1 - علىعليه السلام جان پيامبرصلى الله عليه وآله
ترديدى نيست كه حضرت رسول اكرمصلى الله عليه وآله افضل انبياست.
آيهى شريفهى «... أنفسنا و أنفسكم ...»،( آل عمران / 61.)
دلالت مىكند كه حضرت علىعليه السلام نفس پيامبر است، و چون پيامبرصلى الله عليه وآله
از عموم انبيا افضل است، بنا بر اين حضرت علىعليه السلام از همهى پيامبران برتر است.
در اين زمينه حديث دل نشين زير را با دقت بخوانيد:
قال رسول اللّهصلى الله عليه وآله: «من أراد أن ينظر إلى آدم فى علمه و إلى نوح فى تقواه و إلى إبراهيم فى حلمه و إلى موسى فى هيبته و إلى عيسى فى عبادته، فلينظر إلى على ابن ابى طالب».( بحار الانوار / ج 39 / ص 39.)
2 - علىعليه السلام بزرگترين آيت الهى
«لقد رأى من ءايات ربّه الكبرى»( نجم / 18.)
آيهى فوق دلالت دارد كه پيامبر در شب معراج، آيات بزرگ الهى را مشاهده كرد.
پس، با توجه به سخن حضرت علىعليه السلام كه مىفرمايد:
براى خداوند نشانهاى بزرگتر از من نيست؛ «ماللّه عزّوجلّ آية هى أكبر منّى»،( نور الثقلين / ج 5 / ص 158.)روشن مىشود كه در معراج پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله يكى از آيات بزرگى را كه ديد، وجود مقدس حضرت علىعليه السلام بود.
پيامبر مىفرمايد: در شب معراج جبرئيل به من گفت: برادرت كجاست؟ گفتم: او را در زمين خليفه خود قرار دادم. جبرئيل گفت: از خدا بخواه نزد تو بيايد. نگاه من از خداوند خواستم و ناگهان تمثال علىعليه السلام را در آسمانها مشاهده كردم؛ «فليلة أسرى بى الى السّماء، قال جبرئيل: أين أخوك؟ فقلت: لفّته ورائى. قال: أدع اللّه فليأتك به، فدعوت اللّه و اذا بمثالك معى».( نور الثقلين / ج 5 / ص 158.)
3- علىعليه السلام شاهد رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله
«قل كفى باللّه شهيداً بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب»( رعد / 43.)
قرآن كريم در بارهى گواهى و شهادت به رسالت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله، خداوند و كسى را معرفى مىكند كه در نزد او «علم الكتاب» است، و از كسى كه تخت ملكهى سبا را در كمترين مدت نزد سليمان آورد،
با وصف «من عنده علم الكتاب» تعبير مىكند.
ابو سعيد خدرى مىگويد:از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله از معناى «الّذى عنده علم من الكتاب» كه در داستان سليمان آمده، سؤال كردم، حضرت فرمود: او وصى برادرم سليمان بود. عرض كردم: «و من عنده علم الكتاب» از چه كسى سخن مىگويد؟ فرمود: «ذاك أخى على ابن ابى طالب»؛ او برادرم على بن ابى طالب است.توجه به تفاوت «علم من الكتاب» كه علم جزئى را مىگويد. چون كلمهى «من» دلالت بر تبعيض مىكند و «علم الكتاب» مصدرِ مضاف و مفيد عموم است و علم كلى را بيان مىكند، روشن مىسازد كه تفاوت ميان آصف بن برخيا و حضرت علىعليه السلام چه مقدار تفاوت است.( نمونه / ج 15 / ص 473 ؛ احقاق الحق / ج 3 / ص 280.)
4 - پذيرفتن ولايت علىعليه السلام نشانهى حزب اللّه
«و من يتولّ اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون»( مائده / 56.)
منظور از تولّى در آيهى شريفه محبت و دوستى نيست، بلكه همان پذيرفتن ولايت و حكومت خدا و رسولش و ايمان آورندگان است. سؤال: آيا مقصود از «الّذين ءامنوا» مطلق مؤمنان است يا شخص خاص؟
با توجه به آيهى قبل كه اين آيه عطف بر آن است؛ «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون» روشن مىشود كه منظور از «الّذين ءامنوا» حضرت علىعليه السلاماست.
زيرا فريقين آيهى «انّما وليكم اللّه» را در بارهى علىعليه السلام مىدانند كه در حال ركوع انفاق كرد.
بنا بر اين، مقصود از «الّذين ءامنوا» در اين آيه نيز امير المؤمنينعليه السلام است. ( بحار / ج 23 / ص 144.)
5- حضرت علىعليه السلام و آزادى دين و مردم از قيد اسارت
همان طورى كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مردم را از قيد اسارت نجات داد؛
«... و يضع عنهم إصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم ...»،( اعراف / 157.)
حضرت علىعليه السلام نيز مردم را از قيد اسارت و بندگى آزاد كرد؛ «وأعتقتكم من ربق الضلال و حلق الضيّم».
( نهج البلاغه / خطبه 158.)چه اين كه آن حضرت دين الهى را نيز از قيد اسارت دنياطلبان آزاد كرد؛ «فانّ هذا الدّين قد كان أسيراً فى أيدى الأشرار يعمل فيه بالهوى و تطلب به الدّنيا».( نهج البلاغه / نامه 53.)
6- حضرت علىعليه السلام و انفاق در حال نماز
«انّما وليكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا و الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون»( مائده / 55.)
در شأن نزول آيهى شريفه آمده است:
سائلى وارد مسجد پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله شد و از مردم درخواست كمك كرد. كسى چيزى به او نداد. علىعليه السلام به او اشاره كرد و در حالى كه به نماز مشغول بود، در حال ركوع انگشتر خود را به وى بخشيد. در تكريم اين بخشش، آيهى فوق نازل شد.
ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب مانند ابن عباس، عمار، جابر بن عبداللّه، ابوذر، انس بن مالك، بلال و .... نقل كردهاند و شيعه و سنى در اين شأن نزول اتفاق دارند.
عمار ياسر گويد:پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول اين آيه بود كه رسول اكرم فرمود:
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»، پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در غدير خم براى بيان مقام علىعليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود و خود علىعليه السلام براى حقانيت خويش بارها اين آيه را تلاوت مىكرد.( نور / ج 3 / ص 117.)
7 - شجاعت حضرت علىعليه السلام
«يا أيّها الّذين ءامنوا إذا لقيتم الّذين كفروا زحفاً فلا تولّوهم الأدبار»( انفال / 15.)
هنگام نبرد با كفار به آنها پشت نكنيد.
حضرت علىعليه السلام مىفرمايد: من هرگز در جنگ فرار نكردم و هيچ انسانى با من به مبارزه برنخواست، مگر اين كه زمين را از خون او سيراب كردم(نور الثقلين / ج 2 / ص 139.)
8 - فداكارى و ايثار حضرت علىعليه السلام
«و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رؤف بالعباد»( بقره / 207.)
ابن ابى الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل سنت است، مى گويد كه تمام مفسران گفتهاند:
اين آيه در بارهى على ابن ابى طالب نازل شده است كه در ليلة المبيت در بستر رسول اكرمصلى الله عليه وآله خوابيد و اين موضوع در حدّى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آن را انكار نمىكند.( شرح نهج البلاغه / ج 13 / ص 262.)
9 - در غاية المرام بيست حديث كه نُه حديث آن از طرق عامه و يازده حديث آن از طرق خاصه است.
روايت مىكند كه اين آيه در شأن امير المؤمنينعليه السلام در ليلة المبيت يعنى شبى كه در جاى پيامبرصلى الله عليه وآله خوابيد و پيامبرصلى الله عليه وآله به مدينه هجرت فرمود، نازل شده است و اين مطلب را عموم مفسران عامه و خاصه در ذيل آيهى شريفه ذكر كردهاند.( اطيب البيان / ج 2 / ص 386.)
10 - ايثارگرى حضرت علىعليه السلام در شبى كه در بستر پيامبرصلى الله عليه وآله در بستر خوابيد، نهايت تسليم بودن ايشان را در برابر پيامبرصلى الله عليه وآله مىرساند.
زيرا وقتى پيامبرصلى الله عليه وآله هجرت خود را بيان كرد، علىعليه السلام گفت:
«الان طالب الموت» و خطيب خوارزمى كه يكى از مشاهير اهل سنت است، در كتاب مناقب خود آورده است كه جبرئيل به پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد، در حالى كه بسيار خوشحال و شادمان بود.
پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد: تو را امروز بسيار شادمان مىبينم. جبرئيل گفت:
«و كيف لا أكون كذلك و قد قرّت عينى بما أكرم اللّه به أخاك و وصيك و ابن عمك ...
باهى اللّه سبحانه و تعالى بعبادته البارحة ملئكته و حملة عرشه».( منهج الصادقين / ج 1 / ص 448.)
11 - اگر علىعليه السلام كه در ليلة المبيت به جاى پيامبرصلى الله عليه وآله خوابيد، سزاوار است كه به جاى پيامبرصلى الله عليه وآله هم به محراب و به منبر رود
جز او كسى لايق نيست پاى بر مهر نبوت نهد و چون به منبر صاحب نبوت رسد، منبر به او بنازد و محراب به او ببالد. اگر عبادت كرد «للّه» و اگر نان داد و اطعام كرد «لوجه اللّه» و اگر جان داد «ابتغاء مرضات اللّه» است.
12 - اين آيه يكى از بزرگترين فضايل حضرت علىعليه السلام است
كه در اكثر كتابهاى اسلامى آمده و به قدرى چشمگير است كه
معاويه دشمن سر سخت خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله،
چنان از اين فضيلت ناراحت شده بود كه سمرة بن جندب را
با چهارصد هزار درهم تطميع كرد كه آن را در بارهى عبد الرحمن بن ملجم
با حديث مجعولى معرفى كند و آن منافق جنايت پيشه نيز چنين كرد
ولى همان طور كه انتظار مىرفت، حتى يك نفر آن حديث مجعول را از او نپذيرفت.
( شرح نهج البلاغه / ج 4 / ص 730.)
13 - در اين آيهى شريفه فروشنده انسان و خريدار خداوند و متاع جان و بهاى معامله خشنودى پروردگار ذكر شده است
و با آيات ديگرى كه تجارت مردم را با خداوند ذكر مىكند، بسيار تفاوت دارد.
بهاى معامله در آنها بهشت و نجات از دوزخ است، ولى اين دسته در برابر جانبازى خود، نه نظر به بهشت دارند و نه ترسى از دوزخ (اگر چه هر دو مهم است)، بلكه تمام توجه آنان، جلب خشنودى پروردگار است و شايد به همين جهت است كه آيهى شريفه با كلمهى «من» تبعيضيه «و من النّاس» شروع مىشود؛ يعنى تنها بعضى از مردم قادر به اين كار فوق العاده هستند.
14- ايثار حضرت علىعليه السلام
«و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة»( حشر / 9.)
شخصى خدمت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله آمد و عرض كرد:
گرسنهام، حضرت فرمودند: از منزل براى او غذايى بياورند،
ولى در منزل حضرت غذا نبود.
فرمود: چه كسى امشب اين مرد را مهمان مىكند؟
حضرت علىعليه السلام فرمودند: من حاضرم از او پذيرايى مىكنم.
آنگاه او را به منزل برد و به فاطمهعليها السلام فرمود: چه چيز نزد توست؟
فاطمهعليها السلام جواب داد: فقط به اندازهى مهمان غذا هست.
حضرت فرمود: چراغ را خاموش كنيد تا اين كه مهمان غذا را تناول كند.
صبح كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله از ماجرا آگاه شد، آيهى فوق نازل شدنور الثقلين / ج 5 / ص 286.)



