الگوي مديريتي امام خميني(ره) در دوران دفاع مقدس

 



تأملي در شيوه مديريت جنگ تحميلي عراق عليه ايران، از سوي امام خميني (ره) – به ويژه در سال هاي نخستين آن – الگوي منحصر به فردي از مديريت بحران هاي سياسي را نشان مي دهد. بر خلاف تصور عده اي از تحليل­گران كه شيوه مديريت امام را فردي يا كاريزماتيك و در ارتباط مستقيم با مردم مي­پندارند، ايشان از مديريت سيستميك نيز در مديريت جنگ استفاده كردند. مديريت سيستميك بحران هاي سياسي، الگوي رايج در واحدهاي سياسي مختلف هستند. در اين الگو، هر گونه تصميم­گيري و مديريت بحران، در چارچوب سلسله مراتب و نظام تصميم­گيري حاكم اتخاذ مي­شود. در حالي كه در شرايط عادي، پروسه تصميم­گيري مطابق فانون اساسي و قواعد رايج صورت مي­گيرد، در شرايط بحراني مانند بروز جنگ، فرآيند تصميم­گيري متحول مي­شود و به صورت غير عادي در مي­آيد.

مطالعه رفتار و عملكرد امام خميني(ره) در دوران دفاع مقدس نشان مي­دهد كه ايشان از شيوه مزبور مديريت بحران­ها، بيشترين بهره را براي اداره احسن جنگ به كار بردند. نمونه بارز اين نوع مديريت نيز، تأكيد خاص حضرت امام (ره) به نقش شوراي عالي دفاع بود. اين شورا كه مطابق قانون اساسي براي اداره امور جنگ تشكيل شده بود؛ نقشي اساسي در تصميم­گيري­هاي مرتبط با جنگ داشت. امام در سخت­ترين شرايط جنگ تحميلي نيز از اين شورا سلب مسئوليت نكرد و همواره، بر تمركز تصميم­گيري­ها در آن تأكيد داشت. براي نمونه، ايشان در بيانيه­اي خطاب به مردم و مسئولان در سال 1359 ضمن تأكيد بر معيار بودن قانون اساسي در اعمال نهادها و مأموريت يافتن شوراي عالي دفاع مي­فرمايند: «مسائل دفاع در شورا مطرح و رسيدگي مي­شود و پس از تصويب، تصميم در اجرا با فرماندهي كل قواست و قواي مسلح بايد اوامر ايشان را اجرا كند».
با آن كه  اين شورا، به صورت مرتب جلسه هايي را در خدمت امام تشكيل مي­داد، اما امام به ارائه رهنمودهاي كلي  بسنده و به هيچ وجه سعي نمي­كردند اختيارات آن را محدود كنند و يا به طول كامل به تصميم­هايش جهت دهند. در چارچوب سلسله مراتب تصميم­گيري و اجرا، امام بر رعايت سلسله مراتب و اطاعت نيروها از فرماندهان خود تأكيد ويژه اي داشتند. براي نمونه، ايشان تا جايي كه ممكن بود بر فرماندهي كل قوا از سوي بني­صدر (علي رغم عملكرد منفي وي) تأكيد مي­كردند. در سطوح پايين نيز، به طور مرتب نيروهاي ارتش، سپاه، بسيج و ژاندارمري را به اطاعت از فرماندهان خود توصيه مي­نمودند. در جريان عملكرد بني­صدر و مسائلي كه وي و  منافقين به وجود آورده بودند (نوعي بحران در بحران) نيز، عملكرد امام بر مبناي مديريت سيستميك بود. با آن كه امام نفوذ بالايي در ميان مردم داشتند و با يك اشاره مي توانستند با بني­صدر برخورد كنند، اما تا زماني كه مجلس جريان قانوني عزل بني­صدر را طي نكرد ايشان­اقدامي­­­ نكردند. افزون بر شوراي عالي دفاع، مجلس شوراي اسلامي دومين نهادي بود كه در جريان مديريت جنگ نقش داشت. در اين حوزه نيز، سياست امام تنها نظارت بر عملكرد مجلس بود و ايشان به اين عملكرد اهميت خاصي مي­دادند. اما در كنار مديريت سيستميك جنگ كه از سوي دو نهاد ياد شده و با نظارت ايشان صورت مي گرفت، مديريت كاريزماتيك بحران هاي سياسي، الگوي دوم مديريت امام بود كه در نوع خود سابقه نداشت. اين نوع مديريت بر ماهيت و نوع رابطه امام با توده هاي مردم كه تحت تأثير كاريزما و محبوبيت بالاي ايشان قرار داشت، مبتني بود. برآيند چنين مديريتي، حضور تعيين­كننده نيروهاي مردمي -به ويژه سپاه و بسيج- در جبهه­هاي جنگ بود و در نهايت اين نيرو در عقب راندن نيروهاي عراق از خاك ايران، نقش اصلي را ايفا كرد. بنا بر اين مي­توان گفت كه الگوي مديريت كاريزماتيك امام، بر آموزه­هاي ديني و روان­شناختي مردم ايران قرار داشت. ايشان با بهره­گيري از اصول روان­شناختي سعي مي­كردند آرامش كشور و ملت را در شرايط حاد بحراني حفظ كنند. البته، بايد يادآور شد كه به خوبي نيز در اين كار موفق شدند. ايشان در همان آغاز جنگ طي صحبت­هايي خطاب به مردم ايران فرمودند: «اين يك دزدي آمده است يك سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است سر جايش، ديگر قدرت اين كه تكرار بكند انشاء الله ندارد. من به ملت ايران سفارش مي كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. يك جهت اين كه خونسردي خودشان را حفظ كنند و ابداً توجه به اين معنا كه يكي قضيه­اي واقع شده است (و واقعاً واقع نشده قضيه­اي) توجه نكنند به اين معنا، يك وقت اغتشاشي بار نيايد»
از سوي ديگر، امام توانستند با استفاده از نفوذ خود در ميان مردم و با بهره­گيري از باورهاي ديني­شان، به بهترين وجهي آنها را براي حضور در جبهه­هاي جنگ بسيج كنند.
«و اينجانب اولاً به ملت ايران هشدار مي­دهم كه خود را مهيا كنند و اسلحه­هاي خود را آماده كنند و به حال آماده­باش باشند كه اگر خداي نخواسته محتاج بسيج عمومي شد و امر به جهاد مقدس عمومي داده شد، فوراً به ميدان رفته و از دين خدا و كشور اسلامي دفاع نمايند»
به اين ترتيب، تركيبي از دو سبك مديريت بحران­ها -مديريت سيستميك و مديريت كاريزماتيك- بود كه توانست جلوي تجاوز عراق به ايران را بگيرد و الگوي منحصر به فردي را از امام به ميراث بگذارد.
 

