزهایی است که لازم است. خب، این برخی از این مسائل بود.

یکی از مسائل مهم در باب نماز جمعه، جذب جامعه‌ی جوان کشور است. ما با اینکه نسبتِ جوانهایمان الان از قبل -سالهای دهه‌ی ۶۰ و اوایل دهه‌ی ۷۰- اندکی کمتر است امّا درعین‌حال جامعه‌ی ما بحمدالله جامعه‌ی جوانی است؛ ما جوان زیاد داریم. جوانها را جذب کنید به نماز جمعه؛ جذب جوانها به نماز جمعه با گفتن اینکه «جوانها بیایید، جوانها تشویق بشوید» به این‌جور چیزها درست نمیشود؛ باید جوان کشانده بشود از طریق دل، از طریق فهم. یکی از چیزهایی که جوان را جذب میکند به نماز جمعه، سخن متقن و متین است. حرف سست، چه در زمینه‌ی سیاسی، چه در زمینه‌ی فرهنگی، افرادی را که در آنجا هستند -حالا یک عدّه‌ای عادت کرده‌اند، به‌عنوان عادت می‌آیند نماز- آن جوانی را که دنبال حرف است که از این منبر بشنود، او را جذب نمیکند؛ حرف نو [بزنید]: «سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر».(۶) معنای حرف نو حرف بدعت‌آمیز نیست که بگوییم آقا بدعت! نه، سخن نو؛ شما فکر بکنید، تأمّل کنید، اندیشه کنید، کاوش کنید، سخنان نوِ جذّاب پیدا میکنید برای جوانها؛ آن‌وقت جوانها می‌آیند. می‌آیند در این جلسات شرکت میکنند؛ خودشان شرکت میکنند بدون اینکه شما به آنها بگویید.

برادران عزیز! یکی از چیزهایی که جوانها را جذب میکند احساس صمیمیّت است. جوان عاطفی است؛ با هدایت عاطفه و دل، خیلی کارها را انجام میدهد. اگر احساس صمیمیّت کند، احساس مهربانی کند، احساس راستی کند، می‌آید؛ احساس کبریا در من و شما بکند، نمی‌آید؛ احساس غرور بکند، احساس تظاهر بکند، نمی‌آید. این چیزها را باید درست کرد، آن‌وقت جوان می‌آید. وقتی جوانها آمدند، شما درواقع نیروی محرّکه و پیشران کشور را دارید تغذیه میکنید. جوان، نیروی پیشران کشور است؛ او را آن‌وقت تغذیه میکنید.

یکی از چیزهایی که در مورد ائمّه‌ی جمعه به نظر بنده مهم است -که دنبال همین حرف قبلی است- رفتار طلبگی است، نه رفتار اداری. دستگاه امامت جمعه، یک دستگاه طلبگی است؛ دستگاه آخوندی است؛ دستگاه اداری نیست؛ شکل اداری به آن نباید داد. حضور مدیرانه در باب نماز جمعه جواب نمیدهد؛ حضور طلبگی و روحانی‌مآب و آخوندمآبانه جواب میدهد؛ رفتار رئیس‌مآب نباید باشد، رفتار روحانی‌مآب باید باشد؛ رفتار پدرانه، رفتار برادرانه، رفتار صمیمانه؛ این رفتار روحانی است.

[مسئله‌ی‌] بعدی هم ملاحظه‌ی حق را کردن [است‌]. گاهی اوقات من میبینم بعضی از کسانی که مثلاً منبرهای عمومی نسبتاً بزرگی دارند، برای گفتن مطلب، ملاحظه‌ی خواست مخاطب را میکنند؛ یک‌وقت او دلش میخواهد شما این‌جوری حرف بزنید، شما [هم‌] این‌جوری حرف میزنید؛ این غلط است. ما قبل از انقلاب هم داشتیم. در بین نیروهای اهل حرف و مثلاً مباحث نو و مباحث فکری اسلامی، کسانی بودند که نگاه میکردند ببینند این کسی که اینجا آمده از چه چیزی خوشش می‌آید؛ اگر از یک حرف مثلاً خاصّی ولو غلط هم بود خوشش می‌آمد، اینها میگفتند. این [کار] را نکنید، این غلط است. آنچه درست است بگویید، ولو به مذاق شنونده خوش نیاید؛ [کمااینکه] میتوان آن را با استدلال و با زبان گرم و نرم بیان کرد که همان حرفی که برخلاف مذاق او است و به کام او ممکن است تلخ هم باشد، به کام او شیرین کرد.

یک مسئله‌ی دیگر هم مسئله‌ی تکریم امام‌جمعه است. امام‌جمعه، هم خودش باید خود را تکریم کند، هم مردم باید او را تکریم کنند، هم دفتر مرکزی که در تهران است او را باید تکریم بکند. تکریم به‌معنای تشریفات نیست، به‌معنای فرش قرمز انداختن نیست؛ تکریم یعنی قدرشناسی؛ [اینکه] شما به‌عنوان امام‌جمعه، خودتان قدر خودتان را بدانید و خودتان را تکریم بکنید؛ معنایش این است که دامن را از چیزهایی که انسان را آلوده میکند بالا نگه [دارید]. اینها چیزهای مهمّی است که بایست مورد توجّه قرار بگیرد.

به‌هرحال، فرصت امامت جمعه و توفیق اقامه‌ی جمعه در کشور ما حقیقتاً توفیق بزرگی است. در بعضی از کشورهای اسلامی، معمول است که [خطبه‌های‌] نماز جمعه را دستگاه‌های اداری روی کاغذ مینویسند و میدهند به امام‌جمعه، آن امام‌جمعه هم میرود و در آن منبر همان کاغذ را میخواند. این نماز جمعه نیست به نظر ما؛ این خطبه‌ی نماز جمعه نیست. این خواندن بخشنامه‌ی فلان اداره است؛ فلان اداره که مخصوص مسائل مذهبی است، یک چیزی مینویسد و میگوید آقا، این را شما برو آنجا بخوان، او هم میرود آنجا میخواند. خطبه‌ی نماز جمعه این نیست؛ خطبه‌ی نماز جمعه آن است که از دل و مغز فعّال امام‌جمعه میجوشد و تراوش میکند، بر زبان او می‌آید و با بیان بلیغ و فصیحی، برحسب نیاز مردم، آن را به مردم منعکس میکند. هروقتی یک خلأیی وجود دارد، هروقتی یک نیازی وجود دارد؛ این نیاز را باید شناخت. باید آن چیزی را هم که این نیاز را برطرف میکند شناخت؛ آن داروی فکری، آن طعام فکری و تغذیه‌ی فکری‌ای هم که این نیاز را برطرف میکند و اشباع میکند طرف مقابل را باید شناخت و با بیان خوب بایستی بیان کرد. این آن چیزی است که به نظر من، در مورد مسئله‌ی امامت جمعه لازم است.

به‌هرحال ما قدردان نماز جمعه هستیم، از خدای متعال هم واقعاً متشکّریم. یک‌وقتی با ائمّه‌ی جمعه، خدمت امام رفته بودیم؛ آن سالهای اوّل که تازه تشکیل شده بود و امام هم بنده را مفتخر کرده بودند به امامت جمعه‌ی تهران، ما با ائمّه‌ی جمعه خدمت ایشان رفتیم و بنده یک صحبتی کردم. آن جمله‌ای که من گفتم که از دلم برآمده بود، این بود که گفتم همچنان‌که خدای متعال برای مردم لیلةالقدر را قرار داد، و در تفسیر سوره‌ی انّاانزلنا از ائمّه (علیهم‌السّلام) نقل شده است که در حکومت بنی‌امیّه هزار ماه گذشت و مردم لیلةالقدر نداشتند -هزار ماه حکومت بنی‌امیّه بود، در آن هزار ماه لیلةالقدر نبود و مردم محروم بودند از این لیلةالقدر؛ این در روایات ما هست- همین‌طور ما از نماز جمعه در دوران حکومت طاغوت محروم بودیم. در بعضی از شهرها، به‌عنوان همان روش قدیم، حکّام یک نفر را معیّن میکردند و میگذاشتند. البتّه در بعضی از شهرها هم مثل مشهد، امام‌جمعه‌ی محترم و مکرّمی بود -مرحوم آقای حاج شیخ غلامحسین تبریزی که مرد بسیار: هم عالم، هم متّقی، هم زاهد [بود]- که ربطی به حکومت نداشت؛ ازاین‌قبیل هم داشتیم، لکن در خیلی از شهرهای دیگر، امام‌جمعه منصوب آن حکومتهای طاغوت بود؛ مردم هم نمیرفتند و اعتنا هم نمیکردند. آن نماز جمعه‌ای که حاکم طاغوتی آن را بگذارد، برای مردم جذّاب نیست و مردم هم نمیرفتند. گفتم ما در سالهای متمادی محروم بودیم از نماز جمعه و شما نماز جمعه را به ما دادید، به ملّت ایران دادید. واقعاً نعمت بزرگی است. این راجع به مسئله‌ی امامت جمعه.

امّا مسئله‌ی انتخابات. البتّه تا انتخابات هنوز وقت هست -مثلاً فرض کنید چهل پنجاه روزی هنوز وقت داریم- ما هم مجال داریم تا مطالبی که داریم به مردم عرض کنیم. بنده مخالفم با اینکه دو سال قبل از انتخابات یا یک سال قبل از انتخابات، فضای کشور را ما انتخاباتی بکنیم؛ بنده مخالفم، امّا خیلی‌ها این کار را کردند؛ این غلط است. وقتی فضا انتخاباتی شد، لازمه‌ی فضای انتخاباتی رقابت و درگیری -ولو درگیری زبانی- و تبادل انواع و اقسام حرفهای احیاناً نامناسب و زشت به یکدیگر است. فضای انتخاباتی، انسان را از حقایق جاری جامعه و از نیازهای حقیقی جامعه غافل میکند. این کار، کار خوبی نیست، بنده مناسب نمیدانستم که از قبل راجع به انتخابات صحبتی بکنم؛ لکن حالا دیگر تقریباً فصل انتخابات است و بایستی مطالبی را گفت.

اوّلاً نفْس انتخابات خیلی اهمّیّت دارد؛ این نعمت بزرگی است. همان‌طور که در باب نماز جمعه عرض کردیم، در باب انتخابات هم عرض میکنم که انتخابات واقعاً نعمت بزرگی است. این هم از برکات نگاه روشن و عمیق امام بزرگوار ما بود. کسانی در همان زمان بودند که معتقد بودند [وقتی‌] حکومت اسلامی است، انتخابات لزومی ندارد؛ امام فرمود نه، انتخابات باید باشد و منشأ اثر باشد، مردم تصمیم بگیرند، مردم انتخاب کنند و آنچه مردم میخواهند بشود. نتیجه‌ی این سیاست، این شد که مردم در کنار انقلاب و در وسط میدان باقی ماندند و تا امروز بحمدالله باقی مانده‌اند؛ چون خود مردمند که دارند انتخاب میکنند، خود مردمند که دارند تصمیم میگیرند. انتخابات نعمت بزرگی است.

