جانشین پیامبر در غدیر خم
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ


نگاشته شده توسط   چهارشنبه 30 مهر 1393  ساعت 7:04 PM 

1 - على‏عليه السلام جان پيامبرصلى الله عليه وآله‏

  ترديدى نيست كه حضرت رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله افضل انبياست.

آيه‏ى شريفه‏ى «... أنفسنا و أنفسكم ...»،( آل عمران / 61.)

دلالت مى‏كند كه حضرت على‏عليه السلام نفس پيامبر است، و چون پيامبرصلى الله عليه وآله

 از عموم انبيا افضل است، بنا بر اين حضرت على‏عليه السلام از همه‏ى پيامبران برتر است.

در اين زمينه حديث دل نشين زير را با دقت بخوانيد:

 قال رسول اللّه‏صلى الله عليه وآله: «من أراد أن ينظر إلى آدم فى علمه و إلى نوح فى تقواه و إلى إبراهيم فى حلمه و إلى موسى فى هيبته و إلى عيسى فى عبادته، فلينظر إلى على ابن ابى طالب».( بحار الانوار / ج 39 / ص 39.)

  2 - على‏عليه السلام بزرگترين آيت الهى‏

  «لقد رأى من ءايات ربّه الكبرى»( نجم / 18.)

 آيه‏ى فوق دلالت دارد كه پيامبر در شب معراج، آيات بزرگ الهى را مشاهده كرد.

 پس، با توجه به سخن حضرت على‏عليه السلام كه مى‏فرمايد:

 براى خداوند نشانه‏اى بزرگتر از من نيست؛ «ماللّه عزّوجلّ آية هى أكبر منّى»،( نور الثقلين / ج 5 / ص 158.)روشن مى‏شود كه در معراج پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله يكى از آيات بزرگى را كه ديد، وجود مقدس حضرت على‏عليه السلام بود.

 پيامبر مى‏فرمايد: در شب معراج جبرئيل به من گفت: برادرت كجاست؟ گفتم: او را در زمين خليفه خود قرار دادم. جبرئيل گفت: از خدا بخواه نزد تو بيايد. نگاه من از خداوند خواستم و ناگهان تمثال على‏عليه السلام را در آسمان‏ها مشاهده كردم؛ «فليلة أسرى بى الى السّماء، قال جبرئيل: أين أخوك؟ فقلت: لفّته ورائى. قال: أدع اللّه فليأتك به، فدعوت اللّه و اذا بمثالك معى».( نور الثقلين / ج 5 / ص 158.)

 3- على‏عليه السلام شاهد رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله‏

  «قل كفى باللّه شهيداً بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب»( رعد / 43.)

 قرآن كريم در باره‏ى گواهى و شهادت به رسالت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله، خداوند و كسى را معرفى مى‏كند كه در نزد او «علم الكتاب» است، و از كسى كه تخت ملكه‏ى سبا را در كمترين مدت نزد سليمان آورد،

با وصف «من عنده علم الكتاب» تعبير مى‏كند.

 ابو سعيد خدرى مى‏گويد:از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از معناى «الّذى عنده علم من الكتاب» كه در داستان سليمان آمده، سؤال كردم، حضرت فرمود: او وصى برادرم سليمان بود. عرض كردم: «و من عنده علم الكتاب» از چه كسى سخن مى‏گويد؟ فرمود: «ذاك أخى على ابن ابى طالب»؛ او برادرم على بن ابى طالب است.توجه به تفاوت «علم من الكتاب» كه علم جزئى را مى‏گويد. چون كلمه‏ى «من» دلالت بر تبعيض مى‏كند و «علم الكتاب» مصدرِ مضاف و مفيد عموم است و علم كلى را بيان مى‏كند، روشن مى‏سازد كه تفاوت ميان آصف بن برخيا و حضرت على‏عليه السلام چه مقدار تفاوت است.( نمونه / ج 15 / ص 473 ؛ احقاق الحق / ج 3 / ص 280.)



4 - پذيرفتن ولايت على‏عليه السلام نشانه‏ى حزب اللّه‏

  «و من يتولّ اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون»( مائده / 56.)

 منظور از تولّى در آيه‏ى شريفه محبت و دوستى نيست، بلكه همان پذيرفتن ولايت و حكومت خدا و رسولش و ايمان آورندگان است. سؤال: آيا مقصود از «الّذين ءامنوا» مطلق مؤمنان است يا شخص خاص؟

 با توجه به آيه‏ى قبل كه اين آيه عطف بر آن است؛ «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون» روشن مى‏شود كه منظور از «الّذين ءامنوا» حضرت على‏عليه السلاماست.

زيرا فريقين آيه‏ى «انّما وليكم اللّه» را در باره‏ى على‏عليه السلام مى‏دانند كه در حال ركوع انفاق كرد.

 بنا بر اين، مقصود از «الّذين ءامنوا» در اين آيه نيز امير المؤمنين‏عليه السلام است. ( بحار / ج 23 / ص 144.)

 5- حضرت على‏عليه السلام و آزادى دين و مردم از قيد اسارت‏

  همان طورى كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مردم را از قيد اسارت نجات داد؛

«... و يضع عنهم إصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم ...»،( اعراف / 157.)

حضرت على‏عليه السلام نيز مردم را از قيد اسارت و بندگى آزاد كرد؛ «وأعتقتكم من ربق الضلال و حلق الضيّم».

( نهج البلاغه / خطبه 158.)چه اين كه آن حضرت دين الهى را نيز از قيد اسارت دنياطلبان آزاد كرد؛ «فانّ هذا الدّين قد كان أسيراً فى أيدى الأشرار يعمل فيه بالهوى‏ و تطلب به الدّنيا».( نهج البلاغه / نامه 53.)

 6- حضرت على‏عليه السلام و انفاق در حال نماز

  «انّما وليكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا و الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون»( مائده / 55.)

 در شأن نزول آيه‏ى شريفه آمده است:

 سائلى وارد مسجد پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شد و از مردم درخواست كمك كرد. كسى چيزى به او نداد. على‏عليه السلام به او اشاره كرد و در حالى كه به نماز مشغول بود، در حال ركوع انگشتر خود را به وى بخشيد. در تكريم اين بخشش، آيه‏ى فوق نازل شد.

 ماجراى فوق را ده نفر از اصحاب مانند ابن عباس، عمار، جابر بن عبداللّه، ابوذر، انس بن مالك، بلال و .... نقل كرده‏اند و شيعه و سنى در اين شأن نزول اتفاق دارند.

 عمار ياسر گويد:پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول اين آيه بود كه رسول اكرم فرمود:

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»، پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در غدير خم براى بيان مقام على‏عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود و خود على‏عليه السلام براى حقانيت خويش بارها اين آيه را تلاوت مى‏كرد.( نور / ج 3 / ص 117.)

 7 - شجاعت حضرت على‏عليه السلام‏

  «يا أيّها الّذين ءامنوا إذا لقيتم الّذين كفروا زحفاً فلا تولّوهم الأدبار»( انفال / 15.)

 هنگام نبرد با كفار به آن‏ها پشت نكنيد.

 حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: من هرگز در جنگ فرار نكردم و هيچ انسانى با من به مبارزه برنخواست، مگر اين كه زمين را از خون او سيراب كردم(نور الثقلين / ج 2 / ص 139.)

8 - فداكارى و ايثار حضرت على‏عليه السلام‏

  «و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رؤف بالعباد»( بقره / 207.)

  ابن ابى الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل سنت است، مى گويد كه تمام مفسران گفته‏اند:

اين آيه در باره‏ى على ابن ابى طالب نازل شده است كه در ليلة المبيت در بستر رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله       خوابيد و اين موضوع در حدّى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آن را انكار نمى‏كند.( شرح نهج البلاغه / ج 13 / ص 262.)

 9 - در غاية المرام بيست حديث كه نُه حديث آن از طرق عامه و يازده حديث آن از طرق خاصه است.

 روايت مى‏كند كه اين آيه در شأن امير المؤمنين‏عليه السلام در ليلة المبيت يعنى شبى كه در جاى                  پيامبرصلى الله عليه وآله خوابيد و پيامبرصلى الله عليه وآله به مدينه هجرت فرمود، نازل شده است و اين مطلب را عموم مفسران عامه و خاصه در ذيل آيه‏ى شريفه ذكر كرده‏اند.( اطيب البيان / ج 2 / ص 386.)

  10 - ايثارگرى حضرت على‏عليه السلام در شبى كه در بستر پيامبرصلى الله عليه وآله در بستر خوابيد، نهايت تسليم بودن ايشان را در برابر پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏رساند.

 زيرا وقتى پيامبرصلى الله عليه وآله هجرت خود را بيان كرد، على‏عليه السلام گفت:

«الان طالب الموت» و خطيب خوارزمى كه يكى از مشاهير اهل سنت است، در كتاب مناقب خود آورده است كه جبرئيل به پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد، در حالى كه بسيار خوشحال و شادمان بود.

 پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد: تو را امروز بسيار شادمان مى‏بينم. جبرئيل گفت:

«و كيف لا أكون كذلك و قد قرّت عينى بما أكرم اللّه به أخاك و وصيك و ابن عمك ...

باهى اللّه سبحانه و تعالى بعبادته البارحة ملئكته و حملة عرشه».( منهج الصادقين / ج 1 / ص 448.)

 

 11 - اگر على‏عليه السلام كه در ليلة المبيت به جاى پيامبرصلى الله عليه وآله خوابيد، سزاوار است كه به جاى پيامبرصلى الله عليه وآله هم به محراب و به منبر رود 

 جز او كسى لايق نيست پاى بر مهر نبوت نهد و چون به منبر صاحب نبوت رسد، منبر به او بنازد و محراب به او ببالد. اگر عبادت كرد «للّه» و اگر نان داد و اطعام كرد «لوجه اللّه» و اگر جان داد «ابتغاء مرضات اللّه» است.

 12 - اين آيه يكى از بزرگترين فضايل حضرت على‏عليه السلام است

 كه در اكثر كتاب‏هاى اسلامى آمده و به قدرى چشمگير است كه

 معاويه دشمن سر سخت خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله،

 چنان از اين فضيلت ناراحت شده بود كه سمرة بن جندب را

با چهارصد هزار درهم تطميع كرد كه آن را در باره‏ى عبد الرحمن بن ملجم

 با حديث مجعولى معرفى كند و آن منافق جنايت پيشه نيز چنين كرد

 ولى همان طور كه انتظار مى‏رفت، حتى يك نفر آن حديث مجعول را از او نپذيرفت.

( شرح نهج البلاغه / ج 4 / ص 730.)

13 - در اين آيه‏ى شريفه فروشنده انسان و خريدار خداوند و متاع جان و بهاى معامله خشنودى پروردگار ذكر شده است

 و با آيات ديگرى كه تجارت مردم را با خداوند ذكر مى‏كند، بسيار تفاوت دارد.

بهاى معامله در آن‏ها بهشت و نجات از دوزخ است، ولى اين دسته در برابر جانبازى خود، نه نظر به بهشت دارند و نه ترسى از دوزخ (اگر چه هر دو مهم است)، بلكه تمام توجه آنان، جلب خشنودى پروردگار است و شايد به همين جهت است كه آيه‏ى شريفه با كلمه‏ى «من» تبعيضيه «و من النّاس» شروع مى‏شود؛ يعنى تنها بعضى از مردم قادر به اين كار فوق العاده هستند.

  14- ايثار حضرت على‏عليه السلام‏

  «و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة»( حشر / 9.)

 شخصى خدمت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمد و عرض كرد:

 گرسنه‏ام، حضرت فرمودند: از منزل براى او غذايى بياورند،

ولى در منزل حضرت غذا نبود.

 فرمود: چه كسى امشب اين مرد را مهمان مى‏كند؟

حضرت على‏عليه السلام فرمودند: من حاضرم از او پذيرايى مى‏كنم.

 آنگاه او را به منزل برد و به فاطمه‏عليها السلام فرمود: چه چيز نزد توست؟

 فاطمه‏عليها السلام جواب داد: فقط به اندازه‏ى مهمان غذا هست.

 حضرت فرمود: چراغ را خاموش كنيد تا اين كه مهمان غذا را تناول كند.

 صبح كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از ماجرا آگاه شد، آيه‏ى فوق نازل شدنور الثقلين / ج 5 / ص 286.)