حماسه عاشورا
السلام علي الحسين وعلي علي بن الحسين وعلي اولاد الحسين وعلي اصحاب الحسين

 

با وجود فراز و نشيب هايي كه در رابطه با انقلاب اسلامي وجود دارد واقعيت اين است كه اين انقلاب داراي تفاوت هاي عمده اي با ساير انقلابات جهان است. يك نكته قابل طرح، تأثيرپذيري حركات وقايع از نهضت حسيني است. بسيج مردمي و پارادايم كربلا فرآيندي است كه طي آن واحد اجتماعي كه بيشتر از اين منابع سه گانه جمعيتي، اقتصادي و نظامي قدرت را در دست دارند كه در اين مجموعه منابع جمعيتي با كسب وفاداري توده در اولويت نخستين است. ميشل فيشر يكي از نظريه پردازان غربي است كه در كتاب «شماهاي تفسيري» عامل اصلي وحدت بخشي را كه به عنوان مجموعه اي از منابع نمادين عمل مي كند پارادايم كربلا مي داند كه درك مشتركي از شهادت امام حسين (ع) در كربلا محسوب مي شود. پارادايم كربلا از نگاه او سومين بخش داستان اصلي محمد، علي و حسين است. پارادايم كربلا به عنوان يك چهارچوب معنايي برنامه ريزي شده كل منابع و نمادهاي موجود فرهنگي را با قدرت بسيار در خود جذب مي كرد و آن را در معرض استفاده به منظور بسيج توده اي قرار مي داد. به قول فيشر پارادايم كربلا حماسه اي ارزشي با توان بسيجي بسيار زياد محسوب مي شود كه بر اساس تجارب مذهبي روزمره تاريخ اجتماعي، فرهنگي ملت شكل گرفته و ابزاري بود كه با نارضايتي هاي موجود و تلاش براي يافتن شيوه هايي براي بيان و بسيج كه بخشي از نظام فرهنگي بود معنا مي داد بازيگران ناچار نبودند خارج از نظام معنايي مشتركي كه وجود داشت به جست وجوي اعتبار برآيند.
اسكاچ پل در رابطه با ارتباط نهضت حسيني(ع) با نهضت خميني(ره) معتقد است كه اسطوره امام حسين(ع) چهارچوبي براي خود نمود. او حتي تا آنجا پيش مي رود كه نقش و تأثير نهضت حسيني(ع) بر مردم ايران را به مسلمانان و شيعيان خلاصه نمي كند بلكه مي نويسد نكته حائز اهميت اين است كه ايرانيان حتي در خارج از مرزها بين مومنين و غير مومنين مي توانستند با يكديگر متحد گردند، زيرا اسلام شيعه در يك رهبري اخلاقي علناً سازش ناپذيري يك كانال ملي دومي را براي ابراز مخالفت مشترك عليه پادشاهي كه به خارجيان بيش از حد نزديك بود فراهم آورده بود.
تأثيرپذيري نهضت امام خميني(ره) از نهضت كربلا در اين بعد، يعني عزت مداري و ذلت گريزي را نيز به وضوح مي توان ديد. امام خميني(ره) از همان اول نهضت، عزت اسلام را مورد اهتمام و توجه جدي قرار دارند.

 

منبع: سايت صبح صادق

موضوع: نقش نهضت حسيني در نهضت هاي آينده جهان اسلام

 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 دی 1390  توسط فاطمه غفاري فيني

 

در مورد علل و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام آنچه به اختصار می توان اشاره کرد بدین قرار است:

1-بیعت خواهی یزید: یزید به والی خود در مدینه نوشت: حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست.

و امام در جواب فرمود: هنگامیکه امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند.  و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید.

2- دعوت مردم کوفه از امام (ع) و  اقامه حجت بر امام (ع): بجهت اینکه وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت حقه اسلامی را تشکیل دهد و بحسب ظاهر چنین زمینه ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود 12 هزار نامه برای امام (ع) آمادگی خود را برای کمک به امام با لشکر صد هزار نفری اعلان نمودند، معلوم است که اگر امام اجابت نمی فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و مواخذه می گردید.

خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرموده: به جانم قسم امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهدو روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرائط را به طور کامل رعایت نماید خود امام علیه السلام بوده اند.

3-اصلاح امت و مبارزه با فساد:

چنانکه خود حضرت فرمود: انگیزه ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خدا است. و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین (ع) زنده کردن ارزشهای اسلامی بوده است. همان ارزشهایی که حکومت اموی سعی می نموده آنها را نابود کند. برخی از ارزشهایی که حکومت بنی امیه سعی در محو آن داشت بدین قرار است:

الف- وحدت اسلامی، حکومت بنی امیه از طریق احیای تعصبات قبیله ای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب، و نیز از طریق ایجاد اختلاف میان اعراب اصیل و موالی، سعی می کرد ریشه های وحدت اسلامی را متزلزل کند. در حالیکه شکوه و عظمت اسلام وابسته به همین وحدت میان امت اسلامی است.

ب- حریت: منطق حکومت اموی شمشیر و شکنجه و ترس و ارعاب بود و از این طریق حریت و آزادی و آزادگی را از میان امت اسلامی برداشته بودند ولی امام با شهادت خود درس آزادی و آزادگی به مردم داد. و مردم نیز برای بدست آوردن حریت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام قیامهای متعددی برپا نمودند.

ج- اخلاق اسلامی و انسانی: چون حکومت فاسد با جامعه و مردم صالح نمی تواند کنار بیاید و حکومت ها باید مردم را همانند خود بسازند، چنانکه خود معاویه پس از پیمان با امام حسن بن علی علنا اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطی که در قرار داد به نفع امام حسن بن علی قرار داده شده است عمل نخواهد کرد، عملا دروغ و نیرنگ و فساد را در جامعه ترویج می داد. و لذا امام حسین (ع) می فرماید: همانا سنت رسول خدا (ص) را بدست فراموشی سپردند و بدعت ها را زنده کردند. یا فرمود: شما را به زنده کردن معارف حق و از بین بردن بدعتها دعوت می کنم.

خلاصه اینکه در جامعه آن روز فسادی بالاتر از تصدی ظالمین و ستمگران در مناسب حکومتی نبوده است، که در حقیقت ریشه همه فساد و بدبختی در جامعه است. چنانکه امام در برابر لشکر حر فرمود: ای مردم! همانا رسول خدا (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که محرمات الهی را حلال می شمارد و با خدا پیمان شکنی می کند، و با سنت و روش رسول خدا مخالفت می ورزد، ولی با او مخالفت نکند بر خداست او را با همان ستمگر محشور گرداند و در جایگاه ستمکاران قرار دهد.

البته این علت و انگیزه سومی را که بیان داشتیم می توان تحت عنوان وسیعتری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هم جای داد که در بیان امام حسین علیه السلام به عنوان هدف قیامشان طرح شده است آنجا که می فرماید: منظورم (از این قیام) امر به معروف و نهی از منکر است.

«مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد. (اگر برای تغییر این وضعیت) مومن مشتاق دیدار پروردگارش باشد ( و جان خود را فدا کند) شایسته است.»

البته علل و عوامل دیگری نیز در حادثه قیام امام حسین وجود دارد که به نوعی به یکی از سه عوامل بر می گردد. مانند طرح ترور امام در مکه و... .

نکته دیگر اینکه به نظر می رسد علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند و آن عبارتست از پاسداری از آئین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود. چنانکه در زیارت اربعین امام حسین (ع) می خوانیم: (خدایا من شهادت می دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد.

