مكانت ، منزلت و شخصيت افراد در گروه داشتن كار و شغل است :
هر كس كه در اين جامعه بخواهد محترم و مفيد باشد بايد كار كند و اين كار را بايد نهادهاي موظف و مسوول جامعه براي او ايجاد كنند و زمينه را براي ورود افراد جامعه به متن كار فراهم كنند و فرد هم بايد با شركت فعالانه در اجتماع و با تلاش و كوشش و بروز شخصيت واقعي خود ، خود را شكل دهد و براي رسيدن به موقعيت برتر همواره با بدست آوردن احترام و منزلت تلاش كند.
ادامه مطلب
شناخت انسان اولين گام براي رفع معضل بيكاري :
« و لقد مكناهم في الارض و جلعناكم فيها معايش قليلاً ما تشكرون » تمكين هم براي انسان است و هم براي جان انسان . در تمكين ، آفرينش مكان لازم است اولاً خلقت متمكمن لازم است ثانياض استقرار متمكن در مكان لازم است ثالثاً تامين نيازهاي متمكم لازم است رابعاً اين امور چهارگانه مربوط به تن آدمي است.
فرمودند : ما زمين را خلق كرديم ، شما را آفريديم ، يعني بدنتان را از خاك و امثال خاك آفريديم ، شما را در زمين مستقر كرديم ، معايش بدني شما را هم داديم . يعني اين امور چهارگانه : مكان ، متمكن ، معيشت و استقرار متمكن در مكان است و معيشت چنين متمكني مربوط به تن شماست .
ادامه مطلب
اگر نظام آفرينش را با دقت بررسي كنيم در مي يابيم كه خدا جهان را بر اساس حركت و كار قرار داده و سير تاملي موجودات را بر اين پايه استوار فرموده است . از ذره تا خورشيد ، هر يك از موجودات كوچك و بزرگ اگر از فعاليت و كار باز ايستند ، به مقدار خويش به گوشه يي از اين مظام بزرگ لطمه مي زنند و در مسير تكاملي خود نيز وقفه ايجاد مي كنند . انسان نيز جزئي از اين جهان است و در چنين صحنه ي پرتلاش نبايد بيكار بماند زيرا دور از خرد و انصاف است كه موجودي از فعليت ها و حركتهاي ديگر موجودات بهره بگيرد و خود بهره ندهد و سربار ديگران باشد و نيز مي دانيم كه دستيابي به پيشرفتهاي معنوي و مادي با حركت و كار و كوشش امكان پذير است و آنكه تن به كار نمي دهد و از رنج كار مي پرهيزد خود رااز رسيدن به كمال باز مي دارد ديانت پاك اسلام كه قوانينش بر زير بناي محكم و ريشه دار فطرت بنا شده و مقرراتش خواسته ها و كشش هاي فطري و نهادي انسان را در بر دارد ، به كار ارج مي دهد و بر خلاف برخي اديان پيروان خود را به كار و فعاليت وا مي دارد و گوشه گيري و رهبانيت را ناروا مي شمارد.
در اخبار پيشوايان و ائمه معصومين عليه السلام آمده است كه از بيكاري و كسالت پرهيز كنيد و سستي را از دامن زندگي پر از حركت و جنب و جوش دور نمائيد.
ادامه مطلب
امام علي(علیه السلام) می فرمایند:
شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده.
*******
الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛
کردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد.
*******
الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛
فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است.
*******
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ظرفیتهای عظیم مادی و معنوی ایران اسلامی فرصتهای
مناسبی را در مقابل نظام اسلامی قرار داده است تا متکی بر اقتضائات و
یافتههای علمی و صنعتی بشر امروزی بتواند با گامهای بلندتر و با همت
بلندتر، با کار بیشتر و متراکمتر، راههای نرفته را بپیماید و به هدفهای
بزرگ نظام نائل شود و این حقیقتی است که نامگذاری سال 1389 با نام «همت
مضاعف»، «کار مضاعف» را متعین ساخته است. نکتهای که پیشینه انقلابی و
اسلامی مردم ایران نیز گواه صادقی بر آن است، چرا که نگاهی به گذشته و
بهویژه روزهای پرشور آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بیانگر این است که تحقق
پیروزی انقلاب و پیروزی در جنگ تحمیلی مرهون تجلی این روحیات در مردم ایران
بود. آن زمان که رزمندگان در دفاع مقدس بدون هیچ چشمداشت با جهاد
شبانهروزی خود در سنگر دفاع از نظام و تودههای مردم نیز در پشت جبهه یا
در سنگر جهاد سازندگی جلوههایی از «همت مضاعف» و «کار مضاعف» را عینیت
بخشیدند و اکنون نیز که نظام اسلامی در سالهای آغازین دهه چهارم عمر خود،
روحیات و ارزشهای انقلاب اسلامی را احیا کرده است، تجلی آن روحیات تحقق
آرمانهای نظام را امکانپذیرتر میکند.
اما متناسب با شرایط و تحولات
کنونی، تحقق عملی شعار سال الزامات خاص خود را داراست که در این مقال به
بخشی از آن پرداخته میشود:
ادامه مطلب
ادامه مطلب
الف- اصل درآمد مردم به منزله در آمد خزانه دولت:
رابطه اقتصادی حاکمیت با مردم را از دو منظر متفاوت می توان، مورد تحلیل قرار داد. در یک نگاه دولت نسبت به انجام وظایفی مسؤولیت دارد. تأمین امنیت، کالاهای عمومی که بخش خصوصی دست به کار تولید آنها نمی شود، و زمینه سازی فرایند توسعه و رشد برعهده دولت و طبعا هزینه این وظایف و اهداف را نیز باید از مردم در قالب مالیاتها دریافت نماید، این نگاه می طلبد که دولت درآمدهای خود را با سیاستهای مختلف اعتباری مالی افزایش دهد تا این که با قدرت هر چه بیشتر بتواند به وظایف خود عمل نماید و در نتیجه درآمد دولت نسبت به درآمد مردم اولویت پیدا می کند. نگاه دیگر این است که دولت یکی از وظایف مهم خود را افزایش درآمد مردم تلقی نماید، باور مسؤولان و مدیران میانی و پایین این است که مردم، هرچه بیشتر در آمد داشته باشند، دولت هم به همان نسبت می تواند بیشتر در آمد داشته باشد و ملت هر مقدار فقیرتر باشد، به همان نسبت بخش عمومی هم دچار فقر خواهد بود. با این نگاه سعی تمام دولتمردان و کارمندان بر این خواهد بود که زمینه کاهش فقر عمومی فراهم شود و در نتیجه مدیران نه تنها موانع حرکت تولید کالا و خدمات را بر می دارند، بلکه خود دست به کار شتاب بخشیدن به این حرکت می شوند.
ادامه مطلب
عدالت در این نص، همان رعایت حقوق متقابلی که خداوند برای تنظیم روابط و تعیین حدود و مرزهای حاکمیت و ملت، وضع نموده است. فرض این است که با اجرای این حقوق متقابل طبیعی ترین رابطه بین مسؤولان نهاد حکومت و مردم و در نتیجه زمینه مشارکت مردم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دفاع، امنیت، بهداشت، آموزش،... فراهم می گردد. زیرا اعتماد عمومی نسبت به دولت و دلتمردان با زیر پا گذاشتن حقوق مردم از جانب حاکمیت ممکن نیست بارور گردد، و با از بین رفتن این اعتماد، جامعه نسبت به این نهاد، بی تفاوت و احیانا بیگانه می گردد.
ادامه مطلب
نامه امام علی علیه السلام به والی شایسته خود، مالک اشتر را می توان، منشور حکومت و تبیین دیدگاههای آن حضرت نسبت به مسائل گوناگون حیاتی جامعه دانست. در ابتدای این منشور، اهداف کلی و آنگاه راهکارهای تحقق آنها را بیان می فرماید.
این اهداف عبارتند از، «جبایة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح اهلها، و عمارة بلادها»(نهج، نامه 53) فرایند «عمارت بلاد» بدون «استصلاح» تربیت و تعلیم افراد جامعه ممکن نیست، هم چنان که تربیت و تعلیم در جامعه بدون تأمین امنیت «جهاد عدو» و تأمین مخارج این اهداف «جبایة خراج» امکان ندارد.
به بیان دیگر این اهداف، اهداف منشور یک حکومتند. ارتباط منطقی و واقعی و نظاممند بین هر یک از این اهداف با یکدیگر را از یک طرف، و ارتباط آنها با راهکارهای آنها را از طرف دیگر، باید مورد توجه قرار داد. زیرا در یک ساختار و چینش خاص، این اهداف و راهکارها زمینه پیدایش و تبلور دارند. مثلاً «عمارة البلاد»، «آبادانی شهرها» در هر مرحله تاریخی یک پدیده ای اجتماعی است که در سایه اشتغال تحقق می یابد. اشتغال یعنی تأمین تقاضای کار از طریق نیروی انسانی که در جانب عرضه، جویای کار است.
ادامه مطلب
در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد.
ادامه مطلب
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)
بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد.
ادامه مطلب
ارزش یعنی یک نوع درجه بندی و امتیاز بندی پدیده ها (اعم از رفتار و اشیاء) از جهت خوبی و بدی، مثبت و منفی. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابی ما نسبت به اشیاء و رفتارهای خود و دیگران مبنا و ملاک قرار می گیرد. از این رو ارزش موجب می شود که جهت رفتارها مشخص شود و در جهت گیری ارزشی شکل گیرد.(3)
بی شک انسان به پدیده هایی امتیاز مثبت می دهد و آنها را خوب تلقی می نماید که می توانند نیازهای او را برآورده سازند.(همان، 270) طبیعی است که نیازهای انسان آن چنان که «مزلو»(4) معتقد است، طیفی گسترده از نیازهای ابتدایی (جسمی) تا نیازهای پیشرفته (غیر جسمی) از قبیل نیاز به احترام و شکوفایی و نیاز به روابط اجتماعی را زیر پوشش قرار می دهد.(رفیعی، 271) بنابراین نیازهای گوناگون انسان منشأ ارزشها می شوند، هر آنچه که بتواند آنها را اشباع نماید و موجب دسترسی انسان به خواسته های خود شود، از نظر او مطلوب و خوب به حساب می آید.
ادامه مطلب
کار، اشتغال و تولید دارای سه بعد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی می باشد، ترتب بین این ابعاد منطقی است. از این رو بعد فلسفی، زیربنای جامعه شناختی و جامعه شناختی آن زیرساز بحث اقتصادی آن به حساب می آید. آنگاه که فرهنگ کار و تولید در روابط اجتماعی سامان می یابد، زمینه طبیعی تأثیرگذاری دولت و مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاری فراهم و در نتیجه شرایط راهبردهای اشتغال و تولید تحقق عینی می یابد.
مقدمه
هر نظام اقتصادی که یکی از وظایف مهم خود را، ایجاد زمینه کار، اشتغال و افزایش تولیدات بداند، بطور طبیعی اول باید شرایط مناسب بینشی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کار، اشتغال و تولید را فراهم نماید. آنگاه مکانیزمها و متغیرهای مستقل و تابع اقتصادی را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگی بکار گیرد. بی شک کاستی باور و بینش در مورد کار مثبت و ضعف ارزشی تلاش و پشتکار در سطح جامعه، رفتارهای متناسب با شکوفایی تولید و اشتغال را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت مکانیزم عرضه و تقاضای کار را بی کشش می سازد.
ادامه مطلب