|
|
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
شهید مدافع حرم محسن حججی بعد از دو روز اسارت به دست داعش تکفیری به شهادت رسید، شهادتی که آرزوی دیرینهاش بود و برای رسیدن به آن تلاش کرده بود و دست به دامان ائمه علیم السلام هم شده بود. این شهید والامقام که روسفیدی در درگاه الهی را نهایت دعای خود میدانست و به قول خودش با زرنگی دوبار شهادت را برای خود میخواست در نامهای به امام رضا علیه السلام از ایشان خواسته بود که جواز شهادتش را امضا کنند و آرزویش این بود که پروندهاش به همراه جواز شهادت به دست امام زمان علیه السلام برسد. در زیر نامه سراسر فهم و درک و درخواست عاجزانه این شهید مدافع حرم از امام رضا علیه السلام را در حریم ملکوتی امام هشتم میخوانیم:
بسم الله النور، النور به: انیسالنفوس، شمسالشموس، مولا علیابن موسی الرضا(ع) از: غلام رو سیاه، گنهکار سلام آقای خوبم از آخرین باری که به پابوستان آمدم تاکنون چندسالی میگذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سر تا پا شوق و شعف دارم. یادم هست دفعه قبل خواستههای زیادی از شما داشتم؛ الآن که خوب فکر میکنم به همه خواستههایم رسیدهام؛ شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و... ممنونم آقای خوبم، ممنون. دو روز پیش که با لباس سبز پاسداری به حرمت قدم گذاشتم چقدر لذت بردم؛ باورم نمیشود؛ همه اینها را از کرم و بزرگی شما میدانم. مولای من، با ورود به سپاه دریچهای جدید از زندگی به روی من باز شد؛ اگر روزی هزار بار شکر خدا را بگویم باز هم کم است؛ ارباب من، از لذتهای دنیوی هر آنچه که باید میچشیدم را چشیدم. حال، بیصبرانه مشتاق چشیدن لذتی اخروی هستم، لذتی که نهایتش رضای خداست. یا رضا، تو را به پدر بزرگوارت موسیبن جعفر(ع) قسم، تو را به فرزند عزیزت جوادالائمه قسم، تو را به خواهر گرامیات فاطمه معصومه قسم، ضامن من شوید. آقا جان دوست دارم همانند علی اکبر(ع) در جوانی شهدِ شیرین شهادت را بنوشم و جان ناقابلم را فدای شما اهل بیت کنم. فقط یک خواسته شخصی دیگر دارم؛ مولای من، بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا کن. امشب شام دوشنبه است؛ میگویند دوشنبهها و پنجشنبهها پرونده اعمال ما میرود دست صاحبمان ولی عصر(ع). آقای من، تو را به مادرت زهرا(س) قسم، شهادتنامهام را با امضای خودت مزین کن. آرزو دارم امشب پروندهام به همراه جواز شهادتم به دست امام زمان(ع) برسد؛ بدون شک با دیدن امضای ضمانت شما، ولی عصر(ع) هم امضا میکند. گرچه سرتا پا گناهم، رو سیاهم ضامنم باش ای رضا مانند آهو دِه پناهم آقای من مرا از درگاهت ناامید نکن الهی رضاً به رضاک لامعبود سواک دوشنبه/ سه شنبه ۶/۵/۹۴ حرم امام رضا(ع) / رواق الاجابر ۰۱:۳۴ بامداد محسن حججی
ادامه مطلب
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
اینها قسمتی از سخنرانی شهید عبدالحمید دیالمه است، یک هفته قبل ازانفجار هفتم تیر که به شهادت او و عمده همفکرانش در حزب جمهوری منجر شد. "همین الآن هم هزاران نفر داد می زنند ولی به دلیل اینکه معروف نیستند کسی حرفشان را گوش نمی کند.
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
جملات آن روز شهید در دانشكده داروسازی هرگز از صفحه ذهنم پاك نخواهد شد كه میگفت: ****** چند خانم رفتند جلو سوالاتشان را بپرسند ،در تمام مدت سرش بالا نیامد... ****** وارد سلف سرویس شدم. ساعت حدود 1و 45 بود و به کلاس نمیرسیدم و صف غذا طولانی بود. ********* پس از اعلام آراء و نتایج انتخابات از مشهد و رأی بالای ایشان ،
کلمات کلیدی :
ادامه مطلبشهید دیالمه
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
شهید دیالمه فرصت ازدواج نیافت، صفات برجسته ای داشت که می تواند الگوی مناسبی برای جوانان باشد. هر جا که شخصیتی روحانی مورد حمله دشمن قرار می گرفت، به صورت شایسته از ایشان دفاع می کرد . شهید دیالمه با همت و پشتکار به تشکیل کلاسهای رسمی و جلسه های هفتگی، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، روی آورد و در تربیت جوانان کوشید. او با تبیین موانع رشد فرهنگ اسلامی، افشای ترفندهای استکبار، معرفی کارگزاران آنان، شناساندن انحراف اعتقادی و استراتژیکی گروهها و اشخاص، تشریح خطوط شرک و کفر و التقاط و نفاق به معرفی فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) پرداخت . حضور ذهن شهید در شناخت شخصیتهای «خادم » و «خائن » چنان بود که گویی یک عمر با آنها به بحث و گفتگو سپری کرده است. به همین جهت مقاصد آنها را به خوبی تشخیص می داد . شهید در معرفی، تشریح و تبیین احکام اسلام وسواس زیادی به خرج می داد. چنانکه همان جمله ای که او درباره شهید مطهری گفت، برای خودش نیز صدق می کرد. او گفت. «شهید مطهری در نوشته ها و گفته هایش مو را از ماست می کشید. » و حقا شهید دیالمه نیز که مدتی طولانی در محضر شهید مطهری زانوی شاگردی زده بود، مو را از ماست می کشید. آشنایی نزدیک او با شهید بهشتی، رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای و بسیاری دیگر از علمای بزرگوار و مشورت های او با اساتید حوزه های علمیه، کارآیی و دقت عملش را بسیار تقویت کرده بود . او در جلسات بحث آزاد نظر مخالفان را چنان تحمل و تامل می کرد که فکر می کردند نظرشان را پذیرفته است، ولی پس از اتمام سخن شهید با جمله ای کوتاه آنان را قانع می کرد . حمایت بی دریغ او از انقلاب اسلامی چنان بود که در مدت کوتاهی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از مخلصترین و مردمی ترین حامیان انقلاب اسلامی در اذهان مردم شناخته شد. با وجود حجم عظیم تبلیغات سوء دشمن علیه او، با اکثریت قاطع آراء جوان ترین نماینده از طرف مردم شهر مشهد، در دوره اول انتخابات، به مجلس شورای اسلامی راه یافت . فرصت کوتاه نمایندگی او، دوره ای پرتحرک بود. سخنرانیهایش در مجلس، مهدیه و بعضی از مساجد تهران، بسیاری از خطوط انحرافی احزاب، گروهها و روزنامه ها را افشا کرد. پیش بینی های شهید قبل و بعد از شهادتش عموما به واقعیت تبدیل شد، حتی در یکی از سخنرانیهایش، که احتمال دارد آخرین سخنرانی آن شهید باشد، (در سوگ شهید چمران) عوامل اصلی که بعدها سبب جناح بندی نیروهای انقلابی و یاران انقلاب و باعث تقویت عناصری گردید که امروزه علنا ولایت فقیه، قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی، دولت و سایر نهادهای نظام را زیر سؤال می برند، با دلایل و شواهد کافی معرفی کرد و گفت: «متاسفانه در جلوگیری از رشد و تقویت و روی کار آمدن سردمداران این طرز تفکر، به جز دادن یک رای منفی امروز کاری از من ساخته نیست و این را فقط به شما مردم هشدار می دهم.» شهید دیالمه از ذخایر گرانقدر اسلام و ستاره ای درخشان در آسمان جمهوری اسلامی بود، و منافقین کوردل او را به شهادت رساندند. و او چنانکه شایسته اش بود، جان بر سر پیمان نهاد و جام شهادت را نوشید .
کلمات کلیدی :
نحن ابنا خمینیشهید دیالمه
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
شهیدی که قرار برود مدارک فرماسونری بودن میرحسین موسوی(لعنت الله علیه) را ارئه دهد. که در تاریخ 7 تیر ترور شد. دیالمه، عبدالحمید ( ملیت: ایرانی قرن:14) تولد: 4 اردیبهشت 1333 در تهران در خانوادهای مذهبی. کلمات کلیدی :
ادامه مطلبحرب دیالمه
نوشته شده به دست مجاهد فرهنگی
بگذاريد باز هم از زيارت سيد بگوييم؛ از زيارت تابستانى مشهدش؛ مشهد كه مىرسيد، اول مىرفت زيارت؛ دم در حرم مىايستاد؛ به ضريح نگاه مىكرد و سلام مىداد و نماز زيارت مىخواند. مردم اغلب با سختى سعى مىكردند دستى به ضريح بگيرند؛ اما او مىگفت: زيارت، يك ديدار است و يك تجديد عهد. شما براى ديدن كسى كه به عنوان الگوى زندگىتان پذيرفتهايد، از شهر و ديارتان حركت مىكنيد. بايد ببينيد كه در اين ديدار، چه چيزى را مىخواهيد بگيريد و اصلاً چرا او را الگوى خودتان گرفتهايد؟ به اين دليل كه او يك شيوه متعالى در زندگى خود داشته و شما با زيارت، مىخواهيد به او بگوييد كه من شيوه و راه و روش شما را قبول دارم و آمدهام يك بار ديگر با شما تجديد عهد كنم تا در ادامه زندگى، اين شيوه را تا آن جا كه مىتوانم، پياده كنم. زيارت مقبول، آن است كه اين شيوه زندگى و رفتار امام، در رفتار زائر او واقعاً وجود داشته باشد يا به وجود آيد؛ يعنى اگر حضرت رضا را قبول دارد، عشق به محرومان، عشق به طاعت و عبادت پروردگار و... را در حد توان، در خود داشته باشد.
|
درباره وبگاه
![]() نویسنده
|