فتن و
نوشتن در باب واژهاي كه همه معنا و مفهومش را ميدانند و نميدانند دشوار
است. اين كه بخواهي هر كلمه را سر جاي خود بنشاني، طوري كه حق مطلب را ادا
كني و از تكرار نيز بپرهيزي احتياج به پالايشي رندانه دارد .
17 بهمن ماه هر سال، روز خانواده نام گرفته است . كجاي عالم ديدهايد يا شنيدهايد كه كسي معناي اين واژه را نداند يا پي به اهميتش نبرده باشد. بااين حال كدام جامعهاي را سراغ داريد كه داراي چنان برنامه مدوني در ارتباط با جامعه شناسي، و روانشناسي، تربيت و اصلاح ساختار خانواده باشد كه هيچ مشكلي در اين زمينه نداشته باشد؟
قدمت خانواده درست به اندازه قدمت تاريخ بشريت است . نميدانم شايد با دو سه روزي تفاوت. آنچنان كه از كتب مقدس آسماني استفاده ميشود يزدان پاك پس از خلقت جهان به جبرئيل گفت به كهكشان برو و مشتي خاك برگير و بيا، ميخواهم آدم را بيافرينم. جبرئيل رفت و در سرتاسر كهكشان گشت؛ از ناهيد، عروس آسمان گرفته تا عطارد كه منشي افلاك بود و تا كيوان مرزبان. اما خاك هيچ كدام را مناسب نديد. نزد خدا برگشت و كسب تكليف كرد. خدا گفت كه از زمين خاك برگير. جبرئيل مشت مشت خاك برد و خدا گل آدم را از آن سرشت. آدم در باغ مينو اسكان گرفت، جايي كه مملو از رودها و زيباييها بود و هر آنچه كه ميتوانست آرزو كند و در تعريف نگنجد.
با اين حال آدم راضي نبود. چيزي كم داشت. گرسنه نبود ، تشنه نبود، درد نداشت اما نيازي او را ميآزارد. نياز غلبه بر تنهايي و رهايي از احساس بيكسي. وجود معاشري كه افكارش را با او در ميان بگذارد، به كمك او نظمش دهد و بر دانائيش بيفزايد.
بنابراين اولين اصل فلسفي در مورد جنس بشر پايه ريزي شد و آن اين بود كه، تنهايي در بهشت هم ارزش ندارد .
آدم نيازش را با آفريدگارش در ميان گذاشت . خدا به صرف صفت مهربانيش براي اين مشكل او، چارهاي انديشيد و همسري از دنده وي برايش آفريد. «حوا» موجوديت پيدا كرد و اولين كانون يك جامعه مدني شكل گرفت. خداوند به آنها اين آزادي را داد كه در سر تاسر فردوس بگردند و از هر نعمت تا آنجا كه ميخواهند استفاده نمايند. تنها خوردن ميوه ممنوعهاي را قدغن كرد كه از درخت دانش خداوند و شيطان بود. شايد اين به آن دليل بود كه اولين درس براي برقراري يك جامعه مدني داده شود. درس قانون گذاري و قانون پذيري! اما شيطان، حوا را به خوردن ميوه ممنوعه، وسوسه كرد و حوا، آدم را. خداوند به جرم قانون شكني بندگان برگزيده و محبوب خويش را از مدينه فاضلهاش راند و بدينگونه بود كه آدم و حوا به همانجايي كه خاكشان از آن بر گرفته شده بود فرود آمدند ... .
نخستين اشاراتي كه به خانواده ايراني شده است به دوران عتيق و باستان باز ميگردد. از ترسيميترين اجتماعات بشري «آرياييها» هستند. معني كلمه آريا از نظر ديني «پرستنده و قرباني دهنده» و از نظر اصطلاح علمي «شريف و نجيب»، «آقا و صاحب اختيار» است.
سه فرشته مذكر ارديبهشت (بهترين راستي)، شهريور (شهرياري و ملكوت آسمان) و بهمن (انديشه نيك) نام دارند. سه فرشته مونث خرداد (كمال) مرداد (جاودانگي) و اسفند (شايستگي مقدس) ناميده ميشوند.
كوچكترين واحد هر قبيله آريايي خانواده يا «كولا» بود. نام پدر كه رئيس خانواده نيز به شمار ميرفت«پاتي» به معني«دارا و مالك» يا «پيتري» به معني«خوراك دهنده» بود. مادر«ماتري» خوانده ميشد. چند خانواده آريايي تشكيل يك عشيره را ميدادند و چون هر عشيره داراي گاو و گوسفند بود، نام عشيره را «گوترا» به معناي «محل محافظت گاو» ميناميدند. به رئيس هرگوترا «گوتراپاتي» ميگفتند. عشيرهها و خانوادههايي كه داراي يك چراگاه مشترك بودند را «گشتا» ميناميدند كه به معني چراگاه ميباشد. در اوستا كه پيشينه آن به سال 1700 قبل از ميلاد باز ميگردد به خانواده، قداست و اهميت خاص داده شده است. تأثير اصالت و فرهنگ خانواده و همچنين پيوستگيهاي دودماني در قصههاي شاهنامه نيز به خوبي نمايان است.خانواده در اوستا (Nafa) و خانوار(Man) ناميده ميشد. در اوستا براي زنان و مردان نقشهاي جنسيتي متفاوتي تعيين شده است. با اين حال به نظر ميرسد صرف نظر از تفاوتهاي شخصيتي هر كدام از جنسيتها كه باعث تعريف وظايفي متفاوت در زندگي اجتماعي آنها ميشده، زن و مرد در سطحي برابر با هم قرار داشتند.
در بيان استعاري گاهان، از سه فرشته مونث و سه فرشته مذكر نام برده شده است كه به واسطه پاك منشي خويش به اهورامزدا نزديك ميشوند. جالب است كه بدانيم نام اين شش فرشته، نام شش ماه در تقويم كنوني ايراني است.
سه فرشته مذكر ارديبهشت (بهترين راستي)، شهريور (شهرياري و ملكوت آسمان) و بهمن (انديشه نيك) نام دارند. سه فرشته مونث خرداد (كمال) مرداد (جاودانگي) و اسفند (شايستگي مقدس) ناميده ميشوند. ميبينيد كه حتي در استعارهها هم، زنان و مردان در جايگاهي برابر با هم قرار دارند. يكي از مظاهر مقدس براي ايرانيان باستان فرشته آناهيتا بود كه نماديك زن و مظهر معصوميت، پاكي، راستي، صداقت، آباداني و باروري است. از ممتازترين خصوصيات يك زن خوب در اوستا كه بكرات از آن ياد شده، باروري است. به طوري كه زوجين بي فرزند عملاً ارزشي نداشتند. بي فرزندي باعث ننگ بود و به همين دليل خانوادههاي فاقد فرزند، كودكي را كه معمولاً پسر بود به فرزندي ميپذيرفتند. ترجيح دادن فرزند پسر به دختر به دليل داشتن شرايط زيست بومي ايران بود. كمبود دائمي آب كه كشت و زرع بيابانهاي خشك را سخت ميكرد و مستلزم نيروي كار قوي بود. همچنين تقويت سپاه و لشكر جهت بالا بردن قدرت دفاعي در برابر هجوم قبايل همجوار از جمله دلايل اين انتخاب بود.
ورود اسلام به ايران زمين، تغييراتي ژرف در فرهنگ اين سرزمين ايجاد كرد. چنانچه از آيات و احاديث برمي آيد، اسلام برقداست و اهميت خانواده تأكيد داشت. به عنوان مثال در آيه بيست و يكم از سوره «روم» چنين ميخوانيم:
«و از آيات و نشانههاي خداوند متعال اين است كه زوجهايي از نفس خودتان را براي شما آفريد تا به سبب آنها آرامش پيدا كنيد و خداوند بين شما مهرباني و دوستي و رحمت را قرار داد.» در اسلام توجه به معيارهاي مادي و ظاهري مانند ثروت و زيبايي منع شده است و تأكيد بر معيارهاي دروني و غير مادي، پرهيزگاري، وفاداري و تناسب فكري زوجين شده است. همچنين از احاديث چنين برميايد كه اسلام زن و مرد را در انتخاب همسر كاملاٌ آزاد ميداند. هيچ كس حق تحميل و تصميمگيري به جاي آنان را ندارد و والدين در فرآيند انتخاب همسر تنها نقش مشاور دارند. □
ادامه دارد.
17 بهمن ماه هر سال، روز خانواده نام گرفته است . كجاي عالم ديدهايد يا شنيدهايد كه كسي معناي اين واژه را نداند يا پي به اهميتش نبرده باشد. بااين حال كدام جامعهاي را سراغ داريد كه داراي چنان برنامه مدوني در ارتباط با جامعه شناسي، و روانشناسي، تربيت و اصلاح ساختار خانواده باشد كه هيچ مشكلي در اين زمينه نداشته باشد؟
قدمت خانواده درست به اندازه قدمت تاريخ بشريت است . نميدانم شايد با دو سه روزي تفاوت. آنچنان كه از كتب مقدس آسماني استفاده ميشود يزدان پاك پس از خلقت جهان به جبرئيل گفت به كهكشان برو و مشتي خاك برگير و بيا، ميخواهم آدم را بيافرينم. جبرئيل رفت و در سرتاسر كهكشان گشت؛ از ناهيد، عروس آسمان گرفته تا عطارد كه منشي افلاك بود و تا كيوان مرزبان. اما خاك هيچ كدام را مناسب نديد. نزد خدا برگشت و كسب تكليف كرد. خدا گفت كه از زمين خاك برگير. جبرئيل مشت مشت خاك برد و خدا گل آدم را از آن سرشت. آدم در باغ مينو اسكان گرفت، جايي كه مملو از رودها و زيباييها بود و هر آنچه كه ميتوانست آرزو كند و در تعريف نگنجد.
با اين حال آدم راضي نبود. چيزي كم داشت. گرسنه نبود ، تشنه نبود، درد نداشت اما نيازي او را ميآزارد. نياز غلبه بر تنهايي و رهايي از احساس بيكسي. وجود معاشري كه افكارش را با او در ميان بگذارد، به كمك او نظمش دهد و بر دانائيش بيفزايد.
بنابراين اولين اصل فلسفي در مورد جنس بشر پايه ريزي شد و آن اين بود كه، تنهايي در بهشت هم ارزش ندارد .
آدم نيازش را با آفريدگارش در ميان گذاشت . خدا به صرف صفت مهربانيش براي اين مشكل او، چارهاي انديشيد و همسري از دنده وي برايش آفريد. «حوا» موجوديت پيدا كرد و اولين كانون يك جامعه مدني شكل گرفت. خداوند به آنها اين آزادي را داد كه در سر تاسر فردوس بگردند و از هر نعمت تا آنجا كه ميخواهند استفاده نمايند. تنها خوردن ميوه ممنوعهاي را قدغن كرد كه از درخت دانش خداوند و شيطان بود. شايد اين به آن دليل بود كه اولين درس براي برقراري يك جامعه مدني داده شود. درس قانون گذاري و قانون پذيري! اما شيطان، حوا را به خوردن ميوه ممنوعه، وسوسه كرد و حوا، آدم را. خداوند به جرم قانون شكني بندگان برگزيده و محبوب خويش را از مدينه فاضلهاش راند و بدينگونه بود كه آدم و حوا به همانجايي كه خاكشان از آن بر گرفته شده بود فرود آمدند ... .
نخستين اشاراتي كه به خانواده ايراني شده است به دوران عتيق و باستان باز ميگردد. از ترسيميترين اجتماعات بشري «آرياييها» هستند. معني كلمه آريا از نظر ديني «پرستنده و قرباني دهنده» و از نظر اصطلاح علمي «شريف و نجيب»، «آقا و صاحب اختيار» است.
سه فرشته مذكر ارديبهشت (بهترين راستي)، شهريور (شهرياري و ملكوت آسمان) و بهمن (انديشه نيك) نام دارند. سه فرشته مونث خرداد (كمال) مرداد (جاودانگي) و اسفند (شايستگي مقدس) ناميده ميشوند.
كوچكترين واحد هر قبيله آريايي خانواده يا «كولا» بود. نام پدر كه رئيس خانواده نيز به شمار ميرفت«پاتي» به معني«دارا و مالك» يا «پيتري» به معني«خوراك دهنده» بود. مادر«ماتري» خوانده ميشد. چند خانواده آريايي تشكيل يك عشيره را ميدادند و چون هر عشيره داراي گاو و گوسفند بود، نام عشيره را «گوترا» به معناي «محل محافظت گاو» ميناميدند. به رئيس هرگوترا «گوتراپاتي» ميگفتند. عشيرهها و خانوادههايي كه داراي يك چراگاه مشترك بودند را «گشتا» ميناميدند كه به معني چراگاه ميباشد. در اوستا كه پيشينه آن به سال 1700 قبل از ميلاد باز ميگردد به خانواده، قداست و اهميت خاص داده شده است. تأثير اصالت و فرهنگ خانواده و همچنين پيوستگيهاي دودماني در قصههاي شاهنامه نيز به خوبي نمايان است.خانواده در اوستا (Nafa) و خانوار(Man) ناميده ميشد. در اوستا براي زنان و مردان نقشهاي جنسيتي متفاوتي تعيين شده است. با اين حال به نظر ميرسد صرف نظر از تفاوتهاي شخصيتي هر كدام از جنسيتها كه باعث تعريف وظايفي متفاوت در زندگي اجتماعي آنها ميشده، زن و مرد در سطحي برابر با هم قرار داشتند.
در بيان استعاري گاهان، از سه فرشته مونث و سه فرشته مذكر نام برده شده است كه به واسطه پاك منشي خويش به اهورامزدا نزديك ميشوند. جالب است كه بدانيم نام اين شش فرشته، نام شش ماه در تقويم كنوني ايراني است.
سه فرشته مذكر ارديبهشت (بهترين راستي)، شهريور (شهرياري و ملكوت آسمان) و بهمن (انديشه نيك) نام دارند. سه فرشته مونث خرداد (كمال) مرداد (جاودانگي) و اسفند (شايستگي مقدس) ناميده ميشوند. ميبينيد كه حتي در استعارهها هم، زنان و مردان در جايگاهي برابر با هم قرار دارند. يكي از مظاهر مقدس براي ايرانيان باستان فرشته آناهيتا بود كه نماديك زن و مظهر معصوميت، پاكي، راستي، صداقت، آباداني و باروري است. از ممتازترين خصوصيات يك زن خوب در اوستا كه بكرات از آن ياد شده، باروري است. به طوري كه زوجين بي فرزند عملاً ارزشي نداشتند. بي فرزندي باعث ننگ بود و به همين دليل خانوادههاي فاقد فرزند، كودكي را كه معمولاً پسر بود به فرزندي ميپذيرفتند. ترجيح دادن فرزند پسر به دختر به دليل داشتن شرايط زيست بومي ايران بود. كمبود دائمي آب كه كشت و زرع بيابانهاي خشك را سخت ميكرد و مستلزم نيروي كار قوي بود. همچنين تقويت سپاه و لشكر جهت بالا بردن قدرت دفاعي در برابر هجوم قبايل همجوار از جمله دلايل اين انتخاب بود.
ورود اسلام به ايران زمين، تغييراتي ژرف در فرهنگ اين سرزمين ايجاد كرد. چنانچه از آيات و احاديث برمي آيد، اسلام برقداست و اهميت خانواده تأكيد داشت. به عنوان مثال در آيه بيست و يكم از سوره «روم» چنين ميخوانيم:
«و از آيات و نشانههاي خداوند متعال اين است كه زوجهايي از نفس خودتان را براي شما آفريد تا به سبب آنها آرامش پيدا كنيد و خداوند بين شما مهرباني و دوستي و رحمت را قرار داد.» در اسلام توجه به معيارهاي مادي و ظاهري مانند ثروت و زيبايي منع شده است و تأكيد بر معيارهاي دروني و غير مادي، پرهيزگاري، وفاداري و تناسب فكري زوجين شده است. همچنين از احاديث چنين برميايد كه اسلام زن و مرد را در انتخاب همسر كاملاٌ آزاد ميداند. هيچ كس حق تحميل و تصميمگيري به جاي آنان را ندارد و والدين در فرآيند انتخاب همسر تنها نقش مشاور دارند. □
ادامه دارد.
http://e-hoom.com
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 10:10 PM
نظرات 0
