تدوين سند چشم‌انداز 20 ساله نظام كه در آن: «ايران 1404 به عنوان كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل» ترسيم شده، گواه صادقي بر عزم و همت والاي مسوولان نظام در حركت به سوي تعالي و پيشرفت (در بالاترين حد ممكن توام با برنامه‌ريزي و تدبير) است و نمود عيني و عملي آن در برنامه‌هاي توسعه 5 ساله بخوبي هويداست.

از آنجا كه تحقق هر چشم‌اندازي در سايه تدوين استراتژي‌هاي لازم و عمل بر مبناي استراتژي مقدور است و هر چه چشم‌انداز وسيع‌تر وافق‌هاي پيش‌رو، رفيع‌تر باشد، نياز به استراتژي‌هاي كلان‌تر و همت‌هاي عالي‌تر براي حركت در جهت اهداف چشم‌انداز بيشتر است، لذا مي‌بينيم كه شعار‌هاي هر سال با درايت و بصيرت، به عنوان يك استراتژي در راستاي اهداف چشم‌انداز ابلاغ شده تا به صورت يك آرمان مشترك، عزم ملي را يكپارچه و برانگيخته سازد.


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/01/30/100872963305.jpg
 

توضيح اين كه متخصصان مديريت استراتژيك، استراتژي را تشخيص فرصت‌هاي اصلي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن فرصت‌ها تعريف كرده‌اند.‌

بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه‌هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره‌برداري و استفاده نشود، مي‌تواند به يكي از بزرگ‌ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد. جوانان غيور و پرتلاش ما در عرصه‌هاي مختلف علم و صنعت و كشاورزي، همواره فعال و آماده تلاش و ايثار و نثار بوده و هستند و اين از بزرگ‌ترين موهبت‌ها و فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي است.

كشف اين فرصت بزرگ ملي و تمركز برآن به منظور بهره‌برداري از نيروي عظيم نهفته در آن، خود نشان از هوشمندي و درايت نظام جمهوري اسلامي و تفكر استراتژيك آن دارد كه در جاي خود ستودني و قابل تحسين است، اما مساله اصلي و مهم چگونگي بهره‌برداري از اين نيروي بيكران و هدايت آن در جهت منافع ملي و شكوفايي و توسعه كشور در عرصه‌هاي مختلف است كه امسال در قالب شعار «همت مضاعف، كار مضاعف» تبلور يافته و به عنوان يك استراتژي اساسي، وظيفه استفاده بهينه و كارآمد از اين فرصت عظيم را به عهده دارد.

در اين شعار كليدي، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمايي از افق‌هاي پيش‌رو را نمايان سازد. افق‌هاي بلند و سترگي كه نيل به آنها، تنها با بلند همتي و عزم استوار ميسر است و افراد كوته‌بين و كم‌همت را توان دست يازيدن به‌ آنها نيست، اصولا مقتضاي همت انسان و ارج و قدر هر كسي به قدر همت اوست كه عالي باشد يا داني، بلند همت باشد يا دون همت.



  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 1:51 PM نظرات 1 | لينک مطلب
«آنچه از ملاحظه‏ وضعيت موجود كشور و ظرفيت‌هاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، مي‌شود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‏ايم، آنچه مسوولان و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاش‌ها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‏ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.» با استماع كلمه «كار» مضاعف، نبايد صرفا توليد و امور اقتصادي در اذهان تداعي شود و همت مضاعف فقط در راستاي كار توليدي، فني و اقتصادي به كار برده نمي‌شود بلكه به فرموده معظم‌له، در همه عرصه‌هاي صنعتي و در فعاليت‌هاي اجتماعي و سياست خارجي و در بخش‌هاي مختلف بايد كار مضاعف صورت گيرد. بنابراين بايد اين نگرش ابتدا در بين تمامي مسوولان نظام در تمامي سطوح، تقويت شود كه امروزه مردم كشور اسلامي ايران نيازمند همت بلندتر با كار بيشتر و متراكم‌تر هستند تا راه‌هاي نرفته را بپيمايند و به هدف‌هاي بزرگ خود نزديك‌تر شوند.
 يكي از موضوعات مهم در بيانات رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي سال 89، تاكيد بر نظارت و بازخوردگيري مسوولان در فعاليت‌ها و تلاش‌ها براي عمران و آباداني و پيشرفت كشور و تقدير از آن است: «بر همه‏ ناظران منصف فرض است كه از اين تلاش‌ها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند.» تمامي مديران موظفند با نگاه سيستماتيك به سازمان خود، از خروجي‌هاي سازمان، فيدبك گرفته و در جهت اثربخشي فعاليت‌ها، ضمن تشويق كاركنان كارا، نقاط ضعف احتمالي را شناسايي كرده و اقدامات مضاعف براي رفع كاستي‌ها را در نظر بگيرند. تشويق و قدرداني از منابع انساني متعهد، يكي از رموز موفقيت تمامي مديران در راستاي اثربخشي مضاعف فعاليت‌هاي سازماني است و از روزمرگي‌ها در اثر حجم بالاي كارها و به فراموشي سپردن يا بي‌توجهي به كار مضاعف زيرمجموعه، جلوگيري خواهد كرد و موجب برانگيختگي كاركنان و به حداقل رساندن خستگي آنان خواهد شد.
http://www.farheekhtegan.ir/images/stories/20100411143237.jpg
 نام‌گذاري سال 89 با دقت و ظرافت خاصي صورت‌گرفته و محدود به يك بعد از ابعاد توسعه نيست و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تمامي آحاد مردم و مسوولان را در هر پست و رده سازماني، مورد خطاب قرار داده و همه را موظف به حركت براي رسيدن به بهترين روزها، بهترين حالات و بهترين وضعيت‌ها كرده‌اند. بي‌شك جامعه بزرگ فرهنگيان، يكي از تاثيرگذارترين اقشار در هر كشور محسوب مي‌شود كه جايگاه ويژه آنان از هزاره‌هاي گذشته تاكنون مورد تاكيد فلاسفه و انديشمندان مشهور بوده و هست و به نوعي آموزش و پرورش و معلمان را زيربناي اصلي توسعه و سرمايه‌گذاري مطمئن براي آينده هر كشوري، معرفي كرده‌اند. توسعه اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي و... در هر مملكتي در گرو بهره‌گيري از منابع انساني متعهد و كارا است و اين منابع انساني كارا (دانش‌آموزان) ابتدا بايد در نظام آموزشي حاكم، در فرآيند تربيت و آموزش شركت داده شوند و با همراهي خانواده‌ها، جريان جامعه‌پذيري آنان تداوم يابد تا در سايه تربيت و آموزش نيروهاي متعهد، فعال و با همت مضاعف، شاهد سرمايه‌گذاري مطمئن براي آينده باشيم. موفقيت نظام آموزشي كشور در گرو تقويت مضاعف علم و ايمان دانش‌آموزان به‌عنوان والدين و جمعيت مولد و فعال آينده است و اين ميسر نيست مگر با همت و كار مضاعف معلمان و كاركنان مدارس به‌عنوان فعالان خط‌مقدم تعليم و تربيت و اين هم مقدور نخواهد بود جز با توجه و پشتيباني كافي مسوولان نظام آموزشي براي شناسايي و معرفي فرهنگيان، معلمان و مديران فعال با همت و كار مضاعف و تقويت انگيزه فعاليت بيش‌ازپيش آنان.


   ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 1:43 PM نظرات 0 | لينک مطلب

قهرمان کیست؟ برای بعضی‌ها، قهرمان نمایانگر کسی است که با ارزش‌های بسیار قدیمی همچون صداقت، کمال، شجاعت و غیرت زندگی می‌کند. برای بعضی دیگر او کسی است که ثابت قدم بوده یا نمونه خوبی برای تقلید و الگوپذیری آیندگان محسوب می‌شود. به نظر خیلی‌ها قهرمان بودن یعنی فداکاری و حتی قربانی کردن خود به خاطر دیگران و بعضی دیگر تنها افراد مشهور را قهرمان می‌دانند، چرا که این افراد مورد توجه و زبانزد خاص و عام هستند.

 

جوزف کمپبل، کارشناس مشهور اسطوره‌شناسی و ادبیات جهان، مسیر عالمگیر قهرمانی را در زمان و فرهنگ تشریح می‌کند. من اجازه گمانه‌زنی در این باره را به خود دادم که او احتمالا خواهد گفت هیچ‌کدام از روش‌های ذکر شده در بالا برای نگاه و تعریف قهرمانان اشتباه نیستند، بلکه در نشان‌دادن ابعاد یا ویژگی‌های یک قهرمان ناقص هستند.

