خورشید هامون
| ساربانا ز اشتران بگشای بار | لحظه ای ما را به حال خود گذار |
|
اینکه بینی سرزمین کربلاست |
خاک او آغشته با خون خداست |
| در حریم قدسی صحرای دوست | بشنو این گلبانگ، این آوای اوست |
| نی نوا، در نینوای راستین | مویه ها دارد ز نای اربعین |
| ناله آتش بال در پرواز بین | همطراز آه گردون تا زمین |
| اشک می ریزد ز چشم کائنات | در عزای تشنه کامان فرات |
| آن بلا جویان که تا بزم حضور | راه پیمودند با سامان نور |
| رایت توحید از اینان پایدار | ماند و می ماند به دور روزگار |
| گر فرات اینجا چو دریا خون گریست | نی عجب، خورشید برهامون گریست |

مشفق کاشانی
[ سه شنبه 2 آذر 1395 ] [ 2:24 AM ] [ شهرزاد ]
