روایت دردهای زینب (س) - آتش شرم علمدار

صداي" يا اخاك ادرك اخاك العباس! در صحنه كارزار و غربت، بر گوش حسين مي‌نشيند. سراسيمه خود را به سوي صدا روانه مي‌سازد. دوست و دشمن نظاره‌گر حركات حسين مي‌گردند در مسير راه احدي جرأت حضور در مقابل چهره، خشمگين حسين را ندارد و هر كس به سويي فرار را برقرار ترجيح مي‌دهد.
در كنار نهر علقمه، قامت رشيدي در خون خويش نشسته و منتظر آمدن سرور و مولا و امام خويش مي‌باشد. صداي سم اسبان دشمن جهت آزار او تداعي مي‌شود. صداي عباس برمي‌خيزد: «اگر باز قصد اذيت و آزارم را داريد، مرا مهلتي دهيد تا امام و مولايم را براي آخرين بار ببينم.» صداي تكيدة حسين برق اميدي در دل علمدارش مي‌نهد. اين، امام زمان اوست كه بر بالينش حاضر گشته است. در حالي كه دست خويش بر كمر گذاشته است، مرثيه مي‌خواند: «الان انكسر ظهري وقلت حيلتي و شمت بي عدوي»؛ الان كمرم شكست.

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:29 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

تعالی روحی و شخصیتی حضرت زینب بعد از واقعه کربلا   

در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا علیهاسلام و از تربیت علی علیه السلام بدست آورده بود، در عین حال زینب بعد از کربلا، با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:27 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

روایت دردهای زینب (س) - بازگشت به مدينه

خيل كاروان اسرا، دلشكسته و خسته به شهر مقدس مدينه بر مي‌گردند و در مقابل دروازة ‌شهر مدينه به امر امام قدري استراحت مي‌كنند، تا بشير خبر آمدنشان را به اهل مدينه بدهد.
زينب در آستانة‌ ورودي مدينه صدا به ناله وا‌مي‌دارد: «كه مدينه ما را قبول منما، مدينه آن زمان كه از تو جدا شديم، با حسن وعباس و علي‌اكبر ... رفتيم؛ اما اكنون هيچ كدام آن ها همراهمان نيستند، مدينه در يك روز، 18 مَحرَم خود را از دست دادم.»

 

19.jpg 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:26 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

ویژگی های فردی اسوه زنان عالم ، زینب کبری (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)

ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری

محل تولد : مدینه

کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم

القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...

همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب

تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )

وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری

محل دفن : شام

 29.jpg


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:25 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

پایان دردهای زینب (س) - خاموشي خورشيد

ماجراي كربلا پايان پذيرفته، ولي غم هاي زينب فراموش شدني نيست هر لحظة‌ او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدينه يادآور حديث كساء اهل بيت و دوران هجرت زينب وحسين از سخت‌ترين دوران عمر اوست.
 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:24 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

از ذريح محاربي منقول است که گفت: به حضرت امام جعفر صادق (ع) شکايت کردم آنچه به من مي رسد از قوم و فرزندان من هر گاه به ايشان نقل مي کنيم ثواب زيارت قبر حضرت امام حسين (ع) را تکذيب من مي کنند و مي گويند: تو دروغ مي بندي بر امام جعفر (ع) حضرت فرمود: اي ذريح! بگذار مردم را که به هر جا که خواهند بروند. والله، که حق تعالي مباهات مي کند به زايران حضرت امام حسين (ع) و آنها که از راه هاي دور به زيارت آن حضرت مي روند، با ملائکه مقرّبين و حاملان عرش خود حتّي آنکه مي فرمايد به ايشان که: آيا نمي بينيد زيارت کنندگان قبر حسين بن علي (ع) را که آمده اند با نهايت شوق به سوي آن حضرت و به سوي فاطمه زهرا(س).

به عزّت و جلال و عظمت خود سوگند مي خورم که: واجب گردانم براي ايشان کرامت خود را که ايشان را گرامي دارم و داخل گردانم ايشان را در بهشتي که مهيّاکرده ام براي دوستان خود پيغمبران و رسولان خود.

 

اي ملائکه من! اينها زيارت کنندگان حسين اند که محبوب محمّد (ص) است که او پيغمبر و حبيب من است و هر که مرا دوست مي دارد حبيب مرا دوست مي دارد و هر که حبيب مرادوست مي دارد محبوب او را دوست مي دارد. و هر که حبيب مرا يا محبوب او را دشمن مي دارد بر من لازم است که او را به بدترين عذاب هاي خود عذاب کنم و به آتش خود او را بسوزانم. و جهنّم را جايگاه او گردانم و او را عذاب کنم که هيچ يک از عالميان را عذاب نکرده باشم. [1] .

 

پی نوشتها :

[1] کامل الزيارت ص 143 بحارالانوار ج 101 ص 75 -76.

 

منبع: داستانهايي از زمين کربلا  ؛ ر- يوسفي


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:17 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

در کتاب شريف المشاهد شيخ شبستري (ره)

روايت کرده که چون حضرت نوح عليه السلام کشتي را بنا نمود و صد هزار مسمار به کشتي زد تا اينکه پنج مسمار ماند حضرت نوح عليه السلام يکي از آن پنج مسمار را برداشت.

فاَ شرَقَ بِيَدِهِ وَ اَضاءَ کَما يَضئ الکَواکِبَ الدُّريه في اُفُق السَّماء.

پس آن مسمار در دست نوح روشن شد چنانکه ستاره رخشان در افق آسمان درخشنده مي شود. فتحيّر نوح فانطق الله المسمار بلسان طلق ذلق فقال انا باسم خير الانبياء محمّد بن عبّداللّه «ص» پس نوح از درخشندگي مسمار حيران شد و خداوند عالم مسمار را بنطق و تکلم آورد با زبان کشاده و فصيح عرض کرد: که يا نوح من بر اسم نامي خاتم انبياء محَّمد بن عبدالله مقرَّر شده ام و درخشندگي من از برکت اسم آن بزرگوار است.

 

پس جبرئيل نازل شد و حضرت نوح عليه السلام از جبرئيل سؤال کرد يا جبرئيل اين چه مسماري است که من هرگز مثل او را در درخشندگي نديده ام. جبرئيل گفت: اين مسمار بر اسم حضرت رسو ل اللّه (ص) است پس ‍ حضرت نوح (علي نبيّينا و آله و عليه السلام) سه مسمار ديگر از آنها را برداشت و هر يک را به طرفي از کشتي زد، و هر يک در درخشندگي مثل سابق بودند، چون نوبت مسمار پنجم رسيد حضرت نوح عليه السلام آن را برداشت و ديد فَزَهر و انارَ و اَظهَر النِداوة پس درخشان و منوّر گرديد، در دستش، و رطوبت سرخي از آن مسمار ظاهر شد، حضرت نوح عليه السلام متعجّب ماند از جبرئيل سؤال کرد! جبرئيل عرض کرد: که اين مسمار پنجم مسمار حسين عليه السلام است و بنام اوست، آنرا بجانب مسمار پدرش بزن، حضرت نوح پرسيد که اين چه رطوبت است که از اين مسمار ظاهر مي شود؟ جبرئيل عرض کرد: که اين خون است و احوالات و وقايع کربلا را به حضرت نوح عليه السلام بيان کرد و حضرت نوح عليه السلام گريست و بر قاتلين آن حضرت لعن نمود. [1] .

 

پی نوشتها :

[1] کشکول النور ج 1 ص 64.

 

منبع: داستانهايي از زمين کربلا  ؛ ر- يوسفي


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:16 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

براي امام حسين عليه السلام عزا خانه بسيار و گريه کننده بيشماري است پس در زير اين آسمان و تحت خورشيد درخشان عزا خانه اولي کربلاست، که باعث کرب و گيرائي قلوب همه انبياء و مؤمنين و محبّين و موالين ميشود تا روز قيامت.

دوّم عزا خانه مخصوص آن بزرگوار بيت الصّراخ است، که در عرش عظيم الهي است که همه ملائکه در آن مکان رفيع الشّان با نوحه و ضجّه به عزاي آن عزيز زهرا (س) مشغول هستند.

سوّم بيت العمور است که در آسمان چهارم است که ملائکه آسمانها به گريه و شيون آن سيّد مظلومان نوحه مي کنند و مانند اين که در عالم باطن آوازه عزاداران ملاءاعلي بگوش باطني سکّان عالم سفلي ميرسد که آثار عزاداري و گريه و ناله ظاهر ميشود تا روز قيامت و هر کس از عزاداران به قدر اخلاص ‍ و محبّت خود بمراتب نورانيّت و قرب معنوي مترقي ميکند.

چهارم بيت المرمر است که در بهشت است و مانند آنکه اشاره به آن مجلس ‍ عزاخانه است که در اول خلقت حضرت آدم و حضرت حوّا عزا خانه بپا نمودند.[1] .

 

پی نوشتها :

[1] بحر المصائب ص 349.

 

منبع: داستانهايي از زمين کربلا  ؛ ر- يوسفي

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:15 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

از حضرت امام جعفر صادق (ع) منقول است که: چون شخصي از خانه خود بيرون آيد به عزم زيارت حضرت امام حسين (ع) به سوي کربلا مشايعت کنند او را از هفتصد ملک از بالاي سر او و زير پاي او از جانب راست و چپ و پيش رو و پشت سر او تا او را به اهلش برسانند. پس چون زيارت کند آن حضرت را ندا کند او را منادي که: (گناهانت آمرزيده شد پس ‍ از سر گير عمل را).

پس با او برمي گردند آن ملائکه تا داخل خانه خود شود. پس به او مي گويند که: (تو را به خدا سپرديم).

پس پيوسته به زيارت او مي آيند تا روز مردن او وبعد از مرگ او، هر روز. و زيارت مي کنند حضرت امام حسين (ع) را و ثوابش از آن مرد است.[1] .

 

پی نوشتها :

[1] کامل الزيارات ص 145،بحارالانوار ج 101 ص 67 روايت 59.

 

منبع: داستانهايي از زمين کربلا  ؛ ر- يوسفي


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:14 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0

 

در کتاب کامل الزيارة ازفخرالسّاجدين حضرت زين العابدين عليه السلام روايت شده است که خداوند سبحان و تعالي کرب بلا را حرم امن و با برکت قرار داده بيست و چهار هزار سال قبل از آن که کعبه را خلق نمايد، و چون حقّ تعالي در ابتداي قيامت زمين را به زلزله در مي آورد، و زمين کربلا را با خاکش نوراني و صاف بالا برند.

پس آن را بهترين باغ از باغهاي بهشت مي گرداند و بهترين مساکن از مسکنهاي بهشت که ساکن نمي شود در آن مگر مقربان و پيامبران و رسولان و آن زمين روشنائي مي دهد در بهشت چنانکه ستاره هاي بسيار روشن در ميان ستاره ها براي اهل زمين روشنائي مي دهند که نورش ديده هاي اهل بهشت را خيره ميکند.

و آن زمين مقدّس ندا ميدهد در ميان بهشت منم آن زمين طيّب و مبارکي که در آغوش گرفتم و در بر داشتم نعش بهترين شهيدان و سيد جوانان اهل بهشت حسين بن علي عليه السلام را. [1] .

 

جان به قربان تو و کرب بلايت يا حسين 

اين سر شوريده ام دارد هوايت يا حسين

 

روز و شب در آرزوي مرقدت آرام به سر 

کي شود مأوي کنم در کربلايت يا حسين

 

 پی نوشتها :

[1] کامل الزّيارة ص 86.

 

منبع: داستانهايي از زمين کربلا  ؛ ر- يوسف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 آبان 1393  | 6:13 AM | نویسنده : هادیزاده | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید