اي زمين کربلا اينجا بود ماءواي من
مي شود اي کربلا اينجا فزون غمهاي من
کربلا بر روي تو عرش خدا بنهاده پا
تا ببوسد خلق عالم خاک زير پاي من
کربلا اينجا دگر وادي جانبازان بود
قاب قوسين عون و جعفر،اکبر او" ادناي من
کربلا وادي طور مصطفي اينجا بود
غرق خون اينجا بيند خواهرم سيماي من
کربلا اين سرزمين گلزار زهرا مي شود
در کنار يکديگر پرپر شود گلهاي من
از براي کشتن من شمر دون بي حيا
ميزند با چکمه بر سينه سيناي من
اين سر نوراني بالاي ني منزل کند
مي چکد از نوک ني خون جگر از ناي من
هرکه چون آرام دل با نغمه هاي جان گداز
مي شود مدهوش اگر نو شد مي از ميناي من تارک زيارت قبر حسين (ع)
ادامه مطلب
شخصي به خدمت امام صادق (ع) عرض کرد: فداي تو شوم، چه مي فرمائيد در حقّ کسي که ترک کند زيارت قبر حضرت حسين (ع) را، و در حالي که قادر به زيارت آنحضرت باشد؟
فرمود: مي گويم که او عاقّ حضرت رسول (ص) و عاقّ ما شده است، و سبک شمرده است امري را که براي او نافع است. و هر که آن حضرت را زيارت کند خدا حوائج او را متکفل مي گردد. و کفايت مهمّات دنيائي او رامي نمايد. و زيارت آن حضرت باري بنده روزي جلب مي نمايد، و آنچه در اين راه خرج نمايد خدا به او عوض مي دهد، و گناه پنجاه ساله او را مي آمرزد، در حالي بسوي اهل خويش باز مي گردد که هيچ گناه و خطائي بر او نباشد، مگر آنکه از نامه عمل او محو شود. و اگر در اين سفر بميرد ملائک نازل مي شوند و او را غسل مي دهند و گشاده شود براي او دري بسوي بهشت که داخل شود بر او نسيم بهشتي.
و اگر سالم بماند گشاده شود براي او دري که نازل شود از آن در روزي او و حقتعالي به عوض هر درهمي که او خرج کرده است هزار درهم به او بدهد وبراي او ذخيره نمايد، و چون محشور شود به او گويند که خدا اين عوض را براي تو ذخيره کرده است و امروز به تو رسانيد.[1] .
پی نوشتها :
[1] التهذيب ج 6 ص 45 - المستدرک ج 2 ص 204.
ادامه مطلب
در روايات ميباشد که خداوند عالم خاک کربلا را تحفه و هديه حورالعين قرار داده است، چنانچه در کتاب شريف سفينة النّجاة روايت شده است که: هر گاه ملائک ملا اعلي و مقرب درگاه خداوند بر زمين نزول مي کنند حورالعين به ايشان ميگويند که از براي ما خاک کربلا و تسبيحي از آن ارض منوّر بياوريد. [1] .
پی نوشتها :
[1] سفينة النّجاة ص 56.
منبع: داستانهايي از زمين کربلا ؛ ر- يوسفي
ادامه مطلب
عبداللّه ابن حماد نقل مي کند: روزي امام صادق (ع) به من فرمود:
اي حماد نزد شما فضيلتي هست که مثل آن به احدي داده نشده است. و گمان ندارم آن چنان که بايد آن را بشناسيد و بر او محافظت نمائيد! و قيام به حقّ آن کنيد. و از براي آن فضيلت اهلي هست که ايشان را براي آن کار نام برده اند، و به ايشان توفيق عطاء کرده اند، و اين رحمتي است که خداوند تعالي به ايشان بخشيده است. پرسيدم: آن فضيلت که نام برديد و وصف نموديد کدام است؟ فرمود: زيارت جدّم حضرت امام حسين (ع) است. زيرا که او غريب است و در زمين غريب مدفون شده است. هر که به زيارت او مي رود، بر او برمي گريد. و هر که به زيارت او نمي رود، بر مصيبت او اندوهناک مي باشد و دلش مي سوزد. هر که او را به ياد مي آورد ترحّم مي کند.
ادامه مطلب
سيد بن طاووس عليه الرّحمه از محمد بن احمد بن داوود نقل کرده است که مي گفت:
من همسايه اي داشتم که او را علي بن محمد مي گفتند. گفت که من هر ماه يک مرتبه به زيارت امام حسين (ع) مي رفتم. و چون سنّم بالا رفت و جسمم ضعيف شد مدّتي به کربلا نرفتم، و بعد از مدّتي پياده روانه شدم، و در مدّت چند روز به کربلا رسيدم، زيارت کردم و نماز خواندم و چون به خواب رفتم ديدم که حضرت امام حسين (ع) از قبر بيرون آمده و به من مي گويد: چرا مرا جفا کردي؟ و قبل از اين به من نيکوکار بودي! گفتم اي سيّد جسمم ضعيف شده است و پايم بي قوّت شده است و در اين وقت ترسيدم که آخر عمر من باشد چند روز راه آمده ام تا به زيارتت رسيده ام و روايتي از شما به من رسيده است مي خواهم از شما بشنوم، فرمود: بگو! گفتم که روايت مي کنند که شما فرموده ايد: هر که به زيارت من آيد در حيات خود من او را بعد از وفاتش زيارت مي کنم. فرمود: که بلي من گفته ام و اگر او را در آتش جهنّم بيابم از آتش او را بيرون مي آورم.[1] .
پی نوشتها :
[1] بحارالانوار ج 101 ص 16 - المستدرک ج 2 ص 324.
منبع: داستانهايي از زمين کربلا ؛ ر- يوسفي
ادامه مطلب
نيکلسون
نيکلسون مي گويد: «بني اميه طغيان گر بودند و قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند.مسلمين را خوار نمودند وصاحبان اصلي حکومت راکشتند. بنابراين ، تاريخ از روي انصاف حکم مي کند که خون حسين (ع) به گردن بني اميه است .»
نيکلسون در جايي ديگر حادثه کربلا را موجب اتحاد مي داند و تأثير آن را در ايران ذکر مي کند.
«حادثه کربلا مايه پشيماني و تأسف امويان شد زيرا اين واقعه شيعيان را متحدکرد و براي انتقام حسين هم صدا شدند و صداي آن ها در همه جا و مخصوصاً نزد ايرانيان که مي خواستند از نفوذ عرب آزاد شوند، انعکاس يافت .»
ادامه مطلب
از نويسندگان مذهبي و يا غير مذهبي اهل سنت هم که بگذريم ، چهره زنده ياد علامه اقبال لاهوري در ميان شاعران اهل سنت که به ستايش از امام حسين (ع) و نهضت عاشورا پرداخته ، بيشتر از همه مي درخشد و اين اثر بخشي بسيار شديد و عميق ،نهضت عاشورا را در تفکر نوي سياسي اهل سنت و هنر و ادبيات آنان نشان مي دهد.
ادامه مطلب
تاملاس که زماني رئيس کنگره ملي هندوستان بود، معتقد است که با بزرگداشت قيام و خاطره شهيدان کربلا هميشه روح معنويت ، آزاد زيستي ، بزرگواري ، فداکاري و ايثار در جامعه خواهد جوشيد و جامعه از فقر فرهنگي به غناي فرهنگي و اعتلا خواهد رسيد و هميشه سرزنده و در مسير حيات معقول پيش خواهد رفت .
ادامه مطلب
بار تولومو
به مسئله اي تازه در تاريخ اشاره مي نمايد که حکايت از ارتباط ايرانيان با امام حسين دارد که نماينده امام حسين در پنج فرسخي کوفه در محلي به نام «سلوجي » براي ايرانيان به زبان فارسي سخنراني کرد و حکومت يزيد را براي ايرانيان افشاء نمود.
«در 17 رجب سال شصتم هجري نماينده امام حسين (ع) در سلوجي نطقي به زبان فارسي نمود... از روزي که يزيد به جاي پدر در دمشق نشست فسق و فجور در دستگاه علني شد... در آمد بيت المال فقط صرف پرداخت مستمري کساني مي شود که مي توانند وسائل فسق و فجور يزيد را فراهم نمايند و زن هاي بيوه و يتيماني که شوهر و پدرشان در جنگ کشته شده اند در بلاد اسلامي تکدي مي کنند و هيچکس به فکر تأمين زندگي آن ها نيست . احترام خانواده نبوت رفته ،... حسين (ع) مشاهده مي نمايد حکومت ظلم و فساد عن قريب اسلام را از بين خواهد برد تصميم گرفته است ... براي نجات اسلام از ظلم و ستم اقدام کند.»
ادامه مطلب
نيبلت ، به آخرين شب حيات بابرکت امام در کربلا اشاره مي نمايد که امام حوادث روز عاشورا را به يارانش توضيح داد و فرمود کساني که با حسين بمانند جز به مرگ نينديشند. از اين رو از همه خواست که در تاريکي امام را ترک نمايند.
ادامه مطلب