 

منبع: پايگاه اطلاع رساني حوزه نت

موضوع: ريشه هاي قيام امام حسين (ع)

 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 دی 1390  توسط فاطمه غفاري فيني

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، آنچه ملّت را در مقابل استکبار جهانی ، مقاوم و بی باک ساخت و امت انقلابی و رهبری انقلاب ، تن به سازش ندادند ، همان درس عزتی بود که از // هیهات منّا الذّله // ابا عبداللّه آموخته بودند و آنچه که در سالهای دفاع مقدس ، جبهه ها را گرم نگه می داشت و سیل نیروی عظیم انسانی به جبهه ها سرازیر می شد و فتح الفتوح ها می آفرید ، درسهای آموخته از کربلا و مکتب شهادت بود . امام امت فرمود : // انقلاب اسلامی ایران ، پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است .// (صحیفه نور ج 18 ص12 ) و فرمود : // این خون سیدالشهدا است که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش می آورد // . (صحیفه نور ج 15 ص 204)
آنچه عاشورا داشت ، یک بار ایدئولوژیکی و انگیزه مکتبی برای مبارزه بود . این محتوا در ذهن رهبر انقلاب و در دل پیروان او شکل گرفت و نهضت را پدید آورد و پس از پیروزی هم در 8 سال دفاع خونین از انقلاب را اداره و تغذیه کرد . فرهنگ عاشورا و الهام از اسوه های کربلایی ، حتّی در وصیّت نامه ها ، پیشانی بندها ، شعارها ، سرودها ، نوحه ها ، تابلوهای جبهه ، رمز عملیات ، مجالس ختم شهدا متجلی بود . وقتی فرماندهی می گفت : ما یک بار حسین را در کربلا تنها گذاشتیم و چهارده قرن ، تحقیر و تازیانه و توهین و شکنجه چشیدیم ، هرگز مبادا این بار حسین ع را تنها بگذاریم . (چکیده مقالات کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا ص 104) این عمق تاثیر عاشورا را در دفاع مقدس ما نشان می دهد .
رزمندگان اسلام ، به عشق حسین ع در جبهه ها تشنه جان می دادند ، انتظار و امید حضور اباعبداللّه ع را بر بالین خود داشتند . آنچه به پیشانی بندها یا پشت لباسهای رزم خود می نوشتند ، پیوند جبهه و کربلا را می رساند ، از قبیل : مسافر کربلا ، زائر کربلا ، یا زیارت یا شهادت ، هیهات منّا الذّله ، یا قمر بنی هاشم ، یا ثارالله ، یا حسین شهید ، یا سید الشهدا ، عاشقان کربلا ، کل یوم عاشورا ، یا ابا عبداللّه ، لبیک یا حسین و ... تابلوهای جاده های جبهه نیز الهام از فرهنگ عاشورا داشت . غیر از تعبیرات یاد شده که گاهی در تابلو نوشته ها هم دیده می شد ، عباراتی این چنین نیز ، گویای این حقیقت است : هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله ، اگر خسته جانی بگو یا حسین ، وعده گاه حزب اللّه صحن اباعبداللّه ، رزمندگان تا کربلا راهی نمانده ، راه قدس از کربلا می گذرد ، پیش بسوی حرم حسینی ، بسیجی مسافر جاده های پر پیچ و خم کربلا و ... دهها جمله دیگر . (فرهنگ جبهه مهدی فخیمی)
نامگذاری برخی از عملیاتها نیز با الهام از نهضت عاشورا بود . عملیات محرم ، مسلم بن عقیل ، عاشورا ، ثاراللّه ، کربلای 1 تا 10 و ... از این نمونه هاست . رمز عملیات نیز گاهی از اسامی مبارک حماسه سازان کربلا بود که رزمندگان ، شوری عاشورایی پدید می آورد ، همچون : یا حسین فرماندهی ، یا ابالفضل العباس ، یا زینب ، یا اباعبداللّه الحسین ، همین که رزمندگان خود را در مسیر اهداف عاشورا می دیدند ، شور می گرفتند و همین که خانواده های آنان به جبهه حسینی سرباز می فرستادند ، صبور و مقاوم می شدند ، شهیدان جبهه ها را مسافران باز گشته از کربلا می دانستند ( این گل پرپر از کجا آمده ؟ از سفر کرب و بلا آمده ) و عزیمت به جبهه را حرکت به سوی حرم حسینی می دیدند ( گرفته ایم جان به کف و به کربلا می رویم ، پیش به سوی حرم حسینی ) جانبازان بی دست را ، اقتدا کنندگان به قمر بنی هاشم می دانستند و مادران و خواهران و دختران شهدا را درس آموخته از زینب و سکینه ع می یافتند و مادر چند شهید را به // ام البنین // تشبیه می کردند و در حمایت از رهبری انقلاب و اطاعت فرمان جهاد او ، شعار // ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند // سر می دادند . شبهای حمله ، با نوحه خوانی و سینه زنی و عزاداری برای امام حسین ع روحیه می گرفتند .
در آن سالها ، عزیمت به جبهه ، پاسخ به ندای // هل من ناصر // حسین زمان بود و جبهه های غرب و جنوب کشور ، // کربلای ایران // محسوب می شد و شهدایی که به عاشوراییان تاریخ می پیوستند ، سیراب شدگان از فرات عشق و علقمه یقین بودند و حتّی // مفقود الاثر // ها ، گمشدگانی در // حریم کربلا // تلقی می شدند . این باورها و بر داشتها بود که به امت ما آرامش و اطمینان می بخشید و رزمندگان را برای رفتن به جبهه ، بی تاب می ساخت . انقلاب اسلامی ایران و دفاع مقدس ، در اهداف ، انگیزه ها ، شیوه مبارزه ، روشهای دفاع ، روحیه مردم ، شهادت طلبی و صبر ، الهام گرفته از عاشوراست ، تا پایان نیز به این فرهنگ وفادار می ماند .