 

مرتضي باقيان

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:57 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

اولين های جنگ

 

اولين گلوله اي كه از يك دستگاه تانك در جنگ ايران و عراق به سوي كشورمان شليك شد توسط ملك حسين، پادشاه وقت اردن انجام گرفت. 

اولين عمليات منظم رزمندگان اسلام، عمليات «امام مهدي عليه السلام» در تاريخ 26/12/1359 در منطقه غرب سوسنگرد انجام شد. 

اولين ايستگاههاي صلواتي جبهه ها در شهر بستان (پس از آزادسازي) راه اندازي شد. 

اولين عمليات نيروي هوايي ارتش، تنها به دشمن، در بعداز ظهر 31 شهريور ماه 1359 صورت گرفت كه صدمات جبران ناپذيري به 2 پايگاه مهم هوايي عراق به نامهاي «الرشيد» و «شعبيه» وارد نمود. 

اولين عمليات نيروي دريايي ارتش در هفتم آذر ماه 1359 انجام شد. 

اولين حضور مقام معظم رهبري در جنگ تحميلي در اواخر سال 1359 صورت گرفت و تا يكي دو ماه از ابتداي سال 1360 ادامه يافت. 

اولين موشك ايران براي مقابله به مثل در ساعت 2:40 بامداد 21 اسفند 1362 به سوي شهر كركوك در عراق و سپس از 23 اسفند تا 25 خرداد سال 1364، تعداد 12 موشك به شهر بغداد پرتاپ شد. 

اولين عمليات آبي خاكي دلاور مردان غيور اسلام با نام «خيبر» در سوم اسفند ماه 1362 در منطقه هور در جزاير مجنون انجام گرديد. 

اولين عمليات دريايي سپاه پاسداران در خليج فارس، با نام كربلاي 3 در شهريور ماه 1365 انجام شد. 

اولين عمليات بيرون راندن دشمن تا نقطه مرزي، عملياتي به نام «طريق القدس» بود كه در 30 دقيقه بامداد روز يكشنبه هشتم آذر ماه 1360 صورت گرفت و نيروهاي دشمن تا نقطه مرزي تنگه چزابه به عقب رانده شدند و شهر بستان نيز آزاد شد. 

اولين بار در عمليات رمضان، جنگ به داخل خاك عراق كشيده شد. 

اولين حمله موشكي رژيم متجاوز عراق عليه شهرهاي كشورمان، در تاريخ 16 مهر ماه 1359 با شليك 3 فروند موشك به شهر مقاوم دزفول آغاز شد. 

اولين خودروهاي پدافند شيميايي توسط جهادگردان جهادسازندگي اصفهان، به منظور مقابله با بمب هاي شيميايي طراحي و ساخته شد. 

اولين كشوري كه از نخستين روزهاي جنگ به طور رسمي از عراق حمايت كرد اردن بود. 

اولين گردان از روحانيون و طلاب حوزه عليه قم در سومين روز تجاوز دشمن بعثي عراق، توسط دفتر تبليغات حوزه علميه، به جبهه اعزام شد. 

اولين شهر عراق كه به تصرف نيروهاي ايران در آمد، شهر پنجوين بود. 

اولين پيروزي عظيم ايران در جنگ، عمليات ثامن الائمه عليه السلام است كه در تاريخ 5/7/1360 و با حضور لشكر 77 پياده ارتش و نيروهاي سپاه و بسيج مردمي در شمال آبادان و شرق رود كارون اجرا گرديد و محاصره آبادان به كلي درهم شكست.

اولين قرارگاه مشترك ارتش و سپاه در عمليات طريق القدس، توسط شهيد حسن باقري بنيان نهاده شد كه خود فرماندهي آنرا به عهده داشت. 

اولين گزارشگر صدا و سيما كه در دوران دفاع مقدس به شهادت رسيد، شهيد علي اصغر رهبر بود. 

اولين فرمانده اسير دفاع مقدس، فرمانده شجاع پاسداران سوسنگرد به نام «حبيب شريفي» بود. 

اولين شاعر شهيد دفاع مقدس، حسين ارسلان متخلص به «رخشا» بود كه در تاريخ 20 آذر ماه سال 1364 در هور الهويزه به شهادت رسيد. 

اولين روحاني مفقود الاثر دوران دفاع مقدس، حجت الاسلام احمد ظريفيان بود. 

اولين خلبان شهيد دوران دفاع مقدس، شهيد فيروز حسني بود. 

اولين شهري كه به صورت گسترده، قرباني سلاحهاي شيميايي شد، شهر سردشت استان آذربايجان غربي بود كه در روز هفتم تير ماه سال 1362 مورد تهاجم قرار گرفت. 

اولين فرمانده لشكر شهيد دوران دفاع مقدس، حاج ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله بود كه در اسفند ماه سال 1362 در جزيره جنوبي مجنون به شهادت رسيد. 

اولين عمليات چريكي توسط شهيد دكتر مصطفي چمران، بر عليه تانك‌هاي دشمن كه تا چند كيلومتري اهواز پيشروي كرده بودند، فرماندهي شد. 

اولين شهيد مجلس شوراي اسلامي در دوران دفاع مقدس، سردار شهيد دكتر مصطفي چمران نماينده محترم مردم تهران بود. 

اولين لشكر سپاه پاسداران، لشكر 14 امام حسين عليه السلام است كه به فرماندهي سردار شهيد حاج حسين خرازي و با ابلاغ ستاد عمليات جنوب، رسماً تشكيل گرديد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:56 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

شاهکار امام

 
شاهکار امام

به عکس بالاي سر قبور شهدا نگاه کرده ايد؟ ... معمولا بالاي مزار يک شهيد ، سه عکس از او ديده مي شود ؛ يک عکس ، مال دوران قبل از انقلاب اوست با موهايي بلند ، بعضا تا شانه ، خط ريش چکمه اي ، سبيل کلفت و دراز و تيپي که عمدا بيانگر ظاهر هيپي هاي آن دوران است . يک عکس هم مربوط مي شود به اوايل انقلاب که در آن موها کوتاه شده ، خط ريش ، چند سانتي بالا رفته ، بفهمي نفهمي ته ريشي در صورت ديده مي شود و چهره از حالت مغرورانه به يک حالت متواضعانه تبديل شده است . عکس سوم اما متعلق به دوران اواخر زندگي شهيد است ؛ موها کاملا کوتاه و مرتب ، محاسن به نسبت بلند ، کروات سرخ آبي عکس اول ، جايش را به چفيه سپيد و سياه داده و چهره ، يک جورهايي دارد « نوربالا » مي زند !
خود مانيم ؛ « خميني » نه فقط سيرت که صورت يک نسل را خدايي کرد .

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:52 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

دانستنی های جنگ2

در طول جنگ، 127 شهر از شهرهای كشور مورد تهاجم هوایی و موشكی قرار گرفته‌اند.  از میان شهرهای مورد تهاجم، آبادان با بیش از 1017 بار رتبه اول، اهواز با 316 بار رتبه دوم و دزفول با 241 بار رتبه سوم قرار دارد.

شهر تهران در دوران جنگ شهرها 92 بار مورد تهاجم هوایی و موشكی قرار گرفته است.  در روزهای پایانی سال 1366 سومین جنگ شهرها علیه ایران آغاز شد و برای اولین بار موشك های عراقی كه برد آنها به كمك متخصصان خارجی افزایش یافته بود، به شهرهای تهران و قم اصابت كرد. 

بیش از 63 درصد از حملات دشمن به شهرهای كشور با هواپیما، 32 درصد با توپخانه و در حدود 5 درصد نیز با موشك صورت گرفته است. 

حداكثر تعداد شهدا در یك بار تهاجم به شهرهای كشور 800 نفر است كه در اثر تهاجم هواپیماهای دشمن به شهر كرمانشاه در آذر ماه 1365 اتفاق افتاد. 

حداكثر تعداد مجروحین در یك بار تهاجم به شهرهای كشور 4000 نفر است كه بر اثر تهاجم هواپیماهای دشمن به شهر اهواز در تیر ماه 1367 اتفاق افتاد. 

در گزارش هیئت اعزامی از طرف سازمان ملل كه در تاریخ 10 خرداد 1370 وارد تهران شدند چنین آمده:  5 استان ایران صحنه جنگ بوده و 11 استان مورد حمله قرار گرفته 500 شهر و 4 هزار روستا بر اثر جنگ خسارت دیده‌اند. 

خسارات مستقیم وارده به جمهوری اسلامی ایران به نظر هیئت بیش از 97 میلیارد دلار تخمین زده شده است. 

جهاد سازندگی در طول 8 سال دفاع مقدس 3100 شهید، 8500 جانباز، 866 آزاده و 83 مفقود الاثر را تقدیم انقلاب اسلامی نموده است.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:50 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

دانستنی های جنگ

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران 2887 روز به طول انجامید که طی آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت که 793 روز حمله از سوی رزمندگان اسلام بود و 207 روز از سوی ارتش متجاوز بعثی در طول جنگ شمار 381 هزار و 680 نفر از نیروهای دشمن کشته و یا زخمی شدند و 72 هزار نفر به اسارت نیروهای اسلام در آمدند. در این هشت سال 371 فروند هواپیما و 82 فروند بالگرد دشمن منهدم شد. 1700 دستگاه تانک و نفربر، 480 قبضه توپ و سه هزار و 363 دستگاه خودرو نظامی به غنیمت ایران در آمد و و پنج هزار و 758 دستگاه تانک و نفربر، 532 قبضه توپ و پنج هزار و 152 دستگاه و خودرو نظامی دشمن منهدم گردید.

مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخایر ارزی عراق که در ابتدای جنگ، حدود سی میلیارد دلار بود، پس از شکست در عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پایان جنگ، این کشور بیش از هفتاد میلیارد دلار بدهی داشته باشد.

در طول 8 سال دفاع مقدس حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی ایران به دست دشمن باقی نماند و این افتخار در تاریخ 400 سال گذشته ایران بی‌نظیر است.

حدود 5000نفر از اسرای عراقی به ایران پناهنده شده اند که توسط صلیب سرخ ثبت نام و تعداد زیادی از آنها در ایران ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده اند و تا قبل از سقوط صدام حاضر به بازگشت به کشورشان نبودند.

