این وبلاگ در جهت خیزش اقتصاد در ایران پایه گذاری شده و هدف اصلی آن اطلاع رسانی در راستای حوزه ی اقتصاد و جهاد اقتصادی در ایران می باشد. اقتصاد در همه ی حوزه ها از قبیل علمی،دینی،فرهنگی،هنری،ورزشی و در جوامع مختلف خانواده و ... بررسی می شود. امید است مورد رضایت شما کاربران عزیز قرار بگیرد.

صرف نظر از آرمان تحقق عملي اقتصاد اسلامي در جوامع مسلمان ، دستيابي به الگوي نظري جامع آن ، هدف بسياري از اقتصاددانان مسلمان بوده است.

محققان بسياري به بحث اقتصاد اسلامي وارد شده اند که رويکردهاي هر يک از آنان ادبيات خاص و نيز نقاط ضعف و قوت خود را داراست.

با اين همه چنان که پيداست براي برداشتي جامع و مانع از اقتصاد اسلامي هنوز به فرصت نيازمنديم. يکي از رويکردهاي مزبور در حوزه تحقيقات اقتصاد اسلامي به زبان فارسي رويکرد محققان حوزوي است که پس از سالها ممارست در علوم مختلف اسلامي وارد فضاي مباحث اقتصاد اسلامي شده و به تلاشي جدي براي نقد و اصلاح ادبيات اقتصادي با توجه به مفاهيم و ارزشهاي اسلامي دست زده اند.

ويژگي عمده اين رويکرد، به رغم سرشاربودن از مفاهيم ديني و آيات و روايات ، دوربودن از فضاي واقعي اقتصاد يا پديده ها و مناسبات اقتصادي جامعه است که مقدمه اي ضروري براي درک عميق و تحليل صحيح اقتصادي است.

همچنين حجم بالايي از مطالب توليد شده در اين رويکرد به مطالعه تطبيقي مفاهيم و مباني نظري دانش اقتصاد معطوف است ؛ به عنوان مثال مباحث مالکيت ، کميابي يا پريابي به عنوان موضوع اصلي علم اقتصاد، مباني و اهداف نظام اقتصادي ، توزيع درآمد و ثروت و عدالت اجتماعي از موضوعاتي هستند که در صفحات بيشتر اين تحقيقات به چشم مي خورد.

شايد به عنوان کليدي ترين وجه مميزه اين نگرش بتوان به اين نکته اشاره کرد که مباحث مطرح در آن هيچ گونه چالشي با نظام اقتصادي سرمايه داري که در واقعيت جامعه ساري و جاري است ، ايجاد نمي کند (بجز استثناهايي مثل بحث بانکداري که البته آن هم به نوبه خود داراي نواقص و مشکلات جدي است).

البته اين به معناي آن نيست که در نظر ما هرگونه الگوي اسلامي اصالتا بايد به نوعي با الگوهاي مدرن و غربي تعارض داشته باشد. خير؛ بلکه ما به اين مساله به عنوان يک علامت سوال و محل ترديد مي نگريم.

علاوه بر اين نبايد فراموش کرد که وجود مجموعه اي از معضلات در نظام اقتصاد سرمايه داري بوده است که ما را به سمت ايده جديدي از اقتصاد که الهام گرفته از مباني ديني باشد، سوق داده است ؛ پس بايد انتظار داشت راه حل جديد ويژگي هاي متفاوتي از راه حل حاکم و متعارف داشته باشد.

يکي از مفاهيم اقتصادي که به زعم محققان اين رويکرد، با معيارهاي اقتصادي اسلام ناسازگاري دارد، مفهوم نفع شخصي و سودجويي است که بنيانگذاران علم اقتصاد و اخلاف آنان تا امروز آن را به عنوان موتور محرک فعاليت هاي اقتصادي جوامع دانسته و مي دانند. به اعتقاد فيزيوکرات ها محرک انسان نفع شخصي اوست که در زندگي مانند چراغي راهنماي او خواهد بود.

انسان با استفاده از عقل خود نفع شخصي خود را جستجو مي کند. برهان عقلي راهنماي فعاليت انسان است و فکر تمتع بيشتر، توجيه فعاليت هاي اقتصادي بشر است.»

همچنين باستيا، به عنوان يکي از اقتصاددانان کلاسيک مي گويد: «در بادي امر که انسان در جستجوي تامين نفع شخصي خويش است مي کوشد براي نيل به اين منظور هر چه بهتر و بيشتر تمايلات و نيازمندي هاي ديگران را دريابد و برآورده کند؛ زيرا تنها به اين طريق خواهد توانست حداکثر منفعت را به دست آورد. در اقتصاد آزاد، چگونگي نوسان قيمت ها بهترين راه شناسايي تمايلات مصرف کننده براي توليدکننده به شمار مي رود.»

و در نتيجه فعاليت اقتصادي انسان بدون آن که خود او بخواهد يا حتي بداند مطابق مصلحت و نفع جامعه است. اما با اين حال مفهوم نفع شخصي و سودجويي به عللي که درصدد جستجوي آن هستيم ، انعکاسي منفي و مخالف با مفاهيم و ارزشهاي اسلامي در اذهان بسياري از متفکران مسلمان داشته است.

جالب اينجاست که با مرور آيات و روايات شريفه نيز نمي توان شواهدي عليه اين مفهوم اساسي اقتصادي يافت ؛ بلکه بعکس لحن آيات شريفه قرآن و روايات معصومين عليهم السلام بيانگر اين است که خداوند دنيا و نعمات گوناگون آن را براي بندگانش آفريده است و انسان را به تلاش و کوشش براي ابتغاي فضل الهي و کسب رزق حلال تحريض و تشويق مي کند.

با دقت در نصوص ديني مي توان ادبيات مربوط به بحث را به 2 بخش تقسيم کرد. بخش اول آيات و رواياتي است که به خود مساله مال يا ثروت (و به تبع آن سود و منفعت اقتصادي) مي پردازد و بخش دوم به آثار و توابع مال يا ثروت ، به عبارت ديگر بخش دوم ناظر است بر مجموعه اي از قوانين تکويني و طبيعي که بر رابطه انسان و ثروت حاکم است ، مانند بسياري ديگر از قوانين تکويني حاکم بر جامعه و تاريخ.

آيات و روايات دسته اول يکسره مال را به عنوان يکي از نعمات الهي تلقي کرده و آن را امانتي نزد انسان مي شمارند (المال مال!... يضعه عندالرجل ودائع.)

در قرآن از مال با تعابير متعددي همچون نعمت ، رزق ، طيبات ، فضل ، رحمت ، حسنه ، خير و... ياد شده است ؛ همچنين نسبت به کسب آن - از راه حلال - تحريض شده است. (جمع /10)

در مجموع در ميان اين دسته از آيات و روايات نمي توان شاهدي در ذم و نکوهش ثروت يا سودجويي يافت. شايد اين آيات و روايات دسته دوم باشد که باعث شکل گيري نوعي نگرش منفي نسبت به مال ، سودجويي و ثروت اندوزي ميان انديشمندان مسلمان شده باشد: «کفار گفتند ما داراي اموال و اولاد بيشتري هستيم ، بنابراين ما عذاب نمي شويم.» (سبا/ 35)

«واي بر هر عيبجوي هرزه زبان ، که مالي اندوخته و دايم آن را مي شمارد، مي پندارد که ثروت او موجب جاودانگي او خواهد شد. هرگز چنين نيست. او در آتش عذاب الهي خواهد افتاد.»(همزه / 1 تا 5)

اما آيا اين تعابير بيانگر قبح ذاتي مال يا ثروت است؟ بايد گفت خير، بلکه اين دست مطالب درصدد بيان واقعيتي اجتماعي و تاريخي درباره ثروت است ، قانوني تکويني که از بدو پيدايش جامعه بشري بر رابطه انسان و مال حاکم بود و هست:

