ظرفیت‌های عظیم مادی و معنوی ایران اسلامی فرصت‌های مناسبی را در مقابل نظام اسلامی قرار داده است تا متکی بر اقتضائات و یافته‌های علمی و صنعتی بشر امروزی بتواند با گام‌های بلندتر و با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌های نرفته را بپیماید و به هدف‌های بزرگ نظام نائل شود و این حقیقتی است که نامگذاری سال 1389 با نام «همت مضاعف»، «کار مضاعف» را متعین ساخته است. نکته‌ای که پیشینه انقلابی و اسلامی مردم ایران نیز گواه صادقی بر آن است، چرا که نگاهی به گذشته و به‌ویژه روزهای پرشور آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بیانگر این است که تحقق پیروزی انقلاب و پیروزی در جنگ تحمیلی مرهون تجلی این روحیات در مردم ایران بود. آن زمان که رزمندگان در دفاع مقدس بدون هیچ چشم‌داشت با جهاد شبانه‌روزی خود در سنگر دفاع از نظام و توده‌های مردم نیز در پشت جبهه یا در سنگر جهاد سازندگی جلوه‌هایی از «همت مضاعف» و «کار مضاعف» را عینیت بخشیدند و اکنون نیز که نظام اسلامی در سال‌های آغازین دهه چهارم عمر خود، روحیات و ارزش‌های انقلاب اسلامی را احیا کرده است، تجلی آن روحیات تحقق آرمان‌های نظام را امکان‌پذیر‌تر می‌کند.
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/32758.jpg
اما متناسب با شرایط و تحولات کنونی، تحقق عملی شعار سال الزامات خاص خود را داراست که در این مقال به بخشی از آن پرداخته می‌شود:
الف: توجه عملی به جای تکیه بر شعارها و کار تبلیغی صرف
اگرچه فرهنگ‌سازی و ایجاد گفتمان فراگیر برای تحقق عملی شعارها از ضرورت‌های اولیه برای ایجاد بسیج همگانی است اما یکی از آفت‌های انتخاب شعار سال در سال‌های گذشته اکتفای مسؤولان اجرایی به کارهای تبلیغاتی و برگزاری همایش و عدم تحرک جدی در عرصه اقدام بوده است.
که این با مطالبه رهبر معظم انقلاب از مسؤولان اجرایی کشور همخوانی ندارد. مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود می‌فرمایند: به امید اینکه در بخش‌های مختلف، بخش‌های اقتصادی، بخش‌های فرهنگی، بخش‌های سیاسی، بخش‌های عمرانی، بخش‌های اجتماعی، در همه عرصه‌ها، مسؤولان کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گام‌های بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌های نرفته را بپیمایند و به هدف‌های بزرگ خود ان‌شاءالله نزدیک‌تر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.»
ب: برنامه‌ریزی و تولید فکر مبتنی بر مبانی و اصول نظام اسلامی
چشم‌انداز 20ساله نظام اسلامی و اهداف مطروحه در دهه پیشرفت و عدالت، مبنای روشنی برای برنامه‌ریزی مسؤولان اجرایی برای تحقق مطالبات رهبری است. عدم توجه به این اهداف بلند نظام سبب می‌شود که تلاش‌های مسؤولان اجرایی در بخش‌های مختلف نتایج مورد انتظار را به دنبال نداشته باشد

  ادامه مطلب

 



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در چهارشنبه 25 فروردین 1389  ساعت 3:45 PM نظرات 0 | لينک مطلب
يكي از سنت هاي نيكو و پسنديده اي كه در چند سال اخير هم زمان با آغاز سال جديد در كشور به جريان مي يابد. نامگذاري سال جديد با عنوان و موضوعي خاص مي باشد .

به گونه اي كه اين عنوان و موضوع از يك سو نشان دهنده دغدغه هاي مسئولان نظام در سال جديد نسبت به موضوع تعيين شده و از سوي ديگر ترسيم كننده و نقشه راه حركت هاي اجرايي و نيز استراتژي و راهبردهاي كلان در دستيابي به اهداف عاليه هدف گذاري شده مي باشد.

در اين راستا، امسال هم چون سنوات گذشته و در ادامه سريان اين سنت حسنه، از سوي رهبرمعظم انقلاب اسلامي سال كار مضاعف و همت مضاعف تعيين شده است. اگر نگاهي دقيق و موشكافانه در چرايي انتخاب اين عنوان از سوي معظم له داشته باشيم در خواهيم يافت كه چنين راهبردي با توجه به وضعيت و شرايط موجود (به خصوص بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته) بسيار پر معنا،لازم و ضروري به نظر مي رسد و حاكي از تدقيق و ظرافت نظر به همراه بودن با دلايلي كاملاً منطقي در انتخاب اين عنوان براي سال جديد بوده است.

