
معني و مفهوم تقوا
تقوا به معناي نگه داشت و پرهيز از پلشتي ها و پليدهاي عقلاني و عقلايي و شرعي، در فرهنگ قرآني از جايگاه ارزشي والايي برخوردار است. بسياري از احكام و پاداش ها مبتني بر اين اصل است و حتي دريافت پيام هاي وحي و قرار گرفتن در مسير هدايت الهي و بهره مندي از آن، چنان كه آيات نخست سوره بقره بيان مي كند، منوط به تحقق نوعي تقواي عقلاني و عقلايي است. به اين معنا كه بهره مندي از هدايت در زماني براي شخص ممكن است كه او براساس فطرت پاك خويش به طور طبيعي از پلشتي ها و پليدي هاي عقلاني و عقلايي پرهيز كند و به اصول اخلاقي و هنجارهاي عرف اجتماعي پاي بند باشد. چنين شخصي از اين آمادگي برخوردار مي شود كه از آموزه هاي وحياني سود برد و با عمل به اوامر و نواهي (تقواي شرعي) در مسير كمالي قرار گيرد.
در تحليل قرآني، تقواي الهي به معناي عمل به آموزه هاي وحياني است. بر اين اساس مي بايست اوامر را نيز به شكلي به نواهي بازگرداند و گفت كه مراد از اين كه كاري انجام بگيرد به معناي آن است كه كاري ترك نشود. بر اين اساس مي توان گفت كه اصول آموزه هاي وحياني بر ترك است و چنان كه از همان آغاز آفرينش حضرت آدم (علیه السّلام) به عنوان نخستين موجود انساني از او خواسته شده بود به درخت ممنوع نزديك نشود اما به دلايل و عواملي چند چون وسوسه هاي دشمن كينه توز و انتقام ستان و سوگند خورده وي يعني ابليس و نيز عدم وجود عزم (لم نجد له عزما) اقدام به عمل خوردن مي كند و رانده شدن از بهشت خاص خويش را سبب مي شود.
بر اين اساس مي توان گفت كه خداوند از حضرت آدم (علیه السّلام) خواسته بود كه نسبت به درخت، خود نگه دار باشد و با در پيش گرفتن تقوا و پرهيز از آن خود را گرفتار خوردن و تبعات آن نكند ولي چنين امري اتفاق نيافتاد و حضرت به كاري كه از آن نهي شده بود اقدام كرد.
رسيدن به كمالات، پاداش متقيان
قرآن پاداش بهشت و دست يابي به كمالات را مبتني بر تقوا مي داند و در آيات بسياري بهشت و نعمت هاي آن را از آن متقين برمي شمارد كه با خودداري و پرهيز از نواهي عقلي و عقلايي و شرعي، خود را در مسير كمالي قرار داده و به شخصيتي دست يافته اند كه مي بايست در جايگاه بلندمرتبه ديگري غير از زمين قرار گيرند و به شكل ديگري زيست و تكامل خويش را ادامه دهند و بهره هاي بيش تري از هستي و نعمت هاي خداوندي ببرند.
براي دست يابي به تقواي كامل و تمرين دستيابي به آن، روش هاي مختلفي در آموزه هاي وحياني بيان شده است كه يكي از مهم ترين آن ها، تمرين روزه است. روزه از نظر ساختاري چيزي جز ترك اموري نيست مانند ترك خوردن، آشاميدن، گناه و آميزش و مانند آن و از اين نظر شبيه نهي آدم (علیه السّلام) مي باشد. بر اين اساس مي توان مولفه روزه را ترك اموري چند و كف نفس از آن ها دانست كه همان معناي پرهيز و خودداري از ارتكاب اعمالي است كه از آن به تقوا نيز ياد مي شود.
در حقيقت خداوند از انسان ها مي خواهد تا در يك ماه، تمرين پرهيزگاري كنند و بر ترك مجموعه اي از اعمال اهتمام ورزند.
در اين مجموعه هيچ فعلي انجام نمي شود؛ از اين رو، نماز خواندن شرط تحقق روزه نيست و روزه گرفتن با ترك مجموعه هاي بيان شده تحقق مي يابد هر چند كه شخص با ترك نماز گناهي مرتكب مي شود ولي روزه وي باطل نيست و نام روزه دار بر روزه دار بي نماز نيز اطلاق مي گردد.
تقوا، علت اصلي روزه
خداوند در بيان علت و انگيزه وجوب روزه برانسان ها درهمه شرايع وحياني آسمان به تقوا اشاره مي كند و مي فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «خداوند به عنوان قانون بر شما روزه را نگاشت و حكم كرد چنان كه بر كساني كه پيش از شما بودند اين حكم نوشته شده تا شايد شما تقوا پيشه كنيد. (بقره آيه 183)
درآيه به صراحت بيان شده است كه هدف از روزه دست يابي روزه داران به تقوا است و به كارگيري واژه لعل (شايد) به اين علت است كه روزه به معناي تقوا نيست بلكه تمرين تقوايابي است. بر اين اساس است كه فعل (تتقون) آورده شده است؛ زيرا اگر روزه مساوي با تقوا بود نيازي نبود كه واژه لعل و فعل تتقون به كار رود، چه اگر روزه همان تقوا بود و شخص با انجام آن متقي مي شد. اين صيروره و شدن را به شكلي اسمي تبيين مي كرد و مي فرمود: حتي تكونوا متقين؛ تا شما متقي شويد.
هر چند اعمالي كه از انسان در روزه خواسته شده در حوزه ترك و پرهيزگاري قرار مي گيرد ولي اموري كه انسان خواسته شده آنها را ترك كند، بخش كوچكي از پرهيزگاري در حوزه اصول عقلي و عقلايي است كه براي مهار شهوات و سركشي و طغيان آن مقرر شده است.
به اين معنا كه خردمندان نيز براي مهار شهوات و سركشي و طغيان آن مقرر شده است.
آن به خودداري از اموري چون خوردن آشاميدن و غيره دست مي زنند ولي هرگز اين خردمندان تقوا را اين امور بر نمي شمارند بلكه آن را كاري تمريني براي مهار و كنترل نفس مي دانند.
به سخن ديگر اموري كه در مجموعه روزه مورد توجه قرارگرفته حتي در ميان خردمندان عالم به عنوان اموري تمريني براي ايجاد تقوا و مهار نفس مطرح است و آن را برابر با تقوا نمي شمارند. اين همان معنايي است كه در آيه به شكل «لعكم تتقون» بيان شده است تا يادآور اين مطلب باشد كه آن چه مهم و اساسي و مطلوب اصلي خداوند در بيان وجوبي روزه است، دست يابي به تقواي كامل مي باشد.
با توجه به مطالب پيش گفته مي توان به صراحت بيان داشت كه انگيزه وجوب روزه از سوي خداوند تمرين تقوا از سوي روزه داران است تا بتوانند در امور مهم ديگري به ويژه درعمل براي دست يابي به متاعي دنيوي، خيانتي را مرتكب نشوند.