دشمنان ما که حاضرند برای خاطر تشفّی قلبهای سیاه و تاریکشان، شب را روز، و روز را شب جلوه بدهند، کشور را متّهم میکنند به دیکتاتوری و این حرفها. زمان امام (رضوان‌الله‌علیه) هم میگفتند، اوایل انقلاب هم میگفتند: «دیکتاتوری نعلین». نعلین اصلاً قابل دیکتاتوری نیست! طبیعت نعلین طبیعت دیکتاتوری نیست؛ آن طبیعت چکمه است که طبیعت دیکتاتوری است. امام فرمود که ولایت فقیه جلوی دیکتاتوری را میگیرد؛ این فرمایش امام بود و خیلی حرف عمیق و پُرمغزی است؛ واقع قضیّه هم همین است. انتخابات از جمله‌ی چیزهایی است که بحمدالله [در جمهوری اسلامی‌] هست. ما این‌همه هم انتخابات داشته‌ایم [امّا] دشمنان ما هم دریغ نکردند از اینکه بگویند اینجا دیکتاتوری است. [درحالی‌که] دیکتاتورهای منطقه رفیقهای خودشان هستند و بر سرِ خوان غارت و یغمای ملّتها با هم شریکند و سهیمند، به آنها چیزی نمیگویند -مثل همین دولتهایی که مشاهده میکنید و می‌بینید و میدانید- امّا جمهوری اسلامی را متّهم میکنند. اگر انتخابات نبود، این دیگر تهمت نبود [بلکه] واقعیّت میشد؛ یعنی اگر حقیقتاً از مردم این حق گرفته میشد، حرف دشمن راست درمی‌آمد. بحمدالله این حق به مردم داده شده است، انتخابات هم هست، انتخابات هم بحمدالله آزاد است. وجود انتخابات، هم در جوّ داخلی یک احساس استقلال و هویّتی به مردم میدهد و احساس میکنند که همه‌چیز مال خودشان است -واقع قضیّه هم همین است؛ صاحب مملکت مردمند و خودشان تصمیم میگیرند، خودشان اقدام میکنند؛ هم در قوّه‌ی مجریّه، هم در قوّه‌ی مقنّنه، هم بالواسطه در مورد رهبری و بقیّه‌ی مواردی که انتخابات است- هم مایه‌ی آبرو و اعتبار در خارج از کشور است؛ در جوّ جهانی، حقیقتاً این انتخابات مایه‌ی اعتبار و آبرو است. بنابراین خود انتخابات، فی‌نفسه یک امر بسیار مهم و یک نعمت بزرگ است.

انتخابات را نباید خراب کرد. بعضی‌ها خوششان می‌آید و کأنّه عادت دارند که از نزدیکی انتخابات، دائم بر کوس نامطمئن بودن انتخابات بدمند؛(۷) عادت کرده‌اند. این خیلی عادت بدی است، مرض بدی است، چرا؟ انتخابات انتخابات سالمی است. ممکن است در هر انتخابی، یک تخلّفی در یک گوشه‌ای انجام بگیرد؛ این ممکن است، همیشه هم ازاین‌قبیل اتّفاق می‌افتد -خب در کارهای خود ما هم، کارهای شخصی و عمومی و خصوصی‌مان ممکن است تخلّفاتی اتّفاق بیفتد- امّا تخلّفاتی که نتایج انتخابات را تغییر بدهد، مطلقاً وجود ندارد؛ تخلّف سازمان‌یافته مطلقاً وجود ندارد؛ عدم رعایت مسئولان دولتی و غیردولتیِ انتخابات ابداً وجود ندارد. از اوّل انقلاب تا حالا هم همین‌جور بوده؛ مسئولان، مسئولانه به مسائل انتخابات [پرداخته‌اند و] همه‌ی دولتهایی که در این بین بوده‌اند. دولتهایی که آمده‌اند و رفته‌اند، بعضی‌ها از لحاظ گرایشهای سیاسی ۱۸۰ درجه با هم تفاوت داشته‌اند امّا رفتار همه‌ی آنها در مورد انتخابات، رفتار درستی بوده. [نباید] کسی ادّعا کند که در این انتخابات خیانت شد یا [تقلّب] شد. یک‌وقتی -شاید این را من قبلاً هم گفته‌ام- در مورد انتخابات تهران در یک دوره‌ای، خیلی جنجال شد؛ سروصدا شد و اصرار شد بر اینکه این انتخابات ابطال بشود. بنده گفتم باید تحقیق کنید؛ در تهران دو سه میلیون از مردم آمده‌اند در انتخابات شرکت کرده‌اند، ما رأی اینها را بکلّی باطل کنیم؟ این چه حرفی است! باید تحقیق کنیم ببینیم چه‌جوری است. تحقیق کردیم، معلوم شد که نه این‌جور نیست. تحقیق مفصّل کردیم؛ بنده در آن سالها صریحاً نوشتم به شورای نگهبان که نخیر، انتخابات نباید دست بخورد. یعنی انتخابات حقّ مردم است، مال مردم است و ما نمیتوانیم انتخابات را متّهم کنیم به اینکه مثلاً فرض کنید که این‌جور است یا آن‌جور است؛ نه، انتخابات انتخابات سالمی است، در همه‌ی دوره‌ها سالم بوده، حالا هم ان‌شاءالله به توفیق الهی همین‌جور خواهد بود و چهارچوب قوانین و مقرّرات و وجود آدمهایی که مراقبند، مواظبند، موظّفند، نمیگذارد که انتخابات دچار این اختلال بشود. این یک مطلب.

امّا عرض کردیم انتخابات حقّ‌النّاس است؛(۸) این حقّ‌النّاس امر مهمّی است. خب در زبانها هم زیاد تکرار میشود که فلانی گفته انتخابات حقّ‌النّاس است و حقّ‌النّاس است و مدام تکرار میشود؛ منتها خب [باید] به عمق این حقّ‌النّاس برسیم. معنای حقّ‌النّاس بودن این نیست که فقط آن کسی که پای صندوق نشسته است باید این حقّ‌النّاس را رعایت کند که مثلاً فرض کنید آراء را عوضی نخواند یا کم و زیاد نکند؛ این یکی از مصادیق رعایت حقّ‌النّاس است. یک مطلب، مطلب حقّ داوطلب است؛ یکی از حقوق مردم، رعایت حقّ این داوطلبی است که می‌آید و وارد این میدان میشود و نامزد انتخابات میشود که اگر آدم صالحی است، ما او را رد نکنیم، میدان بدهیم به اینکه او بیاید. نقطه‌ی مقابلش هم همین‌جور است؛ اگرچنانچه آدم ناصالحی است، راهش ندهیم؛ اگرچنانچه در این مجلس -حالا چه مجلس خبرگان، چه مجلس شورای اسلامی، چه در هرجایی که انتخابات هست- آدمی باشد که صلاحیّت قانونی ورود در اینجا را نداشته باشد و ما از این اغماض کنیم، صرف‌نظر کنیم، رعایت نکنیم، دقّت نکنیم و او وارد بشود، این هم باطل کردن حقّ مردم است، خراب کردن حقّ مردم است؛ این هم ضدّ حقّ‌النّاس است.

یکی از ابعاد دیگر حقّ‌النّاس بودن، حفظ امانت است؛ آن کسانی که آراء را در اختیار دارند، آن کسانی که آراء را میشمرند، آن کسانی که ثبت میکنند و گزارش میکنند، آن کسانی که جمع میبندند و خلاصه آن کسانی که اداره‌ی صندوقها به عهده‌ی آنها است، باید کمال امانت را رعایت کنند؛ یعنی در این زمینه‌ها اندک‌تخلّفی، خیانت در امانت است.

یک بُعد دیگر حقّ‌النّاس بودن، پذیرش نتیجه‌ی قانونی انتخابات است؛ [یعنی‌] وقتی‌که به یک نتیجه‌ای رسید و مراکز قانونی تصدیق کردند که این است، پذیرش این نتیجه [حقّ‌النّاس است‌]؛ ضدّ آن کاری که در سال ۸۸ انجام شد. خب در سال ۸۸ یک حرف منکر و مستنکَری(۹) را آمدند مطرح کردند که تقلّب شده است و باید این انتخابات برهم بخورد؛ حالا مردم چقدر شرکت کردند؟ چهل میلیون! چهل میلیون [نفر از] مردم شرکت کردند در یک انتخاباتی و رأی دادند به کاندیداهای مختلف، نامزدهای مختلف؛ این آقایان به ادّعای تقلّب [این را گفتند]. البتّه بنده با اینها خیلی مماشات کردم -حالا کارهای جزئی‌ای که انجام گرفت طولانی است- مماشات کردیم، حرف زدیم، گفتیم بیایید، بگویید بروند صندوقها را نگاه کنند؛ هر تعداد صندوقی که شما میخواهید. اعتناء نکردند، گوش نکردند؛ بنا بر این نبود که زیر بار این حرف حق بروند؛ زیر بار حرف حق نرفتند و برای مملکت خسارت درست کردند. من نمیدانم بنا است که این خسارتهایی که در سال ۸۸ بر ما وارد شد کِی جبران بشود؟ واقعاً نمیدانم! هنوز جبران نشده. این هم یکی که نتیجه‌ی انتخابات را همه بپذیرند.

یک مسئله‌ی دیگر، رعایت حق در سیاهه‌های پیشنهادی است؛ این سیاهه‌هایی که پیشنهاد میکنند، فهرستهایی که برای نامزدها میدهند. آن کسانی که این فهرستها را میدهند، واقعاً رعایت حق را بکنند؛ مسئله‌ی رفیق‌بازی و جناح‌بازی و مانند این چیزها را دخالت ندهند و نگاه کنند ببینند که چه کسی واقعاً شایسته است؛ آن کسی را که شایسته است بگذارند و به مردم معرّفی کنند. این هم یک بخش و یک بُعد از رعایت حقّ‌النّاس است.

یک بُعد دیگر این است که مردمی که میخواهند رأی بدهند، اعتماد کنند به آن مجموعه‌هایی که واقعاً قابل اعتمادند؛ بعضی‌ها هستند که قابل اعتماد نیستند؛ کَالَّذِی استَهوَتهُ الشَّیطین؛(۱۰) گاهی این‌جور نیست که از روی صفا و واقعیّت و علاقه‌مندی به انقلاب‌ [باشد] -اساس کار، انقلاب است- و از روی علاقه‌مندی به انقلاب بیایند یک فهرست پیشنهادی را بدهند؛ نه، روی مقاصد دیگر -گاهی اوقات مقاصد فاسد- پیشنهادهایی میدهند. مردم توجّه کنند و ببینند که آن فهرستهایی را که پیشنهاد شده است از کجا پیشنهاد شده؛ از طرف چه کسی پیشنهاد شده؛ آن کسانی را که مورد اعتمادند، قابل اطمینانند، قابل اعتمادند انتخاب بکنند. این هم یکی از چیزها است. بنابراین مسئله‌ی حقّ‌النّاس که گفتیم این ابعاد را دارد -ابعاد دیگری هم دارد که حالا من نمیخواهم تفصیل بدهم- و واقعاً این به این معنا، حقّ‌النّاس است.

یک مسئله‌ی مهم درباره‌ی انتخابات، حضور حدّاکثری است که حالا من ان‌شاءالله بعدها اگر عمر بود تا قبل از انتخابات، راجع به حضور حدّاکثری باز صحبت خواهم کرد. هرچه جمعیّت بیشتر در انتخابات شرکت کند، استحکام نظام و اعتبار کشور بالاتر خواهد رفت؛ هرچه بیشتر مردم شرکت کنند، اعتبار نظام بالا خواهد رفت. چون نظام، نظام مردمی است و واقع قضیّه این است که متّکی به عواطف مردم و احساسات مردم و انتخاب مردم و خواست مردم است. بنده این عقیده را [در مورد حضور] حدّاکثری از قبل هم داشته‌ام و همیشه هم رویش اصرار کرده‌ام، این بار هم اصرار دارم و ان‌شاءالله بیشتر هم درباره‌اش صحبت میکنم.

یک مسئله مسئله‌ی نفوذ است؛ نفوذ. ما این مسئله‌ی نفوذ را در قضیّه‌ی برجام و پس از برجام مطرح کردیم؛ این خیلی مسئله‌ی عجیب و خیلی مسئله‌ی مهمّی است. کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطّلاعات دارند، خوب میدانند که چه دامی برای کشور گسترده‌اند یا میخواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده و فکر و تصمیم ملّت ایران، با انحاء مختلفِ تدابیر و سیاستها و توطئه‌ها؛ این الان در جریان است؛ مردم در باب انتخابات باید خیلی متوجّه این باشند. اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل میجَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو میریزد؛ قضیّه این‌جوری است. مسئله‌ی نفوذ خیلی مهم است که حالا من ان‌شاءالله عرض خواهم کرد. البتّه در این زمینه روشنگری لازم است؛ روشنگریِ بدون اتّهام، بدون تهمت زدن، بدون مصداق معیّن کردن، امّا روشنگری اذهان مردم؛ چیز لازمی است. ببینید، یکی از آن چیزهایی که قرآن کریم خطاب به مخالفین، به یهود در آن روز، [میگوید] و بر آنها ایراد میگیرد این است: لِمَ تَلبِسونَ الحَقَّ بِالباطِلِ وَ تَکتُمونَ الحَقَّ وَ اَنتُم تَعلَمون؛(۱۱) یکی از ایرادهای بزرگ این است که شما باطل را با حق مخلوط میکنید، مشتبِه میکنید؛ «لبس» یعنی اشتباه، «تَلبِسونَ» [یعنی‌] مشتبِه میکنید حق را با باطل، وَ تکتُمونَ الحَقَّ، حق را کتمان میکنید. حقیقت را باید بیان کرد که این وظیفه‌ی ما است.

برادران عزیز! امروز روز حسّاسی است، روزگار، روزگار فوق‌العاده حسّاسی است. یک دستگاه پیگیر و یک جبهه‌ی فراگیر علیه انقلاب اسلامی مشغول کارند؛ پول به بازار می‌آورند، سلاح به بازار می‌آورند، توطئه می‌آورند، به قول خودشان اتاقهای فکر دارند و دائم دارند کار میکنند؛ علّت هم این است که احساس خطر میکنند. حق با آنها است، واقعاً باید احساس خطر کنند؛ چون فکر اسلامی از محدوده‌ی نظام جمهوری اسلامی خارج شده. خودش خارج شده؛ من بارها مثال زده‌ام و گفته‌ام مثل هوای خوش، مثل باد لطیف، مثل بوی گُل؛ بوی گُل را که نمیشود در باغ محصور کرد، بوی گل می‌آید و اطراف باغ پخش میشود. تفکّر انقلابی، تفکّر اسلامی ناب، تفکّر اسلامی که دارای حاکمیّت است و نه اسلامی که صرفاً حرف زدن است و همین‌طور بظاهر و به‌صورت تقدّس‌مآبانه یک احترام ظاهری‌ای برایش قائلند و هیچ هم به آن عمل نمیکنند، اسلامی که منشأ اثر است در ساخت جامعه و نظام جامعه. این یک فکری است که امروز در دنیای اسلام منتشر شده است و یک جاهایی انسانهای قوی و کارآزموده‌ای را پرورش داده و تربیت کرده، لذا احساس خطر میکنند. فکر هم میکنند که کانون این حرکت عظیم و همه‌گیرِ اسلامی، جمهوری اسلامی است؛ باید اینجا را بمباران فکری و بمباران سیاسی بکنند و دارند میکنند؛ انواع و اقسام کارها را میکنند: پول خرج میکنند، توطئه میکنند، میروند و می‌آیند در سطوح مختلف که با جمهوری اسلامی، با ایران اسلامی چه‌کار کنیم. همه‌ی کارهایی را هم که برایشان ممکن است انجام میدهند -ما خبر داریم؛ یعنی این چیزی که بنده عرض میکنم تحلیل نیست، اطّلاع است- از تحریکات داخلی، از تحریکات اشرار، از پول خرج کردن، از دامهای اخلاقی پهن کردن؛ انواع و اقسام کارها را دارند انجام میدهند برای اینکه بتوانند این نفوذ را انجام بدهند؛ بایستی به این توجّه داشت و این بسیار مهم است.

آمریکایی‌ها به این انتخابات چشم طمع دوخته‌اند؛ اینها در ایران دنبال تحوّلند؛ ما هم دنبال تحوّلیم. بنده بارها گفته‌ام که جامعه نمیتواند ساکن بماند، باید پیش برویم، تحوّل پیدا کنیم، تغییر پیدا کنیم؛ منتها تحوّل ما به‌سمت اسلامی شدن کامل [است‌]. چون الان اسم ما اسلامی است امّا خب خیلی راه داریم تا اسلامیِ کامل بشویم؛ مرتّب باید پیش برویم و روزبه‌روز نزدیک‌تر بشویم به آن اهدافی که نبیّ مکرّم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برای جامعه‌ی اسلامی معیّن و مقرّر کرده است؛ باید تلاش کنیم. ما هم معتقد به تحوّلیم امّا تحوّل آنها ضدّ تحوّل ما است؛ آنها که میخواهند تحوّل در ایران انجام بگیرد یعنی ما از آن اهداف، دائم دور بشویم؛ هرچه نزدیک شدیم دور بشویم، مدام عقب‌گرد کنیم و برویم به‌سمتی که آنها میخواهند. چشم طمع دوخته‌اند به همه‌ی حوادث داخلی کشور ما؛ در اینجا دو نفر از آدمهای شاخص که با همدیگر اختلاف نظر پیدا میکنند آنها چشم طمع میدوزند؛ و ازجمله به انتخابات؛ به انتخابات هم چشم طمع دوخته‌اند. ملّت ایران بایستی علی‌رغم دشمنان، حرکت خود را -چه در این انتخابات و چه در هر مسئله‌ی مهمّ دیگر اجتماعی- درست ضدّ خواست دشمن انجام بدهد و به دهان دشمن بکوبد.

خب، فعلاً همین مقدار کافی است؛ ان‌شاءالله اگر عمری بود و مجال و فرصتی بود و حال و توانی بود، بعدها هم راجع به انتخابات باز عرایضی با مردم عزیزمان دارم که عرض خواهم کرد. حالا هم دیگر تقریباً ظهر است و وقت اذان و نماز؛ امیدواریم خدای متعال ما را از نمازگزاران محسوب فرماید.

والسّلام علیکم‌ و رحمةالله و برکاته‌


۱) در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام سیّدرضا تقوی (رئیس شورای سیاستگذاری ائمّه‌ی جمعه‌ی سراسر کشور) گزارشی ارائه کرد.
۲) سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۲۸؛ «اگر دست خود را به‌سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به‌سوی تو دراز نمیکنم تا تو را بکشم، چراکه من از خداوند، پروردگار جهانیان میترسم.»
۳) کافی، ج ۱، ص ۳۲
۴) بیانات در اجتماع بزرگ جوانان استان خراسان شمالی (۱۳۹۱/۷/۲۳)
۵) از جمله، سوره‌ی انعام، بخشی از آیه‌ی ۳۷؛ «... و بیشتر آنان نمیدانند.»
۶) فرّخی سیستانی، دیوان، قصاید؛ «فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر/ سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر»
۷) ادّعای آن را داشتن‌
۸) مصاحبه پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۹۲/۳/۲۴)
۹) زشت، ناپسند، ناخوشایند
۱۰) سوره‌ی انعام، بخشی از آیه‌ی ۷۱؛ «... مانند کسی که شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‌اند ...»
۱۱) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۷۱

 


[چهارشنبه 16 دی 1394 ]  [4:17 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار ائمه‌ی جمعه‌ی سراسر کشور، با اشاره به جایگاه بسیار والای نماز جمعه، آن را «قرارگاه ایمان و بصیرت و اخلاق» و مهم‌ترین وظیفه‌ی ائمه‌ی جمعه را نیز «تبیین حقایق و هدایتگری فرهنگی و سیاسی» برشمردند. ایشان همچنین انتخابات را مسأله‌ای بسیار مهم و نعمتی حقیقتاً بزرگ برشمردند و با تأکید بر حضور حداکثری مردم در انتخابات اسفندماه افزودند: مفهوم عمیق حق‌الناس، در زمینه‌های «اجرا، نظارت، حقوق داوطلبان، لیست‌های انتخاباتی، صیانت از آرای مردم و پذیرش نتایج انتخابات»، ابعاد مکمل و پرمعنایی دارد و مردم با توجه به طمع‌ورزی آمریکایی‌ها به این انتخابات، موضوع نفوذ را مورد توجه کامل قرار دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای سخنانشان گفتند: به‌کار بردن تعبیر قرارگاه برای نماز جمعه به این علت است که ما در حال یک مقابله‌ی معنوی، اعتقادی و ایمانی و سیاسی هستیم که همانند دوران دفاع مقدس، به ما تحمیل شده و بنابراین دفاع لازم و ضروری است.
ایشان با اشاره به توانایی ملت ایران در دفاع از خود افزودند: در این جهاد، ایمان، بصیرت، تقوا و اخلاق مردم، هدف حمله قرار گرفته شده است و ویروس‌های خطرناکی در میان جامعه پراکنده می‌شود.
رهبر انقلاب اسلامی مهمترین وظیفه ائمه جمعه را تبیین حقایق برشمردند و گفتند: ائمه جمعه به عنوان علمای شهرها و میراث داران انبیاء، باید با استفاده از فرصت اجتماعِ نمازجمعه، حقایق را تبیین و روشن کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، صحبت رو در رو و چهره‌به‌چهره در نماز جمعه را بسیار تأثیرگذارتر و مهم‌تر از ارتباط‌های غیرحضوری و از طریق وسایل ارتباطی جدید دانستند و تأکید کردند: ائمه‌ی جمعه باید با استفاده از این فرصت مغتنم، در نمازجمعه که قلب فرهنگی هر شهر است، هدایتگری سیاسی و فرهنگی انجام دهند.
ایشان با تأکید بر اینکه هدایتگری فرهنگی بنیانی‌تر از هدایتگری سیاسی است، خاطرنشان کردند: یکی از اهداف اصلی دشمنان اسلام و ملت ایران، تغییر فرهنگ و اخلاق مردم به‌ویژه سبک زندگی آنان است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی افزودند: «ادب» و دوری از هتاکی حتی در صحبت با مخالفان یکی از مسائل مهم در سبک زندگی اسلامی است که تلاش زیادی برای مقید نبودن مردم به ادب انجام می‌گیرد که متأسفانه در برخی موارد هم موفق بوده‌اند.
ایشان، عادات و روش‌های خوب زندگی همچون کتاب‌خوانی را یکی دیگر از ابعاد بسیار مهم سبک زندگی اسلامی دانستند و گفتند: باید مردم و جوان‌ها را تشویق به کتاب‌خوانی و نخبگان را تشویق به تولید کتاب کرد و شاید بتوان در محل‌های نماز جمعه در هر شهر، مرکز ارائه و نمایش کتاب‌های خوب و به‌روز و مطلوب ایجاد کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه یکی از مسائل مهم در موضوع نمازجمعه، جذب جامعه‌ی جوان کشور است، خاطرنشان کردند: جذب جوانان، فقط با گفتار امکان‌پذیر نیست بلکه جوانان باید از طریق دل و فهم، جذب نمازجمعه شوند.
ایشان «سخن متقن و مستدل» در مسائل سیاسی و فرهنگی، و «سخن نو» را زمینه‌ساز جذب جوانان به نماز جمعه دانستند و تأکید کردند: سخن نو، به معنای حرف‌های بدعت‌آمیز نیست بلکه سخن نو را باید با فکر و تأمل و کاوش در مطالب به‌دست آورد.
رهبر انقلاب اسلامی صمیمت و مهربانی ائمه‌ی جمعه، دوری از غرور و تظاهر، رفتار طلبگی و پدرانه و دوری از رفتار اداری و رئیس‌مآبانه را از دیگر عوامل جذب جوانان به نماز جمعه برشمردند و افزودند: در خطبه‌های نماز جمعه باید آنچه را صحیح است حتی اگر به مذاق مخاطب خوش نیاید، با زبان استدلال و منطق و با بیانی گرم، مطرح کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم حفظ جایگاه و شأن امام جمعه از طرف ائمه‌ی جمعه، ستاد مرکزی و همچنین مردم، خاطرنشان کردند: اقامه‌ی نمازجمعه در جمهوری اسلامی ایران توفیق بزرگی است که باید قدر آن دانسته شود و بر همین اساس مطالب خطبه‌های نمازجمعه باید براساس نیازهای روز جامعه باشد.
رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از سخنانشان انتخابات را مسئله‌ای بسیار مهم و نعمتی واقعاً بزرگ خواندند و افزودند: این برکت حقیقی، ناشی از نگاه عمیق و روش امام خمینی رحمه‌الله است که بر خلاف برخی نظرها، انتخابات را در حکومت اسلامی لازم و مردم را صاحب مملکت می‌دانست و معتقد بود تصمیم و انتخاب مردم باید منشأ اثر باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در پرتو این نگاه و تصمیم راهبردیِ امام، مردم همیشه در کنار انقلاب مانده‌اند چرا که تصمیمات خودشان را در کشور تأثیرگذار می‌دانند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین انتخابات را در بُعد داخلی، موجب احساس استقلال و هویت و تأثیرگذاری ملت و در بُعد منطقه‌ای و جهانی، مایه‌ی آبرو و اعتبار کشور و نظام خواندند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر حضور حداکثری ملت در انتخابات پیش رو گفتند: هرچه حضور مردم بیشتر باشد استحکام و اعتبار نظام و کشور بیشتر می‌شود و به‌همین دلیل همیشه بر حضور هرچه بیشتر مردم تأکید کرده‌ایم و این‌بار نیز بر این مسئله اصرار می‌ورزیم چرا که نظام متکی بر عواطف، خواست‌ها و انتخاب مردم است.
ایشان با انتقاد از مدعیان نامطمئن بودن انتخابات خاطرنشان کردند: برخی انگار به عادت و مرض بدی مبتلا شده‌اند که دائم در نزدیک انتخابات، در کوس نامطمئن بودن نتایج آرا می‌دمند و نعمت بزرگ انتخابات را با این حرف‌ها خراب می‌کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته ممکن است در گوشه و کنار تخلفاتی باشد اما تخلفات سازمان‌یافته که نتایج را تغییر دهد، مطلقاً وجود ندارد.
رهبر انقلاب چارچوب قوانین، مراقبت همه‌ی دست‌اندرکاران انتخابات و رعایت مسئولان دولتی و غیردولتی در همه‌ی دوره‌ها را از جمله علل سلامت انتخابات دانستند و افزودند: برخی دولت‌ها ۱۸۰درجه با هم تفاوت داشته‌اند اما رفتار همه‌ی آنها در عرصه‌ی انتخابات درست و انتخابات سالم بوده است و ان‌شاءالله این دوره نیز چنین خواهد بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس به تبیین ابعاد مختلف مفهوم پرمعنای «حق‌الناس» در عرصه‌ی انتخابات پرداختند. رهبر انقلاب در تشریح ابعاد مختلف حق‌الناس به «حق داوطلب» پرداختند و افزودند: از جمله عرصه‌های رعایت حق مردم در انتخابات این است که اگر کسی صلاحیت داشت او را رد نکنیم و به او میدان بدهیم و برعکس اگر کسی چه در انتخابات خبرگان و چه مجلس شورای اسلامی، صلاحیت قانونی نداشت با اغماض و بی‌دقتی او را وارد عرصه نکنیم که بی‌توجهی به این دو نکته، ضد حق‌الناس است.
رهبر انقلاب، آرای ملت را امانت خواندند و افزودند: حفظ این امانت از دیگر ابعاد حق‌الناس است. ایشان افزودند: همه‌ی کسانی که در اجرا، مراقبت، شمارش، جمع‌بندی آرا و اعلام نتایج دخیلند باید در حفظ آرای ملت کمال امانت را رعایت کنند و اندک تخلفی در این مسئله، خیانت در امانت است.
رهبر انقلاب پذیرش نتایج قانونی انتخابات را از دیگر ابعاد رعایت حق‌الناس برشمردند و افزودند: وقتی مراکز قانونی، نتایج انتخابات را اعلام و تأیید کردند مخالفت با این نتایج، ضد حق‌الناس است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به حضور پرشکوه ۴۰میلیونی ملت در انتخابات سال ۸۸ یادآوری کردند: در آن سال، برخی با حرف‌های منکَر و ناپسند، ادعای تقلب را مطرح کردند و خواستار برهم‌خوردن نتایج آرا شدند. ایشان افزودند: ما با آنها خیلی مماشات کردیم که جزئیات آن طولانی است، گفتیم بیایید هر تعداد صندوق که می‌خواهید بازشماری شود اما به توصیه‌ها اعتنایی نکردند چون بنا نبود که حرف حق را بپذیرند. رهبر انقلاب یادآور شدند آن کار و آن ادعا، خسارت‌های زیادی بر ملت و کشور وارد آورد که تاکنون جبران نشده و نمی‌دانیم قرار است کی جبران شود!
ایشان در ادامه به رعایت حق‌الناس در «ارائه‌ی لیست‌های انتخاباتی» پرداختند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: رعایت حق‌الناس در پیشنهاد فهرست‌ها به‌معنای این است که مسئله‌ی رفیق‌بازی و جناح‌بازی را در لیست‌های خود دخالت ندهند و با معیار شایستگی حقیقی، لیست‌ها را تهیه کنند.
ایشان به مردم نیز توصیه کردند برای انتخاب نامزدها به کسانی و مجموعه‌هایی اعتماد کنید که از سر صفا و صداقت و علاقه‌مندی به انقلاب لیست داده‌اند، نه از روی مقاصد خاص و گاه فاسد.
رهبر انقلاب سخنان خود را در جمع ائمه‌ی جمعه سراسر کشور، درباره‌ی انتخابات با پرداختن به موضوع بسیار مهم و پیچیده‌ی «نفوذ» ادامه دادند.
ایشان خاطرنشان کردند: کسانی که به اطلاعات دسترسی دارند می‌دانند که چه دام‌هایی برای کشور گسترده شده یا در حال گسترده شدن است تا در حصار اراده و تصمیمات ملت نفوذ کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ضرورت هوشیاری مردم، تأکید کردند: اگر بر فرض، عنصری نفوذی در مجلس خبرگان یا مجلس شورای اسلامی یا دیگر ارکان نظام وارد شود مانند موریانه از داخل پایه‌ها را می‌جود و سست می‌کند.
رهبر انقلاب افزودند: در زمینه‌ی نفوذ باید بدون تهمت زدن و ذکر مصادیق مُعیّن، در افکار عمومی روشنگری کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روزگار فوق‌العاده حساس کنونی را یادآور شدند و افزودند: جبهه‌ی فراگیر دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران، با انواع توطئه‌ها، مدام در حال تلاش است چرا که از گسترش ایده‌ها و افکار اسلام ناب در مناطق مختلف، احساس خطر جدی کرده است.
رهبر انقلاب افزودند: تفکر اسلام ناب همچون نسیم لطیف و عطر گل منتشر شده و انسان‌هایی قوی و کارآمد در مناطق مختلف جهان پرورش داده است لذا مخالفان اسلام برای مقابله با این واقعیت، جمهوری اسلامی را هدف بمباران سیاسی تبلیغاتی قرار داده‌اند.
رهبر انقلاب با اشاره به استفاده‌ی بیگانگان از تحریک داخلی، بمباران تبلیغاتی و سیاسی، هزینه‌های مالی، دام‌های اخلاقی و انواع و اقسام روش‌های دیگر افزودند: همه باید در مقابل «نفوذ» هوشیار باشیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنانشان طمع‌ورزی آمریکایی‌ها به انتخابات پیش رو را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: آمریکایی‌ها مثل ما دنبال تحول‌اند، اما، ما تحولی را می‌خواهیم که فاصله‌ی کشور و جامعه با اهداف اسلام و انقلاب را کاهش دهد و آنها دقیقاً در نقطه‌ی مقابل تحول مورد نظر ملت ایران، دنبالِ دور کردن جامعه از اهداف انقلاب و نزدیک کردن ایران به اهداف خودشان هستند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: آمریکایی‌ها برای تحقق این هدف به انتخابات چشم طمع دوخته‌اند اما ملت بزرگ و هوشیار ایران چه در انتخابات و چه در مسائل دیگر، مخالف خواست‌های دشمنان عمل می‌کند و همچون گذشته به دهان آنها می‌کوبد.

پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب، حجت‌الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه‌ی جمعه کشور با اشاره به برگزاری گردهمایی ائمه‌ی جمعه خاطرنشان کرد: هم‌اکنون با همکاری مردم در ۸۴۵نقطه‌ی کشور نمازجمعه اقامه می‌شود.
وی پاسداری از خط امام و انقلاب را از مهم‌ترین وظایف ائمه‌ی جمعه خواند و گفت: حمایت از قوای سه‌گانه، آگاه کردن مردم و دور نگه‌داشتن تریبون‌های نمازجمعه از جناح‌بندی‌های سیاسی از مهم‌ترین فعالیت‌ها و رویکردهای شورای سیاست‌گذاری ائمه‌ی جمعه بوده است.
در پایان این دیدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه شد.


[دوشنبه 14 دی 1394 ]  [3:55 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 



به‌مناسبت سالروز ولادت پیامبر اکرم و امام جعفر صادق صلوات‌الله‌علیهما؛ در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

تبریک عرض میکنم به شما حضّار گرامی و عزیز، مسئولین کشور، میهمانان مجمع وحدت اسلامی و سفرای محترم کشورهای اسلامی که در جلسه حضور دارید، ولادت باسعادت پیامبر مکرّم اسلام و فرزند بزرگوارش امام صادق (علیه‌السّلام) را؛ همچنین تبریک عرض میکنم به همه‌ی ملّت ایران و همه‌ی امّت اسلامی، و به همه‌ی آزادگان عالم و آن کسانی که برای فضیلت و اخلاق و تلاش و جهاد در راه فضیلت و اخلاق ارزش قائلند.