با اين مقدمه، در اين مقال بر آنيم تا 22 راهكار و شيوه هاي عملياتي و اجرايي كردن اين عنوان را در حد توان و وسع فكري با هدف توسيع و بسط اين نگاه در تمامي حوزه ها به خصوص حوزه فرهنگي و تبيين دقيق تر و علمي تر موضوع، پيشنهاد نموده و گامي هرچند كوچك را در اين مسير تعيين شده در سال جاري
برداريم:
http://i16.tinypic.com/5x6t7oo.jpg

1- احياي فرهنگ غني كار و تلاش و همت:
بهره گيري هوشمندانه از ظرافت ها و ارزش هاي فرهنگ عمومي جامعه كه ريشه اي عميق و دراز در فرهنگ مردم دارد، استفاده از اين موقعيت طلايي مي تواند روزنه و دريچه اي به سوي جامعه اي پويا و پيشرفته را در پيش روي ما قرار دهد. اگر نگاهي به فرهنگ عمومي جامعه ما از دير باز داشته باشيم
كار، تلاش و همت، هم واره درميان ايرانيان از ايران باستان گرفته تا به حال از جايگاه ويژه و والايي برخوردار بوده است. وجود تمدن بزرگ ايران با سبقه اي طولاني و با غناي بسيار بالاي فرهنگي، تاريخي و علمي حكايت از كار و تلاش اجداد و گذشتگان پر افتخار اين مرزو بوم دارد. قائل شدن جايگاه ويژه براي اين امر مهم حيات بشري موجب شده است تا فرهنگ كار و همت بلند مردان و زنان ايران زمين، خميرمايه بسياري از عناصر ادبي همچون شعر، ضرب المثل و حكايت و ... بزرگان علم و ادب و حكمت ميهن عزيز ما از دوران گذشته تا به حال گردد و بسياري از گفتارهاي ادبي به كار رفته نشان و نماد شأن و جايگاه ويژه كار و همت بوده است:

الف- در ارتباط با همت:
همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند
مرغ را پر مي برد تا آشيان پر مردم همت است اين را بدان (مولانا)
مرد همت نه مرد تهمت باش چو پيمبر نه اي زامت باش (ناصر خسرو)
هر كه همت او از دنيا قاصر باشد حسرت او به وقت مفارقت اندك بود(كليله ودمنه)
هر كه راه يك ذره همت داد دست كرد او خورشيد را ز آن ذره پست (عطار)
قدر همت باشد آن جهد دعا ليس الانسان الا ما سعي (مولوي)
چو همت است چه حاجت به گرز مغفر كوب چو دولت است چه حاجت به تير جوشن خاي؟(سعدي)
همت عالي زفلك بگذرد مرد به همت ز ملك بگذرد ( خواجوي كرماني)

ب- در خصوص كار:
برو كار مي كن مگو چيست كار كه سرمايه جاوداني است كار
نابرده رنج گنچ ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
علم با كار سودمند بود علم بي كار پاي بند بود (سنايي)
كار امروز تو چو ساخته نيست كار فردا چگونه خواهي ساخت (اديب صابر)
گفت پر كرد پادشاه اين كار كار پر كرده كي بود دشوار (نظامي گنجوي)
كار در مملكت حسن فروشان به زر است (كاتبي)
حكم خدا چو شوي كار بند فتح بيابي نشود كار بند (محمد پاشاه)
نشان داري كه گل از خار خيزد بكن كاري كه كار از كار خيزد (ناصر خسرو)
كار امروز را به فردا افكندن از كاهلي تن است (تاريخ بيهقي)
كار جوهر مرد را زياد ميكند كار جهان بگذرد فسانه بماند (رفيع الدين لذباني)
بحث احياي فرهنگ كار به عنوان راه كار جدي با هدف به روز رساني و نهادينه سازي توأم با و نيز ترويج و بسط آموزه هاي ناب فرهنگي و كهن اين مرزو بوم در حال حاضر به معناي ناديده انگاشتن و خلاء حضور اين فرهنگ در بين جامعه فعلي نمي باشدبلكه تنها هدف از طرح بحث غنابخشي و استحكام و پرمغز نمودن مطالب و محتواهاي نوين و نو ارائه شده به جامعه براي پذيرش و مقبوليت بيشتر در بين تمام لايه ها و سطوح فعلي جامعه ما مي باشد. پر واضح است كه در ارائه بحث و تهيه مطالب هر چه از سبقه ديرينه و پيشينه دانش و اطلاعات گذشتگان و ادوار گذشته بهره گيري شود زمينه غناي فكري و قوام و بسط بيش از
پيش آن فراهم تر و مقبوليت عام آن افزونتر خواهد شد

  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 12:20 PM نظرات 0 | لينک مطلب
ما پیام عید رهبر را چو مصحف می كنیم
مثل دستورالعمل همواره مصرف می كنیم
كوری چشم سران فتنه و بیگانگان
چشم آقا ، كار و همت را مضاعف می كنیم

*********

ای رهبرا كلام تو حجت ز مصحف است!
هركس به قدر وسع توانش موظف است
امید آن كه ، یوسف زهرا كند ظهور!
امسال سال همت و كار مضاعف است!
 
********* 
 
خیزید كه ایثار مضاعف بكنیم!
عید آمده دیدار مضاعف بكنیم
با عزم قوی ، ضعف به دل ره ندهیم
با همت خود كار مضاعف بكنیم
 


*********

من مضاعف می كنم كار و تلاش
بهر كسب علم و ایمان و معاش
در مسیر اقتدار كشورم
این بلندای عدالت پرورم
سرزمین داستان راستان
تا نگین حلقه های باستان
تا قیامت نامدار و منجلی
تحت امر رهبرم سید علی 
 
********* 
 
در راه تو حرکتم مضاعف باشد
با یاد تو برکتم مضاعف باشد
ای سید ما امر تو بر روی دو چشم
با عشق تو همتم مضاعف باشد

ادامه مطلب
  


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 12:06 PM نظرات 0 | لينک مطلب
خداى تعالى هم به عدالت امر فرموده است و هم به احسان ، در حالى كه عدالت تنها وسيله نجات و در تجارت به منزله درستى سرمايه است . اما احسان باعث رستگارى و رسيدن به سعادت است و نسبت به تجارت به منزله سود است ، و كسى كه در معاملات دنيا به سرمايه قناعت كند، از عقلا شمرده نمى شود؛ همين طور در معاملات اخروى . از اين رو براى شخص ديندار سزاوار نيست كه بر عدالت و اجتناب از ظلم و جور بسنده كند و راه هاى احسان را ترك گويد، در حالى كه خداى تعالى فرموده است : (( و احسن كما احسن اللّه اليك . )) (58)و نيز فرموده است : (( ان اللّه ياءمر بالعدل و الاحسان )) (59).
http://donya-e-eqtesad.com/News/1571/09-01.jpg
و باز مى فرمايد: (( ان رحمة اللّه قريب من المحسنين ((ع (60). مقصود ما از احسان ، انجام دادن عملى است كه باعث منفعت طرف معامله باشد در حالى كه آن كار واجب نبوده ، بلكه از راه لطف انجام شده است ، زيرا كه واجب در باب عدالت و ترك ظلم وارد است كه ما گفتيم ، و شخص با يكى از شش كار ذيل به مقام احسان مى رسد:
اول ، در مغبون ساختن يكديگر، شايسته آن است كه بيش از حد معمول طرف معامله را مغبون نكند؛ اما اصل مغبون ساختن مجاز است ، زيرا بيع براى منفعت است و منفعت جز با مغبون كردن اندكى امكان ندارد ولى بايد حد تقريبى آن رعايت شود؛ زيرا مشترى وقتى بيش از سود معمول مى پردازد يا به دليل علاقه زياد او به آن جنس است و يا به خاطر نياز فراوان او به آن در آن لحظه . در هر صورت شايسته است كه از قبول آن مبلغ زايد خوددارى شود و اين از جمله موارد احسان است و هرگاه كتمان حقيقت نباشد، دريافت سود بيش از حد معمول ، ظلم نخواهد بود. بعضى از علما بر اين عقيده اند كه مبلغ غبن اگر بيش از يك سوم بهاى جنس ‍ باشد مستلزم خيار فسخ مى شود، البته ما اين را قبول نداريم ، ليكن شرط احسان آن است كه غبن را از آن حد تنزل دهد. نقل مى كنند كه يونس بن عبيد، لباسهاى فروشى با نرخهاى متفاوتى داشت ، هر كدام را چهار صد درهم نرخ گذاشته بود در صورتى كه نرخ نوعى از آنها دويست درهم بود؛ خودش به نماز رفت و برادرزاده اش ‍ را در مغازه گذاشت مرد باديه نشينى آمد يك لباس به چهارصد درهم خواست و او يكى از لباسهاى دويست درهمى را عرضه كرد اعرابى آن را پسنديد و خريد و با خود برد؛ همين طور كه لباس در دستش داشت و مى رفت ، يونس با او روبرو شد، و لباس را شناخت پرسيد: چند خريدى ؟ گفت : چهارصد درهم ، گفت : بيشتر از دويست درهم نمى ارزد، برگرد تا بقيه پولت را پس بگيرى ؛ او گفت : اين لباس در ديار ما به پانصد درهم مى ارزد و من راضى ام . يونس گفت : برگرد، كه خيرخواهى در راه دين بهتر از تمام موجودى دنياست . سپس او را به مغازه برگرداند و دويست درهم را به او پس داد و برادرزاده اش را سرزنش كرد و گفت : آيا خجالت نكشيدى ؟! آيا از خدا نترسيدى كه چنين استفاده اى را ببرى و خيرخواهى مسلمانان را ترك كنى ؟! او گفت : به خدا سوگند ناراضى نشد نخريد. يونس گفت : تو چرا براى او نپسنديدى آنچه را خودت مى پسندى ؟. در اين قبيل موارد اگر پنهان داشتن نرخ و كتمان حقيقت در ميان باشد، از باب ظلم بر ديگران است كه قبلا بحث آن گذشت .
در حديث آمده است : (( فريب دادن كسى كه در قيمت جنس به فروشنده اعتماد مى كند، حرام است )) ؛(61) زبير بن عدى مى گفت : (( من هيجده تن از صحابه را درك كردم كه هيچكدام از آنها دوست نداشت كه گوشتى را به درهمى بخرد. بنابراين گول زدن چنين كسانى كه اعتماد مى كنند حرام است

  ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 12:02 PM نظرات 0 | لينک مطلب

خيارات

در بيع ، خياراتى به شرح زير ثابت است : خيار مجلس تا وقتى كه دو طرف معامله از هم جدا نشده اند؛ خيار حيوان كه براى مشترى تا سه روز و به قول بعضى براى طرفين تا سه روز حق فسخ معامله است ؛ خيار شرط براى كسى كه طرفين تا مدت معينى براى او چنين حقى را شرط كرده اند؛ خيار عيب در مورد نقص و يا زيادى در چيزى روى جريان طبيعى ؛ خيار رؤ يت در كالايى بر خلاف آنچه تعريف شده ؛ خيار غبن ، به مقدارى كه بيش از حد معمول گول بخورند و خيار تاءخير بعد از سه روز در صورتى كه ثمن و مثمن را تسليم نكرده باشد و شرط تاءخير در ميان نباشد و در مورد كالايى كه اگر شب مانده شود فاسد مى شود، يك روز نگذشته باشد. چهار مورد اول به وسيله ايجاب و اسقاط و تصرف ساقط مى شود و چهارمى نيز يعنى خيار عيب با حدوث عيبى پس از دريافت كالا از بين مى رود، زيرا عيب جديد مانع از رد كالا به سبب عيب سابق مى شود و فقط تفاوت قيمت (ارش ) ثابت مى شود؛ و اگر عيب حامله بودن كنيز و تصرف به وطى باشد، مانع از رد نمى شود، به طورى كه در اخبار صحيحه رسيده است . در اين صورت معامله يعنى كنيز را بر مى گرداند و به همراه او يك دوم از عشر قيمت آن را نيز پس مى دهد.(51) اما خيار پنجمى يعنى خيار رؤ يت با اسقاط از بين نمى رود و خيار ششم يعنى خيار غبن با تصرف ساقط نمى شود تا وقتى كه از ملك او خارج نشده است و يا مانعى از رد مبيع باشد، مانند باردار ساختن در مورد كنيز؛ اين دو نوع از خيارات به دلايل ديگر (غير از اين دو مورد) ساقط مى شود؛ و نماء در زمان خيار - هر چند كه عقد خود به خود فسخ شود - مال مشترى است . اما تلف شدن كالا بدون تفريط، مربوط به كسى است كه خيار ندارد و اگر هر دو خيار داشتند مربوط به مشترى است و تلف پيش از قبض به طور مطلق مربوط به فروشنده است .
http://www.seemorgh.com/images/301.jpg

ربا و تحريم آن

غزالى گويد :
(( عقد دوم ، رياست كه خداى تعالى آن را حرام كرده است و كار را در آن باره سخت گرفته است . بر صرافانى كه طلا و نقره خريد و فروش مى كنند و بر كسانى كه خوردنيها را مبادله و داد و ستد مى كنند واجب است كه از ربا دورى كنند، زيرا جز در نقد و خوراكى ربا نيست .))
مى گويم :
ربا از نظر اهل بيت (ع ) در هر مكيل و موزونى جريان دارد؛ چه خوراكى باشد چه غير خوراكى و چه نقد باشد و چه غير نقد و در چيزهاى قابل شمارش علماى ما اختلاف نظر دارند، و اجتناب از آن بهتر است .
در حديث صحيح از امام صادق (ع ) نقل شده است كه فرمود: (( يك درهم رباخوارى بدتر از هفتاد بار زنا كردن است كه تمام آنها با محارم باشد.)) (52) ربا در داد و ستد چيزهايى كه از نظر جنسيت همسان باشند با مقدار زايدى در يك طرف ثابت مى شود و اين زيادى يا از عين جنس است مانند معامله يك من گندم به يك من و نيم و يا در حكم آن است مانند خريد و فروش يك من نقد به يك من مدت دار، و به سبب اختلاف در اوصاف عرضى ، اختلاف در جنس پيدا نمى شود. بنابراين ، گندم و آرد گندم يك جنس است و خرما و شيره خرما نيز يكى ؛ انگور و كشمش يك جنس و شير و دوغ و فله نيز يك جنس است ؛ و بالاخره مرغوب يك جنس يا نامرغوب آن يكى است ، ميوه درخت خرما و همچنين ميوه تاك هر كدام يك جنس است ، اما گوشتها با اختلاف نام حيوانات مختلف است و همچنين شير هر حيوانى با حيوان ديگر متفاوت است . بنابراين گوشت گاو و گاوميش يكى است ، اما گوشت گاو از گوسفند متفاوت است و همچنين شير و انواع سركه تابع اصل خود مى باشد اما گندم و جو از نظر علماى شيعه - به دليل اخبار زيادى كه از اهل بيت (ع ) درباره عدم جواز زيادت در آنها رسيده - يك جنس است و گويى اين دو از حكم كليه كالاهايى كه داراى جنس متفاوت هستند، خارجند اگر مقدار يكى از دو عوض همجنس نامعلوم باشد معامله ربا خواهد بود؛ همچنين اگر يكى از آنها تر و ديگرى خشك باشد؛ چه يكى از ديگرى هيچ اختلاف نظرى نيست هر چند كه زيادت مربوط به آن طرفى باشد كه تر است به دليل نامعين بودن مقدارش رياست و اما در صورت برابر بودن دو طرف ، به دليل اخبار صحيحه اى كه درباره ممنوعيت معامله خرماى تازه با خرماى خشك رسيده است (53) به اين جهت كه اگر خرماى تازه بخشكد وزنش كم مى شود و بعضى از علماى شيعه اين احاديث را مخصوص ‍ موردى دانسته اند كه اخبار در آن مورد صادر شده است و در غير خرماى تازه و خشك ، تساوى را در مثل انگور و كشمش و گندم تر را به خشك و نظير اينها، جايز شمرده اند كه اين نظريه قابل توجه نيست ، زيرا علت حكم بصراحت بيان شده است . بنابراين حكم كليت دارد و به موارد ديگر سرايت پيدا مى كند و پيروى از آنچه به صورت عادت معمول شده از قبيل گرههاى كاه و كاه ريزه هاى موجود در گندم اشكالى ندارد.


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 11:41 AM نظرات 0 | لينک مطلب
سپاس خداى را؛ او را سپاس مى گوييم همچون سپاس گفتن انسان موحد كه در توحيد او جز پادشاه حقيقى ، همه چيز محو و متلاشى است و او را به بزرگى مى ستاييم همچون ستايش كسى كه بوضوح مى گويد: همه چيز بجز خداى تعالى بيهوده و پوچ است و باكى هم ندارد؛ براستى كه تمام موجودات آسمانها و زمين هرگز مگس و پروانه اى را نيافريده اند هر چند كه همه با هم براى چنين كارى هم دست شوند و او را سپاس مى گوييم ، زيرا كه او آسمان را چون سقفى براى بندگانش برافراشته و زمين چون بساط و فرشى براى ايشان مهيا كرده است و شب را بر روز پوشانده ، پس شب را پوشش و روز را وسيله زندگى قرار داده است تا در جستجوى احسان او پراكنده شوند و براى رفع نيازها به پاخيزند؛ و بر پيامبر خدا (ص ) كه مؤ منان با لب تشنه بر حوض (كوثر) او وارد مى شوند و سيراب از آن خارج مى گردند و بر خاندان و اصحابش درود مى فرستيم ، آن اصحابى كه در راه نصرت دين وى كمر بسته بودند و هيچ گاه اظهار گرفتگى و خستگى نكردند و سلام فراوان ابلاغ مى كنيم .
http://training.nigc.ir/images/FE/1ED7598A98DC4A674B5CA7.jpg
بارى خداوند يكتاى بخشنده ، رب الارباب و مسبب اسباب ، آخرت را سراى پاداش و كيفر و دنيا را سراى اندوه و دلهره و كوشش و اكتساب قرار داده است و تلاش و كوشش در دنيا محدود به معاد بدون معاش نيست بلكه معاش وسيله و كمكى است براى معاد. بنابراين دنيا كشتزار آخرت و راه رسيدن به معاد است . در اين مورد مردم سه دسته اند:
1 - فردى كه معاش او را از معادش بازداشته و او از جمله هالكان است .
2 - كسى كه معادش او را از معاش بازداشته و او از جمله سبقت گيرندگان و رستگاران است .
3 - كسى كه به اعتدال نزديكتر است ؛ چنين شخصى به امر معاش به خاطر معادش ‍ مشغول شده و از جمله مقتصدان است و هرگز به مقام و مرتبه اقتصاد نمى رسد كسى كه در كسب معاش راه صحيح را نپيمايد و ملازم تقوا نباشد و تا وقتى كه در كسب معيشت مؤ دب به آداب شريعت نباشد، هرگز از راه طلب دنيا نمى تواند وسيله اى براى آخرت فراهم كند.
اينك آداب تجارت و صنعت و انواع كسب و راه و روش اشتغال به كار مطرح مى كنيم و در پنج باب آنها را شرح مى دهيم : باب اول در فضيلت كسب و تشويق به آن . باب دوم درباره علم و آگاهى به درستى خريد و فروش و معاملات . باب سوم راجع به بيان عدالت در معامله . باب چهارم راجع به بيان احسان در معامله . باب پنجم درباره دلسوزى بازرگان نسبت به دينش

  ادامه مطلب



 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 11:38 AM نظرات 0 | لينک مطلب
بحث وجدان كاري و تعهد سازماني كاركنان از جمله مباحثي است كه همواره مورد توجه صاحب‌نظران و مديران بوده و شكل‌گيري آن نيازمند توجه به مؤلفه‌هاي متفاوت است. محور و چارچوب اصلي وجدان كاري سه مؤلفه فرد، كار و مديريت را در بر مي‌گيرد.مشاهدات روزمره ما از خودمان بيانگر اين واقعيت است كه متأسفانه ما به‌طور كلي آنچنان كه بايد وشايد و يا حداقل به حدي كه جامعه ما نياز دارد، مفيد كار نمي‌كنيم. همه مي‌دانيم كه ما از جهات متعددي در مقايسه با كشورهاي پيشرفته دنيا در وضعيت خوبي قرار نداريم وبه همين دليل بايد حتي بيشتر از آنها كار كنيم.
با وجود اين ميزان تلاش و فعاليت ما به حدي نيست كه حتي در آينده نزديك ما را در چنين مقايسه‌اي راضي و سر بلند كند، پس چه بايد كرد ؟ چطور مي‌توانيم كار بيشتر و بهتري را انجام دهيم ؟ چگونه مي‌توانيم وجدان كاري داشته باشيم ؟
وجدان كاري را مي‌توان چنين تعريف كرد: «عاملي كه سبب مي‌شود فرد بدون وجود هيچ كنترل خارجي و به‌دنبال انگيزه‌اي دروني كارش را به‌نحواحسن انجام دهد». يا ممكن است بگوييم «وجدان‌كاري عاملي است كه موجب مي‌شود فرد صرف‌نظر از هر گونه تشويق يا تنبيهي كارش را به بهترين صورت ممكن انجام دهد». با اين تعاريف مي‌توان اظهار داشت: وجدان كاري به سه عامل فرد، كار و مديريت ارتباط دارد؛ يعني اينكه چه كسي،‌ چه كاري را تحت چه شرايط يا مديريتي انجام مي‌دهد، مبين ميزان تلاشي است كه وي صرف كار خود مي‌كند.
http://banki.ir/blogs/shahab/files/2009/05/men-women-symbol1.jpg
براي توضيح تركيب فوق لازم است كه ابتدا اين سه عامل مستقلا مورد بحث قرار ‌گيرد:

الف- فرد

از نظر مديريت آنچه در رابطه با فرد به‌عنوان يك نيروي كار در محل سازمان مورد توجه است نخست جنبه تكنيكي يا فني و دوم جنبه انساني آن است كه توجه به هر دو جنبه از اهميت زيادي برخوردار است. هر كسي براساس شرح وظايف معين به كاري گمارده مي‌شود كه اگر اين انتخاب براساس تخصص و يا شايستگي فني وي انجام بگيرد طبعا مي‌توان انتظار داشت كه با توانايي فني، وظايف خود را به خوبي ايفا كند.
با اين‌حال داشتن توانايي در كاري معين، الزاما به معناي انجام دادن آن نيست زيرا عامل انساني و مختصات ويژه فرد در تعامل با شايستگي فني او قرار مي‌گيرد و تاثير و تاثر متقابلي ايجاد مي‌كند به‌نحوي كه اگر جنبه‌هاي انساني فرد در طول جنبه‌هاي فني وي بوده باشد و بالعكس، اين دو عامل مويد يكديگر خواهند بود و در غيراين‌صورت هر كدام مانعي براي ديگري ايجاد خواهد كرد.
به‌طور خلاصه در ارتباط با عامل فرد، مي‌توان گفت كه كارمندي، وظايف شغلي خود را بهتر و بيشتر و حتي بدون وجود سر پرستي نزديك انجام خواهد داد كه اين كار از ويژگي‌هاي زير برخوردار باشد:
1 - در رفع نيازهاي او با توجه به تنوع و اولويت آنها مفيد افتد.
2 - مورد علاقه و دلخواه او باشد و با آرزوها، اميال و اهداف وي همخواني پيدا كند.
3 - نتايج حاصل از كار در ارتباط با ميزان تلاش و فعاليت وي در مقايسه با ديگران رضايت شغلي او را فراهم آورد.
4 - با مختصات شخصيت وي سازگار باشد.
5 - موافق و مطابق عقايد و افكار و باورهاي او بوده باشد

   ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در سه شنبه 24 فروردین 1389  ساعت 11:33 AM نظرات 0 | لينک مطلب

رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود سال جديد را سال همت مضاعف ، كار مضاعف نامگذاري و ابراز اميدواري كردند ، ملت بزرگ ايران و مسئولان كشور با توكل به خداي متعال و تقويت مضاعف علم و ايمان ، در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي، عمراني و اجتماعي گام‌هاي بلندتري بردارند و با پيمودن راه‌هاي نو، ايران اسلامي را به قله‌هاي بلند پيشرفت و عدالت نزديك تر كنند.

نكاتي چند در نامگذاري سال جديد وجود دارد كه توجه به آنها ضروري است، مقدم دانستن همت بر كار نشان از اولويت آن است. همت به معناي اراده و آرزو، خواهش و عزم، قصد كردن، خواستن و ... است به طوري كه در اشعار متعددي اين مفهوم ساري و جاري است:

همت او بر فلك ز فلخ بنا كرد / بر سر ايوان فكند بن پي ايوان

همت ام بدرقه راه كن‌اي طاير قدس / كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم 

بر سر تربت ما چون گذري همت خواه / كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود

http://media.farsnews.com/Media/8901/ImageNews/890101/7_890101_L600.jpg

از واژه همت در آيه بيست و چهارم سوره يوسف عليه السلام استفاده شده است كه به تفسير آيت الله جوادي آملي:

آن زن مصري همت گماشت و همتش در حد تعقيب يوسف به فعليت رسيد،ولي يوسف صديق نه تنها مرتكب حرام نشد و نيز مقدمات حرام را فراهم نساخت بلكه قصد و همت و خيال گناه نكرد زيرا او را برهان رب ديد.

همت و اراده در انجام كارها را مي‌توان به عنوان موتور محرك سازمان‌ها و كاركنان اداره‌ها دانست. هركه را يك ذره همت داد دست؟ كرد او خورشيد را زآن ذره پست و همچنين همت بلند دار كه مردان روزگار؟ از همت بلند به جايي رسيده اند.

در حالي كه جمهوري اسلامي ايران در مسير سند چشم انداز بيست ساله قدم بر مي دارد، در ابتداي اين سند آمده است: با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملي و كوشش برنامه ريزي شده و مدبرانه جمعي و در مسير تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسي ، در چشم انداز بيست ساله، ايران كشوري است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي علمي و فناوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي ، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل .

 ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در دوشنبه 23 فروردین 1389  ساعت 11:45 PM نظرات 1 | لينک مطلب

امسال نیز مقام معظم رهبری طی سخنانی ضمن تبریک سال نو و برشمردن درسهای سال قبل، به نام گذاری سال جدید اقدام کردند:

براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم تر و پرتلاش تر كنيم. من امسال را به عنوان سال « همت مضاعف و كار مضاعف » نامگذارى مي‌كنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.

http://4.bp.blogspot.com/_4Kqzc-TZsz4/SsRw-RbEALI/AAAAAAAAAMM/ID86n4Ill78/s320/rooyesh.jpg

حال پس از این پیام این سوال در ذهن متبادر می شود که همت مضاعف و کار مضاف در چه کاری؟ منظور دقیق مقام معظم رهبری چیست؟ کار و همت مضاعف چه چیزی هست؟ قبل از این که بتوانیم به این پرسش پاسخ دهیم باید به سوال متضاد آن جواب بدهیم که کار و همت مضاعف چه چیزی نیست؟

« همت مضاعف ، كار مضاعف » چه چیزی نيست ؟

1- پوستر ، پلاکارد و بنر مضاعف !

همان گونه که گفته شد پیامهای مقام معظم رهبری صرفا نمادین نیست بلکه حاوی مطالبات مهمی از مردم و مسولین است.یکی از آسیبهایی که متاسفانه به محتوای پیامهای مقام معظم رهبری در ابتدای سال وارد می شود توقف مسوولین در ظاهر پیام است.صدا و سیما بلافاصله لوگوی نام سال را به آرم شبکه ها اضافه می کند،مجریان صدا و سیما این نام را گرامی می دارند،شهرداری به صورت بنرها بزرگ نام سال را آماده و در خیابانها نصب می کند و بعد از اتمام تعطیلات روابط عمومی ادارات مختلف به آماده سازی اقلام تبلیغی در این زمینه اقدام می کنند.اگرچه تمامی این فعالیتها در جهت ایجاد نشاط اجتماعی و آگاهی بخشی به اقشار مختلف مردم و مسوولین در سطح معقول لازم است اما صرف توقف در آنها کافی نیست.یکی از آسیبهایی که متاسفانه سالهای گذشته با نام های سال انجام شد برخورد صرفا تبلیغی با نام سال بود.نهادهای اجرایی،تقنینی و قضایی می بایست به صورت موثری از فعالیتهای تشریفاتی و تبلیغی فاصله گرفته و به صورت عملیاتی برنامه های خود را برای وصول به اهداف سال در سه سطح کوتاه،میان و بلند مدت اعلام و فعالیتهای اجرایی خود را در این چارچوب سامان دهند.در انتهای سال نیز می بایست شرحی از فعالیتهای انجام شده و برنامه های تداوم بخش آن نیز درسالهای آینده اعلام گردد .همینگونه که مقام معظم رهبری در باره عدم اتمام اصلاح الگوی مصرف در سال 1388 فرمودند:

سال گذشته ما عرض كرديم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همين جا در روز اول سال تصريح كردم: اصلاح الگوى مصرف چيزى نيست كه در يك سال بتواند اتفاق بيفتد. سال گذشته را گفتيم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نميتوانم اين را بگويم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلى فاصله داريم. .... بايد ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنيم. سال 88 مسئولين كارهائى كردند، برنامه‌ريزى‌هائى كردند، تحقيقاتى كردند، اما اين كار نبايد متوقف بماند. اين، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف يك مسئله‌ى اساسى است .

 ادامه مطلب


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در دوشنبه 23 فروردین 1389  ساعت 11:41 PM نظرات 0 | لينک مطلب

( از بيانات آية الله العظمي بهجت : )

وقتي مرحوم سيد محمد فشاركي از سامرا به نجف آمدند ، مرحوم آخوند خراساني به شاگردان خود دستور داد كه در درس ايشان شركت كنند ، و همه ي بزرگان از قبيل سيد ابوالحسن اصفهاني و شيخ عبدالله لنكراني و آقا ضيا عراقي و مرحوم آقا شيخ عبدالكريم حايري که از سامرا با ايشان بود ، و نيز مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني و علماي ديگر نجف به درس آقا سيد محمد فشاركي رفتند ، ولي همين سيد محمد فشاركي كه از اساتيد بزرگ حوزه ي علميه ي نجف بود ، كارش به جايي رسيده بود كه وقتي به دكان نانوايي رفته بود تا نان بخرد ، نانوا به او گفته بود : حساب شما زياد شده است ، ديگر به شما نان نمي دهيم ! تا اين كه طلبه اي ضامن مي شود كه به ايشان نان بدهند.

اية الله مصباح يزدي در محضر استادشان آية الله العظمي بهجت

با اين همه ابتلائات و فقر و ناداري ، از جهت روحي كاملا راحت بودند ؛ زيرا دل به جاي ديگر بسته بودند و در علم و عمل همت عالي داشتند و اين گونه گرفتاري ها ، آنها را از كارهاي خود باز نمي داشت.

 


 نگاشته شده توسط امیر قربانی در دوشنبه 23 فروردین 1389  ساعت 11:40 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net