تعزيه، برشي از هويت ايراني

پديدههاي مذهبي را ميتوان از ديدگاههاي گوناگون مورد بررسي و مطالعه قرار داد. تعزيه در ايران فينفسه يك فعاليت مذهبي (شيعي) است، اما در مراحل و لايههاي عميق فرهنگي، اجتماعي، ادبي و حتي اسطورهاي ايران در پيچيده است.
اين امر را ميتوان در نوع زبان و ادبيات حاكم بر تعزيه، (به ويژه شعر حماسي)، شخصيتها و قهرمانان آن، نمادها و نشانهها و لباس و پوشش و حتي تزيين و نحوهي آذين بنديها و... مشاهده كرد.
علي شريعتي شايد نخستين متفكري بود كه سخن از هويت ايراني- اسلامي به ميان آورد. نكتهي برجسته تحليل وي، نگاه تاريخي بود كه توانست دو جريان عمده در هويت ايران، يعني جريان ايراني و جريان اسلامي را برجسته كند. اين دو جريان مانند دو رودخانه در تاريخ ايران جاري شدهاند و به تناسب شرايط، بستر رودخانه و زمان بروز و ظهورهاي متفاوتي دارند. اين دو جريان در كليت تاريخ ايران چنان در هم آميختهاند كه جداييشان ممكن نيست و با اين وحدت و آميختگي در تعيين سرنوشت ايرانيان مؤثر شده است. ميتوان اين در هم آميختگي را در پديدهها و مصاديق عيني آن مشاهده كرد. يكي از اين مصاديق تعزيه است كه به نوعي يكي از نقاط برجستهي تلاقي دو جريان مذكور ميباشد. از اين رو تعزيه ميتواند از نگاه اين نوشتار به عنوان برشي از هويت ايراني تلقي گردد.
تعزيه نوعي روايت جدال حق و باطل است كه در اين حالت مسأله بسيار فراتر از يك واقعه مثالي يعني حادثه عاشورا ميباشد و به عنوان يك اصل كلي در هستي و مقدرات خداوند ميباشد. عاشورا حادثهاي است كه در واقعيت، يعني در تاريخ اتفاق ميافتد و پس از آن در گذار از مراحل مختلف فرهنگي و اجتماعي زندگي ايرانيان مورد خوانش قرار گرفته و به واقعيتي جديد و اصيل در فرهنگ تبديل ميگردد. اين حادثه به حوزهها و ابعاد مختلف زندگي مردم مثل آيينها، ادبيات، فرهنگ عامه، پوشش و آذينبندي فضاهاي عمومي مثل كوچه و خيابان، سطح سياسي و... گسترش مييابد. اين حادثه با ارزشهاي آن به تدريج به نوعي معيار شناخت خود و تمايز از ديگران بدل شده، و در اينجاست كه تعزيه صبغهي هويتي به خود ميگيرد.
يك ايراني از خردسالي- حتي گاه از نوزادي- وارد اين فرايند ميشود. او در ابتدا كه كودكي بيش نيست. به همراه خانواده، (پدر، مادر و خواهر و بردار) در اين مراسم شركت ميكند. جنبههاي نمايشي تعزيه براي هر كودك و نوجوان جذاب و گيرا است. تفاوت لباس (گروه قرمزها و گروه سبزها) براي او به تدريج معنادار ميشود. سخنان، اشعار و گفتههاي قهرمانان (مثبت يا منفي) نوعي نگاه و جهانبيني ايجاد ميكند. نوجوانان ايران گاه در بازيهاي خود استفاده از مراسم تعزيه و صفبندي آن را به كار ميبرند. از اين ديدگاه تعزيه در بازيهاي بچهها هم قابل بررسي است. با رشد فرد و تكرار اين مشاركت و فرايند در مراحل مختلف سني وي به تدريج، ارزشها، آثار و پيامدهاي مربوط به آن در ذهن و زبان او نهادينه ميشود. او در تعزيه با آمادگي و شوق خاصي شركت ميكند. بر مظلوميت آلعبا گريه ميكند و بر جبهه شر يعني اشقيا، لعنت و نفرين ميفرستد.
آب براي هر ايراني با سابقهي تاريخي كه در ايران دارد، به يك پديدهاي مقدس تبديل ميشود. او به هنگام نوشيدن آب بر امام حسين و تشنگان كربلا درود ميفرستد و يزيد و سپاهش را لعنت ميكند. كودك و نوجوان و جوان ايراني براي كودكان امام حسين (عليهالسلام) ( حضرت رقيه، سكينه و طفلان مسلم). نوجوانان كربلا (مانند حضرت قاسم) و جوانان (مثل حضرت علياكبر) گريه ميكند. وجه برجستهي هويتي تعزيه در هين نقطه عطف است كه حادثه عاشورا كه در تعزيه بازتوليد ميشود، براي همه سن و سالها از نوزادي (طفل شش ماهه) تا پيري (حبيببن مظاهر هفتاد ساله) قهرمان دارد. اين ويژگي باعث شده است كه هر فرد در هر مقطع سني با قهرمانان كربلا همدلي كند. اين وضعيت خاص ويژگي هويتبخشي تعزيه را بسيار برجسته و كارآمد ساخته است.
رفته رفته فرد ايراني كه شاهد تكرار حادثه عاشورا در آيين تعزيه است، آمادگي پيدا ميكند كه در صورت ظهور شرايط در نوعي تعزيه مشاركت فعال داشته باشد و براي دفاع از ارزشهايش مثل مظلوميت، عدالت و مبارزه با ستم در عمل وارد ميدان شود. يكي از اين مصاديق مشاركت فعال ايرانيان كه در دفاع مقدس بر آمد، خود يك رويداد هويتي است. چنانچه يك جزء كوچك از جنگ يعني براي مثال در متن و محتواي وصيتنامههاي شهدا و رزمندگان تأمل كنيم، بخوبي اثربخشي و هويتسازي تعزيه را مشاهده ميكنيم.
به اين ترتيب تعزيه در صورت تكرار مدام در فضاهاي فرهنگي و اجتماعي ايران ميتواند باز هم به عنوان نمادي از هويت ايرانيان قلمداد گردد.
http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386102615
