حکمتانه
غیاث الدین بازگرد...
درباره وبلاگ

این وبلاگ یک وبلاگ فرهنگی،مذهبی،سیاسی هست و همون طور که از اسمش پیداست قراره نکات ناب و حکمت آمیزی از قرآن روایات و ... بگه.این وبلاگ کاملا فراجناحی و تابع ولایت فقیه است.
آرشيو مطالب
شهریور 1395
مهر 1395
مرداد 1394
شهریور 1394
مهر 1394
آذر 1394
بهمن 1394
آخرين مطالب
آیا سند زیارت عاشورا ضعیف است
مناجات باور نکردنی شهيد حاج علي محمدي پور
با قلم ها مسلسل ها را کنار بزنید
تقدیر و دیگر هیچ...
قرآن...شرمنده ایم
موریس بوکای که بود؟؟؟
تدبیر آل سعود در کشتار حجاج
احادیث تکاندهنده در مورد دانشمندان
تحریفات عاشورایی
ثار الله یعنی چه؟
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 20531 نفر
تعداد نظرات : 1 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 10 مرداد 1394  عدد
كل مطالب : 33 عدد
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 مهر 1395 
امکانات وب
جن...آفرینش و ویژگی ها

آن چیزی که از معنی لغوی جن به دست می آید ، موجودی است ناپیدا که این مساله در کلمات هم خانواده اش هم دیده می شود. مثلاً  کلمه ی مجنون به معنی کسی که چیزی روی مغز او کشیده شده و آن را پنهان کرده. و یا جنین یعنی آن چیزی که در رحم مادر پنهان است.

در قرآن مجید برای جن مشخصات و ویژگی های زیادی ذکر شده است.

1-آفریده شده از شعله آتش . بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.(الرحمن-15)

2-دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.( آیات سوره جن )

3-دارای تکلیف و مسئولیت است.

4-گروهی مومن و گروهی کافرند.(جن-11)

5-ادرای حشر و نشر و معادند.(جن – 14 و 15)

6-آن ها قدرت نفوذ در آسمان ها و استراق سمع داشتند اما ظاهرا بعد از بعثت پیامبر از این کار منع شدند.( جن – 9)

7-با بعضی از انسان ها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهانی داشتند به اغوای انسان ها می پرداختند. ( جن – 6)


ادامه مطلب

  یک شنبه 18 مرداد 1394    11:49 PM   امین رضایی  
نظرات 0
بیو گرافی سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی

رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای

بیوگرافی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای 

رهبر فرزانه حضرت آیت الله سید  علی خامنه ای فرزند حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در روز ۲۴ تیرماه ۱۳۱۸ برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگی سید جواد خامنه ای مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینی، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معنای عمیق قناعت و ساده زیستی را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.

 

رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره های زندگی خود از وضع و حال زندگی خانواده شان چنین می گویند:

«پدرم روحانی معروفی بود، امّا خیلی پارسا و گوشه گیر… زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت برای ما شام تهیّه می کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»

امّا خانه ای را که خانواده سیّد جواد در آن زندگی می کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف می کنند:

«منزل پدری من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگی من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ متری در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه ای! هنگامی که برای پدرم میهمان می آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین می رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه ای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»

رهبرانقلاب از دوران کودکی در خانواده ای فقیر امّا روحانی و روحانی پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامی «دارالتعّلیم دیانتی» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایی را در آن مدرسه گذراندند.

ورود به حوزه علمیه:

نوجوانی رهبر انقلاب اسلامی

 

 

ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند.

درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت می گویند: «عامل و موجب اصلی در انتخاب این راه نورانی روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».

ایشان کتب ادبی ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطی»، «مغنی» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت می کرد. کتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقداری را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدی» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگیزی در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمی در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسی» خواندند.

در حوزه علمیه نجف اشرف

 

 

آیت الله خامنه ای که از هیجده سالگی در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمی میلانی شروع کرده بودند. در سال ۱۳۳۶ به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهای خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، سید یحیی یزدی، و میرزا حسن بجنوردی، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولی پدر موافقت نکرد. پس از مدّتی ایشان به مشهد باز گشتند.

جوانی رهبر انقلاب امام خامنه ای


ادامه مطلب

  چهارشنبه 14 مرداد 1394    1:09 PM   امین رضایی  
نظرات 0
بفهمیم نماز چیه.حتما بخون

بفهمیم نماز چیه؟؟؟

یکی از مشکلاتی که مسلمانان در زمینه ی احکام دارند خواندن نماز و به خصوص فهمیدن آن می باشد. و دلیل عمده ی این مشکلات عدم آگاهی از فلسفه حرکات و اذکار نماز است. و البته مشکل دیگری که باعث شده تا جوانان امروزی از نماز روی گردان شوند شیوه ی تبلیغ نماز است. جوان امروزی بسیار انسان منطقی است و مادامی که دلیل انجام کارهایش را نداند کاری نمیکند. و متاسفانه اکثر والدین از این مساله آگاهی ندارند و همیشه با فرزندان خود مشغول بحث و جدل در مورد خواندن نماز هستند و اکثراً نمیتوانند فرزند خود را به خواندن نماز قانع کنند. پدران و مادران گرامی بدانید که بعضی از جوانان امروزی با وعده ی بهشت و آن حوری هایش به نماز روی نمی آورند...


ادامه مطلب

  سه شنبه 13 مرداد 1394    12:35 PM   امین رضایی  
نظرات 0
شعر از زبان حضرت زینب به امام حسین

why

 

از جان خود اگر چه گذشتم به راحتی

دل کنده ام ولی ز تنت با چه زحمتی

می خواستم به پات سرم را فدا کنم

اما به خواهر تو ندادند مهلتی

 

کی گفته قطعه قطعه شدن درد آور است؟

مُردن به عشق تو که ندارد مشقتی

بهتر نبود جای تو من کشته می شدم؟

بی تو چگونه صبر کنم.... با چه طاقتی؟

از بس برای زخم لبت گریه کرده‌ایم

چشمی ندیده‌ام که ندیده جراحتی

تو رفتی و غرور حریمت شکسته شد

هنگام غارت حرم، آن هم چه غارتی

آتش زدند خیمۀ ما را و بعد از آن

دزدیده شد تمامی اشیاء قیمتی

این بچه ها تمامی شان لطمه خورده‌اند

با من ولی به شکوه نکردند صحبتی

غصه نخور حقیر نشد خواهرت حسین

از فتح شام آمده‌ام با چه هیبتی

شرمنده‌ام رقیۀ تو در خرابه ماند

لطفی کن و سراغ نگیر از امانتی

عباس اگر نبود اسارت چه سخت بود

ممنونم از حمایت آن چشم غیرتی


kheyme.blog.ir تعجیل در فرج حضرت صاحب صلوات

ادامه مطلب

  یک شنبه 11 مرداد 1394    8:18 PM   امین رضایی  
نظرات 0
چرا امام صادق(ع) قیام نکرد

اگر رفتار ائمه را در برابر خلفا بررسی کنیم به دو شکل کلی میرسیم.1-صبر 2-قیام.كه هر دو با انگيزش و تلاش براي اصلاح امت انجام مي گرفته است. با اين تفاوت كه اقدام براي قيام تنها در زماني اتفاق مي افتاد كه احتمال پيروزي باشد و يا حداقل از نابودي اسم و رسم پيامبر(ص) جلوگيري شود.

اما اگر بخواهیم شرایط آن دوران را با واقع بینی بررسی کنیم میبینیم که احتمال پیروزی بسیار دور از واقعیت بوده.چنان که دو تن از ائمه به دست همسران خود به شهادت رسیدند.مسلم است که وقتی امام در خانه ی خود هم غریب است چه انتظاری از بقیه ی شیعیان میرود.امام با کدام اعتماد باید قیام میکرد.امام صادق از این مسائل آگاه بود و به شیعیانی که قصد قیام داشتند یادآور میشد کهقیامشان شکست خواهد خورد.البته بعضی از آن ها به حرف امام صادق توجه نکردند و چون پیروزی را با معادلات خود ممکن میدیدند دست به قیام زدند که همه ی آنها شکست خوردند.بنابراين تنها در موردي كه شدت دشمني به اندازه اي بود كه بيم محو حتي نام پيامبر(ص) بود قيام انجام مي گرفت كه حداقل اصل اسلام به نسل هاي بعد برسد. چنين واقعه اي تنها در زمان امام حسين(ع) اتفاق افتاد كه يزيد براي ريشه كني اصل اسلام توطئه كرد و به طور آشكار اعلام كرد .

در دوران دیگر خلفای بنی امیه و بنی عباس تا حدودی ظاهر دین حفظ میشد که در این دوران، امامان با صبر به ارشاد مردم میپرداختند که این موضوع نیز بر حاکمان و خلفا کران آمد و با راه های گوناگون علی الخصوص مسمومیت آن بزرگواران را به شهادت میرساندند

پس يكي از دلايل عدم قيام مسلحانه از سوي حضرت امام صادق(ع) اين است كه آن حضرت نيروي كافي براي قيام مسلحانه نداشت و اگر امام صادق(ع) قدرت نظامي داشت به طور قطع قيام مسلحانه مي كرد. در دوران امام صادق به ایشان پیشنهادات زیادی برای قیام شد که امام همیشه آن ها را رد میکرد.برای مثال به روایت زیر توجه کنید.

مأمون رقي مي گويد: در محضر سرور و مولايم امام صادق(ع) بودم كه سهل بن حسن خراساني داخل شد، بر امام سلام كرد و نشست. سپس گفت: اي فرزند پيامبر! رحمت و رأفت از آن شماست و شما خاندان امامت هستيد، چه چيزي مانع اقدام شما براي گرفتن حكومت اسلامي مي شود در حالي كه شما همين الان از پيروان خود يكصد هزار شمشيرزن مي تواني داشته باشي و آنان پيشاپيش تو شمشير مي زنند. امام صادق(ع) به آن مرد خراساني فرمود: خدا حقت را حفظ بكند بنشين. سپس امام صادق(ع) به حنيفه گفت: اي حنيفه تنور را آتش بزن. حنيفه تنور را آتش زد و تنور يكپارچه آتش شد و اطراف تنور از شدت گرما سفيد شد. امام صادق(ع) به آن مرد خراساني فرمود: بلند شو و خود را به تنور بينداز و در وسط آتش بنشين. خراساني گفت: سرور و مولايم! مرا با آتش معذب مكن و مرا از اين امر معاف بدار، خداوند تو را معاف بدارد. امام به او فرمود: تو را از اين كار معاف كردم. در اين حال هارون مكي به محضر امام صادق(ع) رسيد و كفشش هم در دستش بود و بر امام سلام كرد. امام به هارون مكي فرمود: كفشت را به زمين بينداز و برو در داخل تنور در ميان آتش بنشين. هارون مكي كفش خود را زمين انداخت و در ميان تنور نشست. امام شروع كرد به گفتگو با آن مرد خراساني و از اوضاع و احوال خراسان سؤال مي كرد. پس از آن به مرد خراساني فرمود: بلند شو و نگاه بكن و ببين در تنور چه خبر است. مرد خراساني به تنور نگاه كرد و ديد كه هارون مكي چهار زانو در ميان آتش نشسته است. پس از آن هارون مكي از تنور بيرون آمد و بر ما سلام كرد و نشست. امام به مرد خراساني فرمود: در خراسان چند نفر مانند اين فرد پيدا مي شوند؟ خراساني گفت: به خدا قسم حتي يك نفر هم مانند اين فرد پيدا نمي شود. پس از آن امام صادق(ع) فرمود: ما در زماني كه پنج نفر ياور نداريم دست به قيام مسلحانه نمي زنيم. ما بهتر از ديگران وقت خروج و قيام مسلحانه را مي دانيم (بحارالانوار، ج 47، چاپ بيروت، ص 123، ح 172، باب 27 - سفينه البحار، ماده هرن - منتهي الامال، ج 2، ص 267، چاپ هجرت).

اين حديث مي رساند كه امام صادق(ع) براي قيام مسلحانه، نيروهاي جان بر كف و مخلص نداشت و كسي كه نيروي رزمي مخلص و فداكار ندارد نمي تواند قيام مسلحانه بكند. نيروهاي فداكار وجان بر كف را هم نمي توان با چند كلمه موعظه و يا ديكتاتوري به وجود آورد. اين مردم هستند كه اگر به اين مرتبه از ايمان و فهم و شعور سياسي برسند و خود را در اختيار امام قرار بدهند، در اين صورت نيروهاي جان بر كف و مخلص را تأمين مي كنند وگرنه اگر مردم مشغول زندگي متعارف و آرام خود باشند، چنين نيروهايي به وجود نمي آيد و نتيجه آن پيروزي باطل و شكست حق خواهد بود.
اين تنها امام صادق(ع) نيست كه به خاطر نبودن نيروي فداكار كافي دست به قيام مسلحانه نزد بلكه امامان ديگر نيز چنين بودند. به عنوان مثال علي(ع) پس از پيامبر خدا(ص) به خاطر نبودن نيروي كافي دست به قيام مسلحانه نزد با اين كه خلافت و امامت حق او بود و او از سوي خدا و پيامبر براي اين مقام نصب شده بود ولي آن حضرت پس از پيامبر دست به شمشير نبرد و علت اين امر هم اين بود كه نيروي كافي نداشت.
علي(ع) فرمود: «پس از وفات پيامبر و بي وفايي ياران، به اطراف خود نگاه كردم ياوري جز اهل بيت خودم نديدم، پس به مرگ آنان رضايت ندادم، چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فرو بستم و با گلويي كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش فرو بردم و بر نوشيدن جام تلخ تر از گياه حنظل شكيبايي كردم» (نهج البلاغه، خطبه 26، دشتي و فيض الاسلام).
و نيز آن حضرت فرمود: «پس من رداي خلافت رها كرده و دامن جمع نموده از آن كناره گيري كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود به پا خيزم يا در اين محيط خفقان زا و تاريكي كه به وجود آوردند صبر پيشه سازم. پس از ارزيابي درست صبر را خردمندانه تر ديدم پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلويم مانده بود و با ديدگان خود مي ديدم كه ميراث مرا به غارت مي برند» (همان، خطبه 3).
و نيز فرمود: «اگر حضور بيعت كنندگان نبود و ياران حجت را بر من تمام نمي كردند و اگر خداوند از علما، عهد و پيمان نگرفته بود كه در برابر شكم بارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته رهايش مي ساختم و آخر خلافت را به كاسه اول سيراب مي كردم. آنگاه مي ديديد كه دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله اي بي ارزشتر است» (همان).
اين سخنان نشان مي دهد كه علي(ع) به خاطر نبودن قدرت كافي دست به قيام مسلحانه نزد و در برابر ستمي كه بر او رفت صبر كرد. امام صادق(ع) به خاطر نبودن ياران فداكار و جان بر كف دست به شمشير نبرد ولي با اين حال امام صادق(ع) و امامان ديگر همواره در برابر خلفاي عباسي موضع گيري مي كردند و با آنان مبارزه مي كردند. چنين نبود كه امام صادق(ع) كاري به كار خلفا نداشته باشد بلكه بر ضد آنان كارهايي مي كرد و سخناني مي گفت وحتي عوامل خود را در اركان حكومت عباسي نفوذ مي داد تا آنان نتوانند هرگونه خواستند عمل بكنند. براي نمونه به يك مورد اشاره مي كنيم:
پس از آن كه محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) معروف به نفس زكيه و ابراهيم برادر همين محمد كشته شدند، منصور خليفه عباسي شخصي به نام شيبه بن غفال را والي مدينه كرد. وقتي شيبه به مدينه آمد روز جمعه بالاي منبر سخنراني كرد و گفت: علي بن ابي طالب وحدت مسلمانان را بر هم زد، با مؤمنان جنگيد و براي خود حكومت مي خواست. خاندان او حكومت را به او ندادند و خداوند او را از حكومت محروم كرد و با غصه از بين برد. اين سيدهايي كه قيام كردند و كشته شدند، از فرزندان او هستند و در فساد كردن و به هم ريختن اوضاع كشور اسلامي تابع او هستند. اينها بدون اين كه شايستگي داشته باشند، حكومت را مي خواهند. به خاطر همين در همه جا كشته مي شوند و به خون خود آغشته مي گردند. پس از سخنان اين والي كسي از شنوندگان جرأت پاسخگويي نيافت. در اين ميان يك نفر بلند شد و گفت: ما اهل خير و بركت هستيم اين تو و منصور است كه به هر زشتي سزاوارتريد. آنگاه رو به مردم كرد و گفت: اي مردم آيا مي دانيد در قيامت ميزان چه كسي از همه خالي تر و از همه زيان ديده تر است؟! كسي كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و اين كس همين والي است. والي از مسجد بيرون رفت و حرفي نزد.
راوي حديث مي گويد: من از مردم پرسيدم كه اين چه كسي بود كه در برابر والي منصور چنين گفت: گفتند: امام صادق(ع) است (بحارالانوار، ج 47، ص 165، ح 5، به نقل از امالي شيخ مفيد).
براساس آنچه گذشت معلوم شد كه يكي از دلايلي كه موجب شد امام صادق(ع) دست به قيام مسلحانه نزند اين است كه آن حضرت نيروي كافي براي قيام مسلحانه نداشت ولي شرايط امام حسين(ع) به گونه ديگري بود و اگر امام صادق(ع) هم در آن شرايط قرار مي گرفت مانند امام حسين(ع) عمل مي كرد و چاره اي جز آن نبود.

و اما شرایط امام حسین (ع):

پس از آن كه امام حسن(ع) مسموم شد و به شهادت رسيد، امام حسين(ع) امام شيعيان شد. امام حسين(ع) به مدت ده سال در زمان معاويه بن ابي سفيان به عنوان امام شيعيان زندگي كرد. در اين مدت امام حسين(ع) با معاويه مبارزه مسلحانه نكرد و مردم عراق به امام حسين(ع) نامه اي نوشتند و درخواست كردند كه معاويه را از خلافت عزل بكن و با او بيعت خود را بشكن. امام حسين(ع) سخن آنان را قبول نكرد و در جواب نامه آنان نوشت: «بين ما و معاويه معاهده اي امضاء شده است و بايد مدت آن تمام بشود» و امام حسين(ع) در جواب نامه اين نكته را هم يادآوري كرد كه پس از مرگ معاويه در اين باره فكر خواهد كرد (بحار، ج 44، ص 324، ح 2).
معاويه در نيمه رجب سال 60 هجري قمري مرد و يزيد به جاي او نشست. يزيد نامه اي به فرماندار مدينه نوشت و در آن نامه از او خواست كه از حسين بن علي(ع) بيعت بگيرد و اگر حسين بن علي(ع) بيعت يزيد را نپذيرفت او را بكشد و سرش را به شام بفرستد و سرسختي يزيد به گونه اي بود كه در صدد محو اسلام و نام پيامبر(ص) بود. اينجا بود كه امام حسين(ع) قيام كردند. هر چند به شهادت برسند. اما در زمان ديگر امامان(ع) سرسختي خلفا اين گونه آشكار و بي پروا نبود.

حال نکته ای که لازم است در موردش تامل کرد این است که آیا ما شرایط را برای قیام امام زمان خود اماده کرده ایم.آنها همگی نوری واحد هستند(کلهم نور واحد).

از خود بپرسیم که چرا امام زمان ما قیام نمیکند.آیا جز این است که او نیز مانند پدرانش یار و یاوری ندارد.پس باید خود و انقلابمان که شعارش رسیدن به حکومت مهدی(عج) است را قوی کنیم . و البته باید به دیدگاه های حجتیه اهمیت ندهیم و به فکر قوی کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی باشیم.

لازم به ذکر است که حجتیه فرقه ای است که تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور را اشتباه میدانند.

و من الله توفیق

نویسنده:امین رضایی


ادامه مطلب

  یک شنبه 11 مرداد 1394    1:18 PM   امین رضایی  
نظرات 0
نقدی بر جلوگیری از نقل احادیث پیامبر

نقدی بر جلوگیری از نقل احادیث پیامبر

بعد از شهادت پیامبر اکرم )ص( حکومتی که حق الهی علی )ع( بود به ابوبکر، عمر و عثمان رسید که هر سه آن ها به دلایلی مانع نقل احادیث پیامبر شدند که در این میان عمربن خطاب بیش از ابوبکر و عثمان تلاش کرد تا احادیث پیامبر مهجور بماند. البته در دوره ی عثمان به دلیل روحیه ی تسامحی که داشت میتوان پذیرفت که مخالفت با نقل و تدوین حدیث با شدت کمتری دنبال شده است.

ابوبکر ، عمر وعثمان برای جلوگیری از نقل حدیث دلایل )بهانه هایی( داشتند که مهمترین آن ها از این قرار بود:


ادامه مطلب

  شنبه 10 مرداد 1394    7:53 PM   امین رضایی  
نظرات 1

فهرست اصلی
صفحه نخست
رایانامه
نسخه موبایل
آرشیو
ایران نقش
موضوعات
امامت
مهدویت
نجوم
پزشکی
بیوگرافی و زندگینامه
شعر
حدیث
قرآنی
شبهه
سیره
لینک دوستان
وبلاگ مذهبی علمدار کربلا
وبلاگ مذهبی اهل نور
جونم فدای حیدر
مذهبی دانلود
راسخون
Designed By: M-QaLeB & copyright 2012 حکمتانه