طول مرز ایران و عراق1336 کیلومتر است که با در نظر گرفتن رودخانه ها و هور العظیم به1591 کیلومتر می رسد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:49 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

افشاگری شهید باقری از اقدامات ضدامنیتی آمریکا در طبس

 
افشاگری شهید باقری از اقدامات ضدامنیتی آمریکا در طبس

۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، حکایت از یک واقعه است؛ واقعه‌ای که شاید کمتر به آن توجه شده یا با کم لطفی آفرینندگان اثر فرهنگی هنری مواجه بوده است؛ اما در زمان شکست مفتضحانه کار‌تر و وقوع حادثه طبس، جوانانی از این مملکت از جمله شهید «حسن باقری» در صحنه حاضر شدند تا این واقعه را در تاریخ پیروزی‌های حق بر باطل ثبت و ماندگار کنند.

حالا حسن باقری‌ها کجا هستند که شکست‌های پی‌درپی استکبار در مقابل جهان اسلام را به تحریر و تصویر بکشند؟!! این گزارش،‌‌ همان گزارشی است که شهید"حسن باقری" به عنوان نخستین خبرنگار اعزامی جمهوری اسلامی به طبس، این واقعه را در روز شنبه تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۵۹ مصادف ۱۰ جمادی‌الثانی ۱۴۰۰ در شماره ۲۶۱ به نگارش درآورده است.

* شهید حسن باقری و بهرام محمدی‌فرد نخستین خبرنگاران حاضر در طبس

 منطقه فرود هواپیما‌ها و هلی‌کوپتر‌ها محلی است در فاصله حدود ۲۷۰ کیلومتری یزد و ۱۶۰ کیلومتری طبس و حوزه ژاندار‌مری بیرجند پاسگاه رباط‌خان در ۴۰ کیلومتری این نقطه واقع است. دیروز صبح در ۲ کیلومتری محل فرود هواپیما ، به اولین گروه سربازان ژاندارمری برخوردیم که محافظت منطقه را برعهده داشتند. در کنار تانکری که توسط مزدوران کثیف آمریکایی به آتش کشیده شده بود به نگهبانی مشغول بودند؛ افسر فرمانده این گروه به ما گفت که مزدوران آمریکایی سوار بر یک موتور ترل جلوی این تانکر، مواد سوختی را گرفتند و حتی به راننده اجازه برگشت هم ندادند و در عوض تانکر او را به گلوله بستند که در نتیجه تانکر منفجر و به آتش کشیده شد و راننده هم از ناحیه سر آسیب دیده است که برای مداوا به یزد اعزام گردیده و باقیمانده سوخت تانکر حاکی از شعله و حرارت بیش از حد و اندازه آن می‌باشد.

 تنها چیز سالمی که ما از این تانکر دیدیم، نمره جلوی آن بود و دیگر هیچ چیز سالمی دیده نمی‌شد. حادثه به اندازه‌ای بود که فنر‌های عقب ماشین و حتی شاسی اصلی ماشین را نیز کج کرده و در این بین فرمانده حفاظت منطقه که یک سرگرد نیروی زمینی لشگر خراسان بود، برای بازدید به این محل آمد و وقتی که فهمید ما خبرنگار هستیم و از تهران آمدیم، متذکر شد که این منطقه توسط مزدوران آمریکایی مین‌گذاری شده و رفتن برای تهیه عکس و گزارش خطرناک است اما وقتی با اصرار ما روبرو شد، قبول کرد که خود نیز همراه ما بیاید و راهنمایی کند. ما نیز متوجه شدیم که اولین گروه خبرنگار و عکاس هستیم که برای تهیه گزارش از این جنایت فضاحت‌بار کار‌تر به منطقه آمده‌ایم.

* افشاگری شهید باقری از اقدامات ضدامنیتی آمریکا در طبس

 فاصله محل سوزاندن تانکر تا محل سقوط هواپیما حدود یک و نیم کیلومتر بود؛ از دور فقط ۲ هلی‌کوپتر به چشم می‌خورد و ۲ تا ۳ تا پره که عمودی نیز در زمین فرو رفته بودند. جلو‌تر که رفتیم فرمانده حفاظت منطقه توضیح داد که این نقطه جزو نقشه‌ای بوده است که در زمان رژیم طاغوت قرار بود، فرودگاه شود و چون این نقشه‌ها توسط همین آمریکایی‌ها طرح‌ریزی شده لذا مختصات این منطقه را داشته‌اند و قبلاً هم از این محل برای صدور اورانیوم‌های استخراج شده از منطقه به آمریکا استفاده می‌کردند. باید متذکر شد که منطقه فرود هلی‌کوپتر‌ها، منطقه‌ای از کویر به صورت دشت باز و گسترده به وسعت بیش از ۱۰ کیلومتر مربع با میدان دید وسیع که گنجایش فرود هواپیما و هلی‌کوپتر‌های زیادی را دارا است. سرگرد فرمانده نظارت منطقه، ادامه داد که آمریکایی‌ها حساب همه چیز را کرده بودند. اما از آنجا که پشتیبان ملت، خداوند متعال است، سطح کویر شنی بوده و تمام نقشه‌های آن‌ها را برهم ریخت. چهار هلی کوپتر نیروی دریایی آمریکا در منطقه بود که هنوز منفجر یا منهدم نشده بود و فقط بعضی از چرخ‌هایش در شن فرو رفته بودند. دو هلی‌کوپتر یکی در سمت راست جاده و دیگری در سمت چپ قرار داشت. علاوه بر این هلی‌کوپتر‌های سالم یک هلی‌کوپتر‌ هم با هواپیما سی ۱۳۰ آمریکایی تصادف کرده بود و هر دو آتش گرفته بودند و خود این حادثه باعث عقیم ماندن تلاش‌های کار‌تر دیوانه شده بود. البته راجع به علت تصادف هواپیمای سی ۱۳۰ و هلی‌کوپتر، سخنان گوناگونی نقل می‌شود. از هواپیمای C130 که چهار موتوره است، جز تل خاکستر، آلومینیوم‌های ذوب شده که در سطح کویر روان شده بود چیزی باقی نمانده بود. پنج جسد سوخته خلبانان آمریکایی را در لابلای لاشه هواپیما مشاهده کردیم که عبارت بودند از خلبان و خدمه هواپیمای سی ۱۳۰. هلی‌کوپتری هم که به این هواپیما برخورد کرده بود متلاشی شده بود که مسلماً خلبانانش به درک واصل شدند. آمریکایی‌ها حتی وقت نکردند فشنگ‌ها را بردارند. نکته قابل توجه اینکه جعبه سیاه هواپیمای سی ۱۳۰ که حافظه مختصات پرواز جهت و مسیر پرواز بوده در محل بین سوخته‌های لاشه هواپیما موجود بود و از این جعبه می‌توان کاملاً مطمئن شد که این مزدوران از کدام یک از پایگاه‌های کشورهای مزدور آمریکا در منطقه پرواز کرده است. مقدار زیادی پوکه‌های شلیک شده ۱۶ ـ ۸۸ را مشاهده کردیم و فانوسقه‌های زیادی روی زمین پخش بود که در هر کدام از این‌ها فانوسقه‌ها، بمب و دو جافشنگی ۱۶ـ m که در هر کدام سه خشاب ۲۰ تیری ۱۶ـ m وجود داشته است و آمریکائی‌ها حتی وقت نکرده بودند که این فشنگ‌ها را همراه خود ببرند و در محل‌‌ رها کرده و فرار کردند. گفته می‌شد که کنار هر وسیله مقداری مواد منفجره گذاشتند و ما دوربین اسلحه‌های زاویه سنج سنگین را دیدم که کنار آن‌ها جعبه مواد منفجره آماده انفجار قرار داشت و این بسیار خطرناک بود.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:44 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

توپخانه سپاه چگونه راه اندازی شد

 
به بهانه سالگرد شهادت بنیانگذار توپخانه سپاه سردارحسن شفیع‌زاده
توپخانه سپاه چگونه راه اندازی شد

فردا، هشتم اردیبهشت، سالگرد شهادت بنیانگذار توپخانه سپاه سردارحسن شفیع‌زاده است. فرمانده دلاوری که اوج آتش توپخانه را در والفجر 8، کربلای  5 و کربلای8 نشان داد. نام و شهرت او را در جنگ همه با توپخانه می‌شناسند. چون او توانست قسمت اعظم یگان‌های دشمن را، قبل از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان در عملیات‌های مختلف منهدم کند. او که از دوستان صمیمی و یاران فداکار شهید سردار حسن طهرانی مقدم بود، همیشه و در اکثر عملیات‌ها در کنار این یار روزهای رزم خوش درخشید.

16 مهر 1359، در هفدهمین روز آغاز تهاجم سراسری رژیم عراق به کشورمان، اولین موشک کوتاه برد"فراگ 7" ارتش عراق به شهر دزفول اصابت کرد که هفتاد نفر شهید و بیش از سیصد نفر زخمی بر روی دست مردم بی‌دفاع این شهر گذاشت. اما ماجرا به اینجا ختم نشد. رژیم متجاوز عراق در ادامه‌ جنایت‌هایش تا آبان ماه 1361، با بیش از 65 فروند موشک دیگر، زخمی و رنجور شهر مقاوم دزفول را مورد هدف قرار داد. در این حملات ناجوانمردانه علاوه بر تلفات انسانی، شمار زیادی از خانه و کاشانه مردم بی‌دفاع و مظلوم بر سرشان ویران شد. روند موشک باران شهر دزفول و بمباران دیگر شهرهای ایران از سوی دشمن متجاوز تا اواخر سال 1362 تداوم یافت و مقارن با عملیات بزرگ و غرور انگیز رزمندگان اسلام با نام" خبیر" در جزایر مجنون، به اوج خود رسید.

در این مقطع، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین بار با موافقت حضرت امام خمینی(ره) در 26 بهمن ماه 1362 با آتش‌بارهای توپخانه دست به مقابله به مثل محدودی زده و مراکز اقتصادی و نظامی شهرهای بصره، خانقین و مندلی عراق را مورد هدف قرار دادند با این تفاوت که قبل از اجرای آتش، اخطارهای لازم به ذکر این شهرها، برای خروج از هدف‌های مورد نظر داده شد.

رئیس ستاد تیپ کربلا در طریق القدس و معاون تیپ المهدی(عج) در فتح‌المبین

سردار حسن شفیع‌زاده با شروع جنگ تحمیلی و محاصره آبادان، با یک دسته خمپاره انداز که تحت مسئولیت شهید باکری اداره می‌شد به جبهه‌های جنوب شتافت. او به همراه تعدادی دیگر از رزمندگان برای حضور در جبهه آبادان با تحمل مشقات چندین روزه خود را به این شهر رساند و در ایستگاه هفت مستقر شد. بعدها با فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر شکستن حصر آبادان، نقش تاریخی خود را در شکستن محاصره آبادان و دفع متجاوزان و اشغالگران بعثی ایفا کرد. شهید شفیع زاده پس از عملیات طریق القدس به عنوان رئیس ستاد تیپ کربلا انجام وظیفه کرد و در شکل گیری، انسجام و فرماندهی آن نقش اساسی داشت.

راه اندازی فرماندهی توپخانه سپاه

پس از عملیات فتح المبین، با تجربیاتی که کسب کرده بود، متوجه شد که با گسترش سازمان رزمی مردمی، برای انجام عملیات بزرگ، نیاز به تشکیلات پشتیبانی آتشی به نام توپخانه می‌باشد. با همفکری تنی چند از فرماندهان، ضمن پی‌ریزی و سازماندهی اولین آتشبارهای توپخانه، مسئولیت هماهنگی پشتیبانی آتش در قرارگاه فتح در عملیات بیت‌المقدس را به عهده گرفت و به خوبی از عهده آن برآمد. او با برخورداری از ابتکار، خلاقیت و آینده نگری، همیشه طرح‌های دراز مدت ارائه می‌داد، ضمن آنکه بر مسأله آموزش نیروها نیز تأکید فراوان داشت. بعدها با تلاش بی وقفه و شبانه روزی خود، قبضه‌های غنیمتی را در قالب توپخانه‌های لشکری و گردان‌های مستقل توپخانه، به سرعت سازماندهی کرد و در عملیات رمضان، اکثریت قریب به اتفاق توپ‌ها را علیه دشمن بعثی بکار برد.

تیرماه 1363 محسن رفیق دوست- وزیر وقت سپاه- از سوی دو کشور سوریه و لیبی به طور رسمی دعوت شد. ثمره‌ حضور وزیر سپاه در سوریه و لیبی و به دنبال آن سفر رئیس جمهور وقت- حضرت آیت الله خامنه‌ای- به آن کشورها، دست‌یابی ایران به این سلاح موثر و راهبردی – موشک میان‌برد- بود. در پی این دیدارها و مذاکرات، حافظ اسد- رئیس جمهور سوریه – آموزش بکارگیری موشک به تعدادی از نیروهای ایرانی را متعهد شد و رئیس جمهور لیبی، برای تحویل تعداد محدودی موشک"اسکادبی" همراه با تجهیزاتش به جمهوری اسلامی ایران قول همکاری داد.

تشکیل یگان موشکی در دل توپخانه‌ سپاه پاسداران

پس مذاکرات و بی‌هیچ تعللی، تشکیل یگان موشکی در دل توپخانه‌ سپاه پاسداران کلید خورد. سیزده نفر از نیروهای با سابقه‌ توپخانه به همراه چند نفر مترجم، برای گذراندن آموزش بکارگیری موشک رهسپار سوریه شدند. سوری‌ها برای آموزش بکارگیری موشک، یک برنامه شش ماهه به نیروهای ایرانی ارائه می‌کنند. فرمانده توپخانه‌ سپاه – حسن مقدم-  در این ماموریت، مسئول نیروهای ایرانی بود. اولین نیرویی که در این ماموریت با او همراه شد و قول همکاری داد حسن شفیع زاده، بود. او هم به اهمیت تطبیق آتش در جنگ واقف بود و از نخستین روزهای حضورش در جبهه آبادان، خمپاره‌اندازهای غنیمتی را علیه مواضع دشمن به کار می‌گرفت. فرمانده جدید آتش‌های پشتیبانی سپاه خیلی زود شیفته صلابت و اقتدار حسن شفیع زاده شد. آن دو ایده‌های بلندی در تنبیه متجاوزان بعثی داشتند.

مرکز آموزش توپخانه به همت حسن شفیع زاده و یعقوب زهدی راه اندازی شد

سی‌ام فروردین ماه 1361،‌ رحیم صفوی، در پایگاه گلف اهواز(محل قرارگاه مرکزی کربلا) طی حکمی حسن مقدم را به عنوان مسئول تطبیق آتش‌های توپخانه و خمپاره‌های سپاه به فرماندهان قرارگاه‌های قدس، نصر، فجر و منطقه 8 معرفی کرد. وقتی حکم را خواند اولین کسی که برای همکاری نامش را به خاطر آورد،‌ باز هم حسن شفیع زاده بود. محمد آقایی، مصطفی تقی جراح (شهید)، علیرضا ناهیدی (شهید ) و... هم به توپخانه سپاه پیوستند. مدتی بعد مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه در گلف اهواز آغاز به کار کرد. مرکز آموزش توپخانه به همت حسن شفیع زاده و یعقوب زهدی در اصفهان راه اندازی شد.

توپخانه سپاه، روز به روز توسعه پیدا می‌کرد و خودش را در جنگ بیش از پیش نشان می‌داد. دیگر عملیاتی بدون پشتیبانی توپخانه انجام نمی‌گرفت. توپخانه از یگان‌های موثر و مهم سپاه، در جنگ نقش آفرینی می‌کرد و حرفی برای گفتن داشت. شفیع زاده در طول عملیات‌های مختلف با به دست آوردن توپ‌های غنیمتی بیشتر، گروه‌های توپخانه را به استعداد چندین گردان شکل داد. این گروه‌ها بازوهایی قوی برای فرماندهی قوای رزمی بودند. در نبردهای خیبر، والفجر 8، کربلای 1، کربلای 4، کربلای 5که سپاه پاسداران به لحاظ عملیاتی مسئولیت مستقلی داشت، پشتیبانی آتش کل منطقه عملیات، با رهبری و هدایت ایشان انجام گرفت. اوج نقش آفرینی او در عملیات والفجر 8 بود. آتش پر حجم و متمرکزی که با برتری کامل، علیه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسیر عراقی، در طول جنگ کسی به خود ندیده بود؛ زیرا قسمت اعظم یگان‌های دشمن، قبل از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان اسلام، منهدم می‌شد.

شهید شفیع زاده سرانجام 8 اردیبهشت ماه سال 1366در منطقه عملیاتی کربلای 10، در شمالغرب (منطقه عمومی ماووت) و در حالی که عازم خط مقدم جبهه بود، خودروی وی مورد اصابت ترکش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به دیدار معبودش شتافته و به شهادت رسید. شهید شفیع زاده ضمن شرکت در کلیه صحنه‌های عملیاتی، مسئولیت فرماندهی توپخانه و طرح ریزی و هدایت آتش پشتیبانی را در قرارگاه‌های مختلف به عهده داشت و آخرین مسئولیت او فرماندهی توپخانه نیروی زمینی سپاه و قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) بود.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 14 اردیبهشت 1393  ] [ 6:42 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]