مثلی است که در آن آمده است :شخصی خاری برسر راه مردم کاشته بود . به او گفتند:بیا این خاررا بکن!
آن مرد گفت: دیر نمی شود ، وهربار که به او می گفتند ، می گفت ،دیر نمی شود ووعده آینده را می داد. خار ،رشد می کرد و ریشه می دوانید و تنه اش کلفت و خار هایش تیزتر وخطرش بیشتر می شد. خارکن هم ،سال به سال پیرتر میگشت واز نیرویش کاسته می شد. وی وقتی می خواست خار را بکند نتوانست؛ هرچه زور زد،درخت از ریشه در نیامد.
زمان توبه نیز بعد از انجام هر گناه است. اگر گناه بماند،ریشه می دواند وگاهی غیر قابل جبران است.
منبع :داستان های معنوی