هرچه انسان بيشتر از ثروت و مال دنيا - و ديگر نعمات دنيوي - برخوردار شود، اين اموال ، بيشتر وي را از ياد خداوند و جهان ديگر غافل مي کند و چنانچه اين غفلت تشديد شود، باعث طغيان و سرکشي انسان نسبت به پروردگار خود مي شود: «همانا انسان که خود را بي نياز ببيند طغيان مي کند.»(علق/ 6)

اي کساني که ايمان آورديد، اموال و اولادتان شما را از ياد خدا غافل نکند و کساني که چنين کنند، همانا زيانکارانند.»(منافقون/ 9)

طبيعتا اين يکي از آثار مال و ثروت است و نقش و کارکرد مال در سنت اجتماعي و نظام اقتصادي جامعه بشري چنان گسترده است که بي ترديد بايد آن را يکي از ارکان حيات اقتصادي انسان دانست و به همين ميزان که مال و نهاد مالکيت از جايگاه طبيعي و عقلاني در نظم اقتصادي جامعه برخوردار است ، فعاليت اقتصادي ، کسب مال و توليد نيز داراي ارزش عقلي و اخلاقي است.

دليل ديگر شکل گيري نگرش منفي نسبت به مفهوم سودجويي ميان نظريه پردازان اقتصاد اسلامي ، وجود بار معنايي منفي در اين کلمه فارسي است که ريشه هاي آن را بايد از فرهنگ اقتصادي خود - به عنوان جزيي از تمدن اسلامي - جستجو کنيم.

شايد وجهه بارز اين فرهنگ ، تصور وجود نوعي تعارض ميان ثروتمندشدن و فعاليت اقتصادي سالم (کسب حلال) و به تعبير ديگر توام پنداشتن افزايش ثروت با حيله گري ، تقلب ، کم فروشي ، استثمار و ديگر بي عدالتي هاي اقتصادي باشد، در حالي که بر همگان روشن است که افزايش توليد و به تبع آن سود اقتصادي ، در يک نظام اقتصادي عادلانه (تضمين کننده طرق کسب حلال) هيچ گونه امتناع عقلي ندارد؛ اما اين که چرا در فرهنگ ما و بسياري از ديگر جوامع مسلمان تلاش براي بهبود وضع اقتصادي خود، ارتقاي کيفي کار، پيش بردن روشهاي توليد کالا و عرضه خدمات ، کسب رضايت هرچه بيشتر مشتريان و در نهايت ايجاد سودآوري بيشتر براي خود و جامعه اموري غريب و ناشناخته بوده و همچنان نيز هست و اين که چرا ثروتمند و کارآفرين مسلمان از جايگاه و شان اجتماعي بايسته خود برخوردار نيست ، نکات ظريفي است که مطالعات مستقل خود در باب جامعه شناسي اقتصاد و غير آن را مي طلبد.

دليل ديگر ما بر برداشت اشتباه اين گروه از محققان از موضع اسلام در قبال سودجويي و نفع شخصي ، اين است که ايشان خود نيز در نهايت به نوعي به مشروعيت و بلکه قداست اين مفهوم اذعان کرده اند: «از مجموع اين عبارات چنين به دست مي آيد که مال و ثروت از ديدگاه ارزشي و اخلاقي اسلام ، گرچه هدف مطلق نيست ولي وسيله اي لازم و ضروري براي رسيدن به هدفهاي مقدس و والا و مشروع قلمداد مي شود و به اين ترتيب قداست ، والايي و مشروعيت پيدا مي کند.»