 

کمپبل در بسیاری از کارهای خود ثابت می‌کند هر جامعه‌‌ای هم قهرمان داشته و هم نیاز به قهرمان دارد. قهرمانان بازتاب‌دهنده امیدهایی هستند که به زندگی ما معنا می‌دهند و ارزش‌ها و کمالاتی که برای ما قابل احترام‌اند. با تکریم قهرمان‌های‌مان به گذشته خود احترام گذارده‌ایم، به نسل حاضر انرژی و نیرو بخشیده و آینده‌مان را شکل داده‌ایم. کمپبل با مطالعه همه فرهنگ‌های شناخته شده به این نتیجه رسید که گر چه جزئیات فعالیت‌های قهرمانانه در طول زمان تغییر می‌یابند، اما در همه فرهنگ‌ها مسیر معمول قهرمانی از سه مرحله می‌گذرد.

 http://www.karafarini.gov.ir/images/newspost_images/86_1_75.jpg

نخستین مرحله، حرکت از شناخته‌ها و راحتی‌ها، به سوی ناشناخته‌ها، ریسک رویارویی با شکست و زیان و جسارت پیش‌رفتن به سوی اهداف یا عقاید بزرگتر است. مرحله دوم مواجه شدن با سختی‌ها و چالش‌ها و جمع ‌کردن تمام قوا و نیرو برای غلبه کردن یا کشف کردن است. مرحله سوم بازگشت به جامعه با در دست داشتن چیزی جدیدتر و بهتر از آنچه که قبلا وجود داشته است. نهایتا قهرمان نمایانگر تازگی است، موسس یک عصر جدید، مذهب جدید، شهر جدید، بانی روش جدید زندگی یا حفظ یک روستا در برابر آسیب‌ها، بانی فرآیندها یا محصولاتی که سبب بهتر شدن وضع زندگی مردم در جامعه و دنیا می‌شود.

 

آنچه در اینجا می‌خواهم بحث کنم این است که در دنیای مدرن ما، خالقان ثروت-کارآفرینان- واقعا مسیر قهرمانی را می‌پیمایند و به مانند قهرمانانی که با اژدها می‌جنگند و بر شیطان غلبه می‌یابند، شجاعت و جسارت به خرج می‌دهند.

 

در نخستین مرحله سفر قهرمانانه متوجه می‌شویم کارآفرین جرات فراتر رفتن از دنیای روش‌ها و ضوابط پذیرفته شده را دارد. او پافشاری می‌ورزد «راه بهتری وجود دارد و من آن را خواهم یافت». برخلاف بسیاری از ما که زیر چالش‌های دنیای کنونی و روزمره کمر خم کرده‌ایم، او خوش‌بین بوده و با تنظیم دوباره چیزهایی که در اینجا هست، قادر است چیزهایی را بیشتر از آنچه هست ببیند. کارآفرین بدون توجه به حرف دیگران در مورد امکان‌پذیری یا عدم امکان چیزی، در جست‌وجوی چیزهایی فراتر از رضایت کنونی پیش می‌رود. در این مرحله انگیزه کسانی که به دنبال ریسک می‌روند و دنیای شناخته‌ها را ترک می‌کنند، متفاوت است. بعضی‌ها به دنبال کسب ثروت یا شهرت هستند، بعضی دیگر می‌خواهند وضع زندگی خود، خانواده و اجتماعشان را بهبود بخشند، برخی صرفا بدنبال ماجراجویی‌اند و بقیه می‌خواهند توانایی‌های محدود خویش را به چالش بکشند.


  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در یک شنبه 29 فروردین 1389  ساعت 1:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب
هر گاه به شخصی نگاه می کرد و از او خوشش می آمد ، می فرمود : «شغلی هم دارد؟». اگر می گفتند نه ، می فرمود : «از چشمم افتاد» . عرض می شد : چرا ای رسول خدا؟ می فرمود : «زیرا اگر مؤمن، شغل و حرفه ای نداشته باشد ، دین خود را وسیله امرار معاش می کند» .1 و در جای دیگر فرموده اند : «هر گاه کسی ازدواج کند، نصف دین را کامل می کند و برای حفظ نصف دیگر باید تقوای خدا را پیشه کند و اهل و عیال اختیار کنید؛ زیرا که این کار، روزی شما را زیاد می کند ».2
اگر به این احادیث دقت کرده باشید ، متوجه اهمیت و ارزش این دو مقوله (کار و ازدواج) خواهید شد ، و به جایگاه آنها پی خواهید برد . آیا واقعا به این موضوع فکر کرده اید که اگر شغلی مناسب در اختیار نداشته باشید ، از چشم بزرگ ترین شخصیت دنیا و اسلام افتاده اید؛ یا با نداشتن همسر، نصف دین خود را کامل نکرده اید؟!
امروزه به دلیل تراکم جمعیت و مسائل اقتصادی و فرهنگی ، با مشکل کار، مواجه هستیم و بی کاری ، سن ازدواج را در بین جوانان افزایش داده است .

http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/fatemeh/ezdevaj/87/images/halghe.jpg


شاید در دانشگاه با دروسی که نقش پیش واحد را برای واحدهای دیگر بازی می کنند ، برخورد کرده اید. اگر این پیش واحد، پاس نشود ، نمی توانید درس مورد نیاز ترم بعد را گرفته و پاس کنید؛ کار هم دقیقا نقش پیش واحد را برای ازدواج بازی می کند . اگر شخص ، شغل مناسبی در اختیار نداشته باشد به ندرت می تواند خانواده ای تشکیل دهد و از عهده مخارج آن برآید . در این جا به اهمیت این جمله گذشتگان می رسیم که: «کار، جوهره مردان را می سازد» . اگر در بین جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشید ، می بینید که کار و یا شغل درآمدزا برای آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و اگر به این هدف عمده و مهم خود دست نیابند، با مشکلات فراوانی از جمله مشکلات اقتصادی و حتی مشکلات روحی ـ روانی نیز روبه رو می شوند

 


   ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:36 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 به دنیا ، کس نیست که وجودش به هیچ گونه به کار نیاید و گره از کاری نگشاید .خواجه نظام الملک
سخت ترین روز من ، روزی است که نتوانم کار کنم .کاظم زاده ایران شهر
کار و زحمت ، مادر موفقیت است .
مَثَل انگلیسی
کار کردن ، نه تنها هزینه زندگی را تأمین می کند ، بلکه زندگی کردن را هم به انسان می آموزد .هِنری فورد
ابلهان را به کار فراوان و مُمارست می توان تربیت کرد .

بزرگمهر
از جمله فواید کار ، این است که روزها را کوتاه و عمر را دراز می کند .دیدرو
آنها که می دانند چگونه باید کاری انجام داد ، آن را دشوار نمی یابند . فقط کسانی یک کار را دشوار می دانند که بلد نیستند چگونه انجامش دهند .مَثَل چینی
اشتغال به هر کاری ، بهتر از تنبلی و بی کاری است .
اسمایلز
اشخاصی که هرگز وقت ندارند ، آنهایی هستند که کمتر کار می کنند .
شوپنهاور
اگر کار را به قسمت های کوچک تقسیم کنیم و جزء به جزء انجام دهیم ، هیچ کار دشواری باقی نمی ماند
هِنری فورد
کار را که کرد؟ آن که تمام کرد .

http://emarketingfa.files.wordpress.com/2009/05/henry_ford.jpg
مَثَل ایرانی
اگر این همه وقت و فکر و حرف بیهوده را صرف کار مفیدی بکنیم ، البته به جایی خواهیم رسید .
محمّد حجازی
اگر مایل به آسایش و راحت نفس خود هستی و به سلامت فکر و بدن خود علاقه داری و می خواهی از بار غم و اندوه ، بیرون بیایی ، به این یک دستور مختصر ، رفتار کن : هیچ وقت ، تنها و بی کار منشین!
پورتن
مرد ، بدون زحمت کشیدن و کار کردن ، ارزش پیدا نمی کند .
مَثَل چینی
انسان تنبل و بی کار ، نه تنها وقت گران بهایش را هدر می دهد ، بلکه اساس تمدن و زندگی دیگران را هم به هم می زند .کومرسوس
انسان ، فرزند کار و زحمت خویش است .
داروین
کشف رموز طبیعت و کنوزِ حقیقت ، نتیجه کار است .
نصر
کار شما نماینده افکار و نشانگر شخصیت حقیقی شماست


 

  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مقدمه
کار و اشتغال ، یکی از موضوعات مهم انسان های در حال زندگی است. این موضوع مهم، همواره ذهن انسان زنده را قلقلک می داده و از آغاز خلقت انسان تا کنون، روی آن تفکر و بحث می شده است.
می گویند کار، جوهر زندگی است. این به این معناست که اگر کار نباشد قلم زندگی، بدون جوهر خواهد ماند و نوشتن با آن، غیر ممکن خواهد بود.
گفتیم که کار از زمان خلقت آدم تا به حال، موضوع مورد دغدغه انسان ها بوده است. از همان موقع، کار، باعث پخته شدن انسان و بی کاری، باعث رفتن انسان به بیراهه می گردید. شاید بپرسید که بسیاری از انسان ها کار می کنند و اتفاقا کارهای خیلی خوب و دهان پرکن هم دارند؛ اما راه را گم کرده اند و از بیراهه سر بر آورده اند. در این مورد باید جواب دهیم که کار همیشه خوب است، اما کاری خوب تر است که با تفکر همراه باشد. البته گاهی خارش اندام هم مشکلاتی ایجاد می کند. مثلاً طرف، رییس کارخانه است و بهترین و پولسازترین کار را دارد، اما وارد قاچاق می شود. این همان مسئله خارش اندام است که هم برای آقای رییس، مشکل ایجاد کرده هم برای انسان های دیگر.

http://imanm.persiangig.com/manufacturing%20blog/Pic5/wind.gif

گاهی اوقات نیز موجوداتی از قبیل «کک» از راه های مخفی ، وارد تُنبان انسان ها می شوند و باعث می شوند که انسان هایی که به کار خوبی هم مشغول هستند ، کارشان را رها کنند و سر از بیراهه درآورند. این کک ها در همه جای دنیا پیدا می شوند. این کک ها که در پیدا کردن راه های مخفی، بسیار مهارت دارند گاهی در تنبان انسان ها نیز دنبال راه های مخفی می گردند و اگر آن راه های مخفی را پیدا کنند انسان را به جاهایی رهنمون می شوند که عرب هم نتوانسته نی بیندازد؛ چون نی در آن راه های مخفی جا نمی شود.
پس کار، جوهر زندگی است و می تواند برای پیشبرد مقاصد انسانی، مفید واقع شود؛ اما کاری مثمر ثمر است که با تفکر همراه باشد. در مورد کار، صحبت فراوان است؛ اما ما چند دیدگاه مطرح را مورد بررسی قرار می دهیم و می رویم سراغ کارمان:
کار و اشتغال از دید جوانان
مشکل اصلی اشتغال در وهله اوّل، دامن جوانان را گرفته است؛ چون پیران، خدمت خود را به جامعه انجام داده اند و یا این که هنوز مشغول خدمتگذاری اند. این جوانان هستند که همین که پا به متن جامعه می گذارند با مشکل بزرگی به نام بی کاری رو در رو هستند. بعضی از جوامع جهان سوم برای فرار از قضیه ایجاد اشتغال ، کارخانه هایی ایجاد کرده اند به نام کارخانه های سماق سازی. جوانان را به این کارخانه ها فرا می خوانند و از آنها درخواست می کنند که سماق ها را حسابی بمکند. این طوری هم جوانان مشغول می شوند و هم مسئولان از غُرغُر مردم در امان اند. یکی از این کارخانه های سماق سازی، دانشگاه های جور واجور و رنگارنگ هستند. دانشگاه ها هرجور که باشند تا چند سال، جوانان را مشغول می کنند.


 

ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

عوامل بسیار زیادی در یافتن یک شغل و موفقیت در آن ، مؤثرند. دو عامل اساسی در میان این عوامل ، آموزش و استعداد هستند که در صورتی که در برنامه ریزی های فردی و اجتماعی به آنها بی توجه باشیم ، زیان های زیادی را متوجه جامعه و اعضای آن کرده ایم و از سوی دیگر ، در منابع انسانی جامعه (به عنوان مهم ترین سرمایه آن) نیز اتلاف صورت گرفته است. در این نوشته، نگاهی کوتاه به رابطه : استعداد ، آموزش و اشتغال خواهیم داشت و تأکید می کنیم که این ، نگاه مختصر است و بحث درباره این موضوع ، بسیار گسترده تر و نیازمند مباحث جامع تر است.
استعداد
درباره استعداد و مفهوم آن می توان با نگاهی به منابع مختلف به تعاریف متعددی دست یافت. ما نیز در این جا برای آغاز بحث به تعریف این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم اساسی مطرح در این مقاله ، اشاره می کنیم. فرانک برونو ، استعداد را «توانایی بهره بری فوری از آموزش ، تعلیم یا تجربه در یک محدوده مشخص از عملکرد»1 می داند. شفیع آبادی نیز استعداد را «توانایی بالقوه ای که فرد را برای انجام دادن کار ، آماده می کند»2 دانسته است.
 
  http://www.persianv.com/yad/khabar/human-capital.gif

مقصود از قابلیت یا استعداد ، امکاناتی است که تصویر کلی آن در خلقت هر مخلوقی به صورت بالقوه ، موجود است؛ ولی فعلیت یافتن و یا تحقق تمام یا قسمتی از آن، منوط به حصول فرصت مناسب است. امرِ بالقوه ، چیزی است که ممکن است بر حسب مساعدت و یا عدم مساعدت شرایط ، فعلیت پیدا کند یا نکند و در صورت فعلیت یافتن ، به تمامی، تحقق یابد یا به طور ناقص و همچنین کیفیت تحقّقش بسته به شرایط ، در موارد مختلف ، متفاوت باشد.3 با نگاهی به مطالب ذکر شده می توانیم این گونه نتیجه گیری نماییم که:
1 . استعداد ، یک توانایی بالقوه است که در وجود هر انسانی به ودیعه نهاده شده است؛
2 . این توانایی بالقوه برای شکوفایی و بروز خود ، نیازمند شرایط و بستر مناسب است و چه بسا در صورت فراهم نیامدن امکانات و شرایط مناسب ، هرگز بروز نیابد.
3 . می توانیم این توانایی بالقوه را به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم کنیم. به این صورت که توانایی های عمومی ، در میان تمام انسان ها مشترک است و البته بسته به اشخاص مختلف ، دارای شدت و ضعف است و توانایی های اختصاصی نیز آنهایی هستند که در بین انسان ها متفاوت و گوناگون اند و همه انسان ها از آن برخوردار نیستند.
 

   ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:27 PM نظرات 0 | لينک مطلب
مهاجرت برای کار ، پدیده ای است که در گذشته ، بیشتر تابع عرضه و تقاضا و احساس نیاز برای کار بوده است؛ ولی در حال حاضر ، احتیاجات منطقی جوامع، تنها عوامل مهاجرت نیستند و به همین دلیل، گاهی مهاجرت به عنوان یک بحران اجتماعی و فرهنگی مطرح می شود . در واقع، امروزه در بسیاری از موارد، نه شهر یا کشور مهاجرپذیر به این همه نیروی کار مهاجر نیازمند است و نه شهر یا کشور مبدأ از این نیرو بی نیاز است .
در بسیاری از موارد ، شخصی که می خواهد به امید یافتن کار و موقعیتی بهتر، مهاجرت کند، تصویر درستی از شرایطی که در انتظار اوست ندارد و گاهی تنها عامل این مهاجرت ، جذابیت های کاذب و خیالی است که تناسبی با موقعیت و توانایی های فرد مهاجر ندارد .

 

http://quick-canadaimmigration.com/images/Quick-CanadaImmigration.jpg
 

تعداد زیادی از مهاجران ، قبل از تصمیم گیری برای مهاجرت ، اهداف و توانایی های خود را مورد بررسی قرار نمی دهند و موارد مهمی مانند شغلی را که بعد از مهاجرت قرار است پیشه خود کنند ، تجربه و مهارت های خود ، تسلط به زبان محلی شهر یا کشور مقصد ، نیاز یا عدم نیاز جامعه مقصد به تجربه ها و مهارت های آنان ، وجود یا عدم وجود شغل مورد نظرشان در شهر یا کشور مقصد و چگونگی تأمین مخارج تا زمان پیدا کردن کار مناسب را نادیده می گیرند و به همین دلیل ، بعد از مهاجرت ، با شرایط سخت و ناگواری مواجه می شوند که یا باعث مأیوس شدن و سرخوردگی آنها می شود و یا با پرداختن به شغل های کاذب ، علاوه بر هدر دادن توانایی های خود ، برای جامعه جدیدی که به آن وارد شده اند نیز دردسرها و معضلات فراوانی ایجاد می کنند .
از طرف دیگر ، گاهی عدم رفع احتیاجات منطقی نیروی انسانی ماهر و متخصص و نبود امنیّت شغلی و آزادی های سیاسی ـ اجتماعی لازم برای پیشرفت آنان در شهر یا کشور مبدأ ، باعث مهاجرت این نیروها می شود که این، باعث محروم شدن آن شهر یا کشور از سرمایه های اجتماعی و انسانی ارزشمندی می شود که در بسیاری از موارد ، جایگزینی برای آنها وجود ندارد .
در این مقاله، عوامل مؤثّر بر مهاجرت برای کار در جامعه ایرانی ، پیامدهای منفی و مثبت مهاجرت برای کار ، پدیده فرار مغزها و راه کارهای مقابله با پیامدهای منفی مهاجرت برای کار ، بررسی می شود .
مهاجرت برای کار و عوامل مؤثر بر آن در ایران
1 . وضعیت اقتصادی و کمبود امکانات : در سال های اخیر به دلیل نوع برداشت ها، سیاست گذاری ها و ساختار نظام اقتصادی ، اشتغال در مناطق شهری به زیان اشتغال روستایی، رو به افزایش بوده است . از بین رفتن جاذبه کشاورزی و درآمد اندک آن برای روستانشینانی که با کمبود زمین زراعی ، آب و وسایل کشاورزی مواجه اند ، موجب گسترش روند مهاجرت از روستا به شهرها و به وجود آمدن شهرک های اقماری و حلبی آبادها در اطراف شهرهای بزرگ و رواج خدمات یدی (بخصوص کارگران روزمزد ساختمانی) بوده است . علاوه بر این ، آن قسمت از رشد جمعیت شهری که ناشی از مهاجرت است، بر الگوی اشتغال شهری نیز تأثیر منفی گذاشته و موجب بروز بی کاری آشکار و پنهان در شهرها شده است .
بی کاری موجود به طور کامل ، معلول اوضاع اقتصادی و تحولات اخیر نیست ، بلکه بخشی از آن، ناشی از عدم تعادل و تطبیق مهارت ها و تخصص های بخش های وسیعی از شاغلان کشور با نیازها و ضرورت های اساسی بخش های رو به رشد اقتصادی بوده است

   ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:23 PM نظرات 0 | لينک مطلب
كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 315
نويسنده: آيت الله جوادى آملى
اركان اراده
يكى از مراحل سير الى الله «اراده» است كه برخى آن را اولين مرحله شمرده‏اند.
«اراده» به سه ركن، متكى است: اول علم به مراد است. دوم آن كه مراد براى مريد، كمال باشد. سوم آن كه آن مراد فعلا در اختيار مريد نباشد.
آن جا كه سالك چيزى نمى‏داند نمى‏تواند ارادت بورزد؛ آن جا كه چيزى مى‏داند ولى به كمال مراد آگاهى ندارد نمى‏تواند مريد او باشد و آن جا كه مى‏شناسد و كمال او را هم مى‏داند ولى او را در بردارد و از دست نداده است جا براى اراده نيست. چون اراده در حقيقت «طلب مفقود» است. آنچه در آغوش سالك است مطلوب او نيست و سالك آن را طلب نمى‏كند، بلكه به آن عشق مى‏ورزد. وقتى شخص سلوكش را شروع و در بين راه به مشكلى برخورد كند و اين اراده با مفارقت مراد همراه شود، شوق دردآورى براى سالك پيش مى‏آيد. اين جاست كه او هم شوق دارد و هم بايد صبر كند و البته هر چه شوق بيشتر باشد صبر، دشوارتر و هر چه كمتر باشد صبر، آسانتر است. اگر سالك بر اثر پيمودن راه، اثرى از محبوب و مقصود دريافت كند، به او محبت پيدا مى‏كند و بنابراين، محبت مزبور بر اثر وصول اثر محبوب و مقصود است. پس در منازل سير، اول اراده، بعد شوق و سپس محبت قرار دارد.
  http://aftab.ir/articles/applied_sciences/social_science/images/0f600c7e8aca579b232e9e53d7e9274b.jpg
 

اقسام اراده
اراده بر دو قسم است: اراده‏اى كه زمينه «سلوك» را فراهم مى‏كند و اراده‏اى كه زمينه «صدور» را فراهم مى‏كند.
آن جا كه شخص در بين راه است و به مقصد اراده مى‏ورزد اين اراده، زمينه رفتن و سلوك او را فراهم مى‏كند، اما وقتى به مقصد رسيد و به منشأ هر كمالى بار يافت اراده‏اش منشأ صدور مى‏شود؛ نه منشأ سلوك. از اين رو مردان حق، تا در دنيا هستند مريد حقند و به او ارادت مى‏ورزند، ولى وقتى به مقصد نايل شدند اراده آنان مصدر و زمينه صدور كمال است و به همين جهت اهل بهشت هر نعمتى را با اراده حاصل مى‏كنند و در آن جا ديگر نيازى به حركت دست و پا و سلوك نيست:
«لهم ما يشاؤن فيها و لدينا مزيد» (2)
هرچه را بهشتيان، اراده كنند براى آنان حاصل مى‏شود؛ همان طور كه خداى سبحان با اراده كار مى‏كند:
«إنما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون» (3) .
مراتب اراده
اراده بر اثر اختلاف حال مريد، مراتبى دارد:
.1 اگر مريد در منزلهاى عادى باشد، اراده دارد نعمتى از نعم الهى را دريافت كند و به همين دليل بسيارى از انسانها در دنيا به دنبال نعمت الهى در تلاش و كوشش هستند.
.2 گرچه كوشش براى دريافت نعم الهى بد نيست، ليكن بهتر اين است كه انسان اراده كند كه چيزى طلب نكند. از اين رو اهل معرفت گفته‏اند:
«استغناؤك عن الشى‏ء خير من استغنائك به»
برخى انسانها اراده مى‏كنند تا با فراهم كردن نعمتهاى الهى آسوده زندگى كنند و به وسيله آنها بى نياز شوند؛ اما بالاتر از آن اين است كه انسان «از» نعمتهاى الهى بى نياز باشد؛ نه اين كه «به» آنها بى نياز باشد؛ يعنى او آسايشش را در اين بداند كه به نعمت «جنه اللقاء» سرگرم باشد، نه به نعمت مال، فرزند، مسكن و....
عده‏اى كه به فكر نعمت هستند مى‏گويند:
«ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة» (4)
آنان از خدا نعمتهاى حلال دنيايى و اخروى طلب مى‏كنند، ولى سالكان واصل، به اين مقام مى‏رسند كه مى‏گويند: «مى‏خواهيم كه از خدا غير خدا را نخواهيم» ؛ زيرا چيزى را كه خدا به ما بدهد آن چيز ما را به خود سرگرم مى‏كند و ما مى‏خواهيم هيچ شاغلى نداشته باشيم .
.3 بالاتر از مراتب گذشته اين است كه انسان نمى‏گويد: «من مى‏خواهم كه چيزى نخواهم» ؛ بلكه خواستن او فانى در اراده حق است و او از خود اراده‏اى ندارد؛ يعنى نه چيزى مى‏خواهد و نه مى‏خواهد كه نخواهد.

  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:17 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در جریان مطالعه ، با مفاهیم کلیدی موضوع «کار» و «اشتغال» ، آشنا خواهید شد ، هر چند از این کلید واژه ها ، در رشته های مختلف علوم انسانی ، مانند : جامعه شناسی ، روان شناسی و حقوق ، تعاریف خاصی ارائه می شود.
اکنون ، کار و اشتغال ، با گذشته بسیار تفاوت کرده و از حالات ابتدایی خارج شده و روندی بسیار پیچیده یافته است. امروزه ، با انواع مشاغل علمی ، فنّی ، خدماتی ، صنعتی و ... ، انبوه عظیمی از کارگران و کارمندان ، کارفرمایان و مدیران ، مؤسسات و شرکت های کوچک و بزرگ محلی ، ملی و بین المللی و نیز مسائل پیرامونی زیاد دیگری رو به رو هستیم که ابعاد مختلف آنها در شاخه های مختلف علوم ، بررسی می شود.
در دو منبع اصلی دین (قرآن و حدیث) ، در موضوعات خُرد و کلانِ کار و اشتغال ، آموزه های بسیاری یافت می شود که در این نوشتار ، به صورت کوتاه ، به بخشی از آنها می پردازیم.
کار ، ارزش ذاتی دارد
خداوند ، آسمان و زمین را در تسخیر انسان قرار داد تا آدمی برای آبادانی زمین تلاش کند و نیازهای خود را برطرف نماید. از این رو ، کار و کسب و روزی جستن ، از ارزش ذاتی برخوردار است و در احادیث اسلامی و سنّت معصومان(ع) ، در ردیف عبادت ، شهادت و ... آمده است. چنان که از پیامبر اسلام(ص) نقل است:
ـ پس از ادای نماز واجب ، روزی جستن واجب است.1
ـ هر کس بکوشد تا خود را عزیز و از مردم بی نیاز دارد ، [هم رتبه[ شهید است.2

 
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hadisekasa/logo.jpg
 
ـ جهاد ، [فقط] آن نیست که [کسی] در راه خدا شمشیر بزند. هر آینه جهاد ، آن [نیز] است که فرد ، پدر و مادر و فرزندانش را سرپرستی کند. پس چنین کسی در حال جهاد است. و [نیز] آن که خود را تأمین می سازد تا از مردمْ بی نیاز باشد ، او هم در حال جهاد است.3
تشویق به کار و پرهیز از بی کاری
روشن است که بی کاری ، زمینه ساز بسیاری از مشکلات فردی و جمعی است. به همین جهت در احادیث ، تشویق و تأکید به کار و کسب و نیز پرهیز از بی کاری و تنبلی در طلب روزی ، بسیار دیده می شود. پیامبر اسلام(ص) دست کارگر را می بوسد و می فرماید : «این ، دستی است که هرگز آتش به آن نمی رسد».4 روش انبیا و اولیای الهی نیز تلاش و کوشش برای امرار معاش بوده است. به گفته رسول خاتم(ص) ، حضرت آدم(ع) در حالی که بهشت و نعمت را پشت سر گذاشته بود ، به فرمان خداوند ، با دستش کشت و کار می کرد و از دسترنج خویش می خورد،5 خداوند ، آهن را برای حضرت داوود(ع) ، نرم کرد و او هر روز زرهی می ساخت و می فروخت و از بیت المال ، بی نیاز گشت.6
حضرت محمّد(ص) نیز در حالی مبعوث شد که با گرفتن یک قیراط (یک بیست و چهارم دینار) برای مردم مکه ، گوسفند می چرانید. امام علی(ع) ، هرگاه از جهاد فراغت می جست ، به آموزش مردم و داوری میان آنان روی می آورد و چون از این کارها هم فارغ می شد ، در بُستانی از آنِ خویش ، با دست خود به کار می پرداخت و در همین حال ، خدای را ذکر می گفت.7 درباره امام باقر ، امام صادق و امام کاظم(ع) نیز روایت شده که با دست خود ، کار می کردند و غرق عرق می شده اند.8
 

  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net