در روزگاران قدیم ، آنچنان که انسان های ثانویه، اندر حکایات نقل کرده اند ، چینیان چشم بادامی، پس از اختراع کاغذ پاپیروس ، در وادی حرفه کتابت و خبرپراکنی نیز قدم های فیل گونه ای برداشته اند. این قدم های عظیم الجثّه به دیگر بلاد نیز رخنه نمود و ایرانیان باستان از آن بهره مند گشتند. دیوان سالاران و دبیران ، دست حیرت بر محاسن خود کشیده و گرد هم آمدند تا به تولید این نوزاد کاغذی، دست یابند و نام خود را در این اشتغال زایی و کارآفرینی پر طمطراق، ثبت نمایند. پس از تلاش و ممارست بسیار ، آنان که از کودکی، علاقه به بازی در مطبخ داشتند و سرشان بوی قرمه سبزی برداشته بود ، به جای گرز و سپر و شمشیر با یک میخ ناقابل ، خط میخی را گسترش دادند و اخبار و اطلاعات را برای اهالی، جار زدند، آن گونه که جارچیان از رو برفتند و شیپور بر زمین نهادند تا آنها نیز به شیوه مدرن، خبر بپراکنند ، زیرا که مردم دیگر این چنین اخبار را بی کلاسی و عهد بوقی می دانستند و علاوه بر این بعد از ارضای نیاز مبرم کنجکاوی ، نمی شد در مصارف خانگی از قبیل پاک کردن انواع سبزیجات و شیشه از آن استفاده نمود.
در دوره نخست وزیری پسر مشهدی قربان آشپزباشی، حضرت مستطاب میرزا تقی خان امیرکبیر ، فن کاتب الکتابی و میرزا بنویسی، پرگل و بلبل شد و شعرا و فضلا در وصفش سخن ها راندند. که از جمله آن به شعر زیر می توان اشاره کرد:
http://amouee.net/IMG/arton272.gif
 

از قصه و قطعه و قصیده
یک یک بنوشت بر جریده
در تعریف روزنامه و جریده ، آورده اند که : روزنامه که در گذشته با نام «روزنامچه» شهره بوده است کشکولی را شامل می شود که در آن از نخ و سوزن تا قصیده هفتاد من وجود دارد و همه آنها باید تحت نظارت دبیری که سرش از همه بزرگ تر است ، یک یک نوشته شود.
جریده هم از همان جر دادن می آید. یعنی اگر از قصیده هفتاد من صفحه روزنامچه نگاری، چیزی مانده بود ، جریده می شود تا برای جویدن دور ساندویچ آماده گردد.
از دیگر کرامات و افاضات روزنامه پرانی ، وجود شغل های دهن پرکن و اتو کشیده بود. از جمله ، کسانی که علاقه مند به پوشیدن جلیقه های جیب دار و عینک های ته استکانی بودند، پاشنه در روزنامه ها را از جا کندند و با توجه به ویژگی های خبر و انواع آن، اقدام به انتشار دعوای خانوادگی زری و پری و نحوه طبخ بریان اصفهان و میرزاقاسمی نمودند که موردهای غذایی و شکمی از ویژگی شگفتی و انواع مشاجرات از استثنا برخوردار بودند. از میان این حرفه ای ها که با عناوین خبرنگار و گزارشگر و مقاله نویس ، قلم فرسایی می نمودند ، حرفه ای های دیگری سر بر آوردند که از قضا نمی خواستند اهالی محترم کوچه و بازار، آب گوشت بخورند و کاسه شان را زیر سرشان بگذارند تا دنیا را آب ببرد و آنها را خواب


  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در شنبه 28 فروردین 1389  ساعت 10:08 PM نظرات 0 | لينک مطلب
هر کسی را بهر کاری ساختند
میل آن را در دلش انداختند
همچنان که سهل شد ما را حَضَر
سهل شد هم قوم دیگر را سفر
مثنوی مولوی
در آستانه قرن جدید ، یک چیزْ حتمی است و آن ، قابل پیش بینی بودن آینده ای است که برای خود ، به وجود می آورید. شما مسئول پیشرفت خود هستید. این که «بیاموزید که بیاموزید» ، سرنوشت سازترین مهارت برای بقا در هزاره جدید است. اگر شما مداوم در جستجوی راه های جدیدی برای به کارگیری مهارت های فعلی و تازه باشید ، همچنان در بازار کار هم خریدار خواهید داشت. بدین ترتیب که باید دائما از روندها ، فرصت ها و علایم خطری که هر روز به نوعی سر برمی آورند و ممکن است بر موقعیت حاضر شما تأثیر بگذارند ، باخبر شوید.
http://www.niazerooz.com/Im/O/88/0902/L6339457526601.jpg
 

