عمليات فتح المبين

 

فتح الفتوح رزمندگان اسلام

هفده ماه از انجام عمليات ناكام توكل در منطقه پل نادري و شرق رودخانه وحشي كرخه مي گذشت و دشمن همچنان در منطقه گسترده فكه ، شوش ، عين خوش ، چنانه و مناطق ديگري از جبهه جنوب به سر مي برد ، تا سرانجام عمليات فتح المبين در چهار مرحله براي آزاد سازي بخش وسيعي از خاك ميهن و خارج ساختن شهرهاي دزفول ، انديمشك و جاده اهواز – انديمشك از برد توپخانه و سايت موشكي سنگين و پركار عراق طرح ريزي شد . در عمليات طريق القدس زمينه مناسبي براي اين كار بزرگ و سرنوشت ساز فراهم شده بود .

براي عمليات فتح المبين فرمانده وقت سپاه ( سرلشگر رضايي ) با قرآن استخاره مي كند كه اين آيه مباركه مي آيد انا فتحنا لك فتح مبينا

ساعت 30 دقيقه بامداد دوم فروردين ماه 1361 يكصد گردان از سپاه و 35 گردان از ارتش ايران ، در غرب دزفول و شوش با رمز يا زهرا به قلب دشمن زدند . در مقابل 170 گردان از قواي رزمي عراق صف كشيده بودند . نيروهاي خودي در قالب چهار قرارگاه عملياتي سازماندهي شده و از چهار محور شوش ، رودخانه كرخه ، كوه ميشداغ در جاده اهواز – انديمشك و غرب دزفول حمله را شروع كردند .

 

fatholmobin.jpg

 

در مرحله اول و دوم ، تنگه هاي عين خوش و رقابيه به روي دشمن مسدود و در دو مرحله ديگر ارتش عراق تا پشت رودخانه دويرج عقب رانده شد .

در اين عمليات شهيدان حسين خرازي فرمانده لشگر 14 امام حسين و محسن وزوايي فرمانده يك گردان از تيپ 27 محمد رسول الله در شكست عراقي ها در محور رقابيه و علي گره زد بزرگترين موفقيت را به ارمغان آوردند . كار بي نظيري كه در اين عمليات انجام شد و مايع شگفتي عراقي ها گرديد ، حفر كانال و تونل در زمين هاي رملي منطقه و دور زدن دشمن از طريق آن بود . لشگر هاي 19 زرهي و 1 مكانيزه عراق كه در اين محاصره غافلگبر شده بودند ، با تحمل آسيب هاي فراوان و شكستي كه احمد متوسليان فرمانده تيپ 27 محمد رسول الله به آنها وارد آورد ، از ميان رفتند .

با انجام عمليات فتح المبين 2400 كيلومتر از خاك ايران در شمال خوزستان آزاد و دستيابي به چاه هاي نفت ابوغريب حاصل شد . طي 10 روز نبرد ، 18 فروند هواپيما ، 3 فروند چرخبال ، 361 دستگاه تانك و نفربر ، صد ها دستگاه خودروي نظامي و شمار چشمگيري از سلاح هاي انفرادي و نيمه سنگين دشمن از بين رفت و بيش از 4000 تن از نيروهاي عراقي كشته و 15000 نفر ديگر نيز به اسارت نيروهاي ايراني در آمدند .

همچنين شمار 150 دستگاه تانك ، 170 دستگاه نفربر ، 165 قبضه توپ ، شماري سلاح سبك و نيمه سنگي ، يك سايت كامل موشك سام به همراه سه فروند موشك و انبوهي مهمات ديگر به دست رزمندگان اسلام افتاد . اين عمليات با فرماندهي مشترك قرارگاه كربلا سپاه و ارتش و چهار قرار گاه قدس به فرماندهي سردار عزيز جعفري ، نصر به فرماندهي سردار شهيد حسن باقري ، فجر به فرماندهي سردار شهيد مجيد بقايي و قرارگاه فتح به فرماندهي سردار سرلشكر رحيم صفوي و غلامعلي رشيد انجام شد .

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام عمليات : فتح المبين

زمان اجرا : 2/1/1361

مدت اجرا : 10 روز

مكان اجرا : محور شوش ، رودخانه كرخه ، جاده اهواز – انديمشك و غرب دزفول

رمز عمليات : يا زهرا ( سلام الله عليها )

تلفات دشمن : بيش از 4000 كشته و 15000 اسير

ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عمليات : آزاد سازي بخش وسيعي از خاك ايران و خارج ساختن شهر هاي دزفول ، انديمشك و جاده انديمشك – اهواز از برد توپخانه و سايت موشكي دشمن در چهار مرحله


ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  ] [ 12:27 AM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات‌ فتح‌5

 

بهره‌گيري‌ از توان‌ جنگندگي‌ معارضان‌ عراقي‌

با قرار گرفتن‌ سلسله‌ عمليات‌ محدود و گسترده‌ برون‌ مرزي‌ در دستور كار فرماندهان‌ جبهه‌ شمالي‌ جنگ‌ و همچنين‌ همكاري‌ و بهره‌گيري‌ از توان‌ جنگندگي‌ معارضان‌ كرد عراقي‌ - به‌ دليل‌ اهداف‌ مشترك‌- عمليات‌ نامنظم‌ و گسترده‌ «فتح‌5» در منطقه‌ عملياتي‌ «چوارتا» و «ماووت» در شمال‌ استان‌ «سليمانيه» عراق‌ و همزمان‌ با عمليات‌ «كربلاي‌10» در غرب‌ ماووت‌ به‌ اجرا گذاشته‌ شد.

ساعت‌1 و47 دقيقه‌ بامداد روز25 فروردين‌ ماه‌1366 و هنگامي‌ كه‌ هنوز سپيدي‌ برف‌ و سوز و سرماي‌ زمستان‌ سال‌ پيش‌ بر هواي‌ آن‌ منطقه‌ كوهستاني‌ مستولي‌ بود، نيروهاي‌ تحت‌ امر قرارگاه‌ «رمضان» و گروه‌ انبوهي‌ از معارضان‌ كرد عراقي‌ با رمز «يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني‌« حمله‌ را آغاز كردند.

در همان‌ لحظات‌ نخست‌ سرعت‌ عمل‌ و گستردگي‌ تهاجم‌ نيروهاي‌ ايراني‌ سبب‌ غافلگيري‌ و انهدام‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ شد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پس‌ از گذشت‌ چند ساعت‌ از آغاز عمليات‌ و با طلوع‌ سپيده‌ صبحگاهي، تمام‌ نقاط‌ مورد نظر به‌ تصرف‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند، اما بدليل‌ ناتواني‌ نيروهاي‌ نامنظم‌ براي‌ دفع‌ پاتك‌هاي‌ سنگين‌ عراق‌ و عدم‌ اتصال‌ نقاط‌ آزاد شده‌ به‌ خطوط‌ نيروهاي‌ پدافندي‌ خودي، بتدريج‌ دشمن‌ همه‌ مواضع‌ از دست‌ داده‌ خود را باز پس‌گيري‌ كرد.

 

fath5(boroonmarzi).jpg

 

در عين‌ حال‌ طي‌ اين‌ عمليات، علاوه‌ برانهدام‌ مراكز نظامي‌ عراق، دكل‌ تلويزيون‌ سليمانيه‌ و پايگاه‌هاي‌ عراقي‌ مستقر در اطراف‌ «سورقلات» نابود شد و مقر لشكر27 از سپاه‌ يكم‌ عراق‌ مورد حمله‌ قرار گرفت.

تعداد1500 نفر از قواي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ شده‌ يا به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند و مقدار قابل‌ توجهي‌ سلاح‌ و مهمات‌ دشمن‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ شد.

عدم‌ موفقيت‌ كامل‌ نيروهاي‌ خودي‌ در اين‌ عمليات، از ناهماهنگي‌ نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ منظم‌ و نامنظم‌- كه‌ از دو جهت‌ متقابل‌ به‌ مواضع‌ دشمن‌ در ارتفاعات‌ حمله‌ برده‌ بودند- ناشي‌ شد.

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عمليات: فتح‌ 5 (برون‌ مرزي)

زمان‌ اجرا: 25/1/1366

تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) : 1500

رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني

مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ چوارتا - ماووت‌ در شمال‌ استان‌ سليمانيه‌ عراق‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزي‌ رمضان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و معارضان‌ كرد عراق‌

اهداف‌ عمليات: نفوذ و ضربه‌ زدن‌ به‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ با بهره‌گيري‌ از قواي‌ جنگندگي‌ معارضان‌ كرد عراق‌


ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  ] [ 12:26 AM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات محمد رسول الله

 

آزموني بزرگ براي کسب تجربه

منطقه جنگي جنوب از سوي ايران و عراق در اولويت نخست قرار داشت . عمليات هاي بزرگ و گسترده اي چون طريق القدس ، فتح المبين ، و بيت المقدس در قالب ده طرح كربلا‌ در حال طراحي و اجرا بود ، اما در جبهه شماي ( غرب ) بنابر اولويت سوم آن و پراكندگي مواضع دو طرف ، نبرد به شدت و انسجام جبهه جنوبي و جبهه مياني پيگيري و اجرا نمي شد . با اين حال جبهه غرب هيچ گاه از وجود رزمندگان جان بركف و فرماندهان كارآمد سپاه و ارتش ايران خالي نماند ، چنانچه بهترين فرماندهان نبردهاي جنوب از ميان افراد كار آزموده در جبهه شمالي بودند كه از جمله مي توان از جاويد الاثر احمد متوسليان ، و شهيدان محمد ابراهيم همت و دكتر مصطفي چمران نام برد .

 

mohammad-rasoolollah.jpg

 

عمليات محمد رسول الله كه با رمز و ذكر لا اله الا الله ، محمد رسول الله در روز 12 در ماه سال 60 به مدت دو روز در منطقه بياره و طويله عراق در غرب شهر نوسود ايران صورت پذيرفت ، يكي از آزمون هاي سخت و بزرگ چنين فرماندهاني بود . اين عمليات به منظور پس زدن قواي عراق و ضد انقلاب از غرب پاوه و جنوب مريوان به پشت مرزهاي بين المللي طرح ريزي شده بود .

وجود نيروهاي گروهك هاي كوموله و دموكرات خود مايه آسودگي خيال و قوت قلب صدام در جبهه شمال گشته بود ، اما با ضعف و اضمحلال اين گروه ها ارتش عراق مجددا دست به تجاوزات و حملات اشغالگرانه خود زد و حاشيه مرزي نوسود تا مريوان را در زمستان به تصرف در آورد ، اما در تيرماه 1360 رزمندگان اسلام با انجام عمليات روح الله منطقه شرق نوسود را از دست دشمن خارج و آزاد كردند .

عمليات محمد رسول الله نيز با همين هدف و با همكاري نيروهاي سپاه و ارتش ، در دو محور مريوان و پاوه به اجرا در آمد و رزمندگان شركت كننده در اين عمليات توانستند به بيشترين اهداف تعيين شده از جمله آزاد سازي شهرهاي مرزي نوسود ، هاني گرمله ، بياره و طويله عراق دست يابند . ولي عواملي چون فقدان راه هاي ارتباطي و نيز حضور نيروهاي دشمن در ارتفاعات مشرف به اين مناطق ، پشتيباني از رزمندگان خط شكن را با مشكل مواجه ساخت و يگان هاي عمل كننده نتوانستند پيروزي و فتح خود را بر مناطق آزاد شده تثبيت كنند ، بنابراين به مواضع خودي بازگشتند .

در روند اين عمليات دو مقر فرماندهي از تيپ 116 و شماري از پايگاه هاي دشمن در اطراف طويله و بياره عراق را منهدم و مقداري سلاح سبك و تجهيزات انفرادي به غنيمت رزمندگان اسلام در آمد .ضمن آنكه بيش از 800 تن از نيروهاي دشمن كسته و زخمي شده يا به اسارت نيروهاي خودي در آمدند .

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام عمليات : محمد رسول الله

زمان عمليات : 12/10/1360

مدت عمليات : 2 روز

مكان عمليات : منطقه عمومي شهرهاي بياره و طويله عراق در غرب شهر نوسود ايران

رمز عمليات : لااله الا الله محمد رسول الله

تلفات دشمن : 800 نفر كشته ، زخمي و اسير

ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عمليات : پس زدن قواي عراق و ضد انقلاب از شهر پاوه و جنوب مريوان به پشت مرز بين المللي


ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  ] [ 12:26 AM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات‌ نصر1

 

آزادسازي‌ يكصد كيلومتر مربع‌ از خاك‌ عراق

‌نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ منظور كنترل‌ راه‌ ارتباطي‌ «چوارتا- بسن» عراق‌ در جبهه‌ شمالي‌ و غرب‌ شهر «بانه» كردستان‌ ايران، در 25 فروردين‌ ماه‌ 1366 و هنگامي‌ كه‌ سوز و سرماي‌ زمستان‌ و برف‌ بر هواي‌ منطقه‌ حكم‌ فرما بود، دست‌ به‌ يك‌ حمله‌ نفوذي‌ زدند.

اين‌ تك‌ با رمز يا صاحب‌الزمان(عج)ادركني‌ آغاز شد و طي‌ آن‌ بلندي‌هاي‌ «كوخ‌ نم‌نم» و يال‌ ارتباطي‌ ميان‌ بلندي‌هاي‌ «سوركوه» و بسن‌ و پاسگاه‌ «سورديزه» و بسن‌ عراق‌ در زميني‌ به‌ گستره‌100 كيلومتر مربع‌ آزاد و تعداد 590 تن‌ از نيروهاي‌ پياده‌ و كماندوي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند.

همچنين‌ مقداري‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين‌ و مهمات‌ به‌ غنيمت‌ رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ درآمد.

 

nasr1.jpg

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عمليات: نصر 1 (نفوذي)

زمان‌ اجرا: 25/1/1366

تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير) :590

رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان(عج) ادركني‌

مكان‌ اجرا: غرب‌ منطقه‌ عمومي‌ بانه‌ - محور شمالي‌ جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: كنترل‌ راه‌ ارتباطي‌ چوارتا- بسن‌ عراق‌


ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  ] [ 12:25 AM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

روايتي از توجه و دلبستگي رهبر انقلاب به نگارش خاطرات دفاع مقدس

 
 




به گزارش سايت ساجد ، گلعلي بابايي و حسين بهزاد از نويسندگان و پژوهشگران عرصه دفاع مقدس هستند که آثار ماندگاري همچون «همپاي صاعقه»، «ضربت متقابل»، «از الوند تا قراويز»، «بهار 82» و «مهتاب خيّن» را در حوزه‌هاي مستندنگاري تاريخ دفاع مقدس، اعم از نگارش کارنامه عملياتي يگان‌هاي رزم، نگارش کارنامه تاريخي استان‌ها در جنگ و تاريخ شفاهي جنگ بر جاي گذاشتند.

کتاب «از الوند تا قراويز» يکي از کتاب‌هايي است که رهبر معظم انقلاب از آن ياد کردند و پيگير وضعيت نويسندگان اين اثر و گزارشي از ادامه فعاليت‌ها و عملکرد نويسندگان بودند.

گلعلي بابايي  ضمن اشاره به ادامه پيگيري‌هاي رهبر معظم انقلاب پيرامون اين کتاب اظهار داشت: پس از انتشار کتاب «از الوند تا قراويز» که جلد يکم از مجموعه کتاب‌هاي کارنامه عملياتي استان همدان در ‌جنگ است، رهبر معظم انقلاب پيگير وضعيت ما بودند؛ بنابراين از بيت رهبري براي ارائه گزارش مکتوبي از عملکرد‌مان با ما تماس گرفتند.
 
وي ادامه داد: در ديدار روز جانباز سال 1388، رهبر معظم انقلاب را از نزديک ملاقات کردم؛ بنده علاوه بر کتاب «از الوند تا قراويز»، گزارش مکتوبي از اهداف، عملکرد و برنامه‌هاي آينده خود و حسين بهزاد به محضر ايشان دادم؛ حضرت آقا پس از اينکه احوال بهزاد را از بنده پرسيدند، گفتند «دوستتان نيامده‌اند؟» بنده هم گفتم «اون بنده خدا خبر ندارد که من آمده‌ام؛ بنده هم فکرش را نمي‌کردم بتوانم شما را از نزديک ملاقات کنم» پس از صحبت‌هايي با حضرت آقا از محل ملاقات جانبازان تا جلوي در منزلشان، ايشان را همراهي کردم.

حسين بهزاد نيز در ادامه سخنان بابايي يادآور شد: اواخر شهريور 88 بود که به همراه سردار همداني در حال تدوين نهايي کتاب «مهتاب خين» بودم؛ گلعلي بابايي با بنده تماس گرفت که از بيت رهبري با من تماس گرفتند و جملاتي که حضرت آقا در پاراف گزارش ما نوشتند را برايمان خواندند، حالا مي‌خواهند با شما هم تماس بگيرند و جملات را برايتان بخوانند.
 
بعد از دقايقي از بيت رهبري تماس گرفتند و نوشته ايشان را برايمان خواندند که در آن آمده بود «به اين دو برادر بلند همت آفرين مي‌گويم و از زحمات با ارزش ايشان تقدير مي‌کنم و به فتوحات آينده‌شان دل مي‌بندم» البته متأسفانه تا امروز، رونوشت آن دست خط حضرت آقا به دست ما نرسيده است.

وي افزود: حضرت آقا طي سفرشان به شيراز در ديدار با فرماندهان سپاه در ارديبهشت 87 از کتاب‌هاي «همپاي صاعقه» و «ضربت متقابل» به عنوان کارنامه عملياتي لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) نام برده و فرمودند لشکرهاي نصر، عاشورا، امام حسين (ع)، نجف، فجر و ساير لشکرهاي سپاه هم بايد نگارش کتاب‌هاي کارنامه عملياتي خودشان را شروع کنند.

اين نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس اظهار داشت: در ملاقاتي که روز 4 مهر امسال با حضرت آقا داشتيم، بنده همين تأکيد مقام معظم رهبري نسبت به ضرورت نگارش کارنامه عملياتي ساير لشکرهاي سپاه را به معظم‌له يادآوري کردم و گفتم «آقاجان، دو سال و نيم از بيانات شما در آن مورد گذشت اما مشخص نيست لشکرهايي که از آنها نام برديد و ساير لشکرها، در جهت اجرايي کردن آن اوامر حضرت ‌عالي چه کردند. ولي هنوز که هنوز است، آقاي بابايي و بنده داريم چوب نوشتن اين دو کتاب را مي‌خوريم؛ روز اول هفته دفاع مقدس امسال، يکي از روزنامه‌هاي پرتيراژ مملکت، مطلبي درباره کتاب‌هاي تاريخي دفاع مقدس نوشت و جمله‌اي را با تأکيد به حضرت‌عالي منتسب کرد که يقين دارم اِسنادِ خلاف واقع است».

وي افزود: حضرت آقا پرسيدند «چه جمله‌اي از قول من نوشته بودند؟» گفتم «نوشته بودند حضرت آقا از نحوه نگارش کتاب‌هاي تاريخ جنگ گلايه دارند و فرموده‌اند چرا بايد کتاب‌هاي تاريخ جنگ طوري نوشته شوند که گويا بار هشت سال دفاع مقدس را فقط لشکر محمد رسول‌الله (ص) بر دوش داشته است».

در ادامه از حضرت آقا پرسيدم «اين جمله متعلق به شماست؟» حضرت آقا با لبخند فرمودند «قطعاً اين جمله همان طور که شما گفتيد اسناد خلاف واقع است و من هرگز چنين سخني نگفته‌ام».
 
بهزاد يادآور شد: بنده به آقا عرض کردم البته ما همه مي‌دانيم جمله‌اي که شما در قالب گلايه مطرح کرده‌ايد چه بود. چراکه متن فرمايش شما هم منتشر شده و ما خودمان هم آن را داريم. شما مکتوب فرموده بوديد «آقايان تهراني‌ها بلند شدند و به جبهه رفتند و در لشکر خودشان مستقر شدند بعد هم برگشتند و همان‌ها را نوشتند؛ در لشکرهاي اصفهان، لشکر امام حسين (ع) و 8 نجف، لشکر نصر مشهد، لشکر امام رضا (ع)، لشکر ثارالله، لشکر فجر و لشکرهاي گوناگوني که در همه جا هستند، يک عالم حماسه آفريدند، به چه دليل آنها نتوانند بنويسند».

در ادامه از آقا پرسيدم «اين جمله، متعلق به شما بوده است؟» آقا با لبخند پاسخ دادند «بله، اين دقيقاً حرف من است». بنده به ايشان گفتم «پس در اين صورت گناه آقاي بابايي و من چيست که از 8 جلد مجموعه کارنامه عملياتي لشکر 27 تا الان 2 جلدش را نوشتيم و منتشر شده است. اگر ساير لشکرها در اجراي اوامر شما تعلل کرده‌اند، گناه لشکر 27 چيست؟» آقا خنديدند و گفتند «شماها که گناهي نکرده‌ايد» گفتم «پس چرا اينقدر به لشکر 27 سرکوفت مي‌زنند؟ ضمن اينکه ما ابا نداريم بگوييم ما دو نفر تا زنده‌ايم بيست و هفتي هستيم. تا آن طرف قبرمان هم بيست و هفتمي هستيم و فرمانده ما هم، ‌احمد متوسليان است». که آقا تبسمي کردند و سري تکان دادند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:11 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

روستاي جان‌بازها

 
 



پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي روايتي کوتاه از روستايي گمنام در غرب کرمانشاه و نزديک مرز عراق منتشر کرده است که تمام اهالي آن شيميايي شده اند.

"حامد هاديان" در اين گزارش نوشته است: ميکروفن را که دستمان ديد؛ گفت صحبت دارد. روشنش کرديم. گفت نامش «اسلام» است. زمان جنگ، روستاي‌شان بمباران شيميايي شده و همه ساکنين شيميايي شده‌اند. گفت در دوران جنگ، روستا را ترک نکرده‌اند تا آن روز که همه بيهوش شدند و با برانکارد از آنجا بردندشان. گفت حالا در همان روستا زندگي مي‌کنند. گفت نصف روستا را جانباز شيميايي حساب کرده‌اند و نيمي را نه. گفت و گفت و ما هم شنيديم. آخرش از ما خواست به روستايشان برويم و حال و هواي‌شان را ببينيم و شماره موبايلش را داد. البته فکر نمي‌کرد اينقدر زود سراغشان برويم. به «نسار ديره»؛ روستايي در بيست کيلومتري گيلانغرب و پنجاه کيلومتري مرز عراق؛ در نزديکي ارتفاعات بازي‌دراز. ارتفاعاتي که صدام فتح آن را، کليد فتح خرمشهر مي‌دانست.

جنگ که شروع شد، مردان، زنان را به روستاهاي دورتر بردند و خودشان به روستا برگشتند. شغل اصلي مردم کشاورزي بود و از گندم و برنج گرفته تا ذرت و پنبه مي‌کاشتند. مردان در عين جنگيدن، کشاورزي را ادامه دادند. روستا با دشمن 3 کيلومتر بيشتر فاصله نداشت و در سال‌هاي جنگ مرتب زير حمله‌ي توپخانه‌ي دشمن بود. تعدادي از مردم هم شهيد و جانباز شدند. ولي چيزي که باعث تخليه چند ماهه روستا شد اتفاقي بود که در سال 1367 رخ داد. عراق که در انتهاي جنگ وضع خود را متزلزل‌تر از هميشه مي‌ديد، از بمب‌هاي شيميايي استفاده کرد. حلبچه، سردشت، نسار ديره و چند جاي ديگر از اين حملات در امان نماندند. روستاي نسار ديره سهمش 27 بمب شيميايي در يک روز بود.

اسم روستا را نمي‌توانستيم خوب تلفظ کنيم. از عابرين ‌مي‌پرسيديم «روستاي نسا و يا ديره داريم؟» تا اين که يادمان آمد موبايل آن جوان که نامش «اسلام» بود را گرفته‌ايم. زنگ زديم که مي‌خواهيم به روستاي‌تان بياييم. انگار همه روستا براي ديدار رهبر به گيلان غرب رفته بودند. کمي در شهر مانديم تا برگردند به روستا.

همراه اسلام به روستا رفتيم. مسير روستا راه پر فراز و نشيب و در عين حال زيبايي بود. راننده‌مان مي‌گفت در بهار ديدني‌تر است. روستا در 20 کيلومتري گيلانغرب و جايي بين کوه‌ها و دشت‌هاي کشاورزي بود. خانه‌هاي روستا را هم اداره مسکن تبريز نوسازي کرده بود. ظاهرا تا چند سال پيش خشتي و گلي بوده‌اند. ولي در کل يک خيابان اصلي بيشتر نبود. خانه‌ها بزرگ و تو در تو بودند. با اصرار «اسلام» به خانه‌شان رفتيم. از خانه‌ي «اسلام» تا محل اصابت بمب‌هاي شيميايي 200 متر هم نمي‌شد. پدر «اسلام» روي ايوان نشسته بود. او هم شيميايي بود. از حياط پشتي رد شديم. برادر «اسلام» با ويلچر به پيشوازمان آمد. او هم جانباز و شيميايي بود. به داخل خانه‌شان رفتيم. با روي باز ما را تحويل گرفتند. عکس «آقا» روي ديوار گچي خانه‌شان نصب شده بود. وقتي نشستيم براي همه‌مان پشتي آوردند و به رسم کرمانشاهي‌ها پذيرايي مفصلي کردند. تازه از مراسم حضور رهبر در گيلانغرب برگشته بودند. برادر «اسلام» با اين که برادرش در گيلانغرب خانه داشته از ساعت 3 ديشب در ماشين‌شان با سه بچه خوابيده‌ بوده تا رهبر را ببينند و مادرشان هم از شب قبل به شهر رفته بود تا با يکي ديگر از بچه‌هايش، به مراسم بروند.

برادر «اسلام» درباره ماجراي جانبازي خودش گفت که بچه بوده و بمب‌هاي خوشه‌اي به نزديکش خورده و دوپايش را قطع کرده است. بعد، از شيميايي شدنش گفت که روي ويلچر توي جاده آسفالت بوده که عراق شيميايي زده و او خودش را از روي ويلچر به رودخانه انداخته و بعد از چند ثانيه دچار حال تهوع و بيهوش شده است. «اسلام» هم بمباران را يادش بود. مي‌گفت در صدمتري محل حمله، هندوانه مي‌خورده و چيزي از بمباران نمي‌دانسته. اسلام آن موقع 4 سال بيشتر نداشته است.

با اسلام به محل يادمان بمب‌هاي شيميايي رفتيم که بچه‌هاي بازيگوش محل تابلواش را کنده بودند. محل يادمان کنار مزارع کشاورزي بود. بعد به گلزار روستا رفتيم. بيشتر مردم، شهداي خود را به شهرهاي بزرگتر برده بودند ولي تعدادي از شهدا در آنجا بودند. مردم روستا هر کدام که ما را مي‌ديدند از مشکلاتشان مي‌گفتند. از اينکه فراموش شده‌اند؛ از اينکه در روستايشان که همه شيميايي هستند يک مرکز درماني مخصوص وجود ندارد؛ از اينکه براي درمان بايد هربار به بيمارستان ساسان تهران بيايند و هزينه هنگفتي پرداخت کنند؛ از اينکه نمي‌دانند چرا بنياد بيشتر آن‌ها را جانباز و شهيد محسوب نمي‌کند! و...

در روز بمباران همه‌ي 900 نفر جمعيت روستا شيميايي شده بودند. عواقب آن حملات تا امروز ادامه يافته و مردم مشکلات مختلفي پيدا کرده‌اند که از همه برايشان سخت‌تر معضل بيکاري است. جوانان مي‌خوابند و صبح بي‌دليل مي‌ميرند.

وقت رفتن يکي از اهالي را ديديم که برادرش به خاطر شيميايي بودن شهيد شده و خودش پيگير مشکلات مردم روستا بود. مي‌گفت اين روزها همه دنبال يافتن شهداي گمنام هستند ولي اينجا مردمي هستند که گمنام شهيد مي‌شوند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:08 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

اقدام مهم آيت ا... العظمي خامنه اي در بسيج عشاير غرب

 



حضور آيت الله العظمي خامنه اي در مناطق عملياتي غرب كشور به اوايل جنگ تحميلي برمي گردد كه ايشان به عنوان نماينده ي امام رحمه الله و رئيس شوراي عالي دفاع به جبهه هاي غرب رفته تا با مشاهدات عيني، ضمن برآورد صحيح از وضعيت جنگ، گزارش هاي جامعي را به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ارائه دهند. در رابطه با حضور رهبر معظم انقلاب در مناطق عملياتي غرب كشور، گفت وگوي پايگاه اطلاع رساني رهبر معظم انقلاب اسلامي را با سردار سرتيپ محمدرضا نقدي، از فرماندهان عملياتي غرب كشور در زمان دفاع مقدس و رئيس سازمان بسيج مستضعفين مي خوانيد.
نكاتي از حضور حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در دفاع مقدس ارائه نماييد.
- حضور حضرت آيت الله خامنه اي در اوايل دفاع مقدس، اثر تعيين كننده اي بر روحيه ي رزمندگان اين منطقه داشت، چرا كه آنان مي ديدند يك مسئول عالي رتبه و روحاني برجسته ي نزديك به حضرت امام رحمه الله تا مقدم ترين خطوط نبرد، شخصاً حضور پيدا مي كند و هم نشين رزمندگان است. سخنان روحيه بخش ايشان در جمع رزمندگان در سرپل ذهاب و اسلام آباد ماندگار و بسيار اثربخش بود. نقش مهم ديگري كه معظم له بر عهده داشتند، انتقال واقعيات جبهه به مسئولين و مردم بود. ايشان حقايق جنگ را به شوراي عالي دفاع، مسئولين نظام و شخص حضرت امام رحمه الله انتقال مي دادند و آنان را از مطالب دقيق مياني، روحيه ي رزمندگان و مشكلات جبهه ها باخبر مي ساختند و اين مسئله نقش بسيار تعيين كننده اي در تصميمات امام رحمه الله و مسئولين عالي كشور داشت.
گروه ديگر مخاطبان مشاهدات رهبر معظم انقلاب، مردم بودند. ايشان در مقام خطيب نماز جمعه و معتمد مردم، فرهنگ و اخبار جبهه را به جامعه انتقال مي دادند و اين مسئله در ارتقاي روحيه ي سلحشوري مردم بسيار موثر بود. مطالبي كه ايشان از مشاهدات خودشان در نماز جمعه ي تهران مي گفتند، در روحيات جوانان كشور بسيار مؤثر بود و آنها را به حضور در جبهه ها ترغيب مي كرد، همچنين عموم مردم را به پشتيباني هرچه بيشتر از جبهه ها سوق مي داد. اگر به آرشيوهاي نماز جمعه رجوع كنيد، مي توانيد قسمت هايي از سخنان ايشان را بيابيد كه مشاهدات شخصي شان از حالات و روحيات يك سرهنگ يا ستوان ارتش و يا يك برادر پاسدار يا بسيجي را بيان كرده اند يا دلاوري ها و سلحشوري ها و ايمان راسخ رزمندگان را براي مردم شرح داده اند. طبيعتاً مردمي هم كه اين سخنان را از زبان يك شاهد عيني مي شنيدند، براي كمك به جبهه ها سرشار از انگيزه مي شدند.
پس از انتخاب آقا به رياست جمهوري، حضرت امام رحمه الله به جهت نگراني كه از حفظ سلامت ايشان داشتند، با صدور حكم ولايي، ايشان را از حضور در جبهه منع كردند و به همين دليل ايشان اجازه ي حضور در جبهه ها را نداشتند. البته در روزهاي آخر جنگ كه وضعيت جبهه ها يك مقدار با مشكلاتي روبه رو شد، مجدداً امام رحمه الله اجازه دادند و حضرت آقا حضوري بسيار پربركت در جبهه ها داشتند. رزمندگان در مقطع آخر جنگ به دليل توقف ناگهاني جنگ و حوادثي كه در جبهه ها اتفاق افتاد، با شبهات و سؤالاتي روبه رو بودند كه با روشنگري هاي حضرت آقا اين ابهامات و شبهات ايشان برطرف شد و از نظر روحي بازسازي شدند. اين در شرايطي بود كه تهديدات در جبهه هاي جنوب و غرب، بسيار جدي بود و رزمندگان نياز به استحكام روحي داشتند.
¤ شما به عنوان يكي از فرماندهان عملياتي غرب كشور بوديد. كدام يك از اقدامات رييس شوراي عالي دفاع در مناطق عملياتي غرب و كرمانشاه براي شما جذاب و مهم بوده است؟
- ايشان در اوايل جنگ علاوه بر حضور در ميان رزمندگان سپاه تهران در غرب كشور و در مناطق سرپل ذهاب، قصر شيرين، گيلان غرب و بازي دراز، در ميان عشاير منطقه ي دالاهو هم حضور پيدا كردند. اين حضور براي عشاير آن منطقه كه روحيه شان به دليل پيشروي هاي اوليه ي دشمن در خاك كشور از دست رفته بود، بسيار روحيه بخش و اميدواركننده بود. عشاير به يمن همين حضور، جان تازه اي گرفتند و مجدداً اسلحه گرفتند و بسيج شدند. بسيج عشايري اساساً از آن جا شكل گرفت كه تا آخر جنگ هم در منطقه ي دالاهو و ك ر ند بسيار نقش آفرين بود. امروز نيز اين نقش آفريني ادامه دارد.
¤ مردم منطقه ي غرب در دوران دفاع مقدس در صف اول مقاومت قرار داشتند. خوب است كه به بعضي قله هاي برجسته ي مقاومت مردم اين منطقه و كرمانشاه اشاره كنيد.
- مردم كرمانشاه واقعاً دلاوري هاي بسيار زيادي را از خود بروز دادند كه شاخص ترين آنها يكي حماسه ي پاوه است كه مردم كرمانشاه با يك جمله پيام امام رحمه الله غوغا كردند. مورد ديگر، زمين گير كردن لشگر زرهي دشمن با دست هاي خالي و بعضاً با سنگ و اسلحه ي شكاري بود كه نگذاشتند دشمن شهر را تصرف كند. حماسه ي ديگر مردم اين خطه، عمليات غرورآفرين مرصاد بود. شهداي برجسته اي هم در غرب كشور داريم كه اين شهدا را مي توان به دو دسته ي مجاهدان و انصار تقسيم كرد. مجاهدين كساني بودند كه از ديگر استان ها به منطقه غرب آمده بودند و انصار مردم بومي كرمانشاه بودند كه براي مقابله با دشمن كافر، قيام كردند.


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:07 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات مطلع الفجر

 

عمليات مطلع الفجر از سلسله عمليات هاي دوره آزادسازي به شمار مي رود كه در منطقه گيلان غرب و شياكوه و با هدف آزادسازي ارتفاعات غرب شهر گيلان غرب در جبهه مياني صورت پذيرفت .

خط خودي در جبهه مياني به اهميت جبهه جنوب نبوده و توسط ستاد سپاه منطقه 7 غرب كشور و قرارگاه ارتش اداره مي شد . عراق نيز بالا ترين توان ماشين جنگي خود را در جبهه جنوب به كار مي گرفت . بنابراين استعدادي كه در اين عمليات از آن بهره گرفته شد ، به اندازه عمليات جنوب نبود .

حمله با رمز يا مهدي ادركني در 20 آذرماه 1360 و با فرماندهي و همكاري مشترك سپاه و ارتش اجرا شد و به آزادسازي موقت بلندي هاي شياكوه و بر آفتاب انجاميد . ولي پاتك هاي سنگين عراق و نبود پشتيباني و حمايت كافي از نيروها ، به دليل فاصله چشمگير خط مقدم با خطوط عقبه ، موجب شد تا پس از 17 روز مقاومت و حفظ مناطق آزاد شده ، بار ديگر اين مناطق به اشغال دشمن در آيد .

 

matlaelfajr.jpg

 

در اين گير و دار غلامعلي پيچك فرمانده محور تنگه كورك و معاون عمليات ستاد سپاه منطقه 7 غرب كشور به شهادت رسيد . با اين وجود در طي چندين روز درگيري ، شماري از بلندي هاي منطقه و روستاهاي اشغال شده از دشمن ، پس گرفته و پاكسازي شد كه مهمترين آنها دشت گيلان غرب ، تنگه حاجيان ، روستاهاي كمار ، گور سفيد و چوار بودند . علاوه بر اين 2 فروند هواپيما ، 1 فروند هليكوپتر و شماري از ادوات سنگين و نيمه سنگين و 14 گردان از نيروي مخصوص دشمن منهدم و تعداد 2150 تن از نيروهاي بعثي كشته ، زخمي و اسير شدند .

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام عمليات : مطلع الفجر

زمان اجرا : 20/9/1360

مكان اجرا : گيلان غرب و شياكوه – جبهه مياني

رمز عمليات : يا مهدي ادركني

تلفات دشمن : 2150 كشته ، زخمي و اسير

ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عمليات : آزادسازي بلنديهاي غرب شهر گيلان غرب و شياكوه


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:04 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات طريق القدس ؛ فتح بستان

 

با عزل بني صدر از فرماندهي كل قوا و انتصاب سرهنگ صياد شيرازي ( امير سپهبد علي صياد شيرازي ) به فرماندهي نيروي زميني ارتش و انجام عمليات ثامن الائمه كه به شكست حصر آبادان معروف شد ، هماهنگي سپاه و ارتش بيشتر و ارتباط فرماندهان اين دو قوا تنگ تر و محكمتر گرديد و زمينه هايي تبيين استراتژي جديد در جنگ با هدف آزادسازي مناطق تحت اشغال دشمن فراهم شد . از ميان طرح هايي كه در شوراي عالي دفاع مطرح بود ، طرح قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب با آزاد سازي تنگه چزابه و آزاد سازي شهر بستان براي رسيدن به نوار مرز بين المللي نيز وجود داشت . بنابراين در بامداد 8 آذر 1360 عمليات طريق القدس با رمز مقدس يا حسين به طور همزمان در چند محور و با هدف آزاد سازي شهر بستان و رسيدن به خطوط مرزي در چزابه آغاز شد . در اين نبرد كه طراح آن شهيد حسن باقري بوده و فرماندهي آن را سپاه پاسداران بر عهده داشت ، 23 گردان از سپاه و 9 گردان از ارتش در مصاف با 60 گردان مجهز دشمن از چند محور ، نبرد را آغاز كردند .

 

tarigholghods-bostan.jpg

 

رزمندگان اسلام با عبور از منطقه رملي در شمال بستان ، دشمن را دور زده و بستان را فتح كردند . عبور از زمين هاي رملي صعب العبور سبب غافلگيري دشمن گرديد و بدين ترتيب همه اهداف از پيش تعيين شده به دست آمد .

در طي يك هفته عمليات ، منطقه اي به گستره 650 كيلومتر مربع شمال شهر بستان ، تنگه استراتژيك چزابه ، 70 روستا و پنج پاسگاه مرزي آزاد شد و پس از گذشت 420 روز از آغاز جنگ تحميلي ، رزمندگان توانستند در منطقه عمومي سوسنگرد و بستان ، در مرز بين المللي مستقر شوند .

همچنين فتح چزابه موجب شد تا اتصال قواي دشمن در غرب كرخه و غرب كارون گسسته شده و توان قواي سپاه سوم و چهارم ارتش عراق در جنوب تجزيه گردد .

اين عمليات بهترين زمينه براي پيروزي در عمليات بزرگ فتح المبين تلقي مي شود . در اين عمليات 180 دستگاه تانك و نفربر ، 200 دستگاه خودرو ، 13 فروند هواپيما و 4 فروند هليكوپتر منهدم و 45 گردان و گروهان از 12 تيپ و نيروهاي كماندويي لشگر 5 مكانيزه ارتش عراق از بين رفته و 4046 تن از نيروهاي دشمن كشته ، زخمي و اسير شدند .

طي عمليات طريق القدس ، غنايمي نيز از دشمن به دست آمده است كه به اين ترتيب گزارش شده است :

1- 100 دستگاه تانك

2- 150 دستگاه بولدوزر و ماشين هاي مهندسي – رزمي

3- 19 قبضه توپ 152 ميليمتري

4- 70 دستگاه نفربر

5- 250 دستگاه خودرو

6- 2 قبضه تيربار سنگين دوشكا با خودرو

7- ميزان قابل توجهي سلاح مهمات

عمليات طريق القدس نخستين مرحله از استراتژي موسوم به راه كربلا بود . در اين عمليات عباس كرد آبادي و احد فروغي از فرماندهان سپاه پاسداران به شهادت رسيدند.

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام عمليات : طريق القدس ( فتح بستان )

زمان اجرا : 8/9/1360

مدت اجرا : 14 روز

مكان اجرا : منطقه عملياتي چزابه – شمال شهر بستان

رمز عمليات : يا حسين

تلفات دشمن : 4046 كشته ، زخمي و اسير

ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عمليات : قطع ارتباط شمال به جنوب دشمن در خاك ايران با آزاد سازي شهر بستان و تنگه چزابه و رسيدن نوار مرز بين المللي


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:03 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]

عمليات‌ بيت‌المقدس‌5

ضربه‌اي‌ كاري‌ به‌ سازمان‌ زرهي‌ دشمن‌

در آخرين‌ ماه‌هاي‌ جنگ‌ هشت‌ ساله‌ ايران‌ و عراق‌ و هنگامي‌ كه‌ نيروهاي‌ ايران‌ با پيروزي‌ كامل، موفق‌ به‌ پيشروي‌ در خاك‌ دشمن‌ و آزادسازي‌ مناطق‌ و شهرهاي‌ مهمي‌ همچون‌ «حلبچه» كردستان‌ عراق‌ شده‌ بودند، يك‌ عمليات‌ انهدامي‌ براي‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ ماشين‌ جنگي‌ ارتش‌ عراق‌ در منطقه‌ عمومي‌ «پنجوين» صورت‌ گرفت.

اين‌ منطقه‌ پيوسته‌ صحنه‌ رويارويي‌ قواي‌ خودي‌ و دشمن، از جمله‌ عمليات‌ «والفجر4» بود. اين‌ يورش‌ بي‌امان‌ را نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ «رمضان» به‌ اجرا گذاشت. طي‌ اين‌ عمليات، يگان‌هاي‌ عمل‌ كننده‌ خودي‌ در شامگاه‌ ۲۲ فروردين‌ ماه‌ ۱۳۶۷ با رمز «يا اباعبدالله‌ الحسين(ع)» به‌ مواضع‌ نيروهاي‌ عراقي‌ حمله‌ برده‌ و طي‌ روزها درگيري‌ و نبرد، ۴۵ دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و صدها خودروي‌ نظامي‌ و ده‌ها قبضه‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين‌ دشمن‌ را منهدم‌ و به‌ لشكر ۲۷ ارتش‌ عراق‌ تلفات‌ و خسارات‌ چشمگيري‌ وارد آوردند. همچنين‌ در عمليات‌ بيت‌المقدس ۵ تعداد ۳۸۱۰ تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ شده‌ يا به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند.

 

beitolmoghaddas5.jpg

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عمليات: بيت‌ المقدس‌ ۵ (ضربتي)

زمان‌ اجرا: 22/1/1367

تلفات‌ دشمن‌: ۳۸۱۰ كشته، زخمي‌ و اسير

رمز عمليات: يا اباعبدالله‌ الحسين (ع)

مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومي‌ پنجوين‌ عراق‌ - خط‌ شمالي‌ جبهه‌ جنگ‌

ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌

اهداف‌ عمليات: انهدام‌ ماشين جنگي‌ دشمن‌


ادامه مطلب
[ شنبه 20 اردیبهشت 1393  ] [ 11:03 PM ] [ محسن علوی نیا ]
[ نظرات0 ]