مدافع حرم
شهیدحمیداللهیاری: خدایا ما میرویم و نمی گذاریم شعارالله اکبر خاموش شود در حالیکه نگرانیم که بعد از ما یادگار شهدا و وارثان خون شهدا چه خواهند کرد.
 آنانکه با هزار دلیل زندگی می کنند نمی توانند با یک دلیل بمیرند ولی آنهایی که با یک دلیل زندگی می کنند با همان یک دلیل نیز می میرندو. خداوندا ما را نیز مانند شهدا عاشق خود کن.
--------------------------------------------------------------------------------
نپرس .... از هیچ مپرس .... از قدمهایی که بر خاک خونین تو گذاشتم مپرس ... از دل تنگم اما ....کاش بپرسی .... کاش بدانی که آنقدر ته دلم به خاطر آن روز که از جلوی معراج رد شدیم اما بی نصیبی خفتمان کرد و دستم به تو نرسید چقدر ضجه زدم .... . . . کاش بپرسی از حالم . . .کاش گاهی بیایی به خوابم .... . . انتظار زیادی نیست ....فقط یک خواب .... . . . دلم به وسعت یک بغض تنگ است .... اگر نیایی و نپرسی و .....
--------------------------------------------------------------------------------
زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر ای شهید ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.. گمنامند همچون مادرشان......... ای شهید پوتین هام جامانده اند پلاکم را جا گذاشته ام در این دیار غربت آیا دستت را بلند می کنی که دستانم را در آغوش گرمت بگیری تا پیدا کنم جامانده گی ام را؟؟؟؟؟ اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک
---------------------------------------------------------------------------------
زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر ای شهید ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.. گمنامند همچون مادرشان......... ای شهید پوتین هام جامانده اند پلاکم را جا گذاشته ام در این دیار غربت آیا دستت را بلند می کنی که دستانم را در آغوش گرمت بگیری تا پیدا کنم جامانده گی ام را؟؟؟؟؟ اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک
----------------------------------------------------------------------------------
کاش که منم گمنام بودم تو این زمونه هر کی که گمنام نباشه مونده تو بونه خدایا گمنام بودنـــــــو به من عطا کن بدی هامو پاک کن و با خوبا رها کــــن شادی گمنام بودن و فقط یه بار گفت همینکه گفت یهو یه خمپاره بهش خورد
----------------------------------------------------------------------------------
باسلام شهید 19 ساله گمنام (البته در دید ما گمنام اند اما نامی ترین افراد همین عزیزانند)باعث سرازیر شدن خیرو برکت به شهر ک پردیسان خواهد شد به شرط اینکه ماهم رسم رفاقت را بلد باشیم

ادامه مطلب

[ یک شنبه 14 مهر 1392  ] [ 2:12 PM ] [ مهدی ] [ نظرات 0 ]
ای کشتگان عشق برایم دعا کنید یعنی نمیشود که مرا هم صدا کنید؟ التماس دعا دارم
------------------------------------------------------------------------------
خدایا ما را همّتی عطا فرما تا همّت شویم چرا که همّت همّت کرد تا همّت شد. جنگ ما انبار آذوقه ای پر بود برای کسانی که برای جمع آوری آذوقه آخرت آمده بودند.
------------------------------------------------------------------------------
شهید...ای که نام توخلاصه ی پاکیست چقدر پیراهن خاکی توافلاکیست چقدر قمقمه ی خالی ات ادب دارد هنوز نام اباالفضل زیر لب دارد... شادی ارواح پاک شهدا صلوات.
-------------------------------------------------------------------------------
سلام بنده یک مسیحی هستم از اون وقتی که هیت شهدای گمنام اسلامشهر راه افتاد وبا آقای سیدحسین موسوی آشناشدم موفق به تحقیق کردن درمورد شعیه شدن اختیاری شده ام ازشماممنونم.
-------------------------------------------------------------------------------
نه جامه ای،نه پلاکی، نه عطر خاطره ای نه ره به سوی تو دارد نگاه پنجره ای نه واژه ای، نه کلامی، نه بانگ آوازی نه بغض می شکند در تو تار حنجره ای سکوت، غرق سکوتی شهید گمنامم! ندارد آن دل پرخون سر مناظره ای توکیستی گل پرپر که در عبور از خاک؟ میان حلقه ی فوج ملک محاصره ای نمی شناسمت اما چه می درخشی تو که آفتابی و من اشتیاق شاپره ای تو آن قدر به خدای امید نزدیکی که دست سبز گشایش برای هر گره ای دریغ و درد که آغوش شهر کوچک بود برای چون تو بزرگی، شهاب گستره ای
-------------------------------------------------------------------------------
آرزوی شهادت دارم. و از شما میخوام دعام کنید. یقین دارم که زنده اید و دعاتون مستجاب میشه. خیلی محتاجم
-------------------------------------------------------------------------------
اشک تو چشمامه...یکبار تصویر و فیلمش را در تلویزیون دیدم...چند سال پیش..توی آبادان بود..اگر اشتباه نکنم نشسته بود روی یک تانک و حرف میزد...یک دنیا از حرف زدنش لذت بردم...شیفته اش شدم...طرز حرف زدنش را برای دوستم تعریف میکردم اما حیفم می آمد که ازش تصویری ندارم که نشانش بدهم...امروز اینجا در سایت شما پیداش کردم...کاش میشد بیشتر ازش بدانم...چشمام خیسه
-------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب

[ یک شنبه 14 مهر 1392  ] [ 2:11 PM ] [ مهدی ] [ نظرات 0 ]
سلام برادر آشنایم،نمی دانم چه جوابی درقیامت به تو وهم رزمانت بایدبدهم، من که با آغاز جنگ وارد مدرسه شدم وبا تمام وجود آرزوهای کودکیم را با جنگ وشهادت، قلک های کمک به جبهه و...گذراندم و الان احساس خفگی می کنم .خوش به حالتان که رفتیدوماندگار شدید وماماندیم وگم شدیم.
-------------------------------------------------------------------------------
چه زیباست شاپرک ذهن را به پرواز در آوردن وبا صدای بلند فریاد زدن که بگوییم ای شهید عزیز وبزرگوارهمیشه در دل های ما جاودان هستی.
-------------------------------------------------------------------------------
هرگز فکر نمی کردم میان رفتن وماندن این چنین فاصله باشد،فاصله ای که ما فقط می توانیم بمانیم وغم واندوه را به جان بخریم وشماهایی که رفتیدو هرگز نظاره گر خزان نبودید.
------------------------------------------------------------------------------
سلام شهیدمحمدرضا تورجی زاده. خیلی دوستت دارم و ازشمامیخوام برام دعاکنید که خدا اون مقامی راکه بهتون داده به من هم بده یعنی بتونم برای بی بی دوعالم حضرت صدیقه(سلام الله علیها) بخونم  و آخر سر مثل خود شما براثر ترکش به پهلو و بازو و سرشهیدبشم ولی شماکجا و من کجا.
-------------------------------------------------------------------------------
راهیــان نــور نــورافشـــان کننـد کلبـــه خامــــوش دل تابـــان کنند از طبیبــــان دردشان درمـان نشد دردشــان را قدسیـان درمان کنند نوش جــان جام می عهــد الســت غســـل جــان با قطــره باران کنند با انالحـــق دم زنان منصـور وار خویشتــن را راهــی میــــدان کنند رقص آتش لایــــق پروانه هاست کاین چنین جان را فـدای جان کنند جان به اخلاص طبق وا می نهنـد تا که عالم را زخود حیـــران کنند عهد و پیمان بسته با معبود خویش عزمشـــان را تکیـه بر ایمـان کنند رو دل آوای از پـــس ایــن قافلــه تا تــو را هــم شهــره دوران کنند

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 14 مهر 1392  ] [ 2:10 PM ] [ مهدی ] [ نظرات 0 ]

 بسم رب الزهرا... سلام بر شهیدان... سلام بر آن دلاوران و مؤمنین جان بر کفی که به عشق خدا به جهاد رفتند. سلام بر شهید احمد کاظمی که مدیون این بزرگوار هستم. نمی دانم چرا هر وقت دلم می گیره اینجوری می شم...؟! یعنی دلم می خواد که با شهیدم یا با عزیز ترین کسم صحبت کنم، درد دل کنم و ... ولی یک چیزی که بر من حجت شده این است که شهدا حرف دلم را می دانند و نیازی نیست من بر ایشان ظاهر سازم. از چه بگویم ؟ از این وضع بگویم؟ از تنهایی رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به امر رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به مسائل دین بین مردم بگویم؟ از پایمال شدن خون شهدای هشت سال جنگ سراسر مقدس بگویم؟ از چی بگویم ؟ ! هــــان ؟!!! آیا شهدای ما رفتند تا برادران و خواهرانم اینطور با هم رابطه داشته باشند؟ آیا شهید دادیم که ظاهر خواهرم اینطور باشه؟ آیا ما امثال کاظمی ها دادیم تا دانشگاه بشود مبدا و مقصد گناه؟ این ها کدامش آرمان شهداست؟ هیــــــــــچ کدام.............. شهدا از ما خواستند راهشان را برویم. راه شهدا کجاست؟ راه شهدا را از کجا پیدا کنیم؟ جواب سوال را هم خود شهدا داده اند هم در عمل ثابت کردند و هم در گفتارشان... با تامل در کار این عزیزان به حرف شهید کاظمی می رسیم که فرمودند : ( شهدا از ما می خواهند راهشان را ادامه دهیم ، این راه روشنه روشنه ، فانوس به دست گرفته ایم ، برای چه ؟) آن شهیدی که شانزده سال زیر خاک دفن شده و هنگام تفحص و به وقت دیدن روی مبارکش آن بوی خوش بهشت از تن مبارک و خداییش بلند می شود ، به ما چه می گوید؟ به ما چه درسی می دهد؟ این درس که ازش گفتم درسی نیست که به ما در دانشگاه و حوزه درس بدهند. این درس را شما باید خودت برداری و خودت پرورشش دهی، با نماز ، روزه ، دعای خیر ، احترام به پدر مادر و ... حاج حسین خرازی که دستش را به عباس بن علی (ع) داد ، کسی هست که همه او را با قرآنش می شناختند. حسین خرازی ای که همیشه مشغول تلاوت قرآن بود و با خدایش عاشقی می کرد. این ها درس عاشقی است. در وصیت نامه ی یک شهید بیست ساله خواندم که : هر روز برای عشقم تکه ای از عشق نامه ام را می خوانم. (تکه ای از عشق نامه : سوره ی یاسین) شهدا با همین درس، خدایی و آسمانی شدند. نمی دونم بگم جای شهدا خالیست یا نه؟! بگم خالیست که فیض شهادت ارزش بی نهایت دارد. بگم خالی نیست که الان با این آدم ها چه کنیم ؟ خیلی سخته تو مملکت خودت که رهبر آن سید علی خامنه ایست نتونی حزب اللهی زندگی کنی توکلم به خداست و یاد خاکستر و سر رسول خدا می افتم. خیلی سخته ، بخدا سخته... حرف زیاد دارم و با این شعر تمومش می کنم : دیگر این خانه مرا تنگ بود ****** زندگی بی شهدا ننگ بود


ادامه مطلب

[ یک شنبه 14 مهر 1392  ] [ 2:09 PM ] [ مهدی ] [ نظرات 0 ]
سلام
سلام بر چشم انتظاری
سلام بر بوی تربت
سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند
خیلی هاشان بی سر
خیلی هاشان هم بی پلاک
سلام بر دل مادران
سلام بر مفقودین
درود بر شهدای گمنام

وای بر من که هنوز...
--------------------------------------------------------------------------------
پنجره زیباست اگر بگذارند! چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند! من از اظهار نظر های دلم فهمیدم؛ عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند!... شهدا میدونم گنه کارم میدونم حتی نباید اسمتونو به زبونم بیارم از شرمساری!.. اما شما ... یه نیم نگاهی هم بهم کنید!!!!!! اللهم الرزقنا توفیق الشهادته فی سبیلک
--------------------------------------------------------------------------------
کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم ، بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم!نکند عکس آنها را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم.
--------------------------------------------------------------------------------
آنچه دل های ما راشیفته این شهدا کرده است پیوستگی آنها با حرکت الهی انبیاءواولیاست
-------------------------------------------------------------------------------
تفحص شهدا خوب ونکوست، ازآن برتر تفحص اندیشه های رزمندگان است که می بایست گشت و پیدا نمود.

ادامه مطلب

[ یک شنبه 14 مهر 1392  ] [ 2:06 PM ] [ مهدی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

تقدیم به حاج قاسم و یاران
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 94568 نفر
كل مطالب : 121 عدد
تعداد کل نظرات: 8 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 15 دی 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 فروردین 1393 
امکانات وب
Online حدیث موضوعی User

تماس با ما

IranSkin go Up
IS