از طرفی تحولات زندگی و بی کاری می تواند به احساس نومیدی ، درماندگی و ذهنی مغشوش منجر شود. اضطراب و گیجی ناشی از بحران های زندگی ، برنامه ریزی را اگر غیر ممکن نسازد ، لااقل دشوار می کند. اگر بی کار یا کم کار باشید ، احتمالاً درباره آینده ، احساس افسردگی ، خستگی و ناامیدی می کنید و این دقیقا همان زمانی است که باید خود را در فرآیند برنامه ریزی غرق کنید.
فرآیند برنامه ریزی
در طول زمان های تزلزل و تحولات شخصی ، فرآیند برنامه ریزی ، دستاویزی برای مقابله با اضطراب ها و افسردگی ها خواهد بود. هر بار که مراحل کاریابی را آغاز می کنید ، به مرور کردن دستاوردها و مهارت های خویش بپردازید تا کمک کند که از نگرانی خود بکاهید. بدین ترتیب ، مهارت هایی را که در حال حاضر دارا هستید و همین طور، بسیاری از راه کارهایی را که می توانند به طور رضایت بخشی ، شما را به اهداف شغلی تان برسانند ، به خود یادآور شوید.
به اعتقاد اندیشمندان ، بیشتر افراد نمی دانند چگونه توانایی ها و مهارت های خود را عرضه کنند. اگر خودمان را بهتر بشناسیم و از نقاط قوت و ضعف خود آگاهی داشته باشیم ، می توانیم شغل مناسبی پیدا کنیم و دلیلی وجود ندارد که نتوانیم در چرخه فعالیت های اقتصادی ، جایگاه مطلوبی برای خود پیدا نماییم. از طرفی در بازار کار موجود ، همگان از موقعیت های شغلی ایجاد شده باخبر نیستند. بنا بر این ، هرگاه موقعیتی برای ما ایجاد شد ، نباید آن را از دست بدهیم؛ بلکه باید به شیوه ای حرفه ای و با استفاده از تکنیک های آماده سازی ، مصاحبه و ... از این فرصت ها به بهترین شکل بهره برداری نماییم.
دنبال کردن فرآیند کاریابی ، مستلزم کمک کارشناسانه ای است ، تا با تکیه بر آن ، لحظات ناامیدی ، بلاتکلیفی و سرگشتگی را پشت سر بگذاریم و به این باور برسیم که می توانیم در طول مسیر زندگی ، با آگاهی بیشتر و درک بهتر ، به راحتی گام برداریم و همواره خود را در قلّه های موفقیت ببینیم..


  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:54 PM نظرات 2 | لينک مطلب
کار و زندگی ، مجید یکتایی ، تهران : علمی ، چاپ پنجم ، [بی تا] ، 455 ص،
زندگی در آغازین سال های قرن بیست و یکم ، حال و هوای خاصّ خود را دارد. انسان های امروزی بیش از آن که به زندگی و ماهیت آن توجه داشته باشند ، کار و ابعاد مربوط به آن را در کانون توجه خود قرار داده اند. با درنگی نه چندان عمیق در جهان چهار دهه قبل ، روند تحوّلی جوامع مختلف جهان را صرف نظر از سطوح رشد اقتصادی آنها ، می توان به نظاره نشست. چنین تحولی ، با سرعت و شتاب در انتشار اخبار و اطلاعات ، همراه بوده است. سلطه بی چون و چرای جعبه جادویی با مظاهر فریبنده و اغواگر آن ، نقش مهمی در ایجاد فاصله میان نسل ها و در نتیجه، کم رنگ تر کردن کارکرد ارزشی خانواده داشته است. جبهه گیری تمدن ها و فرهنگ های دیرین و نوپای جهان در برابر هم و برخورد میان آنها ، همه و همه دورنمایی است از ارمغان قرن حاضر برای انسان سرگردان و منتظر امروز. با وجود چنین تصویری از زندگی ، تلاش بی وقفه انسان ها در کسب درآمد، ولو به قیمت نداشتن حتّی لحظاتی برای زندگی ، عادی به نظر می رسد.
http://www.vista.ir/include/articles/images/abb276c59ba081c74705c99e0bb211ac.jpg
 