 

منبع: سايت ليلة القدر

موضوع: الهام شهداء وجانبازان جنگ تحميلي از نهضت عاشورا

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 دی 1390  توسط فاطمه غفاري فيني

 

امام حسين عليه السلام و عاشورا از ديدگاه اهل سنت  

جباران، محمدرضا، قم، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، 1377، 96 ص.

اين اثر در راستاي تبيين اصولي موازين دين مبين اسلام براي مخاطباني تهيه شده است كه در آن سوي مرزها به منابع مطمئن اسلامي دسترسي ندارند.

شبهه هاي بي شماري به روح و جان مسلمانان جهان هجوم آورده است و مي كوشد پيوندهاي وحدت آفرين ميان آنان را از هم بگسلد. اين مجموعه با عنوان «امام حسين عليه السلام و عاشورا از ديدگاه اهل سنت گامي است در راه تبيين درست يكي از رويدادهاي مهم ج ان اسلام؛ يعني واقعه محرم سال 60 هجري، عناوين اين نوشتار عبارت اند از: شخصيت و خصايص امام حسين عليه السلام، آغاز نهضت عاشورا، وقايع بعد از شهادت آن امام بزرگوار.

بررسي تاريخ عاشورا

آيتي، محمدابراهيم، با مقدمه علي اكبر غفاري، تهران، صدوق، چاپ دوم، 1347، 268 ص.

كتاب فوق دربردارنده پانزده سخنراني مرحوم دكتر آيتي در راديو ايران در سال 1342 - 1343 است. موضوع اين سخنراني ها تاريخ عاشورا است و در آن ضمن توصيف قيام امام حسين عليه السلام به تحليل آن پرداخته شده است. در سخنراني اول تا چهارم گزارشي از قيام آن حضرت تا عاشورا ارايه شده و در سخنراني پنجم تا پانزدهم از رخدادهاي بعد از قيام سخن رفته است. در چند جاي كتاب گفته شده كه قيام امام حسين براي بدست آوردن حكومت نبوده، بلكه براي شهادت بود تا بدين وسيله دين پايدار بماند، همچنين توضيح داده شده كه استقبال امام از شهادت به اين معني نيست كه راهي به زنده ماندن نداشت و اگر تسليم هم مي شد. باز او را مي كشتند (ص 77 - 80 و 89) و نيز توضيح داده شده كه شهادت آن حضرت براي شفاعت گنهكاران و كفّاره گناهان اين امت نيست و اين پندار، نادرست است (ص 123 - 126) بخش زيادي از مباحث كتاب به رخدادهاي پس از شهادت امام عليه السلام يعني خطبه ها و برخوردهاي اسيران اهل بيت اختصاص دارد. نويسنده خطبه هاي اسيران را از منابع مهم تاريخ كربلا و از عوامل بقاي قيام امام دانسته و توجه زيادي به آن كرده است. از اين رو بخشي از كتاب در شرح خطبه امام سجادعليه السلام و حضرت زينب عليها السلام است.

بررسي كوتاهي در زندگي رهبر آزادگان حسين عليه السلام

حكيمي، محمود، قم، نسل جوان، 1354، 111 ص.

مطالب مطرح شده عبارتند از: فلسفه شهادت، پيشگفتار، خانه فاطمه، تجلي گاه فضيلت و تقوي، ريشه هاي انقلاب، خلافت عثمان، حكومت علي، خطوط اصلي حكومت علي، توطئه هاي معاويه، مظهر پليدي و شقاوت، آغاز حادثه بزرگ، نخستين شهيدان، قيام براي رهائي مردم، چه كسي بهتر از ابن سعد، خودفريبي، عاشورا، آغاز نبرد، اگر دين نداريد لااقل آزادمرد باشيد، گوشه اي از كلمات قصار و مواعظ حضرت.

 

منبع: سايت بوي سيب

موضوع: منبع شناسي قيام حسيني

 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 دی 1390  توسط فاطمه غفاري فيني

 

زنان‌ نهضت‌ عاشورا

زناني‌ كه‌ در نهضت‌ عاشورا و در صحنه‌هاي‌ گوناگون‌ آن‌ شركت‌ داشتند،عبارت‌انداز:

ـ زينب‌ كبري‌: زينب‌ از زنان‌ كربلاست‌ كه‌ به‌ «ام‌ المصائب‌» معروف‌ است‌. او به‌برادرش‌ علاقة‌ بسيار داشت‌ و شوهرش‌ يكي‌ از متمولين‌ عرب‌ بود. بردباريش‌ مانند امام‌حسن‌ و شجاعتش‌ مانند امام‌ حسين‌ بود.

همانا جبرئيل‌ كه‌ به‌ پيامبر پيام‌ آورد كه‌ نام‌ اين‌ دختر را زينب‌ بگذار، گريان‌ گرديد.وقتي‌ پيامبر سبب‌ گريه‌ را پرسيد، عرض‌ كرد: اين‌ دختر از آغاز زندگي‌ تا پايان‌ روزگارناپايدار، بي‌ رنج‌ نخواهد زيست‌. گاهي‌ به‌ درد مصيبت‌ تو مبتلا و گاهي‌ در غم‌ پدر و زماني‌به‌ دردِ فراق‌ برادرش‌ حسن‌ دچار خواهد بود. افزون‌بر ا´ن‌ به‌ مصائب‌ كربلا و نوائب‌ دشت‌نينوا گرفتار مي‌شود و چندان‌ كه‌ مويش‌ سفيد و قامتش‌ تا خواهد شد. آن‌ وقت‌ فاطمه‌عرض‌ كرد: «يا ابتاه‌، چه‌ ثواب‌ دارد آن‌ كس‌ كه‌ بر دخترم‌ زينب‌ گريه‌ كند؟» پيامبر فرمود:«ثواب‌ او مثل‌ ثواب‌ كسي‌ است‌ كه‌ بر برادرش‌ حسين‌ گريه‌ كند» گويند زينب‌ در زناشويي‌ باعبدالله‌ شرط‌ كرده‌ بود كه‌ من‌ به‌ برادرم‌ حسين‌ علاقمندم‌ و بايد همه‌ روزه‌ مرا اجازه‌فرمايي‌ حسين‌ام‌ را زيارت‌ كنم‌ و بر اين‌ منوال‌ بود تا حسين‌ مدفون‌ شد.

ام‌ّ وهب‌: ام‌ وهب‌ زني‌ مسيحي‌ بود كه‌ در دوران‌ امام‌ حسين‌ مسلمان‌ شد. او زوجة‌عبدالله‌ بن‌ عمير كلبي‌ بود و با همسرش‌ از كوفه‌ آمدند و به‌ سيدالشهدا ملحق‌ شدند. ام‌وهب‌ با عمود خيمه‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ رفته‌ بود و تا حسين‌(ع) او را به‌ خيمه‌ برنگرداند، به‌حرف‌ شوهر نبود. چون‌ روز عاشورا پيش‌ آمد، ما در وهب‌ او را تحريض‌ به‌ جهاد نمود. وهب‌17 روز بود كه‌ عروسي‌ كرده‌ بود و هنگام‌ عزيمت‌ به‌ كربلا زوجه‌اش‌ به‌ او گفت‌: تو را به‌ خداقسم‌ كه‌ مرا در اين‌ صحرا بيوه‌ مگذار و جان‌ خويش‌ پاس‌ بدار. مادر وهب‌ گفت‌: اي‌ فرزندسخن‌ زن‌ را از پس‌ گوش‌ گذار كه‌ بي‌ رضاي‌ حسين‌ و رضاي‌ من‌ از شفاعت‌ جدش‌بهره‌اي‌ نخواهي‌ برد. لاجرم‌ زن‌ وهب‌ گفت‌: باشد كه‌ چون‌ در راه‌ پسر پيغمبر شهيد شوي‌ ودر بهشت‌ برين‌ جاي‌ كني‌ و با حورالعين‌ همنشيني‌ نمايي‌، مرا فراموش‌ فرمايي‌. واجب‌است‌ كه‌ در حضور امام‌ با من‌ عهد استوار نمايي‌ كه‌ در بهشت‌ جدا از من‌ اقامت‌ ننمايي‌.سپس‌ هردو خدمت‌ حضرت‌ حاضر شدند و حسين‌ چون‌ اين‌ را شنيد سخت‌ بگريست‌ ومسئلت‌ او را به‌ اجابت‌ مقرون‌ داشت‌ و آن‌ زن‌ را مطمئن‌ خاطر ساخت‌.

بنابر روايت‌ صدوق‌ در امالي‌، وهب‌ عمود خيمه‌ را كند و هفت‌ يا هشت‌ نفر را كشت‌.بعد اسير شد و عمربن‌ سعد گفت‌: سرش‌ را جدا كردند و به‌ جانب‌ لشكر حسين‌ انداختند.مادرش‌ شمشير وهب‌ را گرفت‌ و مبارزت‌ كرد. امام‌ حسين‌ فرمود: بنشين‌ مادر وهب‌، خداجهاد را از زنان‌ برداشت‌، تو و پسر تو در بهشت‌ مي‌باشيد با جد من‌.

مادر وهب‌ عمود خيمه‌ را برداشت‌ و دو نفر را كشت‌ و امام‌ حسين‌ او را برگرداند.زوجة‌ وهب‌ رفت‌ كه‌ خون‌ از روي‌ آن‌ سرپاك‌ كند. پس‌ شمر او را ديد. به‌ غلام‌ خود امر كردكه‌ عمودي‌ بر سر او زد. پس‌ سرش‌ شكست‌ و كشته‌ شد و او اول‌ زني‌ بود كه‌ در لشكر امام‌حسين‌ كشته‌ شد.

 

منبع: وب سايت اموربانوان شركت آب منطقه اي سيستان وبلوچستان

موضوع: نقش زنان در نهضت عاشورا

 





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط فاطمه غفاري فيني
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.