با اندكى دقت در اهداف استخراج شده از اين بيانات، ملاحظه مى شود كه امام(عليه السلام) علت و انگيزه قيام خويش را، مبارزه با منكرات فراوان در جامعه اسلامى و تبليغ و ترويج معروف در بين مسلمانان، اعلام مى كنند. بنابراين، فلسفه اصلى و نهايى نهضت حضرت را مى توان در يك هدف جامع و كلى يعنى احياى فرهنگ اسلام اصيل و ناب محمدى(صلى الله عليه وآله) و زدودن زنگارهاى تحريف و بدعت از دين جدشان خلاصه كرد. البته حضرت راه كار و ابزار لازم جهت جامه عمل پوشاندن به اين هدف را، در عنصر امر به معروف و نهى از منكر مى دانند. از اين رو در وصيت نامه خود به محمد بن حنفيه مى نويسند:
ادامه مطلب
از آنچه درباره اهداف و فلسفه قيام عاشورا از نگاه هاى گوناگون بيان شد و مورد نقد و بررسى قرار گرفت، روشن شد كه افزون بر آنكه برخى از اين نظريه ها تصوير وارونه و يا دستِ كم نامناسب با شأن رهبر قيام ارائه كرده بودند، هيچ كدام از آنها، در ارائه يك تصوير روشن و جامع از انگيزه هاى قيام امام حسين(عليه السلام) توفيق نداشته اند.
ادامه مطلب
اگر طرفداران اين ديدگاه بر اين باور باشند كه تكليف امام حسين(عليه السلام) اين بود كه به دنيا بيايد و بعد كشته شود و به هدف و آرزوى خويش يعنى شهادت و رسيدن به بالاترين درجات قرب الهى برسد، بدون آنكه حركت حضرت قابل پيروى و درس گرفتن براى مسلمانان باشد، اين تفسير مردود و غير قابل پذيرش است، اما آنچه مسلم به نظر مى رسد اين است كه بسيارى از طرفداران اين نظريه، درصدد نفى بُعد الگوگيرى از حادثه عاشورا و اسوه بودن نهضت حضرت نبوده اند، بلكه هدفشان از طرح چنين ديدگاهى، (چنانكه در بحث دفاع از نظريه تعبد به شهادت نوشتيم.) باطل دانستن نظريه اى است كه هدف از قيام حضرت را تنها تشكيل حكومت اسلامى دانسته و اخبارى را كه دلالت بر علم تفصيلى امام(عليه السلام) به زمان حادثه كربلا دارند، ضعيف و مجعول مى داند. هم چنانكه برخى ديگر همانند صاحب جواهر در كنار قائل شدن به تكليف ويژه امام حسين(عليه السلام)، يكى از دستاوردهاى نهضت حضرت را، حفظ شريعت و رسوايى دشمنان مى داند108 كه بى شك اين ميزان ثمره قائل شدن براى قيام كربلا، ضمن آنكه منطقى و منطبق بودن حركت امام(عليه السلام)بر اصول و ظواهر ادله را اثبات مى كند، قابليت الگوگيرى و اقتدا به آن حضرت را نيز براى هر مسلمانى، روشن مى سازد.
ادامه مطلب
اگر بپذيريم كه قيام امام حسين(عليه السلام) تكليف خاص آن حضرت بوده است، ديگر قيام حسينى نمى تواند الگو دهنده و سازنده باشد، زيرا آنچه ويژه امام(عليه السلام) است، نمى تواند حتى در ضمير و وجدان معاصران امام(عليه السلام) تأثير گذارد، چه رسد به آنكه اثر آن تا به حال باقى بماند. به تعبير ديگر، اگر مردم فهم عقلانى و بشرى از قضيه اى نداشته باشند (چه رسد به آنكه بگوييم حكمى خاص بوده) خود را مشمول خطاب آن ندانسته، و حق اين سؤال را دارند: چه دليلى دارد با آن هم سو و هم نوا شوند يا آن جريان چگونه مى تواند بر آنان تأثير گذار باشد؟
ادامه مطلب
اين نگرش به دلايل ذيل، ظاهراً درست و تمام نيست:
الف: تلائم و هماهنگى سيره معصومان(عليهم السلام) با شرايط و مقتضيات انسان ها
ادامه مطلب
منشأ اين ديدگاه درباره قيام كربلا، برخى از اخبار و نيز سخنان امام حسين(عليه السلام) درباره انگيزه حركت و سفر خويش است كه نمونه اى از آنها چنين است:
ادامه مطلب
ديدگاه مهم ديگرى كه درباره فلسفه قيام امام حسين(عليه السلام) مطرح است، آنست كه نهضت امام(عليه السلام) معلول يك دستور خصوصى و محرمانه از جانب خداوند بوده و جريان عاشورا يك قضيه و تكليف شخصى بوده كه تنها شخص امام حسين(عليه السلام)مكلف به انجام آن بوده است. بر اساس اين برداشت، مقتضاى روايات آنست كه حادثه كربلا جريانى است كه از آغاز خلقت رقم خورده و اين تكليف سيد الشهدا بود كه بر اساس فرمان ازلى الهى، عمل نموده و خود را قربانى كند. اين ديدگاه، مبتنى براين اصل است كه امام(عليه السلام) بر حسب ظاهر، حركتى برخلاف اصول و چارچوب هاى فقهى وحقوقى به انجام رسانده است، زيرا اقدام به امر پر خطر و هلاكت آميز كرده است؛ اما مقام عصمت امام(عليه السلام) اقتضا مى كند كه چنين حركتى پشت پرده، علت و سرّى داشته باشد كه آن سبب تكليف براى آن حضرت شده باشد؛ اما براى ديگران تكليفى ايجاد نمى كند.
ادامه مطلب
بايد توجه داشت كه طرفداران اين نظريه با طرح چنين ديدگاهى، نخواسته اند قيام عاشورا را يك اقدام و عمل بى هدف وبى نتيجه به شمار آورده وآن را مانند بسيارى از امور تعبّديّه، تعبّد محض بدانند كه نمى توان براى آن فلسفه و اهداف ديگرى را تصور كرد،
ادامه مطلب
بر اين ديدگاه، چند اشكال وارد شده است:
نخست اينكه: از آنجا كه زندگى عالمان و نظريه پردازان شيعى اين نظريه، هم چون:
ادامه مطلب
منشأ ديدگاه تعبّد به شهادت برخى از روايات است كه از بين آنها چند روايت بيشتر، در به وجود آوردن چنين ديدگاهى تأثير داشته است. اين روايات چنين است:
ادامه مطلب



