حکمتانه
غیاث الدین بازگرد...
درباره وبلاگ

این وبلاگ یک وبلاگ فرهنگی،مذهبی،سیاسی هست و همون طور که از اسمش پیداست قراره نکات ناب و حکمت آمیزی از قرآن روایات و ... بگه.این وبلاگ کاملا فراجناحی و تابع ولایت فقیه است.
آرشيو مطالب
شهریور 1395
مهر 1395
مرداد 1394
شهریور 1394
مهر 1394
آذر 1394
بهمن 1394
آخرين مطالب
آیا سند زیارت عاشورا ضعیف است
مناجات باور نکردنی شهيد حاج علي محمدي پور
با قلم ها مسلسل ها را کنار بزنید
تقدیر و دیگر هیچ...
قرآن...شرمنده ایم
موریس بوکای که بود؟؟؟
تدبیر آل سعود در کشتار حجاج
احادیث تکاندهنده در مورد دانشمندان
تحریفات عاشورایی
ثار الله یعنی چه؟
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 20514 نفر
تعداد نظرات : 1 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : شنبه 10 مرداد 1394  عدد
كل مطالب : 33 عدد
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 مهر 1395 
امکانات وب
آیا سند زیارت عاشورا ضعیف است

زیارت هجرت و تحوّل است: فرار از بدی‌ها و روی آوردن به خوبی‌ها، همچنین خود را به ایینه عرضه کردن و دیدن جمال خداوند است. بهترین نوع زیارت، زیارتی است که خود صاحبان ولایت مطلقه الهیه به ما تعلیم فرموده‌اند. زیارت عاشورا از این گونه زیارت‌هاست، کلام الله و سرود عرش است، آهنگ توحید دارد و مخصوص اهل تقوا است:( اتّقوا الله و یعَلِّمُکُمُ الله) .
زیارت عاشورا یک حقیقت عرشی است؛ زیرا در هیچ جای آن، آدمی از خدا دنیا نمی‌خواهد. مراحل قرب الی الله در آن ترسیم شده و آخرین مرحله‌اش فناست. خطِّ مردانگی، آزادی معنوی و بی‌تعلّق زیستن در این دنیا، خط بندگی و عشق به خدا و خط ایثار و از جان گذشتن در سراسر این زیارت هویداست. کلاس مکتب حسینی مشتمل بر مضامین توحیدی، محبّت الهی، انقلاب و جهاد اسلامی، تولاّ و تبرّا است. حقیقت وارستگی را در زیارت عاشورا باید جستجو کرد؛ چون کسی که با این مناجات عارفانه انس دارد، هم زنجیر تعلقات را از خود می‌گسلاند و به یار خود می‌پیوندد، هم درس خداشناسی، محبّت، جهاد و معرفت اهل بیت: را در سایه‌سار آن می‌آموزد و به مدد این سلسله نور به نورالانوار و حقیقة الحقایق می‌رسد. پس برماست که همواره زیارت عاشورا را بخوانیم و در حفظ و قرائت خالصانه آن بکوشیم. امید است با تأمّل در این نوشتار کوتاه، در ازدیاد معرفت و توجّه بیشتر به جایگاه سندی و رجالی، ابعاد و عمق فرازها و همچنین محتوای متن عرشی و بلند آن، مفید و مؤثر افتد و بصیرت افزاید و عنایت ثارالله و آقای شهیدان عالم را نصیب گرداند، ان‌شاء الله.

سابقه نقل زیارت عاشورا
اصلی‌ترین و قدیم‌ترین متنی که زیارت عاشورا در آن وارد شده، کتاب کامل الزیارات است. مؤلف کتاب متن زیارت را با پنج واسطه از حضرت باقرالعلوم7 نقل کرده و سپس صاحب کتاب مصباح المجتهد به نقل این زیارت مبادرت ورزیده است. روایت مذکور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل کامل الزیارات، توسط دو نفر به نام‌های «علقمة بن محمد حضرمی» و «مالک بن اعین جهنی» به معصوم می‌رسد. در هر دو طریق، صالح بن عقبة از آنان نقل کرده؛ منتها در یکی همراه سیف بن عمیره است و در دیگری به تنهایی. ذیل روایت در کتاب‌های یاد شده مشترک است: «صالح بن عقبة و سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام باقر(علیه السلام).
راویان و سلسله سند زیارت عاشورا
اگر مبنای مرحوم ایت الله خوئی را در مقدمه کتاب پر ارج معجم رجال الحدیث بپذیریم، سند این روایت جز در یک مورد، هیچ اشکال فنی نخواهد داشت. بر این مبنا تمام رجال سند توثیق شده‌اند و فقط محمد بن موسی بن عیسی الهمدانی است که نجاشی، ابن الغضائری، صدوق و دیگران، او را تضعیف کرده‌اند؛ گر چه به تعبیر ایت الله خوئی توثیق ابن قولویه و قولش در رجال کامل الزیارات، معارض آن تضعیف است و این تعارض در تضعیف و توثیق، به تساقط هر دو می‌انجامد و در نتیجه، محمد بن موسی، از نظر رجالی مجهول الحال می‌شود؛ اما اگر کسی مبنای توثیق مرحوم ایت الله خوئی را بپذیرد، جای دقت و توجه بیشتر را در سلسله سند می‌طلبد که حتی المقدور بدان می‌پردازیم:
1. حکیم بن داود بن حکیم: او در کتب رجالی ظاهراً توثیقی ندارد. صاحب تهذیب از او نقل حدیث کرده و اظهار داشته که با توثیق و تضعیفی همراه نیست. محدث نوری از او به عنوان یکی از مشایخ ابن قولویه یاد کرده است. همین که توثیق عام او با تضعیفی معارض نیست، در اعتبار وی کافی است.
2. محمد بن موسی الهمدانی: به مجهول الحال بودن وی در بیان علامه خوئی اشاره شد.
3. محمد بن خالد الطیالسی: به رغم اینکه برخی رجالی‌ها، او را از مجاهیل شمرده‌اند، ولی علامه نوری در مستدرک پس از ذکر مقدماتی می‌نویسد:
«و یظهر من جمیع ذلک انه من اجلاء الرواة و الثقاة الاثبات؛ وی از راویان گران‌قدر و از موثقان و اهل دقت در ثبت و ضبط احادیث است». 
سپس اظهار تعجب از کسانی می‌کند که وی را از مجاهیل شمرده‌اند.
4. محمد بن اسماعیل بن بزیع: شیخ طوسی او را توثیق بلیغ فرموده است. ابن قولویه در کامل الزیارت حداقل 55 حدیث از طریق او نقل کرده است. افزون بر این، در کتب اربعه و سایر کتاب‌ها، حدود 230 روایت از طریق او نقل شده. همچنین در رجال نجاشی بیاناتی از حضرت امام رضا(علیه السلام) در مدح و ستایش محمد بن بزیع نقل شده که بیانگر وثاقت و جایگاه والای او است.
5. عقبة بن قیس کوفی: او پدر صالح از اصحاب امام صادق(علیه السلام) است. ظاهراً توثیق و تضعیفی ندارد و از مجاهیل محسوب می‌شود. عقبه هم صدر روایت را از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است.
در طریق دوم چنان که ذکر شد، نقل کننده از امام(علیه السلام)، مالک الجهنی است که مقصود همان مالک بن اعین الجهنی است. وی از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و به تعبیر شیخ مفید ممدوح آن بزرگوار بوده است. در فراز اصلی روایت از اصل زیارت عاشورای معروف که ذیل روایت قبلی است، نام افراد زیر نیز آمده است:
6. صالح بن عقبة: در کامل الزیارت، واسطه 27 نقل حدیث است. علامه خوئی نیز در مورد او پس از ذکر مقدماتی نوشته: «... فالرجل من الثقات».
7. سیف بن عمیرة: علامه خوئی پس از مقدماتی، نقل شهید ثانی را در تضعیف او آورده و فرموده: «تضعیف ناموجهی است که منشأ آن، توهّم واقفی بودن سیف است و از نظر زمانی نمی‌تواند صحیح باشد. علاوه بر این، واقفی بودن وی، منافاتی با وثاقت ندارد.
8. علقمة بن محمد الحضرمی: وی از اصحاب حضرت امام باقر(علیه السلام) و ناقل متن اصلی زیارت عاشوراست. ظاهراً تنها روایت رسیده از او در کتب روایی‌ما، همین روایت زیارت عاشورا است و مدح و توثیق وی به ذکر و مدح برادرش در منابع روایی ما بر می‌گردد که اشاره است به برخورد علقمه و برادرش ابوبکر بن محمد الحضرمی از یک سو و جناب زید بن علی بن الحسین(علیه السلام) از سوی دیگر. همین برخورد را فی‌الجمله متضمن مدح او دانسته‌اند.
خلاصه، حاصل سخن این است که به فرض، مبنای مرحوم ایت الله خوئی و توثیقات عام ایشان را نپذیریم، روایتِ زیارت عاشورا ضعیف نیست و هیچ تضعیفی در هیچ کدام از رجال سند دیده نمی‌شود. گذشته از این، اقبال بزرگان و اولیای دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به مریدان و پیروان خود آشکارا جبران کننده تضعیف‌هاست. به عنوان نمونه، علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان، در تمام ماه محرم و صفر، به زیارت عاشورا و توسل به امام حسین(علیه السلام) مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم ایت الله سید علی قاضی استفاده می‌کرده که کلمه «بک» در «اکرمنی بک» را حذف می‌کرده و به جای «امام هدی»، «امام مهدی» می‌فرموده است. مرحوم شهید قدوسی هم که ناقل این فراز است، خود به زیارت عاشورا مقید بوده.
امام خمینی، بنیان‌گذار نظام اسلامی ایران، در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می‌خواندند.
 


ادامه مطلب

  شنبه 17 مهر 1395    7:40 PM   امین رضایی  
نظرات 0
آمار جنایت لشگریان یزید در حمله به مدینه

جنایت وحشیانه لشکریان یزید در واقعه حرّه که مؤرخان در کتب تاریخی نقل کرده‌اند، در ادامه می‌آید:

1- کشتار هزاران نفر از مردم مدینه

مورّخان از جمله «ابن قتیبه دینورى» آمار کشته‌شدگان را بیش از 10 هزار نفر اعلام کرده‌اند که از این تعداد 80 تن از اصحاب پیامبر و 700 نفر از مهاجرین و انصار و 10 هزار نفر از تابعان و موالى بوده‌اند. (الامامة والسیاسة، جلد 1، صفحه 216)

2- قتل اصحاب رسول خدا(ص)

مسعودى مى‌نویسد: از خاندان ابوطالب دو نفر و از بنى‌هاشم بیش از 90 نفر و از قریش به همان تعداد و 4 هزار نفر از مردم دیگر کشته شدند. (مروج الذهب، جلد 3، صفحه 85.)

3- مخفى شدن بزرگان اصحاب

ابن کثیر نوشته است: گروهى از بزرگان صحابه مانند جابر بن عبدالله و أبوسعید خدرى براى حفظ

جانشان به کوه پناه برده و أبوسعید در غارى مخفى شدند.

(البدایة والنهایة، جلد 8، صفحه 241)

4- کشتار حاملان قرآن

از مالک بن انس نقل شده است که گفت: در واقعه حرّه هفتصد نفر از قاریان و حافظان قرآن که سه نفر آنان از اصحاب بودند، کشته شدند. (المعرفة والتاریخ، جلد 3، صفحه 325).

5- آزادى سربازان براى استفاده از زنان

به نقل از ابن کثیر و مورّخان دیگر آمده است که؛ سپس مسلم بن عقبه همان‌گونه که یزید فرمان داده بود، سربازانش را سه روز در شهر مدینه آزاد گذاشت تا به کشتار و غارت و اعمال زشت و شهوت رانى بپردازند. (البدایة والنهایة، جلد 8، صفحه241).

6- هزار زن باردار از راه غیر مشروع

نتیجه این آزادى تجاوز به حریم دختران و زنان مسلمان و هتک عفّت آنان بود که بنا بر نقل مدائنى، هزار زن پس از واقعه حرّه فرزندان نامشروع به دنیا آوردند، هزار زن از أهالی شهر مدینه بعد از واقعة حرّه بدون این که شوهر داشته باشند وضع حمل کردند. (البدایة والنهایة، جلد 8، صفحه 241).

یاقوت حموى مى‌گوید: سربازان یزید وارد مدینه شدند و اموال را غارت کردند و فرزندانشان را اسیر کردند و زنان براى آنان آزاد شد که در این جسارت هشتصد زن باردار شده و فرزندان نامشروع به دنیا آوردند که به آنان فرزندان حَرّه مى‌گفتند. (معجم البلدان، جلد 2، صفحه 249).

7- پیمان بردگى مردم مدینه

مسعودى مى‌نویسد: مسلم بن عقبه سه روز شهر مدینه را غارت کرد و با بازماندگان از مردم بیعت کرد تا بنده و برده یزید باشند، یعنى نه تنها خود او برده مى‌شد، بلکه پدر و مادرش نیز برده مى‌شدند، فقط دو نفر از این بیعت استثنا شدند یکى امام سجّاد(ع) و دیگرى على بن عبد اللّه بن عباس.

. (التنبیه والإشراف، مسعودی، صفحه 262)

التماس دعا


ادامه مطلب

  سه شنبه 28 مهر 1394    1:37 PM   امین رضایی  
نظرات 0
چرا امام حسین با یزید صلح نکرد تا در فرصتی انقلاب کند و پیروز شود

در این مورد باید گفت : امامان شیعه از غیب مطلع بوده اند ولی باید دید در مقابل رویداد های مختلف ، مصلحت چیست؟ و کدام کار درست است؟ اگر ما اعتقاد داریم که آنها معصوم هستند و اشتباه نمیکنند پس باید این تصمیم امام حسین که جنگ و شهادت بوده را نیز قبول کنیم. یزید از امام حسین خواست با وی بیعت کند و یزید را به عنوان ولی امر مسلمین بپذیرد.اگر امام حسین این درخواست را پذیرفته بود در واقع قبول کرده بود که یزید بجای ایشان حاکم مسلمانان شود.درباره ی یزید ، مسعودی می گوید: ( او مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نواده ی رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. آشکارا شراب می‌نوشید و با سگان می‌نشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌نمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر.)یزید مردی میمون باز بود و با نامادری خود زنا کرده بود.حال اگر چنین شخصی ولی امری مسلمانان را برعهده میگرفت آیا چیزی از اسلام باقی می ماند؟ پس از شهادت امام حسین بود که قیام ها علیه حکومت ظالم یزید شکل گرفت.از قبیل قیام مختار ثقفی.امام حسین (ع) با شهادتش این مطلب را به ما گوشزد کرد که هرگز در مقابل ستمگر سر تعظیم فرود نیاوریم و یاد او و شهادتش بعد از 1373 سال هنوز هم باقی است و باقی خواهد ماند تا ابد.ان شاالله

 


ادامه مطلب

  سه شنبه 28 مهر 1394    1:32 PM   امین رضایی  
نظرات 0
چرا امام حسین با وجود خبر از شهادت با خانواده خود به کربلا رفت؟

کوفه به شهر هزار رنگ و هزار چهره معروف است .ساکنین کوفه و سران قبایل آن، به حسین، هفت قاصد با کیسه‌های فراوان از نامه فرستادند که دو تای اولش در ۱۰ رمضان ۶۰/ ۱۳ ژوئن ۶۸۰ به مکه رسید و در نامه ها نوشته بودند که از حکومت بنی امیه اطاعت نمیکنند و به نماز جمعه که امام جماعت آن، والی شهر کوفه بود نمی روند.اگر امام حسین به کوفه بیاید، والی کوفه را از شهر بیرون خواهند نمود. بی صبرانه منتظر آمدن امام حسین به کوفه و برپایی حکومت اسلامی توسط نوه ی پیامبر هستند.امام حسین برای اینکه مطمین شود سخن آن ها صحت دارد ، پسرعموی خود مسلم ابن عقیل را به آنجا فرستاد. زمانی که مسلم ابن عقیل به کوفه رسید، مردم کوفه به او خوشامد گفتند و 18000نفر با وی بیعت کردند.سپس مسلم ابن عقیل یک نامه به امام حسین فرستاد و گفت 18000 نفر با من بیعت کرده اند و منتظر آمدن شما هستند.اما به فاصله ی چند روز، کوفیان اطراف او را خالی کردند و عبیدالله ابن زیاد دستور داد مسلم این عقیل  را از پشت بام خانه ای به زمین اندازند و وی به شهادت رسید و بدین ترتیب نتوانست نامه ای به امام حسین بفرستد و از آمدن او به کوفه جلوگیری کند.امام حسین نیز بنا به نامه ی قبل او، به سمت کوفه حرکت کرده بود . .پس کوفیان امام حسین را برای برپایی حکومت اسلامی به کوفه دعوت کرده بودند نه جنگ .و مردم بارها دلیل عزیمت به کوفه را از امام حسین پرسیده بودند و او نیز بار ها یک جمله به عنوان جواب گفته بود : من برای  احیای اسلام و اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر به کوفه میروم. پس مسلم بود که امام حسین باید با خانواده اش به کوفه میرفته است . اکثر قریب به اتفاق لشکریان یزید کوفی بودند. مثل فرماندهان لشکر نظیر عمر بن سعد و شمر . اما همین کوفیان ، در کربلا راه را بر امام حسین بستند و با وی جنگیدند. واقعا که کوفه شهر هزار رنگ و هزار چهره لایق این شهر است.


ادامه مطلب

  سه شنبه 28 مهر 1394    1:23 PM   امین رضایی  
نظرات 0
آیا سنگسار حکم درستی است؟

با توجه مسئله "سنگسار" در اذهان عمومی، با ساختن فیلم و سایر جوّسازی‌ها، از یک حکم فقهی خارج شده و ابزاری برای ضد تبلیغ است و نیز با توجه به این که در سؤال فوق، به مسائل گوناگونی اشاره شده، لازم است ابتدا به چند نکته توجه شود:

الف – غیر عقلانی‌تر و وحشیانه‌تر از هر کاری، این است که انسان به خودش اجازه دهد، احکام خدای حکیم را [العیاذ بالله] غیر عقلانی و حشیانه بخواند!

دقت نمایید که شبهات ضد تبلیغی، [بدون توجه به پاسخ‌ها]، هر ساله تکرار می‌شوند، چرا که می‌دانند نسل‌ها نو می‌آیند، سنّ‌ها بالا می‌آید و بسیار در آن پاسخ‌ها نشنیده‌اند و حوصله پیگیری هم ندارند. پس شبهه کار خودش را می‌کند. منتهی خود شبهه یک مسئله است، نحوه‌ی بیان آن و قضاوت‌ها و احکام مستتر در آن که به ذهن القا می‌شود، یک مقوله‌ی دیگری است. یک موقع می‌گفتند: "این حکم خیلی خشن است"، اکنون به خود اجازه می‌دهند که بگویند: «وحشیانه» است؟! اینها دنبال پاسخ نیستند، حتی دنبال نقد هم نیستند، بلکه می‌خواهد روحیه و رفتار طغیانگری، جسارت‌گری و توهین کننده علیه خدا را القا کنند.

ب- حکم "سنگسار" هیچ اختصاصی به اسلام ندارد که بخواهند با ساختن فیلم و یا جوّسازی و شانتاژ، از آن به عنوان ابزار و بهانه‌ای علیه اسلام سوء استفاده کنند. حکم سنگسار برای جرائم خاص، نه تنها در اقوام قدیمی‌تر و غیر معتقد به ادیان ابراهیمی (علیه السلام) بوده، بلکه در تورات و انجیل نیز به آن تصریح شده است و البته با دامنه جرم، صدور حکم و نحوه‌ی اجرایی وسیع‌تر.

ب/1 – در تورات درباره دختری که در خانه پدر زنا کرده (آن هم نه زنای محصنه)، آمده است: «... آنگاه دختر را به در خانه‌ی پدرش آورده و مردمان شهر او را سنگسار نمایند


ادامه مطلب

  پنج شنبه 23 مهر 1394    8:24 PM   امین رضایی  
نظرات 0
اگر لقمه ی حرام تاثیر داشت، چرا جضرت موسی که در دربار فرعون بزرگ شدبه پیامبری رسید

 

اگر لقمه ی حرام تاثیر داشت، چرا حضرت موسی که در دربار فرعون بزرگ شد به پیامبری رسید.؟؟؟

عکسش هم صادق و ثابت است، مثل پسر حضرت نوح علیه السلام، یا برادر امام حسن عسکری علیه السلام، یا پسر یزید لعنة الله علیه، یا بسیاری از فرزندان انسان‌های صالح و حلال‌خور، که خودشان ناصالح شدند، مانند فرزندان بسیاری از افراد ناصالح و حرام‌خور که خودشان صالح شدند. پس چون هر دو وجه این موضوع صدق دارد، معلوم می‌شود نکات دیگری هم هست که باید به آن توجه نمود.

الف – یک موقع بحث شخص حضرت موسی علیه السلام می‌باشد، که از شیر کسی نخورد، تا مجبور شدند مادرش را به عنوان یک دایه‌ی ناشناس بیاورند و از شیر او خورد و شاکله‌اش از شیر مادر شکل گرفت.  در کودکی نیز تحت سرپرستی آسیه علیهاالسلام بود که فردی مؤمنه بود و دلیلی ندارد که هر چه شوهر به او داده، برای او نیز حرام باشد.

  ب – اما نکته‌ی بعد قواعد کلی و نیز احکام است. و البته اهل عصمت علیهم السلام نیز از این قواعد و احکام مستثنی نمی‌باشند.

قواعد کلی:

وقتی گفته می‌شود کاری یا چیزی اثر مطلوب یا نامطلوب دارد، به یکی از سلسله علل در پیدایش آن اثر اشاره شده است، نه این که آن تنها علت و علت تامه باشد.

به عنوان مثال: اگر فرمود: نماز شب بخوان، باشد که به مقام محمود برسی – نماز بخوانید، باشد که مقرب شوید – خدا شما را می‌بخشد، باشد که شاکر گردید و ...؛ یعنی یکی از علل و شروط لازم برای رسیدن به مقام محمود، نماز شب است – یکی از شروط و علل تقرب، نماز است – یکی از شروط و علل و آثار مغفرت الهی، شاکر بودن است؛ نه این هر کس این کار را بکند، چنین می‌شود. مگر خداوند متعال این همه گناهان بزرگ و کوچک را بر بندگان مؤمن و کافرش می‌بخشد، الزاماً و اجباراً همه شاکر می‌شوند؟! خیر؛ چرا که سایر شروط و علل فراهم نشده است.


ادامه مطلب

  پنج شنبه 23 مهر 1394    8:17 PM   امین رضایی  
نظرات 0
آیا پیامبران معصوم بوده اند؟

چکیده

در این مقاله یازده آیه از قرآن ذکر شده که همگی مربوط به نبی مکرم اسلام (ص) است. این آیات دارای عناوینی هستند که برخی به ظاهر آنها تمسک جسته و شبهاتی را مطرح نموده اند؛ مانند غفران و مغفرت الهی در آیه اول و دوم سوره فتح؛ که توهم شده غفران وقتی تعلق می گیرد که گناهی صادر شده باشد. یا عناوین ذنب، توبه، نسیان، عفو، خوف و خشیت و حرمت که مورد استشهاد ظاهربینانه قرار گرفته در این نوشتار بررسی و نقد شده است.

واژه های کلیدی: عصمت، قرآن، شبهات، غفران، توبه، عفو، خوف، خشیت.

مقدمه

هدف از بعثت انبیا تکامل و سعادت بشر است و این هدف بدون عصمت انبیا محقق نمی گردد. اما از طرف دیگر یکی از اصولی ترین موارد اختلاف بین ادیان و نیز بین فرق و مذاهب اسلامی، موضوع عصمت و حدود آن است. عمده اختلاف بین شیعه و اهل سنت مبتنی بر همین موضوع است که آیا پیامبر اسلام (ص)، خواه قبل از نبوت و بعد از نبوت، دارای عصمت از گناه، چه کبیره و چه صغیره اعم از سهوی و عمدی، بوده است یا نه.

با دقت و تأمل در سؤال فوق، به اهمیت و ضرورت بحث بیشتر واقف شویم. اهمیت مسئله وقتی افزون تر می شود که شبهات مربوط به آن اضافه گردد.

آیه اول:

إنا فتحنا لک فتحا مبینا. لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تأخر ویتم نعمته علیک ویهدیک صراطا مستقیما[1]

ما برای تو پیروزی نمایانی را مقدر کرده ایم تا خدا گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد (ما تو را پیروزی روشن و واضح بخشیدیم تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو در گذرد) و نعمت خود را برای تو تمام کند و تو را به راهی راست هدایت کند.[2]

شبهه ای که در مورد این آیه مطرح کرده اند این است که پیامبر (ص) قبل از نزول این آیه و بعد از نزول آن دارای گناه بود و خداوند متعال همه آنها ـ اعم از سابق و لا حق ـ را بخشید. فخر رازی نقل می کند: این آیه صراحت در مغفرات دارد و مفقرت جایی صدق می کند که گناهی یا خطایی از شخص مغفورله سر زده باشد.[3]


ادامه مطلب

  پنج شنبه 23 مهر 1394    5:13 PM   امین رضایی  
نظرات 0

فهرست اصلی
صفحه نخست
رایانامه
نسخه موبایل
آرشیو
ایران نقش
موضوعات
امامت
مهدویت
نجوم
پزشکی
بیوگرافی و زندگینامه
شعر
حدیث
قرآنی
شبهه
سیره
لینک دوستان
وبلاگ مذهبی علمدار کربلا
وبلاگ مذهبی اهل نور
جونم فدای حیدر
مذهبی دانلود
راسخون
Designed By: M-QaLeB & copyright 2012 حکمتانه