کتاب «کار و زندگی» به ماهیت و اهمیت کار و ارتباط آن با زندگی، به عنوان بخش جداناپذیر و مکمل آن پرداخته است. آنچه امروزه انسان را به تکاپو و کسب درآمد وا می دارد ، کار نیست؛ بلکه دست یافتن به پول و سرمایه است. در حالی که کار و کسب ، ماهیتی ارزشی ـ اقتصادی دارد. صرف برابر دانستن کار با پول و سرمایه ، ارتباط آن را با زندگی، کاملاً تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در حالی که کار ، وسیله ای جهت ایجاد زندگی شاداب و ایمن و فارغ از دغدغه های کاذب امروز است.
با توجه به بررسی زوایای مختلف موضوع ، کتاب در شش بخش فراهم آمده است:
بخش نخست «چگونگی کار»نام دارد که مشتمل بر هشت فصل است : کار چیست ، شرافت کار ، کار عار نیست ، کار و تقدیر ، کار و وظیفه ، کیفیت کار ، تقلید و ابتکار و تنوع کار. در این بخش ، نویسنده سعی کرده است تا جنبه ارزشی کار را معرفی نماید. البته در بخش های دیگر کتاب نیز به این بُعد پرداخته شده است؛ امّا آغاز کتاب با چنین مطلبی ، نشان از تأکید و اصرار نویسنده بر ابعاد اخلاقی و ارزشی دارد. وی معتقد است : «در برابر شرافت کار ، رنج و خستگی ، خردی و بزرگی کار و هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. کار از آن جا که شریف است ، هر جور باشد ، برای هر کس ، شایسته و لازم است . ساسان ، چوپانی می کرد. اردشیر بزرگ ، مؤبَد بود. یعقوب لیث ، سفیدگری داشت. بویه ماهیگیر بود. یاقوت حموی (نویسنده معجم البلدان) در خدمت تاجری ، غلامی می کرد. نادر ، پوستین دوز بود. حضرت محمّد(ص) بازرگانی و شتربانی می کرد. حضرت علی(ع) باغبانی ، موسی(ع) شبانی و عیسی(ع) درودگری می کردند. جِیمز وات ، به پیروی از شغل پدر ، ارّابه سازی می کرد. فرانکین ، کارگر چاپ خانه بود و پدرش شمع سازی می کرد. دانیل دُفو (نویسنده انگلیسی) جوراب باف بود. جانسون (هفدهمین رئیس جمهوری امریکا) خشت می زد».
بخش دوم به «دشمنان کار» اختصاص دارد که خود ، مشتمل بر یازده فصل است : بیگاری به ز بی کاری ، درخت کاهلی کفر آورد بار ، کار بی نقشه ، کار بی مسئولیت ، کار بی مُزد ، کار ارزان ، به هر کار ، بهتر درنگ از شتاب ، خطا در کار ، وحشت از کار ، همه کاره و هیچ کاره و آفت های کار.


  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب

از کارهای مهم آیة الله بروجردی، احداث بناهای عمومی بود که در قم ، نجف ، سامرا ، اروپا و امریکا صورت گرفت . ایشان یک هفته قبل از رحلتشان نامه ای برای وکیل خود در نجف نوشته که یک هفته پس از رحلتشان به دست وکیل می رسد . در آن نامه آمده است : «شنیده ام در نجف ، حمّام درستی وجود ندارد . شما زحمتی بکشید ، فعالیتی بکنید تا یک حمّام مناسبی در آن جا تأسیس شود . هم چنین شنیده ام شیعه ها در بغداد ، مسجد مناسبی ندارند . در یک جای خوبِ بغداد ، یک مسجدی بنا کنید . وقتی کار برای خدا باشد ، خدا مابقی را فراهم می کند» .
http://i35.tinypic.com/345o46d.jpg
 

هم چنین برای ساختن مسجد اعظم قم به ایشان عرض شد : 35 تُن، آهن کم داریم . ایشان با آن که در آن زمان دستشان تنگ بود ، به یکی از دوستان به نام حاج احمد فرمود : «این آهن را تهیه کنید» . حاج احمد برای خرید آهن به تهران رفت و بعد از کم و زیاد کردن قیمت و چانه زدن ، آهن را به مبلغ 110 هزار تومان خریداری کرد . وقتی نزد آقای بروجردی آمد ، ایشان فرمود : «الآن نقد ندارم . این ده هزار تومان را بگیر . بقیه را هم بعدا می دهم» . وقتی حاج احمد پول را برای تحویل برد ، آهن فروش گفت : «من این آهن ها را برای پول ندادم؛ بلکه برای خانه خدا دادم» .
حاج احمد که از این رفتار، متعجب شده بود ، گفت : شما ابتدا آن قدر سختگیری کردید و چانه زدید و حالا می گویید : پول نمی خواهم . آهن فروش گفت : «سختگیری کردم می خواستم چیزی که برای خدای متعال دادم در حسابم باشد؛ البته سهم امام یا وجوه شرعی دیگری هم بدهکار نیستم» .
شکوه فقاهت ، تهیه و نشر : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، 1379 ، ص 508 (به قلم : عبدالله امینی) .
چند کار با هم
یکی از نزدیکان امام راحل می گوید : «در یکی از روزهای اوایل فروردین 68، حدود ساعت هفت بعد از ظهر ، حضرت امام ، حقیر را برای انجام دادن کاری احضار فرمودند . وقتی خدمتشان مشرّف شدم ، حدود یک ساعت از مغرب گذشته بود . حضرت امام در حالی که هنوز مشغول تعقیبات نمازهای مغرب و عشاء بودند ، اوّلاً تسبیح در دست ، ذکر می گفتند. ثانیا به پشت ، خوابیده بودند و با بالا و پایین بردن پاهایشان ، نرمش مخصوصی را که پزشک توصیه کرده بود ، انجام می دادند . ثالثا تصویر بدون صدای تلویزیون را می دیدند . رابعا به صدای رادیو گوش می دادند و خامسا علاوه بر همه این امور ، علی ، نوه عزیزشان در حالی که سعی می کرد از حرکت های امام تقلید کند در کنارشان دراز کشیده بود و امام ، همزمان ، او را مورد نوازش و توجّه قرار می دادند .
به طور مکرّر شاهد بودیم که حضرت امام ، هنگام قدم زدن عصرانه ، در دستی تسبیح داشتند و به ذکر مشغول بودند و در دست دیگر ، رادیویی کوچک داشتند که به آن گوش می کردند .
در سایه آفتاب ، محمد حسن رحیمیان ، قم : مؤسسه پاسدار اسلام ، 1373 ، ص 109 .
 

  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب
رشته صنایع دستی، یکی از زیرشاخه های هنر است . در حالی که دید خانواده نسبت به رشته های هنری، هنوز دید مثبتی نیست ، تحقیقات ثابت کرده است که انتخاب این رشته با استقبال آنها روبه رو می شود . لیسانس صنایع دستی در بازار کار ، نوعی برگ برنده است . یعنی اگر روزی که دفترچه انتخاب رشته را باز می کنید ، تصمیم گرفتید که این رشته را بخوانید ، می توانید مطمئن باشید که آینده شغلی خوبی در انتظارتان خواهد بود . در این روزها که مسئله بی کاری، تبدیل به یکی از بزرگ ترین معضلات جامعه و جوانان شده و بعد از گذشت سال ها حتی اندکی هم نخ نما نشده است ، صحبت کردن درباره رشته ای که بازار کار خوبی دارد نمی تواند خالی از لطف باشد .

http://mojgan110.files.wordpress.com/2007/05/classroom.jpg  

بعد از انقراض

سلسله قاجاریه ، در اوایل دوره پهلوی ، هنر سنتی ایران به واسطه ورود هنرهای غربی، مهجور واقع شد . همین امر، باعث شد که خیلی از هنرمندان سنتی ، مدرسه صنایع «مستظرفه» را تأسیس کنند . این مدرسه هم اکنون با نام «موزه هنرهای ملی» در میدان بهارستان تهران معروف است . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، در حدود سال 1362 ، دانشگاه هنر برای اولین بار، رشته صنایع دستی را تأسیس کرد و به دنبال آن، دانشگاه الزهرا ، کاشان و شیراز ، این حرکت را دنبال و بعد از چندی ، دانشگاه های غیر انتفاعی و آزاد هم این رشته را راه اندازی کردند . در ابتدا فقط این رشته بود، ولی بعد از مدتی ، توجه به صنایع دستی از بعد اقتصادی و اشتغال زایی بیشتر شد و رشته های متعددی به صورت کاردانی ، کارشناسی و کارشناسی ارشد در ارتباط با صنایع دستی ایجاد شد . رشته هایی مثل فرش ، سفالگری ، کتاب آرایی ، فلزکاری و ... از جمله شاخه هایی بودند که از رشته صنایع دستی جدا شدند . دانشجویان این رشته ، نگاه دانشگاهی و علمی تری به صنایع پیدا می کنند و با طراحی و دیدگاه های نظری و تئوریک هنر، آشنا می شوند؛ مبانی تأثیرگذار را می شناسند و ابداعات و خلاقیت را تجربه می کنند و مورد نقد قرار می گیرند .
این دانشجویان علاوه بر این موارد ، ملزم به گذراندن کارگاه های هنری هستند . مانند کارگاه های سنتی (که در آن چگونگی ساخت رنگ از گیاهان و مواد معدنی را فرا می گیرند) ، کارگاه شیشه (که تراش کاری ، نقاشی و طراحی شیشه در آن آموزش داده می شود) ، کارگاه سفالگری و کاشی کاری (که معمولاً سفالگری با چرخ ، پخت سفال ، کاشی کاری معرق و هفت رنگ را یاد می گیرند) ، کارگاه های نگارگری و تذهیب ، کارگاه بافت (قالی ، گلیم ، گبه و نساجی سنتی) ، کارگاه چوب (معرّق ، منبّت ، خاتم کاری و گره چینی) ، و کارگاه فلزکاری (که شامل قلمزنی فلز است که برجسته ترین هنر فلزکاری محسوب می شود)


     ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:44 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در مجموعه غنی و ارزشمندِ فرهنگ عامیانه ایرانی ، مثل ها همچون نگینی بر انگشتریِ زبانزدهای مردمی می درخشد. در این جمله ها و عبارت های نغز و زیبا ، درس ها و حکمت های زندگی سازی نهفته است که آدمی می تواند با نشستن در پای این درس ها ، زندگیِ بهتر و خوش تری را برای خود و خانواده اش بسازد.
در میان موضوعات مختلفِ اخلاقی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی و ... که گستره پهناور مثل های فارسی را تشکیل می دهد ، موضوع کار و اشتغال از برجسته گی خاصی برخوردار است. مثل هایی درباره اهمیت داشتنِ حرفه و کار ، ارزش کار و کارگر ، مداومت در کار ، اتقان در کار ، شایستگی در کار ، کارهای ماندگار و بسیاری از موضوعات مربوط به کار و اشتغال و نیز آفت های احتمالی آن ، در مجموعه مثلیِ فارسی موجود است.
تلاش حکیمانِ نامور یا بی نامِ ایرانی در تبیین آموزه های ملّی و مذهبی در قالب سخن های نغز و کوتاه ، بر این امر استوار است که هم زبان ها و هم کیشان خود را به کار ، تولید و پیشرفت رهنمون شوند و کارهایی انجام دهند که نمونه و مثل باشد.
در این نوشته کوتاه ، بخشی کوچک از مثل های مرتبط با موضوع کار را فرادید قرار می دهیم:
http://jahaneghtesad.com/portal/images/stories/09-01(1).jpg
 

یک . سرمایه بودن کار
کار و اشتغال هم خود ، سرمایه و گنج است و هم وسیله رسیدن به سرمایه و گنج . اگر کار کردن نباشد هیچ رشد و پیشرفتی در زندگی انسان حاصل نمی شود. از این رو ، شکّر طبع شاعران پارسی گوی ، به مثلی سایر ، تبدیل شده است که مردم را به کار و تلاش فرا می خواند.
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار1
سرمایه جاودانی خواندن کار ، ما را به این مهم رهنمون می شود که سعادت ابدی و خوش بختی دو سرایی ما ، در گروه کار است و این سرمایه و گنج بی پایان ، با زحمت و تلاش به دست می آید چنان که در شعر سعدی که اکنون حالت مثلی دارد آمده است:
نابرده رنج ، گنج ، میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد2
در فرهنگ دینی ما نیز توجه ویژه ای به کار و داشتن حرفه شده است که نمونه هایی از آن را در برخورد پیشوایان دینی با افراد بی کار و سربار جامعه و نیز در تشویق های امامان معصوم به افراد فقیر و بی کار به کارکردن ، می توان یافت. در کلامی از پیامبر گران قدر اسلام(ص) درباره گنجِ کار آمده است : «حرفه آدمی ، گنج است».3
دو . عار نبودن کار
داشتن یک شغل و منبع درآمد برای ادامه زندگی ، ضروری است؛ امّا گاهی اوقات و تحت تأثیرِ پاره ای از شرایط ، انسان نمی تواند به شغل و حرفه مورد نظر خود دست یابد. لذا باید به شغلی پایین تر از حدّ و دانش و تخصص خود بپردازد تا به آفاتی از قبیل : دست دراز کردن پیش دیگران و سربار خانواده شدن و ابتلای به انواع فسادها و حرفه های کاذب و ... دچار نشود. این گونه کارها هیچ ننگ و عار نیست و شخص را کوچک نمی کند؛ بلکه این بی کاری است که عیب و عار است. بنا بر این ، انسان در این گونه موارد نباید خجالت بکشد و باید برای ادای حقوق خود و خانواده اش مبادرت به انجام دادن این کار نیز بکند.
البته خوب است که انسان همواره در پی دستیابی به شرایط بهتر و شغل و درآمد مناسب تر باشد. هرگاه شخصی که با وضعیتی این چنین مواجه شده و به شغلی پایین تر از شأن خود تن داده با چنین سؤالی مواجه شود که چرا این کار را انجام می دهی؟ در جواب می گوید : «کار که عار نیست».4


  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:36 PM نظرات 0 | لينک مطلب
در جامعه کنونی ما ، جوانان بسیاری هستند که با داشتن مدرک تحصیلی بالا ، بی کارند و هر روز هم در حال افزایش اند که این می تواند برای هر کشوری معضلات فرهنگی ، اجتماعی و حتی امنیتی ایجاد کند.
می گویند در حال حاضر ، هفده درصد از جوانان ما بی کارند . من هم یکی از اینها به شمار می آیم که چندی پیش برای انجام دادن کار از سوی یکی از دوستانم دعوت شدم که ...
آن روز خیلی کنجکاو شده بودم . دلم می خواست هر چه زودتر ساعت ده شود. نیم ساعت زودتر، از خانه زدم بیرون . می دانستم که قبل از او سر قرار می رسم. وقتی که رسیدم هنوز یک ربع به ده مانده بود . همان جا روی نیمکت نشستم. یک لحظه چشمم افتاد به بچه هایی که داشتند سرسره بازی می کردند . یک آن آرزو کردم که کاش من هم بچه بودم تا دیگر این مشکلات را نداشتم. یک سال بود که لیسانسم را گرفته بودم و برای پیدا کردن کار، به هر دری زدم، اما نتوانستم کاری دست و پا کنم. خیلی از دوستانم با مدرک لیسانس برای این که به نان شبشان محتاج نباشند ، توی بیمارستان ها به عنوان خدماتچی کار می کردند. به قول یکی از دوستانم من به اندازه آنها مشکل نداشتم تا تن به این طور کارها بدهم؛ چون هنوز تو هتل بابا بودم (البته با توجه به لیسانسم می گویم که این کارها شاید کسر شأن من باشد).
http://saman-tejarat.com/images/custom/p1835.jpg
 

داشتم به حرف های دوستم فکر می کردم که گفته بود یه کاری برام سراغ داره که خیلی هم باکلاسه و هم درآمد خیلی خوبی داره. برای آمدنش لحظه شماری می کردم. خیلی دوست داشتم هر چه زودتر بفهمم این کاری که می گه چیه.
توی خیال خودم غوطه ور بودم که دستی خورد به شانه ام... .
ـ سلام ، هواست کجاست؟
به خودم آمدم و گفتم : سلام... داشتم به کار باکلاسی که گفته بودی فکر می کردم... .
پرسید : لذت بخش بود ، نه؟... .
ـ خیلی ، ولی به شرطی که واقعا همچین کاری وجود داشته باشه.
ـ مطمئن باش وجود داره، این من و توییم که از دنیا بی خبریم . پاشو بریم... .
با تعجب گفتم : خوب ، همین جا برام توضیح بده ، کجا باید بریم؟
ـ نه ، این جا نمی شه ، باید برویم خانه یکی از بچه ها.
کم کم داشتم بهش شک می کردم . یعنی کاری که گفته بود، چه کاری می توانست باشه؟
یک لحظه با تردید به چهره اش نگاه کردم . پوزخندی زد و گفت : چیه ، شک کردی؟ به من اطمینان نداری؟ نترس بابا! کاری که گفته ام خلاف نیست ، تو کار مواد هم نیستم ، دزدی هم نمی خوام یادت بدم.
انگار که کاملاً ذهن من را خوانده بود ، با شنیدن این حرف ها کمی خیالم راحت شد.
بعد از کمی پیاده روی به خانه یکی از دوست های قدیمی اش رسیدیم که من هم قبلاً یکی دو بار دیده بودمش. پس از احوال پرسی و پذیرایی ، او درباره یک سیستم اینترنتی، توضیحاتی به من داد که یک نوع بازاریابی شبکه ای بود و گفت : پس از وارد شدن به این سیستم، اگر آموزش های لازم را ببینم می توانم با آنها کار کنم و درآمد خوبی هم خواهم داشت.

 ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
روند تغییر و تحولات رو به رشد جهان امروز ، با توجه به پیشرفت و توسعه سریع علوم و فنون و تنوع بسیار زیاد مشاغل و تخصصی شدن حرفه ها ، جوامع کنونی را با چالش هایی روبه رو ساخته است. مشکلات انتخاب شغل ، از قبیل : احساس نیاز به انتخاب شغل مناسب ، عدم آگاهی به چگونگی انتخاب شغل موفق ، نگرانی از موقعیّت مادی و جایگاه شغلی در آینده، ناتوانی در تشخیص شغل متناسب با استعدادها و توانایی های واقعی ، نگرانی درحدود این که آیا وقت و هزینه صرف شده برای تحصیل و آموزش در یک رشته خاص ، بازده کافی خواهد داشت یا نه نیز بر این چالش ها افزوده است.
بر اساس آمار و ارقام منتشر شده در داخل و خارج (آمارهای سازمان بین المللی کار : ILO) ، ایران در حال حاضر ، حدود 3/17 میلیون نفر نیروی کار دارد که همه آنها دارای شغل نیستند ، به طوری که بین چهارده تا پانزده درصد بی کاری در کشور وجود دارد و اگر بی کاران پنهان را هم به آن اضافه کنیم، رقمی بالاتر از رقم فعلی را نشان می دهد.
http://www.newdesign.ir/images/2009-2-12-Entrepreneurship.jpg
 

بنا بر این ، با توجه به جوان بودن هرم جمعیتی کشور و نیازی که جوانان در تصمیم گیری و انتخاب شغل مناسب با ویژگی های شخصیتی و تخصصی خود دارند ، این مبحث (انتخاب شغل) از بهترین موضوعات مربوط به جوانان در جامعه کنونی ایران به شمار می آید.
کار ، همزاد انسان
حیات آدمی از دیرباز با کار ، عجین بوده است و انسان فقط در مدّت کوتاهی از کار ، صرفا به منظور زنده نگه داشتن خود ، بهره می برده است. اما به مرور زمان و با به کارگیری هوش و استعدادهای ذاتی خویش، به ابزارسازی پرداخت و ماده و طبیعت را به خدمت خویش درآورد و به آنچه به صورت مستقیم در دسترس داشته، اکتفا نکرد و با تلاش بسیار در پی آن شد تا با استفاده از آنچه دارد به آنچه ندارد (اما نیاز به آن را احساس می کند) دست یابد. این امر ، در طول سالیان دراز ، سبب به وجود آمدن مشاغل متعدد با پیچیدگی های خاص شده است. بنا بر این ، می توان گفت : کار ، وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان در جامعه است که از ابتدای زندگی بشر، همراه او بوده است.1382


   ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:31 PM نظرات 0 | لينک مطلب

کارآفرینی، واژه ای است که ممکن است بدون توجه به مفاهیم دیگر آن «اشتغالزایی از نوع کسب و پیشه» را در اذهان ، تداعی کند. کارآفرینی به مفهوم «بر عهده گرفتن مسئولیت تولید یک شی ء یا یک خدمت» است. بر اساس لغت نامه های معتبر مدیریت و توسعه ، کارآفرین ، شخصی است که ریسک های ایجاد یک سازمان یا فعالیت اقتصادی را می پذیرد و آن را ایجاد و سازماندهی و مدیریت می کند. بیشتر کارآفرینان ، باورهایی قوی در مورد فرصت ها و عزم راسخی در قبول سطوح بالای مخاطرات دارند و از آنها برای پیگیری این فرصت ها استفاده می کنند.
توانایی در به کارگیری عوامل تولید (نیروی کار ، سرمایه ، تکنولوژی و ...) از ویژگی های کارآفرینان است. آنها با استفاده از این عوامل و استفاده از کاتالیزوری (شتاب دهنده ای) به نام خلاقیت و نوآوری ، اقدام به تولید کالا و خدمات جدید می کنند.
http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-193/images-193/193-page32.jpg
 

یک کارآفرین ، فرصت هایی را به تصویر در می آورد که سایرین هم می توانند آنها را ببینند ، ولی به آنها توجهی ندارند. چنین شخصی برای تولید کالای جدید ، از اطلاعاتی استفاده می کند که این اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد ، اما این اوست که با تیزبینی و درایتش دست به اقدام و کارآفرینی می زند.
یک کارآفرین ، اصولاً نیازی جدید را می بیند و سپس نیروی انسانی ، سرمایه ، تکنولوژی و تمام منابع و تجهیزات لازم را برای تأمین این نیاز ، بسیج می کند.
با توجه به تعاریف بالا می توان نتیجه گرفت که قلمرو کارآفرینی ، تنها به حوزه کسب و کار محدود نمی شود ، اگر چه امروزه مفهوم آن بیشتر در این حوزه و در بعد اقتصادی مطرح است. تشریح عمیق مفهوم کارآفرینی (به طوری که بتواند تمامی معانی آن را در بر گیرد) دشوار است ، اما به طور خلاصه می توان گفت : «کارآفرین ، فردی است که ارزشی را در جامعه خلق کند». این ارزش ، ممکن است مادی یا معنوی باشد. در تعریفی دیگر ، «کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک (اغلب مالی) را دارد و می تواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند». به همین دلیل ، یکی از عمده ترین تفاوت های مخترعان و کارآفرینان را می توان در همین گسترش و اقتصادی کردن ایده های آنها دانست. به این معنا که یک فرد مخترع ، قادر است یک ایده و فکر را به مرحله اجرا درآورد ، ولی ممکن است توانایی ارائه آن را به بازار نداشته باشد و نتواند آن را به یک طرح تجاری سودآور تبدیل نماید. به همین خاطر ، اغلب ابداعات و نوآوری های مخترعان ، در همان چاردیواری محل کارشان می ماند و هیچ گاه راهی به بازار پیدا نمی کند.
کارآفرینان ، چه ویژگی هایی دارند؟
پژوهشگران کوشیده اید نگرش ها ، مهارت ها و شخصیت افراد کارآفرین، را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و نیز شرایطی را که موجب تشویق و تقویت کارآفرینان می شود ، بررسی کنند . نتیجه این پژوهش ها نشان می دهد که عوامل اجتماعی و روانی بسیاری در شکل گیری شخصیت افراد کارآفرین، نقش دارند که در ادامه به بعضی از آنها اشاره می شود:
شاید نخستین و مطمئن ترین تئوری درباره ریشه های روانی کارآفرینان در دهه 1960 م ، به وسیله دیوید مک کلند ارائه شده باشد. او دریافت، افرادی که خط مشی خود را بر کارآفرینی می گذارند ، بیش از حد ، جاه طلب و در پی ترقی و پیشرفت دائمی ، یا بسیار بلند پرواز هستند و از نظر روانی، این احساس را دارند که همواره باید به موفقیت های بزرگی دست یابند. اینان برای رسیدن به پیشرفت و ترقی ، این احساس را هم در خود می بینند که دست به خطر بزنند ، اما این خطرها باید معقول باشد. خطرهای سنگین ، آنها را وادار می کند که تلاش بیشتری بنمایند. او همچنین دریافت، جوامعی که در صدد پیشرفت و ترقی هستند ، درصد بیشتری کارآفرین را پرورش می دهند.
 

  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 3:28 PM نظرات 0 | لينک مطلب
شغل به عنوان فعالیتی چند جانبه در سنین جوانی ، به یکی از دغدغه های امروز جامعه تبدیل شده است.
عموم افراد در سنین جوانی و بعد از فراغت تحصیلات مقدماتی ، به دلیل رسیدن به سن استقلال ، در پی کسب درآمد از راه های مختلف هستند که به این امر ، اشتغال گوییم.
بنا به گفته کارشناسان ، شغل علاوه به انجام دادن فعالیتی که موجب کسب درآمد برای افراد می شود ، تأثیرهای مهمی بر زندگی نیز آنان می گذارد. شغل از یک سو به فرد امکان حضور در اجتماع و کسب شخصیت اجتماعی می دهد و به رشد فرهنگی و اجتماعی او کمک می کند و از سوی دیگر ، به فرد ، استقلال مالی و شخصیتی می دهد ، به طوری که به صورت جداگانه از افراد دیگر ، می تواند به برخی امور دلخواه خود بپردازد.
شغل از نگاهی دیگر به دلیل درگیر کردن زمان خاص و به نسبت زیادی از فرد ، امکان انجام دادن برخی فعالیت ها را به او نمی دهد و فرد برای کنار آمدن با این جریان ، مجبور است برای زمان های خود برنامه ریزی کند تا بتواند به دیگر فعالیت های مورد علاقه اش نیز بپردازد.
در این شماره ، بنا به موضوع اشتغال ، سعی کردیم تا با تعدادی از جوانان گفتگویی داشته باشیم و نظر آنان را در مورد وضعیت اشتغال فعلی در جامعه ایران در کنار بررسی ایده آل هایشان جویا شویم.
http://www.ido.ir/myhtml/article/1385/m05/13850521011.jpg
 

شغل مورد علاقه
فاطمه مسلمی ، 22 ساله ، شغل را فعالیتی می داند که برای او درآمد داشته باشد و در عین حال ، با روحیه اش تناسب داشته باشد. او از فیلم نامه نویسی به عنوان شعل ایده آلش یاد می کند ، در حالی که رشته تحصیلی او علوم اجتماعی با گرایش تعاون و رفاه است.
برای او ادامه تحصیل ، بر کار ارجحیت ندارد و دوست دارد هر دو را هم زمان انجام دهد و خود را در 30 سالگی ، یک خانم خانه دار که به کار فیلم نامه نویسی هم مشغول است ، تصور می کند.
او می گوید : «در حال حاضر ، تعداد بسیار کمی از دوستانم شغل مورد علاقه شان را پیدا کرده اند و بقیه اصلاً شغلی ندارند. به عقیده من شاید در زمانه ما ده درصد از جوانان ، شغل مورد نظرشان را پیدا می کنند و فکر نمی کنم این آمار ، تا ده سال دیگر هم تفاوت کند» .
در ایران ، کار ، یک فرصت است
مریم احمدی ، 22 ساله ، شغل را به معنای کاری می داند که باید بر اساس تخصص در مکانی خاص انجام داد که می تواند این شغل بر اساس رشته تحصیلی باشد.
او فارغ التحصیل رشته علوم اجتماعی با گرایش پژوهشگری از دانشگاه تهران است و از معلمی به عنوان کار مورد علاقه اش یاد می کند. او در عین حال به انجام دادن کارهای پژوهشی و کارهای هنری کامپیوتری نیز علاقه دارد ، اما معتقد است که در ایران هیچ رابطه ای بین رشته تحصیلی و اشتغال افراد وجود ندارد ؛ زیرا از ابتدا شخص در رشته مورد علاقه اش قبول نمی شود و پس از آن هم فعالیتی را که دوست دارد انجام نمی دهد.

  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در پنج شنبه 26 فروردین 1389  ساعت 11:38 PM نظرات 1 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net