با اين حال هنوز هم پذيرفتن نفع شخصي به عنوان يک اصل مسلم در تبيين و توصيه رفتارهاي اجتماعي اقتصادي انسان براي اين محققان بسيار ثقيل است ؛ بنابراين اقدام به جرح و تعديل مفهوم سودجويي کرده و با ابداع اصطلاح سودطلبي اظهار مي کند: «اسلام اين اصل را به عنوان يک حقيقت و سنت الهي در خلقت انسان پذيرفته ، ولي براي حل تضاد منافع شخصي و مصالح عمومي جامعه راه ديگري را پيموده است ؛ بدين گونه که مصداق سود و نفع را توسعه داده ، براساس ايدئولوژي و باوري که از فلسفه وجودي انسان و جايگاه و سرنوشت او به انسان مي دهد، معني و مفهوم سود در نظر او گسترش يافته ، شامل زندگي ديگر و دنياي پس از مرگ انسان نيز خواهد شد.»

در اين بيان ايراداتي نهفته است که در ذيل به آن اشاره مي شود. اول اين که در اين نگاه وجود تعارض ميان منافع شخصي و منابع اجتماعي به عنوان يک پيشفرض تلقي شده است.

دقيقا به همين دليل است که نويسندگان مزبور براي اصلاح تعارض به وجود آمده دست به تغيير تعريف سودجويي با عنوان سودطلبي زده اند.

حال آن که با دقت در انديشه فلسفي کلامي اسلام و ظرايف آن بر محقق آشکار مي شود که وجود اين گونه تعارض ها، دوگانگي ها و نقايص در طرح جهان بيني اسلامي و به تبع آن ايدئولوژي اسلامي يکسره مردود و غيرقابل پذيرش است.

ثانيا برخلاف پنداشت نويسندگان ، امتداد قلمروي بحث به جهان آخرت و زندگي اخروي هيچ تغييري در مفهوم سودجويي و نفع شخصي به وجود نمي آورد، مگر اين که قائلان آن در پيش زمينه ذهن خود باز هم وجود نوعي تعارض ميان نفع دنيوي و نفع اخروي را ثابت بپندارند.

به اعتقاد ما اين تعارض نيز هيچ گونه وجه اسلامي ندارد؛ البته خوانندگان محترم براي درک بهتر اين نکته بايد مفهوم اقتصادي سودجويي و نفع شخصي را در ذهن داشته باشند.

در مجموع بايد گفت مفهوم نفع شخصي و سودجويي به عنوان يکي از مباني مسلم رفتار اقتصادي انسان ، اصلي کلي درباره تمام آحاد و جوامع انساني است و تفاوت چنداني با آنچه در ادبيات اقتصادي غرب ذيل اين عنوان تعريف مي شود، ندارد، مگر اين که ما وقتي از انگيزه سودجويانه انسان سخن به ميان مي آوريم ، غافل از وجود مجموعه اي از بايدها و نبايدها در قالب حقوق و اخلاق اقتصادي نيستيم و اين مقررات ، ضوابط و هنجارهاست که سائق و هدايتگر اين انگيزه طبيعي انسان است.

اين اشتباه بسيار بزرگي است که تمايل غيرفطري اين انگيزه فطري و غريزي انسان را به انحراف از مسير عادلانه و زير پا گذاشتن قوانين حقوقي و بايسته هاي اخلاقي ، دال بر مذموم بودن خود اين انگيزه (سودجويي و نفع شخصي ) از نظر اسلام بدانيم.

آنچه اقتصاددان مسلمان شايسته است بيشتر نسبت به آن نگران باشد و تلاش خود را براي آن مبذول دارد، تنظيم و تدوين نظام حقوق اقتصادي اسلام است که با هدايت صحيح اين انگيزه به وديعه گذاشته شده الهي ، قادر است موجبات رسيدن اقتصاد به حداکثر کارآيي و عدالت را تامين کند.

نويسنده : علي مهاجر طوسي 





لينک مطلب
 توسط رضا قوامي پور در سه شنبه 9 فروردین 1390  ساعت 6:14 PM نظرات 0

تویسنده: دكتر محمدرضا فرزین
معاون امور اقتصادی وزیر امور اقتصادی و دارایی و دبیر ستاد تحول اقتصادی

رهبر معظم انقلاب سال 88 را به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» معرفی كردند و سال 89 را نیز به عنوان سال «همت مضاعف، كار مضاعف». امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نام گرفت. به نظر بنده این امر نشان‌دهنده‌ی اهمیت و وزن اصلاحات و تحولات اقتصادی در اندیشه معظم‌له است.

رهبر انقلاب اسلامی ایران، نه تنها تحولات اقتصادی را در صدر اصلاحات كشور در سال‌های اخیر قرار داده‌اند، بلكه در سال جدید از تعبیر جهاد استفاده كردند كه به نظر من این امر یك اتمام حجت برای همه‌ی مسئولین و آحاد جامعه است.

حال اگر به اختصار بخواهیم این رویكرد را واكاوی كنیم، باید دقت در تعبیر به‌كار برده توسط ایشان داشته باشیم. عبارت «جهاد اقتصادی» به دلیل استفاده از واژه‌ی «جهاد» چندین بعد دارد كه یك بعد آن بعد دینی و وظیفه‌محور آن برای هر ایرانی است.

بعد دوم كه بسیار اهمیت دارد، مردمی بودن آن و سهم توده‌ی مردم در این حركت است؛ یعنی با این نام‌گذاری، رهبر معظم انقلاب شكل‌گیری اصلاحات اقتصادی را از یك موضوع دانشگاهی و نخبگی وارد فاز مردمی و به عنوان یك وظیفه‌ی عمومی ترسیم كردند.

شرط اصلی موفقیت
بعد دیگر این نام‌گذاری نیز این مسئله است كه وقتی یك امری به عنوان جهاد تلقی می‌شود، یعنی از وضعیت كنونی و ساختارهای معیوب كنونی با توجه به ظرفیت‌های موجود در جامعه‌ی ایرانی رضایت نداریم و سریعاً باید با تحول آن‌ها را اصلاح كنیم. خوشبختانه اجرای موفق قانون هدفمندی یارانه‌ها نشان داد كه شرط اصلی موفقیت در هر طرح اقتصادی خیزش و همراهی مردم است. مردم نشان دادند كه با هر طرح اقتصادی كه منجر به بهبود وضعیت اقتصادی عموم شود و جهت‌گیری‌های عدالت‌خواهی هم داشته باشد، موافق و همراه هستند، اگرچه در شرایط كنونی ممكن است سختی‌هایی را هم متحمل شوند.

من فكر می‌كنم كه اعتماد به نفس سیاست‌گذاران اقتصادی كشور ما با اجرای این قانون چندین برابر شده و مردم هم نشان دادند كه با این نوع طرح‌هایی كه كل نظام و نخبگان كشور بر اجرای آن توافق دارند، به خوبی همراه می‌شوند. در سال جدید نیز همچون سایر سال‌های گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانه‌ی قاطعی برای همه‌ی مسئولین است كه باید در این جهاد اقتصادی، برنامه‌ها و جایگاه خودشان را تبیین و مشخص كنند.





لينک مطلب
 توسط رضا قوامي پور در سه شنبه 9 فروردین 1390  ساعت 6:10 PM نظرات 0

گفتاری از: دكتر سید شمس‌الدین حسینی
وزیر امور اقتصادی و دارایی

نام‌گذاری سال 1390 به عنوان سال «جهاد اقتصادی» برای نشان دادن مسیر و نوع جهت‌گیری برای مردم، دولت، مجلس و همه اركان مؤثر كشور است.

