حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

تا يک قرن قبل،اهميت و جايگاه سياست مالي و پولي دراقتصاد ترديد پذير بود و تأثير مثبت دخالت دولت بر اشتغال، تورم، بيکاري، توزيع درآمد، تخصيص منابع، رشد و توسعه ي اقتصادي، پس انداز، سرمايه گذاري و کارايي اقتصاد، انکارپذير.
کم نبودند انديشمنداني که آموزه هاي انساني پيشوايان دين را به چالش مي کشيدند و حمايت از نيازمندان را مخالف قانون طبيعت مي شمردند و دخالت دولت در جهت توزيع مجدد درآمد و تخصيص منابع و تحت پوشش قرار دادن اقشار کم درآمد را ناروا و دخالت ناصواب در نظام عرضه و تقاضا مي پنداشتند،ولي امروزه تأثير دخالت ارشادي دولت در بهبود توزيع و توليد و افزايش مطلوبيت در مصرف، انکارناپذير است. 
بدين ترتيب، اگر بيشتر به آثار اقتصادي و اجتماعي دستورات وتوصيه هاي ديني در رابطه با توليد، توزيع و مصرف نگرشي منفي وجود داشت، امروز چنين نيست. در واقع، ايجاد سازمان هاي تأمين اجتماعي و راه اندازي برنامه هاي حمايتي، با استفاده از ابزارهاي سياست پولي و مالي و مديريت و برنامه ريزي دولت ها به منظور ايجاد اشتغال، مبارزه با بيکاري و تورم، گوياي ضرورت 
دخالت در دولت ها در جهت دست يابي به رشد و توسعه ي اقتصادي همراه با کاهش شکاف طبقاتي است. 
آن چه دولت ها درقالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند، در قرآن به شکل بسيار دقيق و انساني تر آمده است. 
در اين نوشتار ضمن اشاره به اهداف، ابزار و تأثير سياست مالي در اقتصاد معاصر، ديدگاه قرآن و اسلام را در اين موارد بررسي مي کنيم. 
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي
قبل از بحران 1929-1933 م، در کشورهاي صنعتي، اقتصاددانان بر اين باور بودند که دولت نبايد در اقتصاد دخالت کند و نبايد درحمايت ازگروه هاي آسيب پذير، ايجاد فرصت برابر ورقابت عادلانه وارد عمل شود، ولي ظهور آن بحران و تنش هاي اجتماعي به دليل غيرانساني و تحمل ناپذيري محيط کار و فقر و بيچارگي کارگران،نشان داد که از دست نامرئي کلاسيک ها کاري ساخته نيست. از ميان بحران ها و به دنبال اعتراضات انديشه وران، که به شرايط غيرانساني محيط کار معترض بودند و رشد روزافزون کمونيسم در غرب، کينز، اقتصادانان بزرگ انگليسي، ظهور کرد. او براي خروج از بحران و بهبود وضعيت اقتصادي، توزيع مجدد درآمد را مؤثرشمرد و فراهم سازي امکان مصرف بيشتراقشار کم درآمد را از زاويه يتقاضا، مفيد و براي خروج از رکود ضروري دانست (رشد و توسعه اقتصادي، بي تا، 2 /563، 5-680) از اين به بعد بود که سياست مالي به صورت جدي از زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. 
از ديدگاه اسلام، دخالت اقتصادي به منظور کارسازي مصرف متوسط براي همه ي مردم، جلوگيري از اسراف و زياده روي ثروتمندان،هدايت پس اندازها به سرمايه گذاري هاي زيربنايي و توليدي، فراهم سازي زمينه براي آزادي انسان ها و رهايي از دست اربابان زور و تزوير رهنمون شدن او به سمت
قله هاي بلند سعادت و تقرب به پروردگار توصيه مي شود.

ادامه ی مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

سخنان اهل بيت (ع) در بردارنده خير دنيا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهاي گران بهايشان، هم شيوه هاي خوشبختي در دنيا را فرا راه پيروانشان قرار داده اند و هم شيوه هاي خوشبختي در آخرت را. آموزه هاي به جا مانده از هشتمين امام ما نيز، هم در بردارنده رهنمودهاي سامان بخشي به دنياي انسان هاست و هم به خوشبختي آخرت توجه دارد. بر اين اساس و به منظور آباداني دنياي آدميان، به انديشه هاي اقتصادي امام رضا(ع) اشاره مي شود. بررسي انديشه هاي اقتصادي امام هشتم(ع)، آنگاه اهميت بيشتري مي يابد كه بدانيم، يكي ازاهداف مقام معظم رهبري در نام گذاري سال 1389 به سال «همت مضاعف و كار مضاعف»، شكوفايي اقتصادي ايران است. در اين نوشتار به برخي ازاين انديشه هاي ناب اشاره مي كنيم.

 


1. كار و تلاش
 

كار وكوشش، قانون عام آفرينش براي شكوفايي اقتصادي و دست يابي به اهداف و آرزوهاي بلند است. خداوند در اين باره هيچ بخلي نورزيده است. هركه اين قانون را به درستي به كار گيرد، دنياي او رونق مي گيرد و شكوفا مي شود؛ اگرچه بر آييني جز آيين اسلام باشد. در مقابل، هركه از اين قانون مهم، غفلت كند و آن را ناديده انگارد و وانهد، دچار تنگنا، عقب ماندگي و تهي دستي خواهد شد؛ اگرچه مسلماني شيعي و داراي مكتب «اثني عشري» باشد و گرچه شب و روز خويش را به دعا و توكل و عبادت سپري كند.
امام رضا(ع) به خوبي از اين قانون آگاه بود، چنان كه سامان بخشيدن به دنياي انسان ها را در گرو پاي بندي به اين قانون مي دانست. در نتيجه، آنها را به كار و كوشش فرا مي خواند. احمد بن ابي نصر بَزّنطي مي گويد: «به امام رضا(ع) گفتم: كوفه به من نمي سازد و زندگي در آن همراه با مضيقه است. زندگي ما در بغداد بود و درآنجا در روزي برمردم گشاده است. حضرت فرمود: «اگر مي خواهي بيرون بروي برو؛ چرا كه امسال، سال آشفته اي است و مردمان را چاره اي جز طلب روزي و كوشش براي به دست آوردن معيشت خوب نيست. پس طلب و كوشش را براي به دست آوردن امكانات زندگي از دست مده».(1)
از ديدگاه امام رضا(ع)، ارزش معنوي كار چنان است كه مقام كارگر را فراتر از مقام مجاهدين في سيبل الله (جهادگران در راه خدا) مي داند و مي فرمايد: «ان الذي يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجراً من المجاهد في سبيل الله؛ آن كه با كار و كوشش، در جست و جوي مواهب زندگي براي تأمين خانواده خويش است، پاداشي بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد».(2)
«تنها تن آدمي نيست كه به كار نياز دارد، بلكه رشد روح او وقواي معنوي و فكر و فرهنگ و تربيت او نيز بستگي به كار دارد و بي كاري، بر معنويت آدمي نيز آثاري زيان بار مي گذارد. اگر آدمي، هر چه را كه نياز دارد،دراختيار داشت و طبيعت، آماده و ساخته پرداخته به او مي داد و در نتيجه، اوقات خود را پيوسته به بي كاري و فراغت مي گذراند، به فساد و تباهي كشيده مي شد و ناگزير نيرو و انرژي خود را در راه هايي صرف مي كرد كه به نابودي خود هم نوعانش مي انجاميد».(3)
 

2. پرهيز از اسراف
 

اسراف، سرگراني با خداوند و نعمت هاي اوست. آن كه در به دست آوردن حتي لقمه اي نان، «ابر و باد و مه خورشيد و فلك» و ده ها عامل پيدا و پنهان ديگر را مؤثر مي داند، هرگز اسراف نمي كند. در حقيقت، اسراف، پشت پا زدن بي توجهي و بي حرمتي به همه عوامل ياد شده است.
هرگز شكوفايي و رونق اقتصادي، با اسراف و هدر دادن بيهوده اموال امكان پذير نيست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادي نخواهد رسيد. از اين رو، اسراف، آفت كار نيز به شمار مي آيد، زيرا آن كه هم كار مي كند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقي كه ته ندارد، پول مي ريزد و بديهي است ثروتي براي اندوخته نخواهد شد و پيشرفتي نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلي فقر و تهي دستي نيز به شمار مي رود. از ديدگاه عرفاني، نعمت هاي پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بي توجهي فرد را به خود حس كنند، رخت بر مي بندند و فرد را از نعمت ها محروم مي كنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببينند، نه تنها مهمان سفره زندگي او خواهند شد، بلكه نعمت هاي ديگر را نيز به سوي خويش فرامي خوانند. در نتيجه، نعمتي برنعمت شخص افزوده مي شود.
با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازي اموال را پديده اي ناپسند مي داند، دوستنان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك باز مي دارد و مي فرمايد: «ان الله يبغض... اضاغة المال؛ خداوند، تباه سازي اموال را دشمن مي دارد.» (4) «گفتني است تباه كردن اموال و تضييع آنها كه در اين روايت آمده، مفهوم گسترده اي دارد و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل مي گردد. تباهي و تضييع، ممكن است براثر علت هايي چند پديد آيد كه از جمله آنها عبارتند از: اسراف كاري و مصرف بيش از اندازه، بي اطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريت هاي مالي، كوتاهي و سهل انگاري در به كارگيري اموال و مانند آنها كه موجب مي شوند تا سرمايه زندگي تباه شود و موجب فقر و تهي دستي گردد و حتي سير و حركت معنوي انسان نيز دست خوش تزلزل شود. با توجه به كليت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامه ريزي درست و حساب شده اي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گيرد، اموال، تباه خواهد شد.»(5) از اين رو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: « من الفساد قطع الدرهم و الدينار و طرح النوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دورافكندن هسته خرما(كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود)، از جمله كارهاي فاسد ونادرست است».(6)
 

3. ميانه روي در مصرف
 

از فضيلت هاي مهم اخلاقي، ميانه روي در همه كارها به ويژه ميانه روي در مصرف است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «واقصد في مشيك؛ در رفتارت ميانه رو باش!» (اسراء : 29) همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: «والذين إذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوامًا و آنان كه چون انفاق مي كنند، اسراف نمي ورزند و خست نمي كنند، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال و ميانه را برمي گزينند». (فرقان:67)
در اهميت ميانه روي و ناروا بودن افراط و تفريط همين بس كه افراط و تفريط، از نشانه هاي ناداني شمرده شده و حضرت علي(ع) فرموده است: «لاتري الجاهل اماّ مفرطاً او مفرطاً؛ نادان را نبيني جز آنكه يا افراط مي كند يا تفريط.»(7) شيخ محمود شبستري در اين باره زيبا سروده است:
همه اخلاق نيكودر ميانه است 
كه ازافراط و تفريطش كرانه است
ميانه چون صراط مستقيم است زهر دو جانبش جحيم است
از ديدگاه امام هشتم(ع) هم كسي كه در مصرف، به خود و خانواده خود سخت مي گيرد و در مصرف، خست مي ورزد، از جاده مستقيم بيرون است و هم آن که اسراف كرده و زياده روي مي كند. امام رضا(ع)، هر دو شيوه را ناپسند مي شمارد. يكي از ياران امام هشتم(ع) مي گويد: از امام رضا(ع) درباره چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم. فرمود: «مخارج خانواده، حد وسط است ميان دو روش ناپسند.» گفتم: «فدايت شوم، به خدا سوگند! نمي دانم اين دو روش چيست؟ فرمود: «دو روش ناپسند، اسراف و خست است. آيا نمي داني كه خداوند بزرگ، اسراف(زياده روي) و اقتار (خست گيري) را ناخوشايند مي دارد و در قرآن مي فرمايد:«آنان كه هرگاه چيزي ببخشند، نه زياده روي مي كنند و نه خست مي ورزند و ميانگين اين دو را در حد قوام برمي گزينند».(8)
«از ديدگاه امام رضا(ع)، تصرفات شخص در اموال خويش، محدود است؛ يعني اين گونه نيست كه حال كه اموال انسان ملك اوست و به وي تعلق دارد، بتواند در آنها هرگونه كه خواست، تصرف كند، بلكه تصرف اوبايد در حد ميانه و متعادل و به دور از اسراف و خست باشد. او هم اجازه ندارد كه خست ورزد و در مصرف بر خود سخت گيرد و هم مجاز نيست كه اموال خويش را ريخت و پاش نمايد. امام رضا(ع) در پايان سخن خويش به كلام خداوند استدلال فرمود كه در آن واژه «قوام» آمده است. مقصود از قوام؛ يعني آن استواري و اقتصادي كه موجب سامان يافتن زندگي همه افراد مي شود كه در آن، نه كسي محروم ماند و نه كسي بي حساب برخوردار گردد. روشن است كه هر چيز آنگاه مي تواند عامل «قوام» باشد و زمينه استواري چيز ديگري را فراهم آورد كه در موضع مناسب خود قرار گيرد و موضع مناسب، همان حد ميانه و دور بودن از اسراف و خست است. اسراف و اقتار (خست) كه دو سوي حد ميانه است، ضد قواميت مال است؛ يعني مايه قوام و سامان يابي فرد و جامعه نيست، بلكه همين مال كه عامل بقا و قوام است، در حال افراط و تفريط، عامل تباهي و هلاكت فرد و جامعه خواهد بود. بقاء و دوام و قواميت، در حد ميانه و اعتدال است».(9)
گشته است در ميانه روي، عمر ما تمام ما از پل صراط همين جا گذشته ايم
صائب
 

منبع:نشريه اشارات- شماره137

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

همانطور كه در خانواده، والدين بايد مديريت عاطفي، رواني و اجتماعي را براي ايجاد روابط دوستانه و رسيدن به تكامل خانواده به عهده گيرند و عمل كنند، بايد بر دخل و خرج خانواده نيز مديريت كنند. اهميت مديريت صحيح اقتصادي در خانواده مي‌تواند موجب استحكام بنيان خانواده و كاهش تنش‌ها و مشكلات خانوادگي شود. پدر و مادر در خانواده نقش اساسي را در امور مالي و كاهش مشكلات اقتصادي دارند. بسياري از جامعه‌شناسان اعتقاد دارند، زنان به دليل دقت نظر در اداره كردن امور مالي خانواده از موفقيت بيشتري برخوردارند.
مديريت اقتصادي خانواده در شرايط عادي بايد براساس ميزان درآمدهاي يكي از اعضاي خانواده و هزينه‌ها تنظيم شود. خانواده براساس شرايط حال تصميم‌گيري كند و در مديريت اقتصادي جايي نيز براي پس‌انداز در نظر بگيرد. اين نوع مديريت نشان از آينده‌نگري خانواده دارد و معمولاً دچار مشكلات مالي و اقتصادي نمي‌شود و در برابر مشكلات و عوامل پيش‌بيني نشده اقتصادي مقاومت مي‌كند.
درحال حاضر به دليل تجمّل‌گرايي، مخارج اضافه، نداشتن قناعت و صرفه‌جويي و الگوهاي مصرف نامناسب نيمي از خانواده‌ها با سه شيفت كار كردن نمي‌توانند هزينه‌هاي زندگي را تأمين كنند. اين خانواده‌ها در مديريت اقتصادي خانواده مشكل دارند و فرهنگ قناعت و صرفه‌جويي در اين خانواده‌ها بسيار كم‌رنگ است. بايد در خانواده صرفه‌جويي و درست مصرف كردن و به آن چه داريم، راضي باشيم فرهنگ‌سازي شود. فرهنگ مصرف صحيح موجب آرامش، شادابي و نشاط خانواده مي‌شود و بسياري از خانواده‌ها با وجود امكانات مالي خوب؛ امّا افسرده، مضطرب و ازهم‌گسيخته هستند. آنان بايد با آموخته‌هاي مذهبي از تجمّل‌گرايي و مصرف‌زدگي كه هزينه‌هاي خانواده‌ها را افزايش داده است مبارزه كنند. آمارها نشان مي‌دهد 80 درصد هزينه‌هاي زايد خانواده‌ها به دليل تجمّل‌گرايي و چشم و هم‌چشمي‌هاست.
بنابراين اقتصاد خانواده را بايد براساس داشته‌ها و درآمدها برنامه‌ريزي كرد، نه براساس خواسته‌ها. خداوند متعال در آيه 27 سوره بني‌اسرائيل درخصوص اسراف‌كاران مي‌فرمايد:
«اسراف مكن و مال خودت را پراكنده مساز، به درستي كه اسراف‌كنندگان برادران شيطانند و شيطان كفركننده پروردگار است.»
حضرت علي(علیه السلام) فرموده‌اند: « زياده‌روي و اسراف مكن، زيرا بخشش اسراف‌كار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحّم واقع نمي‌شود و اسراف و زياده‌روي موجب نابودي مال و ثروت و از بين رفتن بركت و مقدّمه فقر و تنگدستي است.»
منبع: روزنامه اطلاعات






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

پس از جنگ جهاني دوم و آغاز پروژه توسعه در کشورهاي جهان سوم نقش دولت در سرنوشت اين کشورها بسيار پررنگ شد. مردم از صحنه امور کنار گذاشته شدند و فعاليت‌هايي که در جوامع کشاورزي بر عهده مردم بود دولت متحمل آن‌ها شد. اما نظريه‌هاي توسعه دولت‌سالاري را برنتابيدند و در نهايت حکم به کمتر دخالت کردن دولت داده و پديده جهاني‌شدن هم به اين روند کمک کرده و امروزه دولت‌هاي ملي با چالش‌هاي عديده‌اي مواجه هستند به نحوي که کارآمدي و مؤثر بودن فعاليت‌هايشان منوط به دخالت کمتر، و حضور گسترده‌تر مردم در فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي مي‌‌باشد. از اين رو، ضرورت نگاه مجدد به فعاليت‌هاي وقفي و امور مشابه جهت ورود به عصر جديد احساس مي‌‌شود.
با توجه به فرايند خصوصي‌سازي در ايران و جهان و با توجه به روند ثروتمند شدن بخش خصوصي در نتيجه فرايند خصوصي‌سازي، لزوم فرهنگ‌سازي براي تأسيس بنيادهاي وقفي از سوي سرمايه‌داران و همه مردمي که ثروتي مي‌‌اندوزند شديداً احساس مي‌شود. اين فرهنگ‌سازي موجب مي‌شود که فعاليت‌هاي اقتصادي مربوط به وقف امکان مناسبي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي، و نيز ارتقاي بهره‌وري و اجراي عدالت اجتماعي و اقتصادي به ارمغان بياورد.
از اين‌رو، نگاهي مجدد به ارزش وقف در اسلام و رابطه آن با توسعه اقتصادي در عصر جديد کاملاً احساس مي‌شود. وقف مي‌تواند به انباشت سرمايه فيزيکي، انباشت سرمايه انساني، و بهره‌وري به مثابه علل مستقيم رشد اقتصادي کمک شاياني کند. جالب اين است که اين کمک به نحوي است که موجب عادلانه شدن رشد و موافق با فقرا بودن آن خواهد شد. بنابراين، يکي از ابزارهاي مهم اقتصاد اسلامي براي ايجاد رشد عادلانه نهاد اصلاح شده وقف است که مي‌تواند در عصر جهاني‌شدن به کمک دولت اسلامي بشتابد و موجب رفاه جامعه اسلامي شود. اين مقاله در صدد بحثي کاملاً علمي و مکتبي در اين موضوع مهم است. ابتدا به مفهوم وقف و ارزش آن پرداخته و سپس توسعه اقتصادي تعريف مي‌شود، آن‌گاه به ارتباط بين اين دو مي‌پردازيم.

 ادامه ی مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود. 
اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد. رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت. 
از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود. آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست. 

ادامه ی مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

منابع خانواده زمان، درآمد، فضای زندگی و ... است. از آن‌جا که منابع خانواده محدود است، تهیه تمام کالاها و خدمات مورد نیاز خانواده ممکن نیست.
هر سال اسفند و فروردین، ماه‌هائی است که خانواده‌ها هزینه‌هائی بیشتر از بقیه ایام سال دارند. آئین نوروز رسم و آدابی دارد که زندگی را تازه می‌کند اما این آئین هزینه‌آور است. با این حال باید بر انجام آداب پافشاری کرد. خرید شب عید، سفرهای نوروزی و ... اگر دقیق و درست و با رعایت اصول اقتصادی انجام شود برای هر خانواده‌ای شیرین خواهد بود و هزینه‌هایش هم بر زندگی خانواده‌ها سنگینی نخواهد کرد. این مسئله‌ای است که در قالب رعایت اقتصاد خانواده قادر به مراعات آن خواهیم بود. اقتصاد خانواده را می‌توان چگونگی سازماندهی و مدیریت منابع خانواده تعریف کرد. منابع خانواده زمان، درآمد، فضای زندگی و ... است. از آن‌جا که منابع خانواده محدود است، تهیه تمام کالاها و خدمات مورد نیاز خانواده ممکن نیست. پس باید از میان خواست‌های خود انتخاب به عمل آورد. انتخاب قلب اقتصاد است. انتخاب از میان خواسته‌های مختلف با توجه به هزینه‌ها، وظیفه اصلی اقتصاد خانواده است. اقتصاد خانواده به دنبال بهترین انتخاب می‌گردد و بهترین انتخاب برای خانواده، انتخابی است که بیشترین رضایت خاطر را برای بیشتر اعضاء خانواده به بار آورد. اقتصاددانان به‌جای رضایت خاطر، از یک اصطلاح علمی به اسم مطلوبیت استفاده می‌کنند. 
آنها می‌گویند بیشترین مطلوبیت با توجه به شرایط هر خانواده و میزان درآمدها، متفاوت است. پس در انتخاب از میان خواسته‌ها، حفظ اعتدال مهم است. برای این‌که از بین خواسته‌های خود، دست به انتخاب بزنید: 
۱) فایده‌ها را محاسبه کنید. 
۲) هزینه‌ها را برآورد کنید. در نظر داشته باشید هزینه تنها آن مبلغی نیست که شما می‌پردازید، بلکه فرصت‌های از دست رفته نیز در شمار هزینه‌هاست. 
۳) انتخابی را انجام دهید که فایده‌اش بیش از هزینه باشد. 
پویائی اقتصادی فقط به زمانی که جیب‌هایتان پر از پول است، محدود نمی‌شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانائی را نیز داشته باشید که پول‌هایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و سپس سرمایه‌گذاری نمائید. بنابراین به‌جای این‌که نفستان را در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویائی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوه‌های صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. در این نوشتار چند نمونه از تکنیک‌های صحیح آداب مالی را برای شما ذکر می‌نمائیم. 

ادامه ی مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

قدمت ازدواج همپاي پيدايش بشر است. در نخستين نجواي رازگونه، آدم ابوالبشر به خداوند مي گويد: پروردگارا در برابر خود کسي را مي بينم که در دلم ميلي و انسي به او احساس مي کنم و چون خداوند يگانه، نجواي بنده ي يکدانه اش را شنيد فرمود: اگر او را مي خواهي از من بخواه و وصال او را از من طلب کن... (1)
از اين جرقه ي نخستين معلوم مي شود ميل به جنس مخالف که در درون انسان ها نهاده شده ميلي است که پيدايش اش تکويني و طبيعي است و پاسخ اش تشريعي و تعليمي.
اين ميل و پاسخ به آن عليرغم اين درجه از استواري، در طول تاريخ بشر گاه دچار انحرافات جدي شده است. اين انحرافات در ارتباط با ساير انحرافاتي بود که بشر گرفتار آن شده بود و امروزه در قرن 21 انحرافاتي که بشر در نگاه به هستي و انسان يافته، بر ازدواج و خانواده نيز سايه افکنده است. انحرافي که از غرب آغاز شده و با سلطه ي اقتصادي و رسانه اي، ساير نقاط جهان را نيز در برگرفته است. هر چند جامعه ي ديني هنوز در مقابل نفوذ جامعه ي غربي مقاومت کرده و مي کند.
امروزه اخلاق نوين در غرب، برداشتي اومانيستي از اراده و تمايلات انسان ارائه مي دهد. اين برداشت که از تفرد شخصي آغاز مي شود و تا تفرعن اجتماعي دامن مي گشايد، اصلي ترين وجه تمايز ميان جامعه ي الهي( توحيدي)و جامعه ي غربي است. جامعه ي توحيدي جامعه اي مبتني بر فطرت و خواستار شکوفايي و پاسخ دهي بي قيد و شرط به فطرت است و جامعه ي غربي جامعه اي مبتني بر غريزه و خواستار پاسخ دهي بي قيد و شرط به غريزه. در جامعه ي توحيدي مبناي حرکت و حيات، فطرت حقيقت پذير کمال جوي حق محور است و در جامعه ي غربي غريزه ي منفعت طلب لذت جوي خودمحور. انسان در جامعه ي غريزي غرب،توانمند مي شود و در جامعه ي فطري الهي ،فرهمند ،جامعه ي الحادي غرب با شعار آزادي و حقوق فردي، قوانيني تصويب مي کند مانند: آزادي، سقط جنين، عرفي سازي رابطه ي جنسي با افراد متعدد، بيمه ي زنان خياباني، آسان سازي طلاق، هيولا نمودن ازدواج و... و بدينوسيله با حاکميت ليبراليسم جنسي، زنان را فرومايه، خانواده را فرومانده و مردان را فرمانده ي ارضاي هوسهاي خود مي نمايد.
جامعه ي توحيدي در مقابله با تحکم غرب براي پذيرش شعارها و قوانين غربي در سرتاسر جهان، بر قداست ازدواج و خانواده و تحکيم آن پاي مي فشرد و در مقابل هرج و مرج جنسي و فروپاشي خانواده در غرب، اعلام مي کند که: خانواده بهترينن و يگانه محل براي تأمين سه نياز انساني: تمتع جنسي، تمناي عاطفي و تعهد انساني است بنابراين بايد همه ي ارکان جامعه ي اسلامي بکوشند تا زمينه ي ارضاء اين سه نياز را در کانون خانواده، به وفور فراهم سازند. (2) 
از آنجا که استوارترين قدمها در پي عميق ترين دانش ها برداشته مي شود، براي بهره مندي جامعه از خانواده هايي سالم و متعالي، بايد اعضاء خانواده را آموزش داد تا با ژرف نگري در مسائل مختلف مرتبط با خانواده، گامهايي استوار جهت ايجاد پرورش خانواده ي سالم و متعالي بردارند.

ادامه ی مطلب






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392 

 

اصول اقتصاد سیاسی کتابی از جان استوارت میل (1) (1806-1873)، اقتصاددان انگلیسی، که در 1848 منتشر شد. نویسنده بر آن بوده که عقاید مخصوص مکتب کلاسیک انگلیس را مورد بررسی قرار دهد؛ با این حال با پرداختن به افکار اسمیت (2)، ریکاردو (3) و مالتوس (4) مفهومی گسترده‌تر و جامعه‌شناختی‌تر به اقتصاد داده است. این نکته خود نشان‌دهنده تأثیری است که نویسندگان سوسیالیست مانند سن سیمون (5)، پرودون (6) و فوریه (7) در او داشته‌اند. استوارت میل اگر از دسته اول نظریات آنها در زمینه تولید و مبادلات، و آرای ریکاردو مالتوسی اصل تحصیل بیشترین رضایت با کمترین کوشش، قانون نفع خصوصی، قانون رقابت آزادانه، بازده غیرمتناسب با هزینه، پرداخت کمترین مزد، درآمد املاک، نظریه مبادله آزاد و... را به وام می‌گیرد، با بهره‌گیری از دسته دوم است که برخلاف بینش ریکاردویی به نظریه توزیع خود می‌رسد. میل قاطعانه به مخالفت با مالکیت خصوصی برمی‌خیزد و این تمرکز و انباشت ثروت را ناروا ُو دور از عدالت میداند و به جایی می‌رسد که برای نزدیک شدن به «برابری اولیه» پیشنهاد می‌کند که حق ارث از میان برود. به اعتقاد وی، زمین حاصل کار نیست، بل دهشی است از سوی طبیعت که فرد نمی‌تواند بدون غصب به تصرف درآورد. میل، همچنان که دیدگاه خود را دنبال می‌کند، به بررسی جنبه‌های ایستا و پویای اقتصاد می‌پردازد. این تحلیل او را به صورت‌بندی نظریه «حالت ایست» رهنمون می‌شود که مبتکرانه‌ترین بخش کتاب اوست و به این ترتیب در برابر بینش ریکاردو، درباره دنیایی که فقط بر بازی سود مادی می‌چرخد، دیدگاهی اخلاقی و جامعه‌شناختی عرضه می‌کند. میل به این پرسش که پیشرفتهای صنعتی، جامعه را به سوی کدام هدف نهایی می‌کشد و انسان هنگامی که این پیشرفتها متوقف شود خود را در چه وضعی خواهد یافت، بر پایه نظریه «حالت ایست» پاسخ می‌دهد که در نهایت چیزی جز مرحله آخر، یعنی نتیجه طبیعی «حالت پیشرونده» نیست و برای آن به اینجا می‌کشد که رشد ثروت نامحدود نیست. منتها مؤلف این مرحله را به گونه‌ای نومیدکننده پیش نظر ما مجسم نمی‌سازد. از آنجا که «حالت پیش‌رونده» نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد، بشریت هم نمی‌تواند از چنگ فقر حاصل از آن جز از طریق «حالت ایست» رهایی یابد: ایست در تولید، ایست در تولیدمثل. میل خواهان آن بود که «عده نسل آینده درست به اندازه‌ای باشد که برای جانشینی نسل پیشین کفایت کند.» بالاخره، «حالت ایست» در زمینه آنچه به تولید مربوط است باید هدفش عملی ساختن توزیعی عادلانه‌تر در میان طبقات گوناگون اجتماع باشد. از این اثر چنین برمی‌آید که میل، کوشش داشته است که دید خود از «حالت ایست» را با خواسته‌های فردگرایانه و اشتراکی آشتی دهد و به این ترتیب، مسئله خاص فایده‌مندی در پیشرفت صنعت، ابداع و تجارت را که از سالیان پیش دنبال می‌شده مطرح کرده و کمابیش تعالیم مکتب کلاسیک انگلیس را ترازبندی کند.
 

نويسنده: جهانگیر افکاری






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

اصطلاح جهاني شدن اقتصاد، كه ناظر به همگرايي اقتصادي و رفاهي است، بيانگر همگون سازي قيمت‌ها، توليدات، دستمزدها، دارايي‌ها، دستمزدها، دارايي‌ها و ... در سراسر جهان مي‌باشد. بنابر آن چه كه سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) اظهار مي‌دارد. جهاني شدن اقتصاد گوياي روندي است كه در بر گيرنده گسترش و توسعه تجارت بين الملل و سرمايه‌گذاري‌هاي مستقيم خارجي است. از نشانه‌هايي كه مي‌تواند مؤيد اين معنا باشد، نقش واهميت شركت‌ها و كمپاني‌هاي بزرگ چند مليتي است، كه ارزش توليدات تنها تعدادي از اين شركت‌ها در سال معادل با توليدات ناخالص داخلي 100 كشور جهان است. لذا، جهاني شدن اقتصاد به اعتقاد برخي، برابر است با سلطه‌ي جهاني اين شركت‌ها و نيز شدت گرفتن روابط اقتصادي و گسترش ناگهاني حجم تجارت بين الملل، به گونه‌اي كه از سال 1966 تا 1980 توليد جهاني فقط 6/3 برابر شده است. اما حجم صادرات جهاني در فاصله‌ي بين همين سال‌ها، يعني از 1960 تا 1996، بيش از 37 برابر رشد داشته، كه اين حجم عظيم معادلات، بيان گر شدت روند جهاني شدن اقتصاد است.(1)
 

الف) تأثير اقتصاد بر زندگي انسان:

اقتصاد در قلمرو زندگي انسان فراتر از يك ابزار عمل مي‌كند و حتي در مواردي به جاي هدف نشسته است. پوستمن در كتاب تكنو پلي، اين اصطلاح را تصور جهاني مي‌داند كه تكنولوژي، فرهنگ سازي كرده و اقتصاد، فرهنگ را به سيطره خويش درآورده است. عمده ترين ابزار تكنولوژي در عرصه جهاني سازي شامل اين موارد است:
-كامپيوتر(رايانه) : امروزه اطلاعات1، هويت انسان را مي‌سازند و به قول يك منتقد آمريكايي در جهاني كه همه چيز انسان كامپيوتريزه شده ما نمي‌توانيم به صراحت بگوييم كه اين انسان است كه كامپوتر را اداره مي‌كند يا كامپيوترها انسان را اداره مي‌كند. پوستمن در اين خصوص مي‌گويد: در جهان امروز عبارت (كامپيوترها به ما چنين مي‌گويند) به جاي(خدا چنين گفته) نشسته است.
-سينما: جهان امروزه جهان تصوير است وتمدن‌هاي موفق، تمدن‌هايي هستند كه قادرند معناي تصوير را ترجمه نمايند. هر تصوير معادل هزار كلمه است واثر ماندگاري كه در ذهن مخاطب مي‌گذارد بسيار قوي تر از اثر سخنراني و كلام است.
فيلم ماتريكس2 فيلمي است كه در سال 2000 م ساخته شده و هم اكنون فيلم ماتريكس 2 و 3 در حال ساخته شدن است. در اين فيلم ما شاهد سال 2199 م يعني 200 سال بعد هستيم .اين فيلم، فيلمي است كه از تسلط عجيب تكنولوژي و اقتصاد بر انسان بحث مي‌كند. و واقعيت هم اين است كه يكي از اصلي ترين بسترهاي جهاني شدن اقتصاد است.اين كه شما از رسانه‌ها مي‌شنويد و مي‌بينيد كه هرجا كنفرانس جهاني شدن برگزار مي‌گردد مورد اعتراض كارگران و قشرهاي پايين جامعه واقع مي‌شود به اين علت است كه بسياري از آنان احساس مي‌كنند اقتصاد در قلمرو جهاني، به شدت نظام طبقاتي را به هم مي‌زند. اخيرا گزارشي از اينترنت تحت عنوان (گلوباليزيشن) دريافت كرده‌ايم كه در مجله سياست خارجي بود. در اين گزارش آمده كه (مقدار ثروت 200 نفر دركره زمين معادل ثروت دو ميليارد انسان است.)
بنابراين جهاني شدن اقتصادبه شدت منجر به شكاف طبقاتي در جوامع شده و ضربات سهمگين را بر بدنه اقشار پايين جامعه وارد مي‌آورد.به هر حال كشورهاي توسعه يافته صنعتي از نيمه دوم قرن بيستم در تلاشند، تا از طريق ايجاد سازمان‌هاي جهاني، مانند صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني(گات) مقرراتي را در جهت آزاد سازي مبادله‌ي كالا و برداشت موانع گمركي و رفت و آمد سرمايه براي كشورهايي كه عضو اين سازمان هستند، به تصويب برساند. در نشستي كه وزيران سازمان تجارت جهاني، شامل 133 كشور عضو، در ماه مه 1998 در ژنوش، برگزار كردند، توافق نامه‌ي مربوط به برداشتن عوارض گمركي را نسبت به تجارت الكترونيك به امضاء رساندند.
در مورد اين كه جهاني شدن اقتصاد چه آثار رو نتايجي را به همراه خواهد داشت دو ديدگاه موافقين و مخالفين را بررسي مي‌كنيم:
 

الف)موافقین:(2)

هواداران جهانی شدن اقتصاد بر این باورند که ورود اقتصادهای توسعه یافته و اقتصادهای در حال توسعه به درون یک سیستم واحد جهانی تجارت، پول و تولید، به صورت اعضای برابر و به دور از هرگونه تبعیض، می تواند باعث تقویت اقتصادهای ضعیف گردد. به نظر این گروه، جهانی شدن اقتصاد این توانایی و قابلیت را دارد که نتایج مثبت و منافع حاصل از تجارت و رشد اقتصادی را به طور مساوی برای هر دو بخش از کشور ما فراهم سازد. به اعتقاد آنان، جهانی شدن اقتصاد حداقل چهار مزیت را برای کشورهای در پی خواهد داشت که هرکدام می تواند باعث تحول و افزایش روند پیشرفت اقتصادی کشورها گردد.
1-گشایش بازارهای جهانی: گشوده شدن مرزها، توسعه تجارت و نقل و انتقالات بین المللی کالا و خدمات، که متأثر از افزایش تقاضای ناشی از گسترش تجارت بین المللی و سرمایه گذاری خارجی بوده، توانسته به عنوان مثال سهم تجارت در کشورهای در حال توسعه را از تولید ناخالص داخلی از 33 درصد در دهه ی 1980 به 43 درصد در سال 1996 برساند، و چنین پیش بینی می شود که حتی در ده سال آینده، این میزان سهم از مرز 50 درصد نیز بگذرد.
2-افزایش رقابت: از مهمترین دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد افزایش رقابت و در نتیجه بهینه شدن تولید، کاهش هزینه ی مبادلات، سرعت جابجایی و تحرک و پویایی سرمایه و افزایش روند نوآوری در طرف عرضه، و افزایش کیفیت کالاها و خدمات که خود رفاه اجتماعی را به وجود خواهد آورد. نظریات علمی حاکی از آن است که تجارت آزاد، و در نظر گرفتن شرایط رقابت کامل، سبب می شود که تولید جهانی به حداکثر برسد و در عین حال هر کشوری، با رعایت این سیستم، به تولید و مصرف بیشتر، و در نتیجه به رفاه اقتصادی بالاتری دست یابد.
3-گسترش دانش و تکنولوژی: با گشوده شدن مرزهای تجاری و برداشته شدن موانع ورود و خروج سرمایه های خارجی و ایجاد فرصت های مناسب برای سرمایه گذاری مستقیم شرکت های چند ملیتی، زمینه خوبی برای انتقال تکنولوژی و دانش فنی و نیز منبع ارزشمندی برای کشورهای در حال توسعه فراهم می شود.
4) تقسیم بین المللی کار: جهانی شدن اقتصاد شرایطی را به وجود خواهد آورد که در آن هریک از کشورها بر اساس توانمندی های خود در زمینه های مختلف تولید کالا و خدمات می توانند نهایت بهره برداری از استعدادهای مادی و معنوی خود را ببرند، زیرا با برداشته شدن موانع گمرکی و تحرک و جابجایی بی قید و شرط سرمایه، و جابجایی نیروی کار، شرایط مناسب برای بهره گیری از سرمایه های انسانی و طبیعی فراهم می گردد، درنتیجه عوامل ناکارآمد اقتصاد از میان برداشته می شود.
خلاصه این که به نظر موافقین، هنگامی که درهای اقتصاد ملی(کشور) به روی دینامیک اقتصاد جهانی گشوده شود، استانداردهای زندگی میلیون ها تن از مردم جهان، به میزان قابل ملاحظه ای، ارتقا می یابد.
 

ب)مخالفین جهانی شدن اقتصاد:(3)

بی تردید گشایش بازارهای جهانی وایجاد فرصت برای تحرک اقتصادی کشورهای در حال توسعه و ورود آنها به بازارهای جهانی و قدم گذاشتن در میدان رقابت، بستگی زیادی به میزان سطح توسعه ی اقتصادی این کشورها دارد که با بازگشایی مرزهای اقتصادی بتواند در میدان عرضه ی کالای خود به بازارهای جهانی قدم بردارند، و نیز با ورود سرمایه های خارجی به کشورشان از میدان خارج شوند.
در این صورت است که بازگشایی مرزهای اقتصادی نتایج مثبتی را به همراه دارد. اما کشوری که از خود صنعتی ندارد در نتیجه توان رقابت در بازار برای او منظور نیست، تا چه رسد به این که در مقام عمل بتواند به رقابت با قدرت های اقتصادی برتر برخیزد تا از این طریق به تقویت بنیان های تولیدی خود بپردازد. زیرا بسیاری از کشورها همان گونه که پل هرسیون بیان می کند: (ساکنانشان هنوز چوب می برند و آب می آورند.)
از این رو بازگشایی بازارها، حداقل نسبت به این کشورها، باعث کاهش تولیدات داخلی، کاهش اشتغال و وابستگی بیشتر به واردات و نیز کاهش خود اتکایی خواهد بود.
به نظر مخالفین، جهانی شدن اقتصاد چیزی فراتر از سلطه ی بلا منازع کمپانی های بزرگ بین المللی بر بازارهای جهانی نخواهد بود. لذا برخی جهانی شدن را این گونه تعریف می کند:
جهانی شدن در مفهوم عام عبارت است از: در هم ادغام شدن بازارهای جهانی در زمینه های تجارت و سرمایه گذاری مستقیم و جابجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایه داری و آزادی بازار، و نهایتاً سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت های جهانی بازار که منجر به شکافته شدن مرزهای ملی وکاسته شدن از حاکمیت دولت خواهد شد. عنصر اصلی و اساسی در این پدیده، شرکت های بزرگ چند ملیتی و فرا ملیتی هستند.
به نظر مری رابینسون یکی از ویژگیهای اصلی جهانی شدن اقتصاد این است که عوامل دخیل در آن تنها دولت ها نیستند. بلکه قدرت های خصوصی در شرکت های چند ملیتی یا فراملیتی نیز در آن حضور دارند.
اکنون این نکته به خوبی آشکار شده که بیش از نیمی از اقتصادهای بزرگ جهان متعلق به شرکتهاست، و نه دولت ها و یا این که سرمایه گذاری بین المللی حقوقی رو به افزایش است.
بنابراین در جهانی شدن که قدرت های اقتصادی منحصر به شرکت های چند ملیتی و کشورهای صنعتی است سخن گفتن از رقابت و حضور در بازارهای جهانی گزاف و بی معناست. کشورهای در حال توسعه در شرایط جدید بازگشایی مرزها و برداشته شدن موانع گمرکی، به دلیل ضعف بنیه ی اقتصادی، توان رقابت را با قطبهای توانمند اقتصادی ندارند. البته جای امیدواری است که این کشورها با اتخاذ سیاست های مناسب، از جمله اصلاح ساختار اقتصادی خود از پیامدهای آن کاسته و بیشتر از منافع جهانی شدن بهره گیرند.






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 

 

علاقه و باور مردان این است که آنها دنیا را اداره می‌کنند. البته مردان با این ادعا، خود را گول نزده‌اند، زیرا برای مثال، در دنیای سیاست هنوز هم بیشترین تعداد دولتمردان و قانون‌گذاران، به مردان اختصاص دارد. در زندگی اقتصادی نیز مردان مدیریت‌ها را در دست داشته و پردرآمد‌ترین مشاغل نیز در اختیار آنها است. در مقابل، این زنان هستند که بیشترین سهم از مشاغل بدون حقوق دنیا را در اختیار دارند. اما باید گفت که اکنون همه چیز در حال تغییر است.
در حال حاضر، سهم زنان از کل نیروی کار جهان بسیار بیشتر از سهم آنها در قرن گذشته است. در برخی از کشورها نیز این زنان هستند که اکثریت را در دانشگاه‌ها در اختیار دارند. با وجود این، دنیا هنوز دنیای مردانه است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که اگر زنان بیشتر در مشاغل دارای حقوق مشغول و استخدام می‌شدند، وضعیت اقتصادی دنیا خیلی بهتر از وضعیت فعلی آن بود. جالب آن که تأثیر این موضوع و ضرر عدم انجام آن در کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است. گزارش کمیسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوسیه )UNESCAP( در این زمینه نشان می‌دهد که تبعیض جنسیتی در این منطقه از طریق ایجاد محدودیت‌های شغلی برای زنان، سالانه 42 تا 47 میلیارد دلار زیان به بار می‌آورد . 
در حال حاضر، نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه آسیا و اقیانوسیه حدود 30 تا 40 درصد با یکدیگر تفاوت دارد. در عین حال، نظام ضعیف آموزشی دختران در این منطقه 16 تا 30 میلیارد دلار زیان اقتصادی دیگر به همراه دارد. زیان‌های یادشده تنها هزینه‌های اقتصادی هستند، در حالی که زنان در برخی از این مناطق مورد خشونت و تعرض قرار گرفته و به بهداشت و درمان مناسب نیز دسترسی ندارند . ‌
البته این موضوع تنها مختص کشورهای در حال توسعه نبوده و کشورهای ثروتمند و پیشرفته نیز ارزش واقعی زنان را نمی‌دانند. در این زمینه کافی است به نرخ اشتغال زنان در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپای غربی نگاهی بیاندازیم. تحقیقات آقای کوین دالی، اقتصاددان مؤسسه گلدمن سکس، این حقیقت را نشان می‌دهد. بر اساس تحقیقات وی که در نمودار همراه قابل تأیید است، در سوئد که تقریبا 70 درصد زنان 15 تا 64 ساله به کار مشغولند، تفاوت اشتغال زنان و مردان پنج درصد است. در آمریکا و انگلیس این تفاوت به 12 درصد و در ایتالیا، ژاپن و اسپانیا به 20 درصد نیز بالغ می‌شود. کوین دالی در این زمینه می‌گوید: فرض کنید نرخ اشتغال زنان در آمریکا به مقدار نرخ استخدام مردان برسد و در عین حال، نرخ محصول ناخالص داخلی )GDP( این کشور به همان نسبت نرخ اشتغال افزایش یابد. در این شرایط، شاهد افزایش 9 درصدی GDP آمریکا خواهیم بود. این افزایش برای منطقه یورو 13 درصد و برای ژاپن 16 درصد خواهد بود . ‌
البته ممکن است این آمار‌ها کمی اغراق‌آمیز باشند، زیرا افزوده شدن تعداد زیادی نیروی کار به بازار، می‌تواند متوسط نرخ بهره‌وری را کاهش دهد. به علاوه، بسیاری از زنان، کار نیمه‌وقت را به تمام‌وقت ترجیح می‌دهند. حال اگر مردان نیز همانند زنان به دنبال شغل‌های نیمه‌وقت باشند، این وضعیت ممکن است تأثیرات اقتصادی اشتغال را پایین آورد. با وجود این، باز هم افزایش نرخ اشتغال زنان می‌تواند ثمرات اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد. اما بر اساس ادعای آقای دالی، در صورتی که نرخ بهره وری نیروی کار در اروپا به سطح بهره‌وری آمریکا برسد، تولید GDP(‌) منطقه یورو تنها 7 درصد رشد خواهد کرد . ‌
شاید تنها با نگاه به GDP بتوان مزایای این وضعیت را مشاهده کرد. زنان برای برخی مشاغل مانند مراقبت از فرزندان، نظافت منزل و طبخ غذا پولی دریافت نمی‌کنند، در حالی که با افزایش تعداد زنانی که در مشاغل درآمدزا کار می‌کنند، خدمات بیشتری خریداری می‌شود. ضمن این که با عرضه کار و تولید جدید، به میزان GDP افزوده می‌شود، چراکه کار و خدمات زنان، در بازار عرضه شده است، نه فقط در خانه. البته به اعتقاد آقای دالی، این موضوع فقط تا حدی صحیح است، زیرا پرداخت‌ها در بخش مراقبت از کودکان و فرزندان بالا نیست. به طور مثال، در سوئد بازار نگهداری از کودکان پیش دبستانی تنها 2/‌1 درصد کل GDP این کشور را به خود اختصاص داده است.‌هم‌اکنون نیز بسیاری از مادران در صورتی که بتوانند مراقبت از فرزندان خود را با دریافت برخی یارانه‌های دولتی به دیگران بسپارند، مایلند در بیرون از منزل مشغول به کار شوند. بدین ترتیب، می توان گفت پرداخت یارانه برای مراقبت و پرستاری از کودکان، می‌تواند احتمال بازگشت زنان به بازارهای کار را افزایش دهد. از سوی دیگر، افزایش حضور زنان در مشاغل بازار می تواند با مشکل پیر شدن جمعیت نیز به مقابله بپردازد، زیرا با افزایش تعداد افراد شاغل، نسبت بازنشستگان به افراد شاغل کاهش خواهد یافت. همچنین آقای دالی با نابه‌جا خواندن نگرانی برخی افراد، می‌گوید : این موضوع (کار زنان) باعث کم شدن نرخ زاد و ولد نمی شود. حتی می‌توان گفت با کاهش شکاف اشتغال بین زنان و مردان، خانم‌ها تمایل بیشتری برای بچه‌دار شدن پیدا می‌کنند. دلیل این موضوع آن است که در برخی کشورهایی که دریافت مالیات از زنان شاغل بیشتر است و یا پیدا کردن پرستار مناسب با قیمت متعادل سخت است، زنان مجبور می‌شوند بین کار و فرزندانشان یکی را انتخاب کنند - به خصوص اگر درآمدشان نیز کم باشد. اما در کشورهایی که نرخ‌های مالیات زنان شاغل زیاد نیست و پرستار مناسب و با قیمت خوب هم به راحتی پیدا می‌شود، زنان می توانند هم کار و هم فرزندان خود را در کنار یکدیگر حفظ کنند . ‌
اما همان طور که آقای دالی می‌گوید، اوضاع در حال تغییر است، به طوری که در دهه گذشته نرخ اشتغال زنان در ایتالیا و اسپانیا به شدت افزایش یافته است. با کاهش شکاف نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه یورو، نیمی از کل نرخ اشتغال و 4/0 درصد از کل رشد سالانه 1/2 درصدی GDP این منطقه از سال 1995 بدین سو را اشتغال زنان تشکیل داده است. به اعتقاد وی، این موضوع نسبت به برنامه‌های متداول اقتصادی، کمک بیشتری به بازار کار منطقه یورو کرده است. اما در همین مدت در آمریکا به دلیل برخی مسایل چرخه‌ای، نرخ اشتغال زنان کاهش یافته است. نرخ پایین اشتغال زنان ژاپنی نیز چندان افزایش نیافته است . ‌
در این میان، به نظر می‌رسد حتی بدون تغییر سیاست‌ها، شکاف اشتغال میان زنان و مردان، در حال پر شدن است. شاید بتوان گفت بزرگترین تغییرات، در نرخ اشتغال زنان اسپانیا در حال رخ دادن است، زیرا هم‌اکنون علیرغم این که نرخ مشارکت زنان اسپانیایی هم‌اندازه 15 سال پیش آلمان یا انگلیس است، اما دختران 20 ساله اسپانیایی بیشتر از دختران آمریکایی شانس کار کردن دارند. بر اساس پیش‌بینی آقای دالی، در صورت ادامه این روند طی 10 سال آینده، سالانه 5/0 درصد به تولید اسپانیا افزوده خواهد شد و در صورتی که سیاست‌ها اصلاح شوند، این رقم رشد بیشتری نیز خواهد داشت. گفتنی است، رشد تولید منطقه یورو نیز سالانه حدود 25/0 درصد خواهد بود. ‌با این حال، به نظر می‌رسد کشورهایی که باید تلاشی مضاعف در زمینه کاهش شکاف اشتغال زنان و مردان داشته باشند، ایتالیا و ژاپن هستند، به طوری که در ایتالیا این موضوع می‌تواند سالانه 3/0 درصد بر GDP این کشور بیافزاید. البته این رقم در ژاپن سالانه 1/0 درصد خواهد بود، اما اگر همزمان سیاست‌ها نیز تغییر کنند، به سالی 5/0 درصد خواهد رسید. در نهایت، باید گفت اگرچه مردان چرخ‌های دنیای اقتصاد را می‌گردانند، اما شاید زنان باید به نجات آنها بیایند . ‌


منبع: سایت اقتصاد ایران






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات