دلتنگيام واسه مولام.....

السلام علي يا اباصالح المهدي:

((( آیا خداوند مهربان برای بنده اش کافی نیست؟ )))) سوره زمر آیه ۳۶


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 شهریور 1393  ] [ 7:07 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

می خواهی صدقه بدی


ادامه مطلب


[ دوشنبه 31 شهریور 1393  ] [ 7:05 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

خاطره ی توسل به امام زمان (عج) در جبهه

خاطره ای از زبان «داوود احمدپور» از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس

تهران -حیات

در زمان جنگ، بخش عظیمی از عملیات‌ها با توسل‌ به امام زمان(عج) انجام می‌شد؛ این توسل به قدری مورد باور رزمنده‌ها بود که بعضاً نوحه‌ها و سرودها حال و هوای خاصی داشت. یادم است یکبار یکی از مبلغان به بچه‌ها می‌گفت: «صاحب‌الزمان یعنی اینکه برای هر کاری از ایشان اجازه بگیریم؛ اجازه گرفتن هم یعنی اینکه رضایت ایشان در همه کارها مورد توجه باشد. انجام کارها بدون رضایت ایشان غصبی است».

بچه‌ها این مسئله را قبول داشتند، سربندهای یا صاحب‌الزمان(عج)، ذکر امام زمان(عج) روی سینه‌‌های همه‌ رزمنده‌ها از روی عشق و علاقه آنها به امام زمان‌شان بود.

امام زمان(عج) هم جواب این عشق و علاقه را با یاری کردن و عنایت و توجه خود می‌دادند؛ بنده بارها توجه ایشان را به دفاع مقدس دیده بودم.

یکی از توجهات، مربوط به عملیات «الی بیت‌المقدس» است؛ در مرحله دوم این عملیات، درگیری شروع شد؛ نیروها از هم پاشیدند؛ بنده به همراه سه نفر از رزمنده‌ها در منطقه بودم؛ فشار آتش دشمن که زیاد شد، حدود 15 - 10 متر به عقب برگشتیم تا بتوانیم هجوم دوباره‌ای داشته باشیم. در همان نقطه چاله تانک بود ـ چاله تانک به جایی می‌گویند که زمین را به اندازه‌ یک تانک کنده‌ باشند ـ دشمن در حال محاصره ما بود؛ در این حاشیه‌ها قرار گرفتیم و شروع کردیم به دفاع کردن.

روی هم رفته یک قبضه آرپی‌جی، 6 تا گلوله آرپی‌جی و 2 تا هم کلاشینکف داشتیم. درگیری با عراقی‌ها که شروع شد، دیدم وسط چاله تانک یک صندوق مهمات است؛ در آن را باز کردم و دیدم 6 گلوله آرپی‌جی هم آنجاست؛ با خوشحالی از این اتفاق عجیب، دفاع را ادامه دادیم؛ درگیری خیلی طولانی شد؛ گلوله کلاشینکف تمام شده بود و فقط آرپی‌جی می‌زدیم. آن روز، من 8 - 7 تا آرپی‌چی ‌زدم؛ محمد زنگنه و مسعود هم هر کدام حداقل 6 ـ 5 تا آرپی‌جی زدند؛ بعد از مدتی مقاومت، دشمن از منطقه فرار کرد؛ ما هم خودمان را به جاده مرزی رساندیم و به بچه‌های دیگر پیوستیم.

صبح روز بعد، ما سه نفر با همدیگر صحبت می‌کردیم؛ من گفتم: «گوشم درد می‌کند، دیشب حداقل 8 تا گلوله زدم». محمد گفت: «من هم حداقل 7 تا گلوله شلیک کردم» مسعود گفت: «منم 5 ـ 6 تا گلوله آرپی‌جی زدم».

بعد گفتیم: «ما که کلاً 12  تا گلوله آرپی‌جی داشتیم؛ پس این همه گلوله از کجا آمده بود؟!». هر سه نفرمان در نگاه همدیگر فهمیدیم آنجا هر چقدر گلوله برداشت کردیم، باز هم بود. چون در هر جعبه فقط 6 تا گلوله جا می‌گیرد؛ روی هم رفته 12 گلوله داشتیم.

