سلام
بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!
در گیر و دار خداحافظی ازدومین ماه پاییز سلام کن به سیاهی شهر و گوشت را به آوازهای زخمی محرم بسپار.
دلواپس روزهای بی کسی مباش،این یلدای انتظار به صبح می رسد یک جمعه و من و تو به پایش
می افتیم کسی که طالب بدم المقتول بکربلاست.
شاید ریختن و آویختن کمترین کاریست که اشک برای جبران آبروی از دست رفته ی آب می کند،پس
ببار و بریز تا فرات بیش از این شرمنده نباشد.و همین اشک مرهم توست.
شاید اگر اشک نبود تمام فرات ها از خجالت خشک شده بودند.
شاید اگر اشک نبود سیلاب غم و غصه در کربلا مرداب شده بود.
شاید اگر اشک نبود عشق و عطش همانجا دفن شده بود.
شاید اگر اشک نبود غم در گلوی زینب(س) می ماند و کسی را خبردار نمی کرد.
شاید اگر اشک نبود شور حماسه ی عاشورا را هیچ شور دیگری بجا نمی کرد.
با دستمال خیس این روزها دعای فرج را فراموش مکن که گشایش همه ی کار ها در آن است.

