خدا همیشه هست
نظرات(0) | ادامه مطلب

در دستور زبان عرفان، فعل اینگونه صرف می شود:

من نیستم، تو نیستی،

 او همیشه هست . . .

 



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:41 PM
مامان همه جا هست...!!!
نظرات(0) | ادامه مطلب

اولی میگه تو به زندگی بعد از زایمان اعتقاد داری؟ 

دومی : آره حتما". یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم.
اولی : امکان نداره. ما با جفت تغذیه می شیم. طنابشم انقدر کوتاهه که به بیرون نمیرسه. اصلا" اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده؟
دومی : شاید مادرمونم ببینیم.
اولی : مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟
دومی : به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.
اولی : من مامانو نمیبینم پس وجود نداره.
دومی : اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی...
 
این مکالمه چقدر آشناس. . . !!!
 
 


نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:41 PM
قانون طلایی
نظرات(0) | ادامه مطلب

هرشب قبل از خواب و هر صبح بعد از بیداری زمان مناسبی برای نفوذ و تاثیر گذاشتن بر ذهن است ؛

پس صدبار پشت سرهم این فرمول را تکرار کن :

من روز بروز از هرنظر قوی تر ، امیدوارتر ، خوشبخت تر و سالم تر میشوم و

با قدرت به تمام ارزوهای خود میرسم ...

شاید ابتدا به نظرت زیاد بیاید ولی فقط چنددقیقه وقت میگیرد ،

چنددقیقه ی کوتاه که زندگی ات را متحول خواهد کرد . . .

اگر میخواهی زودتر به نتیجه برسی تمرکز بر عبارات و دفعات تکرار را افزایش بده .

پس از چندروز متوجه عملکرد این فرمول خواهی شد.

"" این یک قانون طلایی از اقای گلد اسمیت است "" .




نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:41 PM
به خود ببال !
نظرات(0) | ادامه مطلب

به خدا گفتم :
از بازی آدمهایت خسته شده ام ؟

چرا مرا از خاک آفریدی ؟

چرا از آتش نیستم ؟
تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند او را بسوزانم !

خدا گفت :
تو را از خاک آفریدم تا بسازی نه بسوزانی !

تو را از خاک از عنصری برتر ساختم تا با آب گـِل شوی و زندگی ببخشی ،

 از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند ، بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی.

باخاک ساختمت تا همراه باد برقصی تا اگر هزار بار تو را بازی دادند تو برخیزی سر برآوری !

در قلبت دانهٔ عشق بکاری !

و رشد دهی و از میوه شیرینش زندگی را دگرگون سازی ! . . .

پس به خاک بودنت ببال . . .

 

 



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:41 PM
....
نظرات(0) | ادامه مطلب

زغال های خاموش را

کنار زغال های روشن می گذارند

تا روشن شوند

چون هم نشینی اثر دارد

ما هم مثل همان زغال های خاموشیم

اگرکنار افرادی بنشینیم

که روشنند

که گرما و وجدان و انسانیت و عشق دارند ....

ما هم به طبع آن ها

انسانیت پیدا می کنیم

پس آدمی انتخاب کنید

که به شما انرژی ببخشد



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:41 PM
مثال لیمو ترش!!!
نظرات(0) | ادامه مطلب

فقط 10 ثانیه تصور کنید که دارید لیمو ترش می خورید، ببینید دهنتون بزاق ترشح می کنه...


وقتی 10 ثانیه فکر کردن به لیمو ترش انقدر در بدن ما واکنش ایجاد می کنه، اونوقت 10 دقیقه تمرکز روی اتفاقات و مسائل منفی و ساعت ها استرس و عصبانیت چه تاثیر ویرانگری روی جسم و روح ما میذاره...
 
مثال لیمو ترش همیشه یادت بمونه ، تا افکار منفی اومد تو سرت ، بدون که اگه 20 ثانیه ادامه شون بدی دیگه داری تیشه به ریشه زندگیت میزنی.
 
خیلی خوبه که دائما" از خودمون بپرسیم ، انرژی بخش ترین فکری که باید بکنیم چیه؟
 
 
 

 



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:40 PM
تا خدا راهی نیست ...
نظرات(0) | ادامه مطلب

گفتم گرفتارم خدا
گفتی که آزادت کنم

گفتم گنه کارم خدا
گفتی که عفوت میکنم

گفتم خطا کارم خدا
گفتی که می بخشم خطا

گفتم جفا کارم خدا
گفتی وفایت میدهم

گفتم صدایت میکنم
گفتی جوابت می دهم

گفتم ز پا افتاده ام
گفتی بلندت میکنم

گفتم نظر بر من نما
گفتی نگاهت می کنم

گفتم بهشتم می بری؟
گفتی ضمانت می کنم

گفتم که ادعونی بگم
گفتی اجابت می کنم

گفتم که من شرمنده ام
گفتی که پاکت می کنم

گفتم که یارم می شوی
گفتی رفاقت میکنم

گفتم ندارم توشه ای
گفتی عطایت میکنم

گفتم دردمندم خدا
گفتی مداوایت کنم

گفتم پناهی نی مرا
گفتی پناهت می دهم

 



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:40 PM
جوانمردی به جان است نه به جامه!!
نظرات(0) | ادامه مطلب

مردی نزد جوانمرد آمد و گفت : تبرکی می خواهم. جامه ات را به من بده تا من نیز همچون تو از جوانمردی بهره ای ببرم.

جوانمرد گفت : جامه ی مرا بهایی نیست. اما سوالی دارم. مرد گفت : بپرس.
جوانمرد گفت : اگر مردی چادر بر سر کند زن می شود ؟
مرد گفت : نه.
جوانمرد گفت : اگر زنی جامه ی مردانه بپوشد مرد می شود ؟
مرد گفت : نه.
جوانمرد گفت : پس در پی آن نباش که جامه ای از جوانمردان را در بر کنی که اگر پوست جوانمرد را هم در برکشی جوانمرد نخواهی شد.
زیرا جوانمردی به جان است نه به جامه...
 


نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:40 PM
صبوری
نظرات(0) | ادامه مطلب

ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺍﻯ ﻏﻼﻣﺶ ﺭﺍ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻯ ﺩﺍﺩ. ﻏﻼﻡ ﻣﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺭﻏﺒﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ. ﺧﻮﺍﺟﻪ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﻼﻡ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻛﺎش ﻧﻴﻤﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩﻡ. ﺑﺪﻳﻦ ﺭﻏﺒﺖ ﻭ ﺧﻮﺷﻰ ﻛﻪ ﻏﻼﻡ ﻣﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ؛ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻭ ﻣﺮﻏﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻏﻼﻡ ﮔﻔﺖ: ﻳک ﻧﻴﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﺲ ﺧﻮﺵ ﻣﻰﺧﻮﺭﻯ.

ﻏﻼﻡ ﻧﻴﻤﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺩﺍﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻗﺪﺭﻯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻴﻮﻩ ﺧﻮﺭﺩ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺗﻠﺦ ﻳﺎﻓﺖ.
ﺭﻭﻯ ﺩﺭ ﻫﻢ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﻏﻼﻡ ﺭﺍ ﻋﺘﺎﺏ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻯ ﺭﺍ ﺑﺪﻳﻦ ﺗﻠﺨﻰ، ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻯ؟!

ﻏﻼﻡ ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ ﺧﻮﺍﺟﻪ؛ ﺑﺲ ﻣﻴﻮﻩ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ.

 ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻯ ﺗﻠﺦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﻭﻯ ﺩﺭ ﻫﻢ ﻛﺸﻢ ﻭ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﺩﻫﻢ ﻛﻪ ﺷﺮﻁ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﻯ ﻭ ﺑﻨﺪﮔﻰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ.

ﺻﺒﺮ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﻠﺨﻰ ﺍﻧﺪک؛ ﺳﭙﺎﺱ ﺷﻴﺮﻳﻨﻰ ﻫﺎﻯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﻳﺪ...

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺗﻠﺨﻴﻬﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺻﺒﻮﺭ ﮔﺮﺩﺍﻥ؛



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : یک شنبه 27 دی 1394 
زمان : 4:40 PM
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.