تقویم شمسی

< "=""> گـــــــلــــــبــــــافــــــــ

منتظر نظرات خوبتون هستیم.

[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:18 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

منتظر نظرات خوبتون هستیم.

[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:17 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

دارم چیزبرگر میخورم

دارم چیزبرگر میخورم به بابام تعارف کردم با مهر و عطوفتی وصف ناپذیر گفت:
.
.
.
.
.
.
.
نه بابا جان، من این آشغالا رو نخورم واسم بهتره، تو بخور نوش جان😊😢


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:10 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

⭕️دیشب براثر زلزله شیراز لرزید.

⭕️دیشب براثر زلزله شیراز لرزید.


آخرین خبر از تلفات زلزله شب گذشته در شیراز:
52 نفر از خواب بیدار شدن
حدود100 نفر پهلو به پهلو شدند
1نفر هم گفت وقتی کمکهای مردمی رسید بیدارم کنید
روابط عمومی هلال احمر شیراز هم اعلام کرد:چیطو شده......؟؟؟؟

 
 

⭕️شدت زلزله شیراز بسیار بیشتر از ٧.۳ بوده ولی زمین شیراز حاضر نشده بیشتر از ٤ ريشتر بلرزه و اعلام کرده: عامو ولوم بکنن سر صبحی تو رو جون ننت ﮐﯽ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻠﺮﺯﻩ😜😄☺️😂


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:10 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

رفتم دکتر میگم

رفتم دکتر میگم : دکتر به دادم برس به جای سمنو یه پیاله حنا خوردم

برگشته میگه : خوب الان حالت بده ؟

 


گفتم نه فداتشم خیلیم شاد و شنگولم

 تو روده ام حنا بندونه

 تو معده ام بله برونه

اومدم تو شادیام شریکت کنم 😕😕


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:09 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

یه رفیق دارم

یه رفیق دارم وقتی تو سانتافه‌ اش به دخترا تیکه میندازه 80% با لبخند😊 جوابشو میدن !

 

 


 


یه بار اومد تو پرایدِ من ، به چند تا دختر تیکه انداخت، بنده خدا تازه اونجا بود که فهمید کچله👴😐😆😆😂😂😆😆


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:07 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

میدونی عشق یعنی چی؟

میدونی عشق یعنی چی؟

 

 ینی وقتی اقاتون عصبانی میشه بذارى هرچی دوست داره بگه وداد بزنه . وقتی اروم شد برى کنارش بشینى ودستاشو بگیرى توچشاش با مهربونی زل بزنى ، آروم با موهاش بازی کنی ونوازشش کنی و بگى عزیزم
.
.
.
.
.
.
.
 زنگ زدم الان ازتیمارستان میرسن چند دقیقه طاقت بیار!!

والا ديگه چقد تحمل !!!!😂😂😂😆😆😂😂😂😂😆😂😂


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:06 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

عاقا من عاشق یکی شدم😍

عاقا من عاشق یکی شدم😍

 


رفتم پروفایلش بهش پی ام بدم....
 

عكسش دو نفره بود 😮
عاشق دوستش شدم 😐


رفتم پروفایل دوستش دیدم عکس دسته جمعی گذاشته با دوستاش 😁

الان نمیدونم عاشق کی شدم ولی حس خوبیه😂😂😂😂😂😂

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:05 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

سلامتی مردی که

سلامتی مردی که از سرکار برگشت دید زنش خوابه
.
.
.
.
.


.
.
تلویزیون رو خاموش کرد پتو رو کشید روی زنش بعد در گوشش گفت : پاشو شام رو بیار آخرین آنلاینت یک دقیقه پیش بوده😆😆😆

زنده باد تکنولوژی😂😂😂😆😆😂😂😆😆😂


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:04 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ﯾﻪ دختره

ﯾﻪ دختره ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﺎﺭﮎ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﮐﺎﺝ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻻﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭼﯽ ﻣﯽﮔﻔﺖ؟

 

پسره ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ : بدبخت ! ﻣﻦ ﭼﻨﺎﺭﻡ ﻧﻪ ﮐﺎﺝ 😐😂

میگن.درخته از خنده خشک شده 😂😂😂😆😆😆😆


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:04 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ممد میره آمریکـا

ممد میره آمریکـا خونه برادرش، توالت فرنگی بلد نبوده
یواشکی تو گلـدون میرینه خاک میریزه روش😳😜

 

⭕️

بعد از برگشتنش به ایـران برادرش زنگ میزنه میگه: جَـفر فقط بگو کجـا ریدی؟
سه تا خونـه عوض کردم ولی هنوز بوی گُهـت میاد 😂😂😂😆😂😂


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 بهمن 1395  ] [ 8:03 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

بچه که بودیم

بچه که بودیم
بستنی مان راگازمی زدند
قیامت به پامیکردیم!

چه بیهوده بزرگ شدیم،
شخصیتمان
احساساتمان
روحمان
اعتقاداتمان
قیامت مان را
گاز می زنند می خندیم...!

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:48 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

گاهی یک گام عقب نشینی

گاهی یک گام عقب نشینی کردن برا ی کسی که دوستش داریم نشانه شکستن غرور نیست.
❤️❤️❤️
گاهی سر را زیر انداختن و در مقابل حرفهای تند و عصبانی رفیق نشانه کم آوردن نیست.
❤️❤️❤️
گاهی در مقابل سیلی روزگار لبخند زدن نشانه نفهمی نیست.
❤️❤️❤️
گاهی برای دیدن دوست و یا خبر دار شدن از او هزینه کردی ؛ هدیه گرفتی ؛ ...این نشانه اسراف و ولخرجی نیست
❤️❤️❤️
گاهی دست نیاز بطرف معشوق دراز کردن نشانه خرد  و کوچک شدن نیست.
❤️❤️❤️
گاهی باید ایستاد ، صبر کرد ،پافشاری کرد، سماجت کرد، التماس کرد؛ سیلی خورد تا عشق پایدار تر شود.


عاشقانه ها
_______________

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:47 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

خدایا

خدایا
این آخرین تصاویری است که یک سفینه بدون سر نشین
 از بی کران خلقت آسمان تو گرفته
اون فقط تونسته از سقف آسمان دوم عکس بگیره
کو تا آسمان هفتم؟
ما کجاییم ؟
چقدر ما کوچکیم؟
تو چقدر بزرگی؟
چگونه شکر کنیم؟
گاهی غرور و کبر ما از کهکشان هم بزرگتر می شود
خدایا به داد دل ما برس


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:47 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

‍بسم الله الرحمن الرحيم،

‍بسم الله الرحمن الرحيم،
❤️❤️❤️
سلام علیکم ، صبح بخیر!
❤️❤️❤️
حضرت علی (ع) می فرماید:
دوستان بر ٣ گروه هستند.
١- دوستان نامی: این ها فقط بخاطر انجام امور روزانه و کاری و سیاسی می خواهند با نام تو و اعتبار تو رفاقت کنند و بگویند که من با فلانی دوستم و کارشان پیش برود و ...
٢- دوستان نانی: این گروه از دوستان مگسانند دور شیرینی تا برایشان خرج کنی و از تو چیزی به آنها برسد با تو رفیقند حضرت می فرماید که به آنها نان بده و هرگز آنها را به داخل خانه راه نده که فردا اسرار تو را خواهند فروخت.
٣- دوستان جانی : این دوستان تا پای جان در کنار تو هستند و قابل اعتماد بوده و تو هم رفاقت را در حق آنها کامل کن تا پای جان و...

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:46 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

یکي از بزرگان مي گفت

یکي از بزرگان مي گفت  دنيا مثل كتابخانه اي هست با طول وعرض 100كيلومتردر100كيلومتروپرازكتاب و كره ي زمين مثل نقطه اي است زير يكي از حروف كتابهاي اين كتابخانه و شما يكي از بيش از 6 ميليارد نفري هستيد كه روي اين نقطه زندگي مي كنيد .ازروي اين مثال مي توانيم به كوچكي و ناچيز بودن خودمان پي ببريم . ومن داشتم به اين حديث فكر مي كردم كه (اتزعم انك جرم صغير وفيك انطوي عالم اكبر ) سپس به اين نتيجه رسيدم كه اگر بخواهيم خودمان را با موازين مادي بسنجيم واقعا زير صفريم  به حدي كه  احساس پوچي و نيستي وحقارت مي كنيم . اما اگر وجودمان پر شود از معنويات و عشق و محبت و حركت ، خود،عالمي مي شويم بي منتها ؛به دريايي وصل مي شويم كه هيچش كرانه نيست .
 حجاب چهره ي جان مي شود غبار تنم
خوشا دمي كه از اين چهره پرده بر فكنم

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:46 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

این فصل را با من بخوان,

این فصل را با من بخوان,
کلاس دوم دبیرستان، دانش آموز مدرسه  امام خمینی گلباف بودم، 12 نفر داخل یک کلاس بودیم با معلم هامون خیلی صمیمی بودیم. یکی از خاطره انگیز ترین معلم هامون حاج آقا اسدی بود .
حاج آقا هواي مرا خيلي داشت . يك رگه فاميلي داشتيم به همين دليل هم حواسش خيلي به من بود هم اين توجه زياد برايم  گرفتاري بود . مجبور بودم توي كلاس نگاهم به تخته سياه باشد . يك روز هم رفته بودم آخر كلاس نشسته بودم  وكتاب بينش ديني را برداشته بودم و داشتم  روي يكي از صفحه هايش عكس حاج آقا را مي كشيدم غرق كشيدن نقاشي بودم كه ناگهان گرمي صداي وي را از پشت سر احساس كردم . حاج آقا گلايه آميز مي گفت: خب آقاي وهابي ، داري عكس مرا مي كشي  ؟! خيلي خجات كشيدم .
يك روز هم موتور سيكلت کازوکی حاج آقا را گرفتم و با دوچرخه اي تصادف كردم . چند ساعت بيهوش بودم . دوسه روز بعد به در كلاس ايشان رفتم تا معذرت خواهي كنم بارويي گشاده و مهرباني خاصي گفتند :اشكالي ندارد .ومن گفتم : حاج آقا به خدا اگر تعمير موتور هزينه اي دارد من خودم قبول دارم . از حرف من عصباني شدند و تغيري در چهره شان آشكار شد و سويچ موتور را از جيب در آورده و گفتند : بيا اگر دوباره موتور را مي خواهي و مي خواهي بروي تصادف كني بگير و حرف نزن . اما بعد آرامتر شده و گفتند : موتور قابلي ندارد خو ب شد خودت طوري نشدي .
هنوز بعد از سی و سه سال  هر وقت به ياد آن روز مي افتم خجالت مي كشم .
هنوز بعد از بيست و چند سال هر وقت حاج آقا را مي بينم با احترام بسيار جلو مي روم و رويش را مي بوسم و اظهار ارادت و شاگردي مي كنم .
 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:42 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

خدا کند این حافظه ویروسی نشود

خدا کند این حافظه ویروسی نشود
___________________________
پسري بودم كه بعداز پنج دختربه دنيا آمده بودم شايد به همين علت حاج احمد آقا خيلي به من توجه داشت و معمولا با ايشان به مدرسه مي رفتم .مدرسه اي كه من در آن درس مي خواندم كنار مدرسه اي بود كه حاج احمد آقابه عنوان  معاون خدمت مي كرد .با هم از خانه بيرون مي رفتيم و پس از عبور از صحرايي تقريبا بزرگ و خياباني طولاني به مدرسه مي رسيديم . ايشان معمولا دربين راه سوره ي حمد وقل هوالله و آيه الكرسي وبعضا شعرهايي زمزمه مي كرد  .و من خواه ناخواه تحت تاثير قرار مي گرفتم . سال ها گذشت و درسن 24 سالگي معلم شدم و چند سال بعد در دبيرستان طالقاني كرمان مربي پرورشي شدم .(حدودا سال 1375)كه از روزهاي كودكي من و از سال هايي كه  همراه حاج احمد آقا به مدرسه مي رفتم ، بيش از 20 سال مي گذشت  . روزتولد امام علي (ع) بود مي خواستم براي بچه هاي مدرسه  سخنراني كنم .آن هاارا به صف كرديم و بعد از قرائت قرآن پشت تريبون رفتم ، بسم الله الرحمن الرحيم را كه گفتم سخنم را با اين شعر شروع كردم
(( ياعلي ذاتت ثبوت قل هوالله احد
نام تو نقش نگين امر الله الصمد
لم يلد از مادر گيتي ولم يولد چوتو
لم يكن بعد نبي مثلت له كفوا احد ))
از اينكه آغاز خوبي داشته ام ذوق زده شده بودم پس از پايان سخنانم چند تا از بچه ها دورم جمع شدند و از من خواستند كه شعر را در دفترشان بنويسم و من نوشتم . هنوز هم تحت تاثير آن واقعه هستم كه چطور بعداز 20 سال شعري ناگهان به يادم آمد وبر زبانم جاري شد. اين شعر را نه در كتابي خوانده بودم ونه از كسي شنيده بودم بلكه اين شعر از همان روزهاي كودكي كه در راه مدرسه  با حاج احمد آقا قدم مي زدم وبه حافظه سپرده بودم وطي اين 20 سال نه براي كسي خوانده بودم و نه فكر مي كردم آن را در حافظه دارم .واينك تصوير روشني از روزي كه حاج احمد آقا اين شعر را زمزمه  می کرد به ياد آورده ام.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:39 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

 در بــنـد ســر زلــف نـگاری بــوده است

   ایــن دسـته کـه بــر گردن او مــی بـیــنی

    دستی است که بر گردن یاری بوده است

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:39 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

صمیم قاطع مدیریتی

صمیم قاطع مدیریتی
 
روزی مدیر یكی از شركت های بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش
به جوانی افتاد كه در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد.
جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌كنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود 6000 دلار را در
آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا
پیدایت نشود، تو اخراجی !
ما به كارمندان خود حقوق می‌دهیم كه كار كنند نه اینكه یكجا بایستند و
بیكار به اطراف نگاه كنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از كارمند دیگری كه
در نزدیكیش بود پرسید: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»
كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیك پیتزا فروشی
بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.»
 
نکته
برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها
را نمی‌شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها
گرفته و اجرا می‌كنند.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:39 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

برای منصوره ام ❤️❤️❤️

برای منصوره ام ❤️❤️❤️
______________________________

بارون پاییز می سوزونه دل آدما رو
______________________________
شامی که دل غریب مرا نیز به داغی شکست که پیوندش به هیچ چیز میسر نیست
تصورش را بکنید
دخترکی نجیب ...
هشت سال در باغچه ی چشمانت پروریده باشی اش
کبوتری که به عشق خنده ات با درد ساخته باشد
و بخندی برایش
و بخندد برایت
و بسازد با  ناتوانی ات
و بسازد با دستان خالی از چاره ات
برایت چند سال ترانه ی یارا یارا را خوانده باشد
تا دمی نفس کنی تازه در هوایش
آنگاه
با غروب  عاشورا دل به سکینه  بدهد
و سکون دلت را بشکند و نپرسد که
تنها نمی مانی پدر؟
تنها نمی مانی؟
تا به خودت آمده باشی پریده باشد...
پریده باشد
باشد
از شانه هایم می گفتم ؟!
از شانه هایم؟!
از منصوره ام که ...

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:38 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

هرکه فهمید، فهمید...

هرکه فهمید، فهمید...
______________

عشق آتشی است که چون دردل افتد هر چه در دل یابد همه بسوزد. تا به حدی که صورت معشوق نیز از دل محو کند. اگر نظر بر بالاتر کنی. اشارت «فنسیهم» بر تو آشکار کند که چگونه محبوب مغلوب عشق گردد.
 
«فهم من فهم و من لم یذق لم یعرف »

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:38 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

شتر سواری شوخی شوخی

شتر سواری شوخی شوخی
_____________
آدم ها شوخی شوخی به کنجشک ها سنگ می زنند  
گنجشک ها جدی جدی می میرند
ادم ها شوخی شوخی زخم زبان می زنند
دل ها جدی جدی می شکند
تو شوخی شوخی لبخند زدی
من جدی جدی عاشق شدم
حالا تو شوخی شوخی باور کن که من جدی جدی دوستت دارم
____________


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:37 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

سلام خداونداا

سلام خداونداا ز تو میخاهم که شهرگلباف را به جایگاه واقعیش برسانی و مدیران مدبر استان صادقانه برای ان تلاش کنند ...این گلباف است شهری که شهرداریش سومین شهرداری استان۵ است...این گلباف است شهری با بیش ۵۰۰نفر ساکن خارج از کشور که همه حاضربه همکاری برای پیشرفت شهر هستند این گلباف است شهری که امام (رحمة الله علیه)دستوردادکممک به مردم شهرگلباف از جنگ مهمتراست ....این گلباف است......


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:37 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

رقابتهای تدارکاتی

رقابتهای تدارکاتی دهه فجر امسال با حضور پررنگ بازیکنان دارت استان کرمان و شهرستان گلباف برگزار و نفرات برتر مشخص شد.

این مسابقات در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه در محل خانه دارت استان برگزار شد.
لازم بذکر است با توجه به حضور برترینهای استان کرمان و شهرستان گلباف رنگ و حس خاصی به این رقابتها بخشیده بود. در این رقابتها شاهد بازیهای بسیار نزدیک در خور توجهی بودیم .

این رقابتها با حضور ۱۸ بازیکن برگزار گردید. مسابقات به صورت گروهی و سپس حذفی برگزار شد. بازیهای گروهی تماما ۳۰۱ دبل فینیش برگزار شد. ولی رقابتهای حذفی که از حساسیت بسیار بالایی با حضور بهترینها برخوردار بود به صورت ۵۰۱ دبل فینیش برگزار شد .

در این رقابتها شاهد بازی خوب پدیده این روزهای دارت استان  آقای اسماعیل برجسته  بودیم که با بازیهای خوب و حساب شده خود توانست به مقام چهارم  در این مسابقات دست یابد , که امیدواریم روز بروز شاهد پیشرفت این بازیکن ارزنده  و دیگر بازیکنان استان باشیم .

شایان ذکر میباشد که کمیته دارت با اهداء هدیه از دو بازیکن نوجوان شهرستان گلباف حمیدرضا کاظمی و عارف زمانی که با بازی خوب خود حریفان خود رو به چالش کشاندند قدردانی کرد .

در پایان به بازیکنان مقام آور جایزه نقدی  تعلق گرفت.

مقام آوران  این رقابتها: 👇

رتبه اول: محمدرضا زمانی راد
رتبه دوم:  رضا شفیعی
رتبه سوم: نادر خواجه پور
رتبه چهارم: اسماعیل برجسته


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:36 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

مورد داشتیم

مورد داشتیم
پسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟

 

 

 

 

دختره گفته:
دو تا خواهر بزرگتر از خودم هستند
ولی من برای ازدواج مشکلی ندارم، ما اصلا از این رسمها نداریم!

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:36 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

مادری👩🏻نابینا

مادری👩🏻نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و می گریست...

🍂فرشته ای فرود آمد و رو به طرف مادر گفت:
ای مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد، بگو از خدا چه میخواهی؟
مادر رو به فرشته کرد و گفت:
از خدا میخواهم تا پسرم👶🏻 را شِفا دهد.
فرشته گفت: پشیمان نمیشوی؟
مادر پاسخ داد: نه!

🍂فرشته گفت:
اینک پسرت شِفا یافت ولی تو میتوانستی بینایی چشمان خود را از خدا بخواهی...
مادر لبخند زد و گفت تو درک نمیکنی!

سال ها گذشت و پسر بزرگ👨🏻 شد و آدم موفقی شده بود و مادر👵🏻 موفقیت های فرزندش را با عشق جشن میگرفت.
پسرش ازدواج کرد و همسرش را خیلی دوست داشت...👫

🍂پسر روزی رو به مادرش کرد و گفت:
مادر نمی توانم چطور برایت بگویم ولی مشکل اینجاست که خانمم نمیتواند با تو یکجا زندگی کند. میخواهم تا خانه ی برایت بگیرم و تو آنجا زندگی کنی.
مادر رو به پسرش کرد و گفت:
نه پسرم من میروم و در خانه ی سالمندان با هم سن و سالهایم زندگی میکنم و راحت خواهم بود...
مادر از خانه بیرون آمد، گوشه ای نشست و مشغول گریستن شد.

🍂فرشته بار دیگر فرود آمد و گفت:
ای مادر دیدی که پسرت با تو چه کرد؟
حال پشیمان شده یی؟
میخواهی او را نفرین کنی؟
مادر گفت:
نه پشیمانم و نه نفرینش می کنم. آخر تو چه میدانی؟

🍂فرشته گفت:
ولی باز هم رحمت خدا شامل حال تو شده و می توانی آرزویی بکنی. میدانم که بینایی چشمانت را از خدا میخواهی، درست است؟
مادر با اطمینان پاسخ داد نه!😳
فرشته با تعجب بسیار پرسید: پس چه؟🤔

🍂مادر جواب داد:
از خدا می خواهم عروسم 👰🏻 زنی خوب و مادری مهربان باشد و بتواند پسرم را خوشبخت کند، آخر من دیگر نیستم تا مراقب پسرم باشم.
اشک از چشمان فرشته سرازیر شد و اشک هایش دو قطره در چشمان مادر ریخت و مادر بینا شد...
هنگامی که زن اشک های فرشته را دید از او پرسید:
مگر فرشته ها هم گریه می کنند؟
فرشته گفت: بلی!
ولی تنها زمانی اشک میریزیم که خدا گریه میکند.
مادر پرسید:
مگر خدا هم گریه می کند؟!

🍂فرشته پاسخ داد:
خدا اینک از شوق آفرینش موجودی به نام مادر در حال گریستن است...

هیچ کس و هیچ چیز را نمی توان با مادر مقایسه کرد.

تقدیم به همه مادرا...❤️


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:36 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

سی . سی. یو بیمارستان جای جالبیست،

سی . سی. یو بیمارستان جای جالبیست،
آدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ،گریه میکنند ،دعا میکنند ،
حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست ،
آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترستند از "نبودن"
از نزدن ضربان قلب عزیزترین شخص دنیایشان ،از جای خالیه یک آدم

اتاق شوک جای بد و جالبیست
تمام قول های عالم پشت دَرش داده میشود ،
تمام خاطرات مرور میشود ،
تمام خوبی هایش یادآوری میشود ،
حالا چشمتان را ببندید
بدترین آدم زندگیتان را درون این اتاق تصور کنید
فرض کنید تنها کسی هستید که او دارد ،به خوبی های کم رنگش فکر کنید،
به جای خالیش ...

نبود آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند ...
لطفاً در زندگیتان یک اتاق شوک داشته باشید
و خوبی های آدم های بدِ دنیایتان را احیا کنید ...
بعضی روزها امروزمان به فردانمیرسند ...

🌹🌿🌹🌿🌹🌿


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:35 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

صدهزاران

صدهزاران گـل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
   عندلیبـان را چه پیـش آمـد هَــزاران را چه شد
   زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
   کس نـدارد ذوق مستــی میگســــاران را چه شد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:34 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

🍃🌹 بسْمِ رَّبِّ الْشُهداءِ...

🍃🌹 بسْمِ رَّبِّ الْشُهداءِ...

چه بدانم...
     چه ندانم...  
           شهدا می بینند...

گاه در حال گناهم...
                شهدا می بینند...

بی تفاوت شدم و عین خیالم هم نیست...

بوی نان میدهد آهم...
                      شهدا می بینند...

غافلم که همه ٔ عمر گره خورده به هم...

تیر شیطان و نگاهم...
                   شهدا می بینند...

از خدا دور شدم...
               دور خودم می چرخم...

مدتی گم شده راهم...
                     شهدا می بینند...

مدعی بودم و هستم که...
                             شهادت طلبم...

با همین روی سیاهم...
                        شهدا می بینند...

هدیه به ارواح مطهر شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم آل اللّه و شهدای آتش نشان صلوات..


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:34 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

‌#حکایت یک موش

‌#حکایت یک موش
📚

موشی در خانه ے صاحب مزرعه تله موش ديد،
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.
همه گفتند :
تله موش مشکل توست به ما ربطے ندارد.

ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزيد.

از مرغ برايش سوپ درست کردند گوسفند را براي عيادت کنندگان از زن مزرعه دار سر بريدند.

زن مزرعه دار زنده نماند و مرد
گاو را براي مراسم ترحيم کشتند.

و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می کرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد !

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:33 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

اعمال هنگام خواب

اعمال هنگام خواب

 پیامبر اکرم ص
هر كس آیة‌الکرسی را در هنگام
خواب قرائت کند خدا او و خانه‎اش
و خانه همسایگانش را ایمن
خواهد کرد

شبتون زیباودرپناه خالق یکتا

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:33 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

میگویند

میگویند روزی  مولانا از کنار مسجدی رد میشد و دید عده ای دست به دعا برداشته اند و میگویند خدایا کافران را بکش
مولانا از کنار مسجد رد شد و رفت تا به کلیسایی رسید و دید درانجا هم عده ای دست به آسمان برداشته اند و میگویند خدایا کافران رابکش
مولانا رفت تا به در میخانه ای رسید و دید در آنجا خم ها رو به هم میزنند  و میگویند بزن بسلامتی
سپس فرمود من آنموقع بود که دیدم دین مستی بهترین دین است که جز سلامتی دیگران آرزویی ندارند آنجا بود که سرود
پرستش به مستیست در کیش مهر
برونند زین حلقه هوشیارها...!!!

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:33 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

چند جمله انرژی بخش :

چند جمله انرژی بخش :

خدا مرا دوست دارد چون یک روز دیگر به من هدیه داده است

خوشبختم چون یک روز دیگر میتوانم مهردیگران را تجربه کنم و مهر بورزم

من حالم همیشه خوبه چون با وجود دو تا جمله بالایی غمی نمیمونه

من مشکلات زیادی دارم ولی همشو دوس دارم چون همونا هستند که منو شکل میدند

من میخندم چون دلیلی برای نخندیدن پیدا نکردم

من میخندم حتی در تاریکترین روز ها همیشه خدایی هست که منبع نور باشد و همیشه کسانی هستند که مارو به سمت نور بکشونند

روزتون پر از زیبایی و لبخند خدا و احساس خوب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:31 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت

دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت
 به پلیس خیلی جدی گفتم:
میدونی من کیم؟
گفت: کی هستی؟
گفتم: یعنی واقعا نمی دونی؟
رنگش زرد شد؛ گفت: نه،کی هستی مگه؟
.
.

.
.
گفتم:
من یه پرندم، آرزو دارم، تو یارم باشی…!
جریمم نکرد!
اشک تو چشاش جمع شد،‌فقط‌گفت
‌قرصاتو‌سروقت‌بخور😢😢😢


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:31 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

از شیخ هادی نجم آبادی پرسیدند:

.
از شیخ هادی نجم آبادی پرسیدند:

آیا در اسلام موسیقی حرام است؟

جواب داد:

آن موسیقی حرام است که
ازصدای کشیده شدن کفگیر
بر ته دیگ پلو همسایه غنی برخيزد
و
به گوش اطفال گرسنه
همسایه فقیر برسد..


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:30 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ :

1- ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

2- ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .

3- ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ .

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:29 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

کمی تفکر.......

کمی تفکر.......

🔵ماموران #بهداشت با این موارد برخورد می‌کنند:

😳پخت نان در تنورگلی
😳پخت کباب روی ذغال
😳مصرف پیاز در رستوران ها
😳استفاده از نمک طبیعی دریا
😳شیر طبیعی ماست بندی
😳تولید و ارایه آرد کامل سبوسدار
😳حجامت کردن و آموزش آن
😳فروش روغن حیوانی
😳فروش شکر سرخ نیشکر
😳و.... هر غذا و داروی سالم و مفید

🚫ولی ماموران بهداشت با این موارد برخورد نمی‌کنند:⛔️

😞تولید و فروش سیگار
😞تولید و فروش چیپس
😞تولید و فروش پفک
😞تولید و فروش پاستیل
😞تولید و فروش نوشابه
😞تولید و فروش ساندیس
😞تولید و فروش سوسیس
😞تولید و فروش کالباس
😞و...هزاران غذا و داروی شیمیایی و مضر

حالا معلوم میشه چرا ما خسته و بی حال  هستیم!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 8:27 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

اﻣﺘﺤﺎﻥ ﺷﯿﻤﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩ :

اﻣﺘﺤﺎﻥ ﺷﯿﻤﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩ :
ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ !...
.
.
ﮐﺼﺎﻓﻂ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻬﻢ :
.
.
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭻ !...
ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﻮﺏ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺭﺥ
ﻣﯿﺪﻫﺪ؟
ﻣﻨﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ
 ﻋﻘﺪﻩﺍی 😌

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:53 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

داره میرسه...... ☺️

داره میرسه...... ☺️

█████████]]]]]]] 90%

 

 

 

 

 

 

 

عید نوروز رو میگم 🌸 🌸
بفرستین برای شوهراتون😂


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:50 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

دختر داییم امسال معماری قبول شده

دختر داییم امسال معماری قبول شده

 

 

مامان بزرگم گیر داده بهش که واسه چی رفتی بنایی!؟ رشته سختیه اذیت میشی 😂😂😂

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:48 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

این دخترهایی که آستین مانتوشون

این دخترهایی که آستین مانتوشون رو تا بالای آرنج بالا می زنن
من همش فکر میکنم الان میخوان وضو بگیرن !!

 


این قدر ذهن اسلامی و سالمی دارم من!!!
خدا منو حفظ کنه!!😜😁😂

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:47 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ﯾﻪ ﺷﺍﺭﮊ 5 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺑﺨﺮید .

ﯾﻪ ﺷﺍﺭﮊ 5 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺑﺨﺮید
.


.
.

.
.
ﺑﻌﺪ ﺭﻣﺰﺷﻮ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ
ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ 😐
ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﺳﯽ 😐
ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ
ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﯼ ﻓﻠﺞ ﻣﯿﺸﯽ،زندگیت خراب میشه،دستت قطع میشه،اصن میمیری!
حالا خود دانی...
یه پسر نفرستاد الان مرده😐

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:46 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ای کسانی که 99.9 % عکساتونتو آتلیه و فتوشاپه

ای کسانی که 99.9 % عکساتونتو آتلیه و فتوشاپه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
روز قرار فرا خواهد رسید
باشد که رستگار شوید.😁😁

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:45 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

تو زندگیت هیچ وقت حسرت سه چیزو نخور

تو زندگیت هیچ وقت حسرت سه چیزو نخور
۱ .. زیبایی😍
۲ .. تیپ😆
۳ .. جذابیت😌
ما که داریم به کجا رسیدیم 😢،،،

بخدااااا هیچی توش نیس!!!

باور کن ...
جز این که روزی چند تا کشته میدیم و آهشون پشتمونه😣😞😄🙌 ...

 

 

 

 

قوبون دستتون یکی سقفو بگیره😐😂

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:45 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ ۳ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ!!!

 

ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ چهارﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ؟

ﮔﻔﺖ اگه واست ﭘﯿﺘﺰﺍ میگرفتم ﮔﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

به دوتا پرورشگاه سر زدم هردوتاشون گفتن قیافت خیلی آشناست 😐😄


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:43 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

اينان خيلي پلنگن آنان خيلي پلنگن

اينان خيلي پلنگن آنان خيلي پلنگن
به اصغر بگو به جمشيد بگه به جمشيد بگو به انتر بگه

 

 

 

بابام در حال مسخره كردن آهنگاي رپ من!!!!
میبینین توروخخخخدا...
این چ زندگی ایهههه؟؟؟؟؟!!😭😂

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:43 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

تو مراسم خواستگاری

تو مراسم خواستگاری پدرومادر عروس طوری میگن دختر بزرگ کردیم و زحمتشو کشیدیم

 

 

 


انگار پدر مادر داماد  پسرشونو از بسته های پشمک حاج عبدالله پیدا کردن یا شایدم از ایران خودرو تحویل گرفتن😂😂😂

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:42 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

کاریکاتور/ در پی تنبیه خشن یک دانش آموز!

[ چهارشنبه 27 بهمن 1395  ] [ 4:36 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]

منتظر نظرات خوبتون هستیم

[ سه شنبه 26 بهمن 1395  ] [ 1:16 PM ] [ مدیر سید محسن موسوی نویسنده زهرا موسوی ]
[ نظرات0 ]