مسابقه عید آسمانی

[ سه شنبه 7 مهر 1394  ] [ 7:34 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات1 ]

مولا

[ پنج شنبه 2 مهر 1394  ] [ 2:44 AM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات1 ]

شعر غدیر

برکه تا غدیر

بچه ها شادی کنید، آمده عید غدیر           باز گوید مادرم، قصه های دلپذیر

بار دیگر شهر ما، نور باران می شود       بافروغ چلچراغ، شب چراغان می شود

باز هم امشب پدر، نقل و شیرینی خرید   باز بوی عطرِ و گُل، می دهد پیغام عید

بنده خوب خدا، یار پیغمبر علی علیه السلام     او امام اول است، بهترین رهبر علی علیه السلام

بانگ قرآن مجید، می رسد از کوچه ها        مژده عید غدیر، شادی ما بچه ها


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 شهریور 1394  ] [ 2:41 AM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

معنای غدیر

برکه تا غدیر

بچه های گلم کلمه غدیر چندتا معنی داره : برکه، آبگیر، نهر کوچک، به محلی که آبها جمع میشه  .میدونید برخی اوقات  اونقدربارون میاد که سیل جاری میشه وبرخی از جاهای زمین که گود هست اونجا رو آب فرا میگیره

غدیر هم یک جایی بوده که آب اونجا رو فرا میگرفته وآبها اونجا جمع میشدن


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 شهریور 1394  ] [ 2:21 AM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

سفر به غدیر

5656

سعید و سعیده سوار بر سفینه زمان شده بودند. این خواهر و برادر می خواستند از قرن پانزدهم هجری قمری به چهارده قرن پیش سفر کنند. آن دو تصمیم داشتند به دورانی برگردند که رسول خدا در آن زندگی می کرد. سعید و سعیده می خواستند به اولین سال های حکومت اسلامی بازگردند و گزارش مفصلی از ماجرای غدیر خم را برای بچه های قرن بیست ویکم گزارش کنند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 شهریور 1394  ] [ 9:06 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات6 ]

فرشته ها در عید غدیر چه می کنند

اين كتاب به منظور آشنايي كودكان گروه سني "الف "و "ب "با مراسم روز عيدغدير فراهم آمده است .كارهايي كه معمولا در اين عيد انجام مي‌شود با عبارتي كوتاه همراه با طرح‌هايي تو خالي به منظور رنگ‌آميزي مخاطبان، نشان داده شده است .پوشيدن لباس نو، تزئين كردن كوچه و محله، ديدار از سادات، عيدي گرفتن و عيدي دادن، ديدار از آشنايان تبريك گفتن به يكديگر از جمله كارهاي اين روز است .

6565565

دانلود کتاب 

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 15 شهریور 1394  ] [ 8:20 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات2 ]

بچه ها شادی کنیم

بچه ها شادی کنیم

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

آمده عید غدیر

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

باز گوید مادرم

 

قصه های دلپذیر

 

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

 

بار دیگر شهر ما
بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

نورباران می شود

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

 

زیر نور چلچراغ

شب، چراغان می شود

 

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

باز هم امشب پدر

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)نقل و شیرینی خرید

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)باز بوی عطر و یاس

می دهد پیغام عید

 

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

بنده ی خوب خدا

یا پیغمبر علی (ع)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

او امام مسلمین

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

بهترین رهبر علی

 

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)

بانگ قرآن مجید

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)می رسد از کوچه ها

بچه ها شادی کنیم (سرود، عید غدیر)مژده ی عید غدیر

شادی ما بچه ها

 

شاعر: واقدی

آهنگ ساز : ناصر فلاحی

برای دریافت فایل سرود کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 10 مهر 1393  ] [ 12:42 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات1 ]

برتر از پیامبر...!

داستان کوتاه محبوب تر از پیامبر خدا

وقتی حضرت عیسی علیه السلام از خداونددر خواست کرد کسی را به او نشان دهد که نزد خدا محبوب تر از او باشد، خداوند عیسی را به پیرزنی که در کنار دریا زندگی می کرد راهنمایی نمود. وقتی عیسی علیه السلام به سراغ آن خانم آمد، دید در خرابه ای زندگی می کند وبا بدنی فلج و چشمانی نابینا در گوشه ای رها شده است. وقتی حضرت عیسی علیه السلام جلوتر رفت ودقّت کرد، دید پیرزن مشغول ذکری است:
« الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ»
خدایا شکرت که نعمت دادی، کرم کردی، زیبایی دادی، کرامت دادی.

حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم وبعد داخل شوم. به دم خرابه بازگشت و گفت: « السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: « وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید: خانم! مگر مرا می بینی؟

گفت: نه. پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد وپرسید: خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟ پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود: آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم. خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد.
چنین پیرزنی به خداوند وصل است در حالی که پیامبر هم نبود. در واقع استادِ حضرت عیسی علیه السلام شد. امّا وقتی برای ما مصیبتی پیش می آید، فکر می کنیم خدا با ما قهر کرده است در حالی که برخی از آن ها جبران گناهان ماست تا خداوند متعال در آخرت ما را عذاب نکند، برخی دیگر از گرفتاری ها به خاطر این است که از خدا غافل نشویم، برخی دیگر هم به خاطر این است که خدا دوستمان دارد و می خواهد به خاطر صبر بر مشکلات، پاداش بیشتری دریافت کنیم.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 27 شهریور 1393  ] [ 1:15 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات2 ]