یكی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای
اندام خویش است . بر این اساس، لباس پوشیدن یكی از شؤون و ویژگیهای انسان
است . لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و یاری دادن
وی در حفظ عفت و شرم، در آراستگی و زیبایی آدمی نیز نقشی مهم ایفا میكند
و میتوان آن را نشان دهنده گرایش اعتقادی فرد و تعلق وی به فرهنگی خاص
دانست . قرآن كریم ضمن نعمت و هدیه خداوند خواندن لباس به كاركردهای مختلف
آن اشاره میكند و میفرماید: «ای فرزندان آدم، برای شما لباسی فرو
فرستادیم كه اندام شما را میپوشاند و مایه زینتشما است و لباس تقوا بهتر
است . این از آیات خداوند است . باشد كه متذكر شده پند گیرید .» (1)
در این راستا، پوشش اعضای جنسی به دلایل گوناگون از اهمیتبیشتری برخوردار است . برابر متقنترین كتاب آسمانی، قرآن و دیگر كتب مقدس، تاریخ رویكرد آدمیان به پوشش از نخستین انسانها یعنی حضرت آدم و حوا آغاز میشود . در قرآن كریم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة; و آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند، پوشش خود را از دست دادند [عورتشان آشكار گردید] و به سرعتبا برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند .» (2)
در كتاب مقدس نیز میخوانیم: «چون زن دید كه آن درختبرای خوراك نیكو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذیر، دانش افزا . پس از میوهاش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد . آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند كه عریانند . پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند . . . . و خداوند، رختها برای آدم و زنش از پوستبساخت و ایشان را پوشانید . (3)
بر اساس پژوهشها، از آغاز پیدایش انسان، هر یك از زن و مرد كوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه كند . آدمی نخستبا برگ درختان، سپس با پوستحیوانات و بعدها با دستبافتهای خود، خویش را پوشاند . (4) تمام كسانی كه زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی كردهاند . بر این تلاش تاكید ورزیدهاند; برای نمونه دكتر شیبانی در كتاب «تاریخ تمدن» ، با اشاره به این كه تمدن سومریها از نخستین تمدنهای بشری است، مینویسد: «نخستین دستهای از نژاد انسان كه در این نواحی متمركز شدند و نخستین شهر حقیقی را بنا نهادند، سومریها بودند; و چون سرزمین آنها بیاندازه حاصلخیز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت مینمودند و به گلهداری و پرورش دام میپرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده میكردند . از پشم و كرك بز پارچه تهیه مینمودند و از پارچههای كتانی كه به آن نام گاد، (gud) میدادند، البسه (انواع لباس) درست میكردند .» (5)
خوشبختانه با پیشرفت صنعت و دستیافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغییرات تكاملی بهرهمند گردید و انسان به پوشاك مناسبتر دستیافت . نكته قابل توجه آن است كه اگر چه حیات آدمیان از همان آغاز با «پوشش» پیوند خورده است، به دلیل وجود نوعی احساس حیای طبیعی در جنس ماده، زنان در طول تاریخ در امر پوشش تلاش و جدیتبیشتر از خود نشان دادهاند . (6) دانشمندان، در مورد علت اشتیاق و جدیتبیشتر زنان، نظرهای گوناگون ارائه دادهاند; بسیاری ریشه اشتیاق بیشتر زنان به پوشش را طبیعت آنان دانستهاند . دكتر فخری، دانشمند فیزیولوژیست مصری، در این باره مینویسد: نوعی احساس حیا در حیوانات وجود دارد; زیرا میل به اختلاط جنسی در حیوانات به صورت ادواری است; یعنی در مقاطع خاصی از زمان چنین میلی وجود دارد و در مقاطع دیگر زمانی تمایلی به آمیزش جنسی در آنان به چشم نمیخورد . در چنین مواقعی، آنان نوعی احساس حیای تناسلی دارند . بنابراین، ممكن استبگوییم اصل و مبدا احساس حیا، همان احساس طبیعی جنس ماده در مورد حیا است و به همین جهت، میبینیم نوع احساس حیا در زنان از مردان قویتر است . (7) ویل دورانت نیز میگوید: «شرمگینی، خاص نوع انسان نیست و شباهت آشكاری دارد به كراهتحیوان ماده از جفتشدن در غیر فصل جفتجویی یا خارج از حد معتاد آن . مسلما ریشه شرمگینی نیز از همین جا است .» (8)
در مقابل، ویلیام جیمز، روانشناس معروف، حیا را امری اكتسابی میداند و مینویسد: «زنان دریافتند كه دست و دلبازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند . . . .» یكی از محققان سبب گرایش زنان به حیا را چنین توضیح داده است: «خودداری از انبساط و امساك در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شكار مردان است . . . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آن كه بداند، حس میكند كه این خودداری ظریفانه از یك لطف و دقت عالی خبر میدهد .» (9) شوپنهاور نیز حیای زن را رهاورد پیمان پنهانی زنان برای افزایش ارزش و جذابیتخود و وادار ساختن مرد به جست و جو میداند . (10)
طبق این دیدگاه، حیا امری غریزی نیست; به نوعی در نهاد زنان ریشه دارد و از سرشتخاص آنان بر میخیزد .
به هر حال، به گواهی متون تاریخی، در میان اكثر قریب به اتفاق ملتها و كشورهای جهان حجاب زنان معمول بوده است . مؤرخان، بهندرت از اقوامی بدوی كه زنانشان دارای حجاب مناسب نبوده یا برهنه در اجتماع ظاهر میشدند، نام میبرند . تعداد این اقوام آن قدر اندك است كه در مقام مقایسه قابل ذكر نیستند . (11) از اینرو، میتوان نتیجه گرفت: در اقوام بدوی و غیرمتمدنی كه زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخی موانع، سبب جلوگیری از بروز استعدادهای طبیعی و فطری زنان شده یا عواملی ناشناخته انحراف آنان از مسیر فطرت را رقم زده است .
حجاب زنان در طول تاریخ، فراز و نشیبهای بسیار دیده و در سایه فرهنگها و سلیقههای حاكمان و متنفذان مذهبی تشدید یا تخفیف پذیرفته، ولی هماره تداوم یافته و هیچگاه به طور كامل از میان نرفته است . بسیاری از مؤرخان به گستردگی دامنه حجاب و رواج آن در بین زنان اشاره كردهاند . فرید وجدی با تصریح به قدمتحجاب، با استناد به دایرةالمعارف لاروس، گزارشی مفصل از پوشاندن صورت و همه اندامها توسط زنان یونانی و فنیقی ارائه میدهد و از رواج حجاب در میان زنان اسبرطا، سیبری، آسیای صغیر، فارس و عرب سخن میگوید . (12)
ویل دورانت زنان بریتانیای جدید و جزیره برنئو را دارای حجاب كامل خوانده است . (13) راسل كیفیتحجاب در عصر ملكه ویكتوریا را شدید میشمارد . (14) و مهدیقلی هدایت از رواج حجاب در چین سخن میگوید . (15)
بسیاری از متفكران، برابر آیات قرآن و كتاب مقدس - آدم و حوا بدون حضور ناظری بیگانه از برهنگی احساس شرم كردند و بدون آن كه تحت تاثیر هیچ آموزه، فرمان یا تذكری قرار گیرند، به وسیله برگهای درختان بهشتی به سرعتخود را پوشاندند - راز رویكرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانستهاند; زیرا اولا، نخستین انسانها به طور فطری به پوشش روی آوردهاند . ثانیا، گزارشهای موجود به خوبی اثبات میكند كه حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور كامل رعایت میشده و در بعضی از موارد با شدت و سختی همراه بوده است . ثالثا، اگر اكنون نیز به لباس ملی كشورهای جهان بنگریم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبی در مییابیم . آقای «براون واشنایدر» در كتابی به نام «پوشاك اقوام مختلف» تصویر لباسهای ملی و رایج كشورهای مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بیستم را به تفصیل ارائه كرده است . نگاهی كوتاه به این كتاب نشان میدهد یهودیان، مسیحیان، اعراب، یونانیان، اهالی رم، آلمان، خاور نزدیك و . . . حجاب را به طور كامل رعایت میكردند و اكثرا سر خویش را نیز میپوشاندند . برابر تصاویر این كتاب، كاهش تدریجی حجاب زنان از نیمه دوم قرن هیجدهم در اروپا آغاز شد; ولی حتی تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاییان همچنان لباس بلند میپوشیدند و سر را نیز میپوشاندند . (16)
متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف كه عقیده، مذهب و شرایط جغرافیایی متفاوت داشتند، نیز نشان دهنده تمایل فطری زنان به حجاب دانسته شده است . بسیاری از جامعهشناسان حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری معرفی كردهاند . مونتسكیو مینویسد: «قوانین طبیعتحكم میكند زن خوددار باشد; زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد . بنابراین، تضاد بین آنها را میتوان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان باید حیا و حجاب داشته باشند .» (17)
در نظر منتسكیو، از دست رفتن عفت زنان به قدری نواقص و معایب پدید میآورد و روح مردم را فاسد میكند كه اگر كشوری بدان دچار گردد، در بدبختیهای فراوان فرو میرود . به خصوص در حكومت دموكراسی از دست رفتن عفتسبب بزرگترین بدبختیها و مفاسد میشود و اساس حكومت را از بین میبرد . بدین جهت، «در جمهوری نه تنها اخلاق فاسد بلكه تظاهر به فساد اخلاق و سبكی را نیز منع كردهاند; چه آن كه عشوهگری و طنازی كه از بیكاری زنها تولید میشود، نتیجهاش آن است كه قبل از آن كه خود زنها را فاسد كند، دیگران را فاسد مینماید .» (18)
با عنایتبه تمایل فطری زن و نقش حیاتی پوشش زنان در كنترل و هدایت غرائز شهوانی در مسیر صحیح و جلوگیری از فساد و تباهی جامعه، پیامبران الاهی، هماهنگ با فطرت انسانی زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدین وسیله اشتیاق درونیشان را با قوانین تشریعی استحكام بخشیدند . (19)
آری، پروردگار جهانیان از یك سو گرایش به پوشش را در نهاد زنان به ودیعت گذارد; از سوی دیگر، پوشاك را در لابهلای نعمتهای بیكرانش به بشر ارزانی داشت; و از سوی سوم «حجاب» را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستی «زن» در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهی نجات یابد . قرآن كریم برهنگی و كنارگذاشتن لباس را دام شیطان معرفی میكند و انسانها را از فروافتادن در چنین دامی بر حذر میدارد: «ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشتبیرون راند و لباسشان را از تنشان بیرون آورد تا عورتشان را به آنها بنمایاند . همانا شیطان و گروه وابسته به او، شما را از جایی [یا به گونهای] میبینند كه شما آنها را نمیبینید . ما شیاطین را اولیا و دوستان كسانی قرار دادیم كه ایمان نمیآورند .» (20)
از نظر تاریخی، شكل نوین بیحجابی از قرن نوزدهم آغاز شد . پس از رنسانس و انقلاب علمی صنعتی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضتبه اصطلاح آزادی زنان! كنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تكریم قرار گرفت; به گفته ویل دورانت، فیلسوف تمدننگار غرب، كارخانهداران بزرگ برای استفاده از نیروی كار ارزان قیمت زنان و حضور آنان در محیط كار، تبلیغات وسیعی را آغاز كردند و زنان نیز كه از حقیقت امر ناآگاه بودند، برای دستیافتن به حقوق از دست رفته خویش تلاش فراوان كرده، موجی جدید به وجود آوردند كه «نهضت زنان برای آزادی» نامیده شد و در باره ضرورت آن تبلیغات وسیعی در مطبوعات انجام گرفت . (21) دامنه این اقدامات كمكم كشورهای اسلامی را نیز فرا گرفت . نخستین كشور اسلامی كه به صورت رسمی به كشف حجاب بانوان روی آورد، افغانستان بود . دومین كشور تركیه بود كه پس از سقوط دولت عثمانی، در سال 1313 منع حجاب در آن رسمیتیافت . در ایران نیز رضاخان، در هفدهم دی ماه 1314، به صورت رسمی كشف حجاب را اجرا كرد .
در این راستا، پوشش اعضای جنسی به دلایل گوناگون از اهمیتبیشتری برخوردار است . برابر متقنترین كتاب آسمانی، قرآن و دیگر كتب مقدس، تاریخ رویكرد آدمیان به پوشش از نخستین انسانها یعنی حضرت آدم و حوا آغاز میشود . در قرآن كریم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة; و آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند، پوشش خود را از دست دادند [عورتشان آشكار گردید] و به سرعتبا برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند .» (2)
در كتاب مقدس نیز میخوانیم: «چون زن دید كه آن درختبرای خوراك نیكو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذیر، دانش افزا . پس از میوهاش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد . آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند كه عریانند . پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند . . . . و خداوند، رختها برای آدم و زنش از پوستبساخت و ایشان را پوشانید . (3)
بر اساس پژوهشها، از آغاز پیدایش انسان، هر یك از زن و مرد كوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه كند . آدمی نخستبا برگ درختان، سپس با پوستحیوانات و بعدها با دستبافتهای خود، خویش را پوشاند . (4) تمام كسانی كه زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی كردهاند . بر این تلاش تاكید ورزیدهاند; برای نمونه دكتر شیبانی در كتاب «تاریخ تمدن» ، با اشاره به این كه تمدن سومریها از نخستین تمدنهای بشری است، مینویسد: «نخستین دستهای از نژاد انسان كه در این نواحی متمركز شدند و نخستین شهر حقیقی را بنا نهادند، سومریها بودند; و چون سرزمین آنها بیاندازه حاصلخیز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت مینمودند و به گلهداری و پرورش دام میپرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده میكردند . از پشم و كرك بز پارچه تهیه مینمودند و از پارچههای كتانی كه به آن نام گاد، (gud) میدادند، البسه (انواع لباس) درست میكردند .» (5)
خوشبختانه با پیشرفت صنعت و دستیافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغییرات تكاملی بهرهمند گردید و انسان به پوشاك مناسبتر دستیافت . نكته قابل توجه آن است كه اگر چه حیات آدمیان از همان آغاز با «پوشش» پیوند خورده است، به دلیل وجود نوعی احساس حیای طبیعی در جنس ماده، زنان در طول تاریخ در امر پوشش تلاش و جدیتبیشتر از خود نشان دادهاند . (6) دانشمندان، در مورد علت اشتیاق و جدیتبیشتر زنان، نظرهای گوناگون ارائه دادهاند; بسیاری ریشه اشتیاق بیشتر زنان به پوشش را طبیعت آنان دانستهاند . دكتر فخری، دانشمند فیزیولوژیست مصری، در این باره مینویسد: نوعی احساس حیا در حیوانات وجود دارد; زیرا میل به اختلاط جنسی در حیوانات به صورت ادواری است; یعنی در مقاطع خاصی از زمان چنین میلی وجود دارد و در مقاطع دیگر زمانی تمایلی به آمیزش جنسی در آنان به چشم نمیخورد . در چنین مواقعی، آنان نوعی احساس حیای تناسلی دارند . بنابراین، ممكن استبگوییم اصل و مبدا احساس حیا، همان احساس طبیعی جنس ماده در مورد حیا است و به همین جهت، میبینیم نوع احساس حیا در زنان از مردان قویتر است . (7) ویل دورانت نیز میگوید: «شرمگینی، خاص نوع انسان نیست و شباهت آشكاری دارد به كراهتحیوان ماده از جفتشدن در غیر فصل جفتجویی یا خارج از حد معتاد آن . مسلما ریشه شرمگینی نیز از همین جا است .» (8)
در مقابل، ویلیام جیمز، روانشناس معروف، حیا را امری اكتسابی میداند و مینویسد: «زنان دریافتند كه دست و دلبازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند . . . .» یكی از محققان سبب گرایش زنان به حیا را چنین توضیح داده است: «خودداری از انبساط و امساك در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شكار مردان است . . . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آن كه بداند، حس میكند كه این خودداری ظریفانه از یك لطف و دقت عالی خبر میدهد .» (9) شوپنهاور نیز حیای زن را رهاورد پیمان پنهانی زنان برای افزایش ارزش و جذابیتخود و وادار ساختن مرد به جست و جو میداند . (10)
طبق این دیدگاه، حیا امری غریزی نیست; به نوعی در نهاد زنان ریشه دارد و از سرشتخاص آنان بر میخیزد .
به هر حال، به گواهی متون تاریخی، در میان اكثر قریب به اتفاق ملتها و كشورهای جهان حجاب زنان معمول بوده است . مؤرخان، بهندرت از اقوامی بدوی كه زنانشان دارای حجاب مناسب نبوده یا برهنه در اجتماع ظاهر میشدند، نام میبرند . تعداد این اقوام آن قدر اندك است كه در مقام مقایسه قابل ذكر نیستند . (11) از اینرو، میتوان نتیجه گرفت: در اقوام بدوی و غیرمتمدنی كه زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخی موانع، سبب جلوگیری از بروز استعدادهای طبیعی و فطری زنان شده یا عواملی ناشناخته انحراف آنان از مسیر فطرت را رقم زده است .
حجاب زنان در طول تاریخ، فراز و نشیبهای بسیار دیده و در سایه فرهنگها و سلیقههای حاكمان و متنفذان مذهبی تشدید یا تخفیف پذیرفته، ولی هماره تداوم یافته و هیچگاه به طور كامل از میان نرفته است . بسیاری از مؤرخان به گستردگی دامنه حجاب و رواج آن در بین زنان اشاره كردهاند . فرید وجدی با تصریح به قدمتحجاب، با استناد به دایرةالمعارف لاروس، گزارشی مفصل از پوشاندن صورت و همه اندامها توسط زنان یونانی و فنیقی ارائه میدهد و از رواج حجاب در میان زنان اسبرطا، سیبری، آسیای صغیر، فارس و عرب سخن میگوید . (12)
ویل دورانت زنان بریتانیای جدید و جزیره برنئو را دارای حجاب كامل خوانده است . (13) راسل كیفیتحجاب در عصر ملكه ویكتوریا را شدید میشمارد . (14) و مهدیقلی هدایت از رواج حجاب در چین سخن میگوید . (15)
بسیاری از متفكران، برابر آیات قرآن و كتاب مقدس - آدم و حوا بدون حضور ناظری بیگانه از برهنگی احساس شرم كردند و بدون آن كه تحت تاثیر هیچ آموزه، فرمان یا تذكری قرار گیرند، به وسیله برگهای درختان بهشتی به سرعتخود را پوشاندند - راز رویكرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانستهاند; زیرا اولا، نخستین انسانها به طور فطری به پوشش روی آوردهاند . ثانیا، گزارشهای موجود به خوبی اثبات میكند كه حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور كامل رعایت میشده و در بعضی از موارد با شدت و سختی همراه بوده است . ثالثا، اگر اكنون نیز به لباس ملی كشورهای جهان بنگریم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبی در مییابیم . آقای «براون واشنایدر» در كتابی به نام «پوشاك اقوام مختلف» تصویر لباسهای ملی و رایج كشورهای مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بیستم را به تفصیل ارائه كرده است . نگاهی كوتاه به این كتاب نشان میدهد یهودیان، مسیحیان، اعراب، یونانیان، اهالی رم، آلمان، خاور نزدیك و . . . حجاب را به طور كامل رعایت میكردند و اكثرا سر خویش را نیز میپوشاندند . برابر تصاویر این كتاب، كاهش تدریجی حجاب زنان از نیمه دوم قرن هیجدهم در اروپا آغاز شد; ولی حتی تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاییان همچنان لباس بلند میپوشیدند و سر را نیز میپوشاندند . (16)
متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف كه عقیده، مذهب و شرایط جغرافیایی متفاوت داشتند، نیز نشان دهنده تمایل فطری زنان به حجاب دانسته شده است . بسیاری از جامعهشناسان حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری معرفی كردهاند . مونتسكیو مینویسد: «قوانین طبیعتحكم میكند زن خوددار باشد; زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد . بنابراین، تضاد بین آنها را میتوان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان باید حیا و حجاب داشته باشند .» (17)
در نظر منتسكیو، از دست رفتن عفت زنان به قدری نواقص و معایب پدید میآورد و روح مردم را فاسد میكند كه اگر كشوری بدان دچار گردد، در بدبختیهای فراوان فرو میرود . به خصوص در حكومت دموكراسی از دست رفتن عفتسبب بزرگترین بدبختیها و مفاسد میشود و اساس حكومت را از بین میبرد . بدین جهت، «در جمهوری نه تنها اخلاق فاسد بلكه تظاهر به فساد اخلاق و سبكی را نیز منع كردهاند; چه آن كه عشوهگری و طنازی كه از بیكاری زنها تولید میشود، نتیجهاش آن است كه قبل از آن كه خود زنها را فاسد كند، دیگران را فاسد مینماید .» (18)
با عنایتبه تمایل فطری زن و نقش حیاتی پوشش زنان در كنترل و هدایت غرائز شهوانی در مسیر صحیح و جلوگیری از فساد و تباهی جامعه، پیامبران الاهی، هماهنگ با فطرت انسانی زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدین وسیله اشتیاق درونیشان را با قوانین تشریعی استحكام بخشیدند . (19)
آری، پروردگار جهانیان از یك سو گرایش به پوشش را در نهاد زنان به ودیعت گذارد; از سوی دیگر، پوشاك را در لابهلای نعمتهای بیكرانش به بشر ارزانی داشت; و از سوی سوم «حجاب» را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستی «زن» در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهی نجات یابد . قرآن كریم برهنگی و كنارگذاشتن لباس را دام شیطان معرفی میكند و انسانها را از فروافتادن در چنین دامی بر حذر میدارد: «ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشتبیرون راند و لباسشان را از تنشان بیرون آورد تا عورتشان را به آنها بنمایاند . همانا شیطان و گروه وابسته به او، شما را از جایی [یا به گونهای] میبینند كه شما آنها را نمیبینید . ما شیاطین را اولیا و دوستان كسانی قرار دادیم كه ایمان نمیآورند .» (20)
از نظر تاریخی، شكل نوین بیحجابی از قرن نوزدهم آغاز شد . پس از رنسانس و انقلاب علمی صنعتی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضتبه اصطلاح آزادی زنان! كنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تكریم قرار گرفت; به گفته ویل دورانت، فیلسوف تمدننگار غرب، كارخانهداران بزرگ برای استفاده از نیروی كار ارزان قیمت زنان و حضور آنان در محیط كار، تبلیغات وسیعی را آغاز كردند و زنان نیز كه از حقیقت امر ناآگاه بودند، برای دستیافتن به حقوق از دست رفته خویش تلاش فراوان كرده، موجی جدید به وجود آوردند كه «نهضت زنان برای آزادی» نامیده شد و در باره ضرورت آن تبلیغات وسیعی در مطبوعات انجام گرفت . (21) دامنه این اقدامات كمكم كشورهای اسلامی را نیز فرا گرفت . نخستین كشور اسلامی كه به صورت رسمی به كشف حجاب بانوان روی آورد، افغانستان بود . دومین كشور تركیه بود كه پس از سقوط دولت عثمانی، در سال 1313 منع حجاب در آن رسمیتیافت . در ایران نیز رضاخان، در هفدهم دی ماه 1314، به صورت رسمی كشف حجاب را اجرا كرد .
منبع : نورپرتال
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در یک شنبه 30 خرداد 1389 ساعت 4:23 PM
نظرات 0
