دانکيري در کتاب «شهسوار اسلام » به علاقه ايراني ها به امام حسين اشاره نمود وبي اعتنايي امام به نصيحت فرزدق را ذکر مي کند که فرزدق به امام گفت : «اندکي تأمل کنيد تا کنون قلب هاي مسلمين با شماست ولي شمشير آن ها با پسر معاويه است . امام حسين (ع) به نصيحت او اعتنا نکرد».

ادامه مطلب
3. جهاد و مبارزه در راه حق
از آنجایی كه دین انسان را به ساحل نجات و سعادت میرساند و اسلام مایه پیشرفت و سعادت امت اسلامی است، امام حسین علیهالسلام میفرماید: «فقتل امرء بالسیف فی الله أفضل»؛ برای مرد كشته شدن در راه خدا افتخار است. نیز در خصوص جهاد میفرمایند: «لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرّ منهم فرار العبید»؛ نه دست ذلت به آنان میدهم و نه مانند بردگان از برابرشان فرار میكنم.(20) بلكه حضرت تصمیم گرفت برای احیای اسلام و اصلاح وضعیت جامعه خویش تلاش كند، هرچند سرانجام به شهادت برسد. از اینرو، فرمود: «و انّی لم اخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی صلیاللهعلیهوآله ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابیطالب.»؛(21) من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج میگردم، بلكه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منكر است خواستهام از این حركت، اصلاح مفاسد امت و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب علیهالسلام است.
ادامه مطلب
2. نظام سیاسی و رهبری صالح
یك رهبر آگاه و دلسوز و یا یك رهبر گمراه و فاسد، میتواند جامعه تحت رهبری خود را به هر سمت و سویی كه بخواهد حركت دهد؛ میتواند از آن بهشتی بنا كند كه در آن همه كمالات آدمی متبلور است و یا جهنمی كه همه زشتیها و مفاسد و بدبختیها در آن جلوهگر است، تاریخ، جوامع بسیاری را شاهد بوده است كه بر اثر رهبریهای صحیحی كه به وسیله رهبران شایسته در آنها صورت گرفته، از هیچ به همه چیز رسیدهاند. به عكس، شاهد جوامعی بوده كه علیرغم داشتن همه نوع امكانات و افتخارات گذشته، بر اثر رهبریهای ناشایست و داشتن رهبران فاسد و نالایق بكلی سقوط كرده، عزت و استقلال خود را از دست دادهاند. از همین روست كه براساس عقیده شیعه، امام باید منتخب از ناحیه خدا و دارای مقام عصمت و از لحاظ فضایل نفسانی و كمالات انسانی از همه مردم زمان برتر باشد؛ چه اینكه رهبران نقش برجستهای در هدایت و یا ضلالت جامعه دارند. خداوند متعال به پیامبراكرم صلیاللهعلیهوآله درباره ابلاغ رهبریت و امامت حضرت علی علیهالسلام در غدیر خم میفرماید: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس» (مائده: 67)؛ ای پیامبر آنچه كه از ناحیه پروردگارت بر تونازل شده، به مردم ابلاغ كن وگرنه رسالت خود را انجام ندادهای و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد كرد.
ادامه مطلب
مفهوم فرهنگ:
ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، كاری است بس دشوار. ولی هسته اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزشهای وابسته به آنهاست.(1) تایلور در تعریف فرهنگ میگوید: «فرهنگ... به مفهوم وسیع مردمشناختی آن، كل پیچیدهای است كه دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قانون، رسم و هر نوع قابلیت و عادت دیگری را، كه انسان به صورت عضوی از جامعه كسب میكند، در برمیگیرد.»(2)
آلن بیرو در این زمینه مینویسد: «فرهنگ عبارت است از هر آنچه كه در یك جامعه معین كسب میكنیم و میآموزیم و میتوانیم انتقال دهیم.... برای مشاهده و مطالعه فرهنگ میتوان آثار تحقق یافته آن یعنی آثار هنری، فنی، ادبی و... یا رفتارها و اشكال و صور مناسبات بین انسانها و نیز كاربرد ارزشها و نحوه مشاركت در مظاهر فرهنگی و انتقال آن را ملاحظه نمود كه نشاندهنده میزان نفوذ فرهنگ بین مردم است.»(3)
ادامه مطلب
ثمره نهضت کربلا چه بود
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشههاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مىبردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1)
ادامه مطلب
آثار سیاسی عاشورا – بيدارى خفتگان و رهايى از ضلالت
بيدارى خفتگان
از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست.
براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشارهاى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند:
ادامه مطلب
آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
بقاى شريعت اسلام
او كشته شد كه دين خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است
اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمىشد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مىگراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مىكرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (ص) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.
ادامه مطلب
آثار سیاسی عاشورا – دميدن روح استقامت و آزادیخواهی
يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بىروح مسلمين در همه اعصار دميد.
سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد».
ادامه مطلب
حيله و سفاكي امويان
امام حسين عليه السلام يقين داشت که امويان، وي را رها نخواهند کرد و از حيله و خيانت نسبت به آن حضرت، دست برنخواهند داشت، حتي اگر با آنها صلح کند و بيعت نمايد زيرا:
الف - امام، درخشان ترين شخصيت درجهان اسلام بود و مسلمانان در درون خويش، نسبت به وي دوستي و ارادتي خالص داشتند؛ زيرا آن حضرت، نوه پيامبرشان بود و سرور جوانان اهل بهشت و طبيعي بود که براي امويان، تحمل پذير نبود که شخصيتي با نفوذي قوي و جايگاهي بلند در همه زمينه ها وجود داشته باشد؛ زيرا اين امر، خطري بر قدرت و سطنتشان به حساب مي آمد.
ادامه مطلب
امر به معروف
از قوي ترين عواملي که سرور آزادگان عليه السلام به خاطر آنها قيام کرد، برپا داشتن «امر به معروف و نهي از منکر» بود که از پايه هاي اساسي اين دين مي باشد و در درجه اول، امام درباره آن مسؤوليت دارد.
امام عليه السلام در وصيت به برادرش «ابن حنفيه» که علل قيامش بر ضد يزيد را در آن توضيح داده، اين مطلب را بيان کرده است، آن حضرت عليه السلام فرمود: «من نه خود سرانه و بيهوده خارج شده ام، نه ستمکار و نه مفسد، بلکه براي طلب اصلاح در امّت جدّم خارج شده ام، مي خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم».
ادامه مطلب