ولادت پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و همچنین بعثت آن بزرگوار، روحی بود که در کالبد دنیای مرده‌ی آن روز دمیده شد. آن دنیا بظاهر زنده بود؛ حکومتها، سلطنت‌ها، تلاشها، فعّالیّتها برقرار بود، امّا در آن دنیا مرگ انسانیّت بود، مرگ فضیلت بود. آنچه بود جفا بود، ظلم بود، تبعیض بود، قساوت بود؛ فضیلت‌ها مرده بود و رسول اکرم، خودش و دعوتش در آن دنیا روحی دمیدند. اینکه عرض میکنیم دعوتش و خودش، چون خود پیغمبر هم تجسّم اسلام بود. از همسر مکرّم پیغمبر اسلام نقل شده است که گفت «کانَ خُلقُهُ القُرآن»؛(۲) قرآن مجسّم بود. پیغمبر و دینش در آن دنیای مرده روحی دمیدند. اِستَجیبوا للهِ‌ وَ لِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم؛(۳) حیات بود آنچه او آورد برای آن مردم و دنیای ظلمانی و مرگ‌زده و آفت‌زده.

من و شما امروز این مراسم را گرامی میداریم. خب، گرامی داشتن با زبان و با نشستن دُور هم کار پسندیده‌ای است امّا این، آن چیزی نیست که از من و شما مدّعیان پیروی از اسلام و پیغمبر متوقَّع است؛ این کافی نیست. ما هم باید در صدد آن باشیم که در دنیای مرده‌ی امروز و در دنیای آفت‌زده‌ی امروز روحی بدمیم. امروز هم دنیا دچار ظلم است، دچار قساوت است، دچار تبعیض است. امروز هم مرگ فضیلت، عزای بزرگ آدمیان است. فضیلت‌ها به‌وسیله‌ی ابزارهای قدرتهای مادّی سرکوب میشوند؛ عدالت سرکوب میشود؛ انسانیّت و اخلاق سرکوب میشود؛ خون انسانها به دست قدرتمندانِ بی‌محابا بر زمین جاری میشود؛ ملّتهایی به‌خاطر غارت‌زده بودن به‌وسیله‌ی قدرتها، از گرسنگی جان میدهند. این وضع امروز دنیا است. این هم مثل همان جاهلیّت دوران قبل از ظهور اسلام است؛ این هم جاهلیّت است.

امروز، وظیفه‌ی امّت اسلامی تنها این نیست که به یادبود ولادت پیغمبر یا بعثت پیغمبر جشن برپا کند؛ این کار کوچک و کمی است نسبت به آنچه وظیفه‌ی او است. دنیای اسلام امروز وظیفه دارد مثل خود اسلام و مثل خود پیغمبر، روحی در این دنیا بدمد، فضای جدیدی ایجاد کند، راه تازه‌ای را باز کند. ما به این پدیده‌ای که در انتظار آن هستیم میگوییم «تمدّن نوین اسلامی». ما باید دنبال تمدّن نوین اسلامی باشیم برای بشریّت؛ این تفاوت اساسی دارد با آنچه قدرتها درباره‌ی بشریّت فکر میکنند و عمل میکنند؛ این به‌معنای تصرّف سرزمین‌ها نیست؛ این به‌معنای تجاوز به حقوق ملّتها نیست؛ این به‌معنای تحمیل اخلاق و فرهنگ خود بر دیگر ملّتها نیست؛ این به‌معنای عرضه کردن هدیّه‌ی الهی به ملّتها است، تا ملّتها با اختیار خود، با انتخاب خود، با تشخیص خود راه درست را انتخاب کنند. راهی که امروز قدرتهای جهان ملّتها را به آن راه کشانده‌اند، راه غلط و راه گمراهی است. این وظیفه‌ی امروز ما است.

یک روزی مردم اروپا با استفاده از دانش مسلمین و فلسفه‌ی مسلمین توانستند از این دانش و فلسفه استفاده کنند و یک تمدّنی را برای خودشان شالوده‌ریزی کنند. این تمدّن البتّه تمدّن مادّی بود. از قرن شانزدهم و هفدهم میلادی اروپایی‌ها شروع کردند به شالوده‌ریزی یک تمدّن جدید، و چون مادّی بود از ابزارهای گوناگون بی‌محابا استفاده کردند؛ [از طرفی‌] به سمت استعمار رفتند، به سمت مغلوب کردن ملّتها رفتند، به سمت غارت کردن ثروت ملّتها رفتند؛ از یک طرف هم خودشان را در درون تقویت کردند با علم و با فنّاوری و با تجربه، و این تمدّن را بر عالم بشریّت حاکم کردند. این کاری بوده است که اروپایی‌ها در طول چهار پنج قرن انجام دادند. این تمدّنی که آنها به دنیا عرضه کردند، جلوه‌های زیبایی از فنّاوری و سرعت و سهولت و ابزارهای زندگی را در اختیار مردم گذاشت امّا خوشبختی انسانها را تأمین نکرد، عدالت را برقرار نکرد؛ بعکس، بر فرق عدالت کوبید، ملّتهایی را اسیر کرد، ملّتهایی را فقیر کرد، ملّتهایی را تحقیر کرد؛ در درون خود هم دچار تضادها شد، از لحاظ اخلاقی فاسد شدند، از لحاظ معنوی پوک و پوچ شدند. امروز خود غربی‌ها به این معنا گواهی میدهند. یک سیاستمدار برجسته‌ی غربی به من گفت دنیای ما دنیای پوچ و پوکی است و این را حس میکنیم. راست میگوید؛ این تمدّن ظاهر پُرزرق‌وبرقی داشت امّا باطن خطرناکی برای بشریّت داشت. امروز تضادهای تمدّن غربی خود را دارد نشان میدهد؛ در آمریکا یک‌جور، در اروپا یک‌جور، در مناطق تحت سلطه‌ی اینها در سراسر دنیا هم یک‌جور.

امروز نوبت ما است، امروز نوبت اسلام است. وَ تِلکَ الاَیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاس؛(۴) امروز نوبت مسلمین است که با همّت خود، تمدّن نوین اسلامی را شالوده‌ریزی کنند. همچنان‌که اروپایی‌ها آن‌روز از دانش مسلمین استفاده کردند، از تجربه‌ی مسلمین استفاده کردند، از فلسفه‌ی مسلمین استفاده کردند، ما [هم] امروز از دانش جهان استفاده میکنیم، از ابزارهای موجود جهانی استفاده میکنیم برای برپا کردن تمدّن اسلامی، منتها با روح اسلامی و با روح معنویّت. این وظیفه‌ی امروز ما است.

این عمدتاً خطاب به علمای دین و روشنفکران راستین است. بنده دیگر چندان امیدی به سیاستمدارها ندارم. قبلها تصوّر میشد که سیاستمداران دنیای اسلام در این راه بتوانند کمک کنند، [امّا] متأسّفانه این امید ضعیف شده است. امروز امید ما به علمای دین در سراسر دنیای اسلام و به روشنفکران راستین [است‌] که غرب را قبله‌ی خودشان ندانند؛ امید به آنها است و این ممکن است. نگویند این کار، شدنی نیست؛ این کار شدنی است، این کار عملی است. دنیای اسلام ابزارهای فراوانی دارد: ما جمعیّت خوبی داریم، سرزمین‌های خوبی داریم، موقعیّت جغرافیایی برجسته‌ای داریم، منابع طبیعی بسیاری در دنیای اسلام داریم. نیروهای انسانی بااستعداد و برجسته‌ای در دنیای اسلام داریم که اگر اینها را با تعالیم اسلام مستقل بار بیاوریم، میتوانند آفرینش‌های هنرمندانه‌ی خودشان را در عرصه‌ی علم، در عرصه‌ی سیاست، در عرصه‌ی فنّاوری و در عرصه‌های گوناگون اجتماعی نشان بدهند و ارائه بدهند.

جمهوری اسلامی یک نمونه است، یک منطقه‌ی آزمایش و یک آزمون است برای دنیای اسلام. ما قبل از اینکه اسلام بر این کشور حاکم بشود، یک ملّت به‌تمام‌معنا عقب‌افتاده بودیم، وابسته بودیم؛ از لحاظ علمی عقب‌افتاده، از لحاظ سیاسی عقب‌افتاده، از لحاظ اجتماعی عقب‌افتاده، در دنیای سیاست منزوی. امروز پیشرفتهای جمهوری اسلامی، دشمنان ما را هم وادار به اعتراف کرده است؛ امروز تقریباً بعد از گذشت ۳۵ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ما در رتبه‌ی علمی، در رتبه‌ی فنّاوری، در بسیاری از دانشهای نوین دنیا، در ردیف کشورهای پیشرفته قرار داریم. گزارشهایی که واقعیّت و حقّانیّت آنها اثبات شده است، به ما میگوید ما در یک‌جا رتبه‌ی هفتم هستیم، در یک‌جا رتبه‌ی ششم هستیم، در یک‌جا رتبه‌ی پنجم هستیم. ملّت ایران به برکت اسلام توانست هویّت خود و شخصیّت خود را نشان بدهد؛ این قابل تعمیم است؛ شرطش این است که سایه‌ی سنگین و شوم ابرقدرت‌ها بر سر کشورها نباشد؛ این شرط اوّل است؛ البتّه هزینه دارد و هیچ کار بزرگی بی‌هزینه نیست. من در این مجلس سنگین و مهم که شخصیّت‌های مهم و بزرگی در این مجلس حضور دارند، میخواهم این را بگویم که امّت اسلامی با یک تلاش مجاهدانه و مجدّانه میتواند تمدّن اسلامیِ باب این دوران را طرّاحی کند، شالوده‌ریزی کند، به ثمر برساند و آن را در مقابل بشریّت قرار بدهد.

ما بِزور هیچ‌کس را به اسلام دعوت نمیکنیم؛ ما بِزور هیچ کشوری را تحت سلطه‌ی دنیای اسلام قرار نمیدهیم؛ ما مثل اروپایی‌ها عمل نمیکنیم؛ ما مثل آمریکا عمل نمیکنیم. اروپایی‌ها راه افتادند از یک جزیره در کنار اقیانوس اطلس رفتند تا اقیانوس هند، یک کشور عظیم مثل هند را و همچنین چند کشور اطراف آن را بِزور تصرّف کردند و غارت کردند و خودشان ثروتمند شدند و آنها را به خاک سیاه نشاندند؛ این‌جوری پیش رفتند. امروز هم همان کار را با روشهای دیگر، با شیوه‌های دیگر دارند در دنیا انجام میدهند؛ با پول دیگران، با سرمایه‌ی دیگران، با ثروت دیگران، با محصول کار دیگران برای خودشان پیشرفت درست میکنند و ظاهر خودشان را آرایش میدهند؛ البتّه باطن دارد خراب میشود؛ باطنشان دارد میپوسد؛ همان‌طور که عرض کردیم دارند پوک و پوک‌تر میشوند. آنچه شما مسلمانها به دست بیاورید، دشمنان شما را ناخشنود خواهد کرد؛ آنچه بر شما مصیبت وارد بشود، آنها را خرسند و خوشحال خواهد کرد؛ اِن تَمسَسکُم حَسَنَةٌ تَسُؤهُم وَ اِن تُصِبکُم سَیِّئَةٌ یَفرَحوا بِها؛(۵) این‌جوری هستند، این [کلام‌] قرآن است. ما باید نگاهمان به آنها نباشد و به دست آنها، به لبخند آنها، به اخم آنها نگاه نکنیم؛ راهمان را پیدا کنیم و حرکت کنیم و پیش برویم؛ این وظیفه‌ی ما و وظیفه‌ی همه در دنیای اسلام است.

یکی از ابزارهای دشمنان، ایجاد تفرقه است بین ما؛ من اصرار دارم بر این موضوع تکیه کنم و تأکید کنم. برادران، خواهران، مسلمانان دنیای اسلام، اگر این صدا به گوش شما خواهد رسید! آن روزی که کلمه‌ی سنّی و شیعه در ادبیّات آمریکایی‌ها پیدا شد، ما نگران شدیم؛ اهل نظر همه نگران شدند. سنّی و شیعه به آمریکا چه ارتباط دارد؟ فلان سیاستمدار یهودی صهیونیست آمریکایی که جز شرارت علیه اسلام و مسلمین از او ممکن نیست سربزند، چه‌کار دارد که بیاید بین سنّی و شیعه در دنیای اسلام قضاوت بکند، راجع به سنّی یک چیزی بگوید، راجع به شیعه یک چیزی بگوید؟ از وقتی ادبیّات سنّی و شیعه در کلمات آمریکایی‌ها ظهور پیدا کرد، اینجا کسانی که اهل فهم و دقّت بودند نگران شدند؛ فهمیدند که یک کار جدید در شُرف انجام است و تحقّق پیدا کرد. ایجاد جنگ بین شیعه و سنّی سابقه دارد؛ انگلیسی‌ها در این کار ماهرند. ما سوابق زیادی داریم و اطّلاعات فراوانی داریم از گذشته‌ی ایجاد دعوا و اختلاف و کینه بین سنّی و شیعه که به‌وسیله‌ی عوامل انگلیسی -چه در اینجا، چه در دولت عثمانی سابق، چه در کشورهای عربی- به‌وجود می‌آمد برای اینکه اینها را به جان هم بیندازند؛ لکن نقشه‌ای که امروز آمریکایی‌ها در این زمینه دارند، نقشه‌ی خطرناک‌تری است؛ آیا طرف‌داری از فرقه‌ای در مقابل فرقه‌ای دیگر در درون دنیای اسلام، ما را خوشحال میکند؟ اگر از ما طرف‌داری کردند، ما باید خرسند بشویم؟ نه، ما باید غصّه‌دار بشویم، ببینیم چه نقطه‌ی ضعفی در ما دیده‌اند که میخواهند از آن نقطه‌ی ضعف استفاده کنند و ابراز طرف‌داریِ از ما میکنند.

اینها با اصل اسلام مخالفند؛ آنچه واقعیّت قضیّه است [همان است که‌] در ماجرای یازدهم سپتامبر آمریکا در نیویورک و آن قضیّه‌ی انفجار برجها، رئیس‌جمهور وقت آمریکا گفت که جنگ صلیبی است؛ او راست گفت؛ او آدم بدی بود امّا این حرفش حرف راستی بود: دعوای بین اسلام و استکبار. البتّه او گفت مسیحیّت و [جنگ‌] صلیبی، امّا دروغ میگفت؛ مسیحی‌ها در درون دنیای اسلام با امنیّت کامل زندگی میکردند و امروز هم در کشور ما این‌جور است، در بعضی کشورهای دیگر هم این‌جور است؛ مقصودش دعوای بین قدرت استکباری و قدرتهای مسلّط عالم با اسلام بود؛ این درست بود؛ آن حرف حرف صادقانه‌ای بود. این آقایان فعلی حاکم بر آمریکا که میگویند ما با اسلام موافقیم، با فلان فرقه‌ی اسلامی مخالفیم، با فلان فرقه مخالفیم، دروغ میگویند؛ اینها نفاق می‌ورزند و ریاکاری میکنند؛ اینها هم با اصل اسلام مخالفند؛ و راه را در ایجاد دعوا و جنگ بین مسلمانها پیدا کردند.

یک روزی این اختلاف به عنوان پان‌ایرانیسم و پان‌ترکیسم و پان‌عربیسم و از این قبیل چیزها مطرح میشد که خیلی کاربرد نداشت؛ امروز به نام مذهب میخواهند اختلاف ایجاد کنند و جوانها را به جان هم بیندازند. آن‌وقت نتیجه این میشود که فرقه‌های تروریستی مثل داعش و امثال اینها با پول وابستگان به آمریکا، با کمک سیاسی آمریکا، با همراهیِ هم‌پیمانان آمریکا تولّد پیدا میکنند و امکان نشاط پیدا میکنند و این فجایع را در دنیای اسلام به‌وجود می‌آورند؛ نتیجه این میشود.

اینها دروغ میگویند اگر میگویند ما با شیعه مخالفیم، با سنّی موافقیم؛ نخیر. آیا فلسطینی‌ها شیعه‌اند یا سنّی‌اند؟ چرا با فلسطینی‌ها این‌قدر بدند؟ چرا جنایت نسبت به فلسطینی‌ها را مطلقاً مورد تعرّض قرار نمیدهند؟ غزّه چقدر کوبیده شد؟ سرزمین‌های کرانه‌ی باختری چقدر تحت فشار قرار گرفت و هم‌اکنون تحت فشار قرار دارد؟ آنها که شیعه نیستند، آنها سنّی‌اند. برای آمریکایی‌ها مسئله مسئله‌ی شیعه و سنّی نیست؛ هر مسلمانی که بخواهد با اسلام، با احکام اسلامی و قوانین اسلامی زندگی کند و برای آن مجاهدت کند و در راه آن حرکت کند، دشمن خود به‌حساب می‌آورند.

با یک سیاستمدار آمریکایی مصاحبه کردند؛ مصاحبه‌گر از او میپرسد که دشمن آمریکا کیست؟ او در جواب میگوید دشمن آمریکا تروریسم نیست، دشمن آمریکا مسلمانها هم نیستند، دشمن آمریکا «اسلام‌گرایی» است؛ اسلام‌گرایی. یعنی مسلمان تا وقتی بی‌تفاوت راهش را بیاید و برود و انگیزه‌ای نسبت به اسلام نداشته باشد، احساس دشمنی با او نمیکنند؛ امّا وقتی اسلام‌گرایی به میان آمد، پایبندی و تقیّد به اسلام و حاکمیّت اسلام به میان آمد، پایه‌ریزیِ همان تمدّن اسلامی وقتی به میان آمد، دشمنی‌ها شروع میشود؛ راست گفته، دشمن او اسلام‌گرایی است. لذا وقتی بیداری اسلامی در دنیای اسلام رخ میدهد، شما می‌بینید چقدر دستپاچه میشوند، تلاش میکنند، کار میکنند بلکه ضایعش کنند، بلکه نابودش کنند؛ یک جاهایی هم موفّق میشوند. البتّه من به شما عرض بکنم که بیداری اسلامی نابود شدنی نیست؛ بیداری اسلامی ان‌شاءالله به فضل الهی، به حول‌وقوّه‌ی الهی به اهداف خود خواهد رسید.

هدف آنها ایجاد جنگ داخلی بین مسلمانها است و متأسّفانه تا حدودی موفّق شده‌اند. کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری دارند ویران میکنند -سوریه را ویران میکنند، یمن را ویران میکنند، لیبی را ویران میکنند- زیرساخت‌هایشان را از بین میبرند، چرا؟ چرا ما تسلیم این توطئه بشویم؟ چرا آن چیزی که هدف آنها است، برای ما ناشناخته باقی بماند؟ بصیرت پیدا کنیم؛ اگر میخواهیم در این راه موفّق بشویم، باید بصیرت پیدا کنیم. امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) فرمود: اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر؛(۶) باید بصیرت پیدا کرد، باید در این راه صبور بود. وَ اِن تَصبِروا وَ تَتَّقوا لا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیئًا؛(۷) اگر با بصیرت حرکت کنیم و صبر کنیم و استقامت به‌خرج بدهیم اثری نمیبخشد؛ امّا وقتی‌که ما هم مثل آنها حرف بزنیم، مثل آنها کار بکنیم، آن‌وقت نتیجه این میشود.

در بحرین مسلمانها را چرا این‌جور زیر فشار قرار میدهند؟ در نیجریه چرا [برای‌] آن شیخ مصلحِ تقریبیِ مؤمن(۸) این‌جور فاجعه‌آفرینی میکنند و حدود هزار نفر از مردم دوروبر او را به قتل میرسانند و شش فرزند او را در دو سال به شهادت میرسانند؟ چرا دنیای اسلام در مقابل این فجایع ساکت میمانَد؟ چرا دنیای اسلام بمباران شبانه‌روزی قریب به یک سال در یمن را تحمّل میکند؟ نزدیک به یک سال است -ده ماه و اندکی است- که خانه‌ی مردم یمن، بیمارستانشان، مدرسه‌شان، جادّه‌شان، افراد بی‌گناهشان، زن و مردشان زیر بمب‌ها هستند؛ چرا؟ این به نفع دنیای اسلام است؟ سوریه یک‌جور، عراق یک‌جور. اهداف آنها اهداف خطرناکی است، اهداف آنها در اتاقهای فکر -به قول خودشان- طرّاحی میشود؛ ما باید بیدار باشیم.

عرض کردم که امید و تکلیف و مسئولیّت، متوجّه به علمای اسلام و به روشنفکران راستین در دنیای اسلام است؛ باید با مردمشان حرف بزنند، با سیاستمدارانشان هم حرف بزنند -بعضی از سیاستمداران دنیای اسلام وجدانهای بیداری دارند؛ این را ما از نزدیک تجربه کردیم- میتوانند نقش ایفا کنند. عرض من در این جلسه این است: ما از یادبود ولادت پیغمبر این بهره را ببریم که کاری را که اسلام در روز اوّل کرد که احیای دنیای مرده‌ی آن زمان بود، وجهه‌ی همّت خودمان قرار بدهیم؛ و این احتیاج دارد به عقل، به خردمندی، به تدبّر، به بصیرت، به شناخت دشمن؛ دشمن را بشناسیم، توطئه‌های دشمن را بشناسیم، فریب دشمن را نخوریم. خداوند متعال باید به ما کمک کند، ما را در صراط مستقیم خودش قرار بدهد و ثابت‌قدم بدارد. شاعر عرب درست گفته است که:
الدَّهرُ یَقظان وَ الأَحداثُ لم یَنَم‌
فَما رُقادُکُم یا أَفضَلَ الأُمَم(۹)

وقتی‌که دنیای قدرت، دنیای زر و زور با همه‌ی امکانات خود متوجّه شما است، شما حق ندارید چُرت بزنید، حق ندارید خواب بروید.

پروردگارا! ما را آن‌چنان که پسند اسلام و دنیا است، راه‌رو در این صراط مستقیم قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


۱) در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی (رئیس‌جمهور) مطالبی بیان کرد.
۲) شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید، ج ۶، ص ۳۴۰
۳) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۲۴؛ «... چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فراخواندند که به شما حیات میبخشد، آنان را اجابت کنید ...»
۴) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۴۰؛ «... و ما این روزها[ی شکست و پیروزی‌] را میان مردم به نوبت میگردانیم [تا مردم پند گیرند] ...»
۵) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۲۰ «اگر به شما خوشی رسد، آنان را بدحال میکند؛ و اگر به شما گزندی رسد، بدان شاد میشوند؛ ...»
۶) نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۷۳
۷) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۲۰؛ «... و اگر صبر کنید و پرهیزکاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمیرساند ...»
۸) شیخ ابراهیم الزّکزاکی‌
۹) احمد شوقی، با اندکی اختلاف.


[چهارشنبه 9 دی 1394 ]  [6:56 PM]  [احمدرضا ناظمی]

 



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

حوزه ظرفیّتهای متعدّد و چندجانبه‌ای دارد؛ مخصوص امروز هم نیست، در گذشته هم همین‌جور بوده. در بین فقهای بزرگ و علمای بزرگ شیعه آن کسانی که شاعر بودند و بعضی‌شان شاعران برجسته‌ای هم بودند، کم نیستند؛ مثل محقق حلّی، مثل پدر علّامه و دیگرانی از این قبیل؛ تا زمانهای بعد، مرحوم میرداماد، مرحوم فیّاض، حزین لاهیجی و دیگران و دیگران؛ در نجف هم همین‌جور، مرحوم بحرالعلوم. خاطره‌ی بحرالعلوم را عرض بکنیم که جالب است و نشان‌دهنده‌ی روحیّه و فضای نجف در دوران بحرالعلوم است؛ یعنی دویست سال پیش. ایشان بعد از مرحوم آقای بهبهانی مرجع شدند؛ یعنی مرحوم بحرالعلوم مثل کاشف‌الغطا مورد قبول بقیّه‌ی علمای بزرگ و شاگردان بزرگ مرحوم بهبهانی قرار گرفتند؛ و دیگران همه تسلیم شدند در مقابل ایشان و با طوع و رغبت ایشان را به‌عنوان رئیس انتخاب کردند. مرحوم بحرالعلوم اوّلِ ریاستش یک سفر پیاده از نجف حرکت کرد به طرف کربلا. در یکی از منازل اوایل راه خسته شدند و نشستند؛ مرحوم بحرالعلوم گفت من ضعیفم و امشب از اینجا نمیتوانم حرکت کنم. بعضی‌ها گفتند برویم؛ ایشان گفت نه، من میمانم؛ بعد این بیت را خواند:
از ضعف به هرجا که نشستیم وطن شد
وز گریه به هر سو که گذشتیم چمن شد

[این بیت از] طالب آملی [است‌]. شعرای عرب همراه ایشان بودند، به نظر من نکته‌ی خیلی جالبش اینجا است؛ اینکه حالا بحرالعلوم یک بیت شعر طالب آملی را بخواند، این خیلی عجیب نیست امّا اینکه ایشان در سفر زیارتی کربلا، از نجف تعدادی شاعر با خودش همراه کرده و میبرد، به نظر من مهم است؛ شعرای عرب گفتند که سیّدنا! شِنوا معنی‌ هذالبیت؟ اینکه شما خواندید، چه بود؟ ایشان برایشان شرح داد، معنا کرد برایشان که اینکه خواندم معنایش این است و گفت حالا شما بسازید، و شعرای عرب شروع کردند [نظیر] این بیت را ساختن. این قضیه را من به نظرم در کتاب مرحوم حرزالدّین دیده باشم؛ آنجا نقل میکند که فلان کس این‌جوری گفت، فلان کس این‌جوری گفت، خود بحرالعلوم هم این‌جوری گفت؛ یعنی عالمی مثل بحرالعلوم که از لحاظ فقهی سرآمد است، از لحاظ معنوی [سرآمد است‌] -میدانید بحرالعلوم از لحاظ معنوی فوق‌العاده است و همان جنبه‌ی معنوی او هم شاید بود که موجب شد همه‌ی فقهای بزرگ که شاگردهای مرحوم بهبهانی بودند، در مقابل ایشان تسلیم شدند- با آن مقامات معنوی، با آن حالت عرفانی، با آن چیزهایی که نقل میکنند از ملاقات ایشان با حضرت و از این چیزها، وقتی که حرکت میکند از نجف برای سفر زیارتی پیاده به کربلا، با خودش شعرا را میبرد. این نشان‌دهنده‌ی اهمّیّت حوزه‌ها به معقوله‌ی شعر است. به‌هرحال حوزه‌های علمیّه این‌جور بودند. در خود قم مرحوم آقای صدر یک شاعر برجسته‌ای بوده؛ این دوبیتی که ایشان برای مرحوم آشیخ عبدالکریم گفته که روی سنگ قبر مرحوم حاج شیخ نوشته شده و نقر(۱) شده، خیلی دو بیت برجسته و عالی است که دو سه بیت است که مادّه تاریخ مرحوم حاج شیخ را هم ایشان در آن گنجانده.

به هر حال شعر یکی از مقولاتی است که حوزه‌های علمیّه به آن میپرداختند، به جا هم هست، یعنی هیچ منافاتی با علمیّت و با فضل و مانند اینها ندارد؛ شاعر بودن و شاعر خوب بودن نه با فقاهت منافات دارد، نه با فلسفه و فیلسوف بودن منافات دارد، با هیچ یک از این مقولات مهمّی که ما در حوزه‌ها داریم، منافاتی ندارد. مرحوم حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی غزل میگوید، قصیده میگوید، عربی میگوید، فارسی میگوید، مرحوم سیّد محمدسعید حبّوبی که از مراجع عربِ نجف و معاصر با مرحوم آخوند و مانند اینها بوده؛ ایشان یک دیوان قطور دارد و من دیوان ایشان را دارم. شعرهای عجیبی در آن است؛ شعرهای عاشقانه، غزلیّات به شکل عربی، چون عربها غزل را به شکل فارسی معمول ما ندارند امّا انواع گوناگون دیگری از غزلیّات اینها دارند. مرحوم سیّد محمّد سعید حبّوبی هم فقیه بوده، هم مجاهد بوده، جزو کسانی است که با انگلیس‌ها جنگیده ایشان و هم درعین‌حال شاعر بوده. امام بزرگوار خودمان هم آخرین نمونه‌ای است که جلوی چشم ما است که ایشان هم آن غزلیّات عاشقانه را -که البتّه معنای عرفانی دارد، امّا ظاهر غزلیّات این‌جوری است- دارند. بنابراین شعر مقوله‌ی مهمّی است و خوب است که در حوزه دنبال بشود. یک مایه‌ی تنفّسی است برای آن فضای علمی متراکمی که در حوزه وجود دارد؛ چون فضای علمی در حوزه خیلی متراکم است و با دانشگاه‌ها فرق دارد. کاملاً فضا علمی است؛ مثل یک اتاق دربسته است. و گاهی این رایحه‌ی عطر شعر بلند بشود در این فضا؛ به نظر من چیز مطلوبی است. بحمدالله استعدادهای خوبی هم هستند؛ حالا آقایانی که اینجا تشریف دارند و آن خانم که شعر خواندند، خیلی خوب بود. بعضی‌های دیگر هم من از حوزه می‌شناسم که شعرای خوبی هستند و چون تفکّرشان هم تفکّر اسلامیِ منبعث از منابع و مبادی درست دینی است، لذا شعرشان هم میتواند بسیار مفید باشد. این کار، کار بسیار خوبی است منتها قانع نشوید به کم؛ یعنی بروید سراغ سطوح بالاتر.

در نجف شعرایی که از علما بودند و شاعر بودند که کم هم نیستند، گاهی شعرهایشان در سطح جهانی مطرح میشد. آن شاعر معروف لبنانی ساکن آمریکا، یک شاعر معروفی است که الان اسمش [یادم نیست(۲)] شعر معروفی دارد که اسم شعرش «الطلاسم» است و آن کلمه‌ی ترجیعش -البتّه ترجیع‌بند به معنای مصطلح ما نیست- «لست ادری» است. این را مرحوم سیّد رضای هندی جواب داده: انا ادری؛ آن شعر پخش شد در دنیای عرب و همه شناختند و دانستند. یعنی شعرای برجسته‌ای بودند علمای نجف. خود مرحوم شاه محمّدرضای مظفّر که کتاب علمی ایشان در حوزه کتاب درسی است و میخوانند، شاعر است، یک شاعر حسابی است، شاعر خوبی است که با جمع شعرا در نجف مأنوس بودند، مشغول بودند. علی‌ایّ‌حال شعر چیز خوبی است و حوزه بحمدالله این استعداد را دارد و هرچه هم بیشتر بتوانید تربیت کنید؛ البتّه به شرطی که وقت درس و بحث را نگیرد؛ یعنی جوری نباشد که آقایان وقتشان بیشتر صرف شعر بشود.
ان‌شاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.

۱) کنده‌کاری‌
۲) ایلیا ابوماضی (۱۹۵۷ - ۱۸۸۹ م)


[سه شنبه 1 دی 1394 ]  [11:49 AM]  [احمدرضا ناظمی]

 



در اربعین شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و اصحاب با وفای ایشان، حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله میزبان هیئت‌های دانشجویی از سراسر کشور بود.
در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان در سخنانی، مسئله‌ی ریزش‌ها و رویش‌ها و جدا شدن منافقان از صف مؤمنان را از مقدمات قطعی ظهور حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خواند و گفت: افراد در جامعه‌ی ایمانی باید تلاش کنند که درون خود را اصلاح کنند تا در غربال قبل از ظهور و آشکار شدن سرّ درونی انسان‌ها، جزء ریزش‌ها قرار نگیرند.
وی، امتحان ولایت‌پذیری را مهمترین و دشوارترین امتحان دانست و گفت: کربلا با اسرار درونی انسان‌ها سر و کار دارد و اربعین فراخوان رحمت الهی برای جذب و اصلاح انسان‌هایی با سیرت نیکو است، و علت کینه و بغض نظام سلطه و عوامل آن از راه‌پیمایی عظیم و ده‌ها میلیونی اربعین نیز همین قدرت و عظمت اربعین در نجات انسان‌ها است.
همچنین در این مراسم آقای مهدی سلحشور به ذکر مصائب آل‌الله و نوحه‌خوانی پرداخت.
در پایان این مراسم، دانشجویان نماز جماعت ظهر و عصر را به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقامه کردند.


[پنج شنبه 12 آذر 1394 ]  [1:17 AM]  [احمدرضا ناظمی]

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در دیدار آقای «ویکتور اوربان» نخست‌وزیر مجارستان، با اشاره به زمینه‌های متعدد ارتباط و همکاری بین دو کشور، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با ملت‌ها خواندند و خاطرنشان کردند: سیاست اعلامی دولت مجارستان در «نگاه به آسیا» سیاستی درست است و می‌تواند منشأ افزایش همکاری‌ها باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، سطح پایین روابط اقتصادی و غیراقتصادی ایران و مجارستان را نامناسب ارزیابی کردند و افزودند: ملت ایران از مجارستان هیچ خاطره‌ی ناخوشایندی ندارد و با توجه به هیئت همراه شما که از تراز خوبی برخوردار است امیدواریم با وجود اراده، این سفر مقدمه‌ای برای افزایش همکاری‌ها شود.
رهبر انقلاب، منطق جمهوری اسلامی را همکاری با همه‌ی انسان‌ها و ملت‌ها خواندند و گفتند: البته استثناهایی با دلایل مشخص وجود دارد اما به‌جز آن موارد خاص، ما عواطف و سیاست‌های شرافتمندانه را با عواطف صادقانه پاسخ می‌دهیم.
ایشان با تأیید اظهارات نخست‌وزیر مجارستان درخصوص ضرورت درک متقابل ملت‌ها و دولت‌ها به‌عنوان پایه‌ی همکاری‌ها، افزودند: باید شاکله و ساختاری اصولی برای همکاری‌ها و تبادلات اقتصادی، علمی، فرهنگی و آموزشی ایجاد شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منشأ بسیاری از دشمنی‌ها و کینه‌جویی‌ها را نبود شناخت صحیح و متقابل برشمردند و گفتند: امروز در فضای تبلیغاتی حاکم بر دنیا، واقعیت‌ها دگرگون نشان داده و این فضاهای غبارآلود به ضرر انسانیت و بشریت تمام می‌شود.
رهبر انقلاب با اشاره به برقراری گفت‌وگوهای خوب و مهربانانه بین دنیای اسلام و مسیحیت از سوی جمهوری اسلامی ایران، خاطرنشان کردند: استفاده از این فرصت‌ها برای «افزایش نقاط مشترک و روشن کردن حقایق»، گامی در ایجاد شناخت صحیح و از جمله‌ی دستورات اسلام است.
ایشان تبلیغات وسیع علیه انقلاب اسلامی در ۴دهه‌ی گذشته را نمونه‌ی دیگری از برخورد مزوّرانه‌ی دستگاه‌های تبلیغاتی دنیا با حقایق خواندند و افزودند: «گفت‌وگو و رفت‌وآمد میان متفکران و اندیشمندان» به نفع حقیقت و در جهت روشن شدن آن است و بر همین اساس ما با این‌گونه تبادلات موافق هستیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود، ارزیابی نخست‌وزیر مجارستان از شرایط نامساعد غرب در بخش‌های مختلف اقتصادی و دفاعی و وجود بحران‌های معنویت و مشکلات فرهنگی را ماهرانه و نزدیک به واقعیت خواندند و گفتند: برخی متفکرین دلسوز غربی سال‌ها است که این خطر را متوجه شده و درخصوص آن هشدار داده‌اند.
ایشان خاطرنشان کردند: البته اکنون یک رویش معنوی آرام و نامحسوس، هم در اروپا و هم در آمریکا با محوریت جوانان در حال شکل‌گیری است و در آینده نیز احتمال دارد اروپا بتواند بین پیشرفت‌های «مادی، علمی و فناوری» با «معنویت» همگامی به‌وجود آورد.
در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، آقای ویکتور اوربان نخست‌وزیر مجارستان با ابراز خرسندی از حضور در ایران گفت: من با یک هیئت بزرگ تجاری و اقتصادی به‌منظور تقویت روابط دوجانبه به ایران آمده و معتقدم ظرفیت‌های زیادی برای همکاری‌های دو کشور وجود دارد.
نخست‌وزیر مجارستان، ضرورت «تقویت ساختار همکاری‌ها» را یادآور شد و افزود: «درک متقابل»، پایه و اساس همکاری‌های بادوام است و با توجه به جایگاه برجسته و محترم ایران در معادلات جهانی، امیدواریم با حمایت شما بتوانیم فرصت همکاری‌های دوجانبه را در سطوح مختلف ایجاد کنیم.
نخست‌وزیر مجارستان، با اشاره به سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ی وارونه جلوه دادن حقایق توسط دستگاه‌های تبلیغاتی، خود و اعضای کابینه‌اش را از عناصر انقلابی علیه اشغالگری خواند و افزود: تا زمانی که در جریان مبارزات انقلابی بودیم، مشکلی نداشتیم اما همین که فهمیدند بنا داریم نظام جدیدی را برای ساختن کشور ایجاد کنیم، تبلیغات منفی علیه ما شروع شد.
آقای اوربان با اشاره به اینکه مناسبات جهانی در حال «تغییر» است، گفت: این تغییرات سریع، به تصویری که غرب و قدرت‌های جهانی از خود ایجاد کرده‌اند، صدمه زده و آنان را در شرایط نامساعد روحی قرار داده است.
وی گفت: مبنا قرار گرفتن «توسعه»، معیارهای گذشته‌ی غرب را در حوزه‌های اخلاق، سیاست و دین در معرض فروپاشی قرار داده و شرایط سخت و حساسی را ایجاد کرده است.
نخست‌وزیر مجارستان مشکلاتی نظیر «کاهش جمعیت»، «از دست رفتن ارزش خانواده و تشویق به تشکیل خانواده‌های ناسالم»، «بحران‌های پی‌درپی اقتصادی»، «تضعیف توان امنیتی و دفاعی» و «حضور تروریست‌ها» را از مسائل فراروی اروپا در شرایط کنونی خواند و گفت: این بحران‌ها غرب را وادار کرده است که رویکرد و نگاه خود را به شرق نزدیک کند تا با یافتن ارزش‌های معنوی بتواند به راه‌حل‌هایی دست یابد.


[چهارشنبه 11 آذر 1394 ]  [10:31 AM]  [احمدرضا ناظمی]

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در جلسه‌ی درس خارج فقه، پدیده‌ی بی‌نظیر و حرکت عظیم و پرمعنای راه‌پیمایی اربعین حسینی علیه‌السلام را حسنه‌ای ماندگار خواندند و گفتند: ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به‌فرد مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه‌ی مردم از کشورهای مختلف جهان در این پدیده‌ی بی‌سابقه، بدون تردید از جمله شعائر الهی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بزرگواری و محبت مردم عراق در پذیرایی از زائران اربعین، به کسانی که توفیق حضور در این حرکت پرمعنا و پرمغز را پیدا کرده‌اند توصیه کردند این فرصت را مغتنم بشمارند و افزودند: ما نیز از دور به حال زائران اربعین غبطه می‌خوریم و آرزو می‌کنیم ای کاش همراه شما بودیم.
رهبر انقلاب، فرصت ارتباط معنوی و عاشقانه با خاندان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و زیارت این عناصر ممتاز، برجسته، نورانی و ملکوتی را از امتیازات تفکر شیعی در میان فِرق اسلامی دانستند و گفتند: حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه‌ای از ویژگی‌های برجسته‌ی مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می‌زند هم «عشق و محبت».
ایشان همچنین زائران اربعین را به رعایت ضوابط و مقررات توصیه و تأکید کردند: دولت درخصوص خروج از کشور مقرراتی معین کرده که حتماً باید مراعات شود و حرکت خارج از این ضوابط مطلوب نیست.


[چهارشنبه 11 آذر 1394 ]  [10:29 AM]  [احمدرضا ناظمی]

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش با اشاره به اهمیت دریا و پیشرفت‌های بزرگ نیروی دریایی در بهره بردن از مزایا و فرصت‌های دریا، بر تداوم پیشرفت‌ها و ساخت عمقی نیروی دریایی ارتش تأکید و خاطرنشان کردند: «نیروی انسانی صالح، چابک و برخوردار از فکر و مدیریت صحیح» در کنار «ایستادگی، عزم راسخ، توکل به خدا و امید به آینده»، راهگشاترین عناصر در رساندن ایران اسلامی به جایگاه بزرگ، تاریخی و متناسب با شأن آن هستند.
در این دیدار که به‌مناسبت سالروز نیروی دریایی برگزار شد، فرمانده معظم کل قوا پیشرفت‌های سال‌های اخیر این نیرو را محسوس و ملموس خواندند و افزودند: پیش از انقلاب اسلامی، «اهمیت، عظمت و حساسیت دریا» نادیده گرفته می‌شد اما امروز نیروی دریایی پیشرفت‌های زیادی کرده، که البته هنوز با نقطه‌ی مطلوب فاصله داریم.
رهبر انقلاب، دریا را عرصه‌ی «رویارویی قدرتمندانه با دشمنان» و در عین حال «فعالیت مؤثر و همکاری با دوستان» برشمردند و گفتند: دسترسی به آب‌های آزاد، اتصال به چهار گوشه‌ی جهان از راه دریا و امکان دفاع از کشور در بستر دریا از جمله برکات دریا است که مردم و مسئولان باید به آن توجه کنند.
ایشان رسیدن به جایگاه متناسب با شأن تاریخی ملت ایران و جمهوری اسلامی در دریا را مسئولیت بزرگ نیروی دریایی خواندند و افزودند: ما هنوز در آغاز این راهیم و شما مردان این راه هستید که باید مسیر را باز کنید و این امید و آینده‌ی مطلوب را رقم بزنید.
فرمانده کل قوا به اهمیت دریای عمان و سواحل مَکران اشاره کردند و گفتند: این منطقه، نقطه‌ای اساسی در ایفای مسئولیت نیروی دریایی است و درخصوص احیای این منطقه به دولت نیز سفارش‌های لازم را کرده و خواهیم کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه‌ی تحقق مسئولیت نیروی دریایی را ساخت عمقی این نیرو به‌خصوص ساخت نیروی انسانی لایق، صالح، مدیر و چابک خواندند و خاطرنشان کردند: مدیریت و نیروی انسانی خوب معجزه می‌کند، همچنان‌که در چند سال اخیر که کشور با مشکلات مالی و بودجه‌ای مواجه بود و هنوز نیز این مشکلات ادامه دارد، تجربه نشان داد که می‌توان از کمبودها و موانع حتی با دست خالی اما با داشتن مدیریت‌های خوب عبور کرد.
رهبر انقلاب، پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی رحمه‌الله را جلوه‌ای از معجزات نیروی انسانی برشمردند و گفتند: امام بزرگوار با اتکال به قدرت الهی و با توانایی و نفوذ منحصربه‌فرد خود، اقیانوس ملت را به تلاطم درآورد و توانست یک نظام سیاسی وابسته و دارای امکانات فراوان را از پای درآورد.
ایشان پیروزی شگفت‌انگیز ملت ایران در دفاع مقدس و ناکام گذاشتن دشمنِ برخوردار از امکانات و پشتیبانی‌های نظامی و سیاسی را نمونه‌ی دیگری از معجزه‌ی نیروی انسانی خواندند و گفتند: امروز توانایی‌ها و پیشرفت‌های ملت ایران و نیروهای مسلح به مراتب افزایش یافته و با ایستادگی، اراده، عزم راسخ، خوش‌بینی به آینده و توکل به خدا می‌توان به آینده‌ی درخشان‌تر و در شأن ملت ایران دست یافت.
پیش از سخنان فرمانده معظم کل قوا، امیر دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش با بیان گزارشی از فعالیت‌های این نیرو گفت: امروز سرزنده، با نشاط و با همتی بلند در حال برداشتن گام‌های بلندی هستیم تا نیروی دریایی را در تراز شأن و جایگاه ملت ایران بسازیم.

 


[یک شنبه 8 آذر 1394 ]  [10:04 PM]  [احمدرضا ناظمی]
تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >