«پرونده هستهاي و ضرورت داشتن استراتژي براي آينده»عنوان سرمقالهي روزنامهي تهران امروز به قلم سيدجواد سادات رضوي است كه در ان ميخوانيد؛پرونده هستهاي جمهوري اسلامي در حال ورود به مرحلهاي جديد است كه ميتوان آن را استراتژي نرم اوباما عليه ايران ناميد. با گذشت حدود 15 ماه از آغاز دولت باراك اوباما، اهداف و جهتگيريهاي دولت جديد ايالاتمتحده درباره جمهوري اسلامي ايران بهتدريج آشكار ميشود
دولت آمريكا هماكنون بر ضرورت تصويب سريع قطعنامه تشديد تحريمها تاكيد دارد و علاوهبر حمايت بيچون و چراي اروپا، روسيه را بيش از پيش همراه خود دارد و چين نيز گام به گام در حال تنزل از موضع مخالفت با تصويب تشديد تحريمها عليه ايران است. اين در حالي است كه برخي سادهانديشان داخلي كه متاسفانه بخشي از مسئولان را نيز شامل ميشوند پيش از اين تصور ميكردند كه با به قدرت رسيدن اوباما شاهد تغيير راهبردي در سياست خارجي ايالاتمتحده و تغيير معادلات كلان حاكم بر ديپلماسي آمريكا خواهيم بود.
اگرچه رهبر انقلاب از يكسال گذشته بر بطلان اين خوشبيني و سادهانگاري تاكيد كرده و بارها پرده از نمايشي بودن تغييرات سياست خارجي ايالاتمتحده برداشته بودند اما تا ماههاي پاياني سال گذشته باز هم شاهد چراغ سبزهاي مكرر و بدون پاسخ برخي مسئولان اجرايي به غرب بهويژه آمريكا بوديم.
اكنون زمان آن فرا رسيده كه لايه دوم و زيرين سياست خارجي دولت اوباما نمودار شود. رئيسجمهور آمريكا همانند سلف خود بوش بر «روي ميز بودن همه گزينهها از جمله گزينه نظامي» تاكيد دارد و مقابله با ايران به اولويت نخست سياست خارجي آمريكا تبديل شده است.بهنظر ميرسد تغيير تنها شگردي براي پاك كردن ذهنيت افكار عمومي نسبت به عملكرد غيرعقلاني و يكجانبه بوش در هشت سال زمامداري وي بوده و اكنون همان سياستها با ويترين و ژستهاي منطقي اوباما پيگيري ميشود و اين بهمعناي طراحي سناريويي جديد براي تحتفشار قرار دادن جمهوري اسلامي است.
مشتهاي گرهكرده اوباما اكنون نهتنها به آغوشي باز تبديل شده است بلكه اروپا كه در دوران بوش در جهت تعديل تندرويهاي آمريكا حركت ميكرد و روسيه كه عملا شريك بهانههاي هستهاي و دفاعي ايران محسوب ميشد را به خود آورده و چين را نيز بهرغم دريافت امتيازات اقتصادي سنگين از ايران با خود همراه ساخته است.
راهبرد برخورد نرم اوباما با ايران كه از يك نقشه راه پيچيده ديپلماتيك و رسانهاي سود ميبرد اكنون به زمان ثمردهي خود نزديك ميشود و طرف ايراني براي مقابله با اين استراتژي حسابشده نيازمند تدبير، ظرافت و هوشمندي فوقالعادهاي است. استفاده از سوژه نقض كردن حقوق بشر و دموكراسي در ايران كه در جهت مهار و خنثي كردن حمايت افكار عمومي جهان بهويژه جهان سوم و مسلمانان از فعاليتهاي هستهاي صلحآميز ايران صورت گرفت بههمراه ايجاد شكاف و تنش در روابط ايران و جهان عرب بهويژه عربستانسعودي و علاوهبر آن، سوءاستفاده از ارائه اسرار و اطلاعات فراقانوني ارائهشده از طرف ايران درباره فعاليتهاي هستهاي خود كه اضافه بر وظايف مندرج در NPT انجام شده است بخشي از عناصر عملياتي اين راهبرد آمريكا را تشكيل ميدهد.
تلاش براي فلج كردن مبادلات اقتصادي ايران با جهان از طريق وضع تحريمهاي بانكي و بيمهاي كه گشايش اعتبار و خريداري كالا از خارج را با اختلال همراه ميكند از سوي آمريكا و در انزواي سياسي قرار دادن ايران از طريق تحريم دعوت از مقامات رسمي جمهوري اسلامي به مجامع مهم و كشورهاي موثر از سوي اروپا دو هدف عمده در تحريمهاي جديد محسوب ميشود.
در اين ميان اگرچه اين تحريم همانند سه قطعنامه قبلي شوراي امنيت در اراده ملي ايرانيان براي دستيابي به انرژي صلحآميز هستهاي تاثيري نخواهد داشت اما توجه ويژه مسئولان مربوطه براي كاهش هزينههاي كشور در برابر موج جديد فشارها را طلب ميكند. بهنظر ميرسد در صورت هماهنگي بيشتر ميان سران قوا و پايبندي كامل به تدابير رهبر انقلاب در حوزه سياست خارجي و پرهيز از تكروي و ارسال علائم غلط و طمعآفرين به طرف مقابل در كنار استفاده از زمان براي تامين نيازهاي كشور و پيشبيني مسيرهاي جايگزين براي بياثر كردن تحريمها، هجمه جديد عليه منافع ملي جمهوري اسلامي نيز همانند موجهاي قبلي تنها نتيجهاي يأسآفرين براي طراحان و مجريان آن بههمراه خواهد داشت.
تجربه پيشنهاد آمريكا يعني مبادله ذخاير اورانيوم ايران با سوخت رآكتور تهران كه دامي حسابشده براي ربودن برگ برنده ايران در مذاكرات هستهاي بود، نشان ميدهد كه پيامدهاي سادهلوحي و خوشبيني به غرب در مذاكرات هستهاي كمتر از ماجراجويي و بيتدبيري نيست و تنها مسير ضامن منافع ملي كشور راهبرد ايستادگي منطقي است كه از سوي رهبر انقلاب براي عبور از چالشهاي موجود در اين پرونده حساس اتخاذ شده و همراهي و همدلي تمامي مسئولان در اجراي اين راهبرد ميتواند بار ديگر موفقيتي ماندگار را براي ايران و ايرانيان بههمراه آورد.
منبع :www.bazyab.irلينک مطلب
