همه جانم حسینم



همه جانم حسینم
مگر میشود بی حسین عاشقی کرد؟؟
قالب وبلاگ

آیت‌الله سیداحمد خاتمی معتقد است: عزاداری بر امام حسین(ع) مصداق بارز تعظیم شعائر است. شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر الله یعنی نشانه‌های الهی، نهضت سیدالشهداء از شعائر بی‌تردید دین است و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است.
 

 
 آنچه در پی می آید بررسی مبانی جواز عزاداری برای اباعبدالله(ع) و ریشه های قرآنی این عزاداری و نیز سیره امامان معصوم(ع) در این خصوص و نقش مجالس عزاداری در معرفی اسلام ناب محمدی(ص) است که به نقل از ماهنامه پاسدار اسلام شماره 325 تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.

معنا و مفهوم عزاداری
عزاداری سید و سالار شهیدان ابی عبدالله الحسین(ع) از حقایق بی تردید در دین ماست.
عزاداری مفهوم روشنی دارد، عزاداری یعنی در سوگ کسی اندوهگین بودن و ناله و زاری کردن و عزادار کسی است که غصه دار و اندوهگین است. برای تبیین موضوع چند محور را مورد بررسی قرار می دهیم:
1-مبانی مشروعیت اصل عزاداری بر اموات.
2-عزاداری بر سیدالشهداء(ع) و ریشه های قرآنی و حدیثی آن.
3-نقش مجالس عزاداری.
4-تاریخچه مخالفت با عزاداری سالار شهیدان.

جواز مشروعیت عزاداری
اسلام مکتب فطرت است، مکتب فطری نمی تواند با عزاداری مخالف باشد زیرا حزن و اندوه به هنگام از دست دادن عزیزان امری است که فطرت انسانی با آن سرشته است هرگز ممکن نیست که دین جهانی گریه و اندوه را در از دست دادن عزیزان تا وقتی که موجب خشم و غضب خداوند نشده تحریم کند.
پیامبر اکرم(ص) خود در عزای عزیزان می گریسته و هم دستور به گریستن می داده است. و اینک دلایل و شواهد از کتابهای اهل سنت:
1-پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب پیامبر بر جد عزیزش گریست، ام ایمن می گوید:
«انا رایت رسول الله یمشی تحت سریره و هو یبکی» من پیامبر را دیدم که در پی جنازه عبدالمطلب راه می رفت در حالی که می گریست.
2-امیر مومنان علی(ع) می فرماید: وقتی خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم ایشان گریست، آن گاه فرمود: «اذهب فاغسله و واره غفرالله له و رحمه: او را غسل ده کفن کن و به خاک بسپار خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد.»
3-روزی پیامبر قبر مادر عزیز خود آمنه را در ابواء زیارت کرد و به گفته مورخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراهان خود را به گریستن انداخت.
4-پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهیم می گریست و می فرمود: «العین تدمع و القلب یحزن ولانقول الا ما یرضی ربنا و انا بک یا ابراهیم لمحزونون؛ چشم می گرید و قلب می سوزد و جز آنچه مورد رضایت خداست نگوییم، ای ابراهیم ما در فراق تو در اندوهیم.»
عبدالرحمن بن عوف به آن حضرت گفت مگر شما خودتان از گریه بر اموات نهی نکردید حضرت فرمود: «لا ولکن نهیت عن صوتین احمقین و آخرین صوت عند مصیبه و خمش وجوه و شق جیوب ورنه شیطان و صوت عنه نغمه لهو هذه رحمه و من لایرحم لایرحم؛ نه اما از دو صدای جاهلانه و دو کار نهی کرده ام. داد و فریاد به هنگام وارد آمدن مصیبت و خراش دادن صورت و پاره کردن گریبان و صدای گریه ای که در حلق پیچانده شود که شیطانی است و صدای نغمه لهوآمیز اما این گریه من ناشی از عطوفت و رحمت است و البته کسی که رحم نکند بر او رحم نمی شود.
5-پیامبر(ص) در مرگ فرزندش طاهر نیز گریست و فرمود: «ان العین تذرف و ان الدمع یغلب و القلب یحزن و لانعصی الله عز و جل؛ چشم گریان است و اشک ریزان و قلب سوزان و البته خداوند را عصیان نخواهیم کرد.»
6-فاطمه بنت اسد همسر حضرت ابوطالب و مادر حضرت امیرالمومنین علی(ع) که نزد پیامبر بسیار محبوب بود در سال سوم هجری درگذشت. پیامبر که او را همچون مادر خویش می دانست از رحلتش بسیار اندوهگین شد و گریست، مورخان می گویند: «صلی علیها و تمرغ فی قبرها و بکی؛ پیامبر بر او نماز خواند و در قبرش خوابید و بر او گریست.»
7-وقتی در جنگ احد حمزه به شهادت رسید پیامبر بسیار غمگین شد: «لما رای النبی حمزه قتیلا بکی فلما رای ما مثل به شهق؛ پیامبر چون پیکر خونین حمزه را یافت گریست و چون او را مثله شده دید با صدای بلند گریه سرداد.»
8- در رحلت عثمان بن مظعون صحابی وفادارش اندوهگین شد، آورده اند: «ان النبی صلی الله علیه و آله قبل عثمان بن مظعون وهو میت و هو یبکی؛ پیامبر بر جنازه او بوسه زد و گریست.»
9-پیامبر پس از برگشتن از غزوه حمراء الاسد به دیدار خانواده سعد بن ربیع یکی از شهدای جنگ احد رفت و از حماسه و جانبازی سعد یاد کرد، خانواده سعد نیز با شنیدن سخنان پیامبر گریستند و اشک از چشمان حضرت سرازیر شد و آنان را از گریستن نمی نکرد.
نه تنها شخص پیامبر در داغ عزیزان عزادار می شد و می گریست بلکه توصیه بر گریه می کرد.
10-پس از پایان نبرد احد رسول اکرم(ص) راهی شهر مدینه شد، در آن هنگام زنان انصار در سوگ شهیدان خود می گریستند، پیامبر با شنیدن مویه عزاداران از شهادت و غربت عمویش حمزه یاد کرد و فرمود: «لکن حمزه لابواکی له؛ اما عمویم حمزه گریه کننده ندارد.»
اصحاب از این جمله فهمیدند که پیامبر دوست دارد که حمزه هم گریه کننده داشته باشد تا خواهرش صفیه احساس غربت نکند. لذا بعد اندکی صدای ناله و گریه زنان انصار بلند شد که برای حمزه می گریستند.
11-پس از شهادت جعفربن ابی طالب در جنگ موته پیامبر به خانه او رفت و با حضور خویش تسلی دل خاندان او گردید، آن حضرت به هنگام خروج چنین فرمود: «علی مثل جعفر فلیبک البواکی؛ باید گریه کنندگان بر همچون جعفر بگریند.»
12- روزی رسول خدا در تشییع جنازه یکی از مسلمان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حرکت کرد. عمر تا صدای گریه زنان را شنید برآشفت و آنان را از گریستن نهی کرد، رسول خدا رو به عمر کرد و فرمود: «یا عمر دعهن فان العین دلمقه و النفس مصابه و العهد قریب؛ ای عمر کاری به آنان نداشته باش بگذار بگریند همانا که چشم گریان است و نفس مصیبت زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیک.»
با این دلایل تردیدی در جواز مشروعیت عزاداری باقی نمی ماند.

تحریم عزاداری چرا؟
لیکن برخی از عالمان اهل سنت سوگواری و گریه بر اموات را تحریم کرده و با آن مخالفت کرده اند، مستند آنها سخنی است که عمر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که: «ان المیت لیعذب ببکاء اهله علیه؛ به گفته سعید بن مسیب، عایشه به هنگام فوت پدرش ابوبکر مجلس سوگواری برپا نمود، چون خبر آن به عمر رسید وی دستور داد تا از آن جلوگیری کنند.
اما عایشه از دستور او سرپیچی کرد، عمر هشام بن ولید را مامور ساخت تا نزد عایشه رفته و با زور شلاق از نوحه و گریه عزاداران جلوگیری نماید زنان چون از ماموریت هشام آگاه شدند مجلس را ترک کرده و پراکنده شدند آن گاه عمر این سخن را خطاب به آنان گفت: «می خواهید با گریه خود ابوبکر را عذاب کنید همانا مرده با گریه نزدیکان خویش عذاب می شود». در نقد این استدلال نکات ذیل گفتنی است:
1-این حدیث از «عمر» است نه از پیامبر(ص)
«نووی شارح صحیح مسلم» می گوید:
روایت فوق از نظر عایشه پذیرفته نشده او به راویان آن نسبت فراموشی و اشتباه می دهد زیرا خلیفه دوم و پسرش عبدالله این روایت را به صورت صحیح از پیامبر نگرفته اند چنان که ابن عباس می گوید: این روایات سخن خلیفه است نه سخن پیامبر.(16)
2- بر فرض آنکه حدیث از پیامبر نقل شده باشند براساس معیاری که خود حضرت داده است پذیرفتنی نیست. چون روایتی پذیرفتنی است که با قرآن در تعارض نباشد، این روایت با قرآن در تعارض است، چون قرآن می فرماید: «ولا تزر وازره و زر اخری؛ هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد».
در عذاب افتادن میت به وسیله گریه شخص دیگر چه معنایی جز کشیدن بار گناه دیگری دارد؟
3-بر فرض صحت روایت، روایت را می توان به گونه ای دیگر معنا کرد: این معنا را با روایتی از اهل سنت می آوریم. ابو داود در سنن به نقل از عروه بن زبیر و او از عبدالله بن عمر آورده است که جمله «ان المیت لیعذب ببکاء اهله علیه» از رسول خداست وقتی ماجرا به عایشه رسید گفت: وقتی پیامبر از کنار قبر فرد یهودی می گذشتند فرمودند صاحب این قبر معذب است در حالی که بستگانش برای او می گریند.
4-اگر این حدیث را عمر از پیامبر نقل کرده چرا خود به آن عمل نکرده است زیرا آورده اند:
«هنگامی که خبر مرگ نعمان بن مقرن المزنی به عمر رسید عمر از منزل خارج شد بر بالای منبر رفت و این خبر را به مردم رساند آن گاه دست خود را به روی سرگذاشت و گریست.
نیز آورده‌اند:
«برادر عمر زیدبن خطاب درگذشت و دوست او از قبیله بنی عدی بن کعب به مدینه آمد وقتی چشم عمر به او افتاد اشک از دیدگانش جاری شد و گفت زید را وانهادی و نزد من آمدی.»
روایت دیگری که قائلان به تحریم عزاداری به آن استناد می کنند این است که از عایشه نقل شده است که با رسیدن خبر شهادت جعفربن ابی طالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه آثار حزن و اندوه در سیمای پیامبر نمایان شد، من از گوشه ای او را که نشسته بود نظاره می کردم در آن حال مردی به حضور ایشان رسید و گفت: ای رسول خدا زنان بر جعفر گریه می کنند. پیامبر فرمود: «فارجع الیهن فاسکتهن فان ابین فاحت فی وجوههن التراب؛ برگرد و آنان را ساکت ساز اگر آرام نشدند خاک بر صورتشان بپاش».
در نقد این استدلال نیز این نکات گفتنی است:
1-در سند این روایت شخصی به نام محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار وجود دارد که در نزد محدثان اهل سنت و علمای علم رجال آن طایفه مورد اعتماد نیست و آنان روایت ذکر شده توسط او را ضعیف و جعلی می دانند.»
2-این روایت با دهها روایت دیگری که در این زمینه از پیامبر به ویژه در خصوص حادثه شهادت جعفر رسیده در تعارض است و آنها مشهورند و این روایت شاذ و گرفتنی نیست.
به این ترتیب این واقعیت بر مسند نشست که اصل عزاداری مشروعیت دینی داشته و هیچ دلیل قابل قبولی بر منع از آن نیست.

عزاداری بر سیدالشهدا(ع) و ریشه قرآنی آن
حال که مشروعیت اصل عزاداری اثبات شد می گوییم که عزاداری بر سالار شهیدان ابی عبدالله(ع) نه تنها جایز بلکه برپایی آن یک ارزش بزرگ است زیرا:

الف: تعظیم شعائر
1-عزاداری بر امام حسین(ع) مصداق بارز تعظیم شعائر است. شعائر به معنای علامت و نشانه است، شعائر الله یعنی نشانه های الهی، نهضت سیدالشهداء از شعائر بی تردید دین است. این نهضت بود که دین را پر آوازه کرد و تا قیامت دین وامدار سالار شهیدان است. بنابراین: عزاداری بر سیدالشهداء بزرگداشت شعائر دین است.
2- قرآن تعظیم شعائر الهی را از نشانه های تقوای دل می داند «ومن یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب؛ آن کس که شعائر الهی را بزرگ دارد، این بخشی از تقوای قلب است».
مفسران در مصداق این شعائر مطالبی گفته اند:
1-برخی گفته اند شعائر، قربانی حج است که علامت گذاری شده باشد.
2-برخی عقیده دارند که شعائر تمام مناسک و اعمال حج است.
3-برخی می گویند شعائر موضع و جایگاه اعمال و عبادات حج است.
4-گروهی دیگر می گویند شعائر به معنای نشانه های دین و طاعت خداوند است.
اطلاق لفظ «شعائر» معنای چهارم را تایید می کند بنابراین هر چیزی که نشانه دین باشد شعائر است. و سه معنای دیگر از جمله برپایی عزای سالار شهیدان از جمله مصادیق تعظیم شعائر الهی است که به عنوان یک ارزش مطرح است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان می فرمایند: «والشعائر هی العلامات الداله و لم یقید بشی مثل الصفا و المروه غیرذلک فکل ما هومن شعائر الله و آیاته و علاماته المذکره له فتعظیمه من تقوی الله و یشمله جمیع الایات الامره بالتقوی؛ شعائر عبارت است از نشانه هائی که انسان را به سوی خدا راهنمایی می کند و منحصر به صفا و مروه و مانند آن نمی شود بنابراین هر نشانه ای که انسان را به یاد خدا بیندازد تعظیم آن موجب تقوای الهی می گردد و تمام نشانه ها را در برمی گیرد.»
3-نتیجه آنکه برگزاری عزای سالار شهیدان نشانه تقوای الهی بوده و استحباب ویژه دارد.

ب- موده فی القربی
عزاداری بر سیدالشهداء امام حسین مصداق «مودت قربی» است که مزد رسالت است!
«قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی؛ بگو اجری بر رسالت از شما طلب نمی کنم مگر دوستی اهل بیتم.»
دوستی نشانه دارد. دوست در شادی دوستش شاد است و در اندوهش اندوهگین است. در روایتی از حضرت امیرمومنان علی(ع) آمده است: «خداوند متعال ما را از میان بندگان خویش برگزید و برای ما پیروانی انتخاب نمود که همواره در شادی و غم ما شریک اند و با مال و جانشان به یاری ما می شتابند، آنان از مایند و بسوی ما خواهند آمد.»
حضرت امام رضا(ع) به پسر شبیب فرمود: «اگر دوست داری که همنشین ما در بهشت باشی در غم و اندوه ما اندوهناک و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر چه آنکه اگر کسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با آن محشور می گردد.»
اشکی که در مجالس عزای ابی عبدالله ریخته می شود نماد خالص ترین ابراز عشق به سالار شهیدان، همان که پیامبر فرمود: حسین از من است و من از حسینم. می باشد. پیام این اشک این است که حسین جان آنقدر ترا دوست دارم که هیچ چیز جز این قطره زلال اشک نمی تواند آن را به تصویر بکشد، قلم نمی تواند، بیان نمی تواند! هنر نمی تواند! فقط اشک می تواند. این اشک، پیوند هدفی هم دارد.
اصولا گریه و جریان قطره های اشک از چشم که دریچه قلب آدمی است چهارگونه است:
1-گریه های شوق: گریه مادری که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سرداده می شود، این گریه شوق است.
2-گریه های عاطفی : اشکی که به هنگام مشاهده منظره کودک یتیمی که در آغوش مادر در یک شب سرد زمستانی از فراق پدر جان می دهد از چشم جاری می شود گریه عاطفی است.
3-گریه پیوند هدف: گاهی قطره های اشک پیام آور هدف هاست آنها که می خواهند بگویند: با مرام امام حسین(ع) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مکتب او هستیم. ممکن است این کار را با دادن شعار آتشین، یا سرودن اشعار و حماسه ها ابراز دارند، اما گاهی ممکن است آنها ساختگی باشد ولی آن کس که احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکی از درون دل بیرون می فرستد صادقانه ترین حقیقت را بیان می کند. این قطره اشک اعلان وفاداری به اهداف مقدس یاران امام حسین و پیوند دل و جان با آنهاست، اعلان جنگ با بت پرستی و ظلم و ستم، اعلان بیزاری از آلودگی هاست.
4- گریه ذلت و شکست: گریه افراد ضعیف و ناتوانی که از رسیدن به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتی برای پیشرفت در خود نمی بینند می نشینند و عاجزانه گریه سر می دهند.
گریه در عزای سالار شهیدان از این گریه بدور است و حاشا که چنین گریه ای در شان ساحت مقدس ابی عبدالله الحسین(ع) باشد که او امام عزیزان تاریخ است.

ج- فریاد علیه ستم
مجلس عزای ابی عبدالله فریاد پرخروش ظلم ستیزی است آن هم ظلمی بی نظیر در تاریخ بشریت، پسر پیامبر را دعوت کردن، لب تشنه کشتن، عزیزانش را به اسارت بردن، خیمه ها را به آتش کشیدن، اسب بر بدن عزیز خدا تاختن و... و... در کجای تاریخ این همه ظلم یکجا سابقه دارد؟ باید علیه آن فریاد برآورد، مجلس عزای ابی عبدالله همان فریاد است، تریبونی است که از آغاز این حادثه دردناک تاکنون نگذاشته است که این ظلم فراموش شود و در کنار آن به احیاء اهداف ابی عبدالله پرداخته است.
«لا یحب الله الجهر بالسو. من القول الامن ظلم؛ خداوند متعال فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند.»
از این آیه استفاده می شود که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده بلکه چنین فریادی محبوب ذات اقدس الهی قرار گرفته است.

عزاداری در سیره معصومین
سیره و سنت قولی و فعلی معصومین علیهم السلام بر برپایی عزاداری ابی عبدالله به عنوان یکی از راههای احیاء نهضت ابی عبدالله الحسین(ع) بوده است. هم سفارش به عزاداری بر سالار شهیدان داشتند هم خود مجلس عزا برپا می کردند. امامان شیعه برای حفظ مکتب، روشهای مختلفی داشتند «روشی که پس از شهادت سیدالشهداء به عنوان روش «استراتژیک» بود احیاء نهضت ابی عبدالله(ع) بود. با روشهای مختلف:
الف: دعوت شاعران به سرودن شعر در عزاداری ابی عبدالله(ع).
ب- سفارش به زیارت سالار شهیدان.
ج- تأکید بر استحباب سجده بر تربت امام حسین(ع)
د- استحباب گریستن و گریاندن و حالت گریه کننده به خود گرفتن در عزای امام حسین
هـ- دعوت به برپایی مجلس عزا برای امام حسین و برپا داشتن مراسم عزای حضرت از سوی خود آنان.
در روایتی از حضرت امام رضا(ع) رسیده است:
«من تذکر مصابنا و بکی لما ارتکب منّا کان معنا فی درجتنا یوم القیامه و من ذکّر بمصابنا فبکی و ابکی لم تبک عینه یوم تبکی العیون و من جلس مجلساً یحیی فیه امرنالم یمت قلبه یوم تموت القلوب؛ آن کسی که مصائب ما را به یاد آورد و بر مصائب ما بگرید، در قیامت با ما و در درجه ای که ما هستیم خواهد بود و کسی که مصیبت ما را به یاد دیگران بیندازد و خود بگرید و دیگران را بگریاند روزی که چشمها گریان است چشم او گریان نخواهد بود. و کسی که در مجلسی بنشیند که امر ما (مکتب ما) در آن احیاء می گردد، روزی که دلها می میرد قلب او نمی میرد».
در سیره معصومان می بینیم در خفقانی ترین شرائط برای امام حسین مجلس عزا برپا می کردند و گاه مجلس عادی را هم تبدیل به مجلس عزای امام حسین(ع) می ساختند.
امام سجاد(ع) در طول 53سال امامت خویش در هر شرائطی کربلا و عاشورا را بیاد می آورد.
امام صادق(ع) فرمود: «بکی علی بن الحسین عشرین سنه و ما وعظ بین یدیه طعام الا بکی؛ امام سجاد بیست سال گریه کرد و هرگاه در جلو آن حضرت غذایی گذاشته می شد می گریست.»
هرگاه غذایی نزد حضرت گذاشته می شد چشمان مبارک حضرت پر اشک می شد، روزی یکی از خدمتگزاران آن حضرت گفت: یابن رسول الله آیا هنوز زمان پایان حزن و اندوه شما فرا نرسیده؟ حضرت فرمود: یعقوب دارای دوازده فرزند بود خداوند یکی از آنان را از جلوی چشمش پنهان نمود درحالی که فرزندش زنده بود، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد اما من در جلو چشمم شاهد بودم پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل بیتم و گروهی از یاران پدرم را به قتل رساندند سرهایشان را از تن جدا کردند چگونه اندوه من پایان می پذیرد.»
«مالک جهنی می گوید امام باقر(ع) درباره روز عاشورا فرمود: «در روز عاشورا برای امام حسین زاری کرده و بگریید و اهل خانه را هم امر به گریستن به حضرت کنید، در خانه خود برای حضرت مجلس عزا برپا کرده و داغ خویش را ابراز کنید و ضمن دیدار و ملاقات همدیگر بر آن حضرت گریه کنید و یکدیگر را در داغ امام حسین(ع) تعزیت دهید و هرکس این عمل را انجام دهد برای او در نزد خدا ثواب دوهزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول خدا و امامان راشدین را ضمانت می کنم.»
راوی می گوید محضر امام صادق(ع) بودیم یادی از امام حسین بن علی کردیم، حضرت گریه کرد ما هم گریه کردیم، سپس حضرت سرش را بلند کرد و فرمود امام حسین(ع) فرمود: «من کشته اشکهایم هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه می گرید.»
در روایتی آمده است روزی که نام امام حسین(ع) برده می شد تا شب لبخندی بر لبان حضرت صادق نبود.
زید شحام می گوید همراه جماعتی از اهل کوفه در خدمت امام صادق(ع) بودیم یکی از شعرای عرب بنام جعفربن عفان وارد شد. آن حضرت او را احترام نموده و در نزدیک خود جای داد، آن گاه فرمود ای جعفر! او عرض کرد لبیک! حضرت فرمود به من گفته اند تو اشعار نیکی درباره امام حسین(ع) سروده ای؟ عرض کرد، آری. حضرت فرمود: اشعارت را بخوان. او شعر می خواند و امام و اطرافیان می گریستند به گونه ای که قطرات اشک بر صورت و محاسن آن حضرت جاری بود، سپس امام فرمود:
«یا جعفر والله لقد شهدت ملائکه الله المقربین ها هنا یسمعون قولک فی الحسین و لقد بکواکما بکینا او اکثر...؛ ای جعفر فرشتگان الهی در این مجلس حاضر شدند و شعرت را شنیدند و گریه کردند همان گونه که ما گریه کردیم بلکه بیش از ما گریستند...»
امام رضا علیه السلام فرمود: «کان ابی اذا دخل المحرم لایری ضاحکاً و کانت الکأبه تغلب علیه حتی تمضی منه عشره ایام فاذا کان یوم العاشر منه کان ذالک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه؛ با فرا رسیدن ماه محرم پدرم موسی بن جعفر(ع) با چهره خندان دیده نمی شد و حزن و اندوه سراسر وجودش را فرا می گرفت تا روز دهم فرا می رسید آن روز روز مصیبت، اندوه و گریه آن حضرت بود.»
دعبل خزاعی شاعر بزرگ اهل بیت می گوید: در ایام محرم بر امام رضا(ع) وارد شدم حضرت فرمود دوست دارم برای من شعر بخوانی، این روزها روز حزن و اندوه ما اهلبیت و شادی دشمنان ما بویژه بنی امیه است، پس از آن امام رضا برخاست پرده ای را برای حضور خانواده در مصیبت جدّشان حسین آویزان کردند سپس فرمودند دعبل برای حسین مرثیه بخوان تا زنده ای یار و مدیحه سرای ما هستی، آن گاه گریستم به گونه ای که قطرات اشک بر صورتم جاری شد و این شعر را سرودم که: افاطم لوخلت الی آخر، امام رضا(ع) گریست و به همراه حضرت خانواده و فرزندان حضرت گریستند. اینها تنها گوشه ای از رفتار و گفتار معصومین در رابطه با عزاداری سالار شهیدان بود. لیکن باید تاریخ عزاداری بر سیدالشهداء را بسیار دیرینه دید و حداقل آنکه اولین برپا کننده عزای حضرت، رسول الله(ص) در روز ولادت حضرت و... و... بوده است. که تفصیل آن به درازا می کشد.

نقش مجالس عزاداری
مجالس عزاداری ابی عبدالله الحسین(ع) در طول تاریخ تریبونی گسترده برای معرفی اسلام ناب محمدی در پرتو نهضت آن حضرت بوده است.
این مجالس نقشی اساسی در احیاء نهضت ابی عبدالله(ع) و تبیین آرمانهای بلند آن شهید سرفراز داشته است، می توان این مجالس را از مصادیق شجره طیبه قرآنی نامید که قرآن ذکر می کند: «آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن در زمین ثابت و شاخه آن در آسمان است، هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می دهد و خداوند برای مردم مثلها می زند شاید متذکر شوید و پند گیرید.»
شجره طیبه ای که در این آیه شریفه مشبه به قرار گرفته این ویژگیها را دارد:
1- موجودی است پاک و طیب از هر جهت
2- دارای نظام حساب شده است، اصل و فرع دارد.
3- اصل و ریشه آن ثابت و مستحکم است.
4- شاخه های این شجره طیبه در یک محیط پست محدود نیست بلکه بلند آسمان جایگاه اوست.
5- این شجره طیبه پربار است.
6- در هر فصل میوه می دهد.
7- میوه و دانش به اذن خداوند است.
مهم این نیست که آیا این شجره طیبه وجود خارجی دارد یا نه، مهم این وجه شباهت هاست، زیرا که تشبیهات زیادی در زبان های مختلف داریم که اصلاً وجود خارجی ندارد مانند: مثلاً می گوییم قرآن همچون آفتابی است که غروب ندارد درحالی که می دانیم آفتاب همیشه غروب دارد و یا اینکه هجران من همچون شبی است که پایان ندارد.
به هرحال هدف از تشبیه، مجسم ساختن حقایق و قرار دادن مسائل عقلی در قالب محسوس است.
این ویژگی‌ها را به خوبی در مراحل نهضت عاشورا و مجالس ابی عبدالله(ع) می توان دید.
ما میوه های شیرین این مجالس را از آغاز تاکنون فراوان دیده ایم. بقاء تشیع بویژه در ایران اسلامی مدیون این مجالس است. رضاخان را برای براندازی اسلام آوردند اما این مجالس حسینی بود که نگذاشت. فرزند خبیث او هم همین هدف را دنبال می کرد اما به برکت این مجالس نتوانست و به فضل خداوند نخواهند توانست، و راز آن همه تأکید اهل بیت علیهم السلام و اصرار آنها بر برپایی مجالس ابی عبدالله همین است که این مجالس است که از آرمانهای بلند سالار شهیدان پاسداری کرده و می کند و راز تأکید خلف صالح امامان، احیاگر آرمان بلند عاشورا در عصر و زمان ما امام خمینی(قدس سره) بر عزاداری سنتی و برپایی مجالس حسینی همین است:
«الان هزار و چهارصدسال است که با این منبرها، با این روضه ها، با این مصیبت ها، و با این سینه زنی ها حفظ کرده اند اسلام را... هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش سر و سینه زن نباشد حفظ نمی شود...»
مجالس حسینی به حق مصداق «بوستان های بهشتی» است که در روایات آمده است: «عن رسول الله صلی الله علیه و آله ارتعوا فی ریاض الجنه قالوا یا رسول الله و ماریاض الجنه قال مجالس الذکر؛ در باغ های بهشت گردش کنید (از آنها بهره مند گردید) عرض کردند ای رسول خدا باغ های بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر و یاد خداوند»
نیز فرمود:
«اذا رأیتم روضه من ریاض الجنه فارتعوا فیها قیل یا رسول الله و ماریاض الجنه فقال مجلس المؤمنین؛ هرگاه باغی از باغ های بهشت را دیدید از آن بهره مند گردید عرض شد ای پیامبر خدا باغ بهشت چیست؟ فرمود: مجلس مؤمنان.»
مجالس حسینی، هم مجالس یاد خداست و هم مجلس مؤمنان. مجالس حسینی گوهری نفیس و ارزشمند برای حفظ اسلام است، لذاست که رهزنان دین پیوسته با آن مخالف بوده و درصدد تخریب برآمدند.

تاریخ مخالفت با مجالس حسینی
اولین گروه مخالف با عزاداری و مجالس حسینی، بنی امیه که خود بانی جنایات و حادثه عاشورا بودند، می باشند. هشام بن عبدالملک بیش از سایر سلاطین اموی در این راه تلاش کرد، آنان تلاش کردند که روز عاشورا را روز جشن و شادی بسازند. «و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین؛ این روز (عاشورا) روزی است که آل زیاد و آل مروان به خاطر کشتن امام حسین(ع) شاد بودند.» «ابن حجر» می گوید نخستین کسی که روز عاشورا در حضور عبدالملک بن مروان و گروهی از صحابه و تابعین جشن گرفت «حجاج بن یوسف ثقفی» بود آنگاه اعلام شد که یادآوری قتل و شهادت حسین و مصائب آن بر گویندگان و خطباء حرام است.
بعد از آنان «بنی العباس» این راه را دنبال کردند و نمک خورها و نمکدان شکن ها به نام محبت اهل بیت مردم را به سوی خود فراخواندند و همانند بنی امیه با اهل بیت علیهم السلام برخورد کردند. شاعر عرب ابوالعطاء سندی می گوید:
یا لیت ظلم بنی المروان دام لنا
و لیت عدل بنی العباس فی النار
یعنی ای کاش ظلم و ستم بنی مروان برایمان ادامه داشت و عدالت بنی العباس در آتش بود.
آنان کینه بی پایانی با سالار شهیدان ابی عبدالله(ع) داشتند. اولین اهانت به مرقد مطهر حضرت از سوی منصور عباسی و سپس فرزندش هارون صورت گرفت که دستور تخریب حرم امام حسین(ع) را صادر کردند و سپس در عصر متوکل که بیشترین جسارت ها به دستور او صورت گرفت.
مورخان نوشته اند: متوکل  بار ها دستور تخریب حرم حضرت، شخم زدن، آب رها کردن بر مرقد نورانی ابی عبدالله(ع) را صادر کرد.
در این سال متوکل دستور به نابودی حرم امام حسین(ع) و خانه های اطراف آن داد و دستور داد آنجا را شخم زدند و مردم را از زیارت امام حسین ممنوع ساخت، قبر را به کلی منهدم ساخت و گنبد و بارگاه حضرت تبدیل به یک بیابان صاف شد. متوکل معروف به دشمنی با اهل بیت بود، یعقوب بن سکیت شاعر و ادیب معروف می گوید: به خدا قسم اگر بنی امیه پسر دختر پیامبر را مظلوم کشتند بنی العباس هم همانند آنها عمل کردند و قبرش را منهدم ساختند. آنها متأسف بودند از اینکه نبودند تا در قتل حضرت شریک باشند و آنرا با برخورد با استخوان های أبی عبدالله علیه السلام جبران کردند.»
صاحب مقاتل الطالبین که از مورخان اهل سنت است نوشته که متوکل این جسارت ها را توسط فردی بنام «دیزج» که یهودی الاصل بوده به انجام رسانده است. این جسارت در دوره موفق عباسی در سال 269 و در دوره المسترشد در سال 256 صورت گرفت که بسیاری از اشیاء گران قیمت آن مضجع نورانی به سرقت رفت.
در کنار این اهانتها برخورد شدید با زائران و مجالس حسینی هم بوده است.
و بعد از آن برخوردها با عزاداری سالار شهیدان در سیره جباران و قلدران دیگر همانند رضاخان و صدام و تکفیری های عصر ما همچنان ادامه دارد.
همسر رضاخان (که او هم زن فاسدی بود) می گوید: «حسینقلی خان اسفندیاری شوهر خواهرم که پزشک مخصوص رضا بود اعتقادی به حرف های مذهبی نداشت و حتی با عزاداری امام حسین هم مخالف بود و می گفت در هیچ کجای دنیا مردم برای دشمنان خودشان عزاداری نمی کنند این عربها دشمن ملت ایران بوده اند و به ما حمله کرده اند و جان و مال و ناموس ایرانیان را مورد تعرض قرار دادند و از این قبیل حرف ها می زد. رضا این حرفها را می پسندید و می گفت: من نمی فهمم چرا مردم برای عربها عزاداری می کنند.»
او درپی این اعتقاد دستور أکید برای مبارزه با مجالس عزاداری که آن را موهومات می خواند صادر کرد.
در پرونده ننگین صدام این جلاد کم نظیر تاریخ برخورد با حرم سالار شهیدان نیز هست، در قصه انتفاضه شیعیان عراق صدام به بهانه مقابله با شیعیان توسط دامادش گنبد و حرم نورانی امام حسین(ع) را به توپ بست که البته هم دامادش سزای این جنایت ننگین و دیگر جنایات ننگین خود را دید، هم صدام! تازه این دنیاست، عذاب الیم در انتظار آنان است! در کنار هتک حرمت به حرم سیدالشهداء جسارت های فراوان به مجالس عزاداری و عزاداران داشت.
به این ترتیب نتیجه ای که از این مباحث درپی آن بودیم اینست که عزاداری سالار شهیدان از حقایق و واقعیات بی تردید دین ماست، تشکیک در این امر تشکیک در امر بدیهی است، مجالس عزای حسین، مجالس نورانی الهی است باید پیوسته بر شکوه آنها افزوده گردد ولی باید توجه داشت که همیشه گوهرهای نفیس در معرض خطر ربوده شدن و آسیب دیدن هستند، باید مراقب بود از این مجالس در سمت و سو و جهتی که سالار شهیدان می پسندد استفاده گردد.
پانوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

نویسنده: آیت‌الله سیداحمد خاتمی
 
http://www.aviny.com/News/90/09/12/02.aspx
 



[ سه شنبه 15 آذر 1390  ] [ 7:45 PM ] [ مرجان ب ] [ نظرات 0 ]

پیتر چلکوفسکی، استاد دانشگاه نیویورک در گفت و گو با خبرنگار یکی از رسانه ها، روایت جالبی از داستان کربلا دارد:


خبرنگار: آقای چلکوفسکی لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.

چلکوفسکی: من پیتر چلکوفسکی شهروند آمریکایی هستم. لیسانس خود را در سال 1958 در رشته واژه شناسی شرقی از دانشگاه جگیلونیان شهر کراکوف لهستان دریافت کردم و در مدرسه درام همان شهر به تحصیل در رشته هنرهای تئاتری بپرداختم. در سال 1959 به لندن رفتم و در سال 1962 در مقطع فوق لیسانس در رشته تاریخ خاورمیانه اسلامی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی فارغ التحصیل شدم. در حال حاظر هم بیش از 40 سال است که استاد مطالعات اسلامی و خاورمیانه در دانشگاه نیویورک هستم. بخش عمده ای از تحقیقات و مطالعات من مربوط به اسلام شیعی و به طور خاص محرم و واقعه کربلا است و در این حوزه تا کنون ۳ کتاب و مقالات متعددی درباره امام حسین و واقعه کربلا نوشته ام.

خبرنگار: علت سفر شما به ایران چه بود؟


چلکوفسکی: همانطور که گفتم در مقطع لیسانس زبان شناسی مشرق زمین خوانده بودم و در ادامه در یکی از دانشگاه های انگلیس مطالعات خاورمیانه را ادامه دادم و به همین دلیل با ایران آشنا شدم، به همین دلیل ایران را برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات زبان فارسی انتخاب کردم.

خبرنگار: شما یکی از معروف ترین محققان غربی در حوزه محرم و عاشورا هستید. از آشنایی خود با محرم بگویید.

چلکوفسکی: درباره آشنایی با محرم و عاشورا باید بگویم که قبل از اینکه به ایران سفر کنم چیز زیادی درباره محرم نمی دانستم و زمانی که برای ادامه تحقیقاتم به شهر رشت سفر کردم مصادف بود با ماه محرم و انجا با یک اجرای تعزیه مواجه شدم. آنجا خیلی شیفته این مراسم شدم و باید اعتراف کنم که یک شبه عاشق محرم شدم. این نمایش برای من که هنرهای نمایشی در لهستان خوانده بودم فوق العاده بود. از آن زمان شروع کردم به تحقیق و نوشتن درباره تعزیه و محرم. از این نمایش به قدری هیجان زده و شگفت زده شده بودم که از آن روز به تحقیق درباره عاشورا و محرم پرداختم.

چیزی که در ابتدا من را به عاشورا و محرم علاقه مند کرد به دلیل اینکه اطلاعی از واقعه عاشورا نداشتم هنر تعزیه بود. رسم و اجرای فوق العاده ای است. اینکه نقش ها دیالوگ خود را با شعر بیان می کردند و رنگ هایی که آدم خوب ها و آدم بدها با آن تفکیک شده بودند. من درباره تعزیه تحقیقات گسترده ای در کشورهای مختلف دنیا کرده ام و ماحصل تحقیقاتم را در یکی از کتابهایم آورده ام.

خبرنگار: امکان دارد یکی از مواردی که در که در مورد تعزیه و محرم در کشورهای دیگر بررسی کرده اید بگویید؟

چلکوفسکی: در قرن 19 میلادی در منطقه کارائیب، انگلیسی ها کارگران سیاه پوست را در مزرعه های نی شکر به خدمت گرفته بودند و آنها را استستمار می کردند و این کارگران سیاه پوست با انگلیسی ها درگیر شدند ولی از ادامه کار زیر سلطه انگلیسی ها که برای آنها به معنای بردگی بود کنار کشیدند و فرار کردند. به همین خاطر انگلیسی ها برای جبران نیروی کار در مزرعه های نی شکر هزاران نفر را از هند به این منطقه آوردند. جمعیت هندی هایی که به این منطقه آمده بودند مراسم عاشورا را برای دور هم جمع شدن و نشان دادن خود به مردم بومی منطقه انتخاب کردند با وجود اینکه اکثر آنها مسلمان و شیعه نبودند.

این مراسم در این منطقه رفته رفته بومی شد و به با نام تجا که شکل تغییر یافته تعزیه بود برگزار شده است. در این مراسم حسینه های خواصی که ارتفاع سقف آن بسیار بلند بود برپا می شود و از رنگ های متنوعی استفاده میشود.

خبرنگار: تاثیر محرم را در میان مردم ایران چگونه دیده اید؟

چلکوفسکی: مردم ایران و در کل شیعیان، واقعه عاشورا را بزرگترین مصیبت تاریخ بشریت می دانند. در ایران علاوه بر اینکه فرهنگ عاشور در تکیه ها و در ماه محرم گرامی داشته می شود در شئون مختلف زندگی مورد توجه قرار میگرد. جمله هر روز عاشوراست و هر روز کربلا است در جنگ 8 ساله تاثیرزیادی در مبارزه سربازان ایرانی داشت و همین مساله باعث انگیزه آنها برای ادامه مبارزه میشد. و اتفاقا همین فرهنگ بود که باعث پیروزی سربازان ایرانی شد.

من مسلمان یا شیعه نیستم ولی خیلی مجذوب این فرهنگ شده ام.

خبرنگار: آیا بررسی فرهنگ عاشورا تاثیری بر خود شما هم داشته؟

چلکوفسکی: با مرور واقعه کربلا بارها تحت تاثیر قرار گرفته ام و اشک درچشمانم جمع شده است ولی به خود اجازه نداده ام که گریه کنم چراکه من محقق هستم و نباید تحت تاثیر احساساتم قرار بگیرم. شیفته شخصیت حضرت عباس هستم

خبرنگار: چه کسی در واقعه عاشورا شما را بیشتر تحت تاثیر قرار داده است؟

چلکوفسکی: من به صورت خاص شیفته شخصیت "حضرت عباس" هستم. من مقالات زیادی را درباره ایشان نوشته و چاپ کرده ام و متون زیادی را درباره مراسمی که به حضرت عباس مرتبط می شود را جمع آوری کرده ام.

 حضرت عباس به روایت چلکوفسکی

خبرنگار: اگر بخواهید حضرت عباس را برای مخاطبان آمریکایی معرفی کنید چه می گویید؟

چلکوفسکی: عباس جنگ آور، آزادی خواه و مدافع شجاع و بی باکی است که از حسین و خانواده اش محافظت کرد.

عباس فردی است که شما در فارسی به آن میگویید پهلوان. عباس پهلوان واقعی بود. او از حسین و خانواده او تا آخرین لحظه محافظت میکند. او زمانی که می رود برای کودکان آب بیاورد دستانش را از دست می دهد بعد مشک را به دهن میگیرد و زمانی که می بینند او ایستادگی می کند و به راه خود ادامه می دهد او را می کشند.

خبرنگار: دردناک ترین حادثه کربلا از نظر شما کدام حادثه است؟

چلکوفسکی: تشنگی کودکان در خیمه ها و طلب آب از عباس داستان دردناکی دارد که مرا واقعا تحت تاثیر قرار می دهد.

خبرنگار: مردم ایران همه علاقه زیادی به حضرت عباس دارند و مراسم زیادی با نام ایشان برگزار میشود...

چلکوفسکی: من عاشق مراسمی هستم که نذر حضرت عباس میکنند. مانند سفره حضرت عباس.من بسیار در آیین سفره حضرت عباس دقت کرده ام و مشاهده کرده ام که چقدر زنان شیعه و زنان ایرانی اعتقاد به این رسم دارند ولی متاسفانه من چون خانم نیستم هیچگاه نتوانستم در این مراسم شرکت کنم. چون این مراسم را زنان برپا می کنند. من شاهد بوده ام زنانی را که نذر سفره حضرت عباس کرده اند و حاجت گرفته اند. برای مثال زنی که بچه دار نمی شد و از این طریق توانست حاجت خود را بگیرد
 
 
http://www.rahpouyan.net/index.php?news=2697



[ سه شنبه 15 آذر 1390  ] [ 7:44 PM ] [ مرجان ب ] [ نظرات 0 ]

 

1- آرامش بخشیدن به زائر

 

در زیارت یک نوع کشش و نیاز الزام آوری انسان را وا می‌دارد که فشارها و فریادهای درونی را از راهی خارج کند . زائر آن مرقد شریف در پرتو دعا و گفتگو با پاکان و استمداد از ارواح پاک مقربان درگاه الهی، نیرو گرفته و نابسامانی‌ها را با توسل بدان‌ها بر خود هموار می‌سازند .

 

2- در امان خدا بودن

 

به امام صادق (ع) عرض کردند: کم‌ترین اثری که برای زائر قبر امام حسین (ع) چیست؟ فرمود: «کم‌ترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ می‌کند تا به سوی اهل خویش برگردد ،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهد بود ».(1)

 

3- زائر خدا محسوب شدن

 

زید بن شحام گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم : برای زائر قبر امام حسین (ع) چه می‌باشد؟ فرمود: «همانند کسی است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد». گفتم: برای کسی که یکی از شما را زیارت کند چه می‌باشد؟ فرمود:

 

«همانند کسی است که رسول خدا (ص) را زیارت نموده است » . (2)

4- برآورده شدن حاجات و دفع پریشانی

 

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی‌آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانی نماید و حاجتش را برآورد» .(3)

 

و نیز به ابوصباح کنانی فرمود: «همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی‌رود مگر آنکه خداوند از او پریشانی را دفع نموده و حاجتش را برآورده می‌نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او می‌گریند. هر کس او را زیارت کند، وی را تا خانه‌اش بدرقه می‌کنند، و هر که مریض شود به عیادتش می‌روند، و هر که بمیرد جنازه‌اش را تشییع می‌کنند». (4)

 

5- زیادتی در عمر و رزق

 

امام باقر (ع) فرموده است : «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (ع) امر کنید ، زیرا زیارت او موجب فزونی در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواری‌ها می‌شود » . (5)

 

6- آمرزش گناهان

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس حسین (ع) را زیارت کند در حال یکه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خدای سبحان ،گناهان گذشته و آینده‌اش را می‌آمرزد». (6)

 

و جابر ضعفی در ضمن یک حدیث طولانی از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسین (ع) بازگشتی ، ندا کننده‌ای تو را ندا می‌دهد که اگر آن را می‌شنیدی ، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین (ع) اقامت می‌گزیدی. آن منادی گوید:خوشا به حال توی بنده خدا که سود فراوان بردی و به سلامت (در دین ) دست یافتی. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‌ات آمرزیده شد» . (7)

 

7- محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر

 

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن علی (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حیاتشان به شمار می‌آید» . (8)

 

8- حفاظت زائر در دنیا و آخرت

 

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم، کم‌ترین نصیبی که زائر امام حسین (ع) دارد، چیست ؟ فرمود: «ای عبد الله، کم‌ترین چیزی که برای او می‌باشد، این است که خداوند او و خانواده‌اش را حفظمی کند تا وی را به سوی خانواده‌اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حاف0او می‌باشد» (9)

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس به زیارت قبر حسین (ع) برود در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلی علیین می‌نویسد»

 

9- عنایت و توجه سیدالشهدا (ع)

 

امام صادق (ع) فرمود: «حسین در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر می‌کند . او نگاه می‌کند که چه کسی برای آن حضرت گریه می‌کند، پس برای او طلب آمرزش کرده و پدرانش را می‌خواند تا برای آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) می‌فرماید: اگر زائر من می‌دانست که خدا چه چیزی برای او عطا می‌فرماید شادی او بیشتر از جزع و بی‌تابی وی می‌گردید» . (10)

 

و امام حسین (ع) فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد» . (11)

 

10- خیر و برکت زیاد

 

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم می‌دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد ، برای زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله می‌کردند، و هر آینه اموالشان را برای رفتن به زیارتش می‌فروختند» (12)

 

و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم می‌دانستند که زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان می‌سپردند و نفس‌هایشان از شدت حسرت بند می‌آمد» (13).

 

11- برابری زیارت قبر حسین (ع) با حج

 

عبدالله بن عبید انباری گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، همه ساله وسایل تشرف به حج به رایم فراهم نمی‌شود. فرمود: «چون قصد حج نمودی و اسباب برایت فراهم نگشت ، به زیارت قبر حسین (ع) برو، که یک حج برایت نوشته می‌شود و چون قصد عمره نمودی و وسایل مهیا نشد ، عزم زیارت قبر حسین (ع) نما، که یک عمره برایت منظور می‌شود» (14)

 

12- نام زائر در اعلی علیین ثبت می‌شود

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس به زیارت قبر حسین (ع) برود در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلی علیین می‌نویسد» . (15)

13- غرق شدن در رحمت الهی

 

از امام صادق (ع) پرسیدند: ثواب کسی که قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، در حالی که کبر و غرور نداشته باشد چیست ؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته می‌شود . اگر شقی باشد، سعید نوشته می‌گردد، و پیوسته در رحمت الهی غوطه‌ور خواهد بود» . (16)

 

14- دعای معصومین برای زائر

 

معاویه بن وهب از امام صادق (ع) نقل نموده که فرمود: «ای معاویه، زیارت قبر حسین (ع) را از روی ترس وامگذار ، زیرا هر که آن را ترک کند ، چنان دچار حسرت می‌شود که آرزو نماید قبرش نزد او باشد . آیا دوست نداری که خداوند تو را در زمره کسانی به حساب آورد که رسول خدا (ص) و علی و فاطمه و امامان معصوم (ع) برایش دعا می‌کنند؟» (17).

 

و نیز فرمود: «همانا فاطمه (س) دختر محمد (ص) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور یافته و برای گناهانشان طلب آمرزش می‌کند». (18)

 

15- تجلی خدا

 

امام صادق (ع) فرمود: «به درستی که خدای تبارک و تعالی، قبل از اهل عرفات ، برای زائران قبر حسین (ع) تجلی می‌نماید، حوایج آنان را بر آورده می‌کند ، گناهانشان را آمرزیده و درخواست‌هایشان را به اجابت مقرون می‌سازد ، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نیز این‌گونه عمل می‌کند». (19)

 

16- سعادت

 

امام صادق (ع) به عبدالملک خثعمی فرمود: «زیارت حسین بن علی (ع) را ترک مکن و دوستانت را نیز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزیت را زیاد گرداند. خداوند سبحان زندگانی تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمی‌میری مگر سعادتمند ، و تو را در سلک سعادتمندان خواهند نوشت » . (20)

 

17- تأثیر زیارت در روز عاشورا

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس قبر حسین را در روز عاشورا زیارت کند ، همانند کسی است که در برابر او به خون خود غلطیده باشد» (21).

 

18- قرار گرفتن در جوار پیامبر و علی و فاطمه (ع)

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس می‌خواهد در جوار پیامبر (ص) و علی و فاطمه (ع) باشد، نباید زیارت حسین بن علی (ع) را ترک کند» (22).

19- تأثیر زیارت در روز قیامت

 

امام صادق (ع) فرمود: «هیچ کس در روز قیامت نیست مگر آنکه آرزو می‌کند که‌ای کاش از زائرین امام حسین (ع) می‌بود زیرا مشاهده می‌نماید که با زائران حسین (ع) به واسطه مقامی که در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل می‌شود» . (23)

 

و نیز فرمود: «هر کس دوست دارد در روز قیامت بر سر سفره‌هایی از نور بنشیند پس باید از زائرین حسین بن علی (ع) باشد» (24).

 

و زرارة بن اعین گوید: «امام صادق (ع) فرمود: «زائرین حسین یک برتری نسبت به سایر مردم دارند» پرسیدم : برتریشان چیست ؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت می‌شوند در حالی که دیگران هنوز در حال حساب هستند» . (25)

 

20- رهایی از شداید قیامت

 

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: «من تعهد می‌کنم که در روز قیامت هنگامه رستاخیز ، ضمن ملاقات با زائر حسین (ع)، دستش را بگیرم و از مراحل هول‌انگیز و سختی‌های قیامت نجاتش بخشیده و او را به بهشت وارد کنم»(26).

 

21- نجات از آتش جهنم

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس قبر حسین (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد می‌سازد، و روز ترس بزرگ (قیامت) او را ایمن می‌دارد . از خداوند نیز هیچ حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را طلب نمی‌کند مگر آنکه به او عطا می‌نماید»(27).

 

این آثار و آثار دیگری که به خاطر اجتناب از طولانی شدن مطلب ذکر نکردیم ، همگی به برکت وجود حضرت سیدالشهدا (ع) است که امیدوارم هر چه زودتر توفیق زیارت مرقد مطهرش نصیب تمام عاشقان گردد.

 

 

http://www.rahpouyan.net/index.php?news=2270




[ سه شنبه 15 آذر 1390  ] [ 7:42 PM ] [ مرجان ب ] [ نظرات 0 ]

 

الف.عاشورا

یکی از مسائل که حضرت امام(ره) در وصیت نامه ی تاریخی خود به ان عنایت دارند،زنده نگه داری و گرامیداشت عاشورا است.امام در وصیت خود مینیویسد:

و از آن جمله، مراسم عزاداری ائمه اطهارو به ویژه سیٌد مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین صلوات وافر الهی انبیا و ملائکۀالله و صلحا بر روح بزرگ حماسی اوباد هیچ گاه غفلت نکنند.

حماسه تاریخ ساز کربلا در تاریخ پربار خود، طاغوت شکن و فراهم اور زمینه شورش مظلومان عیه استکبار بوده و هست.اهمیت دادن به عراداری و یاد سرور شهیدان در کلام امامت امتیاد اور اهمیتی است که پیامبر اسلام(ص)برای این مساله قائل شدند و از سیٌدالشهدا به عنوان((زینت اسمان ها و زمین)) و نیز ((چراغ هدایت)) و ((کشتی نجات)) یاد کردند.روزی ((ابی بی کعبف در محضر رسول خدا(ص) که امام حسین علیه السلام وارد شد؛پیامبر به تاو نگریست و فرمود((یا اباعبدالله یا زینت السماوات و الارضین))ابی بن کعب با تعجب گفت: ((ای پیامبر!ایا غیر از تو کسی زسنت اتسمان ها و زمین است؟)) پیامبراکرم(ص) پاسخ داد: ((ای ابی!سوگند به خدایی که مرا مبعوث کرد،حسین در آسمان ها بزرگتر است از زمین و بر سمت راست عرش نوشته شده است:الحسین…مصباح هدی و سفینة نجاة)).و نیز فرمود((الا و صلی الله علی الباکین علی الحسین؛آگاه باشید درود خدا نثارعزاداران حسین علیه سلام است)).

پیامبر(ص)درباره ی اظهار محبت به امام حسین(ع) فرمود :

((ان الحسین فی بواطن المومنین محبة مکنونة؛در دل انسانئ های مومن،عشق به امام حسین(ع) نهفته است)).

هم چنین فرمود:

(( ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا؛شهادت امام حسین علیه السلام جوششی در دل مومن افکند که هیچ گاه خاموش نخواهد شد)).

امام بزرگوارمان از روح ارمان سازو حیات بخش عزاداری ها و راز اصلی حفظ و اهمیت این حماسه تاریخ ساز نیز سخن به میان آورده و خاطر نشان ساخته اند که:

و بدانند آنچه دستور ائمه علیهم السلام وبرایبزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن ونفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانه ملت ها است بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد.

لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشخار ثنلی از ائمه خق علیهم السلام الله به طور کوبنده فجایع ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یاد اور شود….

لازم به ذکر است که زنده نگه داشتن حماسه ی عاشورا را عامل وحدت مسلمانان نیز خواهد بود؛چنانکه حضرت امام(ره) فرموده اند:

آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنی علیهم صلوات الله و سلم است.

ب.جاودانگی حماسه ی عاشورا

تردیدی نیست که در جوامع اسلامی شیعی، حلول سال هجری قمری با اقامه ی عزا برای سبط دوم پیامبر(ص) و بزرگداشت حماسه ی و قیام کفر ستیز حسین بن علی علیه السلام به گونه ای شورانگیزآغاز میشود.عزاداری امام حسین علیه السلام به گونه ای سنتی و فراگیر و به شیوه ی مرسوم امروز از اواسط قرن سوم در دوران حکومت دیلمیان،مقارن ظهور شیخ مفید رواج یافته که با افزایش برخی اطز پسوند ها و براین سنت حیات بخش، همچنان در تداوم است.پسران فناخسروبابویه صندلی که از شیعیان و ارادت مندان اهل بیت علیهم السلام بوده اند کوشیدند تا اقتدار ایران را در برابر حاکمانم ستم کیش عباسی احیا کنند.این سلسله چون شیعه ی امامی بودن، عاشورا را به عنوان روز عزا در سال ۳۵۲، روز تعطیل عمومی اعلام کردند.می دانیم که طوفان بنیان کن قوای شیطانی تا کنون نتوانسته است،کم ترین خللی در جلالت پدید آوردغچنان که امام راحل فرمودند:

ملت ما را این مجالس(مجالس عزا)حفظ کرده؛بی خود نبود که مامورین ساواک رضاخان،تمام مجالس عزا راقدغن کردنند…در زمان محمدرضا هم به همین معنا منتها با فرم دیگر.

تمایز میان مرگ سرخ و مرگ طبیعی همچجونئ تمایز میان اب و سراب است ولی انچه به شرح و تنوضیح نیازمند است،تمایز اساسی برخی از مرگ هایسرخ از بعضی دیگر است.بر این اساس،هر محقق ژرف نگر،هر متفکر واقع بین و هر بیننده ی هوشمند میپرسد: چرا حماسه ی تاریخ ساز کربلا در میان جوامع بشری از چنان بالندگی و درخشندگی یی برخوردار است که سایر نهضت ها از این جهت قابل مقایسه با آن نیست؟

راز اصلی این تجلی و جاودانگی را میتوان در مسائل زیر جویا شد:

۱٫برجستگی پیشوای نهضت

برجستگی قیام به برجستگی پدید آورنده و اهداف او بستگی تام دارد و تردیدی نیست که برجستگی پیشوای نهضت در به سامان بودن موقعیت نهضت،تاثیری به سزا دارد؛ چنانکه آوازه ی تاریخی و جاودانگی نهضت نیز به اوازه ی پیشوای ان بستگی دارد.

در این باره پیشوای نهضت عاشورا را مثال می آوریم:پرچم حماسه ی عاشورا بردوش کسی است که امام واجب الطاعة و تجسم سیاست اسلامی و در دامان طهارت و عصمت نفسانی (دامان رسول الله)پرورش یافته است؛بدون تردید حرکت و سیره ی چنین انسانی الگوی جهانیان است؛چنانکه پرچم دارقیام عاشورا،خود این حقیقت اشاره دارد:

((فلکم فی اسوة؛من اسوه ای برای شمایم)).البته کردار،رفتار،گفتارو سنت چنین انسانی از ویژگی خاصی برخوردار است.امام باقر علیه السلام بر این اساس می فرمود((یکون لی بالحسین بن علی اسوة؛حسین بن علی علیه السلام اسوه ی من است)).

در کلام امام صادق علیه السلام نیز چنین آمده است:(لی اسوظ بما یصنع الحسین؛رفتار حسین علیه السلام الگوی من است)

آری برجستگی پیشوای قیام کربلااست که این قیام را جاودانگی بخشیده و سیمای تابناکش را پیش چشم بشریت متجلی ساخته است؛به گونه ای که همواره درس های حیات بخش به تاریخ میدهد و پشتوانه ی جامعه ی انسانی است.امام راحل می فرماید:

وقتی مردم ببینند این کلمه[ضد طاغوت] از حلقوم سیدالشهدا سلام الله علیه بیرمن می اید همه با هم مجتمع میشوند.

یشوای نهضت عاشورا علاوه بر برجستگی اجتماعی و شایستگس ممتاز شخصیتی دارای ویزگی های دیگری نیز بودند که هب ان ها اشاره خواهیم کرد.

۲٫ماهیت و راز اصلی نهضت

ماهیت هر قیام میتواند فلسفه دو اهداف اصلی ان را تبیین کند.قیام کربلا،نهضتی کاملا دینی و معنوی و ماهیت ان،الهی و مذهبی است.فلسفه ی این انقلاب،جز حمایت از حیات اسلام و استقرار نظام عدل اسلامی و کوبیدن نظام سلطه ی اموی نیست.این مساله در خروش و خشم الهی ان رادمرد به ظهور رسیده م تجلی خویش را در جمله ی معروف ان حضرت باز یافته است؛آنجا که فرمود:

و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛

فاتحه ی اسلام را باید خواند ان گاه که امت به جر ثومه ای چون یزید گرفتار شده باشد

توجه به ماهیت این قیام در هر دوره ای می تواند پشتوانه ای برای حرکت تاریخی امت اسلامی باشد؛همیناست که امام راحل چنین هشدار داد و فرمود:

مساله ی کربلا در راس مسائل سیاسی است .

انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم ان است.

[این قیام] خون های همه ی ملت های اسلامی را به جوش می آورد.

۳٫اهداف آسمانی

اهداف اسمانی قیام طاغوت شکن کربلا همان است که اهداف اصلی بعثت پیامبر انبیای بزرگ را تشکیل می دهد.هدف اساسی قیام امام علبه السلام را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

الف.حاکمیت حق.

ب.حکومت قانون.

ج.کوتاه شدن دست هوس پرتان از مملکت.

بسیاری از اهداف اصلی، بالفعل و بالقوه دیگر نیز از اهداف اصلی این حرکتند.در این باره سخن امام حسین علیه السلام گویای همین حقیقت است.

((الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومنین فی لفا الله حقا و انی لااری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما؛

آیا نمیبینید که حق، فروگذاشته می شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ [با این حال] سزاست که مومنِ،دوستدار دیدار خدا (مرگ)باشد.من مرگ را جز سعادت و زیستن با ستمکاران را جز شقاوت نمیدانم.

تردیدی نیست که اهداف گران بار نهضت کربلا، یکی ازعوامل جاودانگی این نهضت است؛زیرا هر انسان آزاده در جریان زندگی اجتماعی خود خواهان تحقق این اهداف است. پس بر افراد جامعه است که این الگو را همواره در پیش چشم نسل های جدید،سرزنده و پر طراوت نگهدارند.امام راحل(ره)می فرمود:(مجالس سوگواری، مجالس تبلیغ اسلام است.سیدالشهدا به داد اسلام رسید).

۴٫پیام های شور آفرین و آزادی بخش

پیام های شور افرین کربلا و حماسه ی عاشورا یکی دیگر از عوامل جاودانگی آن است.

کدام ملت است که در حیات فردی و اجتماعی خود به پیام معروف کربلا((هیهات منالذلة)) توجه نکرده باشد و پیرو منطق رهایی بخش آن نباشد؟و نیز کدام ازادی خواه پاک ضمیر است که از کلام الهی عاشورا((رضا الله رضانا اهل البیت)) درس اخلاص و حرکت نیاموخته باشد و همچنین کدام مسلمان جان بر کف و مجاهد فی سبیل الله که از اشعار ارجمند پرچمدار کربلا((الا من کان فینا باذلا مهجته موطنا علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنتا))

جوش و خرورش دیگر به سر نپرورده باشد ؟ پیام مهم امام حسین (ع) این است که اگر نجات اسلام و سرنگون کردن پرچم اهریمنان ، به اهدای خون و ایثار جان آدمی بستگی دارد ؛ باید مضایقه نکرد و دریغ روانداشت . امام راحل (قدس سره) براین اساس همواره می فرمود :

باید بعد سیاسی نهضت کربلا برای مردم بیان کرد و سیدالشهدا برحسب روایات ما و به حسب عقاید ما از آن وقتی که از مدین حرکت کرد ، می دانست که چه می کند و میدانست که شهید می شود ، حتی قبل از تولد او ، جبرئیل این مسئله را به رسول خدا اطلاع داده بود.

۵- درس ها و دستاورد های نهضت عاشورا

درس های آموزنده و دستاوردهای شورآفرین و حیات بخش حماسه ی عاشورا چه در زمان قیام و چه بعداز آن و چه در دوران های بعد تا به امروز ، قابل شمارش نیستند.بیداری اجتماعی،رسوایی گردانندگان نظام اموی و برملاشدن توطئه ی آنان ، ایجاد حرکت در جامعه علیه نظام حاکم آن روز ، به صدادرآوردن زنگ های خطر و دمیدن روح ایثار در کالبد جامعه ، تحمل مشکلات برای تحقق آرمان های والا ، تقویت روح بیداری و روحیه ی امید ک ((ان الباطل کان زهوقا)) گوشه از درس ها و دستاوردهای این حرکت شور آفرین است.

مهم ترین درس ها و دستاوردهای این قیام را می توان چنین برشمرد :

الف.وحدت کلمه

امام راحل (قدس سره) فرمود:

تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج است .

امام(قدس سره) از قیام تاریخ ساز ملت ایران علیه طاغوت به ((انفجار)) یاد می کند و در باب تبیین راز اصلی این انفجار تاریخی می گوید :

یک دفعه یک انفجاری حاصل شد که این انفجار در برکت همین مجالس ]بود[ که همه کشور را، دور هم جمع می کرد و همه به یک نقطه نظر می کردند.

این مجالس عزا یک سازماندهی سراسری...کشورهای اسلام یاست.

ب.تقویت روح پرخاشگری در برابر اهریمنان

امام امت دراین باره فرمود:

این خون سیدالشهدا است که خون همه امت های اسلامی را به جوش می آورد.

لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق علیهم سلام الله ، به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود.

گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود ، و اگر این دسته جات سینه زنی و نوحه سرایی نبود ، پانزده خرداد پیش می آمد.

سیدالشهداء...با قیام خود در مقابل طاغوت ، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن استعمار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست و این خود سرلوحه ی تعلیمات اسلام است .

این پرخاش و فریاد باید زنده بماند و برکاتش امروز در جنگ با یزیدیان زمان واضح و مملوس است.

ما هرچه داریم از محرم است و باید به عمق تأثیرآن در عالم توجه داشت .و ما با همین مجالس عزا و گریه قدرت ۲۵۰۰ساله را شکستیم.

اری طاغوت پهلوی چنانکه حضرت امام بدان تصریح داده بودندفدر پرتو شور و حماسه ی محرم شکست و در نهضت مشروطیت نیز چنین بود.

ج.استواری در راه

امام راحل در این باره می فرماید:

حضرت زینب که درباره ی مصیبات وارده بر او گفته شده است: تصغر عنده المصائب، بنی امیه را انچنان تحقیر کرد که در عمر خود چنین تحقیر نشده بود.

شما ملاحضه کنید.... وقتی در آن مجلس پلید یزید صحبت می شود، حضرت زینب-سلام الله علیها-قسم میخورد: ما رأینا إلا جمیلا.

د.عمل به وظیقه

امام راحل فرمود:

کسی مه در صدد عمل به وظیفه است،کسی که خالصانه، جهت جلب ذضای حق گام بر می داردف از شکست های مقطعی، یأسی به خود راه نمی دهد این روحیه بود که ملت ما را پیروز کرد و همچنان در صحنه نگه می دارد.کسی که برای خدا کار می کند شکست در آن نیست؛ ولو کشته بشویم،شکست نداریم.حضرت سیدالشهداهم که کشته شد،لکن شکست خورد؟ الآن بیرق او بلند و یزیدی تو کار نیست.

۶٫اهتمام امامان معصوم علیه السلام

امامن معصوم هر یک به گونه ای در بزرگداشت خاطره ی عاشورا و زنده نگه داشتن آن می کوشیدند،از جمله می توان به نقل های نه گانه ی زیر اشاره کرد:

۱٫کسی که در محرم،امامان معصوم را خندان نمی دید.

۲٫برای مجالس عزاداری حسین علیه السلام در روز عاشورا اهمیت ویزه قائل بئدند و می گفتند:

من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائج الدنیا؛

((طریحی)) لغت دادن بزرگ اسلامی در مجمع البحرین، ذیل کلمه ی ((عاشورا))(ماه عشر) می نویسد:

موسی کلیم درمناجات خود به درگاه خداوند متعال گفت:« پروردگارا! چرا امت محمد(ص) را بر دیگر امت ها برتری بخشیده ای؟»ندا رسید به دلیل وجود ده چیز که در میان آن ها دیده می شود.

موسی گفت:«آن ده چیز چیست تا بنی اسرائیل را به روی آوردن آنها تشویق کنم؟»ندا رسید:نماز،روزه زکات،حج،جهاد،جمعه،جماعت،قرآن،علم وعاشورا.موسی گفت:«عاشورا چیست؟»؛خداوند متعال فرمود:«عاشورا(روز)گریه کردن و شبیه گریه کنندگان بودن برای دختر زاده ی محمد(ص) و خواندن مراثی و اقامه ی ماتم بر مصیبت فرزند مصطفی است.

ای موسی!کسی نیست که در این روز اشکم بریزد و یا در شما را عزاداران باشد،مگر آنکه بهشت را از آن او کنم و هیچ کس در این روز مالی را در این راه خرج نمی کند، جز آنکه برکتی در مال او مقرر می دارم و در برابر هر درهم، هفتاد درهم به او می دهم و بهشت را جایگاه او می گردانم و او را می آمرزم،به عزت و جلالم سوگند که هیچ زنی یا مردی نیست که در روز عاشورا اشک بریزد جز انکه پاداش صد شهید را به او عطا کنم».

۳٫اهتمام به زیارت قبر سیدالشهدا.

اهتمام به زیارت کربلا از سوی امامان معصوم مورد توجه ویژه بوده است.رسول خدا(ص) و دیگر معصومان همواره،مومنان را به زیارت قبر سیدالشهدا دعوت می کرده اند.این مساله مورد توجه خود آن حضرت نیز بوده است.

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم :

من ارادالله به الخیر،قذف فی قلبه حب الحسین و حب زیارته و من ارادالله به السوء قذف قلبه فی قلیه بغض الحسین و بغض زیارته؛

آن گاه که خدا بخواهد به کسی خیری برساند عشق به حسین (ع) و زیارت اورا در دل وی به جنبش در می آورد ولی آن گاه که بخواهد به کسی شر برساند،بغض به حسین و بغض زیارت وی را در دل او به حرکت در می آورد.

((اربلی)) در کشف الغمه این حدیث را از پیامبر(ص) نقل می کند: ((من زار الحسین بعد موته فله الجنه؛هرکسی ]مزار[حسین را پس از مرگش زیارت کند،بهشت بر او واجب می شود)).

ونیز امام صادق(ع) فرمود:

زیارة الحسین واجبة علی کل من یقرالحسین باالأمامة من الله عزوجل و قال ایضاً زیارة الحسین تعدل عندالله مأة حجة مبرورة و مأة متقبله؛

زیارت]مزار[حسین برهرکسی به امامت الهی او اقرار کرده واجب است.و نیز فرمود:زیارت ]مزار[حسین برابر است با صدحج و صد عمره ی مقبول.

۴٫ترویج و تبلیغ اقامه ی عزا برای سیدالشهدا درمیان شیعیان.

۵٫ترویج انتخاب مهر نماز،فراهم آوردن تسبیح از آن تربت و شفادهی تربت کربلا.

۶٫توجه به هنر متعهد(آثارشاعران،نویسندگان،گویندگان و اندیشمندان) و تشویق آنان برای بازگو کردن مصائب اهل بیت.

۷٫معرفی نهضا تاریخ سازکزبلا به عنوان اسوه،چنانچه پیش از این احادیثی از امامام معصوم(ع)در این باره نقل کردیم.

۸٫موکول کردن انتقام به عصر ظهور موعود آل محمد(ص)،امامان معصوم (ع) در موارد گوناگون از امام زمان،موعود تاریخ،به عنوان منتقم خون به ناحق ریخته ی امام حسین (ع) یاد می کردند.این مسأاله هم باعث سرزندگی حماسه عاشورا است و هم دل ها را برای یاری دادن به خون خواهان کربلا با طراوت نگاه می دارد.نکته درخور توجه این است که سیدالشهدا(ع) به عنوان منتقم خون خود یادکرد و آن گاه که یاران گفتند: ((آن قائم کیست؟)) پاسخ داد:او هفتمین فرزند پسرم مکحمدبن علی است.

تریدی نیست که اهتمام امامان معصوم(ع)،درجلوه های مختلف به حفظ و بزرگداشت حماسه عاشورا،یکی از عوامل جاودانگی این نهضت است.

نتیجه

آنچه به اختصار برشمردیم بخشی از اسباب و عواملی است که راز جاودانگی حماسه ی طاغوت افکن و استکبار شکن کربلا را تشکیل می دهد . اگر کسی چون سیدالشهداء(ع)،حماسه شاز عاشورا نبود و ماهیت حرکت او خدایی نبود و اهداف،پیام ها،درس ها و دستاوردهای رهایی بخش و حیا ت آفرین او نبود،هرگز این نهضت اسوه نمی شد،بالنده و جاودانه نمی گشت و مانند سایر انقلاب ها پس از چندی به بایگانی تاریخ سپرده می شد.

بدون تردید جاودانگی و عظمت چشمگیر حماسه عاشورا،همان تحقق وعده الهی رسول خدا (ص) به فاطمه زهرا(س) درباب زندگی نسل های آینده تا روز قیامت است؛پیامبر اکرم(ص) به دخترش چنین نوید داده بود :

یا فاطمه! ان النساء امتی یبکون علی نساء اهل بیتی و رجالکم یبکون علی رجال اهل بیتی و یجددون العزاء جیلاً بعد جیل کل سنة فإذا کان یوم القیامة تشفعین انت للنشاء و انا اشفع للرجال،و کل من بکی منهم علی مصائب الحسین أخذنا بیده وأدخلناه الجنة.

یا فاطمه! کل عین باکیة یوالقیامة الا عین بکت علی مصائب الحسین فإنها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة؛

ای فاطمه! زنان امت برای زنان اهل بیت من و مردان امت برای مردان اهل بیت من اشک می ریزند و سنت عزاداری را در نسلی پس از نسل همواره حفظ می کنند و آن گاه که قیامت فرا رسد،شما زنان آنان و من مردان آنان را شفاعت خواهیم کرد.هرکس در مصیبت حسین(ع) اشک بریزد،من دست وی را می گیرم و به بهشت می برم.

ای فاطمه! همه ی چشم ها در قیامت گریان است مگر چشمی که در مصیبت حسین گریان باشد،آن چشم؛خندان و شادمان نعمت های بهشت است.

منبع : کتاب درس هایی از وصیت نامه امام خمینی (ره) نوشته سیدمحمد شفیعی مازندرانی

چاپ معارف،فصل چهارم،صفحات ۳۹ الی ۵۰

 

http://vasaya.persianblog.ir/post/2




[ جمعه 11 آذر 1390  ] [ 6:57 PM ] [ مرجان ب ] [ نظرات 1 ]

ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .


سال 61 هجری قمری بود و حدود نیم قرن از رحلت بنیانگذار دین مبین اسلام میگذشت ، معاویه که مردی سیاس و حیله گر بود و با خدعه توانسته بود خلافت را از صاحبان برحقش غصب کند از دنیا رفته بود و برخلاف عهدی که با امام حسن مجتبی (ع) بسته بود خلافت را به پادشاهی تبدیل کرده بود و اولین پادشاه این سلسله یعنی یزید را به تخت نشانده بود ، یزید مردی شرابخوار و بوزینه باز بود و بر خلاف پدر در ملاء عام انواع خلاف شرع ها را انجام میداد و جالب اینکه گروهی مزد بگیر و ابله وی را امیرالمومنین می خواندند و اوامر وی را مطاع میدانستند ، امام حسین ابن علی (ع) که هم از سوابق این فرد مفسد اطلاع داشتند و هم به یقین میدانستند در صورت بیعت با چنین آدم فاسدی قطعا اصل اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد و برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر از بیعت با یزید امتناع فرمودند و پس از تهدیدهای بسیار به قصد انجام حج عازم مکه شدند و در مکه نیز چون قرار بود توسط عوامل یزید ترور شوند نهایتا حج را نیمه کاره گذاردند و به دعوت اهالی کوفه عازم این شهر گردیدند ، اینکه چرا باوجود شناخت امام (ع) از مردم سست ایمان و ترسو و ابله کوفه باز دعوت آنان را پاسخ گفتند خود بحثی است که مجالی دیگر میطلبد ولی برای ما همین بس که امام حسین (ع) شاید میخواستند این رفتار در تاریخ ثبت شود تا ما از آن درسها بگیریم ، باری در چنین ایامی بود که خاندان و اصحاب امام (ع) در نزدیکی رود فرات توسط سپاه حرابن یزید ریاحی متوقف گردید و چند روز بعد یعنی در روز دهم همین ماه در این سرزمین مورد هجوم سپاهیان کفر و الحاد قرار گرفتند و با وضعی فجیع به شهادت رسیدند که نحوه شهادت امام حسین (ع) و هر یک از یاران ایشان از حبیب ابن مظاهر آن پیر کهنسال عاشق ولایت گرفته تا حضرت علی اکبر (ع) و حضرت علی اصغر (ع) دل هر انسان غیرتمندی را به درد می آورد و انسان با خود میگوید مگر میشود کسی که نام آدم را برخود نهاده حتی اگر مسلمان نباشد چنین جنایاتی را مرتکب شود آنهم در حق اما م زمان خود و نوادگان همان پیامبری که اسلام را به آنان ارزانی داشته و از آن اعراب جاهلی مردمی عزیز ساخته است ، واقعه عاشورا دیگر در تاریخ تکرار شدنی نیست اما مشابه آن را بامقیاسی دیگر و در ابعادی دیگر شاید بتوان در تاریخ و حتی تاریخ معاصر پیدا کرد و برای همین باید از آن وقایع درس بگیریم تا مبادا روزی مانند آن مردم در مقابل امام خود قرار بگیریم ، درسهایی که میشود از عاشورا گرفت .

1 – مردم کوفه مردمی سست عنصر و ابله بودند که در زمان حضرت امیرالمومنین علی (ع) بسیار در حق ایشان جفا کردند و به عنوان مردمی عهد شکن در طول تاریخ شناخته شده اند ، پس مراقب باشیم که عهد شکن نباشیم و نیاید روزی که ما باعث عبرت تاریخ و آیندگان باشیم .

2 – حکم خارجی بودن و از دین خارج شدن امام حسین (ع) را فردی امضاء کرد که در زمان خلافت امیرالمومنین (ع) حاکم شرع بود و در بین مردم قضاوت میکرد ، همین انسان کوته فکر و ابله در مقابل درهم و دینار خود را فروخت و رای به خروج حسین ابن (ع) از دین داد و ریختن خون این صلاله پیامبر را مباح دانست ، عجبا که این دنیا پرستی با یک انسان چه کارها که نمی کند ،یک آدم  تا چه اندازه میتواند نزول کند و به درجه ای از حیوانیت برسد که دین و امام زمان خود را به مشتی درهم و دینار بفروشد و در مقابل، خلافت فردی شرابخوار و بوزینه باز را حکومتی شرعی قلمداد کند !!!! پس هر آینه باید از شر شیطان به خداوند متعال پناه برد .

3 – اهالی کوفه و سپاه عمر سعد با اسم اسلام و با نام مسلمان در مقابل امام خود صف آرایی کردند و وحشیانه ترین روشها را در حق ایشان روا داشتند ، روشهایی که جز در قضیه خوارج نهروان در جای دیگری ثبت نشده مگر بطور محدود و در زمان جاهلیت ، یعنی آنگونه که این مسلمان نماها با اهل بیت رسول خدا(ص) رفتار کردند با کفار رفتار نشده بود و جالب اینکه این اعمال خود را به دین نسبت میدادند و بر آنان حرجی نبود زیرا دین بی امامت و دینی که از زبان معاویه ها و یزید ها بر زبان رانده شود و ترویج شود بجز این سرانجامی نخواهد داشت .

اما حتما همه شنیده ایم و خوانده ایم که : کل ارض کربلا  کل شهر محرم و کل یوم عاشورا

شاید بیراه نباشد اگر بگوئیم پس از حوادث عاشورا عاشورا های دیگری در تاریخ اتفاق افتاد که اگر چه در آن واقعه امام معصوم نبود و یاران و صحابه ایشان به شهادت نرسیدند اما در برخی ابعاد مشابه آن وقایع بود و شاید بتوان بخشی از تاریخ معاصر ایران خودمان را نیز با آن عصر مقایسه کرد .

حضرت روح الله (ره ) در یکی از سخنان گهر بار خود در دیدار با جمعی از رزمندگان، مردم ایران را با اصحاب حضرت امام حسین (ع) مقایسه فرموده بودند و در برخی موارد

مردم ایران را بهتر دانسته بودند که بحق چنین بود  اما بعد از رحلت حضرت روح الله (ره) و بخصوص در این ده ساله اخیر وقایعی رخ داد که شاید بتوان آن را با وقایع صدر اسلام مقایسه کرد و اگر نبود هوشیاری و نگاه تیزبینانه مقام عظمای ولایت (حفظه الله )

و تابعیت محض گروهی از جان برکفان ایشان از ولایت مطلقه فقیه شاید آن روزگاران در ایران اسلامی تکرار می شد.در ادامه  به چند نمونه اشاره می کنیم .


1 -  با انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران گروهی از معاندان نظام و در راس آنان عناصر سیا، فرصت را مغتنم شمرده و شروع به برنامه ریزی برای کودتای نرم در ایران نمودند و از همه ی پتانسیل های داخلی و خارجی خود در این زمینه بهره بردند ، شاید بتوان اوج این اقدامات را در حوادث کوی دانشگاه در تیرماه سال 78 مشاهده کرد ، در آن حوادث تعدادی از مسئولین دولت اصلاحات دست بدست عناصر اغتشاش داده

و تا اهانت به رهبری نظام هم پیش رفتند و اگر نبود هوشیاری امت حزب الله و دلسوزان نظام شاید در همان سال این تلاش دشمنان به ثمر میرسید اما نصرت الهی شامل حال این ملت بود و این کودتای خزنده ابتر ماند ، هر چند عناصر دولتی بعدها خود را بی گناه جلوه دادند اما بر هر عاقلی مسلم است که بدون حمایت این آقایان چنین حرکتی ممکن نبود .

2 – پس از شکست پروژه  کوی دانشگاه ، وزارت علوم دولت خاتمی با هدف به کنترل درآوردن دانشگاهها، گروهی از عناصر خود را به عنوان تحصیلات تکمیلی به کشورهای اروپایی اعزام کرد  و پس از برگشت، آنها را بر کرسی استادی دانشگاهها نشاند تا  برای مقاصد بعدی این خط فکری آماده باشند .

3– پس از انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری و کوتاه شدن دست عناصر باصطلاح اصلاح طلب از قدرت، این عناصر با توجه به اینکه در دولتهای ششم و هفتم هم مال فراوانی  اندوخته بودند  و هم نیروهایی را تربیت کرده بودند از اموال و نیروهای خود استفاده کرد ه و شروع به جنگ روانی بر علیه بنیادهای نظام کردند ، از نوشتن مقاله در نشریات به اصطلاح دانشجویی گرفته تا تجمعات و .... و به زعم خود جامعه را آماده کودتای مخملین کردند .

4 – با شروع تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم ، متخصصین این جبهه ابتدا به هر سه کاندیدای مخالف رئیس جمهور توصیه کردند از اتهام دروغ پردازی دولت استفاده کنند و آنقدر روی این نکته تکیه کنند که همگان باور کنند و پس از آن اینطور القاء کردند که چون رئیس جمهور مورد تائید رهبری است اگر رای نیاورد در واقع رهبری رای نیاورده،بنابراین همه تلاشها باید بر این نکته متمرکز می شد تا هر کسی انتخاب شود جز رئیس جمهور مورد تائید رهبری، و چون در این امر ناکام ماندند پروسه قیام خیابانی را کلید زدند .

5 – پس از اعلام نتایج انتخابات سران فتنه با برنامه ریزی ، تبلیغات و سازماندهی از پیش تعیین شده در ابتدا دانشجویان هوادار و سپس سایر اقشاری که از قبل مورد هجمه روانی قرار گرفته بودند را به خیابانها ریخته و چنان کردند که همگان دیدیم و شنیدیم ، آنان به زعم خود قرار بود تیر خلاص را به نظام شلیک کنند و نهایتا نظام را تغییر دهند که با هوشیاری رهبری معظم انقلاب و تلاش و کوشش جان برکفان خمینی کبیر(ره) و پیروان حضرت سید علی این کوشش آنان نیز ابتر ماند .
6 – نکته قابل تامل اینکه این آقایان در طول مبارزات انتخاباتی و پس از آن خود را منتسب به حضرت امام میکردند و میکنند و این اعمال خود را عین تبعیت از منویات حضرت روح الله (ره) می دانند و حال آنکه دقیقا بر خلاف وصایای حضرت روح الله (ره)عمل می کنند و خود نیز این را میدانستند ولی خود را به حماقت زده بودند و میزنند .
7 – در جریان فتنه اخیر تعدادی از خواص نظام که میتوانستند نقش موثری در کنترل اوضاع داشته باشند و صدمه بر پیکره نظام را قدری کمتر نمایند برخلاف چیزی که انتظار میرفت یا از این جریان فتنه حمایت کردند و یا ساکت نشستند و بر باد رفتن دستاوردهای جمهوری اسلامی را نظاره کردند که باید به این آقایان گفت : شما در آن دنیا با حضرت امام (ره) و ائمه معصومین (ع) روبرو خواهید شد آیا واقعا پاسخی برای آنان خواهید داشت .

اما درسهایی که میتوانیم از واقعه عاشورا و مقایسه آن با شرایط حاضر بگیریم :

1 – در واقعه عاشورا مردم امام خود را رها کردند و بدنبال شعارهای واهی براه افتادند و بعضا بخاطر هوسهای دنیایی مرتکب این جنایات شرم آور شدند ، پس به هوش باشیم که در مسیر انقلاب اسلامی تبعیت از رهبری را فراموش نکنیم چرا که عدم تبعیت محض از اوامر رهبری ما را به تبعیت از شیاطین رهنمون میسازد و تبعیت از شیطان یعنی خسران دنیا و آخرت .

2 – در واقعه عاشورا گروهی بودند که تماشاگر بودند و بر علیه امام دست به شمشیر نبردند اما امام را نیز یاری نکردند ، این گروه نیز به فرموده امام سجاد (ع) اهل آتشند چون با قرار گرفتن در صف مقابل تعداد مخالفین را زیاد نشان دادند و اهل بیت را خون جگر کردند پس مراقب باشیم در حوادث و رخدادهای انقلاب هر جا که دیدیم انقلاب مورد هجمه است ساکت ننشینیم و قیام کنیم تا اهل دوزخ نشویم .

3 – در واقعه عاشورا  برخی خواص نیز از همیاری امام زمان خویش سر باززدند و شاید گروهی از مردم نیز به همین واسطه از همیاری امام خویش بازماندند و گناهی نابخشودنی را مرتکب شدند ، پس خواص مراقب باشند اگر در این مواقع از یاری ولایت خودداری نمایند گناه آنان از سایرین و عوام سنگین تراست .

و حرف آخر اینکه :

دشمنان همواره در کمین اند تا این نظام را ساقط کنند و حکومتی دست نشانده مانند پهلوی و سفاک تر از آنرا در ایران حاکم نمایند پس بر هر ایرانی حتی اگر مسلمان نباشد ایستادن در مقابل دشمنان واجب است و ملت ایران این مقاومت و ایستادگی را در مقاطع مختلف به اثبات رسانده اما دشمنان نیز از پای نخواهند ایستاد پس هوشیاری و اطاعت از رهبری تنها چاره و راه مقابله با دشمنان این مرز و بوم است و بس .

و اما آقایانی که فتنه انگیزی را رها نکرده و هنوز هم با دادن بیانیه و به خیابان کشاندن چند نفر فکر میکنند می توانند به اهداف خود برسند هشدار می دهیم که ما فرزندان عاشورا و پیروان ولایتیم و با این اعمال کودکانه سنگر حمایت از رهبری را رها نمی کنیم و اگر روزی ببینیم توصیه های دلسوزانه مقام عظمای رهبری در شما کارگر نیست و همچنان اصرار دارید خود را از مردم جدا بدانید و از همراهی با این امت شهید داده سرباززنید ، این امت و فدائیان حضرت روح الله (ره) بالاخره روزی صبرشان به آخر خواهد رسید و تکلیف شما را یکسره خواهند کرد پس دلسوزانه از شما میخواهیم نادم شوید و به خیل عظیم مردم بپیوندید چرا که فردا دیر است .

در پایان سخنی نیز با مراد و مرشد خود حضرت سید علی (حفظه الله) داریم :

رهبرا ما جان برکفان ولایتیم و تا آخر با شما خواهیم بود و اگر همه دنیا دست بدست هم دهند تا ما را از شما جدا سازند در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و لحظه ای از اطاعت و یاری شما دست بر نخواهیم داشت چرا که اعتقاد راسخ داریم یاری شما یعنی یاری امام زمان (عج) و یاری آن حضرت یعنی یاری حسین ابن علی (ع) پس اگر ما در کربلا و روز عاشورا نبودیم تا از حریم ولایت دفاع کنیم امروز با همه وجود و جان ناقابل خود از حریم ولایت دفاع خواهیم کرد و معتقدیم : ان حزب الله هم الغالبون .

 

http://www.bultannews.com/fa/news/20658




[ جمعه 11 آذر 1390  ] [ 6:57 PM ] [ مرجان ب ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ در مورد امام حسین است.هر توضیح،تصویر و یا دل نوشته ای در مورد سرورم باشد را قرار خواهم داد. ان شا الله مورد رضایت عزیزترینم قرار بگیرد.
نویسند وبلاگ
لینک دوستان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 55588 نفر
كل مطالب : 104 عدد
تعداد کل نظرات: 20 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 19 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 29 بهمن 1393 
امکانات وب