در دوران دفاع مقدس موارد زیادی مثل این مسئله دیده می‌شد؛ باران ‌آمدن‌ها، ماه گرفتگی‌ها، گلوله‌هایی که می‌آمد عمل نمی‌کرد و سایر مسائل که نشان از حقانیت انقلاب اسلامی بود و امدادهای غیبی که در صدر اسلام هم رخ داده بود را ما در دفاع مقدس می‌دیدیم.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 شهریور 1393  ] [ 10:11 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

شهید اندرزگو و امداد امام زمان (علیه‌السلام)

این خاطره را شهید حجت الاسلام سید علی اندرزگو برای آزاده و شهید حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی نقل کرده‌اند:

یک بار مجبور شدیم به صورت قاچاقی از طریق مشهد به افغانستان برویم. بین راه رودخانه وسیع و عمیقی وجود داشت که ما خبر نداشتیم. آب موج می‌زد بر سر ما و من دیدم با زن و بچه نمی‌توانم عبور کنم. راه بر گشت هم نبود، چون همه جا در ایران دنبال من بودند. همان جا متوسل به وجود آقا امام زمان- عجل الله فرجه- شدیم. نمی‌دانم چه طور توسل پیدا کردیم.

گفتیم: «آقا! این زن و بچه توی این بیابان غربت امشب در نمانند، آقا! اگر من مقصرم این‌ها تقصیری ندارند.».

در همان وقت اسب سواری رسید و از ما سوال کرد این جا چه می‌کنید؟ گفتم می‌خواهیم از آب عبور کنیم. بچه را بلند کرد و در سینه‌ی خودش گرفت. من پشت سر او، خانم هم پشت سر من سوار شد. ایشان با اسب زدند به آب؛ در حالی که اسب شنا می‌کرد راه نمی‌رفت. آن طرف آب ما را گذاشتند زمین و تشریف بردند.

من سجده‌ی شکری به جا آوردم و درهمان حال گفتم بهتر است از او بیشتر تشکر کنم. از سجده بر خاستم دیدم اسب سوار نیست و رفته است. در همین حال به خودم گفتم لباس‌هایمان را دربیاوریم تا خشک شود. نگاه کردیم دیدیم به لباس‌هایمان یک قطره آب هم نپاشیده ! به کفش و لباس و چادر همسرم نگاه کردم دیدم خشک است. دو مرتبه بر سجده‌ی شکر افتادم و حالت خاصی به من دست داد.

«تهران- موزه‌ی شهدا- خ آیت الله طالقانی»


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 شهریور 1393  ] [ 10:10 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

توسل به آقا

در منطقه‌ی دربندی خان مجروح شدم. سه ماه و نیم نمی‌توانستم راه بروم. شبی خیلی گریه کردم، دیگر خسته شده بودم. امام زمان (عج) را به مادرش قسم دادم. دلم برای جبهه پر می‌زد. صبح زود همین که از خواب برخاستم، سراغ عصا رفتم و شروع کردم با اعتماد راه رفتن. پاهایم سالم بود و من از شوق تا دو روز اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم.

   منبع: کتاب امدادهای غیبی.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 شهریور 1393  ] [ 10:10 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

رزمنده‌ای که شفا گرفت

قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام، هرچه تلاش کردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. می‌گفت: «می‌توانم لااقل آب برای رزمندگان بریزم».

آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا می‌زد: «یابن‌الحسن (عج)، مهدی جان کجا می‌روی؟ من نابینا هستم. من نابینای چشم بسته را از این گرفتاری و فلاکت نجات بده». در حال گریه به راه افتاد و 20 متری جلو رفت و فریاد زد: «خدا را شکر، خدا را شکر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه کردند. آن شب همگی خدا را شکر کردیم که امام زمان (عج) به مجلس‌مان عنایت نمودند.».

جلال فلاحتی راوی: منبع: ماهنامه سبز سرخ.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 30 شهریور 1393  ] [ 10:09 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

گل من

 

مدعی گوید : که با یک گل نمیگردد بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان میکند

گل من را بهاری بی خزان است

گل من مهدی صاحب زمان است


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:15 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

یک سوال

سلام امروز فقط از همتون یه سوال دارم ؟؟؟

 

در روز چقدر به فکر  امام زمان (عج) هستید ؟؟؟


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:14 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

درد دارد ....

دفتر نوشته هایم را سفید می گذارم

مولا جان بی تو بودن که نوشتن ندارد

درد دارد ...!


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:12 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

بدون شرح


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:11 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

دلی دارم ...

 

دلی دارم که رسوای جهان است

 

گرفتار بتی ابرو کمان است

 

نگاهم سوی طاووسی بهشتی است

 

که نامش مهدی صاحب الزمان (عج) است


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:10 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

این دلها همه درهم اند

مولاجان ...!

دلم برای با تو بودن تنگ شده است

گویا که این دل نیست و سنگ شده است

مولاجان ...!

جان ارباب سوا مکن...

این دل ها ، همه درهم است...!


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:09 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

غروب جمعه

 

درخت پیر خانه ما

سرک می کشد از دیوار

تا رصد کند شاید

نرگس گل کند غروب جمعه!


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:08 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

آیا میدانید.....

آیا میدانید که : یکی از دلایل وجود امام ، قاعده ی لطف خداست

آیا میدانید که : امامت حضرت مهدی(علیه السلام )به دو راه نص و معجزه ثابت شده است،

آیا میدانید که : اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور«بوخص» می باشند،

آیا میدانید که : داستان ولادت آن بزرگوار خود جلوه ای است از لطف و فضل بی کران الهی است . ،

آیا میدانید که : درکتاب نجم الثاقب ،۱۸۲ اسم و لقب از حضرت ذکر شده است ،

آیا میدانید که : بر گونه ی راست حضرت مهدی (علیه السلام ) خالی جذاب وجود دارد ،

آیا میدانید که : ازجمله مواریث انبیاء(علیه السلام ) که حضرت می آورند، منبر حضرت سلیمان است

آیا میدانید که : امام زمان(علیه السلام ) فرمودند: سجده‏ى شکر از لازم‏ترین و واجب‏ترین سنّت‏هاى دینى است،

آیا میدانید که : قسمتی از کتاب «کمال الدین»در سال ۱۹۰۱م در هایدلبرگ آلمان توسط مولر منتشر شد

آیا میدانید که : مسأله غیبت امری نبودکه به تازگی مطرح شده باشد ،

آیا میدانید که : غیبت، دلائلی دارد که به امامان اجازه افشای آن داده نشده است ،

آیا میدانید که : منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است  ،

 

آیا میدانید که : در واقع غیبت صغری برای فراهم شدن شرایط لازم جهت درک دوران غیبت کبری امری ضروری بود ،

آیا میدانید که : عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان نائب امام به شیعیان معرفی کند ،

آیا میدانید که : نخستین کسی که در اسلام مهدی موعود نامیده شد « محمد حنفیّه» بود ،

آیا میدانید که : در روایات داریم که در عصر غیبت ” قم و مردم آن بر دیگر انسان ها حجت هستند

آیا میدانید که : درباره امکآن ارتباط و مشاهده حضرت دو دیدگاه وجود دارد ، آیا میدانید که : شرایط سخت دروان غیبت به چه گونه ای است  ،

آیا میدانید که : از ویژگی های منتظران، استقامت در دین، پارسایی و تخلّق به مکارم اخلاق است ،

آیا میدانید که : طبق برخی روایات در محرم آخرین سال غیبت اتفاقاتی رخ می دهد،

آیا میدانید که : کوفه مقرّحکومت حضرت مهدی(علیه السلام ) است ،

آیا میدانید که : در کتاب «ایقاظ من الحجة» از شیخ حّرعاملی بیش از۶۰۰ حدیث و بیش از۶۰ آیه در مورد رجعت آمده است.

آیا میدانید که :امام مهدی(عج) می فرمایند: من برای جهانیان ، امان (از عذاب الهی) هستم ، همانگونه که ستارگان برای ساکنان ‏آسمان، مایه امن و آسایش هستند . ‏

آیا میدانید که : یکی از تکالیف عصر غیبت تصدیق بعضى نشانه‏های ظهور است ،

آیا میدانید که : از جمله مخالفان حضرت مهدی(علیه السلام ) جمود اندیشان هستند ،

آیا میدانید که : محل سکونت امام زمان (عج) و خانواده‌اش شهر کوفه و «مسجد سهله» خواهد بود؟

آیا میدانید که :با تشکیل حکومت جهانی اسلام، از آسمان و زمین «برکات مادّی و معنوی» بارش و جوشش می‌کند؟

آیا میدانید که : دشمنان امام زمان (عج) عبارت‌اند از:  ابلیس، شیاطین، دجّال، سفیانی، صهیونیست‌ها، طاغوت‌ها، منافقان و ….؟!

 


ادامه مطلب


[ شنبه 29 شهریور 1393  ] [ 11:07 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

” عالم از توست آقا “

mahdi-jan.Www.Shabhayetanhayi.ir

 

جداکننده متن.www.shabhayetanhayi.ir (28) مهدی جان! جداکننده متن.www.shabhayetanhayi.ir (28)

مهربانم!

 

عالم از توست

 

چرا غریبانه می گردی؟

 

“اللهم عجل لولیک الفرج”

 

mahdi-jan.Www.Shabhayetanhayi.ir

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:29 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال!!

ما  شیعه ایم اما فقط درثبت احوال!!
آقای من امشب غزل تغییر کرده
شعرم فضای تازه ای تصویر کرده
شعرم همیشه گفتن «آقا بیا» بود
ذکر قنوتم خواندن «آقا بیا» بود
امشب ولی دیدم که اینجا جای تو نیست
بین تمام قال ها آوای تو نیست
دیگر میا اینجا کسی در فکرتان نیست
اصلا نیاز هیچکس صاحب زمان نیست
زن ها گرفتار اصول خاله بازی
مردان پی راهی برای پول سازی
در اولویت کسب و کار است و تجارت
حالا اگر فرصت زیاد آمد ،عبادت!
روزی هزارو خورده ای دعوا سرِ پول
اصلا تمام حرص و جوش ما سر پول
این سینما هم که طرفدارش زیاد است
بیچاره مامور بلیت کارش زیاد است
یا “مش ماشالا” یا “وفا” یا “کیفر” و “آل”
این تازه بحث سینما منهای فوتبال
هی اِل کلاسیکو، پلی آف، لیگ برتر
یک جمعه ی حساس و شهرآورد دیگر
کنسرت موسیقی پاپ و رپ ، کلاسیک
میز و موبایل و ماشین و ویلا و پیک نیک
جشن تولد ، سیسمونی ، عقد و عروسی
آهنگ تازه ، تیپ نو، موی تیفوسی!
شیطان ملعون لشکری کرده مهیا
ذهن منو امثال من درگیر اینها
حالا تو اصلا جای من ، با این مشقت
وقت دعای ندبه میماند برایت؟!
جمعه که تعطیل است و دائم خواب ماندیم
خیلی هنر کردیم اگر یک عهد خواندیم!
ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال!
ما بی بخاریم و گرفتاریم و بی حال
ما را هوای نفسمان بیچاره کرده
با هر گناهی بینمان افتاده پرده
عیسی نفس ! جانی بده این مرده ها را
لطفی کن و دستی بکش روی دل ما
آقای من بیدارمان کن این چه حالی است؟
ولله در افکارمان جای تو خالی است!
مردیم از بس حرص و جوش پول خوردیم!
آقا ببخشم جان تو!جان عمویت!
شرمنده از روی توام قربان رویت
پایان شعرم را عوض کردم دوباره
از شعر های قبلی ام خواندم دوباره
«دق کردم از بس گریه کردم کی میایی؟»
امیدوارم جمعه ی دیگر بیایی…

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (4)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:28 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

“چند گاهیست…”

چند گاهی ست…

وقتی می گویم:


«اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن»

با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«صلواتک علیه و علی آبائه»

به یاد مصیبتهای اهل البیتت اشک ماتم نمی ریزم.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«فی هذه الساعه»

دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«و فی کل الساعه»

دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«ولیا و حافظا»

احساس نمی کنم که سرپرستم،

امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را

به نظاره نشسته است.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«و قائدا و ناصرا»

به یاد پیروزی لشکرت،

در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«و دلیلا و عینا»

یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«حتی تسکنه أرضک طوعا»

یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین،

من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم.

چند گاهی ست وقتی می گویم:

«و تمتعه فیها طویلا»

به حال آنانی که در زمان دراز حکومت شیرین

تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم…

اما چند گاهی ست دعای فرج را چند بار می خوانم

تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد،

هم اشکم بریزد، هم در جست و جویت باشم،

هم سرپرستم باشی،

هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم

و هم احساس کنم خدا در نزدیکی من است

و تو ذخیرۀ خدایی که همیشه با منی…

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (1)

اللهم عجل لولیک الفرج…


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:27 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

یه سری حرفهای خودمونی با حجاب و عفاف و امام زمان (عج)

hijab-zahraee-www.shabhayetanhayi.ir

 

کارش که توی شهر تموم می شد آروم و قدم زنون از پیاده رو به طرف خونه راه میفتاد

گرگ های شهر نگاه نمیکردن طرف کی هست و با چه لباسی هست

تا تونستن جلوش شماره پرت کردن و

اونم واسه اینکه از شر گرگ ها خلاص شه شماره ها رو میگرفت و میزاشت توی کیفش

به خونه که رسید یه عالمه شماره جلوی روش دید

دلش لرزید

اشک توی چشاش حلقه زد

یکی یکی شماره ها رو پاره کرد و گریه میکرد و میگفت:

ببین مهدی جان مولای من

این شهر و این زمونه دیگه جای من نیست

 

hijab-zahraee-www.shabhayetanhayi.ir

 

هر جمعه ای که می گذرد پیر می شوی

درهر غروب آن تو دلگیر می شوی

می ترسم آقا که بگویی به این گدا

تو باعث این همه تاخیر می شوی

 

“اللهم عجل لولیک الفرج”


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:26 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

آدم بشوم سه شنبه هم می آیی

بنویس که هر چــــه نامه دادم نرسید

بنویس که یک نـــفر به دادم نرسید

بنویس قــــرار من و او هفته بعد

این جمعه که هــــــر چه ایستادم نرسید

 

emam-zaman_www.shabhayetanhayi.ir (14)

ای آخـــــرین توسل ســـــــبز دعای ما

آیـــــــا نمیرسد به حضورت دعای ما؟

شنبه،دوباره شنبه، دوبـــــــاره سه نقطه چین…

بی تو چه زود میگذرد هفــــــــته های ما

 

emam-zaman_www.shabhayetanhayi.ir (9)

تقصــــــیر من است، اینکه کم می آیی

هر وقت شدم اسیـــــر غم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حـــــرف است

آدم بشـــــوم سه شنبه هـــــــم می آیی…

 

 

Liner-Motharek_shabhayetanhayi.ir (19)

 

 

اللهــــــــــــــــم عجــــــــــــــــل لولـــــــــــیک الفــــــــــــــــرج


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:25 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

فاصله ما با امام زمانمان!

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست       ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری           که دعای توکجا عبد گنه کار کجا

 

emam zaman(shabhayetanhayi.ir) (3)

 

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم ؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان تحمل کنیم ؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم ؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم ؟

پیشوای پنجم شیعیان ، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هر گاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند ( آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند .( اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه ، نحانا عن جوارهم»

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت ، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید رحمه الله علیه فرمودند : « ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده ، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پسمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.» نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است ، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها ، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند .

علاوه بر این که امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند ، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آن چه عمل کرده ایم ، با ما رفتار می کنند

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست ؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛

به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است .(«یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک»
حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء ، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است ، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم ؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم ؟ نگران کدام یک می شویم ؟

 

 

emam zaman(shabhayetanhayi.ir) (2)

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد ، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی ؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد ؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت ، نمازت را خواندی ؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه ؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم ، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد ؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم ، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم ، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست ؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند ، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه ؛

آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند ؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان ( ارواحنا فداه) باشد ؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند ؟ و خلاصه این که آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد ؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم ، دیدم شخصی فریاد می زند ؟ آی دزد ، پولم را دزدیدند و … ، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند ، با خودم گفتم : الان اگر کسی فریاد بزند : امام زمانم نیست ، امام زمانم نیامد و … ، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند : او دیوانه شده است .

همه این ها یک طرف که این گونه نیستیم ، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان ، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده  ، طلبکار هم هستیم .

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر این که امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند ، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آن چه عمل کرده ایم ، با ما رفتار می کنند.

emam zaman(shabhayetanhayi.ir) (1)

 اللهم بلغ مولانا الامام الهادی المهدی القائم به امرک صلوات الله علیه

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:25 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

ما هم اگر مفیــــــــــد بودیم

هر چند خط بیعت ما نیــــست کوفی

تردید در آن ، از غم نان ، کشـــــت ما را

ما بر نمی گردیم از عشـــــــق تو ، مولا !

هر چند نَفسِ سُست پیمان ، کشـــــــت ما را

آدینه آمد نازنین ! اما تــــــــو … ؟!  آری

دوری ز تو ای حضرت جان ! کشــــــت ما را

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (3)

وای بــــــــر مـــــا

ما هم اگر مفیــــــــــد بودیم

لابد برایمان نامه می نوشتی…


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:23 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (1) ]

عجـیـــب تر که چه آســـان نبــودنت شده عادتـــــ

آقــــا اجـازه ! دلــــــزده ام از تمـــــام شـهر

بی تـــــــو دلـــ♥ـــم گرفته ازایـن ازدحـام شــــهر

آقـا اجـازه! دست خودم نیــست خســـته ام

در درس عشــــ♥ـــق من صـفِ آخـــــرنشسته ام

در این کلاس ، عاطــــــفه معنــــــا نمیـدهد

اینـجا کـسی بـرای تـــــو برپـــــا نمیــــــدهد

آقـــــــا اجــــازه ! بغـــــض گرفتـه گلویمان

آنقـــــــدر رد شدیم که رفـــت آبرویمان

یادمان باشد اگر تنــگی دل غوغـــا کرد

مهــــــــدی فاطمه تنهـاست از او یـــــــاد کنیم…

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (3)

چه انتــظـــار عجـــیــبی !!

عجـــیـــب تر که چــه آســــان نبــــودنت شــده عادتـــــ

نـــه کـــوشــشــی نـــه وفـــایــــیــ

فقــــط نشـــستــه ایـــمــ و مـــیگویــیمـــ

خـــــدا کنـــــد کـــهــ بیــــایــــیــــ


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:22 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

جمعه شد و لنگه ظهـر بیدار شدیم!

عیب از کجــــــاست؟ غیبت او بی‌دلیل نیست

چون ذاتاً آفتــــــاب، به مردم بخیـل نیست

ما فرع خاک پـای تـ♥ـــو هستیم ـ ای حبیب!

خاکی که سر به سجـــــده نیارد، اصیل نیست

باید میان کوره بســــــوزد که گُـل کند

دل تا میـان شعله نیفتد، خلیــــل نیست

جایی که جای پای عروج محمّــــد(ص) است

راهی برای پر زدن جبرئیـــــل نیست

بعد از دو نیم کردن دل، پــــــا بر آن گذار

این سینه کمتـــر از وسط رود نیــــــل نیست

Image-emam-zaman_Www.Shabhayetanhayi (1)

از شـــــنبه درون خود تلنبـار شدیم

تا آخـــــر پنجشنبه تکــــــرار شدیم

خیر سرمـــــــان منتظــــــر آقـاییـم

جمعـــه شد و لنگــــــه ظـهر بیـدار شدیم

Animated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.irAnimated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.irAnimated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.ir

چه غصه ها که برایـم نخورده ای آقـــــا

حساب زخـم دلـت را شمرده ای آقــــــا…؟

همیشه نسبت مولا و بنـــــــده این بوده

که جای من ز خجــــــالت تــــــو مرده ای آقـــــا

Animated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.irAnimated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.irAnimated pictures of flowers (86)shabhayetanhayi.ir


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:21 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

مهدی جان!

Separator-and-beautiful-religious-text.(www.shabhayetanhayi (21)

مهدی جان!

 

آلودگی دلهایمان از حد هشدار فراتر رفته,

 

نفس هایمان به شماره افتاده,

 

 سالهاست زندگیمان تعطیل رسمی است…

 

هوای باریدن نداری مولا جان؟!؟

 

baran


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:20 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

امام زمان ....

     ما را ببخش که حرفِ هر روزمان تکـرار دوست داشتن توست؛
     اما بی تویی، در هر روزِ ما تکـرار میشود…
     و ما هر روز در تکــرارِ دوست داشتنت،
     با خطا و گناه، از تــو می گریزیم

دل بیقرار نیست ادا درمی آوریم
                                  چشم انتظار نیست ادا در می آوریم
اصلا دلی که مست ریا و هوس شود
                                  گوشش به کار نیست ادا در می آوریم
برلب دعا و دل غرق شهوت است
                                  این رسم انتظار نیست ادا در می آوریم


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:17 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

یا ابا صالح المهدی (عج)

نشسته ام که بهاری به این خزان بدهی
به غصه های دل من خودی نشان بدهی
دلیل غیبت تو اشتباه های من است
چقدر جای من آقا تو امتحان بدهی؟
چقدر مانده زمان تا زمان آن برسد


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:16 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

عـمـری به انتظار نشــستـم نیــامــدی

 

http://www.funtoop.com/wp-content/uploads/2012/09/1.jpg

عـمـری به انتظار نشــستـم نیــامــدی
چـشم از همه به غیر تو بستم نیامدی
ای مـایـه امــیـد بــشــر، رشــتــه امـیـد
از هرکســی بجـز تو گـسـستم نیامدی
ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق
چشم انتظـار هرچـه نـشستم نیامدی
ای سـرو سـرفـراز گــلــستـــان زنــدگی
دیدی مگر حقـیرم و پـســتــم نــیـامدی
گفتی دل شکـسته بـود جـای من فقط
این دل به خـاطـر تـو شکســتم نیامدی
عـمــری در آرزوی تــو آخــر شــد و هـنوز
در آرزوی روی تــو هــســتـم نــیــامــدی
مست گنــاه، مـرد حــقـیقــت نمی شود
دیدی همیشه غافل و مــستــم نـیامدی
زندان تن کلـیــد نـــدارد به غـــیـــر مـــرگ
چــون از رگ حــیــات نـرستــم نـیـامـدی


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:15 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

تو را قسـم ظهور کن آقا

چــــرا برای ظهــــــــورت مرددی آقـــا؟

مگو که سرزده از مــــا کمی بدی آقــا؟!

شاید به تکلیف خــــود عمل نکردیم…

قصــور از مـــــــاست که نیامــدی آقــا

 

 

 

تصاویر-امام-زمانی3_www.shabhayetanhayi.ir (5)

بیا و سینه ما غرق شـــــور کن آقا

 ز کوچه های دل ما عبــــــور کن آقا

همیشه یاد شهیدان به ذهنمان جاری است

 تـــــو را قســـــــم به شهیـدان ظهور کن آقا

 

 

اللهم عجـــــــــل لولیک الفــــــــرج


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:14 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

درد و دل

1538855_shabhayetanhayi.ir



قرآنــــــــــــ جان، شرمنده ام

 
که ” ح س ی ن” بالای نیزه خواند


و من . . .




1509088_shabhayetanhayi.ir




آقا جان یا ابا عبد الله


 
زندگی بهانه است !



 
من هوا را به امید همنفسی با زائرانت



 
تنفس می کنم.






parchame hosein (H.s 92-10)




پرچم یا حسین بر روی خانه ها را جمع کردیم



و به جای آن دیش ماهواره گذاشتیم..!!



و هر روز شبکه های فارسی زبان را رصد میکنیم که نکنه



شبکه جدیدی آمده و از دستمان برود..!!







mahvareh (H.s 92-10)




یا صاحب الزمان



مولای من..تا تو نیای سر و سامون نداریم…



مولای من..تا تو نیای باید طعنه و تهمت بشنویم..!!



مولای من..تا تو نیای ما را به جرم عاشقی مسخره میکنند..!!




مولای من..پس کی میخوای بیایی..!!






mahdi jan bia (H.s 92-10)




دوستان و بزرگوارانی که آهنگ زنگ لازم دارند ،



میتونن از لینک زیر دانلود بفرمایند.



التماس دعای فرج

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:13 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]

مناجات با خدا

Usef Zoleykha (H.s 92-10)
 

می‏گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: 

 

تو را دوست دارم.

 

 

یوسف گفت: ای جوان‏مرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟

 

از این دوستی مرا به بلا افکنی

 

 

و خود نیز بلا بینی!

 

 

پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی،

 

 او بینایی‏اش را از دست داد.

 

 

و من به چاه افتادم.

 

 

زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد

 

و من مدت‏ها زندانی شدم.

 

 

اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش،

 

 

تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی .

 

Usef Zoleykha (H.s 92-10)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 6:11 PM ] [ طاها ]
[ نظرات (0) ]