پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعهاي بر
عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با
كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند
و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نميكشد.
رحمان پرچگاني: "آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع ميشود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا ميكند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي ، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوههاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، ميتوانيم افراد را تشويق به خواندن كتابهاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوانهاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند."
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سالهاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، ميرسد.
محمود تلخابي: "تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبعها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانههاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتابها، سبب ضعف كتابخانههاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود ميباشند."
حسن اشرفي در مقاله "راه هاي ترويج فرهنگ مطالعه"، بيان مي کند: "نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نميتواند دانش آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه ميشود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روشهاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوههاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند."
كريم ليلاپرست، دبير بازنشسته آموزش و پرورش، در خصوص راهكارهاي آموزشي كه خود در طول دوران تدريس در دبيرستان اميركبير زنجان به كار ميبرد گفت: "روشهاي تدريس جذابتر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند ميكند. روشهايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانههاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتابها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانههاي مدارس با طرح كتابخانههاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتابها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلمها و سريالهاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتابها به شيوه سالهاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي ، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روشها ميتوانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند."
از نظر کارشناسان براي بهبود نابسامانيهاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه ميتوان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانههاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاسهاي درس، معرفي كتابهاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبتهاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشتههاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانههاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانههاي مدارس، تشكيل گروههاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانههاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخصهاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزشهاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.
منبع :راسخون
رحمان پرچگاني: "آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع ميشود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا ميكند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي ، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوههاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، ميتوانيم افراد را تشويق به خواندن كتابهاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوانهاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند."
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سالهاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، ميرسد.
محمود تلخابي: "تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبعها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانههاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتابها، سبب ضعف كتابخانههاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود ميباشند."
حسن اشرفي در مقاله "راه هاي ترويج فرهنگ مطالعه"، بيان مي کند: "نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نميتواند دانش آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه ميشود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روشهاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوههاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند."
كريم ليلاپرست، دبير بازنشسته آموزش و پرورش، در خصوص راهكارهاي آموزشي كه خود در طول دوران تدريس در دبيرستان اميركبير زنجان به كار ميبرد گفت: "روشهاي تدريس جذابتر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند ميكند. روشهايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانههاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتابها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانههاي مدارس با طرح كتابخانههاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتابها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلمها و سريالهاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتابها به شيوه سالهاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي ، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روشها ميتوانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند."
از نظر کارشناسان براي بهبود نابسامانيهاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه ميتوان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانههاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاسهاي درس، معرفي كتابهاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبتهاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشتههاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانههاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانههاي مدارس، تشكيل گروههاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانههاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخصهاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزشهاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.
منبع :راسخون
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در جمعه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 8:14 PM
نظرات 0