باید دقت كنیم كه تعبیر جهاد در فرمایشات حضرت آقا یك بار معنایی عمیقی دارد و با بهره‌گیری از این تعبیر باید مجاهدت كرد و مجاهدگونه در عرصه‌های اقتصادی عمل نمود. خودِ من با شنیدن تعبیر « جهاد اقتصادی »، فضای هشت سال دفاع مقدس و مجاهدت بسیجیان سلحشور در جبهه‌ها در ذهنم زنده شد. این‌كه در آن روزهای سخت، با فرمان امام راحل(ره) همه توانمان برای مقابله با دشمنان اسلام و ایران بسیج می‌شد، اكنون نیز این فرمانِ صادرشده در سال 1390، برای مردم همان فرمان امام(ره) در زمان جنگ است و باید همه توان و ظرفیت‌ها بسیج شوند تا با موفقیت در عرصه جهاد اقتصادی به مرحله شكوفایی و پیشرفت مدنظر معظم‌له برسیم.

چون وقتی مسیر حركت و جهت‌گیری را رهبر انقلاب مشخص كردند، باید از همه ظرفیت‌های كشور استفاده شود، تا امسال إن‌شاءالله با مجاهدت واقعی و در سایه جهاد اقتصادی به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا كنیم.

الگویی موفق در پیشانی دنیا
البته همچنان نباید شعار سال گذشته، «همت مضاعف، كار مضاعف» را فراموش كنیم. چنانچه امسال حتی می‌بایست همت و كار مضاعف نمود بیشتری در كار ما بروز داشته باشد، زیرا «جهاد اقتصادی» میدانی بسیار فراخ‌تر و وسیع‌تری را برای كار و تلاش و برنامه‌ریزی می‌طلبد. در حوزه‌های اقتصادی به دلیل تأثیر مستقیمی كه بر سایر حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم به رشد و شكوفایی و پیشرفت مد نظر برسیم، در حل بسیاری از مشكلات عمومی كشور هم موفق خواهیم شد.

این نام‌گذاری از سوی دیگر نشانگر این مسئله است كه نظام جمهوری اسلامی اكنون به یك سطحی از اقتدار و عزت در عرصه‌های مختلف رسیده است، اما مشكلات جاری بیشتر حول مسائل اقتصادی است و مسائلی همچون اشتغال جوانان، مسكن و سایر موارد مشابه، كه اگر امسال بتوانیم طبق رهنمود رهبر انقلاب حركت كنیم و موارد مورد نظر ایشان را در كشور محقق كنیم. نظام در پیشانی دنیا خواهد درخشید و الگویی موفق برای سایر كشورهای جهان خواهیم شد.





لينک مطلب
 توسط رضا قوامي پور در سه شنبه 9 فروردین 1390  ساعت 6:09 PM نظرات 0

نویسنده: دكتر حسین عیوضلو
استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)

نام‌گذاری سال 1390 بیانگر عزم جدی رهبر انقلاب برای طراحی الگوی اسلامی-ایرانی در دهه پیشرفت و عدالت است. اما همان‌طور كه ایشان در سخنرانی روز اول فروردین در شهر مشهد اشاره كردند، نباید نام‌گذاری هر سال به اسبابی برای تبلیغات روزافزون و به‌كارگیری كلمات پرطمطراق و شعارسازی مضاعف تبدیل شود. چراكه این نوع برخورد می‌تواند بر ضد این حركت تبدیل شود و از اثرگذاری آن بكاهد. از مسئولان امر و دستگاه‌های متولی انتظار می‌رود تا عمق معانی نهفته در این جهت‌گیری هوشمندانه را درك كنند و برای اجرایی‌سازی آن برنامه‌ریزی كنند و با طراحی شاخص‌های راهبردی و كمّی، امكان ارزیابی و نقد برنامه‌های اجرایی را فراهم سازند.

جهاد اقتصادی صرفاً به مفهوم پیشرفت اقتصادی و حركت رو به رشد متغیرهای كمی اقتصادی نیست، اگرچه نفس این نوع پیشرفت امری ممدوح و قابل تقدیر است. جهاد اقتصادی در چارچوب انگاره حركت جهادی و براساس فهم دقیق مفاهیم اقتصاد اسلامی قابل تبیین و تفسیر است. اقتصاد اسلامی به‌طور موازی و هماهنگ، پیشرفت اقتصادی را همراه با رشد معنویت و توسعه مكارم اخلاقی تعریف كرده است و برای اجرای دقیق آن برنامه‌ریزی می‌كند.

اهمیت معنویت و اخلاق در شاخص‌سازی اقتصادی

ساده‌اندیشی است كه برخی صرفاً در میان آمارها و داده‌های اقتصادی غرق شده‌اند و حركت‌های این آمارها را شرح و بسط می‌دهند، اما برای رشد مكارم اخلاقی و معنویت شاخص‌سازی نكرده‌اند و همچنان خلأ این محور اصلی اقتصاد اسلامی نادیده گرفته شده است. به عنوان مثال ستانده‌های اجرای نهاد زكات در جامعه، صرفاً آثار توزیعی و عدالت‌گستری آن نیست بلكه مهمتر از این متغیرها، تحقق تزكیه و رضایت خدا و رسول او است كه به صلوات‌الرسول منتهی می‌شود. بنابراین در حركت‌های مبتنی بر اقتصاد اسلامی علاوه‌بر رشد شاخص‌های اقتصادی، سرمایه‌های معنوی اجتماعی نیز تكاثر می‌یابد.

جهاد اقتصادی زمانی در مسیر صحیح خود قرار می‌گیرد كه عملكرد نهادهای اقتصادی از انباشت ثروت در دست عده‌ای محدود جلوگیری كند و دسترسی امكانات تولید و رشد اقتصادی را برای همه میسر سازد و درآمدها و برخورداری‌ها را براساس سعی و تلاش هر یك از عوامل تولید ارزش‌گذاری كند. همین امر اگر محور حركت جهادی در اقتصاد قرار گیرد، می‌توان برای آن شاخص‌سازی كمی و معیارهای ارزیابی تعریف كرد.

پرهیز از سخنان شعارگونه
برخی از معیارهای مهم در این خصوص عبارتند از:
1. حق برخورداری برابر از فرصت‌ها و امكانات تولیدی جامعه
2. تناسب پاداش، درآمد و برخوردای با سعی، تلاش و اثرگذاری هر یك از عوامل تولید
3. محاسبه اثربخشی فعالیت اقتصادی براساس میزان تحقق عمران و آبادانی در اقتصاد؛ چنانچه این معیارها به عنوان مبنا مورد قبول واقع شود، نظام ممیزی مناسبی برای ارزیابی عملكرد نهادهای اقتصادی كشور قابل تعریف خواهد بود. برای مثال باید بررسی نمود كه براساس این مبانی اندازه مناسب بخش پولی در رابطه با بخش حقیقی اقتصاد چگونه خواهد بود؟ آیا قیمت‌های شكل‌گرفته در قیمت پولی با بخش حقیقی اقتصاد تناسب دارد یا برعكس موجب انحراف قیمت‌ها در بخش حقیقی اقتصاد می‌شود؟ به همین ترتیب باید بررسی نمود كه نظام اداره كشور تا چه حد از این مبانی تأثیر می‌پذیرد؟ آیا عملكرد تك‌تك كارگزاران نظام اسلامی با این معیارها هماهنگی دارد؟ و آنان به تناسب استحقاق و درآمد توجه دارند یا این ارزش‌گذاری‌ها برمبنای نظاماتی غیرحقیقی شكل گرفته‌اند؟

منظور از ذكر این مثال‌ها این است كه بعد از برنامه‌ریزی‌هایی كه برای طراحی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت و عدالت مطرح شده است، از سخنان شعارگونه پرهیز كنیم و چالش‌ها به بیان مفاهیم، معیارها و شاخص‌ها متوجه شود تا در نتیجه آن شاهد رشد و تعالی مناسب نظام اسلامی باشیم.
 





لينک مطلب
 توسط رضا قوامي پور در سه شنبه 9 فروردین 1390  ساعت 6:07 PM نظرات 0

رشد اقتصادی
 

برای آشنایی با مفهوم رشد اقتصادی ابتدا باید با مفهوم اقتصاد آشنا شویم

در دنیای امروز منظور از حجم اقتصاد یک بنگاه اقتصادی یا یک نهادی مانند کشور در واقع میزان تولید کالاها و خدمات نهایی در نهاد ذکر شده است
این تعریف(اقتصاد)در گذشته تفاوتهایی داشته که بکلی ماهیت اون رو از واقعیت امروزی دور می کند
اگر معیار ما برای اقتصاد , یک کشور باشد در تعریف کنونی حجم اقتصادی این کشور برابر با میزان تولید ناخالص داخلی آن کشور
 
اما تولید ناخالص داخلی چیست؟
 
تولید ناخالص داخلی(Gross domestic product)یا به اختصار(GDP) برابر است با مصرف خصوصی + سرمایه گذاری ناخالص + هزینه های دولت + صادرات - واردات حال به این سوال می رسیم که رشد اقتصادی(Gross domestic product growth rate) چیست؟
به طور خلاصه تغییرات (افزایش یا کاهش) نرخ تولید ناخالص داخلی را رشد اقتصادی گویند که این مقدار می تواند منفی یا مثبت باشد
نرخ رشد مثبت یعنی GDP یک کشور در یک دوره زمانی مشخص(مثلا یک سال) بزرگتر شده و قدرت اقتصادی آن افزایش یافته(منظور از ذکر قدرت اقتصادی تنها یک معیار مطلق بوده و آنچه در محافل سیاسی و اقتصادی مطرح میشود معیار نسبی است) نرخ رشد منفی یعنی GDP یک کشور در یک دوره زمانی مشخص(مثلا یک سال) کوچکتر شده و قدرت اقتصادی آن کاهش یافته عوامل موثر در رشد اقتصادی یک کشور درواقع همان مولفه های دربردارنده تعریف اصلی اقتصاد یعنی مصرف خصوصی , سرمایه گذاری ناخالص , هزینه های دولت , صادرات و واردات هستند که این مولفه ها در کشورهای مختلف تفاوتهای زیادی داشته و همچنین تاثیرشان بر رشد اقتصادی کشورها نیز متفاوت است
 

 

 

برای درک بهتر تاثیر عوامل ذکر شده 2 کشور را مثال می زنیم:

 

 

 

آلمان: این کشور در سال 2009 نزدیک به 1160 میلیارد دلار صادرات داشته با میزان واردات 930 میلیارد دلار و حجم تولید ناخاص داخلی آن در سال 2009  معادل 3350 میلیارد دلار
اگر میزان واردات را از صادرات کم کنیم به عدد 230 میلیارد دلار مازاد تراز خارجی این کشور می رسیم که حدود 7% از GDP آلمان را شامل می شود
برزیل: این کشور در سال 2009 حدود 150 میلیارد دلار صادرات داشته با میزان واردات 170 میلیارد دلار و حجم تولید ناخاص داخلی آن در سال 2009  معادل 1570 میلیارد دلاراگر میزان واردات را از صادرات کم کنیم به عدد 20- میلیارد دلار کسر تراز خارجی این کشور می رسیم که حدود 1.3% از GDP برزیل را شامل می شوداگر به درصدهای ذکر شده نگاه کنیم متوجه این موضوع می شویم که میزان تاثیر تراز خارجی در اقتصاد آلمان بیش از 5 برابر اقتصاد برزیل بوده و نشان دهنده این موضوع است که تغییرات این مولفه در آلمان تاثیر بیشتری در رشد اقتصادی آن نسبت به برزیل خواهد گذاشتدر نتیجه هر کشوری که خواهان رشد اقتصادی مثبت و بیشتری است باید سیاست های اقتصادی متناسب با خود را اتخاذ کند پس کشورهایی که دارای نرخ رشد اقتصادی بالایی هستند لزوما دارای سیاست های اقتصادی یکسانی نیستند




لينک مطلب
 توسط رضا قوامي پور در شنبه 6 فروردین 1390  ساعت 11:03 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET