غدير خم،ميثاق با ولايت
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

 

شاید این جمعه بیاید...شاید

 

پرده از چهره گشاید...شاید

 

دست افشان...پای کوبان می روم

 

بر در سلطان خوبان می روم

 

می‌روم بار دگر مستم کند

 

بی‌سر و بی‌پا و بی‌دستم کند

 

می‌روم کز خویشتن بیرون شوم

 

در پی لیلا رخی مجنون شوم

 

هر که نشناسد امام خویش را

 

بر که بسپارد زمام خویش را

 

با همه‌ی لحن خوش آواییم

 

در به در کوچه‌ی تنهاییم

 

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

 

نغمه‌ی تو از همه پر شورتر

 

کاش که این فاصله را کم کنی

 

محنت این قافله را کم کنی

 

کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی

 

مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی

 

هر که به دیدار تو نایل شود

 

یک شبه حلال مسائل شود

 

دوش مرا حال خوشی دست داد

 

سینه‌ی ما را عطشی دست داد

 

نام تو بردم لبم آتش گرفت

 

شعله به دامان سیاوش گرفت

 

نام تو آرامه‌ی جان من است

 

نامه‌ی تو خط امان من است

 

ای نگهت خاست گه آفتاب

 

در من ظلمت زده یک شب بتاب

 

پرده برانداز ز چشم ترم

 

تا بتوانم به رخت بنگرم

 

ای نفست یار و مددکار ما

 

کی و کجا وعده‌ی دیدار ما

 

دل مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد

 

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

 

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

 

تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم

 

ببوسم خاک پاک جمکران را

 

تجلی خانه‌ی پیغمبران را

 

خبر آمد خبری در راه است

 

سر خوش آن دل که ار آن آگاه است

 

شاید این جمعه بیاید...شاید

 

پرده از چهره گشاید...شاید

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 


ادامه مطلب  
[ جمعه 26 مهر 1392  ] [ 12:40 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

مجله آمریکایی «نشنال جئوگرافی» برای اولین‌بار اقدام به انتشار تصاویری نادر از موسم حج سال 1953 میلادی کرد که عکس‌های آن توسط یکی از کارمندان مسلمانش گرفته شده است.

در سال 1372 هجری برابر با 1953 میلادی مجله آمریکایی «نشنال جئوگرافی» که شهرتی جهانی دارد، در شماره ماه جولای خود تصاویری از موسم حج آن سال چاپ و منتشر می‌کند.

این تصاویر توسط دانشجویی مسلمان به نام «عبد الغفور شیخ» گرفته شده که تابعیت پاکستانی داشت و همراه پدرش در آفریقای جنوبی کار می‌کرد. پدر شیخ او را برای تحصیل راهی یکی از دانشگاه‌های آمریکا می‌کند تا در آنجا مدیریت و بازرگانی بخواند.

شیخ هنگام اقامت در آمریکا به مقر مجله نشنال جئوگرافی رفته و آنها را خبردار می‌کند که راهی عربستان برای ادای فریضه حج است و به آنها پیشنهاد داد، تصاویری از آن مناسک گرفته و آن را در مجله منتشر کند.

مدیر این مجله با این پیشنهاد شیخ موافقت می‌کند و برای معرفی اسلام و تبیین شعائر مقدس آن دوربین‌هایی در اختیار این دانشجوی پاکستانی قرار می‌دهد تا حج آن سال را به تصویر بکشد.

آنچه در زیر مشاهده می‌کنید، تصاویر گرفته شده توسط عبد الغفور شیخ به همراه توضیحات هریک از این عکس‌هاست.

 

تابلویی که محدوده حرم را نشان می‌دهد و روی آن علامت ایست داده شده و ورود غیرمسلمین را به این منطقه ممنوع کرده است.

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 5:51 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

امیرالحجاج، مکه و مدینه را ترک می کند و به سوی وعده گاه ذبح عظیم می رود اما حج گزاران به سوی عرفات و منی می روند! حتی برخی از خواص هم حضرت را نصیحت می کنند که نرو!

 

مشهور است که امام حسین(ع) به عمره‏ تمتع احرام بسته بود، اما زمانی که فهمید مزدوران يزيد مي‏ خواهند حضرت را در حرم امن الهي به شهادت برسانند، ناچار شد حج خود را ناقص و نيمه تمام رها کند و به تعبيری حج را به عمره‏ مفرده تبديل سازد، اما اين سخن بي‏ گمان خطا و اشتباه است.

واقعيت اين است که امام حسين(ع) از همان اول به نيت عمره‏ مفرده احرام بسته بود و در فقه اهل بيت(ع) هم مسئله چنين است که هر مسلماني مي‏ تواند در ماه هاي حج هم، احرام عمره‏ مفرده ببندد و پس از اتمام عمره هم اختيار دارد که به هر جا خواست برود و يا اگر خواست مي‏ تواند عمره‏ مفرده را به عمره‏ تمتع تبديل کند تا اعمال حج را به جاآورد.

اما این سؤال به ذهن متبادر می شود که امام حسین(ع) در ایام حج تمتع، چرا نیت عمره مفرده کردند؟!


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 5:20 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

کتاب «خسی در میقات » یکی از معروف ترین سفرنامه های معاصر حج است که مرحوم
«جلال آل احمد » در فروردین سال 1343 و در سن 41 سالگی طی سفر حج نوشته. آل
احمدی که به این سفر م یرود، همانست که روزی پیوستن به حزب توده را، گریز از خانواده
مذهبی خود را، ب ینمازی را و انتشار کتاب در اعتراض به سنت های دینی را تجربه کرده.
«خسی در میقات » کتابی خواندنی است که حال و هوای این روزها م یطلبد به سراغش
بروی. در بخشی از این کتاب چنین آمده: شنبه 9 فروردين؛ مكه:
چهار و نيم صبح مكه بوديم. ديشب هشت و نيم از مدينه راه افتاديم. ماشين يك اتوبوس
بود كه سقف اش را برداشته بودند. لباس احرام را از مدينه پوشيده بوديم و مراسم مسجد
و بعد سوار شدن و آمدن و آمدن. سقف آسمان بر سر و ستاره ها چه پايين، و آسمان عجب
نزديك. و من هيچ شبي چنان بيدار نبود هام و چنان هشيار به هيچي زير سقف آن آسمان و
آن ابديت، هر چه شعر كه از برداشتم خواندم -به زمزمه اي براي خويش- و هر چه دقيق تر
كه توانستم در خود نگريستم تا سپيده دميد. و ديدم كه تنها «خسي » است و به «ميقات »
آمده است و نه «كسي » و به «ميعادي ». و ديدم كه «وقت » ابديت است، يعني اقيانوس
زمان. و «ميقات » در هر لحظه اي. و هر جا. و تنها با خويش. چرا كه «ميعاد » جاي ديدار
تست با ديگري. اما «ميقات » زمان همان ديدار است و تنها با «خويشتن »؛ و دانستم كه
آن زنديق ديگر ميهنه اي يا بسطامي چه خوش گفت وقتي به آن زائر خانه خدا در دروازه
نيشابور گفت كه كيسه هاي پول را بگذار و به دور من طواف كن و برگرد. و ديدم كه سفر
وسيله ديگري است براي خود را شناختن. اين كه «خود » را در آزمايشگاه اقلي مهاي مختلف
به ابزار واقعه ها و برخوردها سنجيدن و حدودش را به دست آوردن كه چه تنگ است و چه
حقير است و چه پوچ و هيچ.
*برادر جلال آل احمد خاطره ای نقل م ک‌یند که:
«زمستان بود. جلال با پ کیانش انداخته بود تو جاده قدیم -شریعتیِ حالا- که مرا برساند
خانه. کی روحانی ایستاده بود کنار جاده. جلال گفت: شمس! این پسرعمومان سید محمود
طالقانی نبود؟ گفتم: متوجه نشدم. او دنده عقب گرفت آمد بالا. خودش بود. من پیاده شدم
و آقای طالقانی را تعارف کردم بنشیند جلو، بغل دست جلال. خودم عقب نشستم.
طالقانی هم داشت م یرفت منزلش در دروازه دولت. همین طور که م یآمدیم جلال از او
پرسید: آقا شما هم ما را ب یدین م یدانید؟ او گفت: تو چرا این حرف را م یزنی؟ پسرم! بی
دین مرا م یگویند، چون رفته ام شده ام امام جماعت مسجد هدایت، خیابان استانبول.
خیابان استانبول کجاست؟ راسته عرق فروش ها و کاباره ها و سینماها! روحان یهای دیگر
به من م یگویند لامذهب!. اما من دلم خوش است که اگر بتوانم پای یکی از این رقاصه ها
و عرق خورها را به این مسجد باز کنم و نمازخوان کنم، اجرم را برده ام. تو کجایت ب یدینی
با آن کتاب «خسی در میقاتی » که نوشت های؟! تو حجّی کرده ای که من آرزو دارم بکنم. »
)جلال آل احمد/ حبیبه جعفریان/ سروش/ ص 11 (

 

خبرگزاري فارس

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 2:10 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

اكنون، تا آنجا رسيده اي كه م يتواني، در راه «او » اسماعيل ات را قرباني كني!
پس از رمی آخرین بت، بیدرنگ قربانی کن! که این سه «بت » مجسمه تثلیث اند، مظهر
سه مرحله «ابلیسی » فراموش مکن، «نیت یعنی این! ». همواره در نیت باش، «خودآگاه .»
بدان که چه م کینی و چرا؟ ظاهر این «اعمال » تو را در خود گم نکند، از معنی غافل نمانی،
این «همه اشاره » است. ...
حج معانی کن، نه حج مناسک. اینجا، همه چیز به «نیت » وابسته است. که حج، همه
«نیت » است. دیگر اعمال، بی نیت، خود بالذات، چیزی است.
در روزه، اگر «نیت » نداشتی، به هر حال آثاری از آن را می یابی. در جهاد، اگر «نیت »
نداشتی، به هر حال، کی سربازی. اما در حج، اگر «نیت » نباشد، هیچ است، هیچی.
مجموعه حرکاتی که هیچ سودی ندارد.
کسی که نفهمد در این مناسک چه م ک‌یند؟ از مکه فقط «سوغات » آورده است.
چمدانش پر است و خودش خالی!
در حج، تو «توحید » را عمل م ک‌ینی با طواف، آوارگی و تاش هاجر را بیان م ک‌ینی، با
سعی، از کعبه تا عرفات، هبوط آدم را، و از عرفات تا منی، تاریخ را، فلسفة خلقت انسان
را، و سیر اندیشه از علم تا عشق را و معراج روح، از خاک تا خدا. در «ملت ابراهیم »، قربانی
گوسفند، به جای قربانی انسان!

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 2:09 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

عيد قربان، عید بزرگي است. بد نيست بدانيم كه عيد
در اسلام مساوي است با كمك به فقرا،
عيد فطر زكات
فطريه، عيد قربان گوشت قرباني، كسي هم پول ندارد
گوسفند بخرد شريكي جمع بشوند يكي پنج تومان ده تومان
بدهند ده نفري بيست نفري يك گوسفند بكشند و بدهند.

شريكي باشد؛ ولي كار بشود. عيد قربان نقد مي كند مَكاتبي
را كه مي گويد گوشت خوردن درست نيست. عيد قربان به
حاج يها م يگويد دين فقط اين نيست كه بروي مكه مفاتيح
دست بگيري و دعاي عرفه بخواني، بله عرفه عيد بود، دعاي
عرفه بود، روز دعا بود، عید قربان هم بايد چاقو دست بگيري
و خون بريزي. دين مي گويد يك دستت به مفاتيح يك
دستت به چاقو. آنهايي كه چاقو دستشان است و مفاتيح
دست نمي گيرند، آنها پنجاه درصد دين دارند. امام فرمود
يك دست به قرآن باش يك دست به اسلحه. اين دين است.
امام حسين)عليه السلام( شب عاشورا هم نماز شب خواند
هم شمشيرش را تيز كرد.

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان


 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 2:06 PM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 رندان سلام ات م ک‌ینند جان را غلامت م ک‌ینند
مستی ز جامت م ک‌ینند مستان سلا م ات م ک‌ینند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلام ات م ک‌ینند
افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی
بی پا چو من پوید کسی مستان سلا م ات م ک‌ینند
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو
من کس نم یدانم جز او مستان سلام ات م ک‌ینند
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلام ات م ک‌ینند
حیران کن و ب یرنج کن ویران کن و پرگنج کن
نقد ابد را سنج کن مستان سلام ات م ک‌ینند
شهری ز تو زیر و زبر هم ب یخبر هم باخبر
وی از تو دل صاحب نظر مستان سلام ات م ک‌ینند
آن جا که کی باخویش نیست کی مست آن جا بیش نیست
آن جا طریق و یکش نیست مستان سلام ات م ک‌ینند
آن جان ب یچون را بگو وان دام مجنون را بگو
وان در مکنون را بگو مستان سلام ات م ک‌ینند
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو مستان سلام ات م ک‌ینند
آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو
وان طور سینا را بگو مستان سلام ات م ک‌ینند
آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو
وان نور روزم را بگو مستان سلام ات م ک‌ینند
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلام ات م ک‌ینند
ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا
ای از تو جا نها آشنا مستان سلام ات م ک‌ینند

منبع:خبر گزاري فارس

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

 

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 12:06 AM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]



گفته بودند: «من » نباید باشد. که پای «احد و واحد » در میان است و تو، در سرزمین مقدس
« طُوًى » هستی، پس فَاخْلَعْ ؛ «دل » را، «من » را، «نفس » را؛ هر چه غیر او را، و...
نفس در سینه حبس کرده بود و دل به فرمانِ آن «وَ » مانده ی‌ آخر...
گفتندش: و اسماعیل را؛ حبّ اسماعیل را...
چَشم هایش، بر زمین آرام گرفتند. فرمان، فرمان پرودگارش بود.
***
به یاد آورد روزهای نخستین را که در دلش «قبسی » روشن، و نوری نسیم شده بود و دائما سرمدا م یگفت: « فَاسْتَمِعْ لمَِا يوُحَى « ،» إنِيِّ أنَاَ رَبكَُّ « ،» وَأنَاَ اخْتَرْتكَُ «،» إنِنَِّي أنَاَ اللَُّ لا
إِلَهَ إِلاَّ أَنَا »...شنیده بود که گفته بودند: اصطنَعْتُك لِنَفْسي...
دیده بود که کلمه ها توی دلش زمزم شده اند و زمزمهی‌ خنکا یی توی دانه دانهی‌ ذرات
آفرینشش پیچیده است و تمام ذرات به کی سو شهاب م یشوند؛ صراط مستقیم...جماعت
« لَ إِلَهَ إِلَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ » برپا شده بود...
***
گفتندش: موعود، فرداست...
سر بالا نیاورد و با چَشم، گفت: به چَشم.
از خواب برخاست. آ نچه فرمان داده بودندش را با اسماعیلش در میان گذاشت: «يبُنَىَّ إنِىِّ
أرََى فىِ المَْنَامِ أنَىِّ أذَْبحَُكَ ». سرت را باید برای او بدهم. نظرت چیست اسماعیل؟ «فَانظُرْ
مَاذَا ترََى ». اسماعیل گفت: «يأَبتَِ افعَْلْ مَا تؤُمَرُ سَتَجِدُنىِ إنِ شَآءَ اللَّ مِنَ الصَّبرِِينَ ». مطیع
فرمان پرودگار جهان باش پدر. و من ان شاءالله بر این فرمان و اجابتش صبور خواهم بود.
پس تسلیم گشتند و ابراهیم در دل ماند؛ مقیم شد. وضو گرفت. قامت بست. مقتدا شد و
ذرات اقتدا کردند.
ابراهیم چاقو بر گلوی اسماعیلش گذاشت؛ اسماعیل تسلیم، رگ گردنش هم تسلیم. و
کشید. ندا آمد: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَآ إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ - إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاَءُ الْمُبِينُ.
دست نگه دار ابراهیم. تو مومن به فرمان ما بودی؛ که اجابت فرمان ما شهادت بر بندگی،
طاعت، اطاعتت بود؛ تصدیق نمودی ابراهیم. اسماعیل را به تو بازگردانیدیم که كَذَلكَِ
نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ. سلام بر تو ابراهیم. که از عباد مومن پرودگاری...
)ف. زنجانی(

 

منبع:خبرگزاري فارس


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 12:05 AM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

اگر به حكمت مندرج در عيد قربان توجه شود، خيلى از راهها براى ما باز ميشود

.در عيد قربان يك قدردانى بزرگ الهى نهفته است از پيامبر برگزيده ى حضرت حق، حضرت ابراهيم)عليه السّلام( كه آن روز ايثار كرد.

بالاتر از ايثار جان، در مواردى ايثار عزيزان است.

او در راه پروردگار، به دست خود عزيزى را قربان ميكرد؛ آن هم فرزند جوانى كه خداى متعال بعد از
عمرى انتظار، در دوران پيرى به او داده بود؛ كه فرمود: «الحمد للَّ الذّى وهب لى على الكبر
اسماعيل و اسحاق 1( » (. خداى متعال اين دو پسر را در دوران پيرى، لابد بعدا ز يك عمر انتظار
و اشتياق، به اين پدر داده بود؛ اميد فرزند هم ديگر بعد از آن نداشت.

سيد شهيدان همه عالم، حضرت اباعبد اللَّه الحسين )عليه الصّلاة و السّلام( - كه خود مظهر ايثار و مظهر شهادت
است - 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 12:05 AM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]

عيد سعيد قربان مصادف با روز دهم ذى الحجه

يكي از چهار عيد بزرگ مسلمانان است.

خداوند متعال این روز را به پاس آمادگى حضرت ابراهیم در قربانى کردن فرزند وتسلیم حضرت اسماعیل براى قربانى شدن،عید قرار داد.


به همين مناسبت بر آن شديم تا پاي زلال فرموده هاي معمار كبير انقلاب

و مروري بر فضائل و درس هاي اين عيد بزرگ جهان اسلام داشته باشيم:

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 

عید قربان، عیدی است که انسانهای آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد قربانگاهی
که درس فداکاری و جهاد در راه خدای بزرگ را به فرزندان آدم و اصفیا و اولیای خدا م یدهد…
حضرت ابراهيم )ع( این پدرِ توحید و بت شکن جهان، به ما و همه انسان ها آموخت که
عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عیدی بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا
کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نما یید. به همه ما ذریه آدم فهماند که مکه و منی قربانگاه
عاشقان است و محل نشر توحید و نفی شرک که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است.
)صحیفه نور جلد ۱۸، ص ۸۷ (
عید سعید قربان از اعیاد بزرگ اسلام و میعادگاه پیامبران عظیم الشان، از حضرت ابراهیم
تا حضرت محمد صلى الله علیه و آله، بنیانگذاران توحید و عدالت و رهبران صراط مستقیم
عبودیت است . صحیفه نور جلد ۱۵، ص ۱۷۸

 

 اشعار تبریک عید قربان, شعر عید قربان

 


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 25 مهر 1392  ] [ 12:02 AM ] [ مسعود سلطانی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره دو عيد بزرگ (از تذكيه نفس تا ولايت پذيري مولا علي (ع)

با سلام و عرض ادب خدمت شما محبان اهل بيت عيد سعيد قربان كه روز ذبح نفس با تیغ تقوا است و عيد سعيد غدير خم كه روز ميثاق با ولايت اميرالمونين حضرت علي(ع) است را به شما تبريك و تهنيت عرض مي نمايم انشالله در تمامي مراحل زندگي سلامت و شاداب باشيد همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن . خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت. روز عيد غديرخم از شريف ترين اعياد امت من است. پيامبر اکرم(ص)
نويسنده وبلاگ ميثاق ولايت
محبان اهل بيت عليه السلام
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ غدير خم ، ميثاق با ولايت
كل بازديدها : 59404 نفر
كل مطالب : 113 عدد
تعداد کل نظرات : 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : سه شنبه 23 مهر 1392 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 فروردین 1395 
امکانات وب
روزشمار غدیر ذکر روزهای هفته
دعای فرج آیه قرآن تصادفی
زیارت عاشورا
روزشمار محرم عاشورا
دعای عظم البلا مهدویت امام زمان (عج)

Online User سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com مرجع کد آهنگ