...
نظرات(0) | ادامه مطلب



ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست.

نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست.

 اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری.
 

هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن.

بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او.

هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن،


همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای

 دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله




میرزا اسماعیل دولابی



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:32 PM
...
نظرات(0) | ادامه مطلب

 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)  

باز این چه شورش است،

.

.

.

باز این چه شورش است

 

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:32 PM
...
نظرات(0) | ادامه مطلب

امام حسین علیه السلام فرمودند:

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)


انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعدهاش عمل نکند رها نخواهد شد .

(بحار الانوار،ج78،ص113)



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:32 PM
مروارید باش !
نظرات(0) | ادامه مطلب



انسان واقعی، در مرگ و زندگی حالاتی یکسان دارد.مرگ چیزی را عوض نمیکند.

قطره ای که بسوی دریا پرتاب شده است ،

از محو شدن دیوارهای قالب کوچک خود هراسان نمیشود.

کسی که حقیقت جاودان را درک کرده ،به بی مرگی ملحق شده است.

تن آدمی چیزی است که خواهی نخواهی نابود خواهد شد ،

اما چیزی در این قالب هست که ماندنیست.

مرواریدی در این صدف است که خواستنی است.

هستی ،طالب این مروارید است...

مسیحا برزگر


نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:31 PM
"قلب"
نظرات(0) | ادامه مطلب


"قلب"
مهمانخانه نیست که آدمها
بیایند ،.. دو سه ساعت یا دوسه روز درآن بمانند
و بعد بروند....،

"قلب"
لانه ی گنجشک نیست که
دربهار ساخته شود

ودر پاییز
باد آن را با خودش ببرد،...

"قلب"
راستش نمیدانم چیست...
امااین را میدانم که
فقط جای آدمهای خیلی خوب است،....

"قلب "
چاه دلخوری نیست
که به وقت بدخلقی ،
سنگریزه ای بیندازی
تا صدای افتادنش را بشنوی..!

"قلب"
آیینه ای ست که باهر شکستن،
چندتکه میشود
و یکپارچگی اش از هم می پاشد...

"قلب"
قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی،
دیگر به آسمان اوج نمیگیرد،..

"قلب"
برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد،...

"قلب"
اگر بتواند کسی رادوست بدارد،
خوبی ها و
حتی زخم زبانهایش را
نقش دیوارش میکند،..

حال ،
اینکه قلب چیست، بماند...!

فقط این را میدانم؛

"قلب"
وسعتی دارد به اندازه ی حضورخدا...
من مقدس تر ازقلب ،
سراغ ندارم.....
قلبتان همیشه

پر عشق




 

نادرابراهیمی      

"یک عاشقانه آرام "


نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:31 PM
عشق در برابر عشق
نظرات(0) | ادامه مطلب

روزی، روزگاری، پسرک فقیری زندگی می­ کرد که ناچار بود برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی کند.از این خانه به آن خانه می­ رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.
روزی متوجه شد که تنها یک سکه ده سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیدا احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه­ ای مقداری غذا تقاضا کند. به طور اتفاقی درب خانه­ ای را زد.دختر جوان و مهربانی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره­ ی مهربان دختر خجالت کشید و به جای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود، به جای آب، برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با طمانینه و به آهستگی شیر را سر کشید و گفت:"چقدر باید به شما بپردازم؟"دختر پاسخ داد:"چیزی نباید بپردازی."
پسرک گفت:"پس من از صمصم قلب از شما سپاسگزاری می­ کنم."

سال­ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز،متخصصین نسبت به درمان او اقدام نمایند.
دکتر جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه­ ی مشاوره فراخوانده شد.هنگامی­که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آن­جا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اتاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی­ اش را بر تن کرد و برای دیدن مریض وارد  اتاق شد.در اولین نگاه او را  شناخت.

سپس به اتاق مشاوره بازگشت تا هر چه زودتر برای نجات جان بیمار اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سرانجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری،پیروزی از آن دکتر گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه­ ی درمان زن جهت تایید،نزد او برده شد.گوشه­ ی صورت حساب چیزی نوشت،آن را درون پاکتی گذاشت وبرای زن ارسال کرد!
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورت حساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم خود را گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه­ اش را جلب نمود.چند کلمه­ ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته آن را خواند:
"بهای این صورت حساب قبلا با یک لیوان شیر پرداخت شده است!"

 
 
برگرفته از کتاب تو، تویی؟
 
 
 


نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:31 PM
خدایا ...
نظرات(0) | ادامه مطلب

خدایا ! من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.

گاه شکرگزارم، و گاهی درحال گله کردن.

گاه بنده ی توام، و گاهی بنده ی خویش!

خدای همیشگی ام!

من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام،


بیماری نامتعادل که همیشه به نسخه ی طبیب خویش عمل نمی کند!

اسیر خویشتنم؛

و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام مرا در برگرفته است...

بندهای گاهها و بی گاههای زندان تنم را... از هم جدا کن!

مرا به آغوش خویش دعوت کن! که تشنه ترینم به آن...

تمام این گاه و بی گاههای مدامم را، ببخش...

به حق خدایی همیشه پایدارت!

الهی آمین...



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:30 PM
عاقبت
نظرات(0) | ادامه مطلب


عاقبت خاك شود حسن جمال من و تو

خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو

قرعه امروز به نام من و فردا دگری

می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

مال دنیا نشود سد ره مرگ كسی

گیرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست

هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش میازار

زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...

" مولانا "



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:30 PM
دستتان در دستان پر مهر خدا
نظرات(0) | ادامه مطلب

مادامى که سیب با چوب باریکش به درخت متصل است،

همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند،

باد طراوتش میدهد،

آب رشدش میدهد،

و آفتاب به آن پختگى و کمال میبخشد،

اما به محض منقطع شدن از درخت و جدایى از اصل،

آب آن را می گنداند،

باد پلاسیده اش میکند،

و آفتاب آن را پوسانده و طراوتش را میگیرد؛

براى ما آدمها تا وقتى در مسیر بندگى قدم بر میداریم چون دست و

دلمان به ریسمان خدا گره خورده است ،

هر اتفاقى در زندگى رشدمان خواهد داد و

حتى زمین خوردن ها و افتادنها، مقدمه صعود و تعالى بزرگ

روح مان خواهد شد وبر عکس وقتى از خدا دور بیفتیم ،

هر داشتنى فقر و هر فرازى، فرودى عمیق است...

پس دستتان در دستان پر مهر خدا...

 



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:30 PM
...
نظرات(0) | ادامه مطلب

یک پلنگ تیزپا و قدرتمند، اگر با هزار کیلومتر سرعت هم بدود؛ باز نمیتواند؛ به پرواز درآید.

ولى، یک گنجشک کوچک با کمترین سرعت هم پرواز می کند. زیرا براى پرواز نیاز به بال داریم؛ نه قدرت و سرعت!

بالِ پرواز ما انسانها، ذهن ماست.

موفقیت، هیچ ربطى به هیکل، زیبایى، جنسیت، قدرت، سن و سال، داخلى و خارجى بودن ندارد!

درصد موفقیت انسانها بستگى به درصد استفاده از قدرت ذهنشان دارد.



نویسنده : مریم حسن زاده
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 
زمان : 10:29 